Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102057
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 10

تحقير استكبار جهاني، بويژه آمريكا و شكستن ابهت پوشالي آنها

يكي از دستاوردهاي بزرگ و اعجاب برانگيز انقلاب اسلامي ايران در سطح جهان، شكستن ابهت پوشالي قدرتهاي شيطاني شرق و غرب و تحقير آنها، مخصوصاً استكبار غرب به سركردگي آمريكا است. سالهاي طولاني در اثر تبليغات و نيز اعمال زور قدرتهاي استكباري شرق و غرب، نفوذ ناپذيري قدرت آنها و يكه تاز بودن آنان در صحنه جهاني، اين باور در همه مردم جهان به وجود آمده بود كه آنها داراي قدرت بسيار هستند و به هيچ وجه نمي شود با آنان مقابله كرد. اين فكر در بين برخي مبارزان هم رسوخ كرده بود كه جز با اتكاء به يكي از دو ابرقدرت شرق يا غرب نمي توان در جغرافياي سياسي جهان حضور يافت و به حيات خود ادامه داد. برخي گروهها به شرق وابسته شده و بعضي به غرب گرايش پيدا كردند. تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، كسي باور نمي كرد بتوان در برابر قدرت شيطاني بزرگ آمريكا و ابرقدرت شوروي، عرض اندام كرده و در برابر آن ايستادگي كرد. اما پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه سرنگوني رژيم ستمشاهي را به دنبال داشت، اولين ضربۀ محكم و اساسي را به غرور و ابهت پوشالي آمريكا وارد آورد، زيرا پشتوانۀ اصلي رژيم پهلوي، آمريكا بود و آمريكاييان تا آخرين لحظات پيروزي انقلاب (و حتي بعد از آن) به حمايت از رژيم منحوس پهلوي ادامه دادند. آمريكا تصور اين را هم نمي كرد كهبا داشتن قدرت جهاني، حمايت از رژيمي (آن هم رژيم محمد رضا پهلوي كه از ابتدا زير نظر آنان بزرگ شده و قدرت يافته بود) را در دستور كار خود داشته باشد و از حفظ آن عاجز مانده و ناتوان شود. حتي خود رژيم پهلوي نيز براي نشان دادن استحكام سلطنت خود، حمايت و پشتيباني آمريكا را به رخ مبارزين مي كشيد. در اين رابطه، برژنيسكي مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريكا در دولت كارتر، در بخضي از خاطرات خود مي نويسد: «ايران [منظور در واقع انقلاب اسلامي و حكومت اسلامي ايران است] بزرگترين شكست كومت كارتر بود... سقوط شاه از نظر استراتژيك نتايج مصيبت باري براي آمريكا به بار آورد و از نظر سياسي، براي خود كارتر فاجعه آميز بود.1» حوادث بعدي و اقدامات مهم ديگر انقلاب اسلامي ايران در برابر قدرتهاي شيطاني، بر ابعاد و گستردگي تحقير ابرقدرتها و شكستن قدرت دروغين آنها افزود. از جمله اين حوادث و اقدامات، موارد زير مي باشد: - تسخير لانه جاسوسي آمريكا در ايران كه با عنوان سفارتخانه، مشغول توطئه بر عليه انقلاب بود. - جهاني كردن شعار مرگ بر آمريكا - خنثي كردن محاصره هاي اقتصادي، سياسي و نظامي - ايستادگي در برابر حظور نظامي نامشروع ناوگانهاي آمريكا در خليج فارس - ايستادگي در برابر حمله نظامي به طبق - تسليم نشدن در برابر حمله موشكي آمريكا به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس - پاسخ منفي دادن به التماس آمريكا براي مذاكره و برقراري روابط سياسي شكستن ابهت پوشالي ابرقدرتها، مخصوصاً آمريكا، بازتاب مهمّي در جهان به دنبال داشت. مردم مسلمان و مستضعف جهان و حركتهاي آزاديبخش پي به ضعف و ناتواني آمريكا برده و شكست قدرت اسطوره اي آن را به چشم خود مشاهده كردند. مردم جهان به اين باور رسيدند كه قدرت آمريكا در برابر قدرتهاي الهي و مردمي ناچيز بوده و قدرت واقعي آن، بسيار كمتر از آن چيزي بوده كه هميشه در جهان تبليغ و ترويج مي شده است. خبرگزاريها و مطبوعات جهني هم لب به سخن گشوده و به اين تحقير آمريكا اعتراف كردند. هفته نامه اشپيگل آلماني مي نويسد: «آيت اللّه خميني با تحريك مسلمانان، غرب را شوكه كرد و پس از سقوط شاه به تحقير آمريكا، شيطان بزرگ پرداخت.2» راديو نروژ مي گويد: آيت اللّه امام خميني رهبر و شخصيتي بود كه طي ده سال بارها آمريكا را تحقير كرده و آبروي آن كشور را برد. آيت اللّه امام خميني نشان داد محرومين مي توانند در قبال ابرقدرتها پايداري كنند.3» كار به جايي مي رسد كه خود راديو آمريكا هم اعتراف به ناتواني آمريكا كرده و به نقل از روزنامه شيكاگو تريبون مي گويد: «آيت اللّه خميني آمريكا را بارها با ناتواني مواجه ساخت و در اين مورد به آمريكا درس داد و دو رئيس جمهوري آمريكا را با نااميدي روبه رو ساخت.