Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 106469
تاریخ انتشار : 23 اردیبهشت 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 7

از کلاس اول تا آزمون دکترا

مجتبي سعادتي- مدير نهضت سوادآموزي سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران اشاره: با عنايت به 17 شهريور( 8 سپتامبر) سالروز جهانى مبارزه با بى سوادى مقاله اى در خصوص معرفى چهره هاى موفق سوادآموزى که از ثمرات نهاد مقدس سوادآموزى مى باشد، تقديم خوانندگان عزيز مى شود. تکامل انسان در طول تاريخ، حاصل آموخته هاى گذشتگان و تفکر پيرامون نياموخته ها و ناشناخته ها و نتيجه اين دو به صورت علوم و فنون در هر زمان و عصرى ، دست به دست گشته و تا به امروز بشر قرن بيست ويکم، تکامل يافته ترين صورت علوم و دانش را صاحب گشته است. امروزه يکى از مهمترين شرايط رشد و توسعه را، ارتقاى سطح دانش و آگاهى هاى عمومى جامعه مى دانند؛ بدون شک، سواد و ميزان دانش افراد، عنصرى حيات بخش و اساسى در ايجاد آن بوده و جوامعى که به اين موضوع توجه داشته اند، گوى سبقت را در زمينه هاى مختلف از سايرين ربوده و به همين سبب است که فاصله ميان جوامع انساني، هر روز بيشتر و بيشتر مى گردد. البته بايد توجه داشت که هر آموزش و حرکت علمي، خود به تنهايى انسان ساز و تحقق بخش تکامل انسان نيست، بلکه جهت و هدف آن است که نتايج مثبت و مفيد و يا منفى و مضر را عرضه مى دارد. ملت ايران که صاحب فرهنگى غنى و کهن بوده و در بسيارى از زمينه هاى علم وادب و فرهنگ پيشتاز ساير ملتها در اعصار مختلف مى باشد، متاسفانه به علت حاکميت طولانى سلاطين جاه طلبى که از افکار خردمندانه و ترقى خواهان به دور بوده و نيز بر اثر سلطه ظالمانه استعمارگران بيگانه و در قرون اخير، نتوانسته است وارث فعال وسازنده اين فرهنگ اصيل باشد، اين موضوع در نتايج سرشمارى جمعيتى پيش از انقلاب نمايان بوده ، بگونه اى که بيش از نيمى از مردم ايران که مى توانستند با سوادباشند از ابتدايى ترين سطح علمى که خواندن و نوشتن متون فارسى وحساب کردن در سطح ساده مى باشد، بى بهره بودند. با توجه به اين مهم بود که بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران ، حضرت امام خمينى (ره) در هفتم دى ماه 1358 يعنى کمتر از يک سال از پيروزى انقلاب اسلامى طى فرماني؛ تشکيل نهادى مقدس، بسيجى و مردمى با عنوان نهضت سوادآموزى را صادر فرمودند. ايشان در پيام تاريخى خود ، با اشاره به سوابق تاريخي، فرهنگى وعلمى گذشته کشور ايران ، آموزش را از جمله حوائج اوليه در رديف بهداشت، مسکن بلکه مهمتر از آنها ذکر کرده و براى رفع اين نقيصه دردآور ، اشاره داشتند که تمامى با سوادان (مردم، مسئولين ، ائمه جمعه و جماعات و دستگاه هاى اجرايى کشور و...) با تمام امکانات براى ياد دادن تمام بى سوادان براى يادگيرى به پا خاسته و آن را يک امر عبادى قلمداد کرده و اعلام نمودند که، ما بايد در برنامه دراز مدت ، فرهنگ وابسته کشور را به فرهنگ مستقل و خودکفا تبديل کنيم. خوشبختانه بعد از صدور فرمان تاريخى امام (ره) هزاران نفر از خواهران و برادران عاشقانه وبا قبول سختى ها و مرارتها، على رغم کمبودهاى بسيار زياد در کشور، در جهت با سواد کردن بى سوادان به اقصى نقاط کشور ، بويژه مناطق محروم و دور افتاده عزيمت کرده و بعد از دو دهه از اين فعاليتها ، امروز مردم شريف ايران شاهد رشد و توسعه شاخص هاى سواد در سطح جامعه بويژه کاهش نابرابرى