Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 101510
تاریخ انتشار : 24 بهمن 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 10

موفقيت چشمگيرمحققان ايراني درايجادادراك حسي مصنوعي باتحريك مغز

پژوهشگران علوم شناختي ايران به سرپرستي دكتر استكي كه چندي پيش با كشف ارتباط مستقيم علي ميان ديدن چهره و فعاليت نورون هاي مغز در قشر گيجگاهي به يكي از سوالات كليدي علوم اعصاب شناختي در اين حوزه پاسخ دادند در ادامه تحقيقاتشان مي كوشند با شناخت مكانيزم هاي عصبي ادراكات بينايي، همگام با ساير گروه ها و مراكز تحقيقاتي پيشتاز در دنيا، افقي تازه در درمان نابينايي و اختلالات ساير حواس بگشايند. دكتر حسين استكي، رييس پژوهشكده علوم شناختي پژوهشگاه دانش هاي بنيادي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در گفت وگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين كه قشر گيجگاهي در نخستيان، آخرين مرحله از تحليل و پردازش اطلاعات بينايي در آنها است كه به عنوان ناحيه قشري، مسوول شناخت اشياء محسوب مي شود، اظهار كرد: فعال شدن نورون هاي قشر گيجگاهي در پاسخ به محرك هاي بينايي پيچده مثل چهره، دليلي براي اثبات اين مدعاست ولي تاكنون ارتباط مستقيم بين فعاليت نورون هاي چهره و ادراك چهره يافت نشده است. دكتر استكي با بيان اين كه در اين مطالعه گروه هاي كوچك نورون هاي قشر گيجگاهي ميمون هاي رسوس آزمايشگاهي با تزريق جريان بسيار ضعيف الكتريكي به داخل مغز، به طور مصنوعي فعال شده است، تصريح كرد: تحريك مصنوعي نورون ها در حالي صورت گرفته است كه رسوس ها در حال انجام آزمون شناختي طبقه بندي اشياء و شناسايي وجود چهره در بين تصاوير بينايي مبهم بوده اند و نشان داده شد كه تحريك الكتريكي نورون هاي چهره منجر به تغيير ادراك و ايجاد حس ديدن چهره مي شود. وي با اشاره به همكاري دو تن از دانشجويان پژوهشكده علوم شناختي، دكتر رضا افراز و دكتر روزبه كياني در اين طرح كه از حدود هشت سال پيش آغاز شده و نتايج آن سال گذشته در مجله Nature به چاپ رسيد، افزود: در اين پژوهش نشان داده شد كه مي توان ادراكات حسي و تصميم گيري را (در حيواني كه مغزش بسيار شبيه به مغز انسان است) با تزريق جريان بسيار ضعيف الكتريكي به داخل قشري از مغز كه مسوول شناخت اشياء در سيستم بنيايي است، تحت تاثير قرار داد. بدين ترتيب نشان داده شد که ارتباط علّي (علت و معلولي) بين فعاليت نورون هاي مسوول تحليل اطلاعات مربوط به چهره و تصميم گيري و شناخت بينايي وجود دارد. دكتر استكي خاطر نشان كرد: در اين طرح به رسوس آموزش داده شد تا تصاوير پيچيده و مبهم كه در بين آنها تصاوير چهره و غير چهره وجود داشت به گروه چهره و غير چهره طبقه بندي كند و نشان داده شد كه با تزريق جريان الكتريكي و تحريك مصنوعي تعداد كمي از نورون هاي مغز مي توان ادراك چهره را حتي در زماني كه تصويري كه ديده مي شود تصوير چهره نيست و يا اصلا تصويري ديده نمي شود در حيوان القاء كرد. وي با بيان مثالي، خاطر نشان كرد: مثلا زماني كه يك رسوس دارد يك صندلي مي بينيد اگر ما نورونهايي از مغزش را كه مرتبط به پردازش اطلاعات چهره است تحريك كنيم، اگر چه چشم او در حال ديدن صندلي است اما او فكر مي كند كه چهره مي بيند زيرا اين جا مهم نيست چشم چه چيز مي بيند و مهم نيست در عالم خارج چه خبر است بلكه مهم است كه آن نوروني كه مسؤول تحليل اطلاعات چهره است فعال است يا نه و اگر آن نورون حتي به صورت مصنوعي توسط ما از خارج فعال شود براي آن مهم نخواهد بود كه در بيرون چه اتفاقي مي افتد و در واقع ما به درون ذهن نفوذ كرده ايم و به او باورانده ايم كه چهرهاي را مي بيند! رييس پژوهشكده علوم شناختي پژوهشگاه دانشهاي بنيادي، در ادامه يادآور شد: در اين بررسي براي اولين بار نشان داده شد كه ميان ديدن چهره (ادراك چهره) و فعاليت نورون هاي مغز در قشر گيجگاهي ارتباط مستقيم علّي وجود دارد اين اکتشاف بدين دليل مورد استقبال خاص قرار گرفت كه يكي از سوالات كليدي علوم اعصاب شناختي مربوط به شناخت اشياء و ارتباط فعاليت نورون هاي مغز و ادراك حسي و ادراك بينايي را نشان داد و به بخشي از اين سوال مهم پاسخ گفت. وي با اشاره به برخي كاربردهاي اين طرح عنوان كرد: يافته هاي اين طرح براي ما روشن مي كند كه مغز چگونه كار مي كند و چگونه به ما كمك مي كند كه دنياي خارج را ببينيم، تحليل كنيم و بشناسيم و اشياء را طبقه بندي كنيم؛علاوه بر اين كه چگونه مي بينيم و ادراكات حسي ما چگونه است، كمك مي كند كه بتوانيم بخشي از معضلاتي كه به خاطر ضايعات مغزي مختلف به وجود