Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 106981
تاریخ انتشار : 30 اردیبهشت 1387 0:0
تعداد بازدید : 14

كتاب تكميلي رويش درآمدي بركارآمدي نظام جمهوري اسلامي

دكتر علي اكبر كلانتري
كتاب تكميلي رويش درآمدي بركارآمدي نظام جمهوري اسلامي همچنين توجه به نكات مهم زير،درتحليل و جمع بندي مسائل ضروري است: -1كشور ماپس از پيروزي انقلاب در سال 1357،باپديده تحريم نفتي ايران از سوي كشورهاي غربي و جايگزيني افزايش استخراج نفت عربستان،عراق،آلاسكا، مكزيك وانگليس به جاي نفت ايران مواجه بود. ميزان استخراج نفت كشور در سال 1355، 9/292ميليون تن بوده است در حالي كه پس ازپيروزي انقلاب، عليرغم افزايش چشم گيرجمعيت وبالارفتن نيازمنديهاي كشور وتحميل هزينه هاي جنگ، هيچ گاه ميزان استخراج آنفبه اين عددنرسيده است. ازباب مثال، ميزان استخراج نفت كشور درسال 1358، 165ميليون تن، در سال 1379، 83/208ميليون تن بوده است. (1) جدولهاي زير،به روشني گوياي اين واقعيت است. (2) ميزان ا ستخراج نفت كشور از سال 1355 تا 1372 ميزان استخراج نفت به ميليون تن سا ل ميزان استخراج نفت به ميليون تن سا ل 13/106 1365 9/292 1355 15/120 1366 165 1358 55/20 1367 83/71 1359 64/143 1368 12/70 1360 66/188 1369 40/131 1361 97/194 1370 01/132 1362 12/214 1371 49/115 1363 89/208 1372 01/122 1364 ميزان صادرات نفت خام كشور از سال 1355 تا 1372 سال ميزان صادرات نفت به م ميليون تن سال ميزان صادرات نفت ميليون تن 1355 30/162 1365 14/61 1358 53/128 1366 56/75 1359 47/37 1367 96/79 1360 49/38 1368 77/88 1361 32/92 1369 82/128 1362 59/99 1370 74/142 1363 23/78 1371 68/138 1364 28/71 1372 50/126 درآمدنفت صادراتي كشور از سال 1355 تا 1372 سال درآمد به ميليارد دلار سال درآمد به ميليارد دلار 1355 67/20 1365 98/5 1358 31/19 1366 18/9 1359 60/11 1367 59/7 1360 45/12 1368 98/11 1361 04/20 1369 61/16 1362 45/20 1370 82/13 1363 66/16 1371 02/14 1364 96/13 1372 21/12 واين درحالي است كه مصرف د اخلي فرآورده هاي نفتي،نسبت به سالهاي پيش ازپيروزي انقلاب،چنان كه جدول زيرنشان مي دهدبه شدت افزايش يافته است. ميزان مصرف داخلي برخي از فرآورده هاي نفتي (به ميليون تن تقريباًبرابر با ميليون مترمكعب) 1378 1377 1376 1375 1371 1369 1360 1355 سا ل نوع فرآورده 1/11 1/11 5/11 5/10 81/9 29/8 43/4 91/3 بنزين 2/8 1/9 5/9 8/9 45/10 21/8 13/5 28/5 نفت سفيد 9/18 6/19 1/21 3/20 88/20 71/18 51/9 49/7 نفت گاز 7/11 2/16 9/11 7/13 99/13 44/12 43/9 93/5 نفت كوره 2/2 3/2 0/3 9/2 98/2 49/2 98/0 7/0 گازمايع درسالهاي پيش از انقلاب اسلامي ، نه تنها كشوربا هيچ گونه تحريم وتضييق از سوي بيگانگان روبرونبودبلكه درنتيجه همكاري وهمراهي آنان باحكومت وابسته شاه(3)به ويژه ازسال1352،باافزايش درآمدنفت وچندبرابرشدن قيمت آن، سيل كالا،مواداوليه،قطعات،ماشين آلات وكارشناس خارجي به سوي ايران سرازيرشدوبه تدريج،تجارت خارجي دردوبعدعمده،نقش تعيين كننده اي دركل اقتصادبرعهده گرفت. تجارت خارجي ،امكان صدورميليونهابشكه نفت خام درروزو ورودميلياردها كالا،مواداوليه وغيره درسال رافراهم ساخت وحجم ورودكالاوموادبه جايي رسيدكه شبكه موجودتخليه،بارگيري،حمل و نقل و...پاسخ گونبودوكشتيهاي حامل كالا، ماهها در انتظارتخليه بارخود مي ماندند. (4) 2.برخي به علت عدم آگاهي از اوضاع ديگر كشورها، وجودپاره اي از معضلات ومشكلات را منحصر به ايران مي دانندغافل از آنكه بسياري از نابسامانيها و معضلات ، جنبه جهاني داردوحتي گاه دركشورهاي صنعتي وپيشرفته نيزيه طور ملموس ديده مي شود. از باب مثال ،نتايج تحقيقات نشان مي دهدنرخ بيكاري در كشورهاي يورو، درماه اگوست سال جاري(مرداد1382) 8/8درصد بوده است ونرخ بيكاري درآلمان كه درشهريور ماه سال جاري 10/6درصد بوده به بالاترين حدخود طي 5 سال گذشته رسيده است .نرخ بيكاري در فرانسه نيز درمرداد ماه 9/6 درصدبوده كه درسه سال گذشته بي سابقه است ودر همين مدت باافزايش 600/38نفر به بيكاران اسپانيا ،ميزان بيكاري در اين كشوربه 57/8 درصد جمعيت فعال رسيده است.(5) دربحث وبررسي پيرامون مشكل اشتغال وبيكاري دركشور، بايد افزون بر آنچه گفتيم،به افزايش وانفجار جمعيت در سالهاي پس از انقلاب نيزتوجه داشت، زيرا چنان كه آمارها نشان مي دهد شمار جمعيت كشور كه در سال 1355، 70/33 ميليون نفربوده است . درسال 1357 به 05/60 ميليون نفررسيده است وتعداد خانوارهاي كشور كه درآبان ماه 1355، 71/6 ميليون بوده است درسال 1375 به 39/12 ميليون رسيده است. (6) درمباحث آتي،به مشكلات عديده ديگري كه پس از پيروزي انقلاب، فراروي مسؤلان كشور قرار گرفت مانند عوارض اجتناب ناپذير انقلاب ، خسارتهاو معضلات ناشي از جنگ تحميلي نيزاشاره خواهيم كرد. فشرده سخن اينكه برپژوهشگران لازم است در تحليل كارآمدي يا ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران ، از واقعيات ملموس و انكارناپذير مزبورغفلت نورزند. درصفحات پيش رو،به گونه اجمال،وباتوجه به واقعيتها و آمار و ارقام معتبر و گفته هاي كارشناسان ، به بررسي كارنامه نظام جمهوري اسلامي در محورهاي مهمي مانند اقتصاد،دانش ، فن آوري،كشاورزي،صنعت ومعدن ،عمران وسازندگي،بهداشت ودرمان ،فرهنگ وهنرو... مي پردازيم. پاورقي: 1- ابراهيم رزاقي ،آشنايي با اقتصادايران،ص 183. 2- جدولهاي برگرفته از كتاب آشنايي با اقتصاد ايران، نوشته ابراهيم رزاقي ، ص183و 184و 189 است. 3- به عنوان بيان شاهدي كوچك برهمكاري گسترده بلوك غرب باحكومت وقت ايران ،نقل بخشي ازسخنان جيمي كارتر (رئيس جمهور وقت آمريكا ) در سفراوبه ايران خطاب به شاه. سودمنداست: «... هيچ كشورديگري براي بررسي مشكلات منطقه اي كه مورد علاقه هر دوطرف ماهست. ارتباط نزديك تري از ايران به ماندارد وهيچ رهبر ديگري نزد من (به اندازه شاه ايران) احترامي عميق تر و رابطه اي دوستانه تر ندارد.» ( حسن واعظي ، ايران وآمريكا ، ص 77). 