Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 100749
تاریخ انتشار : 10 بهمن 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 118

فرهنگ در پرتو انقلاب اسلامي

علي عسگري علي عسگري ايجاد تحول و تغيير در نظام سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي از بارزترين نتايج يك انقلاب موفق است. انقلاب همزاد تحول است و بديهي است كه تحقق تحولات مورد نظر انقلاب، مهم ترين نتيجة آن است. از ميان عوامل گوناگون و مطالبات متعدد مردم، عوامل و مطالبات فرهنگي و مذهبي اصلي ترين محور حركت اين نهضت اسلامي بود. ايجاد تحولي جامع و همه جانبه بر اساس باورها، مكتب و اصول اسلامي كه ايدئولوژي مبارزه را تشكيل مي داد، اصيل ترين خواستة مردم و جامع ترين نماد مبارزه آن ها بود. اعتقاد راسخ به توانمندي هاي شگرف فرهنگ اسلامي و ايمان به ظرفيت هاي بالاي آن در ايجاد تغييرات ارزشي مطلوب، در تقويت اين ديدگاه مؤثر بود. فرهنگ اسلامي كه قرن ها پيش توسط پيامبر گرامي اسلام(ص) و پس از ايشان توسط امامان معصوم عليهم السلام به جهان عرضه شده بود، به لحاظ حوزة گسترش آن در شؤون اساسي زندگي و همچنين فطري بودن و جامع نگر بودنش، توانمندي خود را عنوان ابرفرهنگ مستقل و متعالي نشان داده بود. توجه به ارزش هاي والاي انساني نظير آزادي، برابري، برادري، امانتداري و... محور همة اين ارزش ها يعني اعتقاد و ايمان توحيدي به خداوند متعال، موجب شده بود تا جان هاي تشنة دل خستگان روز به روز و بيش تر از پيش متوجه اين فرهنگ غني شود. به شهادت تاريخ، اين فرهنگ با جانمايه هاي توحيدي خويش در برخورد با فرهنگ ايراني، فرهنگ جامعي پديد آورد كه ضمن بهره برداري از ايدئولوژي غني اسلام، اصالت هاي ايراني خويش را كه تعارضي با مكتب نداشت، حفظ نمود و فرهنگ درخشان و پرسابقه ايراني- اسلامي را ايجاد كرد.(1) غناي فرهنگ ايراني سبب شد تا نقش فرهنگ ساز دين در اين زمينة اصيل و مستعد، درخشش ديگري يابد و فرهنگ ايراني- اسلامي به يكي از متعالي ترين و غني ترين فرهنگ هاي جهان آن روزگار و امروز تبديل شود. تراوش فرهنگي معارف اصيل اسلامي در زمينه هاي ايراني، موجب تعميق تأثيرات پايدار فرهنگي گرديد. از سوي ديگر غناي اين فرهنگ درخشان و سطح بالاي تأثير گذاري اش موجب شد در طول تاريخ ايران، فرهنگ پذيري ايرانيان از فرهنگ هاي ديگر به شدت كاهش يابد. 1400 سال پس از پذيرش اسلام در ايران، انقلاب اسلامي براي تحديد حيات اين فرهنگ اصيل به وقوع پيوست. حكومت پهلوي و وابستگان و همفكران آن تحت تأثير فرهنگ غربي، نقش و جايگاه فرهنگ غني اسلامي- ايراني را در جدا بودن سياست هاي فرهنگي از ريشه هاي تاريخي و هويتي ايرانيان، فرهنگ ملي را به شدت در معرض آسيب قرار داده بودند. يكي از آسيب هاي جدي اي كه بر پيكرة اين فرهنگ وارد شد، حاصل تلاشي بود كه در جهت سكولاريزه كردن فرهنگ و زدودن نقش دين از اجزاي آن شكل گرفت. بر كسي پوشيده نيست كه راهكار فرهنگي رژيم پهلوي آن بود تا اسلام به عنوان يك فرهنگ برتر كنار گذاشته شود. بابي سعيد استاد جامعه شناسي دانشگاه منچستر در اين باره معتقد است: - در اين راهبرد تلاش مي شود براي روايت تاريخ، از عناصر ما قبل اسلام استفاده شود. از اين منظر، اسلام عامل گسستگي در تاريخ ايران و سبب انحراف هويت فرهنگي جامعة ايراني از پيشينة خود تلقي مي شود. اين راهبرد مدعي يك ميراث غير اسلامي است و از اين ادعا براي جدا كردن اسلام از اعمال گفتماني جامعة مدني استفاد مي شود.