مي آيد را در آينده اصلاح كنيم، براي مثال به ما مي گويد كه «اگر كسي مغز داشته باشد ديگر نيازي نيست كه چشم داشته باشد» و كافي است كه ما بتوانيم تحريكات به موقع و با فرم مناسب را در محل مناسبي از مغزش به صورت مصنوعي ايجاد كنيم و او را قادر به شنيدن و ديدن كنيم. همين طور به ما كمك مي كند كه اين يافته ها را مدل سازي كرده و در ابزار و ماشين ها و رباتها پياده سازي كنيم و در نتيجه ماشين هايي بسازيم كه از قابليت هاي حسي انسان با تمام پيچيدگي و ظرفيت هاي آن برخوردار باشند. اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، اضافه كرد: كاربردهاي اين گونه يافته هاي کليدي متنوع بوده و قابل پيش بيني نيست و دهه هاي آينده نشان خواهد داد كه اين قبيل يافته ها چه كاربردهايي در صنعت يا در امور ديگر خواهد داشت. وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار ايسنا كه آيا امكان استفاده از اين دستاوردها در حل مشکل در افراد نابيناي مادرزاد هم وجود دارد يا نه، اظهار كرد: هنوز در اين مورد مطمئن نيستيم ولي شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد شايد بتوان بخشي از بينايي آنها را برگرداند؛ ولي آنچه به احتمال بالاتر ممكن است بتوان به دست آورد اين است كه افرادي كه بينا بوده اند و قشر مغز آنها با تجربه حس شكل گرفته، پس از چند سال اگر چشمشان را از دست بدهند ممكن است بتوان با تحريك مصنوعي مغز بينايي آنها را باز گرداند. بخشي از اين كار در حال حاضر عملا در كشورهاي صنعتي در حال انجام است و مي توانند در افرادي كه نابينا شده اند با تحريكات الكتريكي مغز شكل هاي مبهمي را در ذهن آنها القاء كنند اما مشكل اين بود كه شكل هاي پيچيده اي مانند چهره را كمي نمي دانست چگونه در مغز القاء كرد كه اين طرح نشان داد اين كار نيز شدني است. دكتر استكي، تصريح كرد: مجموع اين طرح و كارهايي كه تا به حال شده و در سال هاي آينده انجام خواهد شد اين نويد را به ما ميدهد كه در نهايت يك دنياي بينايي اوليه - نه به غنايي كه افراد بينا مي بينند - براي افرادي كه چشمشان را از دست داده اند به وجود آوريم؛ البته اين تكنيك ها در كساني كه بخش هاي مهمي از مغزشان را بر اثر آسيب هاي مغزي و يا تومورهاي مغزي از دست بدهند قابل استفاده نخواهد بود زيرا مغزي براي آنها باقي نمانده كه با تحريك الكتريكي بتوان در آن ادراكاتي را القاء كرد و اين امكان منحصر به كساني است كه به دليل ضايعات چشمي نابينا شده اند كه البته دسترسي به اين امكان هم مستلزم سال ها و سال ها كار و مطالعه و پژوهش است. رييس پژوهشكده علوم شناختي پژوهشگاه دانش هاي بنيادي خاطرنشان كرد: اين قدم هاي اوليه اي است كه بشر بر مي دارد. ما در اين قدم ها مشاركت كرده ايم و ديگران نيز در حال تحقيق و بررسي هستند كه اين مهم زمان مي برد ولي اميد است كه بتوان در نهايت در بخشي از مسايل درمان نابينايي و اختلالات حس هاي ديگر از اين تكنيك ها استفاده كرد. وي درباره اهداف اين طرح به ايسنا گفت: نخستين هدف، شناخت مكانيزم هاي عصبي ادراكات بينايي بوده كه بفهميم مغز ما چگونه در ديدن، طبقه بندي و مفهوم سازي عمل مي كند و اين پروژه و بسياري از پروژه هاي ديگري كه در پژوهشکده علوم شناختي پژوهشگاه دانش هاي بنيادي و دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي حال انجام است در اين زمينه است. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به اينكه يافته هاي دانش علوم اعصاب و كشفيات در حوزه مغز در قرن بيست و يكم با رشد انفجاري همراه بوده و سرمايه هاي بسيار وسيعي صرف تحقيقات در مغز مي شود، تصريح كرد: بسياري از دانشمندان در دنيا معتقدند كه قرن جاري همان طور كه قرن گذشته پايش را روي دوش فيزيك گذاشته و دنياي امروز را متحول كرده بر علوم مغز و اعصاب شناختي بنا خواهد شد و زندگي، شرايط ژئوپوليتكي و شرايط اقتصادي و صنعتي در دنيا با استفاده از دانشي كه از فهم مغز و نقش آن در پردازش و دادن قابليت هايي كه يك انسان دارد تغيير خواهد كرد و پياده سازي آن قابليت ها در ماشين، دنيا را متحول خواهد كرد وي افزود: يک صد سال قبل سرمايه گذاري بر دانش فيزيک و استفاده از دستاوردهاي آن شرايط دنياي امروزين را پديد آورد. بسياري از دانشمندان بر اين باورند که در حال حاضر رشد دانش ما از مغز و به کارگيري نتايج آن شرايط آينده بشر را رقم خواهد زد. انگيزه عمومي ما براي انجام اين گونه مطالعات اين است كه كشور ايران نيز در نهضت علمي كه در چند سال اخير در دنيا به راه افتاده و هم اکنون در اوج خود قرار دارد مشاركت داشته باشد.