4- ر. ك: ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصادايران، ص 22. 5- عليرضا بختياري ، دنياي اقتصاد، 16/7/82. 6- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران ، ص 290. فصل دوم (اقتصاد) اقتصاد(1) سيماي اقتصاد در دوران پيش از انقلاب اسلامي ارزيابي اقتصاد ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي ومقايسه آن با وضعيت دوره هاي گذشته، ايجاب مي كند نگاهي هرچند كوتاه به گذشته هاي نزديك داشته باشيم. آخرين دوره شكوفايي اقتصاد ايران،پس از هجوم هاي ويرانگر مغولان وتيموريان، در دوره ي صفويان (880 تا 1101 ) رخ داد. ولي از اواخر دوره صفويان ودر فاصله سقوط آنان تا آغاز دوره قاجاريان- يعني حدود 60 سال-به دلايلي چون جنگهاي صدساله ميان ايران وعثماني،جنگ ويرانگر ايران وروسيه وپس ازآن نفوذوسلطه روسها وبعدها انگليسها بردربارايران وكسب منافع سود جويانه، هجوم پياپي ايلها وعشايربراي دستيابي به قدرت سياسي، وصول مالياتهاي گزاف از روستاييان، پيشه وران وتجاركوچك،افزايش فشارسودجويانه مالكان بزرگ بر روستاييان ودهقانان براي استثماربيشتر آنان، سير انحطاطي اقتصاد ايران آغازشد. دردورة صفويان، اقتصاد ايران، متكي به خود بود وبخشهاي كشاورزي، صنعت و خدمات آن، با يكديگر هماهنگ ومنطبق با نيازمنديهاي جامعه بودند. در چنين شرايطي، هرگونه حركت توسعه اي درهر بخش، آثار جاذب خود را از نظر سرمايه گذاريهاي القابي وجنبي برديگر بخشها مي گذاشت. درآن زمان، تجارت خارجي،بخشي حاشيه اي از اقتصاد ايران وعموماً داراي مازاد بود. امتيازات داده شده به خارجيان دراين دوره، بيشتر با دريافت امتيازات متقابل همراه بود وپويايي اقتصاد ايران از بروز پيامدهاي منفي اين امتيازات، جلوگيري مي كرد. تجارت خارجي ايران، كه صادراتش قالي، بافته هاي ابريشمي وديگر توليدات صنايع پيشه وري بودووارداتش را پارچه هاي پشمي ونخي، سرب، قلع، ادويه ، شكر،عطريات وغيره تشكيل مي داد، ازچنان بنيانهايي برخوردار بودكه شكوفايي صنايع داخلي وكسب مازادتجاري را موجب مي شد. از اوايل سده نوزدهم ، كشورهاي استعمارگرروسيه و انگليس، با توجه به شرايط سياسي- اقتصادي ايران وعقب ماندگي اقتصادي آن ، ازشمال وجنوب وشرق كشور، شروع به دست اندازي ارضي وتشديد دخالت درامور اقتصادي وسياسي مازاد توليدات اين صنايع، دولتهاي استعمارگر فوق را برآن داشت تا بازار بسته اقتصاد ايران را با نابودي صنايع آن به روي خود بگشايند. شكست سياسي ونظامي ايران از روسيه وتحميل عهدنامة « گلستان»، درسال 1192وسپس عهدنامة « تركمانچاي» درسال 1206، واپسماندگي وناتواني اقتصاد ايران را نسبت به اقتصاد كشورهاي اروپايي آشكار ساخت. برپاية عهدنامه تركمانچاي، بازرگانان روسي، امتياز تجارت هرنوع كالا ومعافيت از حقوق گمركي را – جزيكبار ، هنگام ورود يا خروج، آن هم به ميزان پنج درصد- به دست آوردند. اين همه ، درشرايطي بود كه از كالاهاي توليد شدة داخلي دراستانها وشهرهاي مختلف، باعنوانهاي گوناگون (راه داري، دروازه باني و...) چند با عوارض دريافت مي شد و همين امر، امكان رقابت خرد كنندة كالاهاي خارجي با كالاهاي داخلي را فراهم مي كرد. دردوره پس از شكستهاي نظامي وسياسي ايران، بخشهاي اقتصاد ايران – هر چندعقب مانده- به گونه اي مكمل يكديگر عمل مي كردند ودر چهار چوب الگو و فرهنگ مصرفي داخل وسازوكار حاكم برآن، نه مواد اوليه كشاورزي ومعدني قابل توجهي به صورت مازاد برمصرف داخلي وباب بازار خارجي وجود داشت ونه خريداران انبوه داخلي براي كالاهاي خارجي. اما ديري نپاييد كه اين روند، با دوجريان توأم بريكديگر برخورد كردتا تجارت خارجي، جايگاه ويژه اي دركشور پيداكند. بازرگانان روسي وانگليسي ، با برخورداري از امتيازات تجاري ، سياسي وقضايي ناشي از عهدنامه هاي پيش گفته ، به تدريج برتجارت ايران مسلط شدند وبازرگانان ايراني ، پس از ايستادگيهايي ، سرانجام به مشاركت با تجار خارجي ويا فروش كالاهاي خارجي در داخل ف تن دادند. توليد براي صدور ورفع نيازهاي خارجي به مواد اوليه كشاورزي همراه خريد كالا (عمدتاً پارچه ) از خارج، بازار فروش محصولات خارجي را درايران گسترش داد وهمپاي آن، سهم بازرگاني خارجي در اقتصاد افزايش يافت. پيامداين روند(صدور كالاهاي خام وارزان وورود كالاهاي ساخته شده وگران) كسري تراز بازرگاني خارجي ايران وخروج قابل توجه سرمايه از كشوربود. توسعة تجارت با خارج، همراه باكسري تراز بازرگاني ،نه تنها به ورشكستگي و خانه خرابي پيشه وران انجاميد، بلكه پرداخت كسري ، باتشديداستثمار دهقانان وافزايش ستم به آنها همراه شد. توليد محصولات كشاورزي براي صدور، بدون تغيير در روابط توليدي واستفاده از فنون وابزارهاي نوين، به كمبود شديد مواد غذايي و بروز قحطي منجر شد. ورود محصولات صنعتي خارجي پيشه وران را ورشكسته كرد و موجب شد مهارتهاي آنان بي استفاده بماند وكسري تراز بازرگاني ، افزايش مالياتها و برقراري عوارض وحقوق اربابي، دامنة تخريب در بخش سنتي صنعت و كشاورزي را گسترش داد. در چنين وضعي ،تمركز سرمايه وبه كارانداختن آن درتوليد، به ويژه توليد صنعتي كشور جرياني ناتوان بازماند وبا تغيير تدريجي اقتصاد كشورهاي اروپايي و افزايش سرمايه ها ولزوم همراه كردن صدور سرمايه با صدور كالا، كسب امتيازات جديد مورد توجه استعمارگران قرار گرفت . پس از كشته شدن امير كبير به دستور ناصرالدين شاه در سال 1231 ، دورة واگذاري امتيازات به دو كشور روسيه وانگليس آغاز شد. در عصر امتيازها كه عمدتاً سلطنت پنجاه ساله ناصرالدين شاه رادربرمي گيرد، بيش از 80 قرار داد(امتياز) با دولتهاي استعمارگربسته شد. همراه با امتيازهاي داده شده ، نفوذ سياسي- اقتصادي روسيه وانگليس نيز گسترش بيشتري يافت. به اين ترتيب عقب ماندگي ناشي از سامان كهن توليدي وكندي دربازسازي آن براثر هجومهاي پياپي وجنگهاي داخلي ، همراه با استبدادخشن سلطنتي و نظام ارباب- رعيتي، درآغاز