Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102025
تاریخ انتشار : 4 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 46

بازتاب سياسي انقلاب اسلامي

در پاسخ به اين سؤال كه انقلاب اسلامي ايران، چه تأثيراتي بر حركت هاي سياسي اسلامي معاصر گذاشت؟ به آثار متعدد و متنوع مي‏توان اشاره كرد. پرداختن به همه اين آثار، از حوصله اين مقاله خارج است. بنابراين، تنها به بخشي از اين بازتاب، در دو قسمت سياسي و فرهنگي اشاره مي‏كنيم: الف : انعكاس سياسي در اين قسمت به پاره‏اي از بازتاب هاي سياسي در قالب سه مقوله «انتخاب اسلام به عنوان ايدئولوژي مبارزه»، «تلاش براي دست‏يابي به حكومت اسلامي» و «نقش انقلاب اسلامي بر حيات سياسي جنبش‏هاي اسلامي» مي‏پردازيم: يكي از مهم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران، تجديد حيات اسلام در جهان است. مقام معظم رهبري در اين باره می فرماید: «علي‏رغم گذشت بيش از يك‏ صدوپنجاه سال از برنامه‏ريزي مدرن و همه جانبه عليه‏ اسلام، امروز در سراسر دنيا يك‏ حركت ‏عظيم ‏اسلامي به‏ وجود آمده ‏است كه ‏به‏ موجب آن، اسلام در آفريقا، آسيا و حتي در قلب اروپا، حيات جديدي را باز يافته و مسلمانان به شخصيت و هويت واقعي خود پي‏برده‏اند.» به بيان ديگر، عمر دوره‏اي كه اعتماد به نفس در ميان مسلمانان، به ويژه در قشر تحصيل‏كرده آن از بين رفته و شمار فراواني از آنان، خواهان هضم‏ شدن در هويت جهاني بوده و گذشته خود را به فراموشي سپرده بودند (و اگر توجهي به گذشته مي‏كردند از باب تفنن و سرگرمي بود) به پايان رسيد و انقلاب اسلامي آن اعتماد به نفسي كه روزگاري پشتوانه تمدن بزرگ اسلامي بود، احيا و بارور كرد. اين تجديد حيات اسلام، آثار مختلفي را براي جنبش‏هاي اسلامي به ارمغان آورد. يكي از اين آثار، انتخاب اسلام به عنوان بهترين و كاملترين شيوه مبارزه است. سخنگوي «جهاد اسلامي» فلسطين در ملاقات با امام خميني رحمه‏الله در اين باره گفت: «انتفاضه، بارقه‏اي از نور و بازتابي از پيروزي هاي بزرگ انقلاب شماست؛ انقلابي كه بزرگترين تحول را در عصر ما به وجود آورد.» در حالي كه قبل از آن، اسلام در صحنه مبارزه عليه اسرائيل نقش چنداني نداشت. چنين رويكردي به معناي كنارگذاشتن انديشه‏هاي غيرمذهبي به ويژه ناسيوناليسم، ليبراليسم و كمونيسم و دور ريختن انديشه جبري بودن سرنوشت انسان بود كه همگي در نجات ملل اسلامي از چنگال استبداد داخلي و خارجي ناتوان بودند. به عقيده شيخ عبدالله شامي، يكي از رهبران مبارز فلسطيني «پس از انقلاب اسلامي ايران، مردم فلسطين دريافتند كه براي آزادي، به قرآن و تفنگ نياز دارند.» اين در حالي است كه براي چند دهه، مشي حركت هاي انقلابي، اغلب در اختيار گروه‏هاي ماركسيستي بود.