Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102558
تاریخ انتشار : 14 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 8

بخش دوم- دانشگاهها

ضد استعماري شدن دانشگاهها و استقلال آنها اهمّيت و نقش دانشگاهها به عنوان عاليترين مراكز آموزش كشور در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بر كسي پوشيده نيست. تربيت نخبگان و انديشمندان جامعه، تأثيرگذاري بر ساير اقشار و عرصه هاي مختلف قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و صنعتي را در آينده به دست خواهند گرفت، از جمله كاركردها و نقش دانشگاهها و مراكز آموزش عالي مي باشد. به همين جهت است كه حضرت امام خميني(ره) در اهمّيت دانشگاهها فرموده اند: « دانشگاه مبدأ تحولات است... دانشگاه مركز سعادت و در مقابل شقاوت يك ملت است. از دانشگاه بايد سرنوشت يك ملت تعيين بشود.(1) » نظر به چنين اهمّيت والايي براي دانشگاهها و از آن جا كه رژيم منحوس پهلوي، رژيمي وابسته و متكي به غرب بود و از استقلال سياسي و فرهنگي لازم برخوردار نبود، لذا تلاش وافري در جهت وابسته نمودن دانشگاهها به غرب و تأثيرپذيري از سياستهاي غربي مي نمود. اين تلاشها نيز متأسفانه به ثمر نشسته و عملاً دانشگاهها غير مستقل و وابسته به غرب بودند. اين وابستگي در حوزه هاي مختلف سياستگذاري، مديريت، آموزش، انديشه و تفكر و رفتار و كردار دانشگاهها به چشم مي خورد. نتيجة وابستگي دانشگاهها به غرب و عدم برخورداري از استقلال لازم، اين بود كه بخش عمده اي از نخبگان و انديشمندان كشور داراي افكار و انديشه اي وابسته و وامدار به غرب بودند. همچنين ارارة پستهاي كليد ي و مهم جامعه و مديريت حوزه هاي مختلف سياسي اجتماعي به دست چنين افرادي بود كه وابستگي فكري و انديشه اي به غرب داشتند. از سوي ديگر اين وابستگي موجب سرايت فرهنگ غربگرايي و عدم استقلال به ساير حوزه هاي اجتماعي شده و دامنة بي هويّتي را گسترش مي داد. در حقيقت اگر چه جهت گيري و سياستگذاري كلّي در دانشگاه خود تابعي از سياست عدم استقلال و بيگانه پرستي سياستمداران كشور بود، با اين حال نضج و رشد فرهنگ وابستگي به غرب در دانشگاهها، متقابلاً موجب تقويت نظام وابستة شاهنشاهي و تحكيم اركان آن مي گرديد. در واقع نقشي كه دانشگاهها در جهت وابسته نمودن كشور به بيگانگان داشتند، نقشي بود كه از ساير اقشار و گروههاي اجتماعي به سادگي بر نمي آمد. به همين جهت بود كه حضرت امام خميني(ره) مي فرمودند : « مردم بازار نمي توانند ما را بكشند به دامن شوروي يا آمريكا، مردمي كه دهقان هستند نمي توانند ما را بكشند به دامن اين و آن، مردمي كه در كارخانه ها هستند نمي توانند اين كار را بكنند... آن كه مي تواند ما را وابسته كند و دامن آمريكا يا شوروي بكشد، دانشگاه است. براي اين كه همه چيز ما در دانشگاه است. همّت كنيد با هم دانشگاه را اصلاح كنيم.(2) » حضرت امام (ره) نسبت به استقلال دانشگاه اهمّيت خاصي قائل بودند و از اوّلين روزهاي پيروزي انقلاب در سخنان خود آن را مورد اشاره و تأكيد قرار مي دادند. از جمله در سخنراني مورخ 27 بهمن 1357 خود كه تنها پنج روز از پيروزي انقلاب گذشته بود، با اشاره به ترس رژيم پهلوي از استقلال دانشگاهها فرمودند : « ... اينها دانشگاهها ر با هر قدرتي كه داشتند عقب نگه مي داشتند. نمي گذاشتند كه اساتيد ما درست بچه هاي ما را تعليم كنند، نمي گذاشتند كه بچه ها تعليماتشان درست بشود. اين هم براي اين بود كه مي ديدند كه اگر چنانچه دانشگاه به طور صحيح عمل كند، مستقل باشد، بعد كه اين جوانها از دانشگاه بيرون بيايند، ضداستعمار بيرون مي آيند. اين هم نقشه اي بود كه اينها كشيده بودند.