Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 106970
تاریخ انتشار : 30 اردیبهشت 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 5

گذري بر دستاوردهاي انقلاب اسلامي و آسيب شناسي دروني آن

شناسنامه شناسنامه: گذري بر دستاوردهاي انقلاب اسلامي و آسيب شناسي دروني آن تأليف: معاونت سياسي نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج صفحه آرا و يراستار: دايره نشريات معاونت سياسي سال انتشار: زمستان 1382 شمارگان: 000/10 جلد چاپ: چاپخانه ميثاق نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج نشاني: تهران، صندوق پستي 364/17845 اين كتاب داراي 140 صفحه مي باشد. اشاره: نظام جمهوري اسلامي ايران پس از استقرار و طي حيات 25 ساله خود علي رغم محدوديت ها، فشارهاي خارجي و سياست مشغول سازي ايران به درگيريهاي داخلي و تجزيه طلبانه غرب و بويژه آمريكا، تحميل جنگ هشت ساله به ايران با هدف سرنگوني نظام نوپاي اسلامي ايران و تضعيف توانمنديهاي آن از طريق استحاله و انزوا و... توانست خدمات ارزشمندي را بر جاي گذارد. خدمات و دستاوردهايي كه نسبت به دوران قبل از انقلاب غير قابل مقايسه است. متأسفانه اين دستاوردها و تحولات مثبت كه داراي ابعاد گسترده بسيار وسيعي است بواسطه تبليغات خصمانه رسانه هاي بيگانه از يك سو و درگيريهاي جناحي و رقابت هاي ناسالم در صحنه سياسي از سوي ديگر در حاشيه قرار گرفته و اين تلقي در ميان مردم خصوصاً جوانان ايجاد شده كه گويا انقلاب اسلامي در طول حيات خود دستاوردي نداشته است. از اين رو در اين نوشتار مختصر تلاش شده تا ضمن برشمردن دستاوردهاي انقلاب اسلامي در بخش هاي مختلف سياسي، بين المللي، فرهنگي و اقتصادي، كنكاشي در خصوص آسيب هاي انقلاب اسلامي از منظر رهبر معظم انقلاب داشته باشيم تا ضمن برطرف كردن اين آسيب ها، همواره شاهد پيشرفت و توسعه نظام مقدس جمهوري اسلامي باشيم. فصل اول: دستاوردهاي سياسي فروپاشي رژيم ظالم طاغوت اولين ثمره حركت عظيم مردم ايران، از ميان برداشتن يك نظام استبدادي تحت حمايت استكبار غرب بود. در حالي كه بسياري از تحليلگران به اعتبار هزينه هاي كلان امنيتي رژيم شاه، آن را بعيد و بلكه محال مي دانستند. هنگامي كه تحت لواي شعارهايي فريبنده در پيمودن و نيل به تمدن غربي، عده اي و در زمان دل سپردن، بودند عده اي ديگر به مباني ماركسيستي و با توجه به نظارت شديد ساواك برتمامي تجمعات مذهبي، تصور مبارزه را نيز دشوار مي نمود، به اشاره انگشت مردمي از تبار موسي(ع)، مردم به مخالفت با فرعون زمان برخاستند. براي پي بردن به عظمت حركت امام(ره) و مردم مناسب است مروري كوتاه بر شرايط حكومت آن روز شاه داشته باشيم. اين بررسي پرده از شكوه و افتخار آن خيزش ملي برداشته و درسي نيز براي افرادي است كه دانسته يا ندانسته اركان مهمي از جمله شريعت و جمهوريت را در تندباد توسعه هاي خيالي به باد فراموشي مي سپارند؛ چرا كه اصل اين حركت را دين و بروزش را مردم ديندار برعهده داشتند. الف) وضعيت ارتش رژيم شاه در سال هاي قبل از انقلاب ارتش ايران در طول 50 سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نه تنها در هيچ جنگ خارجي مهم درگير نشده و همچنان دست نخورده باقي مانده بود، بلكه در اواخر سلطنت محمدرضا شاه، ايران پيشرفته ترين و مجهزترين و قويترين ارتش تاريخ خود تا آن زمان را داشت. اصولاً تنها نقطه اتكا و عامل ثبات و بقاء رژيمهايي كه فاقد مشروعيت و محبوبيت مردمي هستند بكار گيري قوه قهريه است. در اين راستا ارتش مهمترين ابزار بشمار مي رود. بدين سبب در دورة حكومت محمدرضا شاه ارتش از توجه ويژه اي برخوردار بود. به عبارت ديگر ارتش يكي از پايه هاي مهم قدرت شاه و مؤثرترين و مهمترين وسيله اعمال فشار و اختناق و كنترل اوضاع در ايران بود. و دركنار وظيفه حراست از مرزهاي كشور در مقابل تهاجم اجانب، مسئوليت حفاظت از تاج و تخت سلطنت را نيز برعهده داشت. از اين رو شاه همواره اهميت خاصي براي ارتش قائل بود و آن را ملك طلق و مايملك خصوصي خود مي دانست و خود شخصاً آن را اداره مي كرد. در كنار نيروهاي نظامي، شاه اقدام به تشكيل لشكر مخصوصي بنام گارد جاويدان كرده بود كه از نيروهاي زبده و ويژه تشكيل گرديده و در مواقع ضروري و خاص از آنها كه كاملاً به شاه وفادار بودند جهت سركوب مخالفين و حفظ رژيم استفاده مي شد. در تمامي دوران حكومت شاه، بودجه نظامي هرگز كمتر از 23درصد كل بودجه كشور نبود و در خلال دهه60-1950ميلادي اين نسبت به بالاتر و اغلب از 35 درصد هم گذشت. اين مرور كوتاه اقتداري از ارتش را نشان مي دهد كه شكستن آن جز به به لطل الهي و درايت امام(ره) و همراهي مردم ميسر نبوده است. ب) ثبات و اقتدار داخلي شاه به منظور تثبيت بيشتر پايه نظام استبدادي خود، علاوه بر ارتش و ساير نيروهاي نظامي و انتظامي از پشتيباني سازمان پليس مخفي ساواك برخوردار بود. كلمه ساواك مخفف سازمان اطلاعات و امنيت كشور بود كه در سال 1325 توسط مجلس شوراي ملي تصويب و در سال 1336 عملاً تأسيس گرديد. فلسفه وجودي ساواك برقراري سيستم سركوب و خفقان جهت مقابله با حركت هاي سياسي مخالف رژيم و مبارزه و مقاومت عليه امت ايران بود. ساواك كه از يكسو باسازمان سيا و از سوي ديگر با موساد رابطه داشت به مرور زمان به يك سازمان مخوف و جهنمي تبديل شد و شرم آورترين فجايع، وحشيانه ترين شكنجه ها و ننگين ترين جنايتها را عليه ملت ايران، بخصوص در قبال مبارزين و انقلابيون مسلمان مرتكب گرديد. هر چند شاه پس از سركوب قيام خونين 15خرداد 1342 سياست ترور، شكنجه و ايجاد جو خفقان و رعب و وحشت را بيش از گذشته اعمال مي كرد، اما اين سياست در خلال سال هاي آخر حكومتش يعني از 1350 تا 1355 روند فزاينده اي يافت و گونه اي كه صدها نفر اعدام و هزاران نفر زنداني شدند. در اين مقطع بويژه نهادها و مبارزين مذهبي بيش از بقيه مورد تهاجم قرار گرفتند.(1) ج) حمايت بيگانگان از شاه اكثر مقامات دولتي آمريكا و نمايندگان كنگره و نويسندگان مطبوعات اين كشور، رژيم شاه را متحد خوب و قابل اعتماد براي آمريكا دانسته و شاه را حاكمي نيرومند به شمار مي آوردند كه براي حفظ ثبات و امنيت منطقه حياتي و استراتژيك خليخ فارس بايد روي او حساب كرد. سرازير شدن سيل عظيم انواع سلاح هاي مدرن آمريكا به ايران و انتخاب شاه به عنوان ژاندارم منطقه خليخ فارس در چارچوب اين نگرش انجام مي گرفت. از آنجايي كه اكثريت مقامات رسمي آمريكا شاه را متحدي با ثبات و نيرومند براي آمريكا تلقي مي كردند، گزارش هايي را كه خلاف اين نظر را منعكس مي كرد جدي تلقي نمي كردند. در روزهايي كه بحران انقلاب در ايران اوج مي گرفت، مقامات سيا و پنتاگون نسبت به اوضاع ايران و توانايي شاه در مقابله با مشكلات خوشبين بودند و تحليل درست و واقع بينانه اي از حوادث و شرايط نداشتند. در گزارش سيا آمده بود كه« ايران نه فقط در شرايط انقلابي نيست، حتي در شرايط پيش از انقلاب نيز بسر مي برد». گزارش مورخ 28 سپتامبر 1978 قسمت اطلاعات وزارت دفاع از اين هم خوشبينانه تر بودو با قاطعيت پيش بيني مي كرد كه حداقل ده سال ديگر شاه بر اريكه قدرت تكيه خواهد زد. ساير كشورهاي غربي نيز به تبع آمريكا به حمايت خود از شاه تا پايان ادامه دادند و سفراي انگليس و آمريكا دائماً طرف مشورت شاه بودند. كشورهاي اروپاي شرقي و چين نيز از دولت شاه پشتيباني مي كردند. رهبر دولت چين هواكوننگ سه ماه قبل از سقوط شاه در شرايطي كه خيابان هاي تهران به صحنة زد و خورد قواي دولتي با مردم تبديل شده بود به عنوان ميهمان شاه از ايران ديدن كرد. حتي دولت هاي جهان سوم و خاورميانه نيز از حمايت شاه دريغ نورزيدند و روابط آنها با شاه به دلايل وامهايي كه از شاه اخذ كرده بودند يا تفاهم و اشتراك منافع سياسي كه ميان آنها بود در حد بسيار مطلوبي بود.(2) استقلال كسب استقلال و قطع يد بيگانگان از اين كشور، يكي از ثمرات شيرين پيروزي انقلاب بود. عمق نفوذ بيگانگان بخصوص آمريكا را مي توان از اسناد و مدارك موجود به راحتي بدست آورد. از ميان اين اسناد به 2 سند زير كه اسناد بدست آمده از لانه جاسوسي مي باشد، اكتفا مي كنيم. 1- در تاريخ جولاي 1978(تير 1357) وزارت امور خارجه آمريكا(امور خاور نزديك، ايران) طي نامه محرمانه اي مي نويسد:« هيئت نمايندگي آمريكا در ايران از سازماني بسيار وسيع مركب از 1400 آمريكايي برخوردار است، كه بخش اعظم آنها(12000نفر) در گروه كمك مستشاري نظامي آمريكا در ايران مشغول به كار بوده و 850 نفر آنها از اتباع محلي هستند. وزارت خارجه داراي 102 كارمند آمريكايي و 165 كارمند محلي است. علاوه بر وزارت خارجه نمايندگاني از وزارت بازرگاني، كشاورزي، آژانس ارتباطات بين المللي، و وزارت دفاع نيز در آنجا به كار مشغول مي باشند. اين نمايندگي در تبريز، اصفهان و شيراز نيز واحدهايي دارد...»(3) 2- در گزارش بازرسي در مورد«هدايت روابط با ايران» با طبقه بندي خيلي محرمانه در تاريخ سپتامبر 1978(شهريور 1357) كه از سوي وزارت امور خارجه آمريكا(دفتر بازرس كل، امور خاور نزديك، ايران) تهيه شده، آمده است:« ايران در رأس منطقه حائل بين شوروي و شبه جزيره نفت خيز عربستان واقع است. در عين حال كه آمريكا تنها 5 درصد نفت اين كشور را برداشت مي كند، ولي ايران مهمترين عرضه كننده نفت ژاپن و اروپايي غربي است و مهمترين عنصر موجود در اوپك در زمينه تعيين قيمت نفت است. علاوه بر اين، اين كشوردر پيشبرد عمران صلح آميز و استقلال كشورهاي حوزة خليج فارس و محدود ساختن نفوذ شوروي در اين منطقه بحراني نقش منطقه اي بسيار مهمي را ايفا مي كند. بالاخره ايران محل استقرار بعضي از تجهيزات اطلاعاتي بسيار منحصر به فرد آمريكايي است كه تكثير و يا تغيير مكان آنها امري بسيار دشوار است. روابط بين آمريكا و ايران خوب است. مدت بيش از 30 سال است كه با يكديگر در زمينه مسائل حائز اهميت از نظر منافع ملي دو كشور همكاري كرده، و در اين مدت عادات و روابط كاري از جمله بين شاه و يكايك رؤساي جمهوري پيشين آمريكا برقرار نموده ايم كه بسيار سازنده و صميمانه بوده است. اين وضع تا زمان دولت كارتر ادامه يافته است. شخص رئيس جمهور در زمينه اتخاذ سياست ها در قبال ايران بسيار دخيل بوده و با شاه ديد و بازديد كرده اند. در تهران، سفير قادر است به سهولت با شاه ملاقات نمايد. مع ذلك چند موضوعي هست كه مشكلاتي را بين دو كشور به وجود آورده است. اين دشواريها حول و حوش حقوق بشر، فروش تسليحات، و سياست هاي ما در زمينه عدم تكثير تسليحات هسته اي دور مي زند. عقايد ناموجه در ميان دولت مردان آمريكايي براي يافتن بهترين راه برخورد با شاه در خصوص هر يك از اين موارد بالا گرفته است. روش ما عموماً فشار بي سرو صدا از طريق رئيس جمهور، وزير امور خارجه، سفير و به همين ترتيب در سطوح پايين تر بوده است. ما تا به حال در خواست هاي متعديانه را مطرح نكرده ايم و دست به اقداماتي نزده ايم كه در نتيجه آنها منافع وسيع ترمان به خطر افتد. ... سفير كنترل مامل هيئت نمايندگي خويش در تهران را در دست دارد و تمام سازمان هاي نماينده دولتي آمريكا در ايران برطبق نامه مورخ اكتبر 1977 رئيس جمهور عمل مي كنند. اكنون سفير كه وارد سال دوم خدمت خويش در ايران شده، تما س هاي سفارت را گسترش داده تا دربرگيرنده گروه بزرگتري از ايراني ها از جمله كساني كه مخالف شاه هستند، باشد. به همين ترتيب وي از آژانس ارتباطات بين المللي در ايران خواسته است، تا به تلاش هايش براي دسترسي به نخبگان جديدي كه قبلاً خارج از دسترس بودند وسعت بيشتري ببخشد. برنامه هاي كمك نظامي ما در نتيجه سعي و تلاش رياست هيئت مستشاري نظامي پرانرژي و مجرب نظامي آمريكا در ايران محدودتر مي گردد و با بعضي از مسائل حساس اطلاعاتي برخوردي صريح به عمل مي آيد.»(4) اين موارد به عنوان مشتي از خروار حكايت از مداخله اي عميق و نفوذي گسترده در سطح مسؤولين كشور در زمان رژيم طاغوت دارد كه نه تنها مردم، بلكه مديران هم كاره اي نبوده اند. با بررسي و مراجعه اي كه اين موارد و مواردي ديگر مانند حق كاپيتولاسيون، مي توان به ارزش استقلال حاصل شده، بعد از سال ها مرارت و سختي پي برد. آزادي در رژيم سابق، شاه تلاش مي كرد با پرداخت حقوق خوب به مقامات دولتي، وفاداري آنها را تقويت كند و از نيروهاي امنيتي نوعي«كابينه سايه» كه از نزديك ترين مشاورانش تشكيل مي شد، براي مراقبت از وفاداري و كارايي مقامهاي دولتي استفاده مي كرد. اين اقدامات به شاه امكان مي داد تا كنترل وسيعي بر مقامهاي دولتي اعمال نمايد و به اين ترتيب توانايي استقلال را در آنها بيشتر تضعيف مي كرد.(5) از طرف ديگر حكومت وسايل ارتباط جمعي را تحت نظارت داشت و مطبوعات را بشدت كنترل مي نمود. تنها يك حزب سياسي مجاز، بنام حزب رستاخيز وجود داشت كه آن نيز خدمتگزار شاه بود. و بدين سان شاه و دولت بر كليه جنبه هاي زندگي مردم احاطه و سيطره كامل داشتند. وجود سانسور مطبوعاتي، نيز به نوعي آزادي را محدود مي ساخت. آزادي در معناي صحيح آن كه شرايط كمال فردي و جمعي را مهيا مي كند، به ترجمه هاي غربي مانند بي بند و باري ملبس شده بود كه در پوشش جذاب به مردم ارائه مي شد و آزادي هاي واقعي مسلوب و كسب آن محال مي نمود. اما اولين جرقه هاي انقلاب اين اميد را تقويت كرد كه مي توان واقعاً در چارچوب مباني دين مبين اسلام آزاد بود. مشاركت سياسي مردم بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد كه در هر يك از انقلاب هاي جهان فقط طبقات و گروه هاي اجتماعي خاص و تعداد محدودي از مردم و از مناطق معدودي جهت نيل به اهداف سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود شركت كرده اند و توده هاي مردم و بخشهاي وسيعي از كشور در حدوث، تكوين و شكل گيري و پيروزي انقلاب نقش مؤثري نداشتند. در انقلاب اسلامي ايران به جز تعداد اندكي از وابستگان بسيار نزديك رژيم شاه كه منافع و بقاء آنها با حيات رژيم شاه گره خورده بود ساير گروه ها، طبقات و اقشار جامعه از كارگران، كشاورزان، كاركنان دولت، روشنفكران، روحانيون، اصناف و بازاريان، دانشجويان و دانش آموزان، شهري و روستايي كه اقصي نقاط كشور در كليه مراحل انقلاب حضور و مشاركت فعال داشتند. تجسم عيني اين وحدت و يكپارچگي بي سابقه را مي توان در تظاهرات ميليوني سال 1357 در ايام عيد فطر، تاسوعا و عاشورا در تهران ملاحظه كرد.در عاشوراي 1399 هجري قمري مصادف با 20 آذر 1357 در يك راهپيمايي و تظاهرات تاريخي جمعيتي حدود 4 ميليون نفر در تهران با نظم خاصي به سمت ميدان آزادي به حركت درآمدند. براي اولين بار مخابره فيلم ها و گزارش خبرگزاريهاي خارجي آنچان دنيا را شگفت زده كرد. تجلي ديگر حضور گسترده و يكپارچه مردم در صحنه هاي انقلاب، مراسم استقبال تاريخي از امام در 12 بهمن 1357 بود. در طول مسير 32 كيلومتري از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا، سيل عظيم و انبوه مردم كه تعداد آنها بين 4 تا 8 ميليون نفر يعني بيش از جمعيت تهران تخمين زده اند، مشتاقانه به پيشواز و استقبال امام خميني(ره) شتافتند.(6) «ميشل فوكو» حضور گسترده مردم در انقلاب ايران و نقش آن در پيروزي انقلاب را چنين توصيف مي كند: « در ميان چيزهايي كه اين ماجراي انقلابي را مشخص مي كند، يكي اين است كه ماجراي انقلاب، اراده اي مطلقاً دسته جمعي را آشكار مي كند و در تاريخ، ملت هاي كمي اين موقعيت را پيدا كرده اند. اراده جمعي، اسطوره اي سياسي كه به كمك آن حقوقدانان يا فلاسفه مي كوشند تشكيلات و غيره را تحليل و يا توجيه كنند. اين يك وسيله تئوريك است با اراده جمعي كه تاكنون به چشم ديده نشده است و من شخصاً فكر مي كنم كه اراده جمعي مانند خدا يا روح، هرگز به چشم ديده نمي شود... ولي ما در تهران، در تمام ايران، اراده جمعي ملتي را ديديم. اين در خور تجليل است، چيزي نيست كه هر روزه ديده شود، اين اراده جمعي كه در تئوريهاي ما هميشه كلي است، در ايران در يك عينيت مطلقاً روشن و معين ثابت مانده است».(7) وي آنگاه اراده خستگي ناپذير مردم را تشريح مي كند: « از يكسو به اراده تمامي ملت برمي خوريم و از سوي ديگر به مسلسل ها. ملت تظاهرات برپا مي كند، ارابه ها مي رسند، تظاهرات تكرار مي شود و مسلسل ها دوباره شليك مي كنند و اين كار تقريباً بطور يكسان و البته هر بار با شدتي بيشتر ولي بدون تغيير ماهيت تكرار مي كند باز هم تكرار تظاهرات... به اين ترتيب، ملتي به نحوي خستگي ناپذير، اراده خود را ظاهر مي كرد.»(8) حضور مردم نه تنها در شكل گيري انقلاب و براندازي نظام طاغوت، بلكه در تثبيت نظام و بقاء آن، اصلي مهم و ضروري بوده است. مردمي كه سال ها حقوق مختلف سياسي، اجتماعي خويش را به تارج رفته مي ديدند، اكنون اراده خويش را تنها رقم زننده سرنوشت مي دانند. ديگر نتيجه انتخابات از پيش تعيين نمي شود و از اصل نظام گرفته تا رئيس جمهور و نماينده مجلس با رأي مستقيم مردم اجازه فعاليت مي يابند. اكنون توده ها به سرنوشت خويش حساس تر شده و مشاركت سياسي از جوانب مختلف مشاهده مي شود. حضور در راهپيمايي ها، انتخابات و عرصه هاي مختلف مشاركت، دستاورد ارزشمندي است كه بايد آن را همواره گرامي داشت. حق انتخاب سرنوشت به عنوان حقي كه به تبع اختيار به انسان داده شده است، داراي مكانيزم هايي نيز مي باشد كه اسلام به درستي آن را تبيين كرده است. عينيت يافتن اصل ولايت فقيه «ولايت فقيه» به عنوان وديعه اي الهي براي مردم داراي مستندات محكمي از قرآن و سنت است كه در انقلاب اسلامي ايران بعنوان مهم ترين ركن در تأسيس و بقاء انقلاب قابل بررسي است. اين دستاورد مهم از آنجا كه الگويي عيني را در تنظيمات سياسي قدرت به نمايش گذاشت. قابل بررسي و ملاحظه است، هر چند عده اي برآنند كه اين امر نه يك نتيجه، بلكه خود علتي براي انقلاب بود، اما علت قرار گرفتن ولي فقيه در رأس هرم حكومت در جامعه و ايفاي نقش مهم در مهار بحران ها، امري بي سابقه است كه الگويي قابل دفاع را به بشريت عرضه مي دارد. در انقلاب اسلامي ايران امام خميني(ره) طراح، معمار، ايدئولوگ و كارگردان انقلاب بود و نقش كليدي و تعيين كننده در تكوين و شكل گيري و پيروزي و تداوم آن ايفا نمود. به فرموده مقام معظم رهبري، انقلاب اسلامي ايران بدون نام امام خميني(ره) در هيچ جاي دنيا شناخته شده نيست. به واقع انقلاب چندين دهة امام(ره) بود. تاريخ حركت توده هاي مردم در عرصه سياسي ايران كه با تحريم تنباكو به دنبال فتواي تاريخي ميرزا حسن شيرازي شروع شده بود با رهبري امام خميني(ره) وارد مرحله جديدي گرديد. حضرت امام(ره) بيش از پنجاه سال پيش با قلم و بيان، اعمال رژيم پهلوي را به زير سؤال و محاكمه مي كشيد و جنايات آنها را افشا مي كرد. در رژيم شاه كه ابعاد جنايات، فساد، توطئه و خيانت او به اسلام به اوج خود رسيده بود، با عزمي راسخ و اراده اي خلل ناپذير به مقابله با رژيم و عمال وي پرداخت و آنها را غيرقانوني، مزدور اجنبي و دست نشانده آمريكا خواند و مردم را به مبارزه و قيام عمومي عليه آنان دعوت كرد.(9) امام خميني از همان دوران جواني در كنار مبارزه جهت سرنگوني رژيم پهلوي، نظام جايگزين خود را در قالب ولايت فقيه مطرح نمود. انديشه هاي انقلابي و آرمان هاي سياسي نهضتي را كه در سال 1342 برحسب ظاهر آغاز گرديد، مي توان در آثار حدود 60 سال پيش امام بالاخص در كتاب كشف الاسرار در زمان سلطنت رضاشاه و در سال هاي بعد در كتب حكومت اسلامي يا ولايت فقيه و تحرير الوسيله مشاهده كرد. شخصيت والاي امام خميني(ره) در تمامي مراحل بخش جدايي ناپذيري از فرايند انقلاب و دستاوردهاي آن به شمار مي رود. امام خميني(ره) نسبت به مردم مسلمان و فداكار ايران عشق مي ورزيد و همواره در مقابل مردم خاضع بوده و خود را نه رهبر بلكه خدمتگزار ملت مي دانست. او در پيامها و سخنراني هايش همه اقشار و طبقات را مخاطب خود قرار مي داد و با زبان آنها سخن مي گفت به نحوي كه آحاد ملت كلام امام را به خوبي با جان و دل درك مي كردند. مقام معظم رهبري نيز با درايت و تيزبيني امام گونه خويش، سال ها است كه به همان سيره و روش انقلاب را هدايت كرده و همواره اميد و محبوب دل مردم و خار چشم دشمنان بوده اند. حركت كشتي انقلاب در دريايي از توفان هاي توطئه و خيانت، همواره مرهون تدابير و تيزبيني هاي حضرت امام(ره) در زمان حيات آن حضرت و مقام معظم رهبري بوده است. از زمان شروع مبارزه تاكنون صحنه سياسي كشور توطئه هاي پنهان و دشمني هاي آشكار بسياري را به خود ديده است كه به بركت درايت ولي فقيه برطرف شده است. پرداختن به نوع توطئه ها و نحوه خنثي سازي آن ها، خود تحقيقي مفصل را مي طلبد اما اشاره به برخي از آن ها خالي از لطف نيست؛ رهبري مبارزه با شاه، مسائل دولت موقت، غائله كردستان و منافقين، غائله خودمختاري خوزستان، جريان گنبد، ترور شخصيت هاي انقلاب، تسخير لانه جاسوسي، حادثه طبس، كودتاي نوژه، جنگ تحميلي، خلع بني صدر، محاصره اقتصادي، حوادث 7 تير و 8 شهريور60، كودتاي براندازي توسط اطرافيان شريعتمداري، باند سيد مهدي هاشمي، پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ، حكم ارتداد سلمان رشدي، پايان دادن به توطئه هاي مرتبط با موضوع قائم مقامي رهبري، كاهش قيمت نفت و محاصره اقتصادي، قتل هاي زنجيره اي، روزنامه هاي زنجير ه اي، جريان حكم دادگاه ميكونوس، پرونده هاي قضايي بزرگ، غائله كوي دانشگاه، اصلاح قانون مطبوعات، حمله به ارزش هاي اسلامي و نهادهاي قانوني، از جمله مواردي هستند كه با تدابير حكيمانه ولي فقيه حل و برطرف شده اند. ايجاد نظام مردم سالاري ديني يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي و شايد از مهم ترين آنها تشكيل نظام مردم سالار ديني در كشور بود. تا پيش از انقلاب اسلامي برخي مؤلفه هاي تشكيل در حكومت طاغوت باعث شده بود تا مقوله مردم سالاري بطور اعم و مردم سالاري ديني بطور اخص مورد توجه قرار نگيرد. از خصيصه هاي نظام پادشاهي اين است كه استبداد رأي مانع بروز ديدگاه هاي شهروندان مي شود و حكومت پهلوي از آنجا كه يك نظام مستبد بود، اجازه هيچ مشاركتي را به مردم در تعيين سرنوشت خود نمي داد. زنان حق رأي نداشتند و مردان نيز در حد اينكه سياست هاي رژيم را تأييد كنند مي توانستند در تحكيم پايه هاي رژيم نقش آفريني كنند. اين در حالي بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به آنكه مردم تشكيل دهنده نظام مردم سالار بودند، نسبت به تحكيم پايه هاي آن حساس بودند و در تمامي صحنه هاي انقلاب نقش آفريني مي كردند. در نظام مردم سالار ديني، اصول و مباني دين كه حضرت امام(ره) آن را در جامعه ايران براي اولين بار تئوريزه كرده بود، مبناي رفتار مسؤولان و مردم قرار گرفت و به عنوان اولين تجربه پس از قرن ها مورد توجه قرار گرفت. امروز اهميت امام راحل براي اولين بار در جوامع اسلامي پايه ريزي شد، را به انحراف و شكست بكشاند. گسترش گروه ها و احزاب سياسي از ويژگي هاي نظام هاي پادشاهي اين است كه احزاب در آن جايگاهي ندارند مگر اينكه احزاب دولت ساخته شكل بگيرند. حكومت پهلوي نيز از اين امر مستثني نبود و قبل از انقلاب تنها چند حزب دولت ساخته نظير،« ايران نوين»، « رستاخيز»، « ملت» و... وجود داشتند كه همگي منتسب به رژيم بودند و از دستگاه حاكم خط مي گرفتند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، گروه ها و احزابي روي كار آمدند كه برگرفته از مردم بودند و در قانون اساسي فعاليت حزبي تعريف شد و شهروندان توانستند از اين بستر براي نهادينه كردن رفتار حزبي خود بهره گيرند. اكنون به بركت انقلاب اسلامي شاهد ده ها حزب، گروه و تشكل و انجمن اسلامي و سياسي در كشور هستيم كه درچارچوب نظام به فعاليت خود ادامه مي دهند. ساير موارد دستاوردهاي سياسي - داشتن كمترين تعداد زنداني سياسي - وجود تفكيك قوا - رشد سياسي و آگاهي هاي عمومي و حضور آنها در صحنه هاي مختلف - برابري همه آحاد ملت در برابر قانون(اعم از مسؤول و غيرمسؤول) پي نوشت ها: 1-JAMCS- A.BILL- "LRAN AND THE CRISIS OF 78" – FOREGN AFFAIRS- VOL.57-WINTER 78-79-P. 2- منوچهر محمدي، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلاب هاي فرانسه و روسيه، ص 89. 3- اسناد لانه جاسوسي، شماره 62ص 23.(به نقل از كتاب دخالت هاي آمريكا در ايران، مركز مطالعات و پژوهش هاي راهبردي سازمان بسيج دانشجويي، ص 83. 4- همان، اسناد لانه جاسوسي، شماره 62 ص ص 1تا 8 . 5-مارك، ج. گازيوروسكي،«سياست خارجي آمريكا و شاه» ترجمه فريدون فاطمي، تهران، نشر مركز، ص 341. 6- سيد جلال الدين مدني.« تاريخ سياسي معاصر ايران»، تهران: دفتر انتشارات اسلامي،1361، ج2، ص 335. 7- كلربربر پير بلاتشه،« ايران: انقلاب به نام خدا»، ترجمه قاسم صفوي، تهران: سحاب كتاب، 1358، ص 255. 8- پيشين، ص 257. 9- محمدتقي رهبر، «نگرشي بر بعد معنوي انقلاب». تهران: سازمان تبليغات اسلامي، 1362، ص 24. فصل دوم: دستاوردهاي فرهنگي، علمي و اجتماعي استقرار ارزش ها مهمترين وجه تمايز بين انقلاب اسلامي ايران و انقلاب هاي ديگر ريشه مذهبي انقلاب ايران است. انقلاب اسلامي ايران با تكيه بر ارزش ها و اعتقادا اسلامي و با هدف والاي استقرار و سيطره قوانين و موازين الهي در كليه شؤونات حيات فردي و اجتماعي مردم ايران رخ دارد. مطالعه ابعاد گوناگون انقلاب ايران، ماهيت كاملاً اسلامي آن را آشكار مي سازد. رهبري نهضت از ميان افراد، اقشار و گروه هاي مختلف شركت كننده در انقلاب را پرورش يافتگان حوزه علميه و علوم اسلامي يعني روحانيت و در رأس آنها امام خميني(ره) كه نقش كليدي در پيروزي انقلاب ايفا نمود، بر عهده داشت. اگر امام خميني(ره) پيشوايي مذهبي و اسلامي را نمي داشت و اگر مردم در عمق روحشان يك نوع آشنايي و انس و الفت با اسلام نداشتند و اگر عشقي كه مردم ايران به خاندان پيامبر اكرم(ص) دارند، وجود نداشت و اگر نبود كه مردم حس كردند كه اين نداي پيامبر اسلام(ص)، حضرت علي(ع) و امام حسين(ع) است كه از دهان امام(ره) بيرون مي آيد، امكان نداشت انقلابي با اين وسعت و عظمت در ايران پديد آيد. به تعبير بهتر رمز كاميابي رهبري حضرت امام (ره) را نيز بايد در بعد مذهبي و انديشه ها و اقدامات اسلامي ايشان جستجو كرد. امام خميني(ره) مبارزه با ظلم و ستم و استعمار و استثمار را در قالب مفاهيم اسلامي و تحت لواي اسلام و با تعابير و موازين اسلامي پيش برد(1) كانون الهام بخش و پايگاه حركت آفرين انقلاب اسلامي مساجد بود. در ماه هاي مهم اسلامي چون ماه مبارك رمضان و محرم بود كه شعله هاي انقلاب زبانه كشيد و روند انقلاب شتاب فزاينده گرفت. اولين تجربه راهپيمايي در روز عيد فطر و بعد از نماز فطر انجام شد. تاسوعا و عاشورا تجليگاه حركت مردم بود مفاهيم نمادين و ارزش هاي راهبردي اسلامي نظير جهاد، شهادت، ظلم ستيزي جدال هميشگي حق عليه باطل، امر به معروف و نهي از منكر، ... شور و هيجان انقلابي را در مردم برانگيخت اين روحيه شهادت طلبي بود كه موجب گرديد تا مردم بي محابا د رمقابل گلوله هاي دژخيمان شاه متهورانه سينه سپر كنند و مرگ در راه خدا را فوزي عظيم بدانند. همه اين ارزش هاي الهي كه در وقايع و درسهاي عبرت آموز عاشورا و كربلا تبلور يافته بود، سرمشق و الگوي مردم انقلابي ايران قرار گرفت. در شعارهاي مردم خواسته هاي اقتصادي و سياسي محض رويت نشد. حضور طبقات مرفه، افسران عالي رتبه و مديران و كارمندان بلندپايه دولتي كه از سطح زندگي بالايي برخوردار بودند، در صفوف توده هاي مردم نشان مي دهد كه همه مردم يكپارچه در صدد استقرار ارزش هاي الهي و حاكميت احكام و قوانين اسلام هستند. انقلاب همه چيز را با صبغه اسلامي مي طلبيد. با آنكه از يكسو خواستار عدالت و از سوي ديگر در جستجوي آزادي و استقلال بود ولي عدالت و استقلال را در پرتو اسلام طلب مي كرد.(2) اين حضور عيني ارزش ها همان مطلوب و آرزوي توده هاي مسلماني بود كه در پي مجاهدت هاي فراوان آن را در جامعه مستقر كرده بودند، اميد آنكه اين دستاورد عظيم، در فراز و نشيب هاي انقلاب، سالم و پايدار باقي بماند. رشد علمي با پيروزي انقلاب پرورش علمي در سطوح مختلف، روند فزاينده اي به خود گرفت. از يك سو با تشكيل نهضت سواد آموزي به فرمان حضرت امام خميني(ره)، بسياري از كساني كه از نعمت سواد بي بهره بودند. تحت پوشش قرار تحول در بسياري از كتب مدارس و دبيرستان ها و دانشگاه ها، نويد از آينده علمي روشن تري مي دهد. رشد كمي و كيفي دانشگاه ها و افزايش رشته هاي دانشگاهي، تأسيس آزمايشگاه هاي تخصصي و تجهيز مراكز علمي به ابزار مدرن از جمله دستاوردهايي هستند كه همگي مرهون قيام مردم و اين نهضت بزرگ مي باشند. موفقيت روز افزون دانش آموزان و دانشجويان در المپيادهاي علمي نيز مأيد ديگري بر رشد علمي بعد از انقلاب مي باشد. احياي منزلت زن مسلمان چنانكه مي دانيم در جاهليت عرب«زنده به گور كردن دختران» راهي بود كه خانواده را از شر وجود اولاد مؤنث نجات مي داد. صرف نظر از دوره كوتاهي در صدر اسلام كه به مدد تعاليم و سنت نبوي و اهل بيت طاهرينش، زن تا حدودي ارج و منزلت حقيقي خود را بازيافت، مجدداً همزمان با تجديد حيات و احياء نظامات پيشين كه با رنگ و لعاب خلافت آغاز گرديد، جايگاه و منزلت زن نيز رجعتي دوباره يافت و به تدريج با گذشت زمان برداشت هاي متحجرانه از اسلام قيود و محدوديت هاي فلج كننده اي را براي زنان تحميل نمود. در چنين شرايطي بود كه استعمار جهاني، با شعار آزادي و مساوات، فرهنگ برهنگي و بي بندباري را در قالب كشف حجاب اشاعه دادند. اين منش در ادبيات شاهانه، تحت عنوان«فريبا» بودن زن مطرح شد. زن فريبا، نسخه بدل و استعاري از تصوير زن در جامعه غربي است كه متأسفانه در نسخه اصلي آن نيز كرامت و شخصيت واقعي زن در مسلخ فلسفه مادي غرب قرباني شده تا« اقتصاد و لذت» دو معبود و مقصود انسان غربي را فراهم آورد. با عنايت به ملاحظات فوق است كه فروغ انديشه و شكوه و عظمت عمل حضرت امام خميني(ره) در احياي هويت اصيل زن مسلمان بهتر شناخته مي شود. حضرت امام(ره) با الهام از كوثر زلال معارف اسلام ناب محمدي و تعميق و تأمل مجتهدانه در ميراث گرانقدر سنت نبوي و تعاليم ائمه معصومين عليهم السلام از مواضع مرجع تقليد روشن ضمير و مبارز آنچنان درك درستي از نقش و مسئوليت زن دست يافت كه تجلي و بروز آن را در احياي هويت زن مسلمان در انقلاب اسلامي شاهديم. اين تلقي از زن بود كه علي رغم سال ها كوشش و تلاش دستگاه هاي تبليغاتي استمعار و از يكسو و علي رغم حضور وجود سنت هاي متحجرانه كه در هيأت وفاداري به اسلام ظاهر شده بود، زنان را آنچنان به صحنه كشيد كه زنان نه فقط در تظاهرات براندازي رژيم شاه كه در همه مراحل تصويب و تأييد و تثبيت نظام جمهوري اسلامي ايران آراءشان معتبر و كارساز شد و علي رغم عقب ماندگي هاي ناشي از سياست ها و برداشت هاي گذشته كه مانع از رشد و شكوفايي در خور استعداد و قابليت زنان شده بود با سرعتي پرشتاب به جبران گذشته پرداخته و در صراط منتهي به اخذ و اكتساب و شأن و جايگاه مناسب، گام هاي بسيار مؤثري را برداشتند. امام خميني(ره) در سخنان خويش همواره بر نقش سازنده و مقام والاي زنان تأكيد دارند. در اينجا چند نمونه از كلام گهربار اين پير فرزانه را ذكر مي نمائيم: « از بابت حقوق انساني تفاوتي بين زن و مرد نيست زيرا هر دو انسان اند و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد.»