Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 101421
تاریخ انتشار : 23 بهمن 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 11

انقلاب اسلامي و شكست «سيا»

يكي از مناقشه هاي سياسي ميان دولتمردان آمريكائي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بر سر ناتواني مقامات سازمان اطلاعات مركزي آمريكا «سيا» در پيش بيني انقلاب و ارزيابي تحولات ايران بود. يكي از مناقشه هاي سياسي ميان دولتمردان آمريكائي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بر سر ناتواني مقامات سازمان اطلاعات مركزي آمريكا «سيا» در پيش بيني انقلاب و ارزيابي تحولات ايران بود. اين در حالي است كه بيش از 40 هزار كارشناس، مستشار و عناصر اطلاعاتي آمريكا در آستانه انقلاب و در خلال آن در ايران فعاليت داشتند. علاوه بر اين آمريكا داراي پايگاههاي متعدد استراق سمع و جاسوسي در نقاط مختلف ايران و بويژه در مرزها بود. رژيم شاه ژاندارم آمريكا در خاورميانه بوده و سفارت آمريكا در تهران از بيشترين پرسنل سياسي، اطلاعاتي، امنيتي، نظامي و فرهنگي برخوردار بود. نمايندگان سنا و مقامات كاخ سفيد بيش از ساير منابع تصميم گيري از ضعف «سيا» در تحليل رويدادهاي ايران به هنگام شكل گيري انقلاب انتقاد مي كردند. اما تصميم گيرندگان و رهبران «سيا» نيز غالباً به هنگام پاسخگوئي، اظهارات «استانفيلد ترنر» رئيس وقت «سيا» را تكرار مي كردند و مدعي مي شدند كه تنها منبع موثق اطلاعاتي «سيا» از اوضاع ايران ساواك بوده و عدم توفيق «سيا» در پيش بيني حوادث ايران نتيجه اتكاء و اعتماد بر گزارشهاي ساواك بوده است. در حالي كه همين اتكاء توسط سازماني كه فعاليتهاي جاسوسي جهاني دارد، دليل ديگري بر عدم قابليت «سيا» در انجام فعاليتهاي موفق برون مرزي شناخته شد. در ماه دي 1357 قبل از فرار شاه از كشور و به هنگامي كه منابع سياسي آمريكا از سقوط شاه مطمئن شده بودند، روزنامه واشنگتن پست چاپ آمريكا گزارشي را به نقل از «سيا» منتشر كرد و در آ ن به روشني مجادله ميان «سيا» با مقامات سنا را تشريح نمود. سپس روزنامه فايننشال تايمز چاپ لندن خلاصه اي از اين گزارش را منتشر كرد. در اين گزا رش كه در شماره نهم دي 1357 مجله خواندنيها منعكس گرديد. چنين مي خوانيم: بعد از اين كه معلوم شد كه بر اثر روابط نزديك سازمان (سيا)ي امريكا با سازمان (ساواك) ايران، سازمان سياي آمريكا نتوانست از احساسات و عقيده مردم اطلاعي صحيح بدست بياورد و به موقع، رئيس جمهور امريكا را مطلع نمايد و اطلاعات سازمان سيا اطلاعاتي نادرست بود كه سازمان (ساواك) ايران در دسترس (سيا) مي گذاشت نه فقط رئيس جمهور آمريكا ناراضي شد بلكه مجلس سناي امريكا هم از قصور سازمان سيا ناراضي گرديد و تعداد قابل توجهي از اعضاي مجلس سناي آمريكا با بلند پايگان (سيا) مذاكره كردند. بلندپايگان (سيا) در قبال ايراد اعضاي مجلس سناي امريكا مي گويند حكومت ايران از دوستان نزديك امريكا است و امريكا با ايران پيمان اتحاد دفاعي منعقد كرده و رعايت دوستي، ما را وامي داشت كه هرگونه اطلاعاتي كه از ايران مي خواستيم از حكومت ايران بدست بياوريم وچون تمام اطلاعات در دست (ساواك) بود ما از آن مؤسسه رسمي كسب اطلاع مي كرديم و كشور ايران يك كشور دشمن نبود كه ما براي كسب اطلاعات از اوضاع آنجا به منابع غير رسمي يعني به افراد و دسته ها مراجعه نمائيم و اگر چنين مي كرديم سبب عدم رضايت حكومت ايران مي شد و ما نمي توانستيم در يك كشور دوست با كساني كه با حكومت مخالف هستند تماس حاصل كنيم و (ساواك) هم همواره به ما اطمينان مي داد كه هيچ نوع خطري، رژيم ايران را تهديد نمي نمايد و مخالفت علماي مذهبي ايران را طوري بدون اهميت به شمار مي آورد كه آن را برابر با صفر مي دانست. بلند پايگان سازمان (سيا) به اعضاي مجلس سناي امريكا گفتند كه ما در سال هاي گذشته همواره از پنجاه تا 75 عامل در ايران داشتيم كه عمال دائمي ما در آن كشور بودند و علاوه بر آنها، ماگاهي از عمال غير دائمي و موقتي استفاده مي كرديم. بلندپايگان سيا مي گويند كه اگر ما در ايران با مخالفان تماس حاصل مي كرديم تا اينكه از آنها كسب اطلاع كنيم، سازمان (ساواك) نسبت به ما ظنين مي شد و درصدد ممانعت بر مي آمد و اگر اصرار مي كرديم به شكل دشمني حكومت امريكا نسبت به شاه جلوه مي نمود و معلوم نبود منتهي به چه عواقبي بشود. در سال 1963 يك چنين پديده اي در ويتنام جنوبي بوجود آمد و سازمان سيا با مخالفان حكومت (نگو دين ديم) كه ديكتاتور ويتنام جنوبي بود تماس حاصل كرد و در همان موقع (كندي) رئيس جمهور امريكا نشان داد كه به حكومت (نگو دين ديم) اعتماد ندارد و ديديم كه حكومت (نگو دين ديم) سقوط كرد. اگر ما در ايران با مخالفان براي كسب اطلاع تماس حاصل مي كرديم و مواجه با مخالفت (ساواك) مي شديم معلوم نبود، وقايع آينده چه خواهد شد؟ با اين كه اعضاي مجلس سناي امريكا با بلند پايگان سيا مذاكره كرده اند، از توضيح آنها قانع نشدند در نتيجه يك كميسيون از وزارت امور خارجه امريكا با شركت چند تن از سناتورها تشكيل شد تا اين كه توضيحات سازمان سياي آمريكا را بشنود و معلوم شود چرا سازمان سيا كه همواره در ايران داراي عده زيادي از عوامل بوده كه كارمندان سيا به شمار مي آمده اند نتوانست وقايعي را كه امروز در آن كشور اتفاق مي افتد پيش بيني نمايد. يكي از كارهاي امريكا در ايران، با شركت سازمان سيا و كارشناسان ديگر امريكائي نصب دستگاه هاي كسب خبر بود. اين دستگاه ها، كه در طول سال ها، با موافقت حكومت ايران براي كسب اطلاعات نصب گرديده، از لحاظ مادي داراي ارزش بسيار است. ارزش مادي آن ناشي از اين مي باشد كه همه آن دستگاه ها گرانبها است و بعضي از آن ها از مكمل ترين وسائل كسب اخبار و اطلاعات مي باشد و نبايد به دست ديگران بيفتد. ولي هيچ يك از آنها نتوانستند به هنگام وقوع انقلاب به ياري سيستم امنيتي و اطلاعاتي امريكا بشتابند...