دوره جديد روابط اقتصادي با كشورهاي روسيه و انگليس تغييرات گسترده يي درپيكر اقتصاد كشور به وجود آورد. اين تغييرات ساختاري، به گونه اي در اقتصاد ايران جاي گرفت وريشه دوانيد كه ديگر امكان تغييرآن با تصميمهايسياسي به شكلي كه درزمان شاه عباس صفوي وكريم خان زند انجام گرفت وموجبات توسعه صنايع دستي ، تأمين امنيت راههاي تجاري ، گسترش سرمايه گذاري درشبكه حمل ونقل ، آبياري وتوسعة كشاورزي را فراهم كرد، نداشت. اقتصاد ايران دردوران پهلوي باشكست مشروطيت كه مهم ترين نشانه آن، امضاي سند دست نشاندگي ايران از سوي وثوق الدوله – رئيس دولت مشروطه – بود، مبارزات مردم به منظور تحقق اهداف انقلاب، وارد مرحله جديدي شد. اگر چه انگليس، باتوجه به وقوع انقلاب اكتبر در روسيه قصد داشت از فرصت استفاده كرده وبا تحميل اين قرارداد،بركلية امور ايران مسلط شود، وهرچند به دليل شرايط داخلي وخارجي نتوانست اين قرار داد رابه تصويب مجلس شوراي ملي ايران برساند، اما باگزينش رضاخان وكمك به او در انجام موفقيت آميز كودتاي 1299 عملاً كلية نتايجي راكه از اين قرار داد انتظار داشت، با پوششي نو استعماري به دست آورد. از ابتداي دهة بين 1300 تا 1310 صنايع جديد در ايران روبه گسترش نهاد واز اواخر اين دهه، شتاب بيشتري يافت. صنايع ايجاد شده دراواخر حكومت رضا پهلوي، شامل، روغن كشي، برنج كوبي ، آردسازي، آسياب ماشيني ، پنبه پاك كني، قند، نوشابه سازي، ريسندگي وبافندگي ، پيله خشك كني، جوراب بافي ، كبريت سازي، چرم سازي، صابون سازي، چاپخانه، برق وسيمان بود. بااين وجود صنايع ايجاد شده به لحاظ توليد، تكافوي مصرف داخلي را نمي كرد، چنان كه صنايع نساجي و چاي ، كمتر از 15درصد، صنايع قندكمتر از 20درصد وصنايع سيمان، حدود 50درصد نياز داخلي را تأمين مي كردند. باوجود برخي تغييرات درنظام كشت وكار وتوليد محصولات كشاورزي ، روابط كهنه ارباب- رعيتي بين مالكين ودهقانان، همچنان به قوت خود باقي ماند. دهقانان كما كان با ابزار ساده وسنتي به كشت مي پرداختند وبا توجه به بازدهي اندك زمين ، سهم عمده اي از دسترنج خود را در اختيار مالك قرار مي دادند. رضاخان با وجود اينكه با برخي از اربابها وخانها وسردارها به ستيز پرداخت، اما اين برخوردها ، تغييري در وضع مالكيت آنها برزمين وبه طور كلي مناسبات كهن ارباب- رعيتي ايجاد نكرد. اوضمن تقسيم زمينهاي مصادره شده ميان افسران، مقامهاي اداري و درباريان و تشكيل طبقه اي از مالكين جديد ووفادار به خود، سهم عمده زمينهاي مصادره شده را خود برمي داشت، آن گونه كه بسياري از اراضي زرخيز استانهاي مازندران، گيلان وگرگان به شخص وي تعلق گرفت. گرچه در فاصلة سي سال- از ابتداي جنگ اول جهاني تا پايان جنگ دوم- از جمله بيست سال حاكميت رضاخان، تغييراتي در تركيب واردات وصادرات كشور پديد آمد، با اين وجود، به لحاظ ساختي، دگرگوني در روند بازرگاني خارجي حاصل نشد وايران، همچنان صادر كننده مواد خام ووارد كننده كالاهاي ساخته شده صنعتي باقي ماند. دربستر چنين تحولاتي بودكه اقتصاد ايران، به سوي تك محصولي شده پيش رفت وصادرات غيرنفتي – عمدتاً محصولات كشاورزي – جاي خود رابه صادرات نفت داد وسيماي اقتصاد كشور، با شتاب وژرف وگسترده ، رنگ وابستگي گرفت . سرمايه داران وابسته داخلي، صادركنندگان كالاهاي خارجي به ايران، شركت نفت انگليس وايران ودولت انگليس نيروهاي اصلي داخلي وخارجي پشتيبان نظام را ، خارج از چارچوب دولت، تشكيل مي دادند وهمين خصلت برون زايي نيز از علل اصلي بي ثباتي نظام وبيرون راندن رضاشاه ازايران بدون واكنش هواخواهي اجتماعي وسياسي داخلي از وي بود. درسالهاي پس از جنگ دوم جهاني نيز دگرگوني بنياديني در اقتصاد ايران ايجاد نشد. مهمترين رخداد دراين دوره ، ورود امپرياليسم آمريكا به ايران است، كه در اواخر جنگ دوم جهاني، به سومين طرف تجاري ايران تبديل شد ودر سال 1322 با سپرده شدن امور مالي و اقتصادي كشور به دست « ميلسپو» مستشار آمريكايي، دخالت اين كشور در امور داخلي ايران ابعاد تازه اي يافت . دراواخر دهة 1320 ، روابط ارباب- رعيتي همچنان بركشاورزي ايران حاكم بود. ابزار كشاورزي كهن، سهم زارع ، بين يك تا دو پنجم محصول وبازدهي زمين اندك بود. از جمعيت 16ميليون نفري ايران 85درصد در روستا زندگي مي كردند و عموماً به كشاورزي اشتغال داشتند. شاغلين بخش صنايع نيز از 200هزار نفر تجاوز نمي كردند. پس از كودتاي 28 مرداد 1332، همة كوشش دولت كودتاگر ، صرف ايجاد زمينه مناسب براي بستن قرار داد جديد نفت شد ودر اين زمان، اقداماتي براي دستيابي به رونق اقتصادي در كشور صورت گرفت كه مهم ترين آنان صدور دوبارة نفت ايران بود. كمكهاي نظامي وغير نظامي آمريكااز ديگر عواملي به شمار مي آمد كه واردات رابراي متعادل كردن عرضه وتقاضا دراين سالها امكان پذيرمي كرد. درابتداي دهة 1340 كه درآن اصلاحات ارضي با هدف به اجرا گذاشتن الگوي توسعة جديد به اجرا درآمد، وضع بحران اقتصادي دركشور پديدار شد. كسري بودجه، تورم، كاهش ذخاير طلاوارز، كسري موازنة پرداختها، افزايش بدهي دولت به بانك ملي وافزايش حجم وامهاي خارجي دولت، حكومت كودتا را عليرغم افزايش درآمد نفت، دربرابر مشكلات اقتصادي- اجتماعي قابل توجهي قرار داد. باافزايش درآمد نفت، به ويژه از سال 1352 وچند برابر شدن قيمت نفت، جريان رشد صنعتي درايران سرعت يافت. سيل كالا ، مواد اوليه، قطعات، ماشين آلات و كارشناس خارجي به سوي ايران سرازير شد. دراين مرحله ، همراه با گسترش صنايع وابسته و تداخل منافع شركتهاي انحصاري به ويژه آمريكايي، ژاپني وآلماني با سرمايه داران وابسته ايراني ، سرمايه گذاري تجملي در بخش مسكن وانجام طرحهاي بزرگ عمراني ونظامي فزوني يافت. بخش كشاورزي نيز از سرمايه گذاريهاي وابسته بي بهره نماند ودر واحدهاي بزرگ كشت وصنعت ، گاوداريهاي صنعتي ومرغ داريها، سرمايه گذاريهايي انجام شد كه نتيجه آن تشديد عقب ماندگي كشاورزي ووابستگي آن به خارج بود. با انجام نشدن