(3) » همچنين در سخنراني مورخ 1ارديبهشت 1359 خود با اشاره بشدّت خطر دانشگاه استعماري، فرمودند : « ما از حصراقتصادي نمي ترسيم، ما از دانشگاهي مي ترسيم كه جوانهاي ما را آن طور تربيت كنند كه خدمت غرب بكنند، ما از دانشگاهي مي ترسيم كه آن طور جوانهاي ما را تربيت كنند كه خدمت به كمونيسم كنند.(4) » در جايي ديگر نيز مي فرمايند: (5) « ما با تخصص مخالف نيستيم، با علم مخالف نيستيم، بانوكري اجانب مخالفيم، ما مي گوييم كه تخصصي كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان، يا به دامن شوروي و چين بكشد، اين تخصص مهلك است، نه تخصص سازنده... تخصصي كه در خدمت اجانب اس ضررش از همه چيز بالاتر است. علمي كه ما را بكشد به طرف آمريكا يا شوروي، آن علم، علم مضر است. آن علمي است كه براي ملتها هلاكت مي آورد... ما مي خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم و يك كشوري داشته باشيم كه اين وابستگي مغزي را كه مقدم برهمه وابستگيهاست و خطر ناكتر از همة وابستگيهاست نجات بدهد. ما اساتيد دانشگاهي را مي خواهيم كه آن اساتيد بتوانند مغزهاي جوانان ما را مستقل بار بياورند، غربي نباشند، شرقي نباشند، رو به غرب نايستند، آتاتورك نباشند و تقي زاده هم نباشند. ما مي خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم كه بعد از چند سال ديگر تمام حوائج خودمان را، خودمان تحصيل كنيم.(6) » وابستگي دانشگاههاي رژيم پهلوي به غرب مطلب پوشيده اي نبود و خود مقامات غربي نيز به آن اذعان داشتند. براي مثال ويليام سوليوان آخرين سفير آمريكا در رژيم پهلوي در خاطرات خود چنين مي نويسد : « يكي از نهادهايي كه من از بدو ورود به تهران (سال 1977ميلادي) مي خواستم دربارة آن اطلاعاتي كسب كنم، سيستم دانشگاهي ايران بود. دانشگاه تهران كه در مراكز اين سيستم قرار داشت به وسيله رضاشاه تأسيس شده و هدف وي از تأسيس اين دانشگاه ترويج فرهنگ غربي در ايران بود. سيستم دانشگاهي از فرانسه اقتباس گرديده و اساتيد قديمي آن نيز بيشتر تحصيلكرده ي فرانسه بودند... در سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني با افزايش نفوذ آمريكا در ايران و كثرت دانشجويان ايراني كه براي تحصيل به آمريكا رفتند، سيستم آموزش دانشگاهي در ايران هم بتدريج آمريكاييزه شد. دانشگاهها ي جديدي كه در تبريز و شيراز و اصفهان و كرمان و مشهد ساخته شد، هم اساتيد آمريكايي يا تحصيلكرده ي آمريكا داشتند و هم قراردادهاي همكاري ب دانشگاههاي آمريكا منعقد كرده بودند... دانشگاه شيراز كاملاً با سيستم آمريكايي اداره مي شد. (7) » سوليوان سپس با حمايت از سياست وابسته كردن دانشگاهها و دانشجويان ايراني به سيستم غربي و آمريكايي و گسيل داشتن دانشجويان به آمريكا، اضافه مي كند : « با وجود توسعة سريع آموزش عالي در ايران، دانشگاههاي ايران فقط ظرفيت پذيرش حدود 130 هزار دانشجو را در سال داشتند. در نتيجه بسياري از جوانان ايراني كه پس از خاتمه تحصيلات متوسطه قصد ورود به دانشگاه را داشتند از تحصيلات دانشگاهي محروم مي ماندند. عدة زيادي از اين جوانان كه والدينشان توانايي تأمين هزينه تحصيلي آنها را در خارج داشتند، براي ادامة تحصيل راهي كشورهاي خارج مي شدند و چون دانشگاههاي آمريكا