(3) ايشان مكرر زنان را به شركت در انتخابات تشويق مي كردند: « آنچه كه لازم است تذكر دهم، شركت زنان مبارز و شجاع سراسر ايران در رفراندوم است. زناني كه در كنار مردان، بلكه جلوتر از آنان در پيروزي انقلاب اسلامي نقش اساسي داشتند؛ توجه داشته باشند كه با شركت امروز زنان در جمهوري اسلامي، همدوش مردان در تلاش و سازندگي خود و كشور هستند و اين است معناي آزاد زنان و آزاد مردان».(4) « خانم ها حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليفشان اين است».(5) امروزه، به مدد انقلاب اسلامي و رهنمودهاي ارزنده بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري، زن مسلمان ايراني سعي دارد در پرتو تعاليم اسلام و الگوهايي همچون فاطمه زهرا(س) و زينب كبري(س) نقش ارزنده خود را به جهانيان عرضه نمايد. اينجاست كه نقش اسلام در برقراري تمدن نوين جهاني احساس مي گردد. در همين راستا، بايستي متذكر شد كه وظيفه زن مسلمان ايراني، در اين برهه از تاريخ حساس تر از هر زمان ديگري مي باشد زيرا او مي تواند با اقتداء به سرور بانوان جهان حضرت فاطمه زهرا(س) الگوي جديدي را به جهانيان بشناساند. به نظر مي رسد كه در حال حاضر ارزنده ترين و مقدس ترين فعاليت زن ايراني به عنوان يك رسالت جهاني نشر ايدئولوژي اسلامي و تشريع ابعاد گوناگون آن در سطح جهان است، تا هم به نوعي از اين دستاورد پاسداري كرده و هم در نشر آن مؤثر باشد. هر چند دستاوردهاي حوزه فرهنگي و علمي از لحاظ آماري چندان ملموس نيست ولي به موازات توسعه در بخش هاي اقتصادي، در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي نيز اقدامات شايسته اي پس از پيروزي انقلاب صورت گرفته است كه موارد زير تنها شمه اي از اين تلاش هاست. نرخ سواد نرخ باسواد جمعيت 6ساله و بالاتر كشور از 7/28 درصد در سال 1355 به 5/79 درصد در سال 1375 و به بيش از 80درصد در سال 1380 رسيده است. همچنين قبل از پيروزي انقلاب اسلامي(سال تحصيلي 57-56) در كل كشور 745/7 نفر دانش آموز وجود داشت كه اين رقم در سال تحصيلي 80-79 به بالغ بر 314/18 ميليون نفر افزايش يافته است. مراكز آموزش عالي تعداد دانشگاه ها و دانشكده هاي گروه پزشكي از 11 واحد در سال 58- 57به 38 واحد در سال 76-75 افزايش يافت. همچنين تعداد پزشكان از 13000 به 49000 نفر، تعداد دانشجويان شاغل به تحصيل در گروه پزشكي از 25588 به 86059 نفر رسيده است. تعداد پزشكان متخصص از 7000 نفر در سال 55 حدود 17000 نفر در سال 75 افزايش يافته است. هم اكنون به طور متوسط، براي هر 540 نفر يك تخت بيمارستان و براي هر 80 هزار نفر يك مؤسسه درماني فعال در كشور وجود دارد. تعداد فارغ التحصيلان مراكز آموزش عالي از 135 هزار نفر در مقطع زماني سال 1357 به حدود 4/2 ميليون نفر در مقطع زماني سال 1380 رسيده است. ساير موارد - پيشرفت كمي و كيفي شبكه هاي راديويي و تلويزيوني و تأسيس و راه اندازي شبكه هاي برون مرزي مثل شبكه سحر، جام جم، صبا، العالم - گسترش مراكز هنري و فرهنگي - توسعه و رشد علمي مانند فن آوري هسته اي، سلول هاي بنيادي جنيني و... - گسترش تأمين اجتماعي و انواع بيمه هاي حمايتي. - تشكيل n.g.o فرهنگي بطور گسترده در كشور. - برگزاري دوره هاي فرهنگي و آموزش نوجوانان و جوانان كشور در قالب طرح هاي بصيرت، ولايت و... . پي نوشت ها: 1- مرتضي مطهري،« پيرامون انقلاب اسلامي»، تهران: صدرا، ج دهم، 1373، ص 51. 2- پيشين، ص 54. 3- راه امام از كلام امام، « زن»، وزارت ارشاد اسلامي، 1362، ص 11. 4- زن از ديدگاه امام خميني(ره)، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361، ص 149. 5- سخنراني امام خميني(ره) در 25/6/1358. فصل سوم: دستاوردهاي بين المللي انقلاب اسلامي ايران در يكي از سال هاي اوج جنگ سرد تحقق يافت. قدرت هاي غرب و شرق با رهبري آمريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي در حفظ محدودترين مناطق نفوذ خود حساس بودند و اصولاً از كشورهاي كوچك و متوسط براي تأمين منافع خود در راستاي جنگ سرد استفاده مي كردند. انقلاب اسلامي ايران پايگاه عمدة غرب در مرزهاي جنوبي شوروي سابق را تعطيل كرد. زيرا اين انقلاب علاوه بر نفسي استبداد داخلي، آمريكا را نيز به عنوان استكبار خارجي طرح كرده بود. و از شوروي نيز نفوذي نپذيرفت. در واقع آمريكا بيش از ساير قدرت هاي غربي از تحقق انقلاب ايران آسيب ديد. اين انقلاب شكاف عمده اي در كمربند« سد نفوذ» آمريكا در مرزهاي جنوبي شوروي بود. اين كمربند كه از پاكستان تا مصر امتداد داشت، در مرزهاي ايران قطع گرديد؛ و آمريكا به سرسخت ترين دشمن انقلابيون ايران تبديل گرديد. بعد از انقلاب، آمريكا علاوه بر حفظ پردة آهنين اطراف شوروي سابق، ايجاد پرده آهنين ديگري را نيز ضروري تشخيص داد. كمربند دوم بايد در اطراف دولت انقلابي ايران تنگ شود، تا شكاف هاي بيشتري در ستون دوستان منطقه اي آمريك ايجاد نشود. خطر صدور انديشه انقلابي به منطقه دل مشغولي عمدة آمريكا در خاورميانه و خليج فارس به شمار مي رفت. لذا اين قدرت براي رفع نگراني خود، سياست ها و تدابير منطقه اي تازه اي در پيش گرفت. در راستاي اين سياست، پاكستان تقويت گرديد؛ تلاش براي بازگرداندن مصر به جامعه عرب شدت يافت؛ رايزني براي حل مسأله فلسطين و در سطح بالاتر، اختلافات اعراب- اسرائيل افزايش يافت. و سرانجام تلاش گرديد تا دولت هاي مرتجع عرب خليج فارس در سايه سازمان شوراي همكاري خليج فارس از حالت تفنني خارج شده و به انسجام توأم با راهكارهاي داراي ضمانت اجرا دست يابند.(1) علاوه بر تدابير منطقه اي مزبور، آمريكا از هر گونه اقدامي كه دولت انقلابي ايران را تضعيف و ملت آن را سرخورده كند، استقبال مي كند. اين حمايت، در داخل، از گروه هاي مخالف و در خارج از دشمنان ايران صورت گرفت. زيرا با تحقق انقلاب اسلامي ثبات مديريتي آمريكا در بحران هاي منطقه و وضع موجود آن در معرض خطر جدي قرار گرفت. در واقع صدور انقلاب اسلامي و انديشه رهايي بخش آن به كشورهاي منطقه و توده هاي مردمي كه آمادگي پذيرش آن را دارند، مي تواند رژيم هاي سنتي و فرسوده سلطان، امير، شيخ و شاه را در منطقه سرنگون كند؛ و در نتيجه همچون ايران، منافع اين كشورها را از چپاول نجات داده و نفوذ غرب را كاهش دهد. وقوع اين حادثه به عدم دسترسي مداوم ابرقدرت ها به منافع نفت و بازار منطقه بيانجامد. شرايطي كه در صورت وقوع، حيات اقتصادي غرب را در معرض خطر جدي قرار مي دهد. و انقلاب ايران راه هاي ارتباطي غرب را به مخاطره مي اندازد. از لحاظ نظامي نيز در آستانه انقلاب اسلامي ايران، خليج فارس تحت سيطره تدابير نظامي ستاد فرماندهي جنگ آمريكا« پنتاگون» بود. ايران ستون سياسي- نظامي آمريكا در منطقه قلمداد مي شود.كه در قالب دكترين«نيكسون- كيسينجر» اين وظيفه را تقبل كرده بود. شاه مخلوع ايران با استفاده از پشتوانه هاي نظامي و خريدهاي تسليحاتي از آمريكا، ژاندارم منطقه به حساب مي آمد. بعد از انقلاب اسلامي 1357 و فروپاشي ستون نظامي- سياسي آمريكا در منطقه، آمريكا تدابير خود را براي جايگزيني اين ستون با عربستان سعودي تغيير داد. عربستان كه پيش از اين تنها ستون مالي و تقويت كننده ستون نظامي « ايران قبل از انقلاب» محسوب مي شد، از زمان تحقق انقلاب به خريدار تسليحات پيشرفته آمريكايي و ستون بسياري از تدابير منطقه آن تبديل شد. پايگاه هاي نظامي و نيروهاي واكنش سريع آمريكا در عمان و بحرين توسعه يافتند. مستشاران غربي بويژه از آمريكا و انگليس در درون ارتش هاي كوچك و ضعيف كشورهاي حوزه خليج فارس فعال شدند تا منافع غرب و آمريكا را در خليج فارس تأمين كنند هنوز جمعي از اين مستشاران در كادر ارتش و حتي نيروهاي امنيتي و پليس ضد شورش اعراب فعال بوده و نقش عمده اي در سركوب انقلابيون متأثر از انقلاب اسلامي ايران دارند. انقلاب ايران، اين كشور را به دولتي قدرتمند و بر خلاف گذشته، خارج از كنترل و هدايت آمريكا تبديل كرده و اين نگراني عمده« پنتاگون» درخاورميانه محسوب مي شود. در شرايطي كه دوران خمودگي و سازشكاري اعراب به اوج خود مي رسد، ايران انقلابي توانست خطر عمده اي براي رژيم صهيونيستي و ارتجاع طرفدار آمريكا در منطقه باشد. بعد از انقلاب، جمهوري اسلامي، مستشاران نظامي را اخراج كرد و با قطع هر گونه وابستگي، خريدهاي نظامي را به حداقل رساند و بسياري از قراردادهاي خريد تسليحاتي را معلق گذاشت. در چنين شرايطي جنگ عراق به ايران تحميل گرديد. و در اين جنگ، چراغ سبزهاي قدرتهاي غربي به صدام حسين، نقش عمده اي داشتند. اين جنگ ناعادلانه ترين برخورد استبداد منطقه و استكبار فرا منطقه اي با يك ملت انقلابي بود؛ كه در سال هاي آخر آن به رويارويي كامل قدرت هاي حاصل آن اثبات روحيه مقاومت ملت انقلابي ايران و تبديل اين كشور به قدرت بلامنازع منطقه بود. قدرتي كه اينك به هيچ دولت بيگانه و مداخله جويي وابسته نيست. به هر حال قدرت هاي غربي از هر راه چاره اي براي براندازي يا حداقل محدود و منزوي كردن كشور انقلابي ايران بهره بردند، ولي زمانيكه همة تيرها به سنگ خورد، خواهان مذاكره و بهبود روابط شدند. روابط ايران با دولت هاي اروپايي علي رغم نوسانات بسيار، همواره با تلاش اروپايي ها براي حفظ و تقويت روابط همراه بوده است. و آمريكا ده ها و شايد صدها بار پيشنهاد مذاكره و احياي روابط داده كه بدون پاسخ مانده است. امروزه درشرايطي كه سياستمداران غربي، تدابير منطقه اي خود را بدون محاسبة« ايران» ناقص مي دانند، استراتژيست ها و برخي از متفكران غربي با مطرح كردن مسأله« برخورد تمدن ها» دل نگراني عمدة خود را از « اسلام گرايي» ابراز مي دارند كه ريشه در انقلاب اسلامي 1357 ايران دارد. و اين آوردگاهي است كه دامنه آثار انقلاب را به قرن بيست و يكم مي كشاند. « ساموئل هانتينگتون» مدير مركز مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد، با نوشتن مقالة بحث انگيز« برخورد تمدن ها» در فصلنامه فارين افيرز( شماره تابستان 1993)، موضوع برخورد تمدن ها را به عنوان پاردايم تفسير كنندة روابط بين المللي در عصر پس از جنگ سرد، مطرح كرد. او در مقاله خود، هفت يا هشت تمدن اصلي(اسلامي، كنفرانيسيوسي، غربي، هندو، اسلاو- اتدوكس، آمريكاي لاتيني و احتمالاً آفريقايي) را بر شمرد و پيش بيني كرد كه جنگ هاي آينده در امتداد خطوط گسل بين تمدن ها روي خواهد داد.(2) بدون آنكه اصراري بر پذيرش نظريه برخورد تمدن ها داشته باشيم، توجه به اين واقعيت ضروري است كه آنچه برخي از محافل غربي تمدن اسلامي در برخورد با تمدن خود خوانده و از آن بيم دارند، اسلام منفعل شده برخي كشورهاي عربي يا لائيك نيست، بلكه اسلام پويايي است كه با انقلاب ايران جان تازه اي گرفت و زير بناي« اسلام گرايي» و تمدن نوين اسلامي گرديد. محافل واقعگراي غربي نگرانند كه در قرن بيست و يكم اسلام پويا، ساير تمدن ها را تحت الشعاع خويش قرار دهد. دستاوردهاي نظام اسلامي در بعد سياست خارجي انقلاب اسلامي در دوراني از تاريخ سياسي كشورمان به وقوع پيوست كه اصل سكولاريزه شدن سياسي و فرهنگي حكومت ها در دنيا جريان داشتو حكومت پهلوي بدليل وابستگي واشنگتن كرده و يكي از حلقه هاي مؤثر استراتژيهاي سياسي و امنيتي بلوك غرب در مقابله با بلوك(شرق) كمونيسم به حساب مي آمد. محمدرضا پهلوي كه براي جلب بيشتر آمريكا در چارچوب به اصطلاح مدرنيزه كردن كشور، اقدام به اجرايي كردن سياست هاي لائيسم و جا به جا كردن ارزش ها و هنجارهاي ملي و مذهبي كرده بود و در روابط خارجي نيز با اطاعت محض از سياست هاي كاخ سفيد ستون فقرات استراتژي ها، پيمان هاي سياسي و امنيتي واشگتن در آن زمان به شمار مي آمد. در آن زمان ايران به سبب داشتن سياست خارجي وابسته به بلوك غرب علاوه بر اين كه رابطه خود را با ملت و اعتقادات آنها در داخل قطع كرده بود رابطه و تعامل با جهان اسلام نيز در قاموس خارجي وي جايي نداشت. دگرديس ناشي از انقلاب اسلامي، فصل جديدي از روابط حاكميت با مردم در داخل و در روابط با جهان آزاد را به وجود آورد و به عبارتي انقلاب ايران را از حالت مستعمره سياسي بيرون آورد و به كشور كاملا مستقل در تصميم گيري و سياست سازي مبدل كرد و معادلات سياسي امنيتي منطقه را دچار فروپاشي و بهم ريختگي جدي كرد. درسايه رهبري حضرت امام(ره) عصر استراتژي دو ستوني نيكسون- كيسينجر كه ايران ستون نظامي آن را تشكيل مي داد و به عنوان ژاندارم منافع آمريكا و رژيم صهيونيستي عمل مي كرد، به پايان رسيد و به طور خودكار ايران از حالت اقماري بيرون آمد. در همين زمان بود كه در چارچوب مصوبات شوراي انقلاب كشورمان از پيمان آمريكا سنتو(ايران، تركيه، افغانستان) خارج شد و اين پيمان با خروج ايران از آن عملا متلاشي شد. از ديگر اقدامات انقلابي، اشغال لانه جاسوسي در سيزدهم آبان 58 و ناتواني كاخ سفيد در تصميم گيري مؤثر درباره چگونگي برخورد با اين واقعه بود كه هيبت و اقتدار مصنوعي غرب را در افكار عمومي داخل و منطقه شكست. اين تحول كه امام از آن به عنوان انقلاب دوم ياد كردند از نوادر اقدامات در تاريخ سياسي كشورهاي محكوم جهان دو قطبي در آن زمان محسوب مي شد كه فضاي رعب و وحشت حاكم بر جهان اسلام را شكست و شهامت و انگيزه برخورد در آن را به وجود آورد. از ديگر نتايج انقلاب اسلامي جابجايي تهديدات و معيارهاي درستي و دشمني ميان ايران با جهان اسلام بود كه قطع رابطه با آمريكا و رژيم صهيونيستي و رژيم آفريقاي جنوبي در همين راستا بود. اين در حالي بود كه رژيم پهلوي عملا به پايگاه صهيونيسم بين الملل در منطقه تبديل شده بود و در زمينه هاي سياسي و اقتصادي از مهره هاي اصلي وابستگي به تشكيلات صهيونيسم جهاني بود و تنها متحد رژيم صهيونيستي در منطقه محسوب مي شد و در مقابل دين و دولت جهان اسلام قرار داشت. انقلاب اسلامي نه تنها با آمريكا و رژيم اسرائيل قطع رابطه كرد، بلكه طرح جدي و عملي و عيني مبارزه با آنها را ارائه كرد كه بعدها به عنوان الگوي استراتژي مبارزاتي ملت ها و نهضت هاي آزادي خواه در منطقه و جهان قرار گرفت. در فزايند ديپلماسي ايران شاهد رخدادهاي بزرگ با اشكال و بعضاً ماهيت متفاوت هستيم كه نظام با اقتدار و حفظ استقلال به مبارزه با آن رفته و از مديريت خارجي خود براي ديگران الگوسازي كرده است، از جمله در سناريو دادگاه ميكونوس كه با اعتماد و اقتدار تمام عمل كرد و سازندگان آن را كه از حمايت پانزده كشور اروپايي، آمريكا و رژيم صهيونيستي برخوردار بود، ناكام گذاشت و يا در بحرانهاي زنجيره اي پس از 11 سپتامبر در حالي كه در قضيه افغانستان سكوت مرگباري بر جهان حاكم بود و ديپلماسي جهان چشم به كاخ سفيد داشت و جهان يكپارچه سياست دنباله روي را پيشه كرده بود، مقام معظم رهبري در يك موضع حكيمانه مستقل و با لحاظ اصل عزت و مصلحت نظام، فضا را شكستند و جهان را به حيرت واداشتند و راهبرد انحصاري بوش مبني بر اينكه كشورها يا با ما هستند يا عليه ما را با اعلام اين راهبرد كه ما نه با شما هستيم نه با تروريست ها به چالش كشيدند. در بحران اخير عراق نيز شاهد ديپلماسي فعالانه و متناسب منافع و مصالح ملي هستيم. پس از شكستن فضاي سنگين ناشي از يازده سپتامبر بود كه جهان حتي كشورهاي اروپايي با تأسي از مديريت بحران ايران، انتقاد از سياست خارجي آمريكا را در دستور كار خود قرار دادند كه ما در اشغال عراق و مسأله سلاح هاي هسته اي ايران شاهد آن هستيم. شكست سياست هاي سلطه طلبانه آمريكا و ايستادگي و پايداري در مقابل فشارهاي غرب به ويژه آمريكا يكي ديگر از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است. ناكامي در سياست تحريم آمريكا عليه ايران، چالش و ناكامي در استراتژي نظم نوين آمريكا در جهان پس از فروپاشي بلوك شرق، مانع سازي جدي در جهاني شدن آمريكا، شكست طرحهاي آمريكا در خاورميانه و در حوزه درياي خزر و آسياي مركزي و قفقاز، عدم دستيابي به اهداف اساسي در حمله به افغانستان و عراق و... از جمله تقابل موفقيت آميز جمهوري اسلامي در برابر سلطه جهاني آمريكا بود. دستاوردها براي كشورهاي منطقه الف) تجديد حيات اسلام در افكار مسلمان: در زماني كه دين ومعنويت در انزوا بود و لائيك و ليبراليسم حاكميت داشت و اسلام محدود به امور فردي و در مساجد زنداني شده بود بار ديگر نداي امتزاج دين و سياست در ميان انديشمندان، مراكز علمي و تحقيقات و افكار و رفتار ملت ها نمايان شد. به نوشته هفته نامه آلماني اشپيگل، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) حيات تازه اي به مسلمانان در سراسر جهان بخشيد و اسلام مبارزترين مذهب دنيا با انرژي انقلابي خود 2/1 ميليارد مسلمان را برانگيخت و آنان را براي تشكيل حكومت الله در زمين به حركت در آورد.(3) دكتر ميشل جانسون در مقاله اي در نشريه« ژئوپوليتيكال استراتژيك» مي نويسد: جامعه مسلمين( پس از انقلاب ايران) از حالت ضعف و ناتواني خود خارج شد و به يك قدرت تبديل شد.(4) بيداري سياسي جهان اسلام را مي توان در صحنه مبارزات انتخاباتي، گرايش به ايجاد تحزب، تشكل هاي سياسي، هسته ها و جنبش هاي مقاومت، در ابعاد مبارزات سياسي و مسلحانه عليه آمريكا و صهيونيسم كه در چند سال اخير روند تصاعدي در بيشتر جهان به خود گرفته است، مشاهده كرد كه الهام پذيري آن ها از الگوهاي سياسي و مبارزاتي انقلاب اسلامي را مي توان در گفتار و نوشتارهاي آنها به عينه ديد. ب) ظهور جنبش ها و نهضت هاي اصول گرا در منطقه: پس از انقلاب اسلامي اصول گرايي در قالب احزاب و جنبش هاي متعدد ظهور يافت و شتاب فزاينده اي گرفت، انتفاضه فلسطين، سازمان هاي حماس، جهاد اسلامي، احياي مجدد انديشه نابودي اسرائيل، حزب الله لبنان، جبهه اسلامي سودان، جبهه نجات اسلامي الجزاير، رشد اسلام گرايي در تركيه، احزاب و جنبش هاي مبارز جهادي در افغانستان در دوران اشغال به اعتراف مقامات غرب عمق استراتژي نفوذ ايران محسوب مي شوند، از نمودهاي عيني آنها است. پرولوپ اسلام شناس فرانسوي، در نشريه مطالعاتي فلسطين در خصوص تأثير انقلاب بر جهان اسلام مي گويد:« پس از فوت جمال عبدالناصر، خلأيي در خاورميانه عربي پديد آمد كه رهبران ناسيوناليست م ملي گراي عرب يا احزاب چپ گرا و ماركسيست نتوانستند آن را پر كنند و در پايان اسلام در عرصه مبارزات سياسي ظاهر شد و آن خلأ را پر كرد.»(5) « اسحاق رابين» وزير دفاع وقت اسرائيل، اسلام را يك تهديد معرفي مي كند و مي گويد:« دشمني ايران پس از انقلاب اسلامي به صورت يك دشمني ايدئولوژيك و دشمن واقعي در آمده و خطر افكار تند مذهبي در ايران از هر خطري براي اسرائيل بيشتر است» و در همين راستا« ابا آبان» نظريه پردازصهيونيستي و وزير خارجه وقت اسرائيل مي گويد:« انقلاب اسلامي، كوته انديشي نيست بلكه فصل جديدي در تاريخ ايده است، من احساس مي كنم اين ايده در منطقه خاور ميانه شيوع يافته و پيروزي انقلاب اسلامي بيانگر اين پديده هاست.»(6) « صالح عوض» نويسنده عرب در كتاب انتفاضه آورده است:« جهان عرب از 1967 تا سال 1982 (شكل گيري انتفاضه) راه هاي گوناگون فلسطيني و دولت هاي عربي را آزموده و شكست طرح هاي سياسي را به چشم ديده بودند و دريافته بودند كه اين شعارها زينت خود را از دست داده اند و ديگر اميدي به نابودي اسرائيل و يا كمرنگ شدن حاكميت آن نبود ولي پس از انقلاب اسلامي متوجه شدند خداوند سرنوشت هيچ كس را تغيير نمي دهد بلكه خود آنها بايد اقدام كنند...» جنبش جديد مردم فلسطين يا انتفاضه صرف نظر از عوامل متعدد شكل گيري آن، بدون هيچ وابستگي گروهي يا سازماندهي قبل از جريان هاي سياسي وابسته به دولت هاي عربي با الهام از انقلاب اسلامي و توسط مسلمانان فلسطين شكل گرفت.(7) در حال حاضر كشورهاي غربي بويژه آمريكا بواسطه نفوذ اسلام سياسي ناشي از انقلاب اسلامي در جوامع اسلامي هراس دارند از اين كه انتخابات آزادي در كشورهاي اسلامي صورت گيرد، زيرا در اين صورت نتيجه اين انتخابات، پيروزي اسلام گراياني است كه تأثير جدي از انقلاب اسلامي و افكار امام خميني(ره) گرفته اند. ج) احياي حج حقيقي و ابراهيمي: تا قبل از انقلاب اسلامي، حج يك حركت صرفاً عبادي بود و بعد سياسي آن مغفول مانده بود. امام(ره) حج را ميعادگاه وحدت مسلمان در برابر زورمندان جهان و مركز برائت از مشركان معرفي كرد و ابعاد سياسي حج را زنده كرد. حضور قريب 2/5 ميليون مسلمان از سراسر جهان در حج به تجديد حيات اجتماعي و سياسي اسلام و صدور و بازتاب انقلاب سرعت بخشيده است. احياي ارزش ها، سنت ها، آداب و رسوم اسلامي در ميان ملل مسلمان و بازگشت مسلمانان به هويت اسلامي واصيل خود و احساس عزت و غرور از ديگر آثار انقلاب بر جهان اسلام بود كه منطقه را بار ديگر به عنوان نقطه استراتژي از نظر ژئواستراتژيك و ژئوپوليتيك در اذهان زنده كردو امروز شاهد شكل گيري و مبارزه گسترده هسته هاي مقاومت متأثر از انقلاب اسلامي عليه اسرائيل و آمريكا در سراسر جهان هستيم و اين از بركات انقلاب اسلامي است و اين تأثير را مي توان در گفتار دشمنان نيز به كرار مشاهده كرد.« مارك گريكت» از اعضاي برجسته سيا كه در نشريه« انستيتواينترپرايز» از ايران به عنوان خاستگاه الگوي مبارزاتي ياد مي كند و مي نويسد:« اگر تاريخ تكرار شود و ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.»(8) انقلاب اسلامي از يكسو سبب رويكرد به دين، رشد گرايش هاي معنوي و تضعيف انديشه مادي گرايان شد و از سوي ديگر، الگوي مبارزاتي مردم تحت ستم در نقاط مختلف جهان گرديد و به ملت هاي در بند جهان آموخت كه چگونه خود را از زير سلطه و نفوذ بيگانگان نجات دهند و در واقع بزرگ ترين دستاورد انقلاب، درس آزادي و آزاد انديشي براي مردم تحت سلطه در سراسر جهان بوده است.(9) پروفسور جيمز بيل، محقق آمريكايي در فصل نامه مسايل خارجي وزارت خارجه آمريكا در اين خصوص مي گويد:« موجي از هيجان توده اي، اسلام را فراگرفته است، از يوگسلاوي و مراكش تا اندونزي و مالزي و فيليپين در شرق، اين اسلام نوظهور كه به لحاظ ايدئولوژيك منسجم است، در انقلاب 1979 ايران، در اشغال مسجدالحرام در مكه، ترور انور سادات در نوامبر 1981، در مقومت لبنان، و... انعكاس يافت. اين نيروي توده اي كه غالباً به عنوان اسلام بنيادگرا توصيف مي شود از مرزهاي جغرافيايي گذشته، ايدئولوژي سياسي و رژيم هاي ملي را نيز فرا گرفته است.»(10) هربر روزنامه نگار سوييسي درباره تأثيرات انقلاب اسلامي وشعار حمايت از مستضعفين مي نويسد:« به دنبال انقلاب اسلامي آمريكاي لاتين شاهد ده ها كشيش بود كه با انتقاد از پاپ خواستار تجديد نظر در آئين كليساي واتيكان بودند.» اوج چنين روندي در احياي مسيحيت سياسي در نيكاراگوئه خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب نيز صدها كتاب در مورد نقش مذهب در صحنه سياست و اجتماع به بازارهاي جهان آمد و بسياري از دانشگاه ها به تحقيق درباره مذهب پرداختند.(11) به دنبال انقلاب اسلامي الهيات رهايي بخش به معناي پناه بردن مردم به كليسا براي رهايي از مشكلات اجتماعي و سياسي، در آمريكاي لاتين رشد كرد و انجمن هاي مسيحي سياسي، افزايش چشمگيري يافت. براي شناخت بيشتر در خصوص تأثيرات انقلاب در آمريكاي لاتين مي توان به كتاب« فيدل كاسترو و مذهب» نوشته رهبر كوبا و كتاب« كليساي شورشي» تأليف كاميلو ترجمه جواد يوسفيان مراجعه كرد. رهبري، مذهب، مردمي بودن نظام و سياست هاي مستقل و مقتدرانه نظام از خصلت هاي بارز و ماندگار انقلاب اسلامي است كه آثار بنيادين در حوزه علوم نظري و رفتاري جهان به جاي گذاشت و تأثير حكم قتل سلمان رشدي نويسنده آيات شيطاني كه جهان غرب و شرق را در بهت فرو برد، نمودي از سياست مستقلانه نظام بود كه برغم بسيج تمام غرب هيچ گاه لغو نشد و علاوه بر اين كه زمينه هتك مقدسات مسلمانان در جهان را تضعيف كرد، الگوي استقامت و پايداري و مبارزاتي را به مسلمانان در جهان را تضعيف كرد، الگوي استقامت و پايداري و مبارزاتي را به مسلمانان داد و بيداري آنان را تقويت كرد. بيداري اسلامي و گرايش به دين اسلام و انقلاب اسلامي در جهان چنان بود كه نيكسون در ترسيم خطوط استراتژي آمريكا براي جهان آينده اذعان كرد: تغيير در جهان سوم آغاز شده و باورهاي آن به مرحله طوفان رسيده است، ما قادر نيستيم آن را متوقف كنيم، در جهان اسلام بنياد گرايي اسلامي جاي كمونيسم را به عنوان وسيله اصلي دگرگون سازي قهرآميز گرفته است. "گريكت" عضو برجسته سيا نيز در اظهاراتي مشابه مي افزايد:« اگر تاريخ تكرار شودو ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.»(12) انقلاب اسلامي، كشورهاي آفريقايي را نيز تحت تأثير قرار داد، نلسون ماندلا رهبر كنگره ملي آفريقا و اولين رئيس جمهور آفريقاي جنوبي پس از رهايي از آپارتايد، در جريان سفر به ايران اظهار داشت:« انقلاب اسلامي ايران تحت رهبر امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد كرد.»(13) آثار انقلاب در كشورهاي اسلامي انقلاب اسلامي ايران در شرايطي تحقق يافت كه ماديگرايي برفرهنگ و انفعال برسياست و حكومت اغلب كشورهاي جهان اسلام حاكم شده بود. غرب با صدور ماديگرايي به كشورهاي مسلمان در عمل آنها را از دين و سياست ديني دور كرده بود، به طوري كه شيفتگي به غرب، در كشورهاي مسلمان نشين براي مسلمانان مهلك شده بود. مسأله فلسطين هم معيار عمده اي براي سنجش سراشيبي انفعال در جامعه اسلامي بود. اعراب پس از چند جنگ ناموفق، حاكميت اسرائيل بر سرزمين هاي اشغالي را مي پذيرفتند و براي رهايي از اين بحران به تدابير آمريكايي- انگليسي دلخوش كرده بودند. در درون كشورهاي اسلامي معدود حركت هاي اسلامي خواهي يا مشاركت طلبي(ضد استبدادي) بشدت و سرعت سركوب مي گرديد و منطقه خاورميانه از لحاظ توسعة سياي از يكي از پايين ترين سطوح توسعه در ميان مناطق مختلف جهان رنج مي برد. انقلاب اسلامي ايران در اين منطقه(كه نفس آزادي و مذهب به شمارش افتاده بود)، تحقق يافت. و افق روشني را نويد داد. بي شك هيچ كشوري در خاورميانه بي تأثير از انقلاب و انديشه انقلابي ايران نبوده است. از آنجا كه بيش از 75 درصد از شهروندان كشورهاي حوزة خليج فارس را شيعيان تشكيل مي دهند، تحولات ايران بيشترين تأثير را در اين حوزه مي گذارد. جوامع شيعه در اين كشورها همواره از قدرت سياسي و پايگاه هاي اقتصادي محروم بوده اند. لذا پيروزي انقلاب اسلامي ايران براي آنها اميدواري هاي تازه اي ايجاد كرد. موفقيت انقلاب اسلامي تأثير عميق و فوري در ميان شيعيان عراق برجاي گذاشت. و شيعيان كه علي رغم برخورداري از اكثريت جمعيت كشور، نقشي در تقسيم قدرت سياسي و اقتصادي نداشتند، سازمان ها و انقلاب هاي به تقليد از انقلابيون ايران ايجاد كردند. در نخستين جمعة بعد از بازگشت امام خميني(ره) به تهران در بهمن ماه 57، در نجف اشرف تظاهراتي به وسيله آيت الله محمدباقر صدر به راه افتاد كه توسط نيروهاي حزب بعث متفرق گرديد. از آن پس جوانان نجف شروع به انتشار جزواتي كردند كه به وسيله« حزب الدعوه» منتشر گرديد و پوسترهاي امام خميني(ره) را پخش كرده و برروي ديوارها شعار مي نوشتند:« بله به اسلام ، نه به عفلق وصدام». با گسترش حركت هاي مردمي، ارعاب و سركوب رژيم نيز افزايش يافت. در خرداد ماه 1358، آيت الله صدر با ارسال پيامي به اعراب مقيم ايران، از آنها درخواست كردكه از اسلام و امام خميني(ره) حمايت كنند. در اين پيام، آيت الله صدر تلاش نمود تا ضمن رد رژيم بعثي و انديشه انحرافي«عربيسم» اسلام را به عنوان هدف عمده مطرح كند. و در پيامي ديگر ضمن حمايت از امام خميني(ره) مردم را به سركوبي رژيم بعثي، همچون انقلاب ايران ترغيب كرد. و در حاليكه دامنة تظاهرات گسترده به شهرهاي بزرگ عراق از جمله«بغداد» گسترش يافت، آيت الله صدر و خواهرش« بنت الهدي» دستگير شدند. و زمانيكه صدام روي كار آمد، با تصويب قوانين آهنين وحشت و سركوب و با همراهي برخي سران عرب، صدر، خواهر و صدها تن از ياورانش اعدام يا مفقودالاثر گرديدند، اما شعله هاي انقلاب و حمله به مراكز دولتي و نظامي عراق ادامه يافت تا اينكه صدام در شهريور ماه سال 59 جنگ تحميلي را به راه انداخت تا شايد از صدور انقلاب جلوگيري كند. لذا صدام، ارتجاع و استبداد منطقه و دولت هاي غربي به يك اندازه از درگير شدن ايران در يك جنگ فراگير منتفع مي شدند. در عربستان سعودي نيز شيعيان به تكاپو افتادند. آنها حدود نيمي از جمعيت آن كشور را تشكيل مي دهند، و در شمال اين كشور از فقيرترين و مظلومترين مردم عربستان به شمار مي روند و سركوب سياست هميشگي رياض نسبت به آنها بوده است. خودكامگي نظام و امتيازاتي كه وابستگان به شاه و خاندان او در كلية امور مملكتي از آن برخوردارند، با اعتراض طبقه محروم كه عمدتاً شيعه هستند و برخي از گروه هاي تحصيل كرده مواجه شد كه آنها جملگي خواهان اصلاحات اساسي در كشور بودند. بعد از انقلاب ايران، شورشي در عربستان، ابتدا در ميان شيعيان ايالات شرقي اين كشور در منطقه ميدان هاي نفتي آغاز شد و مردم با پخش اعلاميه هايي در مساجد، به خانواده سلطنتي حمله بردند و وعاظ به مخالت با خاندان سلطنتي پرداختند. در آبان ماه سال 1358 گروهي از مسلمان تلاش نمودند تا مكه را تسخير كنند كه با سركوب سعودي ها مواجه شدند. رژيم براي سركوب اين عده از نيروهاي ضد شورش و سازمان هاي جاسوسي آمريكا و فرانسه-« سيا» و «سدس»- كمك گرفت. « محمد حسنين هيكل» معتقد است كه مسلمانان سني مذهب مزبور، متأثر از انديشه انقلابي ايرانيان بودند.