به هر روي، انقلاب اسلامي، تاكيدي بر بعد سياسي اسلام بود و از آن پس، در برخي از كشورها، سازمانهاي مخفي شكل گرفت و مبارزه مسلحانه بر پايه اسلام، ساماندهي شد. روي آوردن به مبارزه بر اساس اسلام، تنها نتيجه تجديد حيات اسلام كه آن را برخي اصول‏گرايي يا بنيادگرايي اسلامي مي‏نامند، نيست. بلكه در گرايش جديد (اسلام؛ تنها راه حل)، برداشت نوين و تازه‏اي از اسلام صورت گرفت كه در آن مسلمين به ايستادگي، مقاومت و پا فشاري براي نيل به حقوق خويش تشويق شده‏اند. روزگاري اين كار، از سوي حسن‏البناء و سيدقطب در جنبش اخوان المسلمين انجام مي‏شد، ولي انقلاب اسلامي، اسلام انقلابي را به صورت جديتر درآورد و مطرح ساخت. البته اين ستيزه‏جويي انقلابي، تنها به معناي روي آوردن به اسلحه نخواهد بود؛ چون در آن شيوه‏هاي مسالمت‏آميز، مشابه آنچه حزب اسلام‏گراي رفاه در تركيه برگزيد نيز، ديده مي‏شود. نظام اسلامي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شكل گرفت، به صورت بهترين الگو و مهمترين خواسته سياسي مبارزان مسلمان در آمد. يكي از رهبران مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در اين باره گفت: «ما در آن موقع مي‏گفتيم، اسلام در ايران پيروز شده است، و به زودي به دنبال آن در عراق نيز پيروز خواهد شد. بنابراين، بايد از آن درس بگيريم و آن را سرمشق خود قرار دهيم.» يا فتحي شقاقي، دبير كل شهيد جنبش جهاد اسلامي فلسطين مي‏نويسد: «بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، نخستين مركز جهاد اسلامي فلسطين در نوار غزه فعال شد. ظهور امام خميني رحمه‏الله بر روي روشنفكران فلسطيني مؤثر واقع شد و سبب گرديد كه آنها در جستجوي راه‏هايي براي اعمال تعليمات امام خميني رحمه‏الله در صحنه فلسطين برآيند.» به بيان ديگر، انقلاب اسلامي، حدود 5/1 ميليارد مسلمان را بر انگيخته و آنان را براي تشكيل حكومت‏الله در كره‏ زمين به حركت درآورد. اين رويكرد، در اساسنامه، گفتار و عمل سياسي جنبش‏هاي اسلامي سياسي معاصر به شكل هاي مختلفي مشاهده مي‏شود. شاه ايران، قبل از مرگ اعتراف كرد كه يكي از بزرگترين اشتباهاتش اين بود كه اجازه داد، دانشجويان جوان به انقلاب بپيوندند، و اين حركتي است كه الان به تأثير از انقلاب اسلامي، در خارج از ايران پديد آمده و حكام قادر به جلوگيري از آن نيستند. علاقه جنبش‏گران مسلمان به ايجاد حكومت اسلامي به سه صورت ابراز شده است: 1ـ برخي از گروه‏هاي اسلامي در جهان تسنن و تشيّع به صورت آشكار هراسي از مخالفت با دولت هاي نامشروع ندارند و به احاديثي كه اطاعت از حاكم اسلامي را در هر شرايط لازم دانسته، چندان توجهي نمي‏كنند، بلكه خواهان استقرار حكومت اسلامي و يا نظام مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در كشورشان شده‏اند و آن را برخي از گروه‏ها در اساس‏نامه (مانند مجلس اعلاي انقلاب عراق) و يا در اعلاميه‏هاي خود (مانند حزب‏الدعوه) و...مطرح كرده‏اند. البته برخي از جنبش‏هاي اسلامي (مانند كشمير و افغانستان) دست‏يابي به استقلال سياسي را اولين هدف خود، قبل از تأسيس حكومت اسلامي قرار داده‏اند. 2ـ بعضي از گروه‏هاي اسلامي ديگر با طرح لزوم اجراي شريعت اسلامي (مانند نهضت جمعيت ارشاد اسلامي مصر) و يا با ترجمه كتاب حكومت اسلامي امام خميني ره (مانند اليسارالاسلامي مصر) و يا با تأكيد بر جمهوري اسلامي ايران به عنوان تنها راه ‏حل (مانند جبهه نجات اسلامي الجزاير) و... علاقه‏مندي خود را براي بر پا كردن يك حكومت اسلامي ابراز كرده‏اند. آيت‏الله شهيد محمدباقر صدر(ره) هم قبل از شروع جنگ تحميلي در تلاش بود، رژيم عراق را سرنگون و يك حكومت اسلامي به شيوه حكومت ايران؛ يعني جمهوري اسلامي بر پايه ولايت فقيه به وجود آورد. در قيام 1370 / 1991 م. شيعيان عراق، ميل به تأسيس حكومت اسلامي در راديو صداي انقلاب عراق به گوش مي‏رسيد. 3ـ برخي از حركت هاي ديگر اسلامي، خويش را از دايره تنگ ناسيوناليسم خارج كرده و خواهان برپايي يك نظام اسلامي بر پايه امت واحد مسلمان از خليج فارس تا اقيانوس اطلس شده‏اند. (مانند رابط الدعوه ‏الاسلاميه در الجزاير) و يا اين كه بر اساس اصل ولايت فقيه و قبول آن، از رهبري انقلاب اسلامي ايران پيروي مي‏كنند. اين گروه‏ها خود، دو گونه‏اند دسته‏اي كه از لحاظ عقيدتي و مذهبي خود را مقلد رهبري انقلاب اسلامي ايران مي‏دانند (مانند جنبش امل در لبنان) و دسته‏اي كه هم از لحاظ سياسي و هم مذهبي از رهبري انقلاب اسلامي ايران تبعيت مي‏كنند (مانند جنبش حزب‏الله لبنان). گروه‏ها و سازمانهاي اسلامي مذكور، براي نيل به يك نظام مبتني بر اسلام، شيوه و روش هاي مختلفي را در پيش گرفته‏اند. برخي تنها از طريق اقدام قهرآميز و مسلحانه (مانند حزب‏الله حجاز) و (جنبش آزاديبخش بحرين) در صدد نابود كردن رژيم حاكم هستند. در نقطه مقابل، گروه‏هايي قرار دارند كه شرايط فعلي را براي دست زدن به اقدامات مسلحانه مساعد نمي‏دانند و با توسل به شيوه‏هاي مسالمت‏آميز از قبيل شركت در انتخابات پارلماني در پي تغيير نظام موجود هستند (مانند حزب اسلام گراي رفاه). اما گروه‏هاي ديگري هم وجود دارند كه به هر دو روش پايبندند، جنبش حزب‏الله نمونه‏اي از اين گروه است كه در مصاف با اسرائيل و حكومت ماروني لبنان و به منظور استقرار حكومت اسلامي به دو روش متمايز و در عين حال مكمل هم؛ يعني جنگ با اسرائيل و شركت در انتخابات مجلس روي آورده است. برخي از گروه‏هاي اسلامي سياسي، تولد و موجوديت خود را مديون انقلاب اسلامي‏ مي دانند. اين گروه‏ها خود بر دو دسته‏اند: دسته‏اي كه از يك جنبش اسلامي غيرفعال پيشين منشعب شده‏اند (مانند امل اسلامي از جنبش امل و جنبش جهاد اسلامي از اخوان‏المسلمين فلسطين؛ در واقع بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخستين مركز جهاداسلامي فلسطين در نوار پديد آمد.) و دسته‏اي كه وابسته به جنبشي و گروهي نبوده‏اند، بلكه موجود و پديده‏اي جديدند. (مانند نهضت اجراي فقه جعفري پاكستان) اگر چه دسته اخير بيش از دسته نخست، مدافع و متأثر از انقلاب اسلامي است، اما همه اين گروه‏ها در دفاع از انقلاب اسلامي ايران، پيروي از رهبري آن و نيز الگو قراردادن آن اشتراك نظر دارند. بعضي ديگر از گروه‏ها و جنبش‏هاي سياسي اسلامي به تأثير از تجديد حيات اسلام كه از ثمرات انقلاب اسلامي ايران در قرن اخير است، از حالت ركود، رخوت و انفعال خارج شده‏اند و با نيرو و سازماندهي جديدي، به مبارزه نظامي و سياسي عليه حكومت و دولت هاي حاكم پرداخته‏اند؛ مثلاً حركت اسلامي در دانشگاه‏هاي النجاعع، بيرزيت، غزه، بيت‏المقدس و الخليل، به نحو