هاى آموزشى در بين مناطق شهرى با روستايى و نيز ميزان سواد زنان با مردان که در ابتداى انقلاب بسيار زياد بود مى باشند. يکى از ثمرات شيرين اين حرکت انقلابى تربيت انسان هايى است که در گذشته به علل مختلف از تحصيلات رسمى کشور بازمانده و با حضور در کلاس هاى نهضت سواد آموزى توانسته بودند با جبران گذشته و با ادامه تحصيلات در مقاطع بالاتر حتى دانشگاهي، در عرصه هاى مختلف جامعه (پزشک، کارمند، معلم کاسب ، مهندس و ...) به موفقيت هايى نايل گردند. سازمان نعضت سواد آموزى در اقدامى مبارک در سال 1383 ضمن فراخوان از دانش آموختگانى که از کلاس هاى نهضت سوادآموزى تحصيلات خود را آغاز وبا ادامه تحصيل در نظام رسمى موفق به کسب مدارک عاليه دانشگاهى شده بودند طى همايشى با حضور مسئولين کشور از آنان تجليل نمود. با توجه به اثرات مثبت اين حرکت که در ، ايجاد باور و اعتماد به نفس در بى سوادان و کم سوادان براى شرکت در کلاس هاى سوادآموزى و ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر، قدرشناسى از تلاش وکوشش افراد در کسب علم ودانش ، بهبود نگرش مسئولين ومردم به نقش کلاس هاى سوادآموزى در توانمند سازى آحاد جامعه در کنار سيستم آموزش رسمي، امکان بهره گيرى از سوابق تحصيلى اين افراد در نظام رسمى کشور و... نقش بسزايى را ايفا مى نمايد، لذا مسئولين سازمان نهضت سوادآموزى را بر آن داشت تا اين امر با جديت بيشتر و به صورت استانى پيگيرى شود. مديريت نهضت سوادآموزى شهرستان هاى استان تهران نيز بعد از اولين اقدام خود در سال 84 با تکميل بانک اطلاعاتى از دانش آموختگان ، دومين همايش خود راتحت عنوان تجليل از چهره هاى موفق سوادآموزى در شهريور ماه سال 1386 در 17 شهريور سالروز جهانى مبارزه با بى سوادى برگزار مى نمايد و مجموعه حاضر نيز به عنوان يکى از ثمرات نهاد مقدس نهضت سوادآموزى در جهت شناخت هر چه بيشتر اين عزيزان تهيه شده است. اهداف شناسايى و تجليل از چهره هاى موفق سوادآموزى شهرستانهاى استان تهران عبارتند از؛ 1- گراميداشت 17 شهريور روز جهانى مبارزه با بى سوادي. 2- اطلاع رسانى و آشنايى مردم و مسئولين با کارکرد و نتايج فعاليتهاى نهضت. 3- معرفى چهره هاى موفق سوادآموزى در سطح جامعه جهت ايجاد انگيزه وتشويق وترغيب بى سوادان به منظور حضور بهتر در کلاس هاى سوادآموزي. 4- ارج نهاد به همت و تلاش چهره هاى موفق استانى با نگرش ترغيب وتشويق کليه سواد آموزان به تداوم آموزش و دستيابى به مدارج عالي. 5- قدرشناسى از تلاش وکوشش نوسوادان در زمينه ادامه تحصيل. 6- بهره گيرى نظام آموزش رسمى از نتايج فعاليت آموزش غير رسمي. 7- بالا بردن اعتماد به نفس در آموزشياران و کارکنان نهضت سوادآموزى در اثر بخشى و کارآيى خود. چکيده زندگينامه برخى از چهره هاى موفق سوادآموزي: گل آفرين باقري نام پدر: محسن تاريخ تولد: 1349 شماره شناسنامه : 4360575451 گل آفرين دانشجوى کارشناسى ارشد دررشته مطالعات زنان است. وى در سن 21 سالگى خواندن و نوشتن را در نهضت سوادآموزى شروع کرده ، امروز به آزمون دکترا مى انديشد. گل آفرين در جايى به دنيا آمده و بزرگ شده که درس خواندن دختر را ننگ مى دانستند چرا که دختر بدنيا آمده بايد فرمان ببرد، قالى ببافد وبا مردى تزويج شود و بچه به دنيا بياورد. اما غافل از آنچه قضاى روزگار برايش در آستين داشت، عاشق دانستن شد. نمى دانست چرا، کى ، چگونه؟ روزهايى که پاى دار قالى مى نشست و نقش هاى زيبا را با دستهاى کودکانه اش بر تار و پود قالى مى نشاند روحش را تا مدرسه پرواز مى داد در آرزوى داشتن معلم مى سوخت. برادر هايش هر روز صبح در مقابل چشم هاى پرحسرت او کيف و کتاب بر مى داشتند و به تنها مدرسه پسرانه روستا مى رفتند. مادر مهربانش که ناخواسته و ناآگاهانه و به خيال خود خيرخواهانه نگاهبان باورهاى جاهلانه دخترش بود اين رويا پردازى ها را براى او نمى پسنديد . اما شور دانستن لحظه اى او را رها نمى کرد. هشت ساله بود که انقلاب شد. او انقلاب را با امام خمينى (ره) شناخت. کسى که به قول گل آفرين آمده بود تا بار ديگر پيامبرانه افکار جاهلانه را از ذهنهاى متعصب پاک کند. او در پاى دار قالى تنها وسيله ارتباطى اش با دنياى بيرون، راديو بود چون زبان ترکى داشت، حرفهايى که راديو مى زد خوب نمى فهميد. او کنجکاو و مشتاق به صداها توجه مى کرد. دنيايى روشن که تمامى درهايش به روى گل آفرين بسته بود . او هر روز به اميد يافتن روزنه اى ، مى کاويد. سيزده سال داشت که پدرش تصميم گرفت براى اينکه پسرهايش ادامه تحصيل دهند به شهر مهاجرت کند، اما هنوز در باور پدر و مادر مهربان نمى گنجيد که دخترها هم مى توانند درس بخوانند. برادرهايش بزرگ شده بودند. تعصب براى آنها نشانه اى از مردانگى بود که مانعى ديگر براى درس خواندن او بود. گل آفرين که در پاى دار قالى بزرگ شده بود توانست پدرش را راضى کندتا در نهضت سوادآموزى ثبت نام کند. او از شادى و هيجان در پوست خود نمى گنجيد اما مخالفت مادر و برادرانش همچنان ادامه داشت. چون به غيرت مردانه شان بر مى رود که خواهرشان به مدرسه برود اما شور و شوق دانستن وتيزهوشى که تازه بعد از 21 سال کشف مى شد موانع را يکى پس از ديگرى از سرراهش کنار مى زد. وظايف او درخانه سنگين بود. شب ها به جبران ساعاتى که در مدرسه بود تا ساعت دو بعد از نيمه شب قالى مى بافت. سپس به سراغ درس مى رفت. اغلب شب ها دو ساعت مى خوابيد. گل آفرين کلاس اول تا پنجم دبستان را يکساله به پايان رساند و براى دوره راهنمايى تصميم گرفت در خانه درس بخواند و متفرقه امتحان بدهد. با همه مشکلات وگرفتاريهايى که در طول مدت درس خواندن برايش پيش آمد مقاومت کرد، ادامه تحصيل داد واکنون به آزمون دکترا مى انديشد. اومعتقد است براى زدودن تعصب هاى رسوب کرده در اذهان بايد صبور بود . روش او اين است که به جاى مقابله ، مفاهمه را در پيش گيرد. برادرانش که روزى به دليل تعصبات خانوادگى کتاب هايش را آتش مى زدند امروز همسرانشان را تشويق مى کنند درس بخوانند و گل آفرين را الگو قرار دهند.امروز که به شهرستان مى رود هيچ فرصتى براى خانواده ندارد، اقوام و آشنايان از او وقت مى گيرند و مشاوره مى خواهند.گل آفرين براى زنان کشور ما تلاش ، پشتکار و اعتماد به نفس را هديه گذاشت. گل صبا محمدى اندرود نام پدر : مطلب تاريخ تولد: 1348 شماره شناسنامه: 213 گل صبا به علت عدم فراهم شدن امکانات تحصيل و آموزش براى دختران در روستا از نعمت سوادمحروم مانده بود . ستاره اى بودکه در پشت ابرهاى جهل مانده بود تا اينکه نهاد مقدس نهضت سوادآموزى درروستا حضور يافت و ايشان در سن 26 سالگى بين سالهاى 74 تا 76 در کلاس هاى نهضت سوادآموزى شرکت نموده و آن را با موفقيت پشت سر گذاشت و دوره پنجم ، راهنمايى و متوسط را به صورت داوطلب آزاد در امتحانات شرکت کرد تا سرانجام در سال 1383 موفق به اخذ مدرک ديپلم و پيش دانشگاهى در رشته علوم انسانى گرديد ودر سال 1384 با شرکت در کنکور سراسرى به عنوان دانشجوى دوره کارشناسى رشته جغرافياى طبيعى در دانشگاه تربيت معلم پذيرفته شد و اکنون مشغول تحصيل مى باشد. خديجه لشکري نام پدر: عبدالعلي تاريخ تولد: 1346 شماره شناسنامه: 1045 در سال 1346 در يکى از روستاهاى آذربايجان شرقى از توابع بستان آباد به نام اشتلق بدنيا آمد ودر سن سيزده سالگى به تهران مهاجرت کرد و بدليل سن زياد از تحصيل در مدارس ابتدايى محروم شد. در سال 1363 در سن هفده سالگى در کلاس هاى نهضت آموزى شرکت کرده و دوره مقدماتى وتکميلى را به پايان رساند و در سال 1364 کلاس پنجم را به نيز پايان رساند. دوره راهنمايى و متوسطه به صورت داوطلب آزاد و متفرقه در امتحانات شرکت کرده و در سال 1373 موفق به اخذ مدرک تحصيلى ديپلم شد و در سال 1375 در کنکور سراسرى رشته مهندسى کشاورزى قبول شد. در سال 1379 موفق به اخذ مدرک ليسانس گرديد. محمد زيبايي نام پدر: بابامير تاريخ تولد:1352 شماره شناسنامه : 476 آقاى محمد زيبايى که به علت مشکلات اقتصادى و عدم دسترسى به مدرسه در روستا نتوانسته بود به مدارس روزانه دولتى راه يابد درسال 1368 در کلاس هاى نهضت سوادآموزى ثبت نام کرد و دوره هاى مقدماتى و تکميلى و پايانى را گذراند. پس از دريافت مدرک پنجم ابتدايى دوره هاى راهنمايى ومتوسطه را هر سال به صورت داوطلب آزاد شرکت نمود تا اينکه موفق به اخذ ديپلم علوم انسانى گرديد. ايشان در کنکور سراسرى سال 1377 دانشگاه علامه طباطبايى تهران در رشته روانشناسى پذيرفته شد و در سال 1381 موفق به اخذ گواهينامه ليسانس از دانشگاه فوق الذکر گرديد. هم اکنون آقاى محمد زيبايى در نيروى انتظامى اسلامشهر مشغول خدمت به مردم مى باشد. فاطمه اميرى رز نام پدر : شکارعلي تاريخ تولد: 1352 شماره شناسنامه: 911 نبود امکانات تحصيل، تعصبات خانوادگى و فقر وعدم تامين معاش زندگى و ديگر مسائل از جمله عواملى بودند که موجب شده بود خانم فاطمه اميرى رز تا سن 19 سالگى نتواند درس بخواند. ايشان در سال 1371 در روستاى قزنقيه از توابع شهرستان اردبيل در دوره مقدماتى شروع به تحصيل نمود دوره هاى تکميلى و پايانى را در همان روستا به اتمام رساند، سپس به اتفاق خانواده به اردبيل مهاجرت کرد. کلاس پنجم را نيز در کلاس هاى نهضت سوادآموزى گذراند. دوره هاى راهنمايى و متوسطه را در مدارس بزرگسالان ناحيه دو اردبيل سپرى کرد. در سال 1385 موفق به اخذ گواهينامه ليسانس در رشته علوم سياسى گرديد و در همان سال به عنوان دانشجوى ممتاز کارشناسى ارشد در رشته روابط بين الملل دانشگاه علامه طباطبايى تهران پذيرفته شد و اکنون مشغول به تحصيل دراين رشته مى باشد. سيد صدرالدين افتخاري نام پدر: سيدماشاالله تاريخ تولد: 1347 شماره شناسنامه : 609 آقاى سيد صدرالدين افتخارى به علت بعضى از مشکلات زندگى نتوانسته بود در مدارس روزانه دولتى حضور پيدا کند. ايشان سرانجام در سن 13 سالگى به همراه پدر و دايى اش در سال 60 در کلاس هاى نهضت سوادآموزى شهرستان آبيک ثبت نام کرد. پس از گذراندن کلاس هاى مقدماتي، تکميلى و پاياني، پنجم ابتدايي، راهنمايى و متوسطه را به صورت داوطلب آزاد امتحان داد و سرانجام در سال 79 موفق به اخذ مدرک ديپلم در رشته علوم انسانى گرديد. ايشان با داشتن سه فرزند در سال 77 در دانشگاه ملى زنجان رشته الهيات و معارف اسلامى پذيرفته و در سال 81 موفق به اخذ گواهينامه کارشناسى گرديد واکنون در شهرستان نظرآباد ساکن و در يکى از مشاغل دولتى مشغول انجام وظيفه مى باشد.