سرمايه گذاريهاي واقعي در بخش كشاورزي، واردات مواد غذايي وعلوفه براي دام نيزبه سرعت افزايش يافت. با افزايش درآمد نفت وگزينش ايران به عنوان ژاندارم خليج فارس، ايجاد ارتشي با ساز وبرگ مناسب براي اين منظور، گريزناپذيربود ودرنتيجه ساليانه، ميلياردها دلار براي تقويت نيروي نظامي وانتظامي كشور، به هزينه هاي آموزشي، خريد اسلحه، ايجادمراكز نظامي وتأسيسات زير بنايي آن مانند فرودگاهها، راهها، شبكه مخابراتي و ... اختصاص يافت. اولويتهاي نظامي ، كليه وجوه فعاليتهاي اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي جامعه را تحت تأثيرقرار داد. دراين مرحله ، وابستگي اقتصادي ايران به مراكز صنعتي و انحصاري آن ، به چنان درجه اي رسيده بودكه ديگر دخالت سياسي عوامل وعناصر خارجي بري حركت اقتصاد داخلي لازم نبود. منافع مراكز مزبور وشركتهاي فرامليّتي تجاري، بانكي ، صنعتي و نظامي از يك سو و وابستگان ايراني آنها از سوي ديگر آن گونه درهم تنيده شده بود كه ديگر نمي شد بين آنها تفاوت عمده اي قائل شد. اقتصاد ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي براساس آنچه گفتيم ، اقتصاد ايران در سال 1357كه رهبران انقلاب اسلامي ، عهده دار ادراة كشور شدند از كاستيها و نابسامانيها فراواني برخورداربود، از جمله: نابرابري چشم گير درتوزيع درآمدملي ، ديوان سالاري ناكارآمد، شكاف فاحش ميان شهر وروستا، وابستگي شديد اقتصاد به كارتلها و انحصارهاي خارجي، ساختار وابستة تجارت خارجي ، وابستگي شديددولت به بودجة دولتي، سيطرة سياسي و اقتصادي بيگانگان برسياستهاي اقتصادي و تجاري ، تخريب كشاورزي ونياز روز افزون كشور به واردات مواد غذايي ومحصولات مصرفي ودريك كلام ، نابودي زير ساختهاي اقتصادي ، صنعت وكشاورزي كشور. با پيروزي انقلاب اسلامي، كاستيها ومشكلات ديگري برامورفوق افزوده شد كه بايد آنها را عوارض اجتناب ناپذير ناشي از انقلاب دانست مانند: درهم ريختگي ناشي از فرار يا حذف مديران پيشين وكم تجربه بودن مديران جديد، ابهام درمالكيتها ف بي اعتباري ضوابط و معيارهاي قديم بدون امكان جايگزيني ضابطه هاي جديد، فروپاشي يا تزلزل نهادهاي قبلي، قطع بسياري از پيوندهاي بين المللي مؤثر در امور اقتصادي ، بي آنكه بتوان به طور فوري براي آن جايگزيني پيدا كرد.(2) پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، ساختار وابسته اقتصاد كشور، چهره واقعي خودرا نمايان ساخت. ورشكستگي نظام بانكي به علت پرداخت بي رويه اعتبارات و خروج سرمايه از كشور، نخستين واكنش قابل پيش بيني اقتصاد بيمار ووابسته بود. سرمايه داران وابسته با احساس ناامني، به فروش سرمايه هاي منقول وغيرمنقول خودپرداختند و مؤسسات توليدي را به تعطيلي كشاندند . تحريم اقتصادي آمريكاوديگر كشورهاي غربي، مشكلات پس از پيروزي انقلاب را تشديد كردو اقتصاد وابسته را از دو سو زير فشار قرار داد، از يك سو نفت ايران بدون خريدار ماند ودرآمد نفتي كشور از 18 ميليارد دلار درسال 1358 به 11 ميليارد دلار درسال 1359 كاهش يافت. از سوي ديگر با عدم تأمين به موقع مواد اوليه، قطعات و ماشين آلات مورد نياز، صنايع وابسته ضربه سختي خوردند. كمبود كالا ، سرمايه هاي تجاري را فعال كرد.انتقال سرمايه هاي توليدي از بخش كشاورزي، صنعت وساختمان به بخش خدمات ( عمدتاً توزيع كالا) ، افزايش شديد وكاذب قيمتها را پديد آورد. روند افزايش قيمتها بيش از پيش، سودآوري بخش تجارت و دستگرداني كالا را به اثبات رساند، به ويژه آنكه دراين فعاليت ، فرار از پرداخت ماليات، با توجه به قوانين مالياتي و تشكيلات و فرهنگ مالياتي موجود، به سادگي امكان پذير بود. با انتقال سرمايه هاي بزرگ وكوچك به اين بخش، فاصله توليد و واردات كالا نسبت به ميزان مصرف، فزوني يافت وبه طور كلي امور يادشده اقتصاد كشور را به طور ملموس تحت تأثير قرارداد.(3) عوارض ومشكلات ناشي از جنگ هنوز انقلاب، نهالي بيش نبود كه جنگي هشت ساله وتمام عيار به قصد براندازي نظام تازه تأسيس يافته ايران به راه افتاد. دراين جنگ ، ايران، به ظاهر با ارتش عراق درگير بود ولي در حقيقت جبهه پشتيباني كننده اين كشور، يك شركت سهامي چند مليتي بودكه آمريكا ، انگليس، فرانسه، آلمان ، شوروي سابق، وشمار زيادي از دولتهاي متمول عربي و اروپايي با پول، اسلحه ، نفت وحمايت سياسي درآن سرمايه گذاري كرده بودند. اين در حالي بودكه ارتش، شيرازه محكمي نيافته بودو سپاه پاسداران ، هنوز امكانات وتوان كافي براي مقابله با دشمن رانداشت. با پيش آمدن جنگ، منابع محدودملي، به جاي به كارگيري در توسعه اقتصادي – اجتماعي، به دفاع از آب و خاك كشور تخصيص يافت، طي 7سال (1369-1366) يك هفتم هزينه هاي دولتي- مستقيم يا غير مستقيم – صرف جنگ شد . سهم هزينه هاي جنگي دربودجه عمومي دولت، طي اين سالها بين 13 تا 22 درصد نوسان داشت. دهها ميليارد دلار درآمد ارزي كشور نيز صرف تدارك جبهه ها مي شد . هزاران دستگاه ماشين آلات سنگين ، ميليونها تن از توليدات صنعتي ، سهم قابل توجهي از امكانات درماني وبهداشتي ، صدها هزار نيروي جوان واز همه مهم تر وقت، فكر و توان مديريت اصلي جامعه ، منابع گران قدري بودكه به جاي ساختن و پرداختن بنيانهاي اقتصادي مي بايست در دفاع مقدس به كار گرفته مي شد . همچنين محدوديت بيشتر منابع ملي ناشي از اشغال خاك وطن ويا عدم امكان بهره برداري – به دليل نزديكي به ميادين نبرد- از شمار قابل توجهي از شهرها ، روستاها، زمينهاي كشاورزي ، رودخانه ها و سدها، تأسيسات نفتي ، صنايع مهم ، بنادر، اسكله ها و ... بخشي ا زاتلاف منابع بوده است. سازمان ملل متحد با مسامحه ونگرش بخيلانه ، خسارتهاي مستقيم جنگي را 2/92 ميليارد دلار برآورد كرده است، يعني درآمد 6سال فروش نفت كشور تنها بر اساس تجديد آنچه تخريب شده ، لازم بوده است، در حالي كه اگر علاوه بر خسارتهاي مستقيم ، زيانهاي غير مستقيم و عدم النفعها را در نظر بگيريم، درآمد بيش از 25سال فروش نفت بايد براي ترميم خرابيها و بازيافت آنچه هدر رفته هزينه مي شد(4) چنان كه اشاره گرديد، آمار وارقام ارائه شده از سوي سازمان ملل متحد درباره خسارات مادي جنگ ، مسامحه آميز و با نگرشي جانبدارانه از حكومت جنگ افروز عراق بوده است وگرنه براساس برخي از آمارهاي مستقل، خسارت اقتصادي وارد شده برايران ، فقط تا پايان شهريور ماه 1364 حدود 309ميليارد دلار بوده است.