Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 101202
تاریخ انتشار : 18 بهمن 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 14

انقلاب اسلامی ؛ محرک روح همگرایی در خاورمیانه

تاثیر در افکار عمومی و سطوح رسمی در فراتر از سطح منطقه ای و به عبارتی در سطحی فرامنطقه ای از دیگر موجهای انقلاب ایرانی-اسلامی بود که این مسئله سبب شد تا کمابیش همدلی هایی در همه سطوح و با هر انگیزه ای با این حرکت نوین پدید آید. به گزارش خبرگزاری مهر، انقلاب اسلامی، تلاشی برای زنده کردن دین در محور حیات انسان و نیز روشی برای زندگی فراتر از همه اختلافات ملی، قومی و مذهبی بود. به بیان دیگر، انقلاب اسلامی از جمله انقلابهایی است که حرکت و آثارش در چارچوب مرزهای یک کشور خلاصه نمی شود، بلکه دیدگاه فراملی دارد. به همین جهت، این انقلاب بر سرنوشت ملتها حساس است و تمایل به فراگیر شدن دارد به همین دلیل در سطح دوم خود در محیط فرا منطقه ای، سطح همگرایی و سمپات را ایجاد کرد. در این سطح، همدردی ودرک متقابل بعضاً از سوی دولتها و بازیگران رسمی و عمدتاً از سوی ملتها و آن هم ملتهای تحت ستم جهان سوم و عقب نگهداشته شده بود که در دو حوزه بازیگران رسمی و حوزه ملتها و افکار عمومی قابل بررسی است. 1 ) حوزه بازیگران رسمی: انقلاب اسلامی در حوزه رسمی سبب نزدیکی برخی از کشورها در محیط "پیرامون پیرامون" و همچنین فرامنطقه ای به ایران شد. این موضوع می توانست دلایل مختلفی از جمله ایجاد یک ائتلاف در برابر دشمن مشترک و یا موقعیت ایران داشته باشد که به عنوان یک بازیگر تازه با ایده ها و ایدئولوژی جدید وارد عرصه بین المللی شده بود. سوریه، کوبا و برخی کشورهای جهان با خط مشی مستقل از همان ابتدا به عنوان یک شریک راهبردی و همپیمان با ایران بودند که هر کدام برای این رویکرد خود اساسی متفاوت داشتند.سوریه به عنوان کشوری که بخشی از خاک آن از سوی دشمن مشترک تهران- دمشق اشغال شده بود؛ فاکتورهای نزدیکی خود به ایران را تقویت کرد و در طول 8 سال دفاع مقدس به عنوان یکی از همپیمانان ایران مطرح بود. کوبا نیز سابقه ای طولانی در مبارزه با امپریالیسم را در حیات خلوت آمریکا یعنی آمریکای لاتین یدک می کشید. پس از تضعیف شوروی و به سبب اختلافات بنیادین با چین و همچنین رویکرد اقتصادی پکن و دور شدن آن از رهیافت ایدئولوژیک به ایران نزدیک شد، اما دیگر کشورها با توجه به مختصات چندگانه سیاسی، اقتصادی وفرهنگی وحتی استراتژیک ایران در مواضع ودیدگاهها با تهران ابراز قرابت داشتند. 2 ) حوزه ملتها و افکار عمومی: تاثیرات انقلاب ایران در سطح فرامنطقه ای در سطح ملتها و افکارعمومی بسیار بیشتر از سطوح رسمی و بازیگران رسمی بین المللی بود که این موضوع نیز در دو بعد "دینی" و "آرمانی" قابل ارزیابی است. 1-2) بعد دینی واعتقادی: یکی از مهمترین بعد اثرات انقلاب اسلامی در سطح فرامنطقه ای و در حوزه ملتها و افکار عمومی بعد دینی آن است. انقلاب ایران یک انقلاب دینی و ارزشی بود که رویکردی نوین به مسائل سیاسی اجتماعی و اقتصادی داشت به همین سبب این انقلاب در تفکر اهل تسنن و تشیع دارای تاثیراتی گوناگون و از نوع خاص خود بود. اهل تشیع جهان از شرق آسیا گرفته تا غرب آمریکا، این انقلاب را به نوعی بروز و ظهور ارزشهای تشیع و به نوعی تداوم نهضت حسینی به رهبری امام (ره) می دانستند، اما در تفکر اهل تسنن، انقلاب ایران یک رویکرد دینی- اسلامی برای مبارزه با استبداد حکام دست نشانده و مقابله با تهاجم ایدئولوژیک غرب و شرق تلقی می شد.