شايد تا به حال در هيچ دوره اي از سالهاي اخير برنامه ريزان سياسي آمريكا با چنين وضعيتي رو به رو نشده بودند كه كشوري در مقابل نفوذ نظامي، سياسي و اقتصادي آمريكا مصونيت داشته باشد.4» اين دستاورد عظيم جهاني انقلاب اسلامي براي مردم قهرمان ايران و كلّيه مسلمانان و مستضعفان جهان، عزّت و افتخار و براي دشمنان كينه توز آن، ذلّت و خواري به همراه داشت. اين نعمت بزرگ انقلاب از سوي بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره) نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. در اين رابطه، حضرت امام در يكي از سخنرانيهاي خويش در سال 1358 چنين فرمودند: «شما بدانيد كه اين نهضت شما ملّت ايران، اين عظمت قدرتهاي بزرگ كه با تبليغات تحميل كرده بودند بر دماغها كه اصلا نمي شود با انگلستان درافتاد، حالا هم ديگر اصلا با آمريكا نمي شود ديگر درافتاد، اين عظمت را شكست. يعني شما ملّت عزيز ايران زن و مردتان ريختند در خيابانها و با فرياد اللّه اكبر، اين عظمتي كه در قلوب اشخاص پيدا شده بود و ملّتها را وادار مي كرد كه ساكت باشند، مبادا يك وقتي بربخورد به آنها، اين را شكست ... نهضت شما الان اين معنا را هم شكست در دنيا كه نمي شود در مقابل آمريكا [ايستاد].5» و در پيام حج سال 1366 فرمودند: «من با اطمينان مي گويم، اسلام ابرقدرتها را به خاك مذلّت مي نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدودۀ خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد.6» در اين مورد رهبر معظّم انقلاب فرمودند: «انقلاب شما حريم دروغين قدرتها و قلدرها را شكست. آمريكا به عنوان ابرقدرت، يك روز آمريكا بود، اما امروز ديگر نيست. امروز شما ببينيد كه در چند نقطه از نقاط عالم، مردم عكس رئيس جمهور آمريكا را آتش مي زنند يا پرچم آنها را به آتش مي كشند؟ چند جا از نقاط عالم، ملّتها و توده هاي مردم، مشت گره مي كنند و مرگ بر آمريكا مي گويند.7» يكي از موارد مهم تحقير و شكست آمريكا، كه براي آنها بسيار سنگين و گران تمام شد، تسخير لانۀ جاسوسي آمريكا در ايران بود كه به نام سفارتخانه عملا به توطئه و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران مشغول بود. در 13 آبان 1358 دانشجويان مسلمان پيرو خط امام با شجاعت بي نظيري لانۀ جاسوسي آمريكا را تسخير نموده و جاسوسان به ظاهر ديپلمات آن را به گروگان خويش گرفتند. اين حركت كه با حمايت قاطع امام خميني(ره) و توده مردم ايران مواجه شد، ضربۀ بسيار محكمي بر پيكر آسيب ديدۀ آمريكا در اثر سقوط شاه، وارد آورد. ويليام سوليوان آخرين سفير آمريكا در رژيم پهلوي، پيرامون اين اقدام انقلابي با اعتراف به تحقير آمريكا چنين مي نويسد: «روش سست و بي بنياد حكومت كارتر در سياست خارجي و اقدامات نامعقول برژينسكي كه هنوز قادر به درك واقعيت مسائل ايران نبود، در نوامبر 1979 به گروگان گيري اعضاي سفارت آمريكا منجر شد و يك دوران تحقير ملي كه در تاريخ آمريكا نظير آن ديده نشده است، آغاز گرديد.9» به دنبال اين حركت انقلابي مردم ايران، آمريكا تلاش كرد با تهديد و ايجاد رعب و وحشت، مردم مبارز ايران را مرعوب كند، ولي امام خميني(ره) با قاطعيت و شجاعت تمام در سخنراني مورخ 17 آبان 1358 خويش در جمع دانشجويان فرمودند: «آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند. صحبت اين كه