(5) باتوجه به انبوه مشكلاتي كه برشمرديم ، انتظار رشد و شكوفايي د راقتصاد ايران و دگرگوني ساختار آن در دهه نخست پس از انقلاب، مصفانه به نظر نمي رسد. بااين وجود، جهت گيريها وسياستهاي كلي كه دراين برهه از زمان مورد توجه و اهتمام قرار گرفت و دردهه هاي بعد با رويكردها وبرنامه هاي جديد و جديت بيشتر دنبال شد، آثار مطلوب و انكار ناپذيري برجاي نهاد كه درزير به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم .(6) 1. توليد ناخالص داخل( gdp) 2. چنان كه در جاي خودگفتيم اين امر، يكي از شاخصهاي مهم اقتصاد كلان است. وقتي رشدتوليد ناخالص داخلي وتوليد ناخالص داخلي سرانه به قيمت ثابت درنظر گرفته شوند، اين دوشاخص، به ترتيب بيانگر رشد اقتصادي ورفاه اقتصادي مي باشند. توليد ناخالص داخلي (به قيمت ثابت سال 61) درسال 1368برابر 6/9514 ميليارد ريال بودكه درسال 1375به 649/14 ميليارد ريال افزايش يافت. بنابراين طي اين سالها ، رشد متوسط سالانه توليد ناخالص داخلي معادل 4/6درصد بوده است. با بررسي روندرشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت، ملاحظه مي شود. نرخ رشد اين متغير كه درسال 1367منفي بوده (8/7- درصد ) درسال 1368 به 3 درصد ودرسال 1369 به بالاترين حدخود دراين دوره يعني 1/12درصد رسيده است. در سال 1370 نرخ رشدgdp به 9/10درصد كاهش يافت. اين روند كاهش تا سال 1373 ادامه داشت ليكن از سال 1374 به بعد آهنگ فزاينده پيدا كرده است. درآمدسرانه (به قيمت ثابت سال 61 ) نيز از حدود 155 هزار ريال در سال 1368 با رشد متوسط 5درصد به 216هزار ريال در سال 1375 بالغ شد كه بيانگر افزايش توان خريد مردم در آن زمان است. 3. ارزش افزوده بخش كشاورزي چنان كه گفتيم در دورة پيش از انقلاب اسلامي، از امكانات بالقوه داخلي ومنابع آب و خاك كشور، در جهت رشدوشكوفايي بخش كشاورزي استفاده موثر به عمل نيامد. درنتيجه اين بخش درمقايسه با ساير بخشهاي اقتصادي وبه ويژه بخشهاي صنعت وخدمات، از رشد بسيار كمتري برخوردار شد. بدين ترتيب ،سهم بخش كشاورزي در توليد ناخالص داخلي، طي دورة مربوط، روندي نزولي داشت وبه عنوان مثال از 8/9 درصددرسال 1354به 7/8درصد درسال 1356 محدود گرديد. اين روند به تركيب ناموزون توليدناخالص داخلي كشور منجر گرديده وموجب تشديد وابستگي به خارج در زمينه تامين محصولات كشاورزي مورد نياز كشور شد. دربخش كشاورزي، يكي از متغير هاي مهم، «رشد ارزش افزوده بخش كشاورزي» است.روند تغييرات اين متغير ، بسيار نوساني بوده است. باتوجه به اينكه يكي از سياستهاي محوري پس از انقلاب اسلامي، اهميت قائل شدن براي اين بخش بوده كه ارزش افزوده آن هر ساله رشدي مثبت داشته است (به جز سالهاي 62و67). مثلاً حتي در سال 1357 هم كه ارزش افزوده همه بخشهاي اقتصادي ، رشد منفي نشان داده اند، بخش كشاورزي ، به رشد معادل 3در صد داشته است . در سال 1368، رشد منفي ارزش افزوده بخش كشاورزي ، به رشد مثبت 7/3درصدي مبدل گرديده است. افزايش اين روند درسال 1369 ، به رشد مثبت مقدار خود درآن سالها يعني 1/8 درصد مي رسد. درسال 1370، اين رشد نقصان مي يابد وبه 1/5 درصد مي رسد اما در سال 1371، با افزايش 4/7درصدي آن روبرو مي شويم . ظرف دوسال بعدي، رشد ارزش افزوده ، كاهنده است ودر سال 1375 باز افزايش يافته است(5/3درصد). شايان ذكراست كه ارزش افزوده اين بخش از 2775 ميليارد ريال در سال 1368به 9/3822ميليارد ريال در سال 1375رسيده است كه ا ز متوسط رشد سالانه اي معادل 84/4 درصد برخوردار است. اين بخش، با برخورداري از حمايتهايي از قبيل تسهيلات بانكي، ارائه وترويج آموزشها وفن آوري وبه ويژه تأمين نهاده مهم آب ، از بهبود نسبي برخوردار شد. ساخت شبكه هاي اصلي وفرعي آبياري وسدهاي مخزني كوچك وبزرگ و همچنين توسعه وتقويت سيستمهاي آبياري تحت فشار دركنار تشكيل تعاونيهاي بزرگ توليدات كشاورزي، زمينه بسيار مناسبي براي شكوفايي اين بخش و خودكفايي كشور در اقلام مهمي از محصولات كشاورزي در سالهاي بعد فراهم نمود. براساس گزارش مركز آمار ايران سهم ارزش افزوده بخش كشاورزي در محصول ناخالص داخلي (به قيمت ثابت 1376) در سالهاي 78، 79و 80نيز به ترتيب 54/13، 56/12و 09/12درصد بوده است. درفصل ويژة كشاورزي پيرامون رشدچشمگير اين بخش، در سالهاي پس از انقلاب آمار و ارقام بيشتري ارائه خواهيم داد. 4. ارزش افزوده بخش صنعت ومعدن از شاخصهاي مهم در رشد توليد ناخالص داخلي ، رشد ارزش افزوده صنايع ومعادن است. روند تغييرات اين شاخص به دوره هاي مشخصي قابل طبقه بندي است. از سال 1367تا سال 1370 روند صعودي، از سال 1371تا 1372، روند نزولي واز سال 1373تا 1375 روندي فزاينده داشته است. بيشترين رشد ارزش افزوده اين بخش در آن سالها، مربوط به سال 1370با نرخ رشد2/17درصدي است. يكي ديگر از شاخصهاي مهم، سهم ارزش افزودة صنايع ومعادن در كل توليد (ثابت61) است. به استثناي دوسال 1371و 1372، پيوسته اين شاخص فزاينده بوده است به گونه اي كه در سال 1375به 5/12درصد رسيده است. با توجه به اهميت بخش صنعت در فرآيند توسعه اقتصادي، مي توان از اين بخش به عنوان سكوي جهش به سوي مراحل بالاتر توسعه بهره جست. شايان ذكر است ارزش افزوده صنايع ومعادن از 1/2109ميليارد ريال در سال 1368به 3/2408 ميليارد ريال در سال 1375رسيده است كه به طور متوسط سالانه نرخ رشدي معادل 91/1درصد داشته است. نكته مهم در اين بخش تنها رشد كمّي يا حجمي نيست. آنچه داراي بالاترين اهميت است روند داخلي و بومي شدن فن آوري وكاهش وابستگي ونه به معناي قطع ارتباط با خارج است. كاهش ارزبري اغلب صنايع و احداث مجتمعهاي عظيم صنعتي به ويژه پتروشيمي از توفيقات صنعت كشور است كه در جاي خودبه توضيح بيشتر آن مي پردازيم . 