(14) نگراني سعودي ها از ورود انديشه انقلابي ايران از يك طرف و خطر قدرت يابي كشور ايران از طرفي ديگر، هزينه تسليحاتي- امنيتي فراواني به آنها تحميل كرد، بخش عمده اي از اين هزينه ها صرف تقويت نيروها و دستگاه امنيتي سركوبگر و بخش ديگر صرف خريدهاي تسليحاتي گزاف از قدرت هاي غربي شد. در واقع دولت هاي غربي بويژه آمريكا بيشترين بهره را از ترس كاذب امنيتي عربستان بردند و متأسفانه هنوز هم بخش عمده اي از درآمد ناخالص ملي آن كشور صرف خريدهاي تسليحاتي مي شود. در حاليكه روز به روز مدل هاي تسليحاتي خديداري شده توسط عربستان، از رده خارج مي شوند، آن دولت هنوز نتوانسته، سلاح هاي خود را برروي دشمن فرضي امتحان نمايد. ديگر كشورهاي حوزة« خليج فارس» نيز در ترس از تهديد نظام هاي سلطنتي كهنه و فرسوده خود توسط انديشه جوان و انقلابي ايران، اشتراك منافع داشتند. علي رغم وجود برخي مجالس مشورتي، دمكراسي و مشاركت سياسي در اين كشورها غريب است. اينها حتي برخلاف عربستان سعودي، درهاي فرهنگي خود را روي فرهنگ لاابالي غرب باز كرده اند. لذا در اينجا علاوه برضعف توسعه سياسي، مردم از كاهش روز افزون نقش اسلام و فرهنگ اسلامي در اجتماعي نگران هستند. شيعيان اين كشورها كه از سابقة مبارزاتي نيز برخوردارند، هراز گاهي با تأييد پذيري از انقلاب ايران، نظام هاي فرسودة خود را به چالش مي خوانند. اما در شيخ نشين هاي خليج فارس همواره سركوب حرف اول را زده است. بعد از انقلاب، مخالف شيعيان در برخي از كشورهاي مزبور به تظاهرات خياباني نيز كشيد. برخي از مراكز دولتي هدف بمب گذاري واقع شدند. و در سال 1360 شيعيان بحرين كودتايي عليه نظام حاكم به راه انداختند كه ناموفق ماند، اما هنوز اين گروه فعال ترين گروه سياسي مخالف در منطقه خليج فارس به شمار مي رود. زبان فارسي، مذهب شيعه و محروميت بخش عمده اي از جمعيت شيخ نشين ها، آنها را به انقلاب و انديشه انقلابي ايران نزديك ساخت و اين امري است كه شيوخ عرب را فوق العاده نگران ساخته است. آنها در زمان جنگ تحميلي، از هيچگونه كمك مالي، سياسي و نظامي به عراق خودداري نكردند، تا بلكه آن كشور را به عنوان سد راه هجوم انديشه انقلابي به ممالك عرب قرار دهند. پايان جنگ نه تنها عراق را به دشمن پرخاشگر آنها تبديل كرد. بلكه حقانيت انقلاب مردمي ايران را براي مردم آن كشورها ثابت نمود. در فلسطين انقلاب ايران منجر به تقويت گروه هاي مردمي شد كه از سازش سران برخي از دولت هاي عربي يا اسرائيل نگران و سرخورده شده بودند. توجه ايران به فلسطين مسأله مزبور را به عنوان يك مسأله اسلامي و نه مسأله صرف عربي مطرح كرد. از هنگامي كه فلسطيني ها دريافتند رهبرانشان، از حل بران عاجزند، به اسلام روي آوردند و از آن پس ماهيت مبارزه از مليت گرايي و ناسيوناليسم عربي به« اسلامي» تبديل شد. جنبش هاي مقاومت فلسطين و لبنان تركيب دو ماهيت اسلامي و انقلابي باهم را از افكار انقلابي ايران پذيرفتند. و جنبش هايي همچون حماس و جهاد اسلامي در فلسطين و حزب الله در لبنان فعال شدند. و راه انتفاضه به عنوان حركتي اصيل، جريان انحرافي سازش را تحت الشعاع قرار داد. اكنون رهبران انقلاب ايران و انديشه و افكار انقلابي بيشترين طرفداران را درميان جوانان مبارز لبنان و فلسطين دارد. در افغانستان اعلام حمايت دولت انقلابي ايران از پايان اشغال آن كشور توسط شوروي، مسلمانان شيعه و سني آن كشور را به انقلاب ايران مجذوب كرد. افغان ها در مبارزات ضد اشغالي خود از شگردهاي انقلابيون ايران همچون اداي فرياد« الله اكبر» بر روي پشت بام ها تقليد مي كردند. و مردم اين كشور به همراه مردم مسلمان پاكستان همواره از انقلاب اسلامي و ملت ايران حمايت به عمل مي آوردند. و مرجعيت امام خميني(ره) در اقصي نقاط شيعه نشين افغانستان گسترش پيدا كرد. و اكنون نام رهبران ايران در آن كشور، نامي آشنا است. و بسياري از سران گروه هاي جهادي افغانستان( كه متأسفانه بعد از پايان اشغال با يكديگر درگير شدند) خواهان تحقق نظام مردمي شبيه ايران در كشور خود هستند. در تركيه علي رغم تلاش تاريخي سران لائيك آن كشور براي سركوب دين اسلام و فرهنگ اسلامي، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جوش و خروش بي سابقه اي ايجاد كرد. اسلام گرايان كه نقش چنداني در سياست و حكومت آن كشور نداشتند، به تدريج بر قدرت و نفوذ خود افزودند و جامعه مسلمان كه از رشد فرهنگ مادي غرب و فساد لائيسم، به تنگ آمده بود، پذيراي تجديد حيات اسلامي شدند. در گزارشي كه به وسيله سازمان سيا براي وزارت امور خارجه آمريكا تنظيم شد چنين آمده بود:« فلسفه امام خميني(ره) روز به روز در تركيه توسعه مي يابد. و يك مجله هفتگي چاپ يونان در اين باره مي نويسد: نگراني شديدي در ميان مقامات آمريكايي از شباهت تركيه با ايران احساس مي شود.(15) اعتقاد ديرينه و اسلام مردم تركيه با پيروزي انقلاب اسلامي و مشاهده دفن سلطه آمريكا در ايران جاني تازه گرفت. آنها با يك اعتماد به نفس فزاينده، دريافتند كه استقلال و عزت اسلامي مسلمانان، بازگشتني است. به گفته يك جامعه شناس معروف تركيه، تا ديروز مردم تركيه تمايلات اسلامي خود را مخفي مي كردند و تظاهر به اسلام نمي كردند، اما امروز تظاهر به اسلام، مايه فخر و مباهات آنان است.(16) در اين دوران به عقيده روزنامه هاي غربي، تركيه آمادگي هاي لازم براي انقلاب را داشت. و به دنبال يك رهبر فكري مي گشت تا با وحدت مردم، همة نيروها را براي از بين بردن سلطة طرفداران غرب به كار گيرد. روزنامه هاي غربي هشدار مي دادند كه بايد آگاه بود كه تجديد حيات اسلامي در تركيه از همسايه اي ايران نشأت مي گيرد. تجديد حيات اسلام در تركيه، بحران هاي سياسي را در اين كشور تشديد كرد. برخوردهايي نظير زد و خورد سه روزه آذرماه سال 57، كه در آن حدود 100 نفر در جنوب تركيه كشته شدند، شروع بحران جديد بود. اين در گيري ها به موازات انقلاب ايران صورت گرفت، اما فقدان برخي شرايط از جمله فقدان يك رهبر فهيم و عدم حضور گسترده مردم مانع از تحقق انقلاب مشابه در تركيه گرديد؛ و موج اسلام گرايي به رشد خود ادامه يافت. بخش عمده اي از اين موج در كانال سياسي حزب اسلام گراي رفاه افتاد جرياني كه علي رغم تلاش لائيك ها براي سد نفوذ آن، طرفداران زيادي از ميان مسلمانان ترك جمع كرده و براي اولين بار در يك انتخاب پارلماني، صاحب بيشترين رأي ها(5/23درصد) شد و اكنون پس از گذر از موانع متعدد لائيك، يك حزب اسلام گرا به نام عدالت و توسعه، توانسته است براي نخستين بار در تاري آن كشور، يك دولت مستقل تشكيل دهد كه در نوع خود موفقيت بي سابقه اي است. اكنون در شرايطي كه ارگان هاي لائيك تركيه از حمله ارتش، دادگاه قانون اساسي و برخي از احزاب لائيك برخورد منفي را براي مقابله با اسلام خواهي ترك ها در پيش گرفته اند، اسلام گرايي در آن كشور، روز به روز انقلابي تر شده و گرايش به شگردهاي انقلابيون ايران در ميان جوانان اسلام گرا همچون تظاهرات، تخريب مجسمه هاي آتاتورك و نهادهاي لائيك، شعار نويسي و... افزايش پيدا كرده است. شمال آفريقا، مصر، الجزاير، تونس و سودان، از جمله كشورهايي بودند كه از انقلاب اسلامي ايران متأثر شدند. در مصر قيام اسلامي سابقه اي ديرينه دارد، ولي تحليل گران معتقدند واقعه ترور« انور سادات» رئيس جمهور ايران بر مسلمانان مصر بود. پس از آن در شهرهاي ديگر اين كشور، تظاهراتي به سبك انقلابيون ايران به راه افتاد. از اسيوط، شهري كه هميشه آماده قيام است در سال 1981 مردم كنترل شهر را در دست گرفتند، اما خيزش آنها بشدت سركوب گرديد. بسياري از مخالفان تصاوير امام خميني(ره) را در شهرهاي مختلف مصر منتشر كردند. انقلاب اسلامي ايران جان تازه اي به حركت هاي آزادي خواهي اسلام گرايي مصر بخشيد. اما اين حركت ها همواره با شدت سركوب گريده اند و اغلب محافل سياسي- حقوقي جهان نيز در قبال آن سكوت مي كنند. سكوت تأييد آميز دولت هاي غربي بويژة آمريكا مبين اين واقعيت است كه آنها به خوبي مي دانند هر گونه تحولي كه در مصر صورت گيرد، از آن كانال به سرعت ديگر كشورهاي عربي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. « حسنين هيكل» در اين باره مي نويسد: « سالها پيش ازاين« ملك عبدالعزيز» قبل از مرگ به فرزندانش رو كرده و گفته بود: سلامتي اعراب در كل مي تواند از روي سلامتي مصر تشخيص داده شود، اگر مصر مريض شود، تمام جهان عرب مريض خواهد شد.»(17) در الجزاير تحليل گران معتقدند كودتاي نظامي دسامبر 1991 به طور موقت مانع از تشكيل يك حكومت اسلامي ديگر مانند ايران شد. هر چند اين امر به بهاي وارد آمدن ضربه اي جدي به ايدة دموكراسي غرب تمام شد. در اين سال پيروزي « جبهه نجات اسلامي» كه پنجاه و پنج درصد آراء را در انتخابات به دست آورد، اما تنها زمانيكه چنين انديشه اي در ايران جنبه عملي به خود گرفت، آنها نيز توانستند، به رشد فزاينده اي در سياست و نظام دموكراسي الجزاير دست پيدا كنند. اما زمانيكه دموكراسي نيز براي جلو گيري از قدرت يابي آنها فدا گرديد، گرايش به انقلاب و اقدام خشونت آميز عليه كودتا گران آغاز گرديد. كساني كه از نزديك تحولات الجزاير را تعقيب كرده اند. دگرگوني هاي اين كشور را شبيه دگرگوني هاي ايران در سال هاي انقلاب ارزيابي كرده اند. چهره خيابان هاي الجزاير تغيير كرده، و نه تنها بر تعداد مردان مذهبي و زنان با حجاب افزوده شده، بلكه لباس هايي كه هيچ ارتباطي با سنن الجزايز ندارد، از جمله چادرهاي سياه ايران به چشم مي خورد. « احمد بن بلا» نخستين رئيس جمهور الجزاير پس از استقلال اين كشور درباره انقلاب ايران مي گويد: « انقلاب ايران معجزه قرن است. انقلاب ايران را با هيچ يك از انقلاب هاي جهان نمي توان شبيه دانست. انقلاب هاي بسياري طي سال هاي اخير در جهان روي داده است، ليكن در اكثر آنها به تغيير رژيم بسنده شد، بدون آنكه اعماق فكري انسان را دگرگون سازد. انقلاب اسلامي ايران روحيه انسان را از بن دگرگون كرد. انقلاب اسلامي ايران حيثيت اسلامي را به او باز گرداند...» ملل عرب بايد زنده شدن اسلام را در قرن بيستم مديون انقلاب اسلامي ايران باشند، اين اسلامي كه دنياي عرب را به اجبار دگرگون خواهد ساخت... امروز آواي نهضت امام خميني(ره) در دور افتاده ترين نقاط جهان اسلام به گوش مي رسد. در دور افتاده ترين قبايل صحاري آفريقا سخن از روحي تازه است كه انقلاب ايران در قرن بيستم به اسلام داده است».(18) در سودان« عمر حسن البشير» كه در مملكت، حكومت اسلامي و قانوني مبتني بر شريعت اسلامي ايجاد كرد خود را مريدان امام خميني(ره) و انقلاب ايران مي داند. بدون شك يكي از دلايل عمده اي كه آن را به محاصره دشمنان و دست نشاندگان آمريكا در آورده و هدف تحريم هاي اين قدرت قرار داده است، همين گرايش به انقلاب و حكومت اسلامي است. آذر ماه 1376 رئيس جمهور سودان در ديدار با آيت الله خامنه اي، از ايشان به عنوان رهبر مسلمانان جهان و مسلمانان سودان ياد كرد. سودان كشوري است كه آثار انقلاب ايران فراتر از دوري مسافت، در عمق آن مشهود مي باشد. در تونس نيز دولت محدوديت و سانسور شديدي براي حركت هاي اسلامي ايجاد كرده است. حزب اسلامي« النهضه» كه بي تأثير از انقلاب ايران نيست، اجازه ندارد واژه اسلام را در كنار نام خود به كار ببرد. نتيجه بدون شك رويداد« انقلاب اسلامي ايران، بزرگترين تحول، در تاريخ سياسي خاورميانه بوده است. براي اثبات اين ادعا كافيست به ريشه يابي تحولات بعد از انقلاب در سطوح منطقه اي ملي، رجوع كنيم كه اغلب به نوعي با انقلاب ايران و آثار آن مرتبط بوده وهستند. روز به روز عرصه اي به روز انديشه و عمل انقلابي متأثر از ايران 1357 باز مي شود، لذا همواره نيازمند تحليل آثار جوشان انقلاب خواهيم بود. تلاش براي« احياي تمدن اسلامي» برگ برنده اي است كه همواره انقلاب اسلامي ايران را پيشقراول هرگونه حركت در اين راه قرار داده است. لذا تا زمانيكه از انقلاب مسلمانان منطقه به هر سبك و سياقي در آن راه تلاش كنند، بي تأثير و بي نياز از انقلاب ايران نخواهند بود. در برخي از كشورها همچون تركيه و الجزاير مسلمانان از راه انتخابات عمومي به سوي قدرت پيش رفتند و در برخي ديگر قبل از اينكه از دمكراسي و شعارهاي شبيه به آن سرخورده شوند(همچون موارد تركيه و الجزاير)، از ابتدا روية انقلابي در پيش گرفته شده است. انقلاب ايران، اسلام را به عنوان پديدة پويايي سه دهة اخير، وارد تعاملات نظام بين الملل ساخت. در كل منطقه و حتي فراتر از آن، انقلاب اسلامي به عنوان معياري براي ثبات هويت فراموش شدة جوامع مسلمان و نظامي كه در شرايط خلأ قدرت جهاني خود را مطرح كرده است، نمود پيدا كرد و قدرت هاي جهاني را به مبارزه طلبيد. اكنون پس از فروپاشي اتحاد شوروي، آمريكا اسلام را به عنوان جايگزين كمونيزم معرفي مي كند و حضور خود در مناطق استراتژيك جهان را به اين بهانه توجيه كرده و با تفرقه افكني ميان كشورهاي مسلمان، آنها را به جان هم انداخته تا علاوه بر كند كردن حركت اسلام گرايي، همچنان شرايط را براي ادامه حضور و حفظ بازارهاي فروش تسليحاتي خود مهيا سازد. در مقال، جهان اسلام بشدت محتاج يك روحيه اعتماد سازي است تا بتواند زمينه را براي همگرايي بيشتر فراهم نمايد. متأسفانه در شرايط كنوني كه جهان تحت سيطره بنگاه هاي تبليغاتي غرب است و برخي از سران كشورهاي اسلامي والبستگي خود به آن ديار را كاهش نداده اند، پيدايش چنين روحيه اي با مشكل مواجه شده است. اما سران كشورهاي اسلامي بايد در اين راه گام بردارند، زيرا در غير اين صورت با چالش هاي دروني مواجه خواهند شد. در شرايطي كه افكار عمومي داخل كشورهاي مسلمان نسبت به واقعيت زمانه و حقانيت انديشه احياي تمدن اسلامي آگاهتر مي شود، كوته بيني سياستمداران براي مردم قابل توجيه نيست. به هر حال در شرايط كنوني رهبران سياسي و گروه ها و احزاب اسلام گرا اكنون بيش از پيش به عوامل شكست و پيروزي خود واقف شده اند، و علي رغم برخورد ناعادلانه جهان خارج با انقلاب اسلامي ايران، بيش از پيش در مسير حركت انقلاب قرار گرفته و با آن همراه مي شوند. كل اين جريان از مهمترين آثار انقلاب به شمار مي رود. پي نوشت ها: 1- همايون الهي، « خليج فارس و مسائل آن»، تهران: قومس، 1370. ص 291. 2- ساموئل هانتينگتون، « برخورد تمدن ها» 3- روزنامه جام جم 31/3/1371. 4- همان. 5- همشهري، 19/11/1372. 6- همان. 7- مصطفي ملكوتيان، انقلاب اسلامي، چرايي و چگونگي رخدادان جمعي از نويسندگان، 1370، ص 313. 8- رسالت، 11/12/1381. 9- ملكوتيان پيشين. 10- همان. 11- روزنامه، جام جم خرداد 1360. 12- رسالت، 11/12/1381. 13- روزنامه جمهوري اسلامي، 14/5/1371. 14- محمد حسين هيكل، « ايران روايتي كه ناگفته ماند». مترجم حميد احمدي(تهران: الهام، 136) صص 349 و 345. 15- « گسترش اسلام در تركيه»، روزنامه ابرار، 10/9/1364. 16- « لباس اسلام بر قامت تركيه»، روزنامه رسالت، 7/8/1366. 17- هيكل، پيشين صص 343-342. 18- « انقلاب ايران معجزه قرن بود». روزنامه اطلاعات7/11/1358. فصل چهارم: دستاوردهاي اقتصادي يكي از مظلوميت هاي اساسي انقلاب اسلامي در حال حاضر، بي توجهي و عدم طرح دستاوردهاي عظيم اقتصادي است. جريان هاي خارج از نظام از ابتدا تمايلي به بيان دستاوردهاي نظام نداشتند؛ اما جريان هاي درون نظام و جناح هاي اصلي انقلاب اسلامي نيز به دليل در گيري هاي سياسي و جناحي خصوصاً در چند سال اخير اين بحث را به فراموشي سپردند. كاهش قدرت خريد و فشارهاي تورمي و ركود فراگير اقتصادي طي چند سال اخير نيز افزوده گرديده و پذيرش و باور دستاوردهاي اقتصادي را در معرض ترديد قرار داده است. چنين فضايي اين توهم را پديد آورده كه گويي اوضاع اقتصادي تحول چشمگيري پيدا نكرده و حتي پس رفت داشته است. با توجه به موارد مذكور درچنين شرايطي نسل سوم انقلاب اسلامي نمي تواند برداشت درستي از توفيقات نظام در عرصه اقتصادي به دست آورد. اين در حالي است كه بهبود كيفيت زندگي وسطح رفاه عمومي به هيچ وجه قابل مقايسه با قبل از انقلاب اسلامي نيست. قبل از انقلاب به طور متوسط بيش از 38 درصد مردم زير خط فقر مطلق قرار داشتند اين رقم هم اكنون به 15 درصد تقليل يافته است. تمام كار و پروژه ها يا به صورت كليد در دست توسط خارجي ها و يا محصول آماده وارد كشور مي شود. عمده كالاهاي وارداتي نيز مصرفي بود و از يك سو منابع و ثروتهاي كشور را به غارت مي بردند و از سوي ديگر بازار مطمئني براي كالاهاي صادراتي خود پديد مي آوردند. مفاهيم اصيل و ارزشمندي همچون خودكفايي، خوداتكايي، خودباوري و ساخت داخل محلي از اعراب نداشت. اگر انقلاب نمي شد مردم به صورت عيني با اين واژه ها آشنا نمي شدند. وابستگي به اجانب به ويژه شيطان بزرگ آمريكا مشهود بود. كسي به خاطر ندارد كه توسط نيروهاي داخلي يك كارخانه سيمان يا فولاد و يا يك سد و نيروگاه يا اتوبان و بزرگراه ساخته شده باشد. زيرا اصولاً اجازه انجام اين كارها به متخصصين داخلي داده نمي شد. اين اواخر بسياري از مزارع مرغوب كشور را در اختيار عوامل اسرائيل غاصب قرار داده بودند. تجهيزات مورد نياز نفت به طور كامل از خارج وارد مي شد و حتي اجازه نمي دادند متخصصين و كارشناسان ايراني اين قطعات را تعمير و يا توليد نمايند همواره مي خواستند به آنها وابسته باشيم. سلاح هاي دفاعي كه امروز از اهميت بيشتري براي دفاع از دستاوردهاي انقلاب برخوردار شده، حتي سلاح هاي سبك از خارج وارد مي شد و ميلياردها دلار از كشور خارج مي گرديد و تنها توسعه زرادخانه هاي آمريكا و كشورهاي غربي را در پي داشت. چهره اي كه امروز روستاهاي كشور دارند با گذشته فاصله بسيار زيادي دارد. بسياري از دهات به روستاها و بسياري از روستاها در اثر اين تحولات و پيشرفت ها به شهر تبديل شدند. هر چند امروز نيز با وضعيت مطلوب فاصله دارد. عمق محروميت هاي دوره طاغوت را نمي توان در فرصت كوتاه جبران كرد. اگر كسي قصد ابتكار و خلاقيت و يا ثبت اختراع و اكتشافي داشت، يا با پيشنهاد ارقام كلان مهاجرت مي كرد در كشورهاي غربي مورد استفاده قرار مي گرفت و يا ملزم به سكوت مي شد و اگر سر براه نبود وي را از سر راه بر مي داشتند. واقعاً جز ويرانه چهره ديگري از ايران باقي نگذاشته بودند. ذخاير و منابع نفتي به صورت چپاولگرانه و غير صيانت و حفاظت شده و انبوه به بهاي ناچيز از كشور خارج مي شد و در ازاي آن كالاهاي مصرفي به كشور تزريق مي شد. 45 تا 60 هزار مستشار آمريكايي مقدرات اصلي كشور را بر عهده داشتند. اما امروز خود تصميم مي گيريم و خود عمل مي كنيم. حتي برنامه ها و بودجه هاي كشور را كارشناسان آمريكايي از دانشگاه هاروارد آمريكا تهيه و تنظيم مي كردند كه هيچ يك از اين برنامه ريزي هاي دوره طاغوت نتوانست فقر و فلاكت را ريشه كن كند. و تنها كشاورزي و صنعت بومي ايران را به سمت نابودي سوق داد و ايران را به محل مازاد كالاهاي مصرفي آنها مبدل كرد. امروز يكي از معضلات اساسي ايران وجود مفاسد مالي و اقتصادي است. اما اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم، ميزان و نحوه اين فسادها به هيچ وجه قابل مقايسه با زمان طاغوت نيست. همگان مي دانند كه در اغلب مطبوعات و رسانه هاي خارجي در سال هاي آخر حكومت شاه، رژيم طاغوت را فاسدترين رژيم هاي جهان به لحاظ مالي و اقتصادي و اخلاقي معرفي مي كردند. بخش عمده اي از درآمدهاي نفتي بدون اين كه به حساب خزانه واريز شود، به حساب شخصي خاندان شاه و دربار واريز مي شد و صرف خوشگذراني ها و منافع نامشروع اين ظالمان قرار مي گرفت. اكثريت غالب مردم ايران در فقر زندگي مي كردند و تنها آن دسته از اقشاري كه رژيم طاغوت نيازمند حمايت آنها بود از وضعيت معيشتي مطلوبي بر خوردار بودند. شكاف طبقاتي به شدت گسترده بود. به اسم اصلاحات ارضي و انقلاب سفيد، كشاورزي ايران را به ورطه نابودي كشاندند و روستاهاي كشور را خالي از سكنه كردند تا در مونتاژ كالاهاي صنعتي و زندگي شهر نشيني مورد سوء استفاده قرار گيرند. اين در حالي است كه تا قبل از اصلاحات ارضي در بسياري از محصولات مورد نياز كشاورزي مستقل و خودكفا بوديم. نتيجه سياست هاي اقتصادي آمريكا و شاه افزايش وابستگي به مواد غذايي خارجي و اقتصاد نفتي بود. به منظور آشنايي نسل سوم انقلاب و تبيين اين موضوع كه قبلاً كجا بوديم و اينك كجا هستيم و قدرشناسي از همه كساني كه در وقوع و تحقق انقلاب رنج كشيدند، شكنجه شدند، خون و شهيد دادند، در حد مقدورات و آمارهاي قابل دسترسي عملكرد انقلاب اسلامي مورد اشاره قرار گرفته است. خاطرنشان مي سازد تفاوت در برخي آمارها ناشي از عدم برخورد يكسان در تعريف مفاهيم و استناد به آمار دستگاه هاي مختلف از يك موضوع مي باشد: جمعيت و درآمد جمعيت ايران در سال 56 بالغ بر 7/34 ميليون نفر بود. اين رقم در سال جاري به 9/64 ميليون نفر افزايش يافته است. به عبارت ديگر نظام جمهوري اسلامي توانسته افزايش سي ميليون نفري نسبت به جمعيت قبل از انقلاب را پاسخگو باشد. اگر فقط ميزان خوراك، پوشاك، مسكن، مدرسه، بيمارستان، حمل ونقل را در نظر آوريد، آنگاه خواهيد ديد كه چه خدمات گسترده اي انجام شده است. اين در حالي است كه درآمد نفت كشور در سال 56 بالغ بر 9/20 ميليارد دلار بود. اين رقم با توجه به كاهش ارزش دلار تقليل يافته است. يعني با درآمدي كمتر و جمعيتي بيشتر نظام توانسته توفيقات بزرگي كسب مي كند. جمعيت ايران مطابق نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 75 به 5/59 ميليون نفر رسيد كه 49 درصد آنها را يعني 1/29 ميليون نفر از زنان و 51 درصد آنها را يعني 3/30 ميليون نفر از جمعيت كشور شهر نشين بودند كه در سال پنجاه و پنج 8/15 ميليون نفر از جمعيت كشور شهر نشين بودند كه در سال 65 به 8/26 ميليون نفر در سال 75 به 2/36 ميليون نفر و در سال 80 به 9/41 ميليون نفر افزايش يافته است. در سال 75، 61 درصد از جمعيت كشور شهرنشين بودند. تعداد جمعيت روستايي كشور نيز از 8/17 ميليون نفر در سال 55 به 3/22 ميليون نفر در سال 65 و 2/23 ميليون نفر در سال 75 و 23 ميليون نفر در سال 80 رسيده است. ميزان رشد جمعيت شهري كشور با 2/35 درصد بيش از ميزان رشد جمعيت روستايي كشور با 68/3 درصد بوده است و نشان مي دهد كه مردم در رفاه بيشتري قرار گرفته اند. توزيع درآمد اوايل انقلاب اسلامي در سال پنجاه وهفت 20 درصد ثروتمندترين افراد جامعه 38/50 برابر 20 درصد فقيرترين افراد جامعه درآمد داشتند. اين رقم در سال هفتاد و هشت به 91/9 برابر كاهش يافته است كه نشان مي دهد شكاف طبقات نسبت به قبل از انقلاب كمتر شده است. در سال 58 ده درصد ثروتمندترين افراد جامعه 6/26 برابر ده درصد فقيرترين آنها درآمد داشتند. اين رقم در سال هفتادو هشت به 3/19 برابر كاهش يافته است. همچنين شاخص ضريب جيني از 552% درصد در سال 57 به 422% در سال 80 كاهش يافته است. اين شاخص به يك نزديكتر و هم اكنون به صفر نزديكتر است. اين موضوع روند بهبود درآمد را نشان مي دهد هر چند هنوز اين فاصله ها زياد است و بايد بيش از اين تقيليل يابد. اما منصفانه نيست كه گفته شود، توزيع درآمد بدتر شده است. نكته مهم ديگر اينكه فشار عمده توزيع ناعادلانه درآمد در قالب فقر كه بارها مقام معظم رهبري مسؤولان را به مبارزه با آن فراخوانده اند به دوش قشر حقوق بگير و مستضعف جامعه وارد مي شود. توسعه انساني در ايران براساس نتايج به دست آمده از آخرين گزارش توسعه انساني سال 2002 ايران با شاخص توسعه انساني 721% در مرتبه 98 و در گروه كشورهاي داراي توسعه انساني متوسط قرار مي گيرد. افزايش توليد ناخالص داخلي سرانه و نيز اميد به زندگي در بدو تولد در افزايش شاخص توسعه انساني ايران مؤثر بوده است. اين در حالي است كه ايران تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي داراي پايين ترين شاخص هاي توسعه انساني بود. نرخ باسوادي بزرگسالان 8/41 درصد در اوايل انقلاب اسلامي(1359) به 1/57 درصد در سال 67 و سپس 5/74درصد در سال 76 رسيده است. در حالي كه در پايان حكومت گذشته كمتر از نيمي از جمعيت لازم التعليم تحت پوشش آموزش هاي لازم بودند، به واسطه اهتمامي كه جمهوري اسلامي به آموزش شهروندان داشته و منابع مالي قابل توجهي كه به امور آموزشي به ويژه آموزش عمومي عمومي اختصاص يافته، وضعيت شهروندان بهبود اساسي پيدا كرده است. براساس گزارش اخير بانك مركزي نسبت باسوادي در جمعيت 6 ساله و بالاتر در ايران در سال هشتاد 1/85 درصد و 6 ساله تا 29 ساله 93درصد است. براساس جداول نماگرهاي توسعه انساني در سال 76 اميد به زندگي در بدو تولد 5/69 سال، نرخ باسوادي بزرگسالان 5/74درصد، شاخص فقر انساني1/18درصد، نرخ تركيبي ثبت نام ناخالص در كليه مقاطع تحصيلي 75درصد، نرخ مرگ و ميرنوزادان(در هر هزار تولد زنده) 7/30، جمعيت داراي دسترسي به آب سالم 5/94 درصد، كودكان كمتر از 5 سال دچار كم وزني 7/15 درصد، كل زنان شاغل در بخش دولتي 1/29 درصد، ميزان شهرنشيني 3/61درصد، ميزان بار تكفل 5/74 درصد و شاخص توسعه انساني 758/0 بوده است. ميزان مرگ ومير كودكان زير يك سال از 11 نفر در هر هزار تولد زنده در قبل از انقلاب اسلامي به 26 نفر در هر تولد زنده در سال 74 رسيده است. تعداد تخت هاي بيمارستاني از 57 هزار تخت در سال 57به 95 هزار تخت در سال 74 افزايش يافته است. همچنين تعداد خانه هاي بهداشت از 2500 به 14600 باب، مراكز بهداشتي درماني روستايي از 1500 به 2290 مركز، مراكز بهداشتي درماني شهري از 800 به 1770مركز و تعداد مهد كودك ها از 1229 به 1586 باب افزايش يافته است. ميزان مرگ و مير اطفال زير يكسال در سال 76 به 26 نفر در هزار تولد زنده، تعداد پزشك 2/90نفر در هر صد هزار نفر جمعيت، ميزان دسترسي به مراقبت هاي اوليه بهداشتي به 94 درصد بوده است. تعداد افراد تحت پوشش خدمات حمايتي در سال 75 بالغ بر 8/3 ميليون نفر، تعداد افراد تحت پوشش برنامه توانبخشي و نگهداري 400 هزار نفر، تعداد افراد تحت پوشش بيمه بيكاري مشمول قانون تأمين اجتماعي 78 هزار نفر، پوشش بيمه كاركنان دولت 1/5 ميليون نفر و افراد تحت پوشش بيمه هاي درماني مشمول سازمان تأمين اجتماعي به 5/20 ميليون نفر رسيد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 56 تنها 6/11 درصد جمعيت روستايي و 63/79 درصد جمعيت شهري از آب لوله كشي برخوردار بودند. اين رقم در سال 74 به 73 درصد خانوار روستايي و 98درصد خانوار شهري ارتقاء يافته است. همچنين برق شهري از 57/91 به 8/99درصد رسيد. حمام گرم قبل از انقلاب در 24/1درصد جمعيت روستايي و 67/31درصد جمعيت شهري وجود داشت. اين رقم در سال 74 به ترتيب به 9/29 درصد جمعيت روستايي و 2/78درصد جمعيت شهري بهبود پيدا كرد. چرا كاهش درآمد سرانه؟ ممكن است اين سؤال براي برخي افراد مطرح باشد كه با توجه به تحولات عظيمي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داده، چرا درآمد سرانه مردم نسبت به قبل از انقلاب كاهش يافته است. يكي از كارشناسان اخيراً در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد« قبل از پيروزي انقلاب اسلامي روزانه 4/5 ميليون بشكه نفت به خارج صادر مي شد، در حالي كه جمعيت كشور حدود 35 ميليون نفر بود. هم اينك ميزان صادرات نفت كمتر از نصف مقدار فوق(3/2 ميليون بشكه در روز) و جمعيت كشور تقريباً دو برابر شده است. بنابراين با لحاظ دو عامل فوق( ميزان صدور نفت و جمعيت كشور) سهم سرانه هر نفر از بابت صادرات نفت خام يك چهارم قبل از انقلاب است. اگر به عوامل فوق اين عامل را اضافه كنيم كه ارزش دلار در بازارهاي بين المللي نسبت به خود دلار در قبل از انقلاب حداقل نصف شده است، اين نتيجه حاصل مي شود كه سهم متوسط(سرانه) هر نفر از صادرات نفت، به يك هشتم قبل از انقلاب رسيده است. به عبارت ديگر در اين تحول سه عامل1- كاهش ميزان صادرات نفت 2- افزايش جمعيت 3- كاهش ارزش دلار در بازارهاي بين المللي نسبت به خود دلار، نقش داشته است و جز درباره كاهش ميزان صادرات نفت، در دو عامل ديگر وقوع انقلاب اسلامي نقشي نداشته است و يا نقش آن جزيي بوده است. توليد محصولات كشاورزي در زمينه توليد محصولات كشاورزي نيز تحولات چشمگيري پديد آمده است. قبل از انقلاب در سال 56 تنها 1/1 ميليون تن شلتوك برنج، 900 هزار تن جو، 1/5 ميليون گندم، 750 هزار تن سيب زميني و 500 هزار تن پياز توليد مي شد كه ارقام در حال حاضر از مرز 7/2 ميليون تن برنج، 3/3 ميليون تن جو، 8 تا 12 ميليون تن گندم، 6/3 ميليون تن سيب زميني و 2/1 ميليون تن پياز فراتر رفته است. توليد حبوبات قبل از انقلاب اسلامي 210 هزار تن بود اين رقم در سال زراعي 79-78 نخود به 242 هزار تن، لوبيا 181 هزار تن، عدس 78 هزار تن و ساير حبوبات به 60 هزار تن افزايش يافت. به عبارت ديگر توليد حبوبات از 210 هزار تن و ساير حبوبات به 60 هزار تن افزايش يافت. قبل از انقلاب اسلامي در سال پنجاه و شش 215 هزار تن تخم مرغ و 163 هزار تن گوشت مرغ توليد مي شد. اين رقم در سال گذشته از 580 هزار تن تخم مرغ و 724 هزار تن گوشت مرغ بالاتر رفته است. بخش كشاورزي در حال حاضر بيش از يك چهارم ارزش توليد ناخالص ملي، 23 تا 25 درصد كل اشتغال كشور و يك سوم صادرات غيرنفتي به آن تعلق دارد. بخش كشاورزي، بيش از 90 درصد مواد اوليه مورد نياز صنعت را تأمين مي كند و بيش از 80 درصد نيازهاي غذايي كشور، از طريق آن تأمين مي شود. هر چند امنيت غذايي را مي توان از برجسته ترين ويژگي هاي بخش كشاورزي دانست اما اين ويژگي مهم، نبايد ما را از ساير ويژگي ها، از جمله جلوگيري از مهاجرت بي رويه و گسترش ناموزون شهرها و تأثير اين بخش در سلامت و حفظ محيط زيست و جلوگيري از آلودگي هوا ناديده گرفت. بخش كشاورزي در زير مجموعه زراعت در سال گذشته(سال 1381) 55 ميليون تن محصولات زراعي، توليد كرد كه نسبت به توليد 46 ميليون تني سال زراعي ما قبل آن 18 درصد نشان مي دهد، توليدات باغي كشور در سال گذشته 5/12 ميليون تن بود. بخش دام هم اكنون امكان بهره برداري از 127 ميليون واحد دامي را در اختيار دارد. اين بخش در حال حاضر بيش از 8 ميليون تن، انواع محصولات با منشأ حيواني را توليد و در اختيار بازار مصرف و شهرنشينان قرار مي دهد. توليد سالانه 742هزار تن گوشت قرمز، 877/5 ميليون تن شير خام، 947 هزار تن گوشت مرغ، 555 هزار تن تخم مرغ و 28 هزار تن عسل از اين جمله است. اين در حالي است كه در سال 56(قبل از پيروزي انقلاب اسلامي) توليد گوشت قرمز587 هزار تن، 620/2 ميليون تن شير خام، 163 هزار تن گوشت مرغ و 215 هزار تن تخم مرغ و 6 هزار تن عسل توليد مي شد. فعاليت هاي عمراني(آب، برق، راه و انرژي هسته اي) الف) برق رساني براساس گزارش هاي وزارت جهاد كشاورزي رژيم ستم شاهي تا سال 1357 تنها 4327 روستاي كشور را برق رساني نموده بود. اين تعداد روستا نسبت به كل روستاهاي كشور سهمي معادل 7درصد و 15 درصد جمعيت روستايي را در برداشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان سال 80 به 45359 روستا با جمعيتي معادل 4165617 خانوار برق روستايي شد كه سهمي معادل 7/44درصد كل روستاهاي كشور و 96 درصد كل خانوار روستايي را در برمي گيرد از اين تعداد 35904 روستا با جمعيتي معادل 4069707 خانوار مربوط به روستاهاي بالاي 20 خانوار بوده كه 3/98 درصد كل روستاهاي بالاي 20 خانوار كشور و 8/99 درصد خانوار ساكن در آنها را شامل مي شود. ب) آب رساني تا قبل از سال 1357 حداكثر 12000 روستا آبرساني شده بود كه در برگيرنده 811026 خانوار و جمعيتي معادل 4217338 نفر بود. اين رقم تا پايان سال 78 به 23036 روستا افزايش يافت كه در برگيرنده 57/65 درصد روستاهاي بعد از انقلاب است. از 23036 روستاي آبرساني شده 10257 روستا طي سال هاي 57 تا 67و 5215 روستا طي برنامه اول و 6648 روستا طي سال هاي 73 تا 78 آبرساني شده است و در سال 79 نيز 5902 روستاي ديگر آبرساني شد. ج) آمار دقيق تلفن هاي كشور در سال 1357،850 هزار شماره بود، در حالي كه اين رقم در مردادماه سال 82 بالغ بر 599/13 ميليون شماره رسيد و تا پايان برنامه سوم توسعه به 16 ميليون افزايش خواهد يافت. توليد تجهيزات مخابراتي تا پيش از انقلاب صرفاً محدود به توليد سوييچ هاي الكترونيكي e m d و دستگا ه هاي تلفن روميزي و برخي دستگاه هاي مخابراتي بود اما پس از انقلاب بخصوص از سال 68 به بعد تغييرات شگرفي در تكنولوژي توليد تجهيزات مخابراتي صورت گرفت. شبكه فيبرنوري يكي از مهمترين اين تحولات است. در كنار توسعه و گسترش تلفن هاي ثابت، ورود تلفن هاي همراه به شبكه مخابرات تحول در اين حوزه را بيش از پيش افزايش داد. تعداد شماره هاي واگذار شده تلفن همراه تا مرداد سال 1382 به 649/521/2 خط يافت. علاوه برموارد فوق، راه اندازي شبكه هاي اطلاع رساني و اتصال به بزرگراه هاي اطلاعاتي از جمله اينترنت نيز از خدمات انقلاب در بخش مخابرات كشور مي باشد. د) راهسازي به اعتقاد كارشناسان، پيشرفت در صنعت حمل و نقل كشور، انقلابي در اين بخش محسوب مي شود. زيرا در 25 سال پس از پيروزي انقلاب 90 هزار كيلومتر راه آسفالته و شوسه روستايي و 76 هزار كيلومتر جاده و راه اصلي و فرعي در شهرهاي مختلف كشور احداث شد در حالي كه در سال 57 مجموع راه هاي اصلي و فرعي كشور حدود 36 هزار كيلومتر بود. شبكه ريلي كشور نيز در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصين داخلي سالانه 600 كيلومتر راه آهن احداث مي شود كه در آينده نزديك به 1000 كيلومتر قابل افزايش است و در بخش حمل و نقل هوايي نيز توسعه قابل ملاحظه صورت گرفت در سال 81 بالغ بر 20 ميليون و دويست هزار نفر از طريق فرودگاه هاي كشور جابجا شده اند. دستيابي متخصصين داخل به توانايي پيشرفته ترين سطح تعمير اساسي(اورهال) هواپيماهاي پهن پيكر يكي از موارد مهم پيشرفت در صنعت هواپيمايي است. ساخت هواپيماي ايران 140 با هزينه هر فروند 5/8 ميليون دلار و توانايي ساخت 12 فروند در هر سال، نمونه چشمگيري از پيشرفت هاي به عمل آمده پس از پيروز انقلاب اسلامي است. ساخت هواپيماي آموزشي، بالگرد و هواپيماي بدون سرنشين از جمله هواپيماهاي 4 نفره فجر 3 از ديگر عمل كردهاي سازمان صنايع هواپيمايي است. همچنين تأسيس فرودگاه ها در نقاط دور افتاده و محروم كشور از امتيازات كشور پس از پيروزي انقلاب است. البته بايد توجه داشت كه با وجود پيشرفت هاي حاصله در عرصه هاي مختلف علوم و فناوري، كشاورزي، صنعت، خدمات و...، برنامه اصلاح ساختار اقتصادي كشور كه از اواسط دهه 70 به بعد بيش از گذشته مورد توجه بوده، همچنان با موانع جدي روبه رو است كه بايد با تدبيري كارشناسي شده به رفع آنها همت گمارد از جمله آنها، وابستگي شديد اقتصاد ملي به نفت و صادرات آن است و ديگر اينكه در بخش هاي مديريتي و تصحيح زير ساخت هاي كلان اقتصادي بايد بيش از پيش كوشا بود. دستيابي به آرمان هاي انقلاب به ويژه در بخش اقتصادي، تنها در سايه عزم و بسيج ملي براي جهش صادرات غيرنفتي تحقق مي يابد كه تضمين كننده توسعه پايدار و حيات اقتصادي و عدالت اجتماعي است. ه – فن آوري هسته اي و انرژي هسته اي جمهوري اسلامي علي رغم تحريم هاي شديد آمريكا و فشار بر كشورهاي ديگر براي عدم همكاري در پروژه هسته اي ايران، توانست چرخه سوخت هسته اي را با دستان دانشمندان داخلي به نقطه قابل ملاحظه اي برساند تا جايي كه تعجب جهانيان را برانگيزد. در اين ارتباط نظام جمهوري اسلامي توانست با كشف و استخراج اورانيوم طبيعي در ساغند يزد و فراوري آن در اردكان يزد و سپس تبديل آن به سه ماده هگزا فلورايد اورانيوم، اكسيد اوارانيوم و تترافلورايد اورانيوم در پايگاه هسته اي اصفهان، بزگترين گامهاي چرخه سوخت هسته اي را بردارد و سپس با تأسيس پايگاه در نطنز از طريق به كارگيري دستگاه هاي سانتريفوژ به غني سازي اورانيوم دست يابد. اين امر ايران را به رديف دهمين كشور داراي فن آوري هسته اي ارتقاء داده است. علاوه بر اين، طراحي راكتور آب سنگين در اراك و به مرحله نهايي رساندن نيروگاه اتمي در بوشهر، گام هاي ديگري بود كه نشان داد مديريت انقلابي مي تواند نظام جمهوري اسلامي را به يك كشور پيشرفته تبديل نمايد. سوء استفاده هاي مالي طاغوت سوء استفاده هاي مالي دربار، اطرافيان شاه و صاحبان قدرت و نفوذ در دستگاه پهلوي از كل پروژه هاي صنعتي، كشاورزي، ساختماني، راهسازي و نظامي زمان گذشته تا آن حد گسترده و وسيع بوده است كه نه تنها از ديد هيچيك از پژوهشگران خارجي كه علل و عوامل انقلاب اسلامي ايران را بررسي كرده اند، پنهان نمانده است، بلكه حتي خواص، اطرافيان و نزديكان شاه سابق نيز اجباراً به آن اعتراف كرده اند، چنانچه اشرف پهلوي در كتاب« چهره ها در آيينه» و پرويز راجي در كتاب« خاطرات آخرين سفيرشاه در لندن» اشاره كرده اند. علاوه بر اين، خود شاه نيز در كتاب « پاسخ به تاريخ» چنين مطالبي را اذعان مي كند. آنتوني پارسونز سفير كبير انگليس نيز در خاطرات دوران سفارت خود در ايران كه مصادف با سال هاي انقلاب بوده است در ذكر عوامل سقوط رژيم پهلوي از استبداد، فساد مالي، سركوب و خشونت رژيم نام مي برد و در جاي ديگري مي گويد كه بيشترين موارد فساد مالي مربوط به خانواده پهلوي و دربار شاه بود. از جمله نارسايي هاي اقتصادي كه ناظران و پژوهشگران خارجي در مورد نحوه اجراي پروژه هاي صنعتي دوران رژيم گذشته ذكر كرده اند، يكي هم مسأله اي اسراف و تبذير در هزينه انجام پروژه ها و يا بعضي و يا بعضي از برنامه هاي دربار پهلوي نظير برگزاري جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي و نظاير آنها مي باشد. بنابر نقل يكي از منابع مطالعاتي، گاهي هزينه صوري اجراي يك طرح و يا پروژه صنعتي به چندين برابر هزينه واقعي آن بالغ مي گرديد. بديهي است وقتي هيچ گونه بازرسي و رسيدگي حقيقي نسبت به درآمد و مخارج و در نتيجه ثروت هنگفت دربار پهلوي وجود نداشت و سيستم حكومتي و سياسي آن روز ايران به كسي اجازه نمي داد پهلوي وجود نداشت و سيستم حكومتي و سياسي آن روز ايران به كسي اجازه نمي داد تا در اين زمينه ها اظهار نظر كند، چه رسد به اين كه تحقيق و تفحص نمايد و سررشته درآمد كشور و بيت المال عمومي، يكسره در دست شاه و دربار و عده اي از وزرا و وكلاي مطيع آنها بود، بايد هم انتظار داشت كه از محل اينگونه درآمدها، دربار پهلوي و به ويژه شخص رضاخان و بعدها پسرش محمدرضا صاحب ثروت هاي بادآورده كلاني شده باشند كه تعجب همه ناظران خارجي اوضاع را در زمان پهلوي ها برانگيخته است. تحولات صنعت قبل از انقلاب نظام حاكم بر كشور تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كاملاً وابسته به قدرت هاي خارجي بود. تحولات صنعت كشور نيز متناسب با سير تحولات سياسي شكل مي گرفت. لذا گسترش صنايع داراي حركتي خود اتكا نبود؛ بلكه در راستاي اهداف و سياست هاي بازار مصرف خارجيان هدايت مي شد. در پايان دوره منتهي به سال 1341 و همزمان با اتمام برنامه دوم عمراني و اصلاحات ارضي، مهاجرت روستاييان به شهرها و رشد سريع مصرف گرايي شروع شد كه عاملي مؤثر در گسترش صنايع مونتاژ و وابسته بود. در دوره 1341 تا 1353 در پي تغيير الگوي مصرف كه از زمان اصلاحات ارضي شروع شده بود، صنايع مونتاژ سرمايه بر، در مقياس بزرگ و با حمايت بي دريغ دولت از بخش خصوصي وابسته به قدرت هاي داخلي و بين المللي، در تهران و اطراف آن استقرار يافت. در اين مرحله رشد مصرف، واردات وكالاهاي واسطه اي و مواد اوليه رو به افزايش نهاد و وابستگي به تكنولوژي خارجي گسترش يافت. در دوره 53 تا 65 كه با افزايش ناگهاني قيمت نفت شروع شد. ورودبي ضابطه كالاهاي خارجي كه ناشي از مصرف زدگي و افزايش درآمد نفت بود، در جهت خلاف توسعه صنعتي مستقل، ضربات شديدي بر پيكره اقتصادي كشور وارد كرد. فقدان مديريت كارآمد در صنايعي از قبيل فولاد و پتروشيمي نتوانست نقش مؤثري در توسعه صنعت ايفا كند. پس از انقلاب اسلامي كه از سال 1357 آغاز شد، آنچه به عنوان ديدگاه حاكم بر اصول توسعه اقتصادي و صنعتي كشور غالب شده بهره گيري از توانمديهاي داخلي و باور اين امر كه ما نيز مي توانيم داراي صنعتي پويا و سالم باشيم. قطع رابطه سلطه پذيري از بازارهاي بين المللي به معني نفي تقسيم كار بين المللي و امتناع از مشاركت و محدوديت هاي استكباري بود. براين اساس بود كه قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران تصويب شد كه بعداً با ايجاد ثبات در كشور لغو گرديد. براساس اين قانون صنايع كشور به 4 دسته صنايع مادر،(بند الف)، صنايع و معادن بزرگ(بند ب)، كارخانه ها و مؤسساتي كه وام هاي قابل توجه از بانك ها دريافت كرده و به طور كامل بدهكار بودند(بند ج) و صاحبان آنها نيز از كشور گريخته بودند و همچنين كارخانه ها و مؤسسات توليدي متعلق به بخش خصوصي(بند د) تقسيم شد. اين دوره از سال 57 تا 68 ادامه داشت. دوره پنجم از پايان جنگ و دوران سازندگي آغاز شد. در اين دوره با صدور فرمان حضرت امام خميني(ره) درباره بازسازي سريع كشور، برنامه اول توسعه تهيه و به تصويب مجلس رسيد. بررسي روند توسعه صنعتي در اواخر رژيم گذشته حاكي از مسائل و مشكلاتي بود كه ذيلاً به آن اشاره مي شود: 1- وابستگي شديد به خارج از نظر كالاهاي واسطة(مواد اوليه و قطعات) و كالاهاي سرمايه اي(غالباً ماشين آلات) مورد نياز بخش صنعت. 2- تركيب بسيار نامتعادل توليدات صنعت نسبت به كل توليد كارگاه هاي بزرگ صنعتي(50 نفر به بالا) طبق آمار بانك مركزي در سال 1356 شصت درصد كل توليدات، كالاهاي مصرفي، 36 درصد واسطه اي و فقط 4 درصد سرمايه اي بوده است. 3- سهم كم استفاده از منابع داخلي در توليدات صنعتي، سهم منابع خارجي در سال هاي 56-55 حدود 60 درصد بوده است كه حاكي از مونتاژي بودن اكثر واحدهاي صنعتي است. 4- عدم ارتباط كافي بخش صنعت با ديگر بخش هاي اقتصادي از جمله كشاورزي، معدن، ساختمان و نفت. 5- وابستگي شديد به خارج از نظر تكنولوژي و خدمات صنعتي مانند طراحي پروژه، طراحي محصول، نصب و راه اندازي ماشين آلات و نظاير آنها و تحميل هاي ناشي از اجراي قراردادها. 6- نامناسب بودن تكنولوژي وارداتي و غير قابل جذب بودن آن در بعضي موارد. 7- هزينه هاي گزاف سرمايه گذاري در بعضي از صنايع مادر مانند صنايع مس و پلي اكريل بلحاظ قرار دادهاي تحميلي. 8- عدم استفاده كامل از ظرفيت ماشين آلات و پايين بودن نسبت توليد به ظرفيت. 9- پايين بودن كارآيي كاركنان بخش صنعت. 10- بالا بودن نسبت تعداد كاركنان غيرتوليدي به كارگران توليدي در مقايسه با وضع مطلوب. 11- بالا بودن قيمت تمام شده محصولات صنعتي. 12- ورشكسته بودن اكثر صنايعي كه بعد از انقلاب تحت پوشش دولت قرار گرفت. 13- توزيع غيرعادلانه صنايع ميان مناطق مختلف كشور و تمركز اكثر آنها در تهران و چندشهر بزرگ. تحولات صنعت پس از انقلاب ويژگي اصلي سرمايه گذاريهاي صنعتي در دوره طاغوت، اجراي كليد در دست آنها توسط خارجيان بود. آنچه در آن زمان بيش از همه مطرح بود، خريد تجهيزات و نصب و راه اندازي آنها توسط كارشناسان خارجي و به اصطلاح « كليد در دست» بوده است. با وقوع انقلاب اسلامي و تغيير نظام تشكيلاتي، توجه زيادي به صدور مجوزهاي مختلف صنعتي در داخل معطوف شد. بعد از انقلاب صنايع داخلي توليد كننده كالاهاي ضروري مورد نياز داخل و كالاهاي صادراتي موجود توجه قرار گرفت و كار بازرسان و نوسازي ظرفيت هاي توليدي خسارت ديده در انقلاب و در دوره جنگ چارچوب اولويت هاي مهم كشور انجام شد. نظام جمهوري اسلامي توانست پس از انقلاب اسلامي در زمينه كاهش وابستگي شديد به مواد اوليه، وابستگي به كالاهاي سرمايه اي خارجي، وابستگي به تخصص هاي فني و وابستگي شديد به اطلاعات و دانش فني خارجي كه تهديدي در جهت استراتژي توسعه صنعتي آينده كشور به شمار مي رفت، اقدامات در خور توجهي انجام گرفت. بر اين اساس ظرفيت توليد مواد اوليه صنايع كشور به صورت روز افزوني پس از انقلاب اسلامي فزوني يافت ونه تنها بسياري از كالاهايي كه قبلاً توليد نمي شد، توليد گرديد، بلكه ساخت كارخانه هاي مربوط به آن كالاهاي نيز در داخل رونق گرفت. همان گونه كه اشاره شد توليدات صنعتي كشور قبل از انقلاب عمدتاً مونتاژ و براساس واردات مواد اوليه و قطعات بود. اما امروز عمده توليدات صنعتي كشور براساس واردات مواد اوليه و قطعات بود. اما امروز عمده توليدات صنعتي كشور براساس توليد واقعي انجام مي گيرد. ميزان توليدات صنعتي در سال 56 براساس شير پاستوريزه بالغ بر 2/164 هزار تن، روغن نباتي 308 هزار تن، كاغذ ومقوا 5/74 هزار تن، لاستيك 130 هزار تن، شيشه جام 5/101 هزار تن و سيمان 2/6ميليون تن بود. اين رقم در سال 78 از مرز 8/671 هزار تن شير پاستوريزه، 5/974 هزار تن روغن نباتي، 4/372هزار تن كاغذ و مقوا، 151 هزار تن لاستيك، 1/298 هزار تن شيشه خام و 25 ميليون تن سيمان فراتر رفته است. قبل از انقلاب اسلامي 536 هزار دستگاه يخچال و فريزر و 264 هزار دستگاه تلويزيون مونتاژ و توليد مي شد. ارقام توليد يخچال و فريزر هم اكنون از مرز 2/1 ميليون دستگاه و تلويزيون از 952 هزار دستگاه فراتر رفته است. علاوه بر اين توليد انواع سواري ا ز118 هزار دستگاه به 300 هزار دستگاه افزايش يافته است. صادرات غيرنفتي ارزش صادرات غيرنفتي كشور در سال 56 بالغ بر 625 ميليون دلار بود. اين رقم در سال 73 از مرز 8/4 ميليارد دلار گذشت و در سال گذشته حدود 2/4 ميليارد دلار گزارش شده است. طي سال هاي 54، 55، 56 و 57 به ترتيب 2/592، 9/539، 2/625 و 8/542 ميليون دلار كالاي غيرنفتي صادر شد. طي 4 سال گذشته، 77، 78، 79 و 80 اين ارقام به ترتيب به 013/3، 362/3، 763/3 و 224/4 ميليارد دلار كالاي غيرنفتي صادر گرديده كه هر چندهنوز بسيار ناچيز است، اما در مقايسه با قبل از انقلاب كه صرفاً به درآمد نفت انديشيده مي شد، چندين برابر افزايش نشان مي دهد. نكته قابل توجه اين است كه سهم صادرات صنعتي 6/135 ميليون دلار در سال 56 به 464/1 ميليارد دلار ريال 78 افزايش يافته است. اكتشاف نفت ذخاير اثبات شده نفت خام ايران 93 ميليارد بشكه مي باشد كه 9درصد ذخاير دنيا را شامل مي شود. بزرگترين اكتشاف 30 سال اخير نفت خام ايران در اكتبر 1999 با اعلام ميدان آزادگان صورت گرفت. ميدان آزادگان معادل 5 الي 6 ميليارد بشكه ذخيره نفتي دارد كه توليد روزانه آن 400 هزار بشكه خواهد بود. در نيمه اول سال 2000 توليد نفت ايران 7/3 ميليون بشكه در روز بود كه 3/1 ميليون بشكه آن مصرف داخلي و 4/2 ميليون بشكه در روز صادرات بوده است. وزير نفت ايران 5 سال قبل اعلام كرد 43 پروژه بيع متقابل به ارزش 8 ميليارد دلار نيازمند مشاركت سرمايه گذاران داخلي و خارجي است. تاريخ اتمام ذخاير قابل استحصال كشور در صورت كشف نشدن ذخاير جديد و برداشت سالانه معادل 80 براي نفت خام و ميعانات گازي حدود 72 سال اعلام شده است. نفت خام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي يا در قالب امتيازات دوره قاجار و يا قرار داد كنسرسيوم در دوره پهلوي تحت سلطه و بهره برداري خارجيان بود. فعاليت هاي اكتشافي صنعت نفت بعد از انقلاب اسلامي با جهش چشمگير همراه بوده است. نفت در جاي كشف شده، طي اين سال ها حداقل 50 ميليارد بشكه است كه در مقايسه با رقم ده ميليارد بشكه نفت در جاي كشف شده طي دوره 20 ساله 57 تا آخر سال 76 اهميت اين جهش آشكارتر مي گردد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تنها در بخش كوچكي حدود ده درصد از مساحت خشكي با همكاري شركت هاي بين المللي و ميليون ها دلار ارز عمليات اكتشاف انجام مي شد اما پس از انقلاب شكوهمند اسلامي كليه مسؤليت هاي اكتشاف منابع هيدرو كر بوري به متخصصان داخلي واگذار شد. گاز طبيعي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي فقط 5 شهر كشور از گاز طبيعي برخوردار بود كه اين رقم در پايان سال 80 به 392 شهر افزايش يافته است كه هرگز با قبل از انقلاب قابل مقايسه نيست. مجموع مشتركين گاز طبيعي در سال 80 به 06/5 ميليون مشترك رسيده است كه متجاوز از 5/33 ميليون نفر از جمعيت كشور را تحت پوشش قرار مي دهد. ذخاير نفت و گاز ايران در ابتداي سال قريب 270 ميليارد بشكه معادل نفت خام برآورد گريده است كه 63 درصد آن را گاز طبيعي و 37درصد را نفت خام تشكيل مي دهد. حجم ذخاير گاز طبيعي ايران در ابتداي سال 1381 حدود 6/26 تريليون متر معكب برآورد گرديده است كه اين ميزان معادل 17 درصد از كل ذخاير جهان و 4/47درصد از ذخاير منطقه خاورميانه و 38 درصد از كل ذخاير كشورهاي صادر كننده نفت(اوپك) را شامل مي گردد. در حالي كه قبل از انقلاب سهم ناچيزي از سبد انرژي كشور توسط گاز تأمين مي شد امروز بيش از 43 درصد سبد انرژي كشور توسط گاز طبيعي تأمين مي گردد. تاريخ اتمام ذخاير گاز 223 سال اعلام شده است. بزرگترين ميدان گازي ايران پارس جنوبي مي باشد كه به وسعت ميدان شمالي قطر با 241 تريليون فوت معكب گازي مي باشد. پارس جنوبي اولين بار در سال 1988 با 128 تريليون فوت معكب كشف شد و سپس در طراح هاي توسعه به ظرفيت 240 تريليون فوت معكب رسيد. ايران در حال حاضر داراي سه خط لوله اصلي فشار قوي سراسري مي باشد و احداث خط چهارم سراسري نيز در مرحله اجرا قرار دارد. سيستم توزيع گاز طبيعي ايران در طي برنامه هاي دهه اول و دوم با رشد سالانه 5/10 درصد ابتداي سال 81 به 69 هزار كيلومتر رسيده است. پتروشيمي ميزان توليدات پتروشيمي در سال 57، 7/4 ميليون تن بود كه در اثر جنگ تحميلي به 844 هزار تن در سال 68 يافت. با بازسازي واحدهاي موجود و راه اندازي طرح هاي جديد پتروشيمي در حال حاضر بالغ بر 5/12 ميليون تن ظرفيت توليد محصولات پتروشيمي ايجاد گرديده است. شركت ملي صنايع پتروشيمي با نزديك به 4 ميليون تن صادرات در سال 80 سهمي معادل 75% درصد از كل صادرات جهان و 9 درصد صادرات خاورميانه را به خود اختصاص داد. ميزان صادرات محصولات دلار رسيده كه به تنهايي چندين برابر ارزش كل صادرات غيرنفتي سال هاي منتهي به پيروزي انقلاب است. پتروشيمي به عنوان يكي از بخش هاي اصلي وزارت نفت ازجمله صنايع مهم و مادر كشور است. اين وضعيت به عنوان يكي از گزينه هاي مهم صادرات غيرنفتي در جهت شكوفايي اقتصادي كشور در زمينه خود اتكايي، توسعه، بومي كردن فن آوري و گسترش صنايع جانبي، اعم از صنايع پايين دست و يا صنايع تأمين كننده نيازهاي فني مهندسي و تحقيقاتي در كشور نقش اساسي دارد. خوراك صنايع پتروشيمي از محصولات جانبي حاصل از استخراج نفت خام و گاز نظير مايعات و ميعانات گازي، فراورده هاي پالايش نظير نفت و گاز طبيعي و اتاق استحصالي از آن تأمين مي گردد. با اتمام 16 طرح جديد توليدات پتروشيمي كشور از 6/1 ميليارد دلار سال 80 به بيش از 7 ميليارد دلار در سال 84 افزايش خواهد يافت. فعاليت هاي آبرساني تعداد انشعاب آب در كشور در سال پنجاه وهفت 7/2 ميليون بود كه اين رقم در سال 75 به 4/6 ميليون انشعاب افزايش يافت. ميزان آب توليدي نيز از 5/1 ميليارد متر معكب در سال 57 به 2/3 تا 8/3 ميليارد متر معكب طي سال هاي 74و 75 افزايش يافته است. طول شبكه آب كشور قبل از انقلاب اسلامي 24 هزار كيلومتر بود كه به 66 هزار كيلومتر در سال 75 افزايش يافت. قبل از انقلاب اسلامي 5/1 ميليون نفر تحت پوشش بشكه آب و فاضلاب بودند كه در سال 75 تعداد آنها به 7/3 ميليون نفر رسيد. تعداد اشتراك هاي فاضلاب نيز با 6/2 برابر از 280 هزار به 728 هزار در سال جاري افزايش يافته است. تعداد كل شهرهاي برخوردار از آب در سال پنجاه وهفت 373 شهر بود كه تا پايان سال 75 به 565 شهر افزايش يافت در سال 57 تنها 1/13 ميليون نفر تحت پوشش آب شهري قرار داشتند اين رقم در سال 75 به 35 ميليون نفر رسيد. تصوير آب و فاضلاب در ايران تا پايان سال 78 نشان مي دهد 650 شهر تحت پوشش قرار دارد. تعداد مشتركين آب به 170/7 مشترك افزايش يافته است. 43 ميليون نفر تحت پوشش آب شهري و روستايي قرار دارد. اين رقم در جمعيت تحت پوشش شهري 38 ميليون نفر گزارش شده است. 5/96 درصد جمعيت كشور تحت پوشش آب شهري قرار دارد. ميزان آب توليد شده 6/4 ميليارد متر معكب و ميزان آب فروش رفته 09/3 ميليارد متر مكعب بوده است. طول شبكه هاي توزيع آب 73700 كيلو متر، طول خط انتقال آب 9135 كيلومتر، تعداد انشعابات فاضلاب 270/1 ميليون فقره بوده است. مشتركين برق تعداد مشتركين برق در سال 56 بالغ بر 1/3 ميليون مشترك بود. امروز اين رقم اعم از اشتراك خانگي، عمومي، تجاري، صنعتي و كشاورزي با بيش از 5 برابر افزايش 579/15 به 5/15 ميليون اشتراك در سال 79 رسيده است. تصور كنيد چه سرمايه گذاري عظيمي صورت گرفته تا جوابگوي اين تعداد از مشتركان باشد. تعداد مشتركين خانگي در سال مذكور 072/13 ميليون، تجاري 896/1 ميليون، صنعتي 86 هزار عمومي 465 هزار و كشاورزي 60 هزار مشترك بوده است. در سال 79 در مجموع 1111 مگاوات به ظرفيت نيرو گاه هاي كشور افزوده شد. همچنين 116 ميليارد كيلووات ساعت برق توسط نيروگاه هاي تحت پوشش وزارت نيرو توليد شد. قدرت سرانه به 512 وات و توليد سرانه به 1906 كيلووات رسيد. حداكثر قدرت توليد شده در زمان بيشترين بار طي سال 79 به 20581 مگاوات و حداكثر نياز مصرف غير همزمان به 21319 مگاوات رسيد. راه و ترابري طول راه هاي اصلي، فرعي و قابل دسترسي كشور در سال پنجاه و هفت 36995 كيلومتر بود كه اين ميزان در سال 76 به 77500 كيلومتر افزايش يافت. قبل از انقلاب اسلامي 4567 كيلومتر خطوط اصلي راه آهن وجود داشت. اين رقم در سال 76به 6087 كيلومتر رسيد. قبل از انقلاب اسلامي ظرفيت تخليه و بارگيري بنادر 4/15 ميليون تن بود. اين ظرفيت در سال 79 به 44 ميليون تن رسيد. آخرين نماگرهاي اقتصادي ميزان توليد ناخالص داخلي ايران در سال 80 به قيمت جاري 663390 ميليارد ريال و به قيمت ثابت 55183 ميليارد ريال بوده است. ميزان توليد نفت 441/3 بشكه، ميزان صادرات نفت 244/2 ميليون بشكه، توليد برق در نيروگاه ها 124275 ميليون كيلو وات ساعت بوده است. ميزان بهره برداري از واحدهاي جديد صنعتي و معدني 13023 ميليارد ريال و 3550 فقره پروانه بهره برداري بود. همچنين 17098 مجوز تأسيس به ارزش 164288 ميليارد ريال صادر شده است تعداد پروانه هاي ساختماني مناطق شهري 147886 فقره و سطح زيربناي طبقات 6/59 ميليون متر مربع است. ارزش صادرات نفت و گاز در سال هشتاد 339/19 ميليارد دلار، صادرات كالاها و خدمات غير نفتي 565/4 ميليارد دلار بوده است. ميزان واردات 129/18 ميليارد دلار و تراز بازرگاني 775/5 ميليارد دلار بوده است. كل درآمدهاي دولت در سال گذشته 50522 ميليارد ريال بوده است كه 38796 ميليارد ريال آن را ماليات ها تشكيل مي داده است. هزينه هاي جاري 104772 ميليارد ريال و هزينه هاي عمراني 24087 ميليارد ريال گزارش 104772 ميليارد ريال و هزينه هاي عمراني 24087 ميليارد ريال گزارش شده است. رشد توليد ناخالص داخلي 8/4 درصد، توليد سرانه 298 هزار ريال، سرمايه گذاري ناخالص داخلي 2973 ميليارد ريال، نسبت سرمايه گذاري به توليد 3/15 ميليارد ريال و نرخ رسمي تورم در سال هشتاد 4/11 درصد و نرخ رشد نقدينگي 8/28 درصد بوده است. از 9/64 ميليون نفر جمعيت كل كشور، جمعيت فعال كشور 1/19 ميليون نفر است كه 16 ميليون نفر آن را جمعيت شاغل تشكيل مي دهد. نقش سپاه در سازندگي كشور در طول سال هاي جنگ تحميلي هرگاه سخن از مهندسي سپاه به ميان مي آمد، توده اي از خاكريزهاي خط مقدم و سنگرهاي سريع النصب به ذهن متبادر مي گشت واصولاً كارهاي مهندسي سپاه در طول هشت سال دفاع مقدس به پروژه هاي تعجيلي محدود مي گرديد. با پايان جنگ تحميلي، هم به لحاظ ضرورت هاي سياسي، اقتصادي و فن آوري وهم به لحاظ مأموريت و شرايط ممتاز سپاه در مجموعه مهندسي خود، بخشي از توان مهندسي سپاه وارد عرصه سازندگي كشور شد تا بار ديگر به يكي از وظايف مصرح خود كه در قانون اساسي پيش بيني شده است با عنوان« جهادي ديگر» عمل نمايد. دستاورد فعاليت هاي سازندگي سپاه كه زير نظر قرارگاه مركزي سازندگي است كه بخش عمده اي از آن انجام شده و بخش ديگري هم در مراحل پاياني يا انعقاد قرار داد و شروع فعاليت مي باشد كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: ابنيه و سازه هاي سنگين اين بخش، از تنوع بسيار بالايي در زمينه فعاليت برخوردار است و سپاه در بعد سازندگي بيشترين تعداد پروژه را در اين زمينه اجرا نموده يا در دست اجرا دارد. حجم تعداد كل پروژه هاي در دست اجرا و خاتمه يافته قرارگاه در زمينه ابنيه ها 440 پروژه مي باشد. مهمترين پروژه هاي خاتمه يافته قرارگاه در اين زمينه به شرح ذيل مي باشد: شبستان هاي مصلاي تهران- گلدسته ها و سقف حرم مطهر امام خميني(ره)- اسكلت بتني هتل پنج ستاره پارس كرمان- مخزن 20 هزار متر مكعبي كرمانشاه –دانشگاه مديريت دولتي كرمانشاه- ساختمان 240 واحد مسكوني ناجا در تهران- سقف محل برگزاري نماز جمعه تهران مهمترين پروژه هاي در دست اجرا: مجموعه مسكوني 376 واحدي فجر در شيراز- سقف سالن ورزشي شش هزار نفري اروميه- سقف حياط مسجد جمكران- اجراي 14 ساختمان سايت مخابراتي در مراكز استان ها- عمليات اجراي سالن اجتماعات ناجا و... كارنامه سازندگي سپاه در اجراي پروژه هاي ابنيه: - احداث ساختمان هاي مسكوني، اداري، بهداشتي و ورزشي 900 هزار متر مربع - آماده سازي اراضي براي احداث شهرك مسكوني 32 ميليون متر مربع - احداث پل هاي بزرگ 15 پروژه - مخازن عظيم آب و سيلوي غلات 16 پروژه است. سد وبند انحراف اجراي چندين پروژه بزرگ مثل سد كرخه كه جزو بزرگترين سدهاي خاكي جهان و بزرگترين سد خاورميانه محسوب مي گردد و چندين سد بزرگ ديگر، توانمندي و قابليت بالاي فني و اجراي سپاه در اجراي پروژه هاي بزرگ سدسازي را براي همه به اثبات رسانده است. هم اينك سپاه با بهره برداري از تجهيزات و ماشين آلات وسيع و پيشرفته، نيروهاي متخصص و با تجربه و دستيابي به دانش فني روز در زمينه سدسازي، آمادگي دارد تا هر تعداد سد بزرگ را به صورت همزمان اجرا در آورد. اهم پروژه هاي خاتمه يافته سپاه: سدسيرجان- سد حسنلوآذربايجان- سد تاجيار آذربايجان شرقي- سد خاكي اربطان آذربايجان شرقي- سد مخزني صلاح الدين كلا در مازندران- بند انحرافي چيتاب در كهگيلويه و بوير احمد- بند انحرافي اندوهجرد در كرمان- سد سقزچي در اردبيل و... . مهمترين پروژه هاي در دست اجرا: عمليات ساختماني احداث بدنه و تونل هاي آب رسان و سازه هاي جانبي در سد گتوند(دومين سد بزرگ كشور) خوزستان- عمليات اجرايي سد سبلان در اردبيل – سد مخزني سهند در آذربايجان شرقي- سد انحرافي آسك در خوزستان- سد انحرافي رازآور در كرمانشاه كارنامه سپاه در اجراي پروژه هاي سد و بند انحراف: ركورد عمليات خاكريزي: روزانها 40 هزار متر مكعب ركورد عمليات بتن ريزي: ماهانه 42 هزار متر مكعب تعداد پروژه هاي در دست اجرا: 12 پروژه شبكه هاي آبياري و زهكشي بحران آب به عنوان يكي از مهمترين چالش هاي كشور، توجه جدي را به خود جلب نموده است. قرن آينده از سوي بسياري از استراتژيست ها به عنوان قرن آب شناخته شده و بر اين اساس تأسيس شبكه هاي آبياري از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. توسعه بخش كشاورزي كه يكي از راه هاي خروج كشور از اقتصاد تك محصولي است، نيز متكي به احداث سدها، شبكه ها و كانال هاي بزرگ آبياري و زهكشي است. سپاه مفتخر است كه ده ها پروژه بزرگ و عظيم كانال و شبكه هاي آبياري و زهكشي را به وسعت چندين هزار هكتار اجرا نموده و هم اكنون نيز مهم ترين پروژه هاي شبكه آبياري و زهكشي و كانال هاي آبياري را در دست