Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 104457
تاریخ انتشار : 20 فروردین 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 13

روز جهاني كتاب كودك در تهران برگزار شد

روز جهاني كتاب كودك با يك هفته تأخير و با ياد درگذشتگان نويسندگان حوزه ادبيات كودك در تهران برگزار شد. به گزارش خبرنگار فارس، جمعي از نويسندگان كودك و نوجوان با حضور در انجمن نويسندگان كودك و نوجوان روز جهاني كتاب كودك را گرامي داشتند. مهدي حجواني، رئيس هئيت مديره اين انجمن از چهار چهره درگذشته حوزه كودك در سال گذشته ياد كرد. سال گذشته قيصر امين پور، حسين ابراهيمي (الوند)، داود بختياري و ثمين باغچه بان درگذشتند. انجمن نويسندگان كودك و نوجوان بيانيه اي براي اين روز نيز تدارك ديده بود. اين بيانيه را تهراني، يكي از اعضاي اين انجمن قرائيت كرد. در اين بيانيه آمده است: خوش تر آن بود كه امسال به مناسبت روز جهاني كتاب كودك، سخن از وضعيت كتاب و كتابخواني و راه هاي ترويج آن به ميان مي آمد. اما گاه شرايطي پيش مي آيد كه گذشته از تهديد فرهنگ كتابخواني ميان كودكان، خود آن ها و حياتشان را نيز تهديد مي كند. اين شرايط را مي توان در وجوه گوناگوني مشاهده كرد، همچون نظاميگري، سوء استفاده از نيروي كار كودكان، آزار و اذيت آن ها و مانند آن. در اين بيانيه با انتقاد از وضعيت فعلي جهان آمده است: امروز از افغانستان و عراق و فلسطين گرفته تا كشورهاي جنگ زده در افريقا، آمريكاي لاتين و حتي كشورهاي توسعه يافته، كودكاني قرباني حرص و توسعه طلبي متجاوزان مي شوند و يا عزيزان خود را از دست مي دهند. انجمن نويسندگان كودك و نوجوان در بيانيه خود آورده است: امروز ما به عنوان گروهي بزرگ از داستان نويسان، شاعران، مترجمان، منتقدان، پژوهشگران و روزنامه نگاران حوزه كودك و نوجوان، اعتراض خود را نسبت به ستمي كه بر اين قشر ستمديده و آسيب پذير مي رود، فرياد مي كنيم. روز جهاني كتاب كودك در واقع روز 14 فروردين است كه به علت تعطيلات نوروز اين روز در ايران روز 20 فروردين برگزار مي شود. هوشنگ مرادي كرماني نيز براي اين مراسم پيامي نوشته بود. اين پيام را فرهاد حسن زاده قرائت كرد. مرادي كرماني در اين پيام خود با دست مايه قرار دادن داستان دو كودك روز جهاني كتاب كودك را گرامي داشت. متن پيام اين نويسنده در زير مي آيد: چند سال پيش از خياباني رد مي شدم. چشمم به جايي افتاد كه پر از پرچم بود. پرچم هايي جور واجور، رنگارنگ، سر ميله ها بالاي بام و دم پنجره ها در باد تاب مي خوردند. كسي گفت اين جا پرچم دوزي و پرچم فروشي است. فكر كردم پسركي شيطان و كنجكاو و خلاق آنجا شاگرد است. آرزو دارد كه به همه سرزمين هايي كه پرچم شان را مي دوزند، برود. خرده پارچه ها و سرقيچي هاي پرچم ها را جمع مي كند و پنهاني از آنها پرچمي مي دوزد كه مال همه جا هست و مال هيچ جا نيست. پرچم كره زمين است. شب ها آن را به خانه مي برد، روي بالش مي اندازد و مي خوابد و در خواب به همه جاي كره زمين سرك مي كشد. فكر كردم كه مي شود روي اين كار كرد و قصه خوبي درآورد. مي خواستم اگر نوشتمش آن را به نويسنده اي بدهم كه با نوشته هايش چنين كاري كرده است و از هرجايي نشاني دارد. بي آنكه حساسيت خاصي به هانس كريستين آندرسن داشته باشم او به ذهنم آمد. بگذريم.... قصه نوشته نشد و ماند تا كي و تا بعد! مثل خيلي از موضوع هايي كه توي ذهن و يادداشت هايم دارم. پارسال همين موقع سر سفره هفت سين نگاهم به قرآن كتاب آسماني مان افتاد. زمان بچگي عمويم كه معلم بود كتاب حافظ و شاهنامه فردوسي را هم سر سفره مي گذاشت. فكر كردم دختركي سرخود مي آيد و كتاب درسي و كتاب شعر و قصه اي را كه دوست دارد مي گذارد سر سفره و برادرش هم كتابش را مي آورد و مادر هم كتاب دعايش را مي گذارد سر سفره كنار قرآن و حافظ و شاهنامه. دعوا شروع مي شود. دعوايي شيرين و پر از كتاب. قصه دوستي و همنشيني كتاب ها از سر سفره هفت سين شروع مي شود. با خودم گفتم آيا ملت ديگري هم در دنيا هست كه سال نوش را با كتاب شروع كند. زمينه اش را دارد كه قصه خوب و نويي شود. اگر نوشته شود بالايش مي نويسم عيد و سال نومان را با كتاب آغاز مي كنيم. اين هم نوشته نشد و ماند. امروز مي خواستم چيزي بنويسم درباره سال نو و روز جهاني كتاب كودك و نوجوان، اين دو قصه نانوشته يادم افتاد. اين قصه هاي نانوشته و نپخته و ناتمام را با مهر و دوستي تقديم مي كنم به شما مهربان ها در آستانه سال نو و روز جهاني كتاب كودك و تولد آندرسن. چنان كه هر يك از شما يك آندرسن هستيد.