4. ارزش افزوده بخش نفت پس از پيروزي انقلاب، سياست نفتي بر پايه نگهداري منابع موجود براي نسلهاي آينده و بهره برداري از منابع نفتي نه بر پايه نياز غرب و شركتهاي فرامليتي، بلكه منطبق برنيازهاي ارزي ايران تدوين شد. هم زمان با پيروزي انقلاب، صدور نفت ايران به كشورهاي اسرائيل و آفريقاي جنوبي قطع شد.( البته در سالهاي بعد كه نظام سياسي نژاد پرست آفريقاي جنوبي ساقط شد، صدور نفت ايران به اين كشور ازسر گرفته شد) ودر چهار چوب كشورهاي صادر كنندة نفت (اوپك) نيز سياست محدوديت توليد نفت و افزايش قيمت آن توسط ايران مورد حمايت قرار گرفت وبه اين ترتيب، جناح مترقي اوپك تقويت شد . در پي تحريم نفتي ايران از سوي كشورهاي غربي و جايگزيني افزايش استخراج نفت عربستان، عراق، آلاسكا، مكزيك و انگليس به جاي نفت ايران، بازاريابي نفت در كشورهايي به جز آمريكا، آلمان، ژاپن ، فرانسه ، ايتاليا وانگليس انجام شد. از شاخصهاي مهم رشد توليد ناخالص داخلي، رشد ارزش افزوده بخش نفت است . اين شاخص به قيمتهاي ثابت سال 1361نوسانات را در طي سالهاي 1368تا 1375 تجربه كرده است. دراين دوره ، بالاترين رشد، مربوط به سال 1369با رشد 9/19درصد وپايين ترين رشد مربوط به سال 1373با رشد منفي 6/5 درصد بوده است. شاخص مهم ديگر روند تغييرات سهم ارزش افزوده نفت در كل توليد (ثابت61) است. اين شاخص تا سال 1370 افزايشي بوده ودر سال 1370 به حداكثر مقدار خود رسيده است واز 8/16درصد به 8/18 درصد افزايش يافته است واز سال 1371 تا 1375 روند كاهشي داشته است. همچنين در اجراي سياست صدور فرآوردة نفت به جاي صدور خام آن ، توسعة صنعت پتروشيمي به عنوان يك صنعت پيشتاز پي گرفته شد، به طوري كه ميزان توليد محصولات پتروشيميايي كه در سال 1368 حدود 4/2 ميليون تن بود در سال 1376 بالغ بر 2/11 ميليون تن شد و رشد متوسط اين محصولات به 21 درصد رسيد. پيرامون تحولات صنعت نفت و پتروشيمي ، در جاي خود توضيح بيشتر ي خواهيم داشت. 5. ارزش افزودة بخش خدمات از شاخصهاي مهم در بررسي رشد توليد ناخالص داخلي( واقعي ) « رشد ارزش افزوده خدما (ثابت61) » اين شاخص بعد از اينكه در سال 1367 منفي بوده ، طي سالهاي 1368 تا 1370 افزايش يافته است وظرف سالهاي 1371 تا 1374 روندي كاهشي داشته و مجدداً در سال 1375 افزايش يافته است. از شاخصهاي مهم ديگر ، سهم ارزش افزوده خدمات در كل توليد(ثابت61) مي باشد كه درباره اين شاخص ، نكات زير حائز اهميت است: 1) بخش خدمات، سهم قابل ملاحظه اي را در كل توليد، دارابوده است. 2) روند تغييرات اين شاخص تا سال 1370نزولي، از سالهاي 1371تا 1373 صعودي، در سال 1374 و در سال 1375 ثابت بوده است. حداكثر مقدار اين نسبت طي سالهاي مذكور، در سال 1373 حاصل شده است كه رقمي معادل 39 درصد را نشان مي دهد. 3)ارزش افزوده بخش خدمات از 9/4100 ميليارد ريال در سال 1368 به 1/6939 ميليارد ريال در سال 1375 رسيده است كه به طور متوسط از رشد سالانه اي معادل 41/6 درصد برخوردار بوده است. گفتني است آنچه در گذشته ، به عنوان يك نارسايي در خصوص بالابودن سهم خدمات در ارزش افزوده مطرح مي شده بيشتر به دليل تلقي با لابودن سهم خدمات در ارزش افزوده مطرح مي شده بيشتر به دليل تلقي بالابودن فعاليتهايي از قبيل دلالي يا واسطه گري در بخش خدمات بوده است و امروزه با اهميت يافتن بخشهايي نظير بيمه ، بانكداري، جهانگردي، حمل ونقل و نظاير آن ، ساختار بخش خدمات، بهبود قابل توجهي يافته است . البته در كنار گامهاي بزرگ و اقدامات يادشده جهت استقلال و خودكفايي وبهبود سطح زندگي مردم، به نارساييهايي مانند معضل تورم نيز بر مي خوريم كه در فصل مربوط كاستيها مود اشاره قرار مي گيرد. پاورقي: 1- بخشهاي آغازين اين فصل ، از بخش نخست كتاب آشنايي با اقتصاد ايران . به خامة آقاي دكتر ابراهيم رزاقي، اقتباس و تلخيص شده است. 2- ر.ك : در عرصه سازندگي ، ص 10-11. 3- ر.ك : ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 22- 25. 4- ر. ك: در عرصه سازندگي ، ص 11-12. 5- ابراهيم رزاقي،آشنايي با اقتصاد ايران، ص 278. 6- بخش عمده اين نمونه ها ، از كتاب آمار سخن مي گويد نوشتة آقايان دكتر حميد ميرزاده ، و سيد شمس الدين حسيني و بخش ديگري از آنها از كتاب سالنامه آماري كشور 1381 نشر مركز آمار ايران اقتباس شده است. فصل سوم دانش، فن آوري و تحقيقات بي ترديد ازنشانه ها وشاخصهاي پيشرفت وتعالي يك كشور، اهتمام مردم ومتوليان امور آن كشور به امر دانش، تحقيق وپژوهش درعرصه هاي مختلف آن است. ملموس ترين نتيجه بي توجهي به اين مهم، ضعف دربرنامه ريزي، تدوين سياستهاي غير اصولي ونامنطبق برنيازها وواقعيتهاي جامعه، فرار مغزها، وابستگي به پژوهشهاي بيگانگان وعمل كردن به نسخه هاي وارداتي واحياناً شكست خورده ديگران است. نگاهي فراگير ب سياستها وفعاليتهاي آموزشي وتحقيقاتي كشور، نشان از بهبود وپيشرفت سريع وچشمگير كشور درعرصه هاي دانش، فن آوري وتحقيقات نسبت به سالهاي پيش از انقلاب دارد. در زير به بررسي اجمالي برخي از نمونه ها مي پردازيم: آموزش عمومي براساس سرشماريهاي عمومي درسالهاي 1355، 1365و 1370 از افراد 6 ساله و بيشتر ، تعداد باسوادان به ترتيب 87/12ميليون نفر و96/33ميليون نفر ونسبت باسوادان به جمعيت 6 ساله وبيشتر درهمين سالها به ترتيب47/47، 78/61و06/74درصد بوده است وبه گفتة رئيس سازمان نهضت سواد آموزي كشور در دي ماه سال 1382، تعداد باسوادان به 85درصد جمعيت كشور رسيده است(1) بلكه آمار ارائه شده در برخي مناطق كشور مانند استان فارس، رقم 87درصد رانشان مي دهد .