در ايران از شهرت بيشتري برخوردار بودند و هزينه تحصيل در آمريكا هم كمتر از اروپا بود، اكثر داوطلبان تحصيلات دانشگاهي، خواهان عزيمت به آمريكا بودند و فشار روزافزوني براي گرفتن ويزاي مسافرت به آمريكا به كنسولگريهاي ما وارد مي شد... كثرت اين پذيرشها موجب ناراحتي و شكايات مقامات كنسولي آمريكا در ايران شد... من با ايجاد محدوديت در مسافرت جوانان ايراني به آمريكا موافق نبودم، زيرا ... رفتن آنها به آمريكا و آشنا شدن آنها با فرهنگ و جامعة آمريكا براي تحكيم روابط دوستانه بين دو ملت! در آينده مفيد بود! ... در مجموع تصور مي كردم كه مسافرت اين جوانان وتحصيل آنها در دراز مدت نتايج مثبت و سازنده اي در روابط ايران و آمريكا به بار خواهد آورد! (8) » به بركت پيروزي انقلاب اسلامي، به اين وابستگي و حقارت پايان داده شد و به تبعيت از استقلال ملي، دانشگاه نيز استقلال يافته و هويّت مستقل خود را به دست آورد. دانشگاهي همچنان بر تربيت قبلي خود باقي مانده و خود باختگي در برابر غرب را حفظ كردند، ليكن در بخشهاي عمده اي از اساتيد و دانشجويان و مديريتهاي سطوح مختلف دانشگاهي و نيز سياستهاي نظام اسلامي نسبت به دانشگاه، تحولات گسترده اي به وجود آمده و گامهاي چشم گيري در راه استقلال و رويگرداني از بيگانه برداشته شد. رهبر معظّم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اين دستاورد و خدمت بزرگي كه انقلاب اسلامي به دانشگاه كرده است مي فرمايند: « به نظر من بزرگترين خدمت انقلاب به دانشگاه دو چيز بود : يكي اين بود كه احساس هويّت مستقل ملي را به بيگانه داشتن و مجذوب و مبهوت بيگانه بودن و منفعل در مقابل بيگانه بودن نجات داد، قبل از انقلاب اين گونه بود . دوم اين كه دانشگاه را با مردم آشتي داد... مهمترين آرزو براي يك دانشجو در آن موقع اين بود كه بتواند و سيله يي به دست بياورد و خودش را به خارج از مرزها برساند. دانشگاه مجذوب غرب بود و نمي خواست نو آوري بكند. نه اين كه استاد و دانشجو ميل به اين معنا نداشتند. فرهنگ غالب بر دانشگاه، اين فرهنگ بود. فرهنگ وابستگي بود كه رژيم شاه هم آن را بشّدت ترويج مي كرد... انقلاب دانشگاه را از اين دو آفت بزرگ نجات داد. دانشگاه را خود انديش، مستقل ، داراي اعتماد به نفس، داراي قدرت توليد- توليد فكر علم- قرار داد.(9) » در جهت حفظ اين دستاورد نيز امام خميني(ره) مي فرمايند: « اكنون كه بحمد الله تعالي دانشگاه از چنگال جنايتكاران خارج شده ، برملت و دولت جمهوري اسلامي است در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد داراي مكتبهاي انحرافي يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند و از اقدام اوّل جلوگيري نمايند تا مشكل پيش نيايد و اختيار از دست نرود.(10) » پاورقي: 1- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر بيست ويكم، ص 20. 2- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر و بيست و يكم ، ص 24. 3- كوثر ( مجموعه سخنرانيهاي حضرت امام خميني(ره) ، جلد3، ص 384. 4- آيين انقلاب اسلامي، گزيده اي از انديشه و آراء امام خميني(ره)، ص 249. 5- سخنراني مورخ 4/3/1360. 6- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر بيست و يكم ص 226. 7- ويليام سوليوان و سرآنتوني پارسونز، خاطرات دو سفير، ص 107. 8- همان، ص 109. 9- سخنراني مورخ 9/12/1379. 10- وصيت نامه سياسي- الهي امام خميني(ره)، ص 43. منبع: كرانه هاي نور، جلد 2.