Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 101048
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 79

دستاورد مديريتى انقلاب‏

اكبر مظفرى‏
اكبر مظفرى‏ انقلاب اسلامى به عنوان يك پديده نو ظهور و يك دگرگونى عظيم ساختارى در حوزه‏هاى مختلف فرهنگى، اقتصادى، نظامى و...، داراى دستاوردهاى بسيارى بوده است؛ دستاوردهايى كه دشمنان نيز با همه عناد و كينه‏اى كه نسبت به آن دارند، به ناچار به آن اعتراف مى‏كنند. اما در ميان اين دستاوردهاى بزرگ، بخش مديريت، به لحاظ تأثيرگذارى مستقيمى كه بر روى ديگر دستاوردهاى انقلاب دارد، قابل اعتناترين موضوع در اين زمينه محسوب مى‏شود. انقلاب اسلامى با پيروزى خود قالب و روش هاى متداول مديريتى را دگرگون كرد و علاوه بر به كارگيرى مديران سالم گذشته، نيروهاى جوان، مؤمن و كارآمدى را وارد عرصه مديريت و تصميم‏گيرى نمود. اين پتانسيل عظيم انسانى به تدريج و با افزودن بر تجربه و دانش خويش، راه نيل به قله‏هاى بلند ترقى را به روى خود گشود. قبل از انقلاب اسلامى، رسيدن به مناصب بالاى مديريتى، بدون وابستگى به قدرت هاى فاسد داخلى، تقريبا محال بود. شاه و سطوح بالاى مديريت كشور، مستقيم يا غير مستقيم، با طراحى و همراهى بيگانگان به قدرت مى‏رسيدند و به همين دليل، در تصميم‏گيرى‏هاى سرنوشت‏ساز، چشم به دستورات اربابان خارجى خود به ويژه آمريكايى ها و انگليسى ها داشتند. سطوح ميانى مديريت نيز با تمسك به روابط ناسالم، بر كرسى رياست تكيه مى‏زدند. حسين فردوست‏ يكى از كارگزاران عالى رتبه رژيم پهلوى در اين رابطه مى‏نويسد: "افرادى كه به وزارت و وكالت و سفارت و ساير مشاغل مهم و پول‏ساز مى‏رسيدند، اصل در همه اين افراد، وابستگى به سياست انگليس و آمريكا بود. علاوه بر اين، اصل استعداد شخصى نيز شرط بود. يكى از اين استعدادها، نادرستى و بى‏صداقتى در حد اعلا بود. يكى ديگر، حقه‏بازى و شارلاتانى بود. زبان بازى و زرنگى و تملق، يكى ديگر از اين استعدادها بود. اما زشت‏تر و وقيحانه‏تر اين كه بسيارى از مقامات كشورى با نثار دختران و گاهى زنان خود به شاه و ايادى او ترفيع درجه يافته، از پلكان ترقى بالا مى‏رفتند."١ اين بناى سر تاسر فاسد كه متكفل اداره كشور بود، با پيروزى انقلاب اسلامى فرو ريخت و به تناسب ارزش هاى متعالى انقلاب، جاى خود را به ضوابطى عالمانه و عادلانه داد. مقام معظم رهبرى در اين باره مى‏فرمايد: "يك روز بود كه در كشور ما امكان دست يابى به مراكز سياسى براى كسانى كه وابسته به آمريكا نبودند، وابسته به انگليس نبودند و وابسته به قدرت هاى فاسد نبودند و وابسته به دربار فاسد نبودند، جزو محالات بود. مردم عادى كاره‏اى نبودند. كسى به ذهنش هم خطور نمى‏كرد كه بتواند بدون اين آلودگى‏ها و وابستگى‏ها، در مجموعه فلك سياست و قدرت در اين كشور تأثيرى بگذارد؛ اما امروز همه آحاد اين كشور مى‏بينند كه اگر بخواهند و اگر شرايط لازم را در خودشان فراهم كنند، به بالاترين مقامات سياسى اين نظام نايل مى‏شوند."2 بنابراين، عرصه ی مديريت كشور با پيروزى انقلاب اسلامى، دست خوش يك دگرگونى اساسى و پالايشى بنيادى شد و از رهگذر تحولاتى كه در اين حوزه به وقوع پيوست، دستاوردهاى عظيم اقتصادى، فرهنگى، نظامى و... نصيب ملت بزرگ ايران شد. پى نوشت‏: 1. خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى 2. خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، 27/12/1385 * منبع : مجله ی آینه