(2) در سال 1370، جمعيت باسواد مردان به جمعيت 6ساله و بيشتر در كل كشور 6/80 درصد و درمورد زنان همين نسبت 67درصد بوده است. جدول زير، بيانگر رشد تعداد با سوادان كشور برحسب جنس، از سال 1355( دوسال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي) تا سال 1375است : (3) مردو زن زن مرد سال 12877 4679 8198 1355 23913 9835 14078 1365 33966 14875 19091 1370 41582 19118 22465 1375 ( واحد: هزار نفر) جدول زيرنيز رشد مستمر ميزان باسوادي مردم ايران را ا ز سال 1368 تا سال 1379 نشان مي دهد.(4) 1379 1378 1376 1375 1374 1373 1372 1371 1370 1369 1368 5/76 2/75 5/74 9/72 3/71 7/69 1/68 6/66 2/65 4/62 7/59 نكتة قابل ذكر ديگر در اين باب آنكه براساس آمار، طي 50 سال حكومت سلسة پهلوي، در مجموع 047/47باب مدرسه ساخته شده است. درحالي كه تنها طي 12 سال پس از انقلاب با ساخته شدن بيش از 30 هزار مدرسه، تعداد مدارس تا سال 1369به 192/78باب رسيد وبه همين سبب، تراكم دانش آموزان درهر كلاس به طور متوسط از 7/43 دانش آموز درسال 1365به 3/32 نفر در سال 1369 كاهش يافت. همچنين در حالي كه سال 1365 به طور متوسط، به ازاء هر 7/33، يك كادر آموزشي داشتيم، باگسترش مراكز تربيت معلم، در سال 1369 به هر 7/25 دانش آموز، يك معلم اختصاص يافته است. جدول، زير، بيانگر نكات فوق وبرخي نكات ديگر است.(5) سال تحصيلي تعدا د دانش آموزان و امكانات آموزشي 1369-1368 1356-1355 78192 47047 تعداد مدارس 434320 194556 تعدا د كلاسها 14044000 8500000 تعدا د دانش آموزان (نفر) 545996 252071 كا در آموزشي (نفر) 33/32 69/43 نسبت دانش آموز به كلاس 72/25 72/33 نسبت دانش آموز به مربي نكته جالب توجه اينكه پوشش تحصيلي دختران كه پيش از انقلاب، رشد مطلوبي نداشت پس از پيروزي انقلاب، به رشد چشمگيري دست يافت، به حدي كه در چند سال پيش، به 93درصد وسپس به 97درصد رسيد. كه همين امر، سبب افزايش نرخ مشاركت زنان كشور در امور اجتماعي در سالهاي اخير از 1/9 به 8/14 درصد شده است.(6) آموزش عالي به گفته كارشناسان ، كف آموزش عالي در كشورهاي پيشرفته ، به ازاي هر يكصد هزار نفرجمعيت، سه هزار دانشجو است واين رقم در كشورهاي آمريكا و كانادا، دو برابر است . كشور ما با داشتن دو ميليون دانشجو، به كف كشورهاي صنعتي مي رسد.(7) كشور پس از انقلاب ، همپاي با آموزش عمومي، شاهد رشد چشمگير در آموزش عالي نيز بوده است به طوري كه تعداد دانشجويان آموزش عالي كشور كه درسال تحصيلي 1357-1356 فقط 000/160 نفر بوده است.(8) به 450/478هزار نفر در سال 74-1373رسيده است.(9) وتعداد دانشجويان شاغل به تحصيل در بخش آموزش فني و حرفه اي كه در سال 1367، برابر 378/64نفربوده به نحو چشمگيري افزايش يافته وبه 386/84 نفر درسال 1371رسيده است.(10) البته آمار و ارقام ياد شده ، مربوط به دانشگاه هاي دولتي است كه بايد به آنها، تعداد دانشجويان دانشگاه آزاد- كه خود رقم قابل توجهي است – رانيز افزود. چنان كه رئيس دانشگاه آزاد اسلامي در پاييز سال 1382 گفت: « دانشگاه آزاد اسلامي، بيش از 50درصد دانشجويان كشور راتحت پوشش قرار داده وداراي 20هزار عضو هيئت علمي و 200واحد دانشگاهي است و تا كنون توانسته است زمينه فارغ التحصيلي يك ميليون و 300هزار دانشجو را فراهم كند و در حال حاضر 950 هزار دانشجو در اين دانشگاه مشغول تحصيل هستند.»(11) بدين ترتيب مي توان گفت شمار دانشجويان كشور در حال نزديك شدن به عدد 2 ميليون نفراست. جدول زير گوياي تعداد دانشجويان كشور در سال تحصيلي 83-1382 و نيز افزايش تعداد دانشجويان دختر بردانشجويان پسر دراين سال مي باشد.(12) زن مرد مردو زن شرح 412848 396719 809567 دانشجويان دانشگاهها و مراكزآموزش عالي 435435 428755 864190 دانشجويان دانشگاه آزا د اسلامي رشد آموزش عالي در برخي مناطق، بسيار چشمگير تر از مناطق ديگر است از باب نمونه به گفته يكي از مسئولان آموزش عالي شهركرد، در اين شهر پيش از انقلاب، فقط يك دانشكده با 15تا 16 دانشجوي كشاورزي وجود داشت ولي در حال حاضر داراي 20هزار دانشجو است.(13) همچنين تعداد دانشجو در زنجان، نسبت ب پيش از انقلاب، 250برابر افزايش يافته است.(14) تحقيقات سرمايه گذاريهاي كلان در امر آموزش ونيز اهتمام و جديّت در باب تحقيق و پژوهش ، افقهاي تازه اي گشوده وبه نسل جوان ومستعد كشور، اميد وشور بيشتري بخشيده است به گونه اي كه در برخي زمينه ها در رديف كشورهاي نخست جهان قرار گرفته ايم. از باب نمونه چندي پيش پژوهشگران كشور به دانش توليد، تكثير و انجماد سلولهاي بنيادي جنيني – به منظور ترميم بافتها و اعضاي بدن- دست يافتند، دانشي كه تاكنون فقط كشورهاي سوئد،ژاپن ، آمريكا ، استراليا ، انگليس ، هندوستان ، كره جنوبي و سنگاپور به آن دست يا فته اند. به گفته رئيس پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي، جمهوري اسلامي ، در جهشي علمي وبه همت دانشمندان و پژوهشگران مؤمن و متعهد توانست به عنوان دهمين كشور جهان به اين پيشرفت بسيار مهم كه در دنيا به نام « انقلاب پزشكي » شناخته مي شود، دست يابد.(15) درهمين زمينه، جمعي از پزشكان آمريكايي كه براي بازديد از سلولهاي بنيادي به ايران سفركرده بودند، پيشرفتهاي ايران دراين علوم را شگفت انگيز وتحسين برانگيز دانسته و گفته اند: « تاكنون 10 كشور دنيا دراين زمينه موفق بوده اند و انگليس هنوز نتوانسته است ثابت كند جزء اين ده كشور است» (16) نمونه ديگر اينكه در شهريور ماه سال جاري ( 1382) فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، از دست يابي متخصصان اين نيرو به فن آوري ساخت سامانه هاي نا وبري ليزري خبر داد وگفت: سامانه ناوبري ليزري آنيس(ins) مي تواند با بهره گيري از جايروهاي ليزري و سيستمهاي ماهواره اي ، مختصات جغرافيايي لحظه اي هواپيما را به خلبان و بخشهاي مختلف هواپيما اعلام كند. دستگاه ins ، سمت و فاصله هواپيما از محل آغاز پرواز، مقصد و هدف را كه از ضروريات عمليات پروازي است به خلبان اطلاع مي دهد. وي همچنين گفت: فن آوري توليد اين سيستم ، تنها در انحصار چند كشور پيشرفته از جمله آمريكا ، انگلستان ، فرانسه و روسيه مي باشد و با توجه به اينكه قيمت هر يك از نمونه هاي خارجي اين ايراني به فن آوري توليد آن در كشور، صرفه جويي ارزي كلاني را به همراه خواهد داشت.