Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 104464
تاریخ انتشار : 20 فروردین 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 65

دوران جديد شكوفايي در ايران

مهدي محمدي مهدي محمدي پرونده هسته اي ايران پس از يك دوره پيچيدگي منحصر بفرد اكنون رو به بساطت و سادگي مي رود. آن روز نخست كه غربي ها در اوت سال 2002 ميلادي (تابستان 1381) اين پرونده را گشودند، شايد گمان مي بردند كه به سادگي خواهند توانست در مدت زماني كوتاه آن را به يك بحران امنيت ملي عمده براي ايران تبديل كنند و بعد از خلال آن، آرزوي ديرينه خود يعني منزوي ساختن ايران در صحنه بين المللي و نهايتا تغيير رژيم در آن را محقق سازند. امروز اما پس از حدود 5 سال به وضوح مي توان استدلال كرد كه گشودن پرونده هسته اي ايران و به مبارزه طلبيده شدن ايران در اين عرصه توسط غرب، جزو بزرگترين اشتباه محاسبه هاي استعمارگران فرامدرن در آغاز هزاره سوم بوده و الگويي كه نحوه مديريت بحران توسط ايران در اين پرونده، در صحنه روابط بين الملل به وجود آورده، يكسره به ضرر غرب تمام خواهد شد. اكنون پيداست كه غربي ها در آغاز دو هدف اصلي براي خود تعريف كرده بودند. اول، متوقف كردن برنامه ايران يا لااقل نگهداشتن آن در همان سطحي كه بود و دوم استفاده از فرصت به وجود آمده در اين عرصه و تلاش براي جا انداختن اين ايده در جامعه بين المللي كه ايران در حال قدرتمند شدن است و يك ايران قدرتمند لزوما خطري عمده براي منافع حياتي غرب خواهد بود. اميد امريكا و صهيونيست ها اين بود كه نهايتا اين خطر به يك باور عمده براي جامعه جهاني تبديل شود و در نتيجه بتوانند با ايزوله كردن ايران در جامعه بين المللي از تداوم روند قدرت يابي آن جلوگيري كنند و نهايتا زماني كه ايران به اندازه كافي ضعيف شد، ضربه نهايي را به آن وارد آورند. هوشمندي خارق العاده رهبري، و سپس مردم و نخبگان ايراني در تبعيت ازايشان، كل اين پروژه را ناكام گذاشت و اكنون حجم «نتايج معكوسي» كه غربي ها از فرايند تشديد فشار بر ايران گرفته اند حدود و مرزهاي تمامي استانداردهاي خطا در تصميم سازي استراتژيك را درنورديده است. دوره اي از تلاش براي اعتماد سازي با غرب در دولت اصلاحات، لااقل اين خاصيت را داشت كه زمينه را براي آغاز دور جديدي از ديپلماسي مقتدرانه توسط دولت جمهوري اسلامي ايران به وجود آورد. دولت اصولگرا با در نظر گرفتن تمامي تجربيات قبلي و تحت اشراف رهبر حكيم انقلاب، مجموعه اي از استراتژي هاي جديد را مبناي رفتار خود قرار داد كه درجه توفيق آنها از خوش بينانه ترين پيش بيني ها هم بيشتر بوده است. نظام جمهوري اسلامي در حدود 5.2 سال گذشته، 1-به غرب ثابت كرد كه الگوي رفتارش با تهديد و فشار تغيير نخواهد كرد و غربي ها براي تعامل با آن بايد روش هايي غير از فشار و تهديد بيابند، 2-اين اصل را به عنوان يك واقعيت در صحنه روابط بين الملل پذيرفت كه حق غني سازي به عنوان يك فناوري حساس، استراتژيك و داراي جنبه هاي امنيتي لزوما از دل بحران بيرون خواهد آمد و مذاكره صرف به اميد اعتماد سازي براي دستيابي به آن جوابگو نخواهد بود، 3-اين اصل ديپلماتيك را هم به عنوان بخشي از «اصول سياست خارجي واقع گرا» نصب العين خود قرار داد كه پيشرفت در دنياي امروز بدون پرداخت هزينه امكانپذير نيست و وظيفه ديپلماسي هم حداقل كردن هزينه هاست نه به صفر رساندن آن چرا كه چيزي به نام پيشرفت با هزينه صفر اساسا وجود خارجي ندارد، 4-اين اصل استراتژيك را به يك باور در ذهن تصميم سازان خود تبديل كرد كه ربط مستقيمي وجود دارد ميان پيشرفت فني ايران در عرصه فناوري هسته اي و افزايش قدرت چانه زني آن پاي ميز مذاكره و بالاخره ، 5-با موفقيت تلاش كرد در مقابل هرگام منفي از جانب غرب يك گام متقابل با شدت متناسب طراحي كند و بلافاصله به اجرا در آورد تا دشمنان به وضوح دريابند كه ايران براي تحميل هزينه بر آنها و مواجه كردن آنها با غافلگيري هاي پي درپي خصوصا در عرصه فني نه فقط دست بسته نيست بلكه اين اقدام جزو برنامه هاي روتين آن قرار گرفته است (جزئياتي از برنامه ريزي ايران در ارائه پاسخ هاي متقابل به اقدامات غرب را در گزارش تيتر اول كيهان امروز بخوانيد). آنچه اين برنامه ريزي براي مقاومت را در اين مدت قوام بخشيد و به شدت بر درجه تاثير آن افزود، رشد بي سابقه قدرت منطقه اي ايران و توان آن براي تاثير گذاري بر معادلات منطقه اي و جابجا كردن آنها در راستاي منافع خود و ملت هاي مظلوم منطقه بود. اين چيزي است كه غربي ها فكرش را هم نمي كردند. به تعبير دقيق تر اين براي غرب كاملا غيرمنتظره و شوك آور بود كه ببيند تلاش موفق ايران براي دستيابي به فناوري غني سازي اورانيوم و پيشرفت هاي خيره كننده آن در ديگر حوزه هاي مربوط به تكنولوژي هاي سطح بالا، با افزايش شديد قدرت منطقه اي آن -كه عمدتا ناشي از طراحي هاي ساده لوحانه و اشتباهات پي در پي خود غربي هاست- همزمان شده و سرعت رشد قدرت منطقه اي ايران چيزي از روند شتابان افزايش قدرت داخلي اش كم ندارد. آنچه اين مجموعه را كامل كرد و بويژه در ماه هاي اخير غربي ها را متقاعد ساخت كه چاره اي جز تمرين زندگي دركنار يك ايران قدرتمند و تلاش براي كنار آمدن با آن ندارند اين بود كه زورگيران بين المللي درشوراي امنيت يعني جايي كه آن را ملك طلق خود مي پنداشتند هم حتي نتوانستند فشار موثري بر ايران وارد كنند. درست است كه توان ايران براي مقاومت بي نهايت نيست ولي دشمنان ايران در شوراي امنيت خيلي زود به بن بست خوردند و محصول تلاش آنها براي فشار بر ايران بسيار كم رمق تر از آن بود كه حتي خود در آغاز پيش بيني مي كردند. قطعنامه هايي كه تاكنون شوراي امنيت عليه ايران صادر كرده به تعبير خود غربي ها اذيتي بيش از آنچه وزوز يك پشه بغل گوش فيلي بزرگ مي تواند داشته باشد براي ايران نداشته است. خلاصه اين است كه در آستانه دومين جشن روز ملي فناوري هسته اي در ايران به آساني مي توان ادعا كرد ايران به رغم همه تلاش هاي بي دريغي كه براي تضعيف آن در اين سال ها صورت گرفته، از هر زمان ديگري در طول تاريخ خود قدرتمند تر است و توان آن براي مقابله با توطئه هاي بدخواهان نيز روز به روز فزوني مي گيرد. اين پيروزي بزرگ را در سالي كه بناست دوران رونق شكوفايي و نوآوري باشد، به همه آنها كه عزت ايراني مسلمان را در مقابل گرگهاي گرسنه و شيك پوش غربي پاس داشتند تبريك بايد گفت. * منبع : روزنامه کیهان ، ٢٠ فروردین ١٣٨٦