بر همین اساس انقلاب با استفاده از این دو نگرش نسبت به خود تاثیرات فزاینده ای در حداقل 6 حوزه فرامنطقه ای داشت که می توان آنها را شامات(شامل سوریه،فلسطین و لبنان کنونی)، شمال آفریقا، آفریقای سیاه، آسیای مرکزی- قفقاز و روسیه، شبه قاره هند، و خاور دور نام برد که بررسی هرکدام از این موارد مجال دیگری را می طلبد . اما در توالى انقلاب اسلامى، در همان سالها شاهد هیجانات وسیعى در مصر، تونس، و مغرب هستیم. یک دهه پس از پیروزى انقلاب اسلامى شاهد پیشرفت جبهه نجات اسلامى الجزایر با شیوه هایى مشابه؛ بسیج مردم در مساجد، راهپیمایى با شعارهاى اسلامى و اداى نمازهای جماعت گسترده در شهر و خیابان، تغییر پوشش جوانان و دختران هستیم. دو دهه بعد در اندونزى شاهد حرکتهاى گسترده اجتماعى و سیاسى مسلمانان هستیم که سبب سقوط حکومت نظام سوهارتو و روى کارآمدن عبدالرحمن وحید اسلام گرا مى‏شود. توالی ها و تشابه‏هایى که در شکل، محتوا، اهداف، و شعارهاى اسلام گرایان در سراسر جهان اسلام دیده مى‏شود پژوهشگر را در طرح این فرضیه که انقلاب اسلامى در برخى کشورها، اثرگذاری فوری داشت، اما در برخى از مناطق این اثرگذارى در دهه اول و دوم نمود پیدا کرده، جدی تر نموده و مى‏توان متوقع بود که این جریان در آینده نیز تداوم یابد که البته این تاثیرات در حوزه هایی شامل؛ افکار، رفتار، روابط ، و ساختار بوده که بحث مفصل در این باره مجال دیگری را می طلبد. 2-2) بعد آرمانی وجهانی: این جنبه یکی دیگر از فاکتورهای تاثیرانقلاب اسلامی در سطح فرامنطقه ای و در حوزه ملتها و افکار عمومی بود. انقلاب ایران در برهه ای از تاریخ روی داد که به سبب جنگ سرد و تقسیم جهان به دو قطب کمونیست و کاپیتالیست در آن زمان یک نقطه کور در تقسیم بندی و قطب بندی بین المللی به چشم می خورد و آن ملتهایی بودند که خود را وابسته به هیچ کدام از قطب بندی های مرسوم نمی دیدند و این رویداد در ایران سبب شد تا برخی ملتها حتی در نقاط دوردست در آمریکای لاتین و جنوب شرق آسیا ظهور یک قدرت سومی را شاهد باشند که خود را متعلق به قطب بندی مرسوم در جهان نمی بیند. سخن آخر: اصولاً انقلاب اسلامى یک نظام پادشاهى - سلطنتى قدرتمند را سرنگون کرد، بنابراین تمام نظامهاى سیاسى از این دست، خود را هدف امواج صدور و گسترش انقلاب اسلامى تلقى مى‏نموده‏اند. همچنین مدل حکومتى مبتنى بر "جمهوریت و اسلامیت" تقریباً تمام حکومتهاى کشورهاى مسلمان را مى‏توانست آسیب‏پذیر نماید، زیرا آنها نوعاً فاقد یکى از دو عنصر بوده‏اند. گرچه طى بیش از ربع قرن گذشته، به ظاهر در کشورهاى اسلامى تغییرات اساسى ساختارى مشاهده نشده‏اند. بنابراین مى‏توان این فرضیه را مورد آزمون قرارداد که "انقلاب اسلامى، اثرى انقلابى در کشورهاى اسلامی نداشته است". اما مى‏توان در بسیارى از کشورهاى اسلامی، تغییراتى در ساختارهاى اجتماعى و سیاسى مشاهده نمود و اگر تغییراتى ساختارى هم حاصل نشده باشد حضور ملموس تر اسلامگرایان در پارلمانها ، اسلامیزه کردن برخى روابط و سازمانها، سیاسى شدن تشکیلاتى مسلمانان و رسمیت یافتن بسیارى از احزاب سیاسى و جایابى در معادله رسمى قدرت، از جمله این تحولات هستند. یکى از تحولات ساختارى قابل توجه درمیان کشورهای منطقه، تشکیل شوراى مشورتى توسط پادشاه عربستان است که چیزى مشابه پارلمان است. این مسئله ممکن است وسیع و عمیق نباشد، اما وقوع آن در ثروتمندترین و سنتی ترین کشورعربى مسلمان،اهمیت فراوانی دارد. انقلاب اسلامی ایران علاوه بر این روند، رهیافت دیگری نیز داشت و آن تاثیرات فرامنطقه ای بود و این موضوعی بود که امام خمینی(ره) به وضوح آن را در نامه تاریخی خود در در ژانویه سال 1989 به میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهور شوروی سابق ارائه کرد و آن نبود معنویت در نظام های سیاسی و اقتصادی موجود در جهان اعم از بلوک شرق و غرب بود. دور شدن جهان از روح معنویت انسانی مسئله ای بود که انقلاب اسلامی ایران با ترویج آن، کارکردی نوین را در بین انقلابهای مرسوم معاصر برای خود تعریف کرد و این مسئله ای بود که این حرکت را از حرکتهای قبلی خود در دیگر کشورها متمایز می کرد.