(17) نيز مي توان در اين زمينه از دست يابي متخصصان كشور به فن آوري هسته اي يادكرد كه خشم و عصبانيت آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي از اين امر، نشانه بزرگي و اهميت آن است. جالب توجه اينكه با استناد به ارقام منتشر شده مركز آمار ايران ، در سال 1360، از هر يك ميليون نفر جمعيت، 46نفر محقق بوده اند و اين رقم ، در سال 1379به 390نفر افزايش يافته است.(18) جدول زير، گوياي اطلاعات ديگري دراين زمينه است: سال 1379 سال 1375 شاخصهاي انساني رديف 390 258 تعدا د محققان دريك ميليون نفر جمعيت 1 842 678 تعدا د محققان در يك ميليون نفر با احتساب دانشجويان تحصيلات تكميلي كه در حال گذراندن پايان نامه هستند 2 51 5/38 درصد محققان از كل شاغلان تحصيلاتي 3 وبدين ترتيب رشد محققان در دو دهة اخير، نسبت به سال 1360 معادل 850 درصد يا 5/8 برابر بوده است.(19) ازسوي ديگر تعداد طرحهاي تحقيقاتي فعال در سالهاي 1375، 1377و 1379، به ترتيب 420/11، 757/13و 770/19 طرح بوده است . اين ارقام، نشانگر افزايش چشمگير روند وتعداد طرحهاي فعال در سال 1379 مي باشد، به طوري كه دراين سال شاهد رشد 70درصدي نسبت به سال 1375هستيم . از مجموع 420/11 طرح در سال 75، تعداد 1562 طرح بنيادي، 8471 طرح كاربردي و 1387 طرح توسعه اي مي باشد واز تعداد 757/13 طرح در سال 77، تعداد 2745 طرح بنيادي، 8707 طرح كاربردي 2305 طرح توسعه اي مي باشد. همچنين از تعداد 770/19 طرح در سال 79، تعداد 3346طرح بنيادي، 246/14طرح كاربردي 2178 طرح توسعه اي مي باشد. ازاين ارقام مي توان دريافت كه طرحهاي كاربردي، بيشترين سهم را (حدود 70درصد ) از مجموع طرحهاي تحقيقاتي دارند و طرحهاي بنيادي و توسعه اي ، به ترتيب در مراتب بعدي قرار دارند.(20) از جلوه هاي ديگر رش دانش و تحقيقات در كشور، تدوين و انتشار مقالات علمي در مجلات داخلي و خارجي است . براساس آمار، در سال 75 از تعداد 6948مقاله منتشر شده توسط محققان ايراني، تعداد 1515 مقاله در مجلات علمي خارجي و مابقي در مجلات علمي- ترويجي وعلمي- پژوهشي داخل كشور به چاپ رسيده است. در سال 77از 391/10 مقاله منتشر شده تعداد 2184 مقاله در مجلات علمي خارجي و 8207 مقاله در مجلات داخل كشور چاپ شده اند ودر سال 79 از مجموع 11615 مقاله ، 1988مقاله در مجلات علمي خارجي و مابقي در داخل كشور چاپ شده اند و چنان كه مي بينيم در كل، تعداد مقالات منتشر شده توسط محققان ايراني ، روند افزايشي دارد.(21) ازمنظري ديگر، درسال 1993 كل توليدات علمي نمايه شده محققان ايراني در پايگاه/ /s323 مورد بوده است كه اين تعداد در سال 1998 به حدود 1041 مورد افزايش يافته است. طي يك دوره 5 ساله تقريباً سه برابر شده است.(22) در همين باب، رشد انجمنهاي علمي كشور نيز قابل توجه است. براساس گزارش كميسيون انجمنهاي علمي ايران ، در سالهاي 75، 77و 79 به ترتيب 77، 101 ، و 131 انجمن علمي دركشور وجود داشته است كه رشد 70 درصدي آن دراين سالها نشانگر اقبال جامعه علمي كشور به ايجاد تشكلهاي علمي – تخصصي به منظور توسعه و ارائه فعاليتهاي پژوهشي به شكل سازمان يافته مي باشد. درخصوص تعداد پايگا هها و شبكه هاي رايانه اي اطلاع رساني علمي نيز آمارها، افزايش چشمگيري را دراين زمينه نشان مي دهد، به طوري كه تعداد 794 پايگاه در سال 75 به تعداد 2776 پايگاه در سال 77و 4606 پايگاه در سال 79 افزايش يافته است ، يعني اين امر طي سال 75 تا سال 79 از رشدي معادل 48درصد برخوردار بوده است.(23) حوزه هاي علميّه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، حوزه هاي علميه نيز همپاي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، شاهد رشد وتوسعه چشمگير كمي وكيفي بوده است به گونه اي كه امروزه ، شهر قم با برخورداري ازبيش از دويست مركز و مؤسسه آموزشي و پژوهشي و دفاتر متعدد انتشاراتي، به صورت يك قطب نيرومند علمي وپژوهشي درآمده وبه عنوان مركز ثقل علمي – مذهبي تشيع بلكه اسلام، توجه جهانيان رابه خود معطوف داشته است. به طور كلي دراين مقطع درخشان از تاريخ حوزه هاي علميه شيعه ، ويژگيهاي جديدي بروزكرده است مانند: ارتباط حوزويان با نيازهاي جامعه و حكومت وورود در عينيتهاي اجتماعي، افزايش وگسترش كمي حوزه و تأسيس دهها مدرسه علميه جديد وپذيرش دهها هزار طلبه جوان، گسترش كيفي حوزه وورود عالمان حوزوي به مباحث جديد فكري وكنكاش در ساخت دانشهاي جديد كلامي، فلسفي و علوم انساني، حضور فعال، گسترده و بي سابقه طلاب فاضل درميان دانشجويان و مراكز آموزش عالي و پيوند علمي و اخلاقي حوزه و دانشگاه ، گسترش تعريف شده آموزش بانوان در حوزه ها، حضور گسترده طلاب غير ايراني در حوزة علمية قم و تنوع مليتي آنان كه مي توان در خصوص مورد اخير به تأسيس « مركز جهاني علوم اسلامي» اشاره كرد كه به عنوان يك نهاد پويا و فعال به بلوغ خوبي رسيده و با ظرفيت بالايي به پذيرش و اداره امور طلاب غيرايراني پرداخته است . برنامه هاي اين مركز در گرايشهاي علوم نقلي و گرايشهاي مربوط به علوم عقلي ونيز علوم اجتماعي ودر مجموع در حدود 15گرايش طراحي شده است. عمده مدارس اين مركز در قم متمركز است، مانند مدرسه عالي امام خميني كه 1200طلبه غير ايراني درآن به تحصيل در رشته هاي متنوع و جديد اشتغال دارند. طلابي كه دراين مدارس اشتغال به تحصيل دارند از حدود 90كشور مي باشند ودر مجموع از آسيا، آفريقا ، اروپا ، آمريكا و اقيانوسيه مي باشند.(24) اين امور ، بيش از هر چيز ، موجب معرفي تشيع و مكتب اهل بيت (سلام اللّه عليمهم ) به جهانيان به عنوان مذهب و مكتبي برخوردار از اصول و مباني عقلاني و مترقي شده است وگرد وغبار انزوا و محجوريت در قرون متمادي را از چهره آن زدوده است. پاورقي: 1- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي ، 8/10/1382. 2- حسين واحدي پور ، