Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102059
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 7

اثبات توانايي قدرت اسلام و تشيّع براي به دست گرفتن حكومت

هر نوع مبارزه، قيام و انقلابي نيازمند انگيزه و دستاويزي نيرومند است تا به عنوان موتور و قوّۀ محركه، آن را به حركت اندازد. بدون وجود يك اهرم انگيزشي قوي و پشتوانۀ فكري و ايماني قدرتمند، نمي توان مبارزه را به پيش برد. در واقع رسيدن به مقصود و هدف و ايجاد انقلاب و دگرگونيّ مستلزم برخورداري از عامل تحريك و برانگيزندۀ قوي و مؤثر مي باشد. هر يك از جريانات و نهضتهاي انقلابي، موضوع و عامل خاصي را به عنوان اهرم مبارزه و نيروي برانگيزنده انتخاب مي كنند و آن را به عنوان محور انگيزشي مبارزين و انقلابيون مورد استفاده قرار مي دهند. برخي انگيزه هاي مادّي را اهرم مبارزه قرار مي دهند، نيروهاي انقلابي به طمع دستيابي به مادّيات و تنعّمات زندگي دنيوي اعم از رفاه، مسكن، نان و ... به قيام و مبارزه بر مي خيزند. برخي نهضتها، آزادي و آزاديخواهي را انگيزه مبارزه قرار مي دهند و با تحريك عواطف و احساسات آزاديخواهانۀ مردم و مبارزين، آنها را به قيام و انقلاب مي كشانند. بعضي نيز، مليّت و ملي گرايي و عشق به وطن و خاكِ سرزمين و گذشتۀ تاريخي آن را اهرم مبارزه مي سازند و از اين طريق حس مليت و ملي گرايي مردم را تحريك كرده و مبارزه را به پيش مي برند. دستۀ ديگر، عامل و انگيزۀ قومي و نژادي را براي همبستگي نيروهاي انقلابي به كار گرفته و آن را مستمسك و دستاويز مبارزه قرار مي دهند. گروهي ديگر، از عوامل صنفي و قشري جامعه استفاده مي كنند، مثلاً انگيزۀ قيام خود را خوشبختي و حاكميت بخشيدن به قشر كارگر قرار مي دهند تودۀ مردم محروم و زحمتكش را بر عليه قشر مرفه جامعه بر مي انگيزند. البته انگيزه ها و عوامل محرك ديگري را نيز مي توان به اين ليست اضافه كرد، اما به همين مقدار اكتفا كرده و با اشاره به يكي ديگر از مهمترين عوامل و انگيزه هاي حركتهاي عميق مردمي و انقلابي، به اين بحث خاتمه مي دهيم. اين عامل، انگيزۀ اسلامي يعني همان عاملي است كه در انقلاب بزرگ و جهاني ايران، نقش خود را بخوبي ايفاء كرد. محوريت بخشيدن به دين و مكتب اسلام و به كارگيري انگيزۀ اسلامي در مبارزه، سابقه درخشاني در تاريخ اسلام از ابتدا تا كنون داشته است. قيامهاي شيعي كه به تبعيت از قيام امام حسين(ع) و با الگو قرار دادن آن صورت گرفته است، در تاريخ انقلابهاي پرشور جهان از برجستگي خاصّي برخوردار مي باشد. اما متأسفانه چشمهاي عبرت بين و دلهاي منصفِ كمي تا كنون شجاعت و جرأت آن را داشته اند تا به اين حقايق تاريخي اعتراف كنند. بي جهت نيست كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، گروههاي مبارز بسياري مدعي بودند كه با انگيزه و هدف اسلام خواهي و محوريت بخشيدن به روحيه اسلامي، نمي توان به پيروزي رسيد و قدرت اسلام را در ايجاد انگيزۀ لازم براي رسيدن به مقصود كافي نمي دانستند و جالب اين كه حتي برخي از آنها دين را به عنوان عامل بازدارنده و افيون توده ها مطرح مي كردند و معتقد بودند انگيزۀ ديني موجب سازش و تسليم به وضع موجود مي شود. البته ممكن است برخي از اين جريانات و گروهها، به خاطر جهل و ناآگاهي از واقعيتها و قدرت معنوي اسلام چنين ادعا مي كردند. كما اين كه به خاطر ناآگاهي و خود كم بيني در بين برخي نيروهاي مسلمان و علما و روحانيون و بعضي حوزه هاي علميه نيز، اين باور كه با قدرت ديني و اسلام مي توان مبارزه كرده و به نتيجۀ دلخواه و پيروزي رسيد، وجود نداشته و يا نسبت به آن ترديدهاي جدّي وجود داشت و به همين جهت برخي از آنان با حركت حضرت امام(ره) مخالفت كرده و يا حداقل همراهي لازم را نداشته اند. اين ناباوري و خودكم بيني در بين بسياري از گروههاي مبارز و مسلمان غير ايراني كه در سراسر جهان به مبارزه مشغول بودند، وجود داشت. تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، آنان به اين نيزو و پتانسيل قوي موجود در دست مسلمانان آگاهي و شناخت كافي نداشتند و لذا از انگيزه هاي ديگري استفاده مي كردند. پيروزي انقلاب اسلامي ايران نه تنها از نظر تئوري، بلكه عملا اثبات كرد كه انگيزه هاي غير ديني و غير اسلامي كارايي لازم را نداشته و