(2) راهكار اصلي رژيم پهلوي سكولاريزه كردن فرهنگ ملي بود. اين امر به همراه راهكاري ديگر يعني توسعة گفتمان هاي نژاد پرستانه و معرفي ايران به عنوان جامعه اي آريايي سبب شد كه ويژگي هاي مشكل آفرين اسلام سامي پررنگ و برجسته شود. علاوه بر اين ها كوشش هايي صورت گرفت تا اسلامي به عنوان نتيجة تهاجمي عربي و دليل اصلي عقب ماندگي ايران معرفي شود.(3) - محمدرضا از موضوعات و مباحث مربوط به گذشته قبل از اسلام استفاده كرد تا هويت خود را بر پاية يك تمدن بزرگ مبتني بر ارزش هاي فرهنگ آريايي استوار سازد. او براي رسيدن به اين هدف، سياست هايي را مبتني بر تأكيد بر گذشته قبل از اسلام ايران طراحي كرد. براي نمونه مي توان به پشتيباني از طرح هاي مربوط به باستان شناسي مانند از زير خاك در آوردن پايتخت هاي هخامنشيان و ساسانيان، جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي كه در تخت جمشيد برگزار مي شد، معرفي تقويم جديد بر اساس جلوس كوروش كبير به جاي تقويم اسلامي، اشاره كرد.(4) رضاشاه كه در زمينة سكولاريزه كردن فرهگ از كمال آتاترك متأثر شده بود، از مدت ها پيش اين امر را به عنوان راهكار اصلي سلسة پهلوي معرفي كرده بود. كمال آتاترك سكولاريسم را جزء ضروري و لاينفك نوسازي و تغيير اجتماعي مي دانست. به اعتقاد وي: - سكولاريسم نه تنها جدايي دولت از نهادهاي اسلامي بلكه آزادي فرد از مفاهيم و اعمال سنتي را نيز در بر مي گيرد.(5) هنگامي كه فاجعة كشف حجاب توسط ضاخان و تحت تأثير مكتب كماليسم به وقوع پيوست، هويت سكولار وي به شكلي آشكار پديدار گشت. محمد رضا نيز سعي داشت با اهميت دادن به آداب و رسوم پيش از اسلام و معرفي اين آداب به عنوان منشا تمدني بزرگ، آن ها را معارض با دين جلوه دهد. انقلاب اسلامي بيش از هر چيز در پي تجديد حيات فرهنگ اصيل اسلامي- ايراني بود. رهبر معظم انقلاب اين تجديد حيات را چنين توصيف مي كنند: - انقلاب اسلامي كه آمد، مثل مشتي به سينه ی مهاجم خورد و او را به عقب راند و تهاجم را متوقف كرد. در روزهاي اول پيروزي انقلاب رفتار اجتماعي مردم ظرف مدت كوتاهي تغييرات اساسي پيدا كرد و ارزش هايي چون گذشت، قناعت، همكاري و گرايش به دين افزايش و اسراف و آز و طمع تقليل يافت. اين تحول فرهنگي متأثر از فرهنگ اسلامي بود. هر چند براي تعميق آن سال ها وقت لازم است.(6) انقلاب اسلامي كه هدف اصلي اش رشد و تعالي انسان بود، پيش از آن كه در پي اصلاح ساختار اجتماعي فرهنگ باشد، به دنبال اصلاح انسان ها بود و بنابراين در پرتو آن، اخلاق و تربيت اسلامي شكل گرفت. توجه به ايمان، اخلاق و تقوي، به عنوان ارزش هاي راستين فرهنگي نيز از ويژگي هاي منحصر به فرد انقلاب در مقايسه با ساير انقلاب هاست. انقلاب اسلامي علاوه بر بهره گيري از آموزه اي غني فرهنگ ايراني- اسلامي در روند تكاملي اين فرهنگ نيز تأثيرات عميقي ايجاد كرد. انقلاب اسلامي از آن جهت كه بر اساس ايدئولوژي اسلامي شكل گرفته