اجرا دارد. مهمترين پروژه هاي خاتمه يافته: - شبكه آبياري و زهكشي فجر در رامهرمز خوزستان- كانال آبياري و زهكشي اميديه در خوزستان- كانال انتقال آب سد به شبكه آبياري آذربايجان شرقي- تكميل كانال اصلي شبكه آبياري سد حسنلو در آذربايجان غربي اصلي ترين پروژه هاي در دست اجرا شبكه آبياري و زهكشي كرخه در خوزستان- تكميل شبكه اصلي آبياري و آبياري و زهكشي و ايستگاه پمپاژه اراضي 3700 هكتاري گلستان- كانال انتقال آب دشت مولاب ايلام- كانال آبياري و زهكشي الشتر در لرستان كارنامه سپاه در اجراي پروژه هاي شبكه هاي آبياري و زهكشي - تعداد كل پروژه هاي در دست اجرا و خاتمه يافته 71 پروژه - احداث شبكه آبياري و زهكشي: 75 هزار هكتار - احداث كانال آبرساني: 520 كيلومتر تونل و سازه هاي زير زميني وجود اختلاف ارتفاع در نقاط مختلف كشور و وجود كوه ها و نقاط صعب العبور در ايران، نياز فراواني را براي ساخت تونل در كليه بخش ها نظير راه، راه آهن، خطوط انتقال آب سدها و... به وجود آورده است. سپاه با اجراي دهها تونل با كاربري هاي مختلف در مقاطع و اشكال بزرگ، پيچيده و فني، در حال حاضر به عنوان يكي از پيمانكاران مجرب و متخصص در كشور محسوب مي شود. هم اكنون سپاه از كاملترين و پيشرفته ترين ماشين آلات حفاري برخوردار است و برخي از دستگاه هاي سازندگي سپاه پاسداران در زمينه سازه هاي زيرزميني در نوع خود بي نظير مي باشد. به عنوان مثال تعريض تونل كندوان به عنوان يكي از افتخارات سپاه در اين زمينه به چشم مي خورد كه در ادامه در اين خصوص توضيحاتي داده خوده شد. مهم ترين پروژه هاي خاتمه يافته: تونل انحراف آب سد نرماشير كرمان- تونل آب رساني فرچك به تهران – تونل انحراف دوم سد كارون 3 در خوزستان- تونل مسجد سليمان در خوزستان- تونل راه آهن بافق به بندرعباس- تونل هاي انحراف آب سد تبارك آباد در خراسان- تونل عبور از زير رودخانه كرخه و... مهم ترين پروژه هاي در دست اجرا: تونل هاي آب بر نيروگاه سد مخزني كارون 4 در خوزستان- تونل انتقال آب دشت عباس به ايلام- تونل آبرساني لواسان به تهران- تونل انحراف آب سد نرماشير كرمان. كارنامه قرارگاه در اجراي پروژه هاي تونل و سازه هاي زير زميني - حجم كل حفاري هاي زير زميني 2 ميليون و هفتصد هزار متر مكعب - طول كل تونل ها، 55 كيلومتر - تعداد پروژه هاي خاتمه يافته: 31 پروژه - تعداد پروژه هاي در دست اجرا: 18 پروژه راه سازي در طول دوران دفاع مقدس توسط واحدهاي مهندسي سپاه، صدها كيلومتر جاده و راه هاي ارتباطي احداث و در زمينه سازماندهي و ايجاد گروه هاي بزرگ راه سازي و بكارگيري ماشين آلات مربوطه، تجارب ارزشمندي كسب شد كه در دوران سازندگي اين امكانات و تجارب در اجراي نزديك به هزار كيلومتر راه در انواع اتوبان و راه هاي اصلي و فرعي مورد بهره برداري قرار گرفت تا علاوه بر كمك به نظام، موجب تقويت بنيه دفاعي و فني سپاه نيز گرديده است. از مهم ترين پروژه هاي انجام شده توسط سپاه در زمينه راه سازي مي توان به پروژه هاي ذيل اشاره كرد: آ‍زاد راه تهران- ساوه به طول 114 كيلومتر، زيرسازي راه آهن سرخس- مشهد، كناوه گذر شمالي تبريز، بهسازي محور ملاير به نهاوند در همدان، محور اردبيل به سراب در قطعه دوم، راه دسترسي به سد كارون 3 در خوزستان، اتوبان پاسداران حد فاصل تبريز- اردبيل و... كارنامه سپاه در اجراي پروژه هاي راه سازي - تعداد كل پروژه هاي در دست اجرا و خاتمه يافته 173 پروژه - احداث راه و اتوبان و راه هاي اصلي و فرعي، 1400 كيلومتر - مجموع بهسازي، ترميم و تعريض راه هاي 157 كيلومتر - زيرسازي راه آهن: 600 كيلومتر خطوط انتقال آب، گاز و فاضلاب خطوط انتقال نقش بسيار مهمي را در زمينه دسترسي مردم كشورمان از نعمت هاي خداوندي مثل آب و گاز ايفا مي كند، چه بسا اگر حضور سپاه در اين عرصه نبود قسمت عظيمي از حجم بزرگ مخازن موجود آب و گاز در كشور به ماشين آلات تخصصي و پيشرفته در سپاه باعث شده است تا ده ها پروژه بزرگ خطوط انتقال با قطرهاي تا 65 اينچ را در بسياري از نقاط كشور و حتي در بستر دريا اجرا شود: اهم پروژه هاي خاتمه يافته: خط انتقال آّ شرب قم از سد پانزده خرداد، خط انتقال گاز 20 اينچ همدان- سنندج، خط انتقال گاز 56 اينچ ساوه- قزوين، خط انتقال گاز 20 اينچ نهاوند- كرمانشاه، خط انتقال آب چابهار از سد پيشين، خط انتقال آب از زاينده رود به يزد، شبكه جمع آوري فاضلاب كرمانشاه- اروميه- قصر شيرين – گيلانغرب و همدان، گازرساني شهرهاي دورود و اصفهان و... اهم پروژه هاي در دست اجرا خط انتقال آب از زاينده رود به كاشان، خط انتقال گاز جاجرم به گرمه، خط اصلي فاضلاب شهر كرمانشاه و... كارنامه سپاه در اجراي پروژه هاي خطوط انتقال آب، گاز و فاضلاب - تعداد كل پروژه هاي در دست اجرا و خاتمه يافته 99 پروژه - طول كل شبكه هاي آب: 550 كيلومتر - طول كل شبكه هاي گاز:500 كيلومتر - طول كل شبكه هاي نفت: 250 كيلومتر - طول كل شبكه هاي فاضلاب: 250 كيلومتر سازه هاي دريايي سپاه با داشتن دانش فني كامل و تجربه اجراي اسكله ها و موج شكن هاي بزرگ و نيز بازسازي پايه و عرشه دهها اسكله در حال تخريب و برخورداري از امكانات و تجهيزات خاص مانند بارج و جرثقيل هاي بزرگ كراپ، قادر است هر گونه پروژه اسكله و موج شكن را احداث يا ترميم نمايد. آمارهاي اين بخش، از اين مسأله حكايت دارد كه حتي برخي شركت هاي خارجي در طرح هاي سازندگي خود در ايران بخش مربوط به سازه هاي دريايي را به سپاه واگذار مي كند. اهم پروژه هاي خاتمه يافته احداث اسكله جهت شركت هيونداي، اسكله طرح درياي خزر، احداث اسكله هاي وزني بندر تداركاتي منطقه ريشهر بندر عباس، تعمير بندر امام خميني(ره)، طراحي و ساخت اسكله تداركاتي بهرگان در جنوب كشور، ساخت بندر صيادي كياشهر در گيلان، تعمير اسكله تجاري بندر بوشهر و ... اهم پروژه هاي در دست اجرا طراحي و مهندسي تمامي قسمت هاي بندر پتروشيمي پارس- احداث اسكله شهيد محلاتي بوشهر- موج شكن بندر تداركاتي جزيره تنب بزرگ- طرح و اجراي ترميم اسكله فولاد بندر امام(ره) كارنامه سپاه در اجراي پروژه هاي سازه هاي دريايي - تعداد كل پروژه هاي خاتمه يافته: 34 پروژه - تعداد پروژه هاي در دست اجرا: 11 پروژه استخراج معادن امروزه نياز به وجود يك مجموعه معدن كاري بزرگ در سطوح كشور بيش از هر زماني احساس مي شود. ايران به دليل دارا بودن منابع غني زميني، از اين قابليت برخوردار است كه در صورت استخراج صحيح معدنش در زمينه منابع زيرزميني به قدرت منطقه اي تبديل گردد. با توجه به فعاليت شركت هاي بزرگ معدني در كشور، وجود يك پيمانكار با قدرت و تجهيزات مناسب و با در اختيار داشتن مهندسين مجرب بسيار ضروري به نظر مي رسيد. سپه در اين زمينه نيز توانايي انجام هر نوع پروژه اي در زمينه طراحي و استخراج معادن روباز، طراحي و استخراج معادن زيرزميني، حفاري و خدمات مشاوره اي را در خود به وجود آورده است. تاكنون سپاه موفق شده بيش از 3 ميليون هزار تن مواد خام را از معادن مختلف از جمله معدن سوفيان تبريز استخراج نمايد. طراحي و ساخت تجهيزات خاص طراحي و ساخت شناورها و تجهيزات صنعتي- طراحي و ساخت سقف ورزشگاه ها و آشيانه هاي هواپيما- طراحي و ساخت مخازن بزرگ تحت فشار پالايشگاه ها- اجراي پروژه هاي فيبرنوري در خشكي و دريا، طراحي و ساخت تجهيزات كيف گازسوز خودرو ورگلاتور گاز منازل همه از جمله دستاوردهاي سپاه در زمينه ساخت تجهيزات خاص در كشور است كه بسيار ي از آنها قبلاً در كشور ساخته نمي شده و براي اولين بار تكنولوژي آن در كشور توسط سپاه ايجاد و باعث شده است اين نوع تجهيزات با صرف هزينه كمتر در كشور ساخته شود و باعث بالا بردن توان علمي مهندسين و جامعه علمي كشور شود. طراحي و مشاوره در راستاي توسعه و تقويت بخش هاي اجرايي و به منظور تهيه و تدوين جديدترين روش ها و استانداردهاي بين المللي فني و اجرايي، واحدهاي مشاوره اي و طراحي در قرارگاه هاي سازندگي سپاه آغاز به فعاليت كرده و تاكنون دهها طرح بزرگ را به اتمام رسانده به نحوي كه علاوه بر پذيرش كارهاي بزرگ، طراحي و مشاوره خود نيز به صورت مستقل اقدام به انجام تحقيقات در زمينه هاي مختلف مي نمايد. از مهم ترين پروژه هاي خاتمه يافته كه توسط سپاه طراحي شده است مي توان به مطالعات پروژه اسكله شناورهاي فله بر عظيم در خوزستان و طراحي پل انتقال قشم به ساحل هرمزگان اشاره كرد. اهم پروژه هاي در دست اجرا مطالعات شناسايي و توجيهي زيرگذر خليج فارس- مطالعات پروژه طرح استحصال زمين از دريا - عمليات ژئوتكنيك پروژه ارتقاي ظرفيت پايانه صادراتي نفت خام لاوان در مشخصات تعدادي از بزرگ ترين پروژه هاي ساخته شده و يا در دست اجراي سپاه در زمينه هاي ذكر شده مي توان به طرح هاي ذيل اشاره كرد: تونل آب رساني لواسان اين تونل كه توسط قرب نوح وابسته به قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا ساخته شده است در شمال شرق استان تهران قرار دارد و وظيفه آن رساندن آب از لواسان به تهران براي تأمين بخشي از آب شرب شهر تهران مي باشد. طول اين تونل بيش از 6100 متر مي باشد و براي ساخت اين تونل 109 هزار متر مكعب خاكبرداري و 40 هزار متر مكعب بتن ريزي انجام شده است. مدت انجام اين پروژه به مدت 17 ماه بوده است كه در مدت مقرر به پايان رسيده است كه در نوع خود يكي از بي نظيرترين پروژه ها در زمينه احداث تونل و انتقال آب مي باشد. احداث اسكله تداركاتي شركت هيونداي اين اسكله به درخواست شركت هيونداي به منظور باراندازي و انتقال تجهيزات و تأسيسات مورد نياز احداث پالايشگاه فاز اول پارس جنوبي احداث گرديده است. به همين منظور اين پروژه ابتدا با استقرار 50 هزار متر مكعب سنگ يك راه دسترسي به طول 23 متر در دريا اجرا گرديده است و سپس در پيشاني آن اسكله تداركاتي بتني با ساخت و نصب 112 قطعه پيش ساخته بتني و اجراي 130 مت مكعب بتن ريزي احداث گرديده است كه شركت هيونداي با ارسال يك تقديرنامه رسمي از مجموعه اقدامات اين شركت و دقت مسؤولين قرب نوع نيروي دريايي سپاه تشكر به عمل آورد. خط انتقال گاز همدان- سنندج اين خط انتقال گاز به منظور ايجاد ارتباط شبكه لوله اي در ميان شهرهاي همدان- قروه- سنندج احداث شده است. اجراي تأسيساتي مثل ايستگاه تقليل فشار شهر سنندج از جمله ديگر فعاليت هاي قرارگاه خاتم الانبيا در اين طرح مي باشد. پوشش خارجي لوله قير سنگي به همراه لفاف پشم شيشه مي باشد. اسكله شناورهاي فله بر عظيم مطالعات اين پروژه كه در نوع خود براي اولين بار در ايران مطالعه گرديده است، شامل مطالعات شناخت متد و طراحي اسكله و تأسيسات جانبي بوده است و مراحل اوليه اجرايي آن توسط قرارگاه سازندگي نوح در حال انجام مي باشد. اين نوع اسكله براي اولين بار در كشور ساخته مي شود و قبل از آن كشتي هاي بزرگ فله بر براي تخليه بار خود به بحرين مراجعه و پس از تخليه بار، اين اجناس توسط كشتي هاي كوچكتر به كشور منتقل مي شود كه با احداث اين اسكله ده ها ميليون دلار درآمد ارزي نصيب كشور خواهد شد. مخازن يك ميليون بشكه اي نفت طراحي و ساخت مخازن يك ميليون بشكه اي نفت خام در جزيره خارك از جمله اقدامات منحصر به فرد سپاه در زمينه مخازن و سازه هاي سنگين فلزي است. دبي ورودي و خروجي مخزن 5600 بشكه در ساعت است و يكي از بزرگترين مخازن در نوع خود در جهان محسوب مي شود. احيا و توسعه 500 هزار هكتار زمين اين طرح بزرگترين طرح احيا و توسعه در كشور محسوب مي شود كه توسط سپاه انجام مي پذيرد. رهبر معظم انقلاب هم طي دستوري به رياست محترم جمهوري اسلامي، سفارش نموده است كه از سازمان برنامه بخواهد تا حداكثر كمك را به سپاه نمايد. براي انجام اين طرح تاكنون 304 حلقه چاه حفر شد، 179 حلقه چاه تجهيز شده و 4 ايستگاه پمپاژ نيز به بهره برداري رسيده است. همچنين 8950 هكتار زمين تسطيح شده و 600 هكتار زمين نيز زهكشي گرديده است و 210 هزار متر مكعب سيل بند احداث شده است با اجراي اين طرح حجم وسيعي از زمين هاي باير كشور آباد شده و براي تعداد بسيار زيادي از مردم در سراسر كشور كار دائم و پرمنفعت ايجاد مي شود و درآمد سرانه ملي بسيار بالايي نيز براي كشور ايجاد مي شود. ژئوتكنيك لاوان اين پروژه بسيار مهم و تخصصي، پروژه اي است كه در آن بعد از اينكه 50 متر در خليج فارس فرورفته و به كف خليج فارس مي رسند به ميزان 65 متر اقدام به حفاري و نمونه برداري مي كنند. اين كر بسيار مهم براي نمونه برداري از مكان هايي است كه در آنها قرار است سكوهاي نفتي زده شود و جنس و نمونه خاك ارزش بسيار زيادي دارد كه اين پروژه بسيار تخصصي و كم نظير، توسط مهندسين سپاه، حاضر در قرب نوح در منطقه خليج فارس به انجام رسيده است. سد كتوند اين سد بلندترين سد خاكي كشور به لحاظ حجم سنگبرداري در ايران منحصر بفرد است. اين سد توسط شركت مهندسي سپاه از تاريخ اول مهرماه سال 80 آغاز شده است و مكان آن در 12 كيلومتري منطقه گتوند خوزستان مي باشد. هدف از ساخت اين طرح توليد سالانه 4500 ميليون كيلو وات ساعت انرژي برق آبي است كه قابل توسعه تا 2 برابر خواهد بود. همچنين اين سد قابليت ذخيره 5/4 ميليارد متر مكعب از آب كارون را دارد و مهار سيلاب هاي مخرب كارون نيز از جمله اهداف ساخت اين سد مي باشد. مشخصات اصلي سد به اين شرح است: نوع سد سنگريزه اي با هسته رسي- ارتفاع از پي 180 متر- سنگبرداري بدنه و سرريز 23 ميليون متر مكعب، خاكريزي و سنگريزي بدنه 26 ميليون متر مكعب، بتن ريزي 1 ميليون متر مكعب است. اسكله شهيد باهنر اين اسكله به همت مؤسسه عمران ساحل از زير مجموعه هاي قرب نوح ساخته شده است. در مجموع 605 متر طول دارد و وسعت حوضچه آن 20 هكتار مي باشد. براي ساخت اين حوضچه 5/1 ميليون متر مكعب خاكبرداري صورت گرفته است. در مجموع براي ساخت اين اسكله بزرگ كه يكي از افتخارات نيروي دريايي مي باشد 32 هزار متر مكعب بتن ريزي انجام شده است. احداث راه و محوطه سازي به وسعت 12 كيلومتر و احداث ساختمان هاي پشتيباني به مقدار 25 هزار متر مربع از اقدامات جانبي اين طرح مي باشد. اين اسكله در تاريخ 28/7/80 به بهره برداي كامل رسيده است. فصل پنجم: درآمدي برآسيب شناسي دروني انقلاب اسلامي از ديدگاه مقام معظم رهبري مقدمه دگرگوني و تحول، يكي از خصلت هاي حيات اجتماعي انسان ها بوده و مي باشد كه زمينة تعالي و بعضاً انحطاط جوامع بشري را رقم زده و مي زند. « انقلاب» به مفهوم تحول بنيادين و ساختار در ابعاد فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي، يكي از انواع پديده هاي اجتماعي است كه در دگرگوني ها و تغييرات اجتماعي ظهور و بروز مي يابد. در يك رويكرد جامعه شناختي به تاريخ جوامع بشري، در مي يابيم كه انبياي الهي مهم ترين، سرنوشت سازترين و پايدارترين انقلاب ها را جهت تعالي فرد و جامعه براي دست يابي به« حيات طيبه» پديد آورده اند كه انقلاب اسلامي پيامبراكرم(ص)، در عصر جاهليت قديم به دنبال بعثت رسول الهي از سوي خداوند تبارك و تعالي، نقطة عطفي در تاريخ بشريت گرديد. آن انقلاب يگانة تاريخ بشريت تبيين كنندة صراط مستقيم براي تحقق عدالت اجتماعي در مدنيت اسلامي، الگويي شد براي مصلحان و احياگران طريق حق به سوي انسان سازي و جامعه سازي در تمامي اعصار و جوامع. از اين رو بعد از گذشت قريب چهارده قرن، در عصر جاهليت مدرن، حضرت امام خميني(ره) با الگوگيري از بعثت حضرت رسول و قيام عاشورا، انقلاب ايران را بر پاية سه ركن، مكتب، امت و امامت تحقق بخشيد كه طاق كسراي استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل را به لرزه انداخت و انفجار نوري بود كه بشريت سرگردان در وادي ظلمات را به خودآگاهي و خداخواهي رهنمود ساخت. لذا: « انقلاب اسلامي ارائة يك الگوي جديد براي زندگي اجتماعات بشري و كشورها بود و هست و هنوز هم جديد است. اگر خوب عمل كنيم، اين الگو براي جوامع بشري، شايد تا قرن ها الگوي يگانه خواهد بود».(1) به همين جهت اينك در آستانة دهه سوم اين پيروزي حق بر باطل و ارائة طريق براي برپايي جامعه اي انساني به تمامي جوامع بشري، هوشياري و تلاشي مضاعف را مي طلبد تا با رفع موانع، روز به روز شكوفايي اين شجرة طيبه را شاهد باشيم. انقلاب اسلامي، در دوران اخير خود از دو سو با تهديدات و تهاجمات شديدي مواجه مي باشد كه از سويي شب پرستان قبيلة جاهلي كفر و نفاق به سركردگي آمريكا و صهيونيسم و از سوي ديگر آفت هاي داخلي موانع متعددي را بر سر راه اين كاروان آزادي، استقلال و سعادت قرار داده است. اين نوشتار بر آن است كه با بهره گيري از انديشه و رهنمودهاي دقيق علمي و ظريف رهبر فرزانة انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به آسيب شناسي انقلاب اسلامي بپردازد و با نشان دادن نقاط آسيب پذير دردرون انقلاب همة دل سوران و عاشقان اين شجرة طيبه را براي درمان دردها و اصلاح آسيب ها فراخواند. مرحله شناسي انقلاب اسلامي انقلاب اسلامي ايران در طول دو دهه از حيات خويش مراحل و دوره هاي متعددي را پشت سرگذاشته است كه شناخت اين مراحل به فهم هويت، توانمندي و كارآمدي آن كمك خواهد كرد و با شناخت گذشته، امروزي روشن تر و فردايي پربارتر را مي توان رقم زد. مقام معظم رهبري در مرحله شناسي انقلاب اسلامي مي فرمايند: « ما يك دوره انقلاب را پشت سرگذاشته ايم كه تجربة بسيار دشواري بود. امروز دنياي اسلامي از تجربة انقلاب ملت ايران استفاده مي كند... بعد از آن، مرحلة دفع هجوم دشمن را گذرانديم كه مرحلة بسيار سختي بود. دشمن هجوم آورد، با اين نيت كه شايد بتواند انقلاب را به زانو در بياورد و ملت ايران را از انقلاب خود پشيمان كند. اما ملت ما در آن مرحله هم بحمدالله پيش رفت و موفق شد و يادگار با ارزشي در تاريخ جهان و تاريخ ملت هاي به پا نوسازي ايران از لحاظ ترميم ويراني ها و نوسازي مادي است. البته از اول انقلاب، اين نوسازي به اشكال و انحايي وجود داشت، اما جنگ فرصت و اجازه نمي داد كه شتاب لازم را پيدا كند. بعد از دروان جنگ، بازسازي و نوسازي شتاب لازم را پيدا كرد. نمي توانيم بگوييم سازندگي و نوسازي كشور، به نقطة پايان رسيده است. اما قدم هاي بلندي برداشته شده است كه اين هم تجربه و گام سوم ملت ايران در انقلاب است و بسيار ارزشمند مي باشد. اما قدم چهارمي كه وجود دارد، نوسازي معنوي ايران است، يعني استقرار عدالت اجتماعي به معناي كامل، البته اين قدم چهارم برداشته شده است، منتها بايد روز به روز شتاب بيش تري پيدا كند... ما اگر سازندگي را باز هم پيش ببريم، اما در جهت استقرار عدالت و از بين بردن تبعيض و ايجاد برابري حقوق و احياي كرامت زن و مرد مسلمان فعاليتي نكنيم، موفقيتي به دست نياورده ايم. موفقيت آن وقتي است كه بتوانيم معنويت دين و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و توانايي هاي گوناگون را در ميان جامعه مستقر كنيم... اين قدم اصلي و كار اساسي است تا بتوانيم جامعة اسلامي را يك جامعة عادلانه به معناي حقيقي قرار بدهيم».(2) ايشان از چهار مرحله در انقلاب اسلامي نام برده اند كه عبارتند از: پيروزي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس، سازندگي و نوسازي مادي و آخرين مرحله نوسازي معنوي و استقرار عدالت اجتماعي، انقلاب اسلامي اينك با پشت سرگذاشتن سه مرحله موفقيت آميز، در مرحله و گام چهارم قرار دارد كه از سويي مي توان آن را فلسفة انقلاب و شعار اصلي آن ناميد، كه همان نوسازي معنوي و استقرار عدالت اجتماعي است. اگر در مراحل سه گانه موفق شديم كه توطئة بيروني و آفت دروني را شكست بدهيم و الگويي موفق در پيروزي، دفاع و سازندگي به جهان بشريت ارائه دهيم، اينك در دوران بسيار حساس و سرنوشت ساز قرار داريم كه گذر از مرحلة سوم و ورود به مرحلة چهارم مي باشد. در تبيين اين دوران حساس و آسيب هايي كه مي تواند مانع گذر موفقيت آميز انقلاب اسلامي باشد، مقام معظم رهبري اين چنين مي فرمايند: « هركس در مسائل جاري جهان و مسائل كنوني انقلاب بصيرتي داشته باشد و به روشني مي فهمد كه انقلاب اسلامي ايران در حال حاضر از يك معبر دشوار و حائل و البته تعيين كننده در حال عبور است. اگر بخواهيم اين مسائل را در چند جمله خلاصه كنيم، بايد بگوييم در سطح جهان، مراكز استكباري و صهيونيستي به اين نتيجة قطعي رسيده اند كه اگر نتوانند اين انقلاب را در مرحلة كنوني اش شكست بدهند به احتمال زياد سررشتة كار از دست داده و ديگر نخواهند توانست موج فزايندة بيداري اسلامي و حتي گرايش ملت هاي غير مسلمان را به معنويت، بلكه به مفاهيم معنوي اسلامي مهار كنند و اين موج عظيم كه در اين شانزده سال عمق كافي هم يافته است تهديدي جدي عليه حاكميت استكباري و مشخصاً عليه سلطة فرهنگي غربي خواهد بود. براساس اين بينش و برداشت كه البته بينش و برداشت درستي هم هست، فشارها و حملات گوناگون، خود را عليه اين انقلاب فشرده تر و قوي تر سازماندهي كرده اند. در سطح داخلي، انقلاب اكنون در مرحله اي است كه مي توان آن را دوران جهاد اكبر ناميد، كه دوراني است بسيار سخت، بسيار خطرناك و همة انقلاب ها اين دوران را قاعدتاً تجربه مي كنند و شايد بشود گفت كه اكثر انقلاب ها در اين دوران دچار لغزش و انحطاط مي شوند و شايد تعجب كنيد، اگر عرض كنم كه انقلاب عظيم تاريخي نخستين اسلام در چنين دوراني بود كه بيش ترين نيروي خود را از دست داد. بلي دوران جهاد اكبر يعني دوراني كه شور و هيجان اولية انقلاب تا حدود زيادي فرو نشسته، ضمناً موفقيت هايي هم به دست آمده و چهرة راحت زندگي، خود را به بسياري نشان داده و چرب و شيرين زندگي در دهان هايي مزه كرده است، اين دوران خطرناك است. اميرالمومنين(ع) در چنين دوراني بود كه به حكومت رسيد و لذاست كه نهج البلاغه، بيش از هر چيز ديگر سخن از زهد و بي اعتنايي به دنيا دارد و غمگنانه بايدگفت كه حتي عدل علوي و زهد علوم هم نتوانست موج مخرب دنيا طلبي را در آن دوران مهار كند و در نهايت شد آن چه شد. ما امروز در اين دوران از انقلاب كبير و عظيم و عميق خود قرار داريم، البته امتياز ما به صدر اول در دو نكتة مهم است: نخست وجود تجربة آن دوران در برابر ما كه براي ما صفحة درس آموزنده و هشدار دهنه اي است كه اي بسا خواهد توانست از آن خطرات مانع شود و نكتة دوم كثرت و تراكم دل هاي مؤمن و نگاه با ايمان هاي جوشان و دل هاي پاك در همه جاي اين كشور بزرگ است».(3) انقلاب اسلامي براي گذر از اين مرحله و دوران حساس نيازمند جهاداكبر همه جانبه از سوي امت مسلمان ايران است كه اين مهم محتاج آسيب شناسي و آفت شناسي از درون مي باشد. شجرة طيبه انقلاب اسلامي براي به بار نشستن ميوة آن كه حيات طيبه مي باشد، تا كنون با پشت سرگذاشتن سه گام پيروزي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و سازندگي مادي، در دوران ورود به گام چهارم و مرحله اصلي انقلاب مي باشد كه همان نوسازي معنوي و استقرار عدالت اجتماعي است، لذا نيازمند است كه در كنار جهاد اصغر و مبارزه با دشمن بيروني و تهديدات استكبار جهاني به جهاد اكبر كه همان مبارزه با آفت هاي دروني است بپردازد تا قادر شود به رسالت اصلي خود جامه عمل بپوشاند. آسيب شناسي انقلاب اسلامي انقلاب اسلامي ايران كه الگويي نوين و انديشه اي حيات بخش مي باشد، براي طي كردن مراحل رشد، شكوفايي و كمال در مسير صراط مستقيم و صدور آن به همة جوامع آزادي خواه و استقلال طلب، نيازمند دو جهاد اكبر و اصغر مي باشد كه از سويي با آفت ها و انحرافات و كژي هاي دروني و از طرف ديگر با دشمن بيروني به مبارزه برخيزد. از اين رو با توجه به قرار گرفتن در دوران جهاد اكبر انقلاب كه تهديدات و تهاجمات خارجي تقريباً خنثي گرديده و يا از كارآيي افتاده و هوشياري مردم و مسئولين توطئه ها را خاموش نموده است، بايد به آفت زدايي از درون بپردازيم و اين مهم مبتني بر آسيب شناسي دروني انقلاب اسلامي مي باشد. در اين رابطه رهبر فرزانة انقلاب مي فرمايند: « دو خطر عمده انقلاب اسلامي را تهديد مي كند: 1- خطر دشمنان خارجي. 2- خطر استحاله داخلي. دشمن خارجي، يعني آن كه از بيرون مرزها با انواع سلاح ها، موجوديت يك نظام را با فكرش و دستگاه زيربنايي عقيدتي اش و قوانينش و همه چيزش هدف قرار مي دهد. شما در مورد جمهوري اسلامي ايران را از بين ببريم. از بيرون نظام بودند و تصميم گرفتند كه آن را از بين ببرند. از بيرون يعني چه؟ از بيرون كشور نه، بلكه بيرون نظام، و لو در داخل كشو... دشمني دوم و آفت دوم هم آفت اضمحلال دروني است كه اين مخصوص غريبه ها نيست، بلكه مخصوص خودي ها و در دورن نظام است. در يك نظام ممكن است خودي ها بر اثر خستگي، اشتباه در فهم راه درست، مغلوب احساسات نفساني شدن، نگاه كردن به جلوه هاي مادي و آنها را بزرگ انگاشتن، ناگهان در درون دچار آفت زدگي بشوند. اين دشمن البته خطرش بيش تر از دشمني اولي است».(4) ايشان در عباراتي ديگر اين گونه مي فرمايند: « افراد و مجموعه هاي بشري همواره از دو ناحيه آسيب مي بينند، اول از درون خود كه منشأ آن ضعف هاي بشري و هوس هاي مهار گسيخته و ترديدها و بي ايماني ها و خصلت هاي منهدم كننده است و دوم از دشمنان بيروني كه بر اثر طغيان و افزون طلبي و تجاوز و ددمنشي، محيط زندگي را بر انسان ها و ملت ها تنگ و فشار آلود مي سازند».(5) ايشان معتقدند كه دو آفت و دو آسيب جوامع بشري و به خصوص جوامع اسلامي و انقلابي اسلامي را مورد تهديد و تهاجم قرار داده است كه آسيب دروني و آسيب بيروني مي باشند. اما تهديد و آسيب دروني بسيار خطرناكتر است، لذا نگاه آسيب شناسانه به«درون» اهميت دارد: « براي هر مجموعه اي لازم است كه گاهي به خود بنگرد و نگاهي از بيرون نه نگاهي از درون، كه خودبيني است، به خود بكند، چون نگاه از بيرون، نگاه ضعف جويانه و انتقادگرا و چشم نافذ است».(6) حضرت آيت الله خامنه اي از منظر جامعه شناسي تاريخي به تحليل آفت هاي جوامع اسلامي از صدر اسلام تا به امروز مي پردازند و با طرح واقعة جنگ احد به استخراج قوانيني اجتماعي از اين حادثه پرداخته و مي فرمايند: « اگر چه جنگ احد در مقياس مقياس مسائل تاريخي و جهاني و مسائل جامعه يك حادثة كوتاه مدت و كوچك است، اما درسي كه قرآن در باب جنگ احد به ما داد، درس بزرگي است و متعلق به هميشه است... خدا نعمت را برنمي گرداند ما هستيم كه با رفتار خودمان، با عقب گرد خودمان، با سو تدبير خودمان دربارة امور خويش، نعمت را برمي گردانيم... در جنگ احد قضيه برگشت، مِن بَعدِ ما أرِيكُم ما تُحِبُّون بعد از آن كه خداوند طلية پيروزي را نشان داده بود، اشتباه كردند... الان همة ما در همان وضعيتيم. جامعة ما، نه امروز، بلكه از بعد از پيروزي انقلاب در همان وضعيت است. پيروزي، مرحله اي انجام گرفته است. ما مأموريم بر اين كه ثغره و شكاف و كمين گاه را حراست و محافظت بكنيم. اگر غفلت كرديم، دشمن ما را دور خواهد زد و ضايعه خواهد آفريد. از اول انقلاب تا حالا نگاه كنيد، هر جا دور خوريم، بر اثر چنين غفلتي بوده است. اگر بگرديم. غفلت را پيدا كنيم همه اش دنبال مسائل تحليل سياسي نرويم. البته من منكر فعل و انفعالات بيروني و واقعي و سياسي نيستم، اما اُسّ اساس قضيه در درون خودماست».(7) مقام معظم رهبري با ترسيم صحنة جنگ احد و تحليل شكست مسلمين در آن نبرد، جامعة اسلامي را به عبرت آموزي فرا مي خوانند و در كنار توطئة دشمنان بيروني به اهميت وضعيت دروني پرداخته و به تعبيري علت كارآمد شدن تلاش دشمن را ضعف دروني برمي شمارند، ايشان در باني ديگر مطرح مي كنند كه: « ما در ايران توانستيم به همة كساني كه مي خواستند از روي سلطه گري به مانگاه كنند، جواب« نه» بدهيم... البته مشكلاتي در كشور داريم. مشكلات، از ضعف هاي ماست، ما خودمان ضعف ها و بي تجربگي هايي داشتيم، مشكلاتي را به وجود آورديم. دشمن نتوانسته است به ما ضربه بزند. البته بديهي است كه دشمني، كارها را كند مي كند و مشكلاتي به وجود مي آورد، اما اين مشكلات قابل رفعند، مشكلات بزرگي نيستند».(8) ايشان معتقدند كه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي با دو تهديد و آفت بيروني و دروني موجه است، اما آن چه اهميت مضاعف دارد و ريشة پديد آمدن مشكلات، انحرافات و كژي ها مي شود آسيب دروني است و اگر دشمن موفق مي شود ضربه و يا هجومي را سامان بدهد و اجرا كند، ريشه در ضعف دروني خودمان دارد، لذا« جامعه اي كه بتواند ريشه هاي فاسد نفساني و مشكلات دروني خود را علاج كند، هيچ ترفندي از دشمن در او كارگر نخواهد افتاد».(9) بنابراين در مقطع كنوني اسلامي كه دوران جهاد اكبر ناميده مي شود، بايد با نگاهي نافذ و ضعف جويانه و آسيب شناسي دروني بپردازديم و ميكروب هاي بيماري زا را شناسايي كنيم و سپس با جهاد اكبر به رفع اين آفت هاي دروني جامعة اسلامي و انقلابي بپردازيم تا كاروان حيات بخش انقلاب اسلامي در تحقق حيات طيبه به موفقيت هاي بيش تري نايل گردد و نداي توحيد، عالم گير شود. از اين رو با بررسي ديدگاه ها و نظريات مقام معظم رهبري به تعدادي از آسيب هاي دروني انقلاب اسلامي اشاره مي كنيم. 1- آسيب هاي فرهنگي انقلاب اسلامي ايران، انقلاب فرهنگي بود كه بر محوريت فرهنگ اسلام پديد آمد و دوران و عصر جديد را در تاريخ بشر شكل داد كه مقام عظماي ولايت معتقدند: « اين عصر و اين دوران جديدي را بايد(دوران امام خميني) ناميد».(10) به فرمودة ايشان« عصر خميني» از خصلت هايي هم چون، گسترش اعتقاد و باورهاي مذهبي، معنا بخشيدن به ارزش انسان ها و حضور مؤثر توده هاي ميليوني مردم، آزادي از سلطه و تصرف و نفوذ قدرت هاي بزرگ و هدف گيري ايجاد حكومت اسلامي و... برخودار است كه اين خصلت هاي فرهنگي، انقلاب را از مهم ترين آفت ها و ميكروب هايي مي باشند كه قادرند، اركان و پايه هاي اين نهضت فرهنگي را متزلزل نمايند. لذا شناخت اين آسيب ها در درجة اول قرار مي گيرد، كه تعدادي از اين آسيب هاي فرهنگي از ديدگاه مقام معظم رهبري بدين قرارند: 1-1- ميكروب ارتجاع انقلاب اسلامي كه كاخ فساد و تباهي، الحاد و نفاق و مظاهر گوناگون ماديت و نفسانيت شيطاني را متزلزل نمود و با دميدن معنويت به پيكر مردة جامعه حركتي رو به جلو و كمال جو را پديد آورد، بنيان گذار نظام فرهنگي بر پاية ارزش هاي الهي گرديد كه در صورت وارد آمدن خدشه اي به اين ارزش ها و مظاهر گوناگون فرهنگي آن و بازگشت به جاهليت پهلوي فلسفة انقلاب اسلامي زير سؤال رفته و آرمان هاي آن برباد مي رود. حضرت آيت الله خامنه اي در اين باره مي فرمايند: « ميكروب رجعت يا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است كه به درون جوامع انقلاب نفوذ كرده و در آن رشد مي يابد و دشمن نيز با آگاهي از اين حقيقت، براي مشاهدة اثرات اين ميكروب در كالبد سالم و نيرومند نظام اسلامي به انتظار نشسته است. نفوذ فساد و ايجاد ترديد در اذهان جوانان نسبت به آرمان ها، دنيا طلبي و اشتغال به زينت هاي دنيوي و زندگي راحت در جامعه و بروز علايم زندگي تجملاتي در ميان عناصر انقلاب، نشانه هايي از تأثير ميكروب ارتجاع و عقب گرد است... پرداختن به مال و مال اندوزي، دچار شدن به فسادهاي اخلاقي، مالي و فساد اداري، درگير شدن در اختلافات داخلي كه خود يك فساد بسيار خطرناك است و نيز جاه طلبي هاي غلط و نامشروع، كاخ آرماني انقلاب اسلامي و هر حقيقت ديگري را ويران مي كند بناهاي طاغوتي، غير خدايي و ضد ارزشي جايگزين آن خواهد شد و اين همان رجعت و ارتجاع است».(11) انقلاب اسلامي كه تحولي بنيادين و ساختاري در ابعاد گوناگون جامعة ايران بود و پيامي جهاني براي نوسازي جوامع بشري داشت، اگر خصلت انقلابي و روحية جهادي خود را از دست بدهد و ارزش هاي جاهلي عصر طاغوت خود را نمايان سازند، زنگ خطري است كه به صدا درآمده و آسيبي است كه پيكرة اين شجرة طيبه را فرا گرفته است. از اين رو: « خاموش كردن روحية جهاد و كوشش در صحنه هاي انقلاب و ميدان سازندگي و جايگزين كردن روحية ضد جهادي به جاي آن و نيز پشيمان كردن مجاهدان راه خدا از مجاهدت هاي گذشته، نقطة مهم حمله دشمن در تهاجم فرهنگي عليه نظام اسلامي است».(12) بنابراين يكي از مهم ترين آفت هايي كه از درون نظام اسلامي به فرهنگ انقلاب اسلامي ضربه وارد مي سازد، ميكروب ارتجاع است كه با غفلت از ارزش ها و اصول فرهنگي انقلاب و قرار گرفتن در حيطة فرهنگ طاغوتي و جاهليت پهلوي بروز مي نمايد و از انقلاب پوسته اي بدون محتوا و هويت اسلامي باقي مي گذارد. اگر مشاهده نموديم كه فرهنگ منحط دوران قبل از انقلاب اسلامي با گذشت حدود دو دهه از پيروزي انقلاب در بعضي از زمينه ها ظهور يافته، بايد نگران اين ميكروب و آفت باشيم و اين بُعد از آسيب دروني را براي اصلاح جدي تلقي كنيم. 2-1- روشنفكري مرتجع يكي از ويژگي هاي اصلي جوامع انقلابي و مجموعه هاي بشري براي ملي كردن مسير توسعه و سعادت، داشتن افراد آگاه، بصير، هوشيار و آينده نگري است كه فرهنگ را به خوبي بشناسند و جامعه را از ابعاد متفاوت آن تحليل كرده باشند و سپس، هدايت فرهنگي جامعه را عهده دار شوند. اين گونه افراد را مي توان روشنفكر ناميد. اگر چه متأسفانه واژة روشنفكر هم همانند بسياري از ديگر واژه ها تحت تأثير افكار و ادبيات غربي قرار گرفته است و هر كس را كه تفكر غربي داشته باشد، روشنفكر مي نامند. مقام معظم رهبري در يك تحليل تاريخي، جريان پديد آمده روشنفكري در ايران را از زمان قاجاريه به اين طرف وابسته و بيمار توصيف مي نمايند و معتقدند كه: « زماني كه غرب مسلط به تكنولوژي و علم خواست در ايران پايگاه تسلط خود را مستحكم بكند، از راه روشنفكري وارد شد و از طريق عناصر خود فروخته اي مثل ميرزا ملكم خان ها و تقي زاده ها اقدام كرد. جريان روشنفكري در ايران از دوران قاجار به بعد بيمار و وابسته متولد شد، متأسفانه چند نفري هم كه آدم هاي سالم وخالصي بودند. بين آنها گم شدند. و لذا اين جريان از ابتدا وابسته بود، بعضي از آنها وابسته به روسيه بودند مثل ميرزا فتحعلي آخوندزاده و بعضي ديگر مثل ميرز ملكم خان و امثال او وابسته به اروپا و غرب بودند».(13) بُعد خطرناك تر از وابستگي روشنفكران، بيماري آنان مي باشد، كه همان ضديت با دين و فرهنگ بومي ايران و سنت ها و آرمان هاي مردم است. « از اولي كه مسألة روشنفكري در اين مملكت به وجود آمده بي دين به وجود آمده ولادت روشنفكري با كساني شد، به وسيلة كساني شد در اين مملكت، كه اعتقادي به دين نداشتند... اين ها يك روشنفكري آوردند كه از مذهب مجرد باشد، حالا ولو در ظاهر ضديت با مذهب هم نداشته باشد... دو خاصيت براي آنها داشت. اولين خاصيت اين بود كه حركت و روند فرهنگ و دانش را د اين مملكت از دين جدا كنند و موفق هم شدند... حركت روشنفكري را كشيدند به سمت بي ديني. كار دوم اين بود كه دين را يك امر صرفاً ايماني و اعتقادي و قلبي معرفي كردند كه بخش مهم تر و ضربة سهمگين تر اين بود».(14) تلاش اين افراد وابسته و بيمار اين بود كه غربي شدن به معناي زير سلطة غرب رفتن را به ملت ايران تحميل كنند و به قول مرحوم جلال آل احمد اينان جاده صاف كن استعمار گرديدند. در دوران كنوني انقلاب اسلامي كه به دنبال تحقق عيني معنويت و عدالت اجتماعي هستيم، از جمله آسيب ها و آفت هاي فرهنگي، زنده شدن اين جريان تاريك فكر در قالب روشنفكري مي باشد كه مقام معظم رهبري آن را ارتجاع روشنفكري مي نامند. ايشان در يك تحليلي جامع از اين جريان خطرناك و تهديد كنندة فرهنگ انقلاب اسلامي از درون، در جمع دانشجويان دانشگاه تهران فرمودند: « مقولة روشنفكري، با خصوصياتي كه در عالم تحقق و واقعيت دارد- كه در آن فكر علمي، نگاه به آينده، فرزانگي، هوشمندي، احساس درد در مسائل اجتماعي؛ به خصوص آن چه كه مربوط به فرهنگ است- در كشور ما بيمار و ناسالم و معيوب متولد شد. چرا؟ چون كساني كه روشنفكران اول تاريخ ما هستند آدم هاي ناسالمي اند... اين كساني كه اولين نشانه ها و پيام هاي روشنفكري قرن نوزدهمي اروپا را وارد ايران كردند، به شدت نامطمئن بودند. مثلاً ميرزا ملكم خان كه داعية روشنفكري داشت و مي خواست عليه دستگاه استبداد ناصرالدين شاهي روشنفكري بكند، خود او دلال معاملة بسيار استعماري و زيان بار رويتر بود... طبقات بعدي روشنفكري هم در ايران، طبقات مطمئني نبودند، بيش تر شاه زاده ها و اشراف و اعيان زاده ها بودند... بعد، دروة رضاخان آمد. در اين دوره، روشنفكران درجة يك كشور، از اساتيد، از نويسندگان، از متفكراني كه جزء زبدگان روشنفكري بودند، در خدمت رضاخان قرار گرفتند... در دروة بعد از رضاخان و بعد از شهريور20، بخشي از روشنفكران در آن موقع به حزب توده پيوستند... بعد از 28 مرداد، از لحاظ نشان دادن انگيزه هاي يك روشنفكر در مقابل يك دستگاه فاسد، سكوت عجيبي در فضاي روشنفكري هست. خيلي از كساني كه در دهة 20 مورد غضب دستگاه قرار گرفته بودند، در دهة 30 به همكاران مطيع دستگاه تبديل شدند... بعد به قضية پانزده خرداد مي رسيم، كه بزرگ ترين حادثه اي بود كه در قرن حاضر در كشور ما، ميان مردم و رژيم حاكم اتفاق افتاده بود... بدترين كاري كه ممكن بود يك مجموعة روشنفكري، در ايران بكند، كارهايي بود كه روشنفكران ما در دورة پانزده سالة نهضت اسلامي خرداد 42 الي بهمن 57 انجام دادند، به كل كنار رفتند... بعد از پيروزي انقلاب، روشنفكري در ايران برنيفتاد- روشنفكري وجود داشت- اما در واقع يك روشنفكري نوين به وجود آمد. در دورة انقلاب، شاعر، نويسنده، منتقد، محقق، كارگردان، سيماگر، نمايشنامه نويس، نقاش، از دو قشر پديد آمد: يكي از عناصري كه انقلاب اين ها را به وجود آورده بود و دوم عناصري كه از دورة قبل بودند و انقلاب اين ها را به كلي قلب ماهيت كرده بود. براي اولين بار بعد از گذشت تقريباً صد سال از آغاز تحرك روشنفكري در ايران، روشنفكري بومي شد. آن كساني كه در مقوله هاي روشنفكري فعال تر هستند در مركز دايرة روشنفكري قرار دارند- يعني نويسندگان و شعرا- تا برسد به قشرهاي گوناگون، مثل هنرمندان و نقاشان و... ، اين ها براي اولين بار در اين كشور مثل يك ايراني فكر كردند، مثل يك مسلمان حرف زدند، محصول روشنفكري و هنري و ادبي توليد كردند، اين شد دوران جديد».(15) رهبر فرزانة انقلاب با تيزبيني و هوشياري بي نظير خود، اين جريان وابسته و بيمار را كه از دوران قاجار در كشور پديد آمد تحليل نمودند و سپس فصل نوين در روشنفكري ايران را دوران انقلاب اسلامي در فضاي نظام جمهوري اسلامي ترسيم نمودند كه عدة زيادي از روشنفكران به فرهنگ اسلامي و ملي كشور خدمت كرده و بر پايه ارزش هاي اسلامي و سنت هاي اصلي ملي به هدايت فكري جامعه پرداختند. اما متأسفانه انقلاب اسلامي از دوران بعد از جنگ تحميلي شاهد بروز مجدد روشنفكري وابسته و بيمار است كه آسيبي عظيم بر انقلاب و جمهوري اسلامي مي باشد. ايشان در اين باره مي فرمايند: « از بعد از جنگ تلاش هايي جدي شروع شده، براي اين كه روشنفكري ايران را به همان حالت بيماري قبل از انقلاب برگردانند. برگشت به عقب، ارتجاع يعني باز قهر كردن با مذهب، قهر كردن با بنيان هاي بومي، روكردن به غرب، دل بستگي و وابستگي بي قيد و شرط به غرب، پذيرفتن هر چه كه از غرب- از اروپا، از آمريكا- مي آيد، بزرگ شمردن هر آن چه كه متعلق به بيگانه است و حقير شمردن هر آن چه مربوط به خودي است، كه در باطن خودش، تحقير ملت ايران و تحقير بنيان هايش را همراه دارد، من اين را دارم مشاهده مي كنم... علي ايّ حال، ارتجاع روشنفكري اين است يعني برگشتن به دوران بيماري روشنفكري، برگشتن به دوران بي غمي روشنفكران، برگشتن به دوران بي اعتنايي دستگاه روشنفكري و جريان روشنفكري به همة سنت هاي اصيل و بومي و تاريخ و فرهنگ اين ملت. امروز هر كس اين پرچم را بلند كند، مرتجع است ولو اسمش روشنفكر و شاعر و نويسنده و محقق و منتقد باشد».(16) بنابراين از جمله آسيب هاي فرهنگي در دوران انقلاب اين است كه روشنفكري نوين و بومي و اسلامي بعد از انقلاب اسلامي، سير قهقرايي طي كند و به حالت وابسته و بيمار كه همان ضدديني مردمي باشد بازگشت كند و اين آسيب اينك جرياني است كه لايه هايي از آن قابل مشاهده مي باشد. 3-1- تحجر انقلاب اسلامي ايران در پرتوي جهان بيني و ايدئولوژي اسلامي و به عبارتي بر پاية مكتب اسلام شكل گرفت و برمكتب هاي مادي و بشري به پيروزي رسيد و اسلام ناب محمدي(ص) را با حذف اسلامي آمريكايي و ابوسفياني تجلي بخشيد. مقام معظم رهبري در تبيين اين ركن اصلي انقلاب مي نويسند: « در انقلاب اسلامي، اسلام كتاب و سنت، جايگزين اسلام خرافه و بدعت؛ اسلامِ جهاد و شهادت، جايگزين اسلامِ دنيا و آخرت، جايگزين اسلامِ دنيا پرستي يا رُهبانيت؛ اسلامِ علم و معرفت جايگزين اسلامِ تحجر و غفلت؛ اسلامِ ديانت و سياست، جايگزين اسلامِ بي بند و باري و بي تفاوتي؛ اسلامِ قيام و عمل، جايگزين اسلامِ بي حالي و افسردگي، اسلامِ فرد و جامعه، جايگزين اسلامِ تشريفاتي و بي خاصيت؛ اسلامِ نجات بخش محرومين، جايگزين اسلامِ بازيچه دست قدرت ها و خلاصه اسلامِ ناب محمدي(ص) جايگزين، اسلامِ آمريكايي گرديد».(17) اينك براي تداوم و پويايي اين انقلاب حيات بخش، بايد از ركن محوري اسلام ناب محمدي(ص) حراست گردد و به آفت ها و آسيب هاي فكري و... مبتلا نگردد. از اين رو مقام معظم رهبري معتقدند كه: « چنين حركت عظيمي(انقلاب اسلامي) معمولاً و عادتاً با يكي از دو آفت مواجه مي شود... آفت اول، تحجر است. تحجر اين است كه كسي كه مي خواهد كار بزرگي با اين عظمت را انجام دهد، نتواند نيازهاي زمان و لوازم هر لحظه لحظة زندگي يك ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در يك وضعيت ايستا و بدون انعطاف حكم نمايد و كار كند و پيش برود. اين امكان پذير نيست. معناي تحجر آن است كه كسي كه مي خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام، براي دنياي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و بتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را در آن جايي كه قابل كشش است درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور- كه نياز لحظه به لحظه است- نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. اين بلاي بزرگي است».(18) اسلامي كه توانست كاخ بزرگ رژيم منحوس پهلوي را سرنگون كند و استكبار جهاني را با طعم تلخ شكست مواجه سازد، اسلامي بود كه همة ابعاد نيازها و احتياجات بشر را مورد توجه قرار مي داد و با پيوند سياست و ديانت، ره يافت هاي مورد نياز را عرضه كرد و اينك هم در تداوم اين انقلاب اسلامي نيازمند همين قرائت و ديدگاه از اسلام هستيم كه آفت آن تحجر است. « اسلام يك كل و يك مجموعه است، اسلام براي زندگي است. اسلام براي فرد و جامعه و براي دنيا و آخرت است».(19) اسلامي كه براي دنيا و آخرت و براي ابعاد اقتصادي، سياسي، اجتماعي، نظامي، فرهنگي و ... برنامه و ارائة طريق دارد، بايد از فقهي جامع و به عبارتي فقه حكومتي برخوردار باشد، كه برخوردار است و: « امام بزرگوار، فقه شيعه را به سمت فقه اجتماعي و فقه حكومتي و فقهي كه مي خواهد نظام زندگي ملت ها را ادراوه كند و بايد پاسخ گوي مسائل كوچك و بزرگ ملت ها باشد، كشاندند. اين يعني نقطة مقابل آن چيزي كه گفتيم تحجر است».(20) بنابراين يكي از آسيب هاي فرهنگي انقلاب تحجر است و اين عدم توجه به تمامي ابعاد ونيازها و كشش احكام اسلامي و عدم توجه به زمان و مكان و اقتضائات ديگر در برداشت از احكام اسلام و قرآن و عترت مي باشد. لذا بايد حوزه هاي علميه پاسخ هاي لازم براي موضوعات جديد و نيازهاي اجتماعي و حكومتي را ارائه دهند و انقلاب اسلامي را در تداوم راهش ياري بخشند تا احكام اسلامي در عمل جلوه خود را نمايان سازند. 4-1- انفعال از ديگر آفت ها و آسيب هاي انقلاب اسلامي، انفعال در برابر غرب است انقلابي كه داراي اصول و ارزش هاي مشخص و برپاية مكتب اسلام ناب محمدي(ص) پي ريزي گرديده است، نبايد براي تنظيم امور خود و برنامه ريزي هاي گوناگون و ادارة جامعه، به سوي تفكرات ديگر و ديدگاه هاي رايج غربي نظر كند. همان طوري كه تحجر آسيب زننده به انقلاب است، انفعال هم آفتي شديد و خطناك مي باشد. آيت الله العظمي خامنه اي در اين باره مي فرمايند: « آفتِ دومي كه در چنين مواردي، مسئولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهديد مي كند، اين است كه آنها را دچار انفعال و خود باختگي كنند و در موضع تأثيرپذيري ناخواسته از ارادة ديگران قرار بدهند...».(21) انقلاب اسلامي اينك در درواني واقع شده است كه دشمن تلاش مي كند دشمني خود را آشكارا روشن ننمايد، لذا با طرح موضوعاتي هم چون دموكراسي، حقوق بشر، تروريسم، زن و... تلاش مي كند جبهة داخل انقلاب را به انفعال بكشد. از اين رو مقام معظم رهبري از جمله آسيب هاي تهديد كنندة انقلاب را انفعال در برابر غرب مطرح مي نمايند و مي گويند: « امروز شما ملاحظه مي كنيد در فشارهاي تبليغاتي دنيا بر روي جمهوري اسلامي يك حرف زياد تكرار مي شود و آن اين است كه ايران بايد استانداردهاي جهاني را قبول كند»و(22) آن چه به نام استانداردهاي جهاني مطرح است ديدگاه هاي غرب به خصوص آمريكا است كه با اصول انقلاب اسلامي ما در تضاد است و از اين رو خطر و آسيب دروني، زماني است كه شعارها و ديدگاه هاي غربي را به جاي اسلام و يا به نام اسلام بپذيريم. ايشان مي فرمايند: « هنگامي كه(غرب) مي بيند در اين كشور همة مسئولان فرهنگ غرب را رد مي كنند، مي فهمد كه با نظام اسلامي مشكل جدي دارد و به همين دليل است كه غرب دائماً به نظام اسلامي مي گويد به جامعة جهاني برگرديد، در حالي كه منظور اصلي آنها از اين درخواست، آن است كه فرهنگ غرب را بپذيريد».(23) ايشان با نگاهي نافذ و حكيمانه به طرح آسيب و آفت انفعال پرداخته و به تعدادي از مصاديق آن اشاره مي نمايد: « خيلي مهم است كه انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود. تمام سعي امروز دنياي مادي مستكبر اين است كه هر جا مقاومتي است، آن را از طريق منفعل كردن، خرد كنند... امروز از لحاظ فرهنگي و سياسي، بيش ترين تكية آنها اين است. راجع به قضية زن، جنجال درست مي كنند، راجع به حقوق بشر جنجال درست مي كنند، راجع به مسئله دموكراسي جنجال درست مي كنند، راجع به مسئلة نهضت هاي آزادي بخش جنجال درست مي كنند، براي اين كه طرف مقابل را دچار انفعال كنند. بزرگ ترين اشتباه اين است كه ما در قضايايي كه آنها جنجال درست مي كنند، طوري حرف بزنيم كه بخواهيم آنها را راضي بكنيم. اين همان انفعال است... بزرگترين پشتوانة نقض حقوق بشر در هر جاي دنيا كه مشاهده شود، همين دولت هاي مستكبر امثال آمريكا هستند، آن وقت اين ها داعيه دار حقوق بشر مي شوند و آن را براي ملت ها و دولت هايي كه مي خواهند با آنها در بيفتند، چماقي مي كنند. اگر از اين طرف، كساني بيايند[اين] طور در باب حقوق بشر حرف بزنند، براي اين كه آنها را راضي كنند، اين سياست بسيار غلطي است. اين يعني انفعال در مقابل دشمن... اگر ما بياييم براي اين كه آنها را راضي كنيم طوري دربارة زن حرف بزنيم كه با نظر اسلام- كه ماية عزت زن است- مخالف باشد خطاست. چرا كساني در زمينة زن، يا در زمينة حقوق بشر، طوري حرف بزنند كه گويي ما بايد سعي بكنيم خودمان را با نقطه نظرهاي غربي ها نزديك و آشنا كنيم؟ آنها اشتباه مي كنند. آنها بايد نقطه نظرهاي خود را به ما نزديك كنند، آنها بايد نسبت به مسألة زن و حقوق بشر و آزادي و دموكراسي، نقطه نظرهاي غلط و باطل خودشان را تصحيح كنند و با نظرات اسلامي مواجه نمايند. نه اين كه عده اي از اين طرف دچار انفعال بشوند».(24) لذا انفعال در برابر دشمن و قبول ديدگاه هاي او يا بيان ديدگاه هاي اسلامي به شكلي كه منظور دشمن و غرب را تأمين كند، آفتي است كه دنياي اسلام و به خصوص انقلاب اسلامي را تهديد كرده و مي كند. مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: « به نظر من امروز دو گرايش و دو جهت گيري در زمينة اسلام وجود دارد، كه هر دو خطرناك و ضد اسلام است. يك گرايش، آن گرايش است كه اسلام را به يك مشت اعمال عبادي- و حداكثر احوال شخصي- منحصر مي كند و مهم ترين عرصه هاي زندگي را از دسترس اسلامي دور مي كند... يك ديدگاهِ ديگر هم در زمينه مسائل اسلامي هست كه آن هم به نظر من به همين اندازه غلط است و آن اين است كه بعضي ها در مسائل گوناگون زندگي، وقتي مي خواهند نظر اسلام را بيان بكنند، به جاي اين كه به سراغ متن اسلام و قرآن اسلامي و حقيقت اسلام بروند به سراغ حرف هاي رايج دنيا مي روند. آن چه را كه امروز فرهنگ غربي با سيطرة خود با سلطة همه جانبة خود به بسياري از مناطق عالم، به صورت حرف قاطع و رايج در آورده، همان را به نام اسلام تكرار مي كند... ما براي اين كه اركان اسلام را براي مردم تبيين كنيم، بايد از واژه هاي خود اسلام استفاده كنيم. واژه هاي فرهنگ غربي را كه دقيقاً معاني اسلام را حكايت نمي كند، به كار نبريم، اين تعصب نيست، نمي خواهيم برخورد متعصبانه با فرهنگ غرب داشته باشيم، نه ...».(25) بنابراين، انفعال جبهة داخلي انقلاب، در برابر انديشه ها و ديدگاه هاي غربي و غفلت از فرهنگ اصيل اسلام آسيبي جدي است كه متأسفانه در بعضي از زمينه ها نشانه هاي آن در جامعه هويدا مي باشد. 5-1- ضعف دانش و بينش نسل جوان يكي از اركان انقلاب اسلامي ايران« امت» است كه در قالب قشرهاي مختلف ظهور مي يابد. از جمله قشرهايي كه در پيروزي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس نقش مهم و اساسي داشت، نسل جوان بود كه به فرمودة مقام معظم رهبري، مظهرِ صفا، پاكي، طهارت و... مي باشد. در آستانة دهة سوم انقلاب اسلامي نسل جوان امروز ميراث دار حماسة نسل قبل از خويش مي باشد كه اين انقلاب را تا به اين جا حراست كرده است. بر دوش كشيدن اين انقلاب وادامة آن به وسيلة نسل جوان، نيازمند دانش و بينش از سوي جوانان اين مرز و بوم است، لذا اگر نسل جوان امروز در تقويت دانش و بينش خود سستي كند، آسيب جدي و خطرناك بر انقلاب اسلامي وارد مي آيد. مقام معظم رهبري مي فرمايند: « شما دانشجويان و دانش آموزان و جوانان، براي نسل آينده و دورة بعد، پايه هاي اصلي انقلابيد، امروز هم شما در انقلاب تأثير زيادي داريد، چون جوانيد. امروز هم شما در جبهة سياسي و نظامي و سازندگي و هر جاي ديگر كه مي توانيد حضور داشته باشيد، عنصر فعال انقلابيد؛ اما فردا شما پايه هاي انقلاب هستيد، امروز عناصر مؤثريد، عنصر فعال انقلابيد؛ اما فردا شما پايه هاي انقلاب هستيد، امروز عناصر مؤثريد، اما فردا ستون هاي انقلاب هستيد. توجه كنيد انقلاب را با ريشه ها و مباني فكري و منطقي اش، به درستي بشناسيد.(26) اين كافي نيست كه يك نسلي انقلاب كرده باشد و يك نسل ديگر اصلاً خبر نداشته باشد آنها چه كردند. بايستي در آنها تفكر، بينش، حركت، وظيفه و روحية انقلابي به وجود بيايد».(27) از اين رو نسل جوان بايد به شناخت تاريخ معاصر ايران و ويژگي هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و... دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بپردازد تا به قدر و قيمت اين گوهرِ گران قدر واقف گردد و به عنوان عناصر مؤثر امروز و ستون هاي فردا، انقلاب اسلامي را در راستاي تداوم و پويايي ياري دهد. ايشان يكي از نگراني هاي خود را پيرامون انقلاب اسلامي اين چنين بيان مي كنند: « من نمي دانم آيا جوان هاي نسل انقلاب تاريخچة 200-150 سال اخير را درست خوانده اند يا نه؟ و همة دغدغة من اين است كه جوان انقلابي امروز نداند كه ما بعد از پشت سرگذاشتن چه دوراني امروز در ايران مشغول چنين حركت عظيمي هستيم».(28) از آن جا كه در كنار دو ركن مكتب و امت، انقلاب اسلامي ايران از ركن امامت يا به تعبيري رهبري ولي فقيه برخوردار بوده است و مي باشد، نسل جوان بايد با انديشه ها و ديدگاه هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي، امام خميني(ره) آشنا باشد تا بتواند اين انقلاب را تداوم بخشد. لذا در اين باره ايشان مي فرمايند: « من نگران آن هستم كه نسل هاي جوان، پاك و آمادة حضور در صحنه، امام را نشناسند و ما نتوانيم نسل هاي آينده را از محبت، معرفت و ارتباط با آن بزرگوار بي نياز كنيم».(29) بنابراين از جمله آسيب هايي كه مقام معظم رهبري در رابطه با انقلاب اسلامي مطرح مي نمايند، عدم دانش و بينش كافي نسل جوان از اصول و مباني انقلاب وتاريخ معاصر كشور و... مي باشد. 6-1- تضعيف اسلام در دانشگاه ها مقام معظم رهبري، از جمله آسيب ها و آفاتي كه انقلاب را از درون مورد تهديد قرار داده ازتضعيف ساختار و محتواي اسلامي[در] دانشگاه ها نام مي برند. ايشا معتقد هستند كه: « دانشگاه نقطة اساسي هر جامعه و كشوري است. اگر دانشگاه اصلاح شود، آيندة آن جامعه اصلاح خواهد شد».(30) از اين رو در جامعة اسلامي نياز به دانشگاهي اسلامي كه به توسعه و تحقق حيات طيبه بينجامد، ضرورتي غير قابل انكار است. لذا در توصيف دانشگاه مورد نياز مي فرمايند: « مادامي كه دانشگاه، پرورشگاه متخصصان مسلمان و متعهد نباشد، دانشگاه مطلوب انقلاب نخواهد بود».(31) دانشگاه مطلوب انقلاب با دو شاخص علم و ايمان سنجيده و مشخص مي شود، ايشان در تعريف دانشگاه اسلامي كه مطلوب و مورد نياز انقلاب و جامعه انقلابي است در عبارتي مي فرمايند: « در دانشگاه اسلامي، علم با دين، تلاشگري با اخلاق و تضارب افكار با سعة صدر و تنوع رشته ها با وحدت هدف و كار سياسي با سلامت نفس، تعمق و ژرف نگري با سرعت عمل و خلاصه دنيا با آخرت همراه است».(32) « از شاخصه هاي اسلامي شدن دانشگاه ها، علمي شدن آنها است. عميق شدن، خودباور بودن و اتكا به نفس داشتن دانشجو و استاد، از جمله نكات بارز دانشگاه اسلامي است. در دانشگاه اسلامي تدين و دين باوري وجه غالب است و در آن ايستادگي بر روي اصول، تسليم ناپذيري در برابر دشمني و عزم و اراده در برابرتهاجم فرهنگي به زير بناي مستحكم فكري است. دانشگاه اسلامي شكوفا و پر نشاط است و در آن علم و عالم عزيز و با كرامتند، دانشجو به قصد قربت درس مي خواند و مظاهر فسق و فساد در آن وجود ندارد. بنابراين لازمة علمي شدن دانشگاه ها، اسلامي شدن آنها است».(33) متأسفانه از نقاط و مسائل خطرناك تهديد كنندة انقلاب، عدم توجه و تلاش براي تحقق دانشگاه اسلامي با دو شاخص اساسي علم و ايمان است كه بارها مقام معظم رهبري در اهميت آن رهنمودهايي مطرح كرده اند. ايشان مي فرمايند: « دانشگاه هنوز اسلامي نشده است... اين نمي شود مگر با يك تحول عميق، بنيادي، دل سوزانه، بلند مدت، برنامه ريزي شده و همه جانبه«.(34) هم چنين معتقدند كه: « اسلامي كردن دانشگاه ها، مسئله اي بسيار مهم و داراي ابعاد گوناگون است و آيندة كشور و انقلاب نيز به آن وابسته است و هنوز پيشرفت محسوسي در اين زمينه نبوده است. در برخورد با مسئلة اسلامي كردن دانشگاه ها، سطحي نگري و برداشت هاي سطحي، منحرف كردن مسئله از مسير حقيقي و ظلم به اين هدف عالي است».(35) از سوي ديگر، دانشگاه اسلامي مظهر تحقيق پيوند و وحدت حوزه و دانشگاه مي باشد، كه متأسفانه در اين زمينه شاهد بروز آفت ها و آسيب هايي هستيم كه مقام معظم رهبري مي فرمايند: « آهنگ دوري و جدايي حوزه و دانشگاه از يكديگر براي كشور و آيندة تاريخ، مسئلة بسيار خطرناكي است».(36) بنابراين عدم اسلامي شدن دانشگاه ها به عنوان يك آسيب و آفت جدي براي انقلاب اسلامي از ديدگاه رهبر فرزانة انقلاب مطرح است. 7-1- غفلت از تهاجم فرهنگي انقلاب اسلامي، مهم ترين چهرة خود را در فرهنگ نمايان ساخت و از اين رو مي توان آن را انقلاب فرهنگي ناميد كه به تحليل بنيادين و ساختاري فرهنگ مي انديشيد و هنوز هم مي انديشيد. مقام معظم رهبري دربارة وضعيت اسف بار دروان پهلوي منحوس مي فرمايند: « انقلاب اسلامي، كشوري را در اختيار گرفت كه محصول يك خانه تكاني شديد فرهنگي و در واقع يك غارت بزرگ فرهنگي در گذشته است. در طول اين سال ها فرهنگ ديني و ملي ملت مسلمان ايران تضعيف شد و مقولات فرهنگي مانند ادبيات فارسي، تاريخ و دين، نه تنها رشد نكرد بلكه در آن خلأ بزرگي نيز به وجود آمد».(37) اگر در دوران قبل از انقلاب غارت فرهنگي صورت گرفت، با ظهور انقلاب اسلامي و احياي فرهنگي اسلامي اين سرزمين، دشمن به تهاجم فرهنگي پرداخت كه مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: « امروز حتي دير باورترين اشخاص نيز خط و نشان دشمنان سوگندخوردة انقلاب اسلام مي كنند. در اين تهاجم خطرناك، نه فقط ارزش هاي اسلامي، بلكه فرهنگ اصيل ملي مردم و بيش تر باورهاي راه گشا و مبارك آنان، آماج تيرهاي زهرآگين دشمنان قرار گرفته است و صدها رسانة گفتاري و تصويري و نوشتاري و انبوهي از نويسندگان و پژوهشگران و گويندگان و هنرمندان و پشت سرآنان، سياست بازان و سرمايه داران و مردورانشان از چهار گوشه جبهة استكبار، ايران اسلامي و ملت سرافراز آن و به ويژه نسل جوان نام آور و شجاع را هدف گرفته اند».(38) ايشان با توجه به آن غارت فرهنگي در قبل از انقلاب اسلامي و تهاجم فرهنگي در دروان بعد از انقلاب تهاجم فرهنگي خود را عليه جمهوري اسلامي ايران به انجام مي رساند و اگر پاسخ متقابل ما منظم و سازمان يافته نباشد، خطر تهاجم دشمن بيش تر خواهد بود».(39) از اين رو ايشان معتقد هستند كه: « مديريت فرهنگي به مفهوم وجود يك دستگاه متفكر، مدبر و مدير است كه قادر است فرهنگ يك كشور را قانونمند وضابطه مند سازد. بنابراين مديريت فرهنگي در مقابل هرج و مرج فرهنگي قرار دارد. واقعي بودن تهاجم فرهنگي دشمن، ايجاب مي كند كه در داخل كشور، مجموعه اي از نيروهاي صاحب فكر و انديشه، خود را مسؤول دفاع و مقابلة هوشمندانه با آن بداند».(40) با توجه به اين ديدگاه مقام معظم رهبري كه ايشان از غفلت در برابر تهاجم فرهنگي به عنوان يك آسيب بسيار خطرناك نام مي برند و نگراني خود را از سستي اهل حق و جبهة انقلاب در برابر تهاجم سازمان يافتة دشمن ابراز مي دارند. ايشان در طول چندسال گذشته در بيانات مختلفي اين گونه اين آسيب و آفت را مطرح مي كنند: « من احساس مي كنم كه در زمينة ادارة فرهنگ اسلامي اين جامعه، داريم دچار يك نوع غفلت و بي هوشي مي شويم- كه بايستي خيلي سريع و هوشيارانه، آن را علاج كنيم».(41) « درك نادرست، كج سليقگي و دير فهمي در مسائل فرهنگي، به بروز ضايعة مهمي، منجر خواهد شد، كه در نتيجة آن، افكار صحيح، ميدان عمل پيدا نخواهند كرد».(42) « دشمن به شدت مشغول تهاجم فرهنگي است و اين تهاجم گاهي با دست عنصر خودي غافل، بي توجه و فاقد بينش صحيح سياسي انجام مي گيرد».(43) « بايستي به تربيت كودكان و نوجوانان اين مرز و بوم بسيار بينديشيم و براي آن اهميت فوق العاده اي قائل شويم، اما متأسفانه احساس مي كنيم كه برخي از مسئولين و دست اندر كاران امور فرهنگي كشور با چنين توجه و اهميتي به اين مسئله نگاه نمي كنند».(44) « تهاجم فرهنگي غرب به مناطقي كه از آن احساس خطر مي كند، به ويژه نظام اسلامي، بسيار جدي است، اما اين مسئله هنوز خوب فهميده نشده است».(45) « امروز دشمن در حركت ادامه دار فرهنگي خود به جنگ ايمان مردم آمده است و متأسفانه عده اي از عناصر غافل و فريب خورده نيز دشمن را ياري مي دهند».(46) « البته همة كساني كه در اين ميدان، كار خلاف مي كنند، دشمنان نيستند. اين هم معلوم باشد بعضي هم دوستان نادانند، بعضي خودي هاي غافلند من از خودي ها مصراً مي خواهم قدري ذهن خودشان را باز كنند و فكر خودشان را به كار بيندازند، بفهمند امروز دشمن كيست، چه مي خواهد و چه مي كند و نقشة دشمن چيست؟»(47) « من يك عنصر فرهنگي هستم و مطلقاً از طرح فكر مخالف احساس وحشت نمي كنم و از اين كه يك فكر صد در صد غلط در جامعه مطرح شود، به هيچ وجه احساس اضطراب و نگراني نمي كنم. اما بي كار بودن و كم كاري دستگاه مسئول امور فرهنگي كشور در مقابل طرح نظرات غلط و ناحق، خطرناك و اين امر موجب نگراني است. هم چنين كساني كه در مجموعة فرهنگي كشور قرار دارند، نبايد در تشخيص جبهة خود دچار اشتباه شوند».(48) بنابراين از ديدگاه مقام معظم رهبري يكي از آفت هاي تهديد كنندة انقلاب اسلامي غفلت از تهاجم فرهنگي در جبهة داخل و درون نظام است. اگر نهادها و سازمان هاي فرهنگي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي دچار غفلت، بي هوشي، عدم توجه، ديرفهمي و نفهمي، كج سليقگي، بي كاري و كم كاري شوند، و بعضي از عناصر خودي غافل و نادان در جهت خواست دشمن فعاليت كنند، آن گاه آسيب جدي به انقلاب اسلامي و ارزش هاي آن وارد خواهد آمد و تلاش دشمن به ثمر مي نشيند. بنابراين از ديدگاه مقام معظم رهبري در رابطه با آسيب شناسي فرهنگي انقلاب اسلامي مي توان به آسيب هايي هم چون ميكروب ارتجاع، روشنفكري مرتجع، تحجر، انفعال، عدم دانش و بينش نسل جوان، اسلامي نبودن دانشگاه ها و غفلت از تهاجم فرهنگي اشاره نمود كه هر كدام از اين آسيب ها، قادرند در شجرة طيبة انقلاب اسلامي به عنوان آفتي خطرناك، فساد و نابودي ايجاد نمايند. 2- آسيب هاي سياسي انقلاب اسلامي ايران كه تحولي بنيادين و ساختاري در تمامي عرصه هاي زندگي مردم ايران بود، در صحنة سياست و ادارة جامعه با ساقط كردن نظام شاهنشاهي و استبداد 2500 ساله، حاكميت ديني با حضور مردم را در قالب نظام جمهوري اسلامي برپا نمود. اين نظام مردمي برپاية قوانين الهي، سيستمي نوين و الگويي جديد را به جهان عرضه نمود و با پيوند سياست و ديانت، انقلاب اسلامي را در سراسر جهان به عنوان يك حركت آزادي بخش كه نه به غرب و نه به شرق وابسته است، معرفي كرد. اينك براي تداوم نظام و انقلاب در صحنة سياسي و حكومتي و عمل كرد كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ونقش مردم در آن بايد با نگاهي نافذ و دورانديش به آسيب ها و آفت هاي سياسي آگاهي يافت و حكومت را از انحرافات احتمالي مبرا نمود. لذا مقام معظم رهبري در طور چندين سال گذشته بارها نكات قابل توجهي را در اين زمينه مطرح كرده اند كه در اين جا به چند مورد از آنها مي پردازيم: 1-2- انحراف خواص مقام معظم رهبري در يك تحليل جامعه شناختي با بهرة گيري از وقايع تاريخ اسلام، به خصوص حادثة كربلا به يكي از مهم ترين آسيب هاي دروني جامعة اسلامي ايران اشاره كردند و از انحراف خواص و سپس پيروي عوام به عنوان يك خطر و تهديد و آفت جوامع اسلامي نام بردند. ايشان اين گونه تحليل مي نمايند: « به جماعت بشري كه شما نگاه مي كنيد در هر جامعه اي، در هر شهري، در هر كشوري، با يك ديد، با يك برش مردم تقسيم مي شوند به دو قسم، يك قسم كساني كه از روي فكر و فهميدگي و آگاهي و تصميم گيري كار مي كنند، يك راهي را مي شناسند و دنبال آ راه حركت مي كنند. خوب و بدش را كار نداريم. حالا اين ها را اسمشان را بگذاريم خواص، يك قسم كساني هستند كه نه، دنبال اين نيستند كه ببينند چه راهي درست است، چه حركتي صحيح است، بفهمند، بسنجند، تحليل كنند، درك كنند؛ ببينند جو اين جوري است، دنبال جو حركت مي كنند، اسم اين را هم مي گذاريم عوام. پس جامعه را مي شود تقسيم كرد به خواص و عوام... خواص هم در يك جامعه دو جورند، خواص طرف دار حق، هستند كه در مقابلة با دنيا، با زندگي، با مقام، با شهوت، با پول، با لذت، با راحت، با مال، در رابطة با اين چيزها... اگر شما آن قدر مجذوب شويد خداي نخواسته، كه آن جايي كه پاي تكليف سخت به ميان آمد نتوانستيد از اين ها دست برداري، اين مي شود يك جور. اگر نه، از اين متاع بهرة هم مي بريد اما آن جا كه پاي امتحان سخت پيش مي آيد مي توانيد از اين ها به راحتي دست برداريد، اين مي شود يك جور ديگر... اگر آن قسم خوب خواص طرف دار حق، يعني خواصي كه مي توانند از اين متاع دنيا آن وقتي كه لازم باشد دست بردارند، اگر اين ها بيش تر باشند، هيچ وقت جامعة اسلامي دچار حالت جامعة زمان امام حسين(ع) نخواهد شد. اما اگر اين ها كم باشد، آن دستة خواص ديگر زياد باشند، يعني آنهايي كه دل سپردند به دنيا، حق را هم مي شناسند، طرف دار حق اند، در عين حال در مقابل دنيا پايشان مي لرزد... آن وقت ديگر حسين بن علي ها به مسلخ كربلا خواهند رفت، يزيدها مي آيند سركار و بني اميه هزار ماه بركشوري كه پيغمبر به وجود آورده بود حكومت خواهد كرد... تصميم گيري خواص در وقت لازم، تشخيص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنيا در لحظة لازم، اقدام خواص براي خدا در لحظة لازم، اين هاست كه تاريخ را نجات مي دهد. ارزش ها را نجات مي دهد، ارزش ها را حفظ مي كند«.(49) رهبر فرزانة انقلاب با تحليلي جامعه شناختي به نقش خواص طرف دار حق در جامعه پرداخته و سپس اشاره مي نمايند كه اگر خواص طرف دار حق از دنيا و ماديات آن در وقت ضرورت و خطر بگذرند و تشخيص لازم، تصميم لازم و اقدام لازم را انجام دهند، جامعة اسلامي به سعادت مي رسد و بيمه مي گردد، و گرنه در اثر دنيا طلبي خواص طرف دار حق، انحرافات و آسيب هاي جدي به جامعة اسلامي وارد مي شود كه دوران اميرالمؤمنين(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) گوياي اين واقعيت تلخ است كه در اثر انحراف خواص طرف دار حق، آن فجايع رخ داد و اين ائمة معصومين تنها ماندند و در نهايت به شهادت رسيدند. امروز هم انقلاب اسلامي در اين خطر قرار گرفته است، كه اگر خواص طرف دار حق و افراد مؤثر در نظام و انقلاب و كارگزاران نظام اسلامي، در مقابل متاع دنيوي بلغزند، انقلاب دچار بحران و آسيب مي شود. ايشان شهدا را مصداق بارز خواص طرف دار حق كه از نيا گذشتند بر مي شمارند و پيام آنان را براي ما همين گذشت از دنيا در وقت لازم و ضروري مي دانند و مي فرمايند: « هرجايي كه گروهي از انسان هاي مؤمن اين كار را كردند، كلمة خدا پيروز شد. هر جاي هم كه بندگان مؤمن خدا پايشان لرزيد، بدون برو و برگرد، كلمة باطل پيروز شد».(50) دوران كنوني انقلاب اسلامي كه به فرمودة ايشان دوران جهاد اكبر انقلاب است، همين مبارزه با هواهاي نفساني و متاع هاي دنيوي را مي طلبد تا اين شجرة طيبة انقلاب اسلامي هم چنان به رشد و شكوفايي خود ادامه دهد. اگر خواص طرف دار حق، دچار انحراف شدند و عوام از آنان پيروي كردند، باز شاهد كربلايي ديگر در ايران زمين خواهيم بود؟ مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: « تمامي مشكلاتي كه در طول تاريخ دردآور و غم بار اسلامي بروز كرده است، ريشه در تركيب دو عامل يعني خيانت برخي از خواص و دنباله روي بسياري از عوامل دارد و اين مشكل است كه امكان وقوع آن هميشه وجود دارد و ممكن است تعدادي از خواص، دانسته و فهميده خيانت كنند، از راه راست منحرف شوند، در خدمت هواي نفس خود قرار گيرند و به مال اندوزي و قدرت طلبي گرفتار شوند و بسياري از عوام را نيز به دنبال خود به گمراهي و ضلالت بكشند».(51) بنابراين از ديدگاه رهبر فرزانة انقلاب اسلامي انحراف خواص در درون جامعة اسلامي از آسيب ها و آفت هاي بسيار خطرناك و تهديد كنندة انقلاب اسلامي مي باشد. 2-2- توهم توطئه انقلاب اسلامي ايران از بدو پيروزي خود، هميشه با دو دشمن بيروني و داخلي موجه بوده است. اگر دشمن ما و در رأس آن استكبار جهاني آمريكا، به توطئه مي پردازد، توقعي از او نيست، چرا كه خصلت دشمن اين است، اما خطر آن جا بروز مي كند كه در داخل و درون جبهة انقلاب، نسبت به توطئه هاي دشمن فراموشي پديد آيد و از توهم توطئه سخن گفته شود. اگر مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران و برنامه ريزان آن نسبت به توطئه هاي دشمن غلفت كردند، آسيب و آفت دروني خطرناكي در سياست مدران ما پديد خواهد آمد كه منجر به سقوط بسياري از دست آوردها و ارزش هاي انقلاب اسلامي خواهد شد. مقام معظم رهبري با گوشزد كردن اين آسيب مي فرمايند: « اگر در شناخت دشمن و شناخت جهتي كه اسلام و مسلمين از آ جهت خسارت مي بينند و به آنها حمله مي شود دچار اشتباه شويم، خسارتي پيدا خواهد شد كه جبران ناپذير است. اگر غفلت كنيم فرصت هايي بزرگ از دست مي رود. امروز مكلفيم كه همين هشياري و توجه و دشمن شناسي و تكليف شناسي در حد اعلاي ممكن براي جهان اسلام و ملت خودمان ايجاد كنيم... نبايد در شناخت دشمن اشتباه كرد. نبايد تصور كرد كه دشمن از دشمني با اسلام و مسلمين دست برداشته است».(52) هم چنين مي فرمايند: « مبادا بعضي ساده دلي ها يا احياناً كج فكري ها موجب شود كه ما تصور كنيم دشمني ها و دشمن ها تمام شدند، كه اين خطر بزرگي را توليد خواهد كرد. براي كسي كه در مواجهه با دشمن است، هيچ خطري بالاتر از فراموش كردن دشمن نيست».(53) متأسفانه شاهديم در جامعه از سوي بعضي افراد و يا گروه ها، سخن از توهم توطئه گفته مي شود و اين كه نبايد براي خودمان دشمناني را تصور كنيم و ... در صورتي كه هر روز شاهديم توطئه اي طراحي و در ابعاد سياسي و اقتصادي، فرهنگي و... به اجرا گذاشته مي شود، اگر چه همين طراحان و مجريان توطئه و در رأس آنها آمريكا، در ظاهر لبخند زده و دست دوستي دراز مي كنند. مقام معظم رهبري در پاسخ به اين آسيب و آفت دروني مي فرمايند: « خيلي ها تا گفته مي شود دشمن، تا گفته مي شود استكبار جهانيف مي گويند شما همه چيز را به استكبار نسبت مي دهيد. اين دشمني هست ما چه بكنيم؟ امروز در مسائل جهاني براي آمريكا دو نقطة بسيار حساس وجود دراد. يكي از آن دو نقطه، عبارت است از مقابلة با اسلام و با تمركز بر روي ايران اسلامي و نظام جمهوري اسلامي، يك نقطه ديگر، مسئلة فلسطين است».(54) بنابراين « چرا بايد كساني مرتب ترويج كنند كه از خارج به ما هيچ گونه تهاجمي نيست؟».(55) و در بياناتي مي فرمايند: « يك عده مي خواهند وانمود كنند كه ما اصلاً دشمن نداريم. يك عده مي خواهند وانمود كنند كه اصلاً توطئه اي عليه ملت ايران نيست، مي نويسند ديگر، اين ها هم رفيق هاي همان ها هستند، در روزنامة ها مي نويسند و گاهي در سخنراني ها مي گويند كه اصلاً توطئه اي وجود ندارد، خيالات است كه شما مي كنيد، خيالات است. دشمن ازهمه طرف توطئه مي كند».(56) بنابراين از آسيب هاي انقلاب اسلامي مي توان از توهم توطئه نام برد كه در بدنة نظام جمهوري اسلامي افراد مؤثري، دشمن را فراموش و توطئه هاي او را درك نكنند. 3-2- تحت الشعاع قرار گرفتن منافع ملي در نزاع جناح هاي سياسي در درون هر جامعه، گروه ها و دسته هاي متفاوتي وجود دارد، كه اگر همة آنها در راستاي اهداف و آرمان هاي آن جامعه در قالب سليقه ها و ديدگاه هاي متفاوت تلاش كنند، امري پسنديده و قابل قبول است و از سويي باعث فراتر برود و در قالب نزاع و درگيري و حذف يكديگر بروز كند، آفتي براي آن جامعه خواهند شد. انقلاب اسلامي ايران از همان بدو پيروزي تا به امروز در درون خود گروه ها و جناح هاي گوناگوني را ديده است. آن چه امروز به عنوان يك آسيب و آفت، انقلاب اسلامي را تهديد مي كند و از ديدگاه مقام معظم رهبري نزاع جناح هاي سياسي است كه با برخورد خشن و دور از ارزش هاي اسلامي صورت مي گيرد. اگر جناح هاي سياسي موجود در جامعه، اصول و مباني انقلاب و اسلام را رعايت نكنند به انقلاب و پشتوانه عظيم مردمي آن ضربه خواهند زد و از اين رو مقام معظم رهبري مي فرمايند: « آن كسي كه به بردار مسلمان خودش، كه گرايش و خط سياسي اش با او فرق دارد، اهانت مي كند، به او مي پرد، عليه او مي نويسد و داد سخن مي دهد، آيا نمي داند كه با اين كار چه چيزي از دست خواهد داد؟... متأسفانه طرفين، برخوردهاي خشن و نامتناسب با محيط اسلامي با هم دارند. حرف ها با اهانت، با خلاف واقع و احياناً با تهمت همراه است. از كار يك نفر، يك جمع بندي كلي و يك استنتاج عمومي مي كنند، كه اين غلط و تزوير است. برادران، اگر اين كارها ادامه پيدا كند، ما چه چيزي را از دست مي دهيم؟ مردم و همين اعتمادي كه عرض كردم«.(57) و يا در حركتي ديگر با پنهان شدن اين جناح و گروه ها و افراد به ارزش ها و اصول انقلاب اسلامي حمله مي كنند كه ايشان مي فرمايند: « كساني كه اسلام، انقلاب، امام، حركت در راه خدا، اخلاص، فداكاري و ايثار را قبول دارند، بدون ترديد به حل هر گونه اختلاف سليقه و اختلاف سياسي و بينش در مسائل كشور هستند، اما مشكل آن جاست كه عده اي از مخالفين اسلام، و نظام با پنهان شدن در پشت سر جمعي ديگر، ايمان مردم را هدف قرار داده اند.»(58) همچنين به غير از سوء استفاده دشمنان خارجي، اگر جناح ها به نزاع بپردازند و خود را معيار و محور بدانند، تلاش مي كنند مصالح جناح خود را بر مصالح انقلاب ترجيح بدهند، كه خودآسيب و آفتي جدي به انقلاب وارد خواهد كرد. از اين رومقام معظم رهبري در سفارش به جناح هاي سياسي كشور مي فرمايند: « جناح هاي موجود كشور بايد مصالح ملت را اصل بدانند و مصالح فردي، جناحي و گروهي را به هيچ وجه در تصميمات و اقدامات خود دخالت ندهند. بنابراين هر فردي و مجموعه اي در كشور كه مصالح خود را بر مصالح كشور و انقلاب ترجيح بدهد، بداند كه خيانت كرده است. اگر قرار است بار انقلاب را از زمين برداريم، همة نيروهاي انقلاب بايد در برداشتن آن به يكديگر دست كمك و برادري بدهند و هيچ كس هم نبايد خود را در رعايت اين اصل مبرا فرض كند».(59) لذا اختلاف را بايد در حد سليقه، نظر و ديدگاه محفوظ داشت و تلاش كرد تا اختلاف به نزاع تبديل نشود و اتحاد حاصل گردد و با نزديك شدن به معيار ارزش ها به وحدت نظرها براي پيش برد انقلاب نزديك گرديد. خطر نزاع جناح هاي سياسي براي آسيب رساندن به وحدت ملي و ارزش ها از جمله آفت هايي است كه بارها مقام معظم به آن گوشزد كرده و سفارش دارند كه: « بنده به تعبيرات چپ و راست در دايرة معتقدين به نظام، هيچ اعتقادي ندارم اما از همة جناح هاي سياسي كشور و هر كس كه اسم خود را چپف راست يا ميانه رو مي گذارد، مي خواهم كه مسائل جناحي و خطي و درگيري برادر با برادر را فعلاً كنار بگذارند و اجازه ندهند كه دشمن از حرف، اشاره و كار آنها سوء استفاده كند».(60) 4-2- ضعف تحليل سياسي مردم انقلاب اسلامي ايران كه بر پاية مكتب اسلام، رهبري ولي فقيه و حضور مردم پديد آمد، براي تداوم و پويايي اش در هر لحظه نيازمند اين سه ركن است و اگر آفتي در هر كدام از اين اركان پديد آيد، حركت اين كاروان سعادت را با خلل مواجه مي سازد. « امت» به عنوان يك اصل در نظام جمهوري اسلامي، زماني قادر است به رسالت حياتي خود، جامة علم بپوشاند كه با حضور آگاهانه و هوشيارانة خود به عنوان منبع قدرت براي نظام عمل كند. لذا از ديدگاه مقام معظم رهبري، مردم براي تداوم انقلاب اسلامي و بالندگي آن و دفع تهاجم هاي دشمن، نيازمند آگاهاي هاي سياسي و تحليل سياسي مي باشند. ايشان در بيانات متعددي به اين مهم اشاره كرده و مي فرمايند: « آگاهي هاي سياسي از جمله مواردي است كه همة مردم به آن احتياج دارند، زيرا ملتي كه قدرت تحليل صحيح داشته باشد مي تواند توطئة دشمن را دريابد و خود را از نيرنگ و فريب او در امان نگه دارد».(61) « بايد قدرت ديد حقايق سياسي در مردم به وجود آيد تا در برخورد با جريان ها و حواث سياسي گيج نباشند. اگر مردم قدرت تحليل داشته باشند. اين مملكت و انقلاب را بيمه و تضمين مي كنند».(62) « بايد روح سياسي گري و اهتمام به سياسي گري و اهتمام به سياست به مردم دميده شود. اگر مردم و جامعه اي سياسي بودند، آسيب پذيريشان و كم خواهد شد و مستقل خواهند بود. هر سياستي را كه خودشان اتخاذ كنند اجرا مي شود. اگر مردم يك جامعه اي سياسي نبودند به اين معنا كه قدرت فهم، تحليل و درك سياسي نداشتند، بر سر آنها همان بلايي خواهد آمد كه امروز بنگاه هاي بزرگ خبري در صدد هستند كه بر سر بخشي از مردم دنيا بياورند. ديگر خودشان تصميم گيرنده نيستند و هر چه به آنها تلقين شود، همان را انجام مي دهند».(63) با توجه به نقش مردم و مجموعة آحاد جامعة اسلامي ايران در سربلندي، اقتدار، آزادي و استقلال نظام جمهوري اسلامي ايران است كه مقام معظم رهبري بارها بر اهميت آگاهي و قدرت تحليل سياسي مردم سفارش كرده و از بصيرت و صبر به عنوان دو شاخص مهم توانمندي يك جامعه سخن گفته اند: « عزيزان من، تمام مشكلاتي كه براي افراد يا اجتماعات بشر پيش مي آيد، بر اثر يكي از اين دو است يا عدم بصيرت، يا عدم صبر، يا دچار غفلت مي شوند، واقعيت ها را تشخيص نمي دهند، حقايق را نمي فهمند، يا با وجود فهميدن هر دو، تاريخ بشر پر از محنت هاي بزرگ ملت هاست. پر از غلبة زورگويان عالم و ملت هاي ضعيف النفس و غافل است».(64) ايشان يكي از آسيب هاي تهديد كنندة انقلاب اسلامي را عدم تحليل سياسي مردم مي دانند و معتقدند اگر خداي ناكرده، در آگاهي و قدرت سياسي مردم خللي وارد شود و جريانات خارجي و داخلي به خوبي تجزيه و تحليل نكنند، يكي از اركان مهم انقلاب كه امت است دچار خلل گرديده و انقلاب اسلامي را متزلزل مي كند. ايشان با بهره گيري از حواث و جريانات تاريخ جوامع اسلامي، به خصوص صدر اسلام، اهميت اين نكته را گوشزد مي نمايند: « بنده يك زماني در زندگي اميرالمومنين(ع) در دوران تقريباً پنج سالة آن بزرگوار و آن چه پيش آمد، يك مطالعات وسيعي داشته ام كه آن چه را مي توانستم از اين مطالعات به عنوان جمع بندي به دست بياورم، اين است كه : بعد، اما مهم ترين مسئله اين بود. و الاّ خيلي از مردم هنوز مؤمن بودند، و مؤمنانه كشته شدند».(65) و در عبارتي ديگر مي فرمايند: « علت همة خون دل هاي اميرالمؤمنين(ع) اين بود كه قدرت تحليل مردم ضعيف بود، صاحبان نفوذ روي ذهن هاي مردم اثر مي گذاشتند. قدرت تحليل و قدرت فهم مردم را بايد اصلاح كرد، بايد درك مسائل سياسي در جامعه بالا برود تا بشود عدالت را اجرا كرد».(66) اهميت نفوذ اين آسيب كه همان قدرت تحليل سياسي است، آن قدر مهم است كه ايشان در عبارتي ديگر باز مي فرمايند: « چيزي كه امام حسن مجتبي(ع) را شكست داد، نبودن تحليل سياسي در مردم بود. مردم تحليل سياسي نداشتند. آن چيزي كه فتنة خوارج را به وجود آورد و اميرالمؤمنين(ع) را آن جور تحت فشار قرار داد و قدرتمندترين آدم تاريخ را آن جور مظلوم كرد، نبودن تحليل سياسي در مردم و الاّ همه مردم كه بي دين نبودند، مردم تحليل سياسي نداشتند... بنده دارم با شما جوان هاي عزيز حجت خدا را تمام مي كنم. من به شما اين حقيقت را عرض كردم و گفتم».(67) بنابراين از ديدگاه مقام معظم رهبري، يكي از آسيب هاي تهديد كنندة انقلاب اسلامي عدم تحليل سياسي مردم است كه الحمدلله تا به امروز مردم با پايداري بيش تر از انقلاب اسلامي حراست كنند. حضرت آيت العظمي خامنه اي، رهبر فرزانة انقلاب در بيانات و پيام هاي خود ابعاد وسيعي از آسيب هاي سياسي تهديد كنندة انقلاب اسلامي را بر شمرده اند كه در اين جا به مواردي هم چون انحراف خواص، توهم توطئه، نزاع جناح هاي سياسي مردم اشاره نموديم. اميد است شجرة طيبة انقلاب اسلامي را با آفت زدايي در عرصه هاي فوق، هم چنان شاداب و پويا حراست نماييم. 2- آسيب هاي اجتماعي انسان ها بر اساس فطرت خويش به حيات اجتماعي و ارتباطات اجتماعي روي مي آورند و تلاش مي كنند در كنش متقابل و انسجام اجتماعي، پلكان ترقي و سعادت را طي نمايند. جامعه صحنة تلاش و بازيگري انسان ها براي به كمال رساندن استعدادهاي فطريشان مي باشد. انقلاب اسلامي ايران در يكي از زيباترين دست آوردهاي خود، فضاي جامعه و ارتباطات اجتماعي را دگركون كرد و ارزش ها و هنجارهاي اسلامي را جايگزين ارزش هاي جاهلي نمود. اينك براي پابرجا ماندن و پويايي اين دست آورد بزرگ، بايد آسيب ها و آفاتي كه آن را تهديد كرده و مي كند، شناخت و با درمان آن دردها و كشتن آن ميكروب ها، جامعة اسلامي را هر چه زيباتر و سعادتمندتر نمود. از اين رو مقام معظم رهبري به نكات و مسائل مهمي در باب آسيب شناسي اجتماعي پرداخته اند كه در اين جا به چند مورد آن اشاره مي كنيم: 1-3- شكاف در وحدت از عناصر زيربنايي تشكيل يك جامعه و يا امت دارا بودن وحدت اجتماعي و يا به عبارتي انسجام اجتماعي است. انقلاب اسلامي در دوران مبارزه براي پيروزي و سپس در مرحلة مقابله با دشمنان خارجي و داخلي، همواره از اصل وحدت بهره برده است. تا جايي كه مي توان رمز پيروزي اين انقلاب بي نظير را وحدت كلمه پيرامون ارزش ها و مباني اسلامي دانست. از اين رو شكاف در وحدت آسيب و آفتي خطرناك براي اين شجرة طيبه مي باشد. مقام معظم رهبري معتقد هستندكه: « براي اين ملت، هيچ عاملي مضرتر از اختلاف و تفرقه نيست. سم مهلك براي ملت ها و تمدن ها و انقلاب ها، اختلاف است. اگر بهترين ملت ها، دچار اختلاف و دو دستگي شوند، همة نيروي حياتي خودشان نه تنها از بين مي رود بلكه در جهت ويراني كشور به كار مي افتد».(68) « آن چيزي كه ابر قدرت ها را در مقابل ملت ايران مرعوب كرده است در درجة اول وحدت كلمه بود».(69) از اين رو دشمن تلاش مي كند كه با پديد آوردن و يا تشديد اختلافات قومي، مذهبي، سياسي، فكري و... در سد خلل ناپذير انقلاب اسلامي شكاف ايجاد كرده و اين استوانة عظيم را متزلزل نمايد. متأسفانه شاهديم انقلاب اسلامي با يك آسيب خطرناك مواجه شده كه همان زمينه هاي بروز و تلاش دشمن در ايجاد اختلاف و استفاده از نيروهاي داخلي نظام براي ايجاد تفرقه مي باشد. مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: « برخي از افراد با بيهوده گفتن، براي خدشه دار كردن وحدت ملت تلاش مي كنند. اما بحمدالله متن برگزيدگان و برجستگان ملت، وحدت كلمه را ادامه خواهند داد و كساني كه براي منافع كوتاه مدت خود مايلند موجي را در اقيانوس آرام ملت ايران به وجود آورند و خاطر مردم را آشفته كنند، بدانند سودي نخواهند برد».(70) اگر دشمن در صدد ايجاد اختلاف است، از او توقعي نيست، اما متأسفانه عده اي در داخل بر همان روش دشمن هستند و در كنار زخم خوردگان از انقلاب و دشمنان داخلي نظام جمهوري اسلامي خط ايجاد تشنج و تفرقه را دنبال مي نمايند كه رهبر هوشيار انقلاب اسلامي مي فرمايند: « امروز نيز هم چون گذشته در تبليغات بيرون از مرزها و برخي دنباله هاي آنها در داخل كشور و نيز در تلاش دشمنان زخم خورده و كساني كه انقلاب در طول سال هاي متمادي جلوي مطامع آنها را گرفته است، خط تشنج و ايجاد اختلاف تعقيب مي شود. از اين رو بايد آحاد مردم هوشيار باشند و با اعتصام به حبل الله اعتقاد به راه قرآن و اسلام و در ساية دل دادن و سرسپردن به نظام[و] ولايت با هم باشند».(71) از طرف ديگر عده اي از دشمنان داخلي همراه با بوق هاي تبليغاتي دشمنان و هم گام با بيعت شكنان در انقلاب اسلامي به دنبال اين هستند كه به دروغ، القاي تفرقه و اختلاف كنند و از كاه كوهي بسازند و به وحدت جامعه خدشه اي وارد سازند. مقام معظم رهبري اين جريان اختلاف افكن را رسوا كرده و مي فرمايند: « دشمن مي خواهد مردم را مضطرب كند. يكي از راه هاي سكينه و اطمينان، وحدت و الفت دل هاست. وحدت ملت، وحدت قشرهاي مختلف، آشنايي دل ها با يكديگر، محبت انسان ها به يكديگر، درست نقطة مقابل آن چيزي است كه دشمن مي خواهد القا كند. دشمن مي خواهد بگويد كه مردم، مسئولان، قشرها و جناح هاي مختلف به خون هم تشنه اند. اين واقعيت ندارد. هر كس كه امروز طوري عمل كند، طوري مشي كند، به گونه اي حرف بزند كه معنايش اين باشد كه در بين قشرهاي ملت اختلاف است، در بين جناح هاي مختلف اختلاف هاي عميق و نفرت آور هست، يقيناً به دشمن كمك كرده است و يقيناً خدمت به دشمن است. بعضي ها ساده لوحانه عملشان، حرف و اظهاراتشان اين گونه است».(72) به هر صورت از آسيب هاي اجتماعي مورد توجه مقام معظم رهبري شكاف در وحدت است و از اين رو سفارش مي نمايند كه: « در حالي كه ما مي خواهيم با دولت هاي ديگر تشنج زدايي بكنيم، نگذاريم كه در داخل ملت، بين آحاد ملت تشنج به وجود بيايد».(73) 2-3- جدايي مردم و مسئوولين جامعه نيازمند حكومت است، اما تنها جوامعي قادرند به اهداف و آرمان هاي خود برسند كه بين مردم و حكومت محبت و اتحاد برقرار باشد و از اين رو در انقلاب اسلامي ايران امت و امامت همراه يكديگرنظامي مردمي مبتني براسلام پديد آوردند كه در عرصة سياسي و اجتماعي دنيا بي نظير مي باشد. مقام معظم رهبري در يك تحليل دقيق و ارزشمند به انواع حكومت هاي رايج در دنيا اشاره كرده و اين چنين مي فرمايند: « نظام هاي دنيا سه گونه اداره مي شوند: يا با زور، مثل نظام هاي پليسي دنيا... نوع دوم، آن سيستم هايي است كه با تزوير و تبليغات اداره مي شوند مثل استبدادي نيست و مردم علي الظاهر آزادي دارند. اما با تزوير اداره مي شوند. اين سيستم ها دستگاه هاي عظيم تبليغاتي در اختيارشان است و تمام زندگي مردم را محاصره كرده اند... يك نوع نظام هم، نظامي است كه با محبت و عطوفت مردم اداره مي شود. بايد مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا كرد، تا به دستگاه حاكمه وصل باشند و پشت سرش قرار گيرند. نظام ما تا حالا اين گونه بوده است، بعد از اين هم بايد اين طور باشد. بزرگترين بحران ها را هم همين عاطفه و محبت مردم از سر خواهد گذراند».(74) ايشان، نظام جمهوري اسلامي ايران را كه ثمرة انقلاب اسلامي است، از آن نوع نظام هاي اداره كننده بر مي شمارند كه با محبت و اراده و حضور واقعي مردم اداره مي شود. لذا تداوم اين نظام و انقلاب اسلامي وابسته به پيوند، همراهي و محبت بين مردم و مسئولين اداره كنندة نظام مي باشد. از اين رو مي فرمايند: « در نظام اسلامي، رابطة اخلاقي با مردم، رابطة مخصوصي است؛مردم را در همة كارها مالك و صاحب امرم دانستن، يك مُراجع مزاحم ندانستن... حقيقتاً مردم ولي نعمت ما و كارگزاران اين نظام هستند».(75) درديدگاه ايشان منبع قدرت نظام اسلامي، پيوستگي مردم و مسئولين است، لذا مي فرمايند: « در نظام سياسي اسلام، رعايت شخصيت، خواست و مصلحت مردم به عنوان يك اصلي مورد تأكيد قرار گرفته است و ولايت الهي با چنين حضوري از مردم، معنا پيدا مي كند. بنابراين نظام سياسي جمهوري اسلامي، قدرت خود را از پيوستگي جدايي ناپذير مسؤولان با مردم به دست مي آورد».(76) بر همين اساس است كه ايشان يكي از آسيب هاي اجتماعي تهديد كنندة انقلاب اسلامي و پويايي آن را جدايي مردم و مسئولين بر مي شمارند كه بين دو ركن امت و دولت فاصله و جدايي افتد وجامعه از محبت و صميميت كارگزاران خود بهره مند نباشد. لذا مي فرمايند: « جدا شدن مسئولين از مردم به هر شكل ممكن، جه بر اثر تقصير مسئولان باشد و چه از تأثير دشمن بر اذهان مردم ناشي شود... موجب از بين رفتن قدرت در نظام اسلامي مي شود».(77) مقام معظم رهبري نگراني خود را بيش تر از اين بعد مي دانند كه با عمل كرد نامناسب مسئولين، فاصله و جدايي حاصل شود. ايشان به كارگزاران نظام اسلامي مي فرمايند: « شما چه گونه مي خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتيم، به فكر زندگي شخصي خودمان افتاديم، دنبال تجملات و تشريفات رفتيم، در خرج كردن بيت المال هيچ حدي براي خودمان قائل نشديم- مگر حدي كه درد سر قضايي درست بكند- و هر چه توانستيم خرج كرديم، مگر اعتماد مردم باقي مي ماند؟».(78) و در عبارتي ديگر اين چنين مي فرمايند: « مردم گاهي سختي ها را تحمل مي كنند مشروط بر آن كه بدانند مسئول مربوطه با آنان با صفا و صميميت برخورد مي كند و خوي اشرافي گري، انحصار طلبي و انحصار خواهي در او وجود ندارد. بنابراين احساس تواضع در مقابل مردم بايد در رفتار مسئولان در هر رده اي كه هستند تجلي پيدا كند و اين مسئله نمي تواند حالت تصنعي داشته باشد، زيرا در هر صورت تكبر و نخوت، روحية اشرافي گري و برتري جويي به نوعي بروز مي كند و در چنين وضعيتي، محبت و صميميت از بين خواهد رفت».(79) بنابراين از ديدگاه مقام معظم رهبري، آفت جدايي مردم و مسئولين بسيار خطرناك است و لذا بايد مسؤولين با عمل كرد صحيح خود، محبت و صميميت را با مردم تجلي بخشند و گرنه ركن مردم از صحنة انقلاب اسلامي جدا خواهد شد و فاجعه اي جبران ناپذير ظهور مي يابد. از همين رو مي فرمايند: « ما بايد وصل خود را با مردم روز به روز بيش تر كنيم و اين جانب دغدغة آن را دارم كه مبادا با قدرناشناسي ما، آن چه كه امروز مثل يك نعمت، بي دريغ در اختيار ما گذاشته شده است، گرفته شود. در آن صورت همه چيز تمام خواهد شد».(80) 3-3- انزواي نيروهاي حزب اللهي و بسيجي هر جامعه اي از گروه ها و قشرهاي متعدد تشكيل شده است، اما معمولاً يك قشر با آگاهي، شجاعت، اراده و قبول سختي ها، در راه اهداف و آرمان هاي آن جامعه فداكاري بيش تري مي كنند. درجامعة اسلامي ايران به دنبال تحقق انقلاب اسلامي قشري كه كثيري از آحاد ملت را با ويژگي هاي گوناگون در خود جاي داد قشر حزب اللهي و بسيجي مي باشد كه در پيروزي انقلاب و دفاع مقدس، از اين مرز و بوم انقلاب حراست نمود. امروزه يكي از آسيب ها و آفت هاي دروني انقلاب اسلامي از ديدگاه مقام معظم رهبري انزوا و حذف نيروهاي حزب اللهي و بسيجي مي باشد. ايشان مي فرمايند: « عزيزان من، يك نكتة اساسي وجود دارد كه همه بايد آن نكته را به خاطر داشته باشند. يك كشور اگر بخواهد آزاد و مستقل و بدون وابستگي و تبعيت از قدرت هاي ظالم عالم زندگي بكند، به ايستادگي احتياج دارد. در مواقع حساس براي يك ملت، ايستادگي را چه كساني انجام مي دهند؟ بهترين و فداكارترين و پاكترين و با اخلاص ترين فرزندان يك ملت، اين ها كساني هستند كه در مواقع سختي، فداكاري مي كنند و ايستادگي نشان مي دهند و از آبروي كشور و از استقلال و هويت ملي خودشان دفاع مي كنند. اين ها در كشور و در نظام جمهوري اسلامي چه كساني هستند؟ همان جوانان فداكاري هستند كه در دوران جنگ تحميلي و قبل از آن، توانستند در ميدان هاي جنگ در مقابل دشمن بايستند... يعني بسيجيان، يعني نظاميان، يعني پاسداران، يعني نيروهاي مؤمن و حزب اللهي كشور، قدرت حقيقي كشور مربوط به اين هاست، توانايي كشور ناشي از اين هاست... الان هم در هر جبهه و در هر قسمتي، اگر خطري اين كشور را تهديد كند، آن كساني حاضرند پا در ميدان بگذارند و فداكاري بكنند و از خود گذشتگي نشان بدهند كه روحية ايماني و روحية ايثار دارند. آدم هاي خودپرست منفعت طلبي كه در همة عمرشان، به جز منافع شخصيشان چيز ديگري را نمي بينند، اين ها كه از يك كشور دفاع نمي كنند، از منافع ملت دفاع نمي كنند».(81) لذا سفارش ايشان هميشه اين بوده كه: « عناصر مؤمن و خودي را هر جا كه هستند گرامي بداريد... اجازة منزوي شدن عناصر خودي را ندهيد... بسيج يعني همين عناصر مؤمن، انقلابي و علاقه مند به سرنوشت ميهن و كشور و فداكار، اين ها رفتند وسط ميدان و با فداكاري خود، دشمن را به زانو در آوردند».