انگيزه اي ناكافي براي رسيدن به سر منزل مقصود، مخصوصاً براي نيروهاي مبارز مسلمان مي باشند. اين انقلاب تأييدي بر قدرت فوق العادۀ انگيزۀ اسلامي و خط بطلاني بر ساير انگيزه ها بود. در اين مورد بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران و اثات كننده «باور قدرت ديني» يعني حضرت امام خميني (ره) مي فرمايند: «آنهايي كه خيال مي كردند با اسلامي نمي شود مردم را به حركت در آورد، فهميدند كه همۀ تحريكها از اسلام است. قرآن كتاب تحرك است، جنبش است.1» «اين قدرت اسلام بود كه با دست خالي يك ملتي را بر يك دولت غاصب بزرگ و ابرقدرتهاي بزرگ عالم غلبه داد.2» ، «اين تحوّلي كه الان در كشور ما هست ، همه اش روي اين مقصد است كه از اوّل فريادشان بلند بود كه ما اسلام را مي خواهيم ، طاغوت را نمي خواهيم.3» پيروزي انقلاب اسلامي با انگيزه هاي ديني و اثبات توانايي اسلام در مبارزه و انقلاب، بر كل جهانيان مخصوصاً مسلمانان و حركتهاي اسلامي تأثير بسزايي داشته و آنان را به اين باور و اعتقاد رهنمون ساخته است. در اين جا صرفاً به چند مورد از زبان خود آنان اشاره مي كنيم: فيدل كاسترو رهبر كوبا گفته است: «پس از فروپاشي شوروي سابق به صحّت توصيه هاي آيت اللّه خميني به گورباچف پي بردم و معتقدم مدل قرآني رهبر فقيد ايران بايد به جاي مدلهاي غربي در دستور كار برنامه هاي جهاني قرار گيرد.4» حبيب شطي دبير كلّ كنفرانس اسلامي مي گويد: «انقلاب اسلامي يكي از حوادث مهم اين قرن است و به همه نشان داد كه اسلام چقدر قدرتمند است. انقلاب ايران توانسته است يكي از نيرومندترين رژيمهاي سلطنتي را سرنگون كند.5» شهيد فتحي شقاقي رهبر سابق جنبش جهاد اسلامي فلسطين مي گويد: «تأثير انقلاب اسلامي به رهبري امام فقيد، در فلسطين قوي تر از هر مكان ديگر بود، چرا كه مسلمانان در فلسطين در حالي كه تحت اشغال وحشيانۀ صهيونيستي به سر مي برند، نا اميدتر و فروپاشيده تر از تمامي ملل مسلمان بودند. امام آمد تا به آنها اميد بدهد و تأكيد نمايد كه دگر باره امت مي تواند با الهام گيري از اسلام به پا خيزد. اسلام مي تواند پيروز شود و حكومت خود را برقرار سازد.6» شيخ اسعد تميمي يكي از رهبران فلسطيني مي گويد: «تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد غايب بود. حتي در عرصه واژگان مثلا به جاي «جهاد» از كلماتي همچون «نضال» و «كفاح» استفاده مي شد. انقلاب ايران واقعيت قديمي «اسلام راه حل و جهاد وسيله اصلي است» را به سرزمين فلسطين وارد كرد.7» دكتر زياد ابوعمرو در كتاب جنبشهاي اسلامي در فلسطين مي گويد: «از ابتدا بنيانگذاران جهاد اسلامي فلسطين تلاش كردند تا از دروس انقلاب اسلامي در ايران الهام گيرند و تلاش كردند تا آن را به روش فلسطين نيز تطبيق دهند... انقلاب اسلامي ايران تأكيد كرد كه اسلام تنها راه حل است و جهاد مناسب ترين اسلوب است.8» شيخ عبداللّه شامي سخنگوي جهاد اسلامي فلسطين در گفتگويي ، يكي از علل گرايشات اسلامي دوبارۀ مردم فلسطين در مبارزه را تأثير انقلاب اسلامي ايران عنوان مي كند و اضافه مي نمايد «وقتي مردم ديدند بر اساس انديشه هاي قومي، ملي، ماركسيستي يا كمونيستي مبارزه كردن، دستاوردي ندارد، دريافتند كه انقلاب ديگري جز اسلام ندارند.9» و بالاخره خبرگزاري آسوشيتد پرس در تاريخ 14/3/1368 چنين گزارش مي كند: «آيت اللّه خميني يك شاه را سرنگون كرد، يك ابرقدرت را مبهوت نمود و با پيام وحدت و قدرت اسلامي خود، جهان را تكان داد.10» پي نوشت ها: 1- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم ، صفحه 134. 2- همان، صفحه 155. 3- همان، صفحه 156. 4- نشريه داخلي نگرشي بر تحوّلات سياسي سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي، شماره 67- 66، صفحه 40. 5- انقلاب اسلامي ايران در چشم انداز ديگران، صفحه 107. 6- دكتر زياد ابو عمرو، جنبشهاي اسلامي در فلسطين، پيش درآمد. 7- جميله كديور، رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا، صفحه 113. 8- دكتر زياد ابوعمرو، جنبشهاي اسلامي در فلسطين، صفحه 95. 9- جميله كديور، انتفاضه حماسه مقاومت فلسطين، صفحه 212. 10- موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، بازتاب رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، صفحه 95.