بود، موجب تسريع پديدة تكامل فرهنگي شد. حركت كلي نظام به سمت جامعة ايده آل اسلامي- در صورت تحقق - اسلامي، بلكه برفرهنگ مبارزات آزادي خواهانه در سراسر دنيا تأثير گذاشت و فرهنگ مبارزه با استكبار را در قالب ايدئولوژي مكتب اسلام، به همة آزادي خواهان جهان معرفي نمود. انقلاب اسلامي و اهداف فرهنگي در اصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، بند ششم آمده است: - جمهوري اسلامي ايران نظامي برپايه... ايمان به كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسؤوليت او در برابر خداست.(7) اصل سوم قانون اساسي نيز وظايف دولت جمهوري اسلامي ايران را به شرح زير بر شمرده است: - دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم همه امكانات خود را براي امور ذيل به كار برد: 1. ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايمان و تقوي و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي. 2. بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر. 3. آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همگان درتمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي. 4. تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در همة زمينه هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراكز تحقيق و تشويق محققان....(8) بنابراين توجه به حوزة فرهنگ و تلاش در جهت رشد بالنده آن از اولين وظايف دولت است كه صراحتاً در قانون اساسي بر آن تأكيد شده است. توجه به تربيت و تعالي انسان و ايجاد زمينه و محيط مناسب براي رشد فضايل انساني، اصلي بنيادين است كه ريشه در اعمال جهان بيني و انسان شناسي اسلامي دارد. نه تنها هدف نظام جمهوري اسلامي بلكه به تعبير قرآن مجيد هدف از بعثت انبياي الاهي و فراتر از همه، هدف از آفرييش نيز تزكيه و تعليم انسان است(9) و بنابراين اصلي ترين هدف نظام اسلامي نيز ايجاد جامعه اي متعالي است كه تجلي گاه ارزش هاي والاي انساني و معنوي باشد. حفظ سلامت معنوي او، موجب سعادت او در دنيا و آخرت خواهد شد. بر اساس اين هدف، دولت جمهوري اسلامي موظف است محيط عمومي جامعه را به نحوي سامان دهد و امور را به گونه اي تدبير نمايد كه تك تك افراد جامعه به سعادت حقيقي دست يابند. علاوه بر اين، اهداف فرهنگي ديگري نيز مورد توجه بوده است كه مي توان آن ها را به عنوان اهداف فرعي يا راهبردهاي دستيابي به هدف اصلي قلمداد نمود. از ميان اين اهداف مي توان به چهار هدف اساسي فرهنگي اشاره كرد. ا. تربيت الاهي انسان دستيابي به كمال انسانيت اصلي ترين هدف نظام است. اكنون پس از گذشت 23 سال از پيروزي انقلاب جا دارد كه برآورد دقيقي از ميزان تحقق اين هدف داشته باشيم. نظام جمهوري اسلامي با وجود مشكلات متعددي كه در راه تحقق اهدافش داشته، در اين بخش به توفيق هاي چشمگيري دست يافته است. تقديم صدها هزار شهيد كه بر اساس ارزش هاي اسلامي الاهي ترين و كامل ترين انسان ها قلمداد مي شوند، تربيت جوانان متعهد با انگيزه و مخلص در قالب تشكل بسيج مستضعفان، تربيت حافظان و قاريان بي شمار قرآن كريم، رشد روز افزون مسجدي و ... نمونه هايي از اين موفقيت چشمگير هستند. براساس آمارهاي سازمان ملي جوانان و آموزش و پرورش، درصد بسياري از جوانان، نمازخوان و به مسائل مذهبي معتقد هستند.(10) اين موفقيت تربيتي و فرهنگي انقلاب اسلامي در مقايسه با ساير انقلاب هاي ايدئولوژيك، توجه بسياري از انديشمندان را به خود جلب كرده است. ب . پيرايش و پالايش فرهنگ خودي از مظاهر بيگانه پالايش فرهنگ خودي از ناسره هاي وارداتي فرهنگ غربي، در جامعه اي كه ساليان دراز زير موج خودباختگي فرهنگي در حال نابودي بوده است، بيش ترين توجه بنيانگذار جمهوري اسلامي را به خود جلب كرده بود. عدم تناسب اين فرهنگ وارداتي با نظام ارزشي، موجب دوگانگي و خودباختگي بخشي از جامعه جوان كشور در سال هاي پيش از انقلاب شده بود. اين تهاجم آشكار فرهنگي كه هدفي جز استحاله و خودباختگي نداشت، خطرات بالفعل و بالقوه زيادي را متوجه فرهنگ ملي كرده بود. از اين رو بيش از هر چيز، جهت گيري كلي انقلاب اسلامي در جهت زدودن آثار مهلك اين تهاجم شكل گرفت.(11) ج. غني سازي و بازپروري فرهنگ خودي همزمان با زدودن فرهنگ بيگانه، تقويت فرهنگ خودي نيز ضروري بود. در واقع اين دو مورد در صورت تحقق مي توانستند اثرات مطلوبي بر يكديگر داشته باشند. تحقق اهداف مذكور با تمسك به احكام و ايدئولوژي اسلامي و بهره گيري از مواريث فرهنگ ايراني ميسر مي نمود. تقويت فرهنگ خودي موجب حفظ آن از آسيب هاي فرهنگي و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي مي شد. تلاش مجموعة نظام در جهت تقويت فرهنگ ملي و دفع فرهنگ غير خودي، بر كسي پوشيده نيست.(12) د. استقلال فرهنگي چنان چه فرهنگ عمومي كشور از مظاهر فرهنگ غير خودي زدوده شود و همزمان فرهنگ خودي به گونه اي دقيق و متناسب با نيازهاي روز تقويت گردد، زمينه هاي استقلال فرهنگي فراهم آمده است. استقلال در همه ابعاد آن و به خصوص استقلال فرهنگي از اصلي ترين دغدغه هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي بود. انقلاب در صدد ايجاد فرهنگي مستقل و مبتني بر ايدئولوژي اسلامي بود. ما از چنين فرهنگي در ساية تعاليم انقلاب به عنوان فرهنگ پيشروري ايراني- اسلامي ياد مي كنيم. توجه به پي ريزي فرهنگ مولد و پيش رو، به جاي فرهنگ پيرو از مهم ترين اهداف انقلاب است.(13) براي دستيابي به اهداف فوق اصلاح تشكيلات دولتي موجود بر اساس مدل تمركز گرا موجب شد تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شكل گيرد. هدف اين وزارتخانه عبارت است از: - ايجاد محيط مساعد براي اشاعة ارزش هاي اسلامي و رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كلية مظاهر فساد و تباهي و نفوذ فرهنگي اجانب و بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همة زمينه ها با استفادة صحيح از وسايل مختلف سمعي و بصري و رسانه هاي گروهي و جمعي و ابتكار در زمينه هاي فرهنگي و هنري و احيا و معرفي فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامي و نيز ميراث تمدن اسلامي با توسعة امور زيارتي و سياحتي و نيز اقدام در جهت شناساندن پيشرفت هاي جمهوري اسلامي به جهانيان و برقراري روابط براردانه و گسترش مبادلات فرهنگي بر اساس معيارهاي اسلام با همة مسلمانان و مستضعفان جهان.(14) انقلاب اسلامي و توسعة فرهنگي از آن جهت كه انقلاب اسلامي انقلابي فرهنگي است و مهم ترين هدف آن ايجاد تحول معنوي و فرهنگي انسان است، بايد بيش ترين توجه خود را به حوزة فرهنگ معطوف نمايد. به عبارت ديگر بايد به توسعة فرهنگي كه به اعتقاد برخي صاحب نظران مقدم ترين نوع توسعه است، توجه اساسي نمود. - كشورهاي اروپايي شركت كننده در كنفرانس هلسينكي در سند نهايي كنفرانس متفقاً توسعة فرهنگي را به عنوان جزء لاينحل توسعة عمومي دانستند و سياست فرهنگي را عامل اساسي توسعة اجتماعي و اقتصادي هر ملتي بر شمردند.(15) توسعة فرهنگي و مباحث مربوط به آن كه از مفاهيم جديد است، از سال 1970 به اين سو تحت تأثير تلاش هاي يونسكو به عنوان ضرورتي قابل توجه پذيرفته شد(16) و در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، مبناي علمي نداشت. همان گونه كه در بخش هاي پيشين اشاره شد، فرهنگ و موضوعات فرهنگي ريشه در اعماق انسان شناسي مكتبي دارد. به همين جهت به عقيدة محققان يونسكو فقط برداشتي گسترده و انسان شناسانه مي تواند بنيادهاي لازم براي توصيف فرهنگ و همچنين همبستگي هايش با توسعه را به دست بدهد.(17) فرهنگ شناسان در تعريف توسعة فرهنگي گفته اند: - توسعة فرهنگي تمامي مردمان را هدف مي گيرد نه فقط نخبگان را، هدف توسعة فرهنگي فراهم آوردن اسباب دسترسي توده هاي مردم به فرهنگ و مشاركت آنان در زندگي فرهنگي است.(18) بنابراين مي توان گفت دسترسي و مشاركت به عنوان دو شاخص اصلي توسعة فرهنگي، مورد توجه بسياري از انديشمندان قرار گرفته است. در روند توسعة فرهنگي انقلاب اسلامي، از حيث دسترسي عموم مردم به حوزة فرهنگ، نه تنها محدوديتي از سوي حاكميت اعمال نشده است بلكه تلاش دولت در جهت ايجاد زمينه ها و امكانات دسترسي عمومي به فرهنگ و امكانات فرهنگي در رأس برنامه هاي دراز مدت وكوتاه مدت، قرار گرفته است. بررسي برنامه هاي اول، دوم و سوم توسعه در بخش فرهنگ و جهت گيري كلان نظام در جهت دستيابي به مشاركت همگاني و دسترسي مردم به حوزه هاي فرهنگي تا حدي نشان دهنده اين مدعاست.(19) اين نكته به خوبي روشن است كه پس از انقلاب دسترسي عموم مردم به دانشگاه ها، مكان هاي فرهنگي، آموزش و پرورش، صدا و سيما و ... بر اساس امتيازات خاص و ويژگي هاي طبقاتي و صنفي نبوده است، اما توجه به اين مطلب نيز مهم است كه بنابر به دلايل اقتصادي، امكانات كشور توان پاسخگويي به تمام نيازها را نداشته، به همين جهت در حوزة آموزش عالي، سيستم گزينشي دانشگاه ها به نحوي تنظيم شده است كه هر فرد ايراني كه استعداد و توانايي بيش تري دارد، برگزيده شود. برساس آمار ارائه شده در اين زمينه تعداد دانشجويان ورودي دانشگاه ها و مؤسسات عالي كشور از 000/150 نفر در سال 1357 به 000/950 نفر در سال 1379 رسيده است كه از اين تعداد 6/25 درصد در مقطع كارشناسي ارشد و 8/8% در مقطع دكتري جذب شده اند. (20) در دسترسي به صنايع فرهنگي و همچنين مطبوعات نيز محدوديتي جز حذف موارد خلاف اخلاق و قانون صورت نگرفته است. از سوي ديگر، تلاش در جهت توزيع عادلانه امكانات فرهنگي در مناطق مختلف كشور و اولويت دادن به مناطق محروم از راهكارهاي اساسي دولت براي تأمين امكانات همگاني بوده است. اختصاص بودجه هاي خاص فرهنگي به اين مناطق، نشان از اين اهتمام دارد. از آن جا كه انقلاب اسلامي با اتكا بر توان عظيم توده هاي مردمي پيروز شد، مشاركت مردمي نيز به عنوان اصلي اساسي و مثال زدني در انقلاب نمايان شده است. پس از پيروزي انقلاب، مردم در عرصه هاي گوناگون فرهنگي مشاركتي فعال داشتند. براي مثال مي توان به يكي از موارد ممتاز آن يعني نهضت سوادآموزي اشاره كرد. نهضت سواد آموزي از ميان جريان خودجوش مردم برخواست وتنها با اتكاي به اين مشاركت موفق شد به تعداد بسياري از بي سوادان خواندن و نوشتن بياموزد. براي آن كه ميزان موفقيت جمهوري اسلامي در اين زمينه روشن شود، به گوشه اي از خاطرات اسدالله علم وزير، دربار پهلوي در مورد رشد بي سوادي اشاره مي نمائيم: - گزارشي از قسمت اجتماعي وزارت دربار را در ارتباط با آموزش و مبارزه عليه بي سوادي تقديم كردم... چيزي كه خيلي قابل توجه است اين است كه هفت سال بعد از شروع پروژه و به رغم وعدة مسؤولان مبني بر اين كه بي سوادي ظرف كم تر از ده سال ريشه كن خواهد شد، در واقع تعداد بي سوادان از 12 به 14 ميليون نفر رسيده است.... (21) كسب مدال ها و نشان هاي زير از سوي يونسكو به سازمان نهضت سوادآموزي براي ملت ايران افتخاري بزرگ است. أ . ديپلم افتخار و جايزه نوما در سال 1369 به دليل حجم گسترده عمليات سوادآموزي در كشور ب . نشان افتخار در سال 1377 به دليل راه اندازي مرحلة بعد از سواد آموزي ج. جايزة مالكوم آديسه شيا در سال 1378 به خاطر نوآوري در برنامه پس از سواد آموزي و آموزش مداوم بزرگسالان د. جايزة سوادآموزي نوما در سال 1379 به خاطر ايجاد انگيزه در فراگيران به حرفه آموزي در كنار آموزش و عرضة توليدات(22) جهاد سازندگي نيز كه بخشي از فعاليت هاي اساسي آن فرهنگي بود، با مشاركت مردم، روستاهاي بسياري از از خطر نابودي نجات داد. فعاليت هاي فرهنگي جهاد در قالب تأسيس كتابخانه ها و مدرسه هاي روستايي و... از موارد درخشان عملكرد اين نهاد است. دانشگاه آزاد اسلامي نيز با مشاركت مردم تأسيس شد و دانش آموختگان بسياري را در رشته ها و مقاطع مختلف دانشگاهي به جامعه تقديم نمود. نمونه هاي متعددي از مشاركت مردمي در بخش فرهنگ وجود دارد كه نشان دهنده رشد مشاركت فرهنگي در كشور است. پي نوشت ها: 1- ر. ك: مرتضي مطهري: خدمات متقابل اسلام و ايران. 2- بابي سعيد: هراس بنيادين، ص 83. 3- همان. 4- همان، ص 84. 5- همان، ص 76. 6- سخنان معظم له در ديدار با جمعي از صاحب نظران فرهنگي در تاريخ 21/5/1371. 7- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل دوم. 8- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل سوم. 9- جمعه(62): 2. 10- ر. ك: آمار 24 ساعته سازمان ملي جوانان، سال هاي 1378و 1379. 11- ر. ك: ديدگاه هاي فرهنگي امام خميني (ره) 12- ر.ك: همان. 13- ر.ك: ديدگاه هاي فرهنگي امام خميني (ره) 14- آشنايي با تشكيلات دولت جمهوري اسلامي ايران، ص 136. 15- چنگيز پهلوان: فرهنگ شناسي، ص 137. 16- همان. 17- همان. 18- همان، ص 153. 19- ر.ك: برنامه هاي اوّل، دوم و سوم توسعه، محور محروميت زدايي. 20- به سوي كمال، ص 94. 21- امير اسدالله علم: گفت و گوهاي من با شاه، ص 692. 22- به سوي كمال، ص 90. * منبع : درآمدي بر كارنامه فرهنگي انقلاب اسلامي