چشمگيري پس از انقلاب اسلامي گسترش و توسعه يافت و يا فعاليت گروه جماعة‏المسلمين كه حضوري محدود در نوار غزه داشت، در پي انقلاب اسلامي ايران و نيز به دنبال احكام صادره از سوي دادگاه نظامي رامله عليه اعضاي آن، افزايش پيدا كرد. بخشي از اين گروه‏ها، تنها به افزايش حجم فعاليت هاي خود اقدام كرده‏اند و در روند مبارزه به شيوه‏هاي مسالمت‏آميز توجه دارند. بخشي ديگر بر شدت و حجم تلاش هاي ضد دولتي خود افزوده‏اند و با تكيه بر روشهاي مسلحانه در صدد نابودي رژيمهاي حاكم هستند. سازمان انقلاب اسلامي جزيرة‏العرب از گروه نخست و جبهه اسلامي سوريه از گروه دوم محسوب مي‏شوند. انقلاب اسلامي ايران در تحرك سياسي آن دسته از جنبش‏هاي به ظاهر اسلامي كه هيچ‏گونه و يا كمترين علقه‏اي به انقلاب اسلامي ندارند هم، به شكل ديگري مؤثر بوده است. اين گروه‏ها كه با تولد انقلاب اسلامي و به منظور مقابله با آن متولد شده و يا گسترش يافته‏اند، با كمك دولت ها و اشخاص مخالف انقلاب اسلامي و بويژه با پشتيباني و حمايت مالي دولت هايي چون دولت پادشاهي عربستان سعودي شكل گرفته‏اند. وهابيت در پاكستان، «ساف» در فلسطين اشغالي و سازمان پيكار اسلامي در عراق، نمونه‏هايي از اين گروه‏ها به شمار مي‏روند. به همين جهت، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، صف اسلام سازشكار (اسلام آمريكايي) از صف اسلام ناب محمدي(ص) كاملاً جدا شده است. از اين رو، كشورهاي عربي مسلمان براي جلوگيري از ظهور قيام مردمي متأثر از انقلاب اسلامي، تلاش زيادي را براي بهبود بخشيدن به وضع اقتصادي و تظاهر به اسلام آغاز كرده‏اند. برخي از گروه‏هاي اسلامي در جهان تسنن و تشيّع به صورت آشكار هراسي از مخالفت با دولت هاي نامشروع ندارند و به احاديثي كه اطاعت از حاكم اسلامي را در هر شرايط لازم دانسته، چندان توجهي نمي‏كنند، بلكه خواهان استقرار حكومت اسلامي و يا نظام مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در كشورشان شده‏اند. انقلاب اسلامي، نقشي را كه علما مي‏توانند در جهاد در راه خدا، بر عهده بگيرند، به خوبي نشان داده است. همانند انقلاب اسلامي، علمايي كه در خارج از ايران به سر مي‏برند و از فعاليت هاي نهضت اسلامي در مناطق خويش حمايت كرده‏اند، احترام بيشتري كسب نموده‏اند. اكنون جوانان انقلابي براي گرفتن رهنمود، به سوي علما روي آورده‏اند. به علاوه، با علاقه‏مند شدن روز افزون جوانان انقلابي جهت فراگيري علم به طريق سنتي اسلامي، جوانه‏هاي نسل جديدي از علماي آينده كه انقلابي‏تر خواهند بود، بتدريج پديدار گرديده است. به هر روي، در بيشتر كشورهاي اسلامي، دانشجويان و جوانان به عنوان سربازان انقلاب محسوب مي‏شوند. شاه ايران، قبل از مرگ اعتراف كرد كه يكي از بزرگترين اشتباهاتش اين بود كه اجازه داد، دانشجويان جوان به انقلاب بپيوندند، و اين حركتي است كه الان به تأثير از انقلاب اسلامي، در خارج از ايران پديد آمده و حكام قادر به جلوگيري از آن نيستند. در واقع، امروزه دانشگاه‏ها و مدارس عالي در سرتاسر جهان اسلام، مركز فعاليت هاي نهضت اسلامي است. * منبع: WWW.TEBYAN.NET