اگر دخالت نظامي بكند ما چه خواهيم كرد، غلط است ... غلط مي كند! نترسيد، نترسيد ... آمريكا عاجزتر از اين است كه در ايران دخالت نظامي بكند...9» تاچر نخست وزير وقت انگليس نيز با اعتراف به قدرت انقلاب اسلامي، عملا به حقارت غرب در برابر آن اذعان نمود و گفت: «ما غربيها در دهه 1980 از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش واهمه نداريم. زيرا اگر بلوك شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به سلاحهاي نظامي بوده و به ادوات مخرب ويرانگر مسلح مي باشند، ما نيز به سلاحهاي مدرت و پيشرفته مسلح و مجهزيم، لكن از حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران مي ترسيم.10» ايران اسلامي به عنوان كشوري كه مرزهاي مشترك طولاني با ابرقدرت شرق وقت داشت، هرگز مرعوب قدرت آن نيز نشد و همان ايستادگي و مقاومتي را كه در برابر غرب داشت، در برابر شرق نيز به نمايش گذاشت. شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» دقيقاَ «نه» گفتن به هر دو ابرقدرت بود. حضرت امام همان گونه كه غرب را ناچيز مي شمرد، شرق را نزي تحقير مي كرد و از قدرت پوشالي آن واهمه اي نداشت. يكي از موارد مهم تحقير ابرقدرت شرق كه جنبۀ بسيار محترمانه و باوقاري داشت، ارسال پيام تاريخي حضرت امام به گورباچف و دعوت ابرقدرت شرق به اسلام بود. يعني امام نه تنها مرعوب ابرقدرت شرق نشده بود، بلكه انقلاب اسلامي ايران را در آن چنان موضع بالاتر و برتري مي ديد كه اين ابرقدرت را به راه خويش و اسلام دعوت كرد. گورباچف كه تحت تأثير شديد اين پيام قرار گرفته بود، بعدها با اقرار به عظمت انقلاب اسلامي ايران، مراتب تحقير ابرقدرت شرق در برابر آن را محترمانه اعتراف كرده و گفت: «پيام آيت اللّه خميني براي من، پيام به تمام اعصار در طول تاريخ بود و زماني كه من اين پيام را دريافت كردم، اين گونه انگاشتم كه شخصي كه اين پيام را نوشته فردي متفكر و دلسوز اسلامي ايران، مراتب تحقير ابرقدرت شرق در برابر آن را محترمانه اعتراف كرده و گفت: «پيام آيت اللّه خميني براي من، پيام به تمام اعصار در طول تاريخ بود و زماني كه من اين پيام را دريافت كردم، اين گونه انگاشتم كه شخصي كه اين پيام را نوشته فردي متفكر و دلسوز براي سرنوشت جهان است. من از اين كه با دقّت به آن گوش دادم و آن را مطالعه كردم، براي سرنوشت جهان است. من از اين كه با دقّت به آن گوش دادم و آن را مطالعه كردم، استنباط كردم كه كسي است كه براي جهان نگران است... آيت اللّه خميني توانست اثري بزرگ در تاريخ نوين جهان بگذارد. ما زماني كه اين پيام را در جلسه كميته مركزي حزب كمونيست مطرح كرديم، براي اعضاي حزب كه نيمي از جهان را در اختيار داشت، بسيار غيرمنتظره بود و نسبت به پيام به ديده احترام مي نگريستند.من از ايشان با احترام عميق ياد مي كنم و معتقدم كه آيت اللّه خميني فراتر از زمان مي انديشيد و در بعد مكان نمي گنجيد... اگر ما پيش بيني آيت اللّه خميني را جدّي تر مي گرفتيم، امروز قطعاً شاهد چنين وضعيتي نبوديم و اجازه نمي داديم كه وضعيت كشور به چنين حالتي درآيد.11» پي نوشت ها: 1. سوليوان و پارسونز، خاطرات دو سفير، صفحه 511. 2. دفتر سياسي سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي، نشريه داخلي نگرشي بر تحوّلات سياسي، شماره 14، صفحه 23. 3. روزنامه اطلاعات مورخ 23/11/1368. 4. همان. 5. صحيفه امام، جلد 11، صفحه 336 و 337. 6. فرياد برائت (پيام امام به حجاج بيت اللّه الحرام)، صفحه 13. 7. حديث ولايت (مجموعه رهنمودهاي مقام معظّم رهبري) جلد 6، صفحه 221. 8. سوليوان و پارسونز، خاطرات دو سفير، صفحه 255. 9. در جستجوي راه از كلام امام، دفتر چهاردهم، صفحه 455. 10. معاونت فرهنگي سازمان تبليغات اسلامي، انقلاب اسلامي در چشم انداز ديگران، صفحه 117. 11.ويژه نامه جمهوري اسلامي، مورخ 10/7/1378.