(82) و در سخنان مهمي القائات منفي نسب به اين قشر سرنوشت ساز جامعه را نفي مي كنند و مي فرمايند: « در نظام اسلامي كسي كه داراي روحية حزب اللهي است بر كسي كه روحية حزب اللهي ندارد، ترجيح دارد... مبادا گمان شود كه حزب اللهي يعني يك جوان پر سرو صدا و پرهياهويي كه سواد و معلومات درستي هم ندارد. اين جور نيست. در ميان متخصصين، برگزيدگان، مديران، علما و اساتيد ما انسان هاي حزب اللهي زيادند. تصور غلطي از حزب اللهي نداشته باشيم. در محيط هاي مختلف حضور عناصر حزب اللهي بايد برجسته باشد و دستگاه هاي اجرايي اعم از دستگاه هاي قضايي و دستگاه هاي دولتي بايد به طور عملي اين ارزش را در مأموران و كارگزاران خود مورد توجه قرار بدهند. يك دستگاه اداري سالم كارآيي بيش تري مي تواند داشته باشد. چه وقت دستگاه اداري ما مي تواند سالم باشد؟ وقتي كه عناصر مؤمن، خالص و به معناي حقيقي كلمه حزب اللهي در آن مؤثر باشند».(83) مقام معظم رهبري نگراني و دغدغة خود را در مورد اين آفت اجتماعي كه نيروهاي حزب اللهي و بسيجي در انزوا قرار بگيرند و افراد فرصت طلب و دنيا خواه در مسند امور قرار گيردند، اين چنين بيان مي دارند: « اگر جوان بسيجي، مؤمن و با اخلاص را كه هيچ چيز نمي خواهد جز ميداني براي مجاهدت در راه خدا. در انزوا قرار داديم و يك آدم پررو، افزون خواه، پرتوقع و بي صفاي بي معنويت را مسلط كرديم چه؟ در اين صورت همه چيز دگرگون خواهد شد. اگر بين رحلت نبي اكرم(ص) و شهادت جگر گوشه اي در صدر اسلام پنجاه سال فاصله بود، ممكن است در روزگار ما اين فاصله خيلي كم تر بشود و فضيلت ها و صاحبان زودتر به مذبح بروند. نبايد بگذاريم چنين چيزي پيش بيايد... نگذاريم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوي بشوند».(84) بنابراين در انزوا گرفتن و حذف نيروهاي حزب اللهي و بسيجي از جمله آسيب هاي اجتماعي مورد اشارة رهبر فرزانة انقلاب اسلامي مي باشد. 4-3- بي نظمي اجتماعي زندگي اجتماعي بشر، قوام و حياتش به رعايت اصول و قوانين مطابق با عقل و دين است. از اين رو رعايت واهميت دادن به مقررات اجتماعي براي پذيري امور جامعه بسيار حياتي مي باشد. انقلاب اسلامي ايران كه بي نظمي نظام استبداد را فرو ريخت و براساس تعاليم اسلام نظم جديدي را مطرح و بنيان گذاشت، نيازمند آن است كه اعضاي جامعه در تمامي امور اجتماعي، قوانين و مقررات را احترام كنند و با رعايت اين اصول، نظم اجتماعي را جامة عمل بپوشانند. امروزه شاهديم كه در جامعه در بعضي از امور رعايت نظم و انظباط به شكل مطلوب و در شأن يك جامعة اسلامي تحقق نمي يابد و اين خود باعث بروز بي نظمي اجتماعي و ايجاد موانعي در راه حركت شتابان انقلاب اسلامي گرديده است. از اين رو مقام معظم رهبري طي چندين سال گذشته به اين مسئله اشاره كرده و خواستار رعايت انظباط اجتماعي شده اند. ايشان در پيام نوروزي سال 1373 فرمودند: « دو چيز را از آغاز سال شروع كنيم و به عنوان شعاري براي خودمان قرار دهيم، آن دو چيز عبارت است از وجدان كار و انضباط اجتماعي كه دو شاخص بسيار مهم است... انضباط اجتماعي به معناي نظم پذيري در همة امور است كه عبور نكردن از خط عابر پياده براي اتومبيل ها در خيابان از آن جمله است».(85) مقام معظم رهبري تحقق اصل مهم انصباط اجتماعي را در پرتو رعايت حدود الله و قوانين جامعه دانسته و مي فرمايند: « در مورد انضباط اجتماعي هم همين كه همه، حد اجتماعي صحيح را كه قانون معين مي كند و مقررات تعيين مي كند وحدود الهي آن را معين كرده، اين را با دقت رعايت بكنند تا زندگي همه، زندگي صحيح و سالمي باشد».(86) اما متأسفانه شاخص هاي انضباط اجتماعي حاكي از يك آسيب و آفت خطرناك براي جامعة اسلامي و انقلاب اسلامي به عنوان پيام اصلي جامعه مي باشد. ايشان مي فرمايند: « اگر تخلفات اجتماعي و قانون شكني در كشور كم شده باشد و مردم حقيقتاً با عادات و آداب صحيح اجتماعي خو گرفته باشند و اگر جرم و جنايت در جامعه كاهش يافته و عشق و اعتقاد به قانون زياد شده باشد، مي توان احساس كرد كه انضباط اجتماعي به معناي واقعي، تحقق پيدا كرده است. اما وضعيت كنوني جامعه نشان مي دهد كه پيشرفت ها در اين زمينه در حد مورد لزوم و انتظار نبوده است».(87) بنابراين نگراني ايشان در مورد آسيب و آفت بي نظمي اجتماعي بسيار است و اعلام مي كنند كه جامعه براي طي كردن مسير كمال، توسعه و سعادت نيازمند انضباط اجتماعي است، كه متأسفانه شاخص هاي اين معيار و ملاك نظم، وضعيت مطلوبي را نشان نمي دهد كه اگر اين روند تشديد شود آسيب جدي به جامعه و انقلاب اسلامي وارد خواهد آمد و آرمان ها تحقق نخواهد يافت. 5-3- انحراف از عدالت اجتماعي يكي از محوري ترين اصول در حيات بشر عدالت است كه سرچشمة نيكي ها و ارزش ها و ماية تحقق اهداف انساني مي گردد. جامعه به حيات مطلوب خود نمي رسد مگر به اقامة عدالت و از اين رو در راستاي تحقق حيات طيبه، خداوند تبارك و تعالي از جمله فلسفة بعثت انبيا را زمينه سازي براي تحقق عدالت اجتماعي بر مي شمارد. در انديشة حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، عدالت اجتماعي از جايگاه والا و ارزشمندي برخوردار است و از اين رو در طرح رابطة انقلاب اسلامي و عدالت اجتماعي مي فرمايند: « در اين مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن كشور نمونه كه در آن، رفاه مادي همراه با عدالت اجتماعي و توأم با روحيه و آرمان انقلابي، با برخورداري از ارزش هاي اخلاقي اسلام، تأمين شود. هر يك از اين چهار ركن اصلي، ضعيف يا مورد غفلت باشد؛ بقاي انقلاب و عبور آن از مرحله گوناگون، ممكن نخواهد شد.»(88) و در اهميت اصل عدالت اجتماعي مي فرمايند: « در محيط سياست داخلي، يكي از چيزهايي كه لازم است، عدالت اجتماعي است، بدون تأمين عدالت اجتماعي، جامعة ما اسلامي نخواهد بود».(89) بنابراين حيات، تداوم و پويايي انقلاب اسلامي كه ثمرة خود را در نظام جمهوري اسلامي تجلي بخشيده است، وابسته به اصل عدالت اجتماعي است. اين اصل را ايشان اين چنين تعريف مي نمايند: « عدالت اجتماعي بدين معني است كه فاصله ژرف ميان طبقات و برخورداري هاي نا به حق و محروميت ها از ميان برود و مستضعفان و پابرهنگان كه همواره مطمئن ترين و وفادارترين مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه به سمت رفع محروميت، حركتي جديد و صادقانه انجام مي گيرد. با قوانين لازم و تأمين امنيت قضايي در كشور، بساط تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان و دست اندازي به حيطة مشروع زندگي مردم، جمع شود. همه كس احساس كندكه در برابر ظلم و تعدي مي تواند به ملجأ مطمئن پناه برد و همه كس بداند كه با كار و تلاش خود، خواهد توانست زندگي مطلوبي فراهم آورد».(90) و در تعريفي ديگر از اصل عدالت اجتماعي مي فرمايند: « عدالت اجتماعي به مفهوم آن است كه نظر و نگاه دستگاه قدرت و حكومت بايد نسيت به آحاد مردم در برابر قانون، امتيازات و برخوردها و رفتارها يكسان باشد و آحاد مردم از امتيازات و خيران نظام اسلامي به صورتي عادلانه بهره مند شوند و هيچ كس بدون دليل امتياز ويژه اي نداشته باشد».(91) براساس اين ديدگاه است كه مقام معظم رهبري زنگ خطري را در مقولة سازندگي و رشد اقتصادي در كشور به صدا در مي آورند و هشدار مي دهند كه نبايد عدالت اجتماعي در تمامي ابعاد آن، به خصوص در بعد اقتصادي فراموش شود. ايشان مي فرمايند: « در نظام جمهوري اسلامي ايران اساس همة فعاليت ها بايد مبتني بر عدالت باشد. زيرا قسط و عدل از همة آرمان ها و اهداف نظام اسلامي والاتر و بارزتر است وبر اين اساس رونق و شكوفايي اقتصادي، هنگامي خوب و ارزشمند است كه جهت آن مبتني بر اقامة قسط و عدل در جامعه باشد.(92) رشد اقتصادي در جامعة ما هدف اصلي هم نيست، بلكه رشد اقتصادي جزئي از هدف ماست و جزء ديگر عبارت از عدالت است... هر برنامة اقتصادي آن وقتي معتبر است كه يا خودش به تنهايي، يا در مجموع برنامه ها ما را به هدف عدالت نزديك كند. و الاّ اگر ما را از عدالت اجتماعي دور كند، فرض بر اين كه رشد اقتصادي منتهي بشود كافي نيست».(93) بنابراين از ديدگاه مقام معظم رهبري از جمله تهديدات انقلاب اسلامي وجامعة اسلامي ايران، آفتي به نام بي عدالتي است كه از اين رو بايد با تمام توان در تمامي ابعاد فرهنگي، اقتصادي، امنيتي و قضايي و... در ساختار جامعه روح عدالت دميده شود، و گرنه فلسفة انقلاب اسلامي زير سؤال مي رود. بر همين اساس به همه سفارش و هشدار دادند كه: «مسئولان اجرايي، قضايي، قانون گذاري، روحانيون، گويندگان، روزنامه نگاران و روشنفكران بايد بدانند كه اگر جهت گيري عدالت اجتماعي در كشور ضعيف شود و هركاري در كشور انجام بگيرد، به زبان طبقات ضعيف و به سود عده اي معدود، زرنگ ها و قانون دان هاي قانون شكن تمام خواهد شد و عامة مردم بي نصيب خواهند ماند».(94) خلاصة كلام اين كه از جمله آسيب هاي انقلاب اسلامي و آفت هاي تهديد كنندة اين شجرة طيبه از ديدگاه مقام معظم رهبري در بعد اجتماعي است كه مي توان در انديشه هاي ايشان اموري از قبيل شكاف در وحدت، جدايي مردم و مسئولين، انزواي نيروهاي حزب اللهي و بسيجي، بي نظمي اجتماعي و عدم تحقق عدالت اجتماعي را به عنوان مصاديق آن نام برد. 4- يكي از اركان تشكيل دهندة يك جامعه، ركن اقتصادي است و از اين رو نهاد اقتصاد از جمله نهادهاي اصلي يك جامعه مي باشد كه خود از عناصر اقتصادي متفاوتي در ساختارش برخوردار مي باشد. اقتصاد با ديگر ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي، نظامي و... جامعه در كنش و تعامل متقابل مي باشد و از اين رو همانند آن ابعاد بايد مورد توجه قرار گيرد. انقلاب اسلامي اگر چه يك انقلاب فرهنگي بود، اما از آن جا كه يك تحول ساختاري در جامعه بوده و هست، نمي تواند به مسائل اقتصادي بي تفاوت باشد، هم چنان كه كارنامة درخشان مرحلة سازندگي مادي كه هم چنان ادامه دارد، گوياي اين حقيقت و واقعيت است كه در اين بعد پيام جديد و ارزشمندي را ارائه كرده است. اما مقام معظم رهبري از آسيب هاي اقتصادي تهديد كنندة انقلاب اسلامي نگران مي باشند و در كنار تهديدات و تهاجمات اقتصادي دشمن بيگانه، همه آحاد جامعه اسلامي را به هوشياري در صحنة اقتصادي و فعاليت بيش تر فرا مي خوانند. ايشان به تعداد زيادي از آفات اقتصادي در بعد داخلي اشاره كرده اند كه در اين جا به چند نمونة آن مي پردازيم: 1-4- ضعف وجدان كاري يكي از نيازهاي زير بنايي نهاد اقتصادي و ديگر نهادهاي يك جامعه وجود وجدان كار در تمامي سطوح و امور مي باشد. امروزه از جمله گرفتاري هاي اقتصادي نظام جمهوري اسلامي ايران اين است كه در امور اقتصادي و توليدي كه محور رشد و توسعه اقتصادي است، شاهد كم بود وجدان كاري مي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش در سال 1373 فرمودند: « دو چيز را از آغاز سال شروع كنيم و به عنوان شعاري براي خودمان قرار بدهيم، آن دو چيز عبارتند از وجدان كار و انضباط اجتماعي امور را با برخورداري از وجدان كار انجام بدهيم، آن را خوب و دقيق و كامل و تمام انجام دهيم و به تعبير معروف براي كار سنگ تمام بگذاريم».(95) ايشان هم چنين در مفهوم« وجدان كاري» مي فرمايند: « بايد وجدان كاري، فرهنگ عمومي مردم بشود... كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام بگيرد. وجدان كاري يعني اين».(96) و در ديدار با كارگران مي فرمايند: « كار در اسلام، عبادت و ارزش شمرده شده است ولازمة آن نيز در اين است كه هر كس كاري را قبول كرد آن را به بهترين وجه انجام دهد. مضمون و مفهوم وجدان كاري در احساس مسئوليتي است كه هر كس بايد در قبال آن كار احساس كند و كليد حل مشكلات كشور نيز در اين است كه كنندة هر كاري وجدان كاري داشته باشد».(97) اگر امروز در عرصة توسعة پايدار و سامان دهي اقتصادي كشور با بعضي از مشكلات مواجه هستيم و نگراني هايي پديد آمده است در كنار ديگر عوامل، عدم وجدان كاري به شكل مطلوب قابل توجه است. از اين رو مقام معظم رهبري كليد حل مشكلات كشور را در وجدان كاري مي دانند و در فرازي از سخنان خود مي فرمايند: « اگر ملتي داراي وجدان كاري باشد، محصول كار او خوب خواهد شد و وقتي محصول كار نيكو شد، وضع اجتماعي به طور قطع بهبود پيدا خواهد كرد».(98) ايشان معتقدند كه بين وجدان كاري و بهبود وضع اجتماعي رابطة مستقيمي وجود دارد و در شناسايي شاخص هاي وجدان كاري اين چنين مي فرمايند: « وجدان كاري موجب زياد شدن توليدات اقتصادي، بهتر شدن كيفيت توليد، توسعة سازندگي، روان تر شدن امور اجتماعي، اداري و اقتصادي و در دسترس قرار گرفتن اجناس مورد نياز مردم مي شود. بنابراين براي آگاهي از ميزان بيدار شدن وجدان كاري در جامعه بايد وضعيت كنوني كشور در زمينه هاي مورد اشاره بررسي شود».(99) بنابراين انقلاب اسلامي ايران در اهداف و آرمان هاي خود به موفقيت نمي رسد مگر اين كه وجدان كاري به عنوان يك فرهنگ، عمومي شود. لذا مقام معظم رهبري از عمومي نبودن وجدان كاري به عنوان يك تهديد، آسيب و آفت ياد مي نمايند و معتقد هستند كه: « امروز اگر كارگر ايراني با همه وجود. با وجدان كار، با حساس مسئوليت با ابتكار و خلاقيت و با احساس اين كه ثوابي را به جا مي آورد، كار بكند- كه مي كند- و نتيجة آن را در اختيار ملت خود قرار بدهد، ما به آن هدفي كه از اول اعلام كرديم يعني هدف(نه شرقي و نه غربي) كه معنايش عدم وابستگي به قدرت هاست خواهيم رسيد، و الاّ اين طور نخواهد شد».(100) 2-4- بي نظمي اقتصادي و مالي از آن جا كه منابع و امكانات مالي هر جامعه اي محدود است، توجه به اصل انضباط اقتصادي و مالي بسيار اهميت دارد. به دنبال طرح ديدگاه هاي مقام معظم رهبري پيرامون آسيب هاي اقتصادي تهديد كنندة انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي، يادآور مي شويم كه ايشان تحت واژه انضباط اقتصادي و مالي نكات بسيار قابل توجه و ارزشمند را بيان كرده اند. ايشان در پيام نوروزي سال 1374 مي فرمايند: « توصية دوم، چيزي است كه آن هم براي جامعة ما بسيار مهم است و من نامي كه براي آن منظور خودم انتخاب كرده ام اين است: انضباط اقتصادي و مالي...».(101) ايشان سپس مفهوم مورد نظر خود را اين چنين توضيح مي دهند: « انضباط اقتصادي و مالي به مفهوم مقابلة با ريخت و پاش مالي و زياده روي و اسراف در مصرف است... اسراف يك لجن زار و ريخت و پاش مالي يك وسوسة شيطاني است».(102) و در بيانات ديگري اين چنين مطرح مي نمايند: انضباط در همة امور به ويژه انضباط مالي و اقصادي به مفهوم به اندازه خرج كردن، درست خرج كردن و در جاي خود خرج كردن، مسئلة بسيار مهمي است».(103) از جمله معضلات اقتصادي كشور كه ضربات سختي را به جامعه وارد ساخته است، ساختار اقتصادي و عمل كرد مالي است كه با ريخت و پاش هاي زياد و دور بودن از خرج كردن عاقلانه همراه بوده و مي باشد. جامعةاي كه در آن مردم و دولت رعايت اصول هزينه ها و مصرف ها را نكنند در كنار تحريم اقتصادي دشمن بيروني، در درون هم با بي نظمي اقتصادي ومالي، نتوانند نيازهاي خود را برطرف نمايند، قطعاً با مشكل مواجه مي شوند. مقام معظم رهبري مي فرمايند: « عزيزان من، در كشور ما، اسراف زياد مي شود، اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختماني، اسراف در انواع و اقسام كالاهاي گوناگون، اسراف در اسباب بازي بچه و در وسايل تجملاتي. عزيزان من، اين اسراف همان كاري را باكشور مي كند كه دشمن مي خواهد، او از آن طرف به وسيلة نفت، به وسيلة تحريم اقتصادي و انواع و اقسام ضربه ها، برملت ايران ضربه وارد مي كند؛ از اين طرف هم خود ما با اسراف و صرفه جويي نكردن. ضربة او را تكميل مي كنيم... مردم را به رياضت اقتصادي دعوت نمي كنم، من آنها را به قناعت و صرفه جويي و به اسراف نكردن دعوت مي كنم».(104) ايشان در مقولة انضباط اقتصادي و مالي معتقد هستند كه بي نظمي و اسراف، ضربه اي است كه خودمان در داخل نظام و انقلاب وارد مي سازيم، لذا دعوت به صرفه جويي و مصرف عاقلانه و رعايت اصول صحيح در مصرف را مطرح مي نمايند. از همين رو مردم و مسؤولان را سفارش به نظم اقتصادي كرده و از مسئولان مي خواهند كه آنها خود پيش گام در رعايت نظم اقتصادي باشند، تا مردم عزيز هم رعايت كنند. لذا مي فرمايند: « بسيار ي از بي انضباطي هاي مالي كه مردم مرتكب آن مي شوند، از بي انضباطي در رفتار مسؤولان ناشي مي شود».(105) بنابراين، اين انحراف و آفت خطرناك بي نظمي اقتصادي در هر دو قشر مردم و دولت وجود دارد و دولت بايد اولين گام را در اصلاح اين انحراف برداشته و سپس مردم را به سوي الگوهاي صحيح هدايت و آموزش هاي لازم را در سطح عموم ارائه دهد تا اقتصاد كشور در بسياري از امور مشكلاتش مرتفع گردد. 3-4- اشرافي گري مقام معظم رهبري در تحليل خود پيرامون آسيب ها و آفت هاي تهديد كنندة انقلاب اسلامي كه در نظام جمهوري اسلامي متجلي گرديده است، در حوزة آفت هاي اقتصادي به مقولة رواج روحية اشرافي گري در جامعه و به خصوص مسئولين اشاره دارند. جامعة اسلامي، مظهر عدالت، تقوي، انضباط،... و دوري از مظاهر مادي پرستي و پول محوري است. از اين رو اگر طبقة اشراف و مترف در آن به وجود آيد، علامت قرمز براي پديد آمدن خطر روشن شده است. لذا مقام معظم رهبري بارها برآفت اشرافي گري اشاره كرده، فرموده اند: « امروز در جمهور اسلامي، اگر ما احساس بكنيم كه زندگي به سمت اشراف گري مي رود، بلاشك اين انحراف است؛ برو و برگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. نمي گوييم هم زهدهاي آن چناني كه متعلق به اولياءالله است؛ نه، مسئولان درجة يك، مسئولان درجة دو، تا آن مسئولان درجات بعد هم بايد در حد خود زهد داشته باشند؛ بعد هم به عامه مردم مي رسد... اين وضع زندگي هاي تجمل آميز، اين روز به روز افزودن برظواهر تجملاتي، در زندگي هاي شخصي غلط است».(106) ايشان انحراف و آفت اشرافي گري را در دو سطح مسئولان و مردم بررسي مي نمايند و هر دو را براي نظام اسلامي خطرناك معرفي كرده و از اين پديدة مخرب در سطح جامعه شكايت و گله دارند. اگر در جامعة اسلامي كه انقلاب اسلامي بي نظير قرون معاصر آن را پديد آورده است، روحيه و عمل كرد اشرافي ظهور كند و طبقه و عده اي به ريخت و پاش هاي مالي و تكبر و نخوت روي بياورند، قطعاً وجود آفت در جامعه است. مقام معظم رهبري در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام مي فرمايند: «برادران، نمي شود ما در زندگي مادي مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمي كه خيليشان از اوّليات زندگي محرومند... من و شما، همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. اما حالا مثل عروسي اشراف، عروسي بگيريم؟ مثل خانة اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابان ها حركت كنيم؟ اشراف مگر چه گونه بودند؟ چو آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولي ما ريشمان را گذاشته ايم، همين كافي است؟ نه، ما هم مترفين مي شويم. والله در جامعة اسلامي هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آية شريفة و اذا أردنا أن نُهلكَ قرية أمرنا مترفيها فقسقوا فيها بترسيم. ترف، فسق هم دنبال خودش مي آورد.(107) مقام معظم رهبري خطر انحراف مسئولين و كارگزاران نظام اسلامي در سقوط به جهنم اشرافي گري را گوشزد مي نمايند كه مي تواند مانند يك آفت خطرناك اين شجرة طيبة انقلاب را آسيب بزند. از اين رو ايشان سفارش مي نمايند كه چه در زندگي شخصي و چه در صحنة فعاليت اجتماعي- سياسي در مناصب دولتي بايد از تجملات و اشرافي گيري دوري بشود. چرا كه اين ميكروب و بيماري به آرمان ها و اهداف اسلامي فرد و جامعة اسلامي ضربه مي زند. « در وضعيت كنوني، ثروت در كشور مي جوشد و كساني هستند كه مي توانند ثروت هاي زيادي را به دست آورند و بسيار مجذوب آن مي شوند و از ياد مي برند كه هدف آنها از قيام و مبارزه چه بوده است. لذا در اين برهة حساس كه خطر فراموشي نيز وجود دارد، توجه و مراقبت دولت مردان يك مسألة مهم و اساسي است».(108) بنابراين مسؤولين بايد توجه كنند كه: « مسؤول در جمهوري اسلامي، يك معدود وظايفي را بايد رعايت كند. زندگي، نوع غذا و مصرف او و اعضاي خانواده اش بايد شبيه ضعفاي مردم باشد و در اين صورت است كه مردم او را از خود و خود را همراه او مي دانند.(109) جمع آوري ثروت، غرق شدن در تجملات و تشريفات مردود است زيرا با غرق شدن در لذت دنيا افتخار به دست نمي آيد و افتخارات گذشته نيز به تريج از دست مي رود و امروز براي حفظ عزتي كه اسلام نصيب ملت ايران كرده است، بايد زندگي خود را از قبيل زندگي لذت جويانة اهل دنيا قرار ندهيم».(110) مقام معظم رهبري براي حفظ عزت مي فرمايند بايد از آفت اشرافي گري دوري گزيد، چرا كه اين آفت همراه خود، خطر فراموشي و از دست رفتن افتخارات گذشته را سبب مي شود و اين امور از آسيب هايي است كه انقلاب اسلامي و عزت آن را خدشه دار مي سازد. از همين رو بارها فرموده اند كه در مخارج بيت المال بايد دقت نمود: « اگر مبلغي از مخارج دولت، عبارت از تغيير دكوراسيون اتاق مديركل و معاون وزير و فلان مسئول قضايي و فلان مسئول در بخش هاي گوناگون ديگر باشد، اين جرم و خطاست...».(111) لذا اول در سطح مسئولين اين آفت زدايي بايد صورت گيرد تا عامة مردم هم رعايت كنند و آفت تجملات و اشرافي گري جامعة اسلامي را تهديد نكند. از همين رو مي فرمايند: « ما اگر مي خواهيم و شعار مي دهيم و مي گوييم كه جامعة ما بايد روحيه مصرف گرايي را كنار بگذارد و خودش را از آن چيزهايي كه در فرهنگ هاي غربي ترويج مي شود. رها كند، عمل به آن متوقف به عمل ماست... مگر مي شود خود ما دچار انواع و اقسام تشريفات و تجملات ممكن باشيم، اما در عين حال از مردم توقع داشته باشيم كه تجملاتي نباشند».(112) بنابراين آفت اشرافي گري در سطح مسئولان و مردم به تضاد و نابه ساماني اقتصادي و اسراف منابع گران قدر ملت و تضاد طبقاتي منجر مي شود كه از جمله آفت هاي اقتصادي و اسراف منابع گران قدر ملت و تضاد طبقاتي منجر مي شود كه از جمله آفت هاي اقتصادي تهديد كنندة انقلاب از سوي مقام معظم رهبري مطرح شده است. 4-4- ظهور طبقة نوكيسه يكي ديگر از پديده هاي مخرب براي سلامت يك جامعه، آن هم جامعة اسلامي و انقلاب كه برپاية ارزش هاي ديني و برآرمان عدالت اجتماعي شكل گرفته است، ظهور طبقة نو كيسه مي باشد. اين طبقه كه از زير پا گذاشتن ارزش ها و قوانين، به يك باره ثروت كلاني را به جيب زده، در سيستم اقتصادي و اجتماعي جامعه و در روند سازندگي حقيقي اخلال ايجاد كرده و لذا آفت خطرناكي مي باشند. ايشان مي فرمايند: « اين جانب جمع آوري ثروت و استفاده از پول و امكانات عمومي و يا به ظاهر شخصي را يكي از بلاهاي اصلي و اساسي كشور در حال حاضر مي دانم كه بايد با آن مقابله كرد».(113) در تحليل اين پديدة خطرناك و به تعبير مقام معظم رهبري« بلاي اصلي»، مي فرمايند: « خاصيت دوران سازندگي در اين است كه پول، نقدينگي و انجام هزينه هاي فراوان در كشور افزايش پيدا مي كند و در چنين دوراني اگر قوانين به دقت رعايت نشود نو كيسه گاني در كشور به وجود خواهند آمد كه به هيچ حدي از حدود در استمتاع مادي و بهره گيري از امكانات قانع نيستند و به ثروت هاي بادآورده دست مي يابند كه در نتيجة آن، عده اي در استضعاف مالي و ستم اجتماعي قرار مي گيرند و حقوق بسياري نيز ضايع مي شود».(114) در يك سيستم اقتصادي سالم و در عصر حاكميت يك نظام اسلامي، اگر طبقة نو كيسه و مترفي ظهور كند، عدالت و توسعه و رفاه اكثريت اعضاي جامعه مختل مي شود. قرآن مجيد هم به عنوان كتاب هدايت و برنامة انقلاب اسلامي از جمله عوامل سقوط هر جامعه اي را همين پديده معرفي مي نمايد. لذا مقام معظم رهبري مي فرمايند: « اسراف مالي، آن بخش از اسراف است كه در جامعه فساد به وجود مي آورد و مترفين يعني كساني كه پول را بي حساب و كتاب و براي تعيش و زندگي مادي خرج مي كنند، عامل اصلي آن محسوب مي شوند و به فرمودة قرآن همين عوامل، حركت يك نظام به سوي انحطاط و نابودي را آغاز مي كنند. بنابراين بايد با اسراف مبارزة كامل كرد».(115) از جمله ابعاد مبارزه با طبقة مترفين و مسرفين جامعه، جلو گيري قاطع از ظهور اين گونه افراد در يك جامعه است. مقام معظم رهبري مي فرمايند: « كساني كه با ثروت هاي عمومي بازي مي كنند و براي دست انداختن به درآمدهاي ناپاك زرنگي ها و مشرف بودن بر مراكز ثروت، يك طبقة ممتاز بي درد جديد را از درون جمهوري اسلامي به وجود آورند اما به فضل پروردگار نخواهيم گذاشت طبقة بهره مندان از پول هاي حرام در جمهوري اسلامي ايران شكل بگيرد و مخلصين اسلام و انقلاب اجازه نخواهند داد كه چنين انحراف بزرگي به وجود آيد و يك طبقة مرفه بي درد جديد از درون نظام سر برآورد».(116) براي مبارزه با اين آسيب و آفت كه به عنوان يك انحراف، رهبر فرزانة انقلاب از آن ياد مي كنند بايد قواي سه گانة نظام با تدبير قانوني، اجرايي و قضايي، از سوء استفادة برخي افراد از قوانين و آشنايي برخي از آنان با كارگزاران نظام اسلامي جلوگيري شود وگرنه انقلاب اسلامي با آرمان عدالت اجتماعي قادر نخواهد بود به آرمان هايش در ايجاد جامعه اي عادلانه براي همة قشرها موفق شود. ايشان مي فرمايند: « تمتع قشرهاي مختلف مردم از امكانات مشاركت در امور بايد متعادل باشد و به گونه اي عمل نشود كه برخي افراد زرنگ، حتي با استفاده از قوانين بتوانند در ساية مسئلة مشاركت در امور، ثروت هاي بادآورده جمع كنند. لازمة وجود ثروت هاي كلان و بادآوردة برخي ها، استمرار فقر و محروميت برخي قشرهاست و تا وقتي اين وضع ادامه يابد، فقر ريشه كن نمي شود».(117) خلاصة كلام اين كه از ديدگاه مقام معظم رهبري، آسيب هاي اقتصادي از جمله آسيب هاي تهديد كنندة انقلاب اسلامي و مانعي در راه تداوم و پويايي آن مي باشد كه برخي از ابعاد و مصاديق آن را عدم وجدان كاري، بي نظمي اقتصادي و مالي، اشرافي گري و ظهور طبقة نوكيسه بر مي شمارند. پي نوشت ها: 1- آيت الله خامنه اي، حديث ولايت، ج 5، ص 127. 2- روزنامة رسالت، 19/12/1375. 3 - همان، 10/2/1374. 4- همان، 6/11/1371. 5- روزنامة همشهري، 8/2/1375. 6- روزنامة كيهان،28/1/1375. 7- حديث ولايت، پيشين، ج 7، صص 248تا 250. 8- روزنامة كيهان، 18/4/1377. 9- روزنامة ايران، 15/9/1376. 10- حديث ولايت، پيشين، ج 4، ص 275. 11- روزنامة رسالت، 17/10/1373. 12- همان 12/6/1373. 13- آيت الله خامنه اي، فرهنگ و تهاجم فرهنگي، صص 102 و 103. 14- روزنامة جمهوري اسلامي، 4/11/1364. 15- روزنامة كيهان، 29/2/1377. 16- همان. 17- حديث ولايت، پيشين، ج 4، ص 249. 18- روزنامة جمهوري اسلامي، 17/3/1376. 19- روزنامة جمهوري اسلامي، 17/3/1376. 20- همان. 21- فرهنگ و تهاجم فرهنگي، پيشين، ص 414. 22- روزنامة ايران، 11/6/1376. 23- روزنامة كيهان. 24- همان، 18/4/1377. 25- حديث ولايت، پيشين، ج 2، ص 305. 26- فرهنگ و تهاجم فرهنگي، پيشين، ص 415. 27- همان، ص 102. 28- روزنامة ايران، 13/3/1376. 29- آيت الله خامنه اي، دانشگاه و دانشجو(نگرش هاي موضوعي2)، ص 5. 30- حديث ولايت، پيشين، ج 6، ص 78. 31- روزنامة رسالت، 5/7/1375. 32- روزنامة جمهوري اسلامي، 7/12/1376. 33- فصل نامة فرهنگ، شماره 21، بهار 1375، ص 174. 34- روزنامة جمهوري اسلامي، 20/6/1375. 35- روزنامة ايران، 16/10/1376. 36- همان، 3/10/1376. 37- همان، 15/9/1375. 38- روزنامة رسالت، 27/11/1375. 39- فرهنگ و تهاجم فرهنگي، پيشين، 383. 40- روزنامة ايران، 16/10/1377. 41- حديث ولايت، پيشين، ج 6، ص 56. 42- روزنامة ايران ، 1/3/1375. 43- روزنامة كيهان، 31/2/1377. 44- روزنامة جمهوري اسلامي، 24/2/1377. 45- همان، 11/6/1377. 46- روزنامة ايران، 25/6/1377. 47- روزنامة ايران، 16/10/1377. 48- سخنراني خرداد 1375، در جمع نيروهاي لشكر حضرت رسول(ص). 49- روزنامة كيهان، 18/2/1376. 50- روزنامة رسالت، 17/9/1375. 51- سخنراني مورخ 8/5/1371. 52- روزنامة جمهوري اسلامي، 8/4/1377. 53- روزنامة كيهان، 24/9/1377. 54 – روزنامة رسالت، 25/2/1373. 55- روزنامة كيهان، 9/1/1377. 56- حديث ولايت، پيشين، ج 7، ص 264. 57- روزنامة جمهوري اسلامي، 28/6/1377. 58- روزنامة ايران، 25/6/1377. 59- روزنامة جمهوري اسلامي، 23/10/1377. 60- روزنامة ايران، 2/7/1376. 61- همان، 16/7/1377. 62- روزنامة رسالت، 6/11/1373. 63- حديث ولايت، پيشين، ج 3، ص 109. 64- روزنامة رسالت، 25/2/1373. 65- روزنامة كيهان، 13/8/1377. 66- سخنراني مورخ 27/6/1370. 67- روزنامة رسالت، 6/9/1375. 68- همان، 13/8/1372. 69- حديث ولايت، پيشين، ج 1، ص 110. 70- همان، ص 229. 71- روزنامة ايران، 29/10/1377. 72- همان، 29/2/1377. 73- روزنامة جمهوري اسلامي، 5/10/1377. 74- حديث ولايت، پيشين، ج 7، صص 257 و 258. 75- همان، ج6، ص 48. 76- روزنامة ايران، 7/2/1376. 77- حديث ولايت، پيشين، ج7، ص 259. 78- همان. 79- روزنامة ايران، 26/12/1375. 80- همان. 81- روزنامة كيهان، 28/5/1377. 82- سخنراني مورخ 21/5/1371. 83- سخنراني مورخ 8/5/1371. 84- سخنراني مورخ 21/4/1371. 85- پيام نوروزي، 1373. 86- همان. 87- روزنامة رسالت، 14/1/1374. 88- حديث ولايت، پيشين، ج 1، صص 286و 287. 89- همان، ج 3، ص 198. 90- همان، ج 1، ص 287. 91- روزنامة ايران، 6/9/1375. 92- همان، 22/2/1377. 93- روزنامة رسالت، 9/3/1372. 94- روزنامة ايران، 26/4/1376. 95- پيام نوروزي 1373. 96- روزنامة رسالت، 14/2/1374. 97- روزنامة ايران، 11/2/1376. 98- پيام نوروزي، 1373. 99- روزنامة رسالت، 14/1/1374. 100- حديث ولايت، پيشين، ج 7، ص 89. 101-روزنامة رسالت، 14/1/1374. 102- همان. 103- روزنامة ايران، 7/10/1376. 104- روزنامة كيهان، 9/1/1377. 105- روزنامة ايران، 7/10/1376. 106- حديث ولايت، پيشين، ج 7، ص 52. 107- همان، صص 260و 261. 108- روزنامة ايران، 17/7/1375. 109- همان، 26/12/1375. 110- روزنامة رسالت، 20/11/1373 111- حديث ولايت، پيشين، ج7، ص 261. 112- همان، ج6، صص 47و 48. 113- روزنامة ايران، 8/4/1376. 114- همان. 115- روزنامة ايران، 28/1/1375. 116-همان، 26/4/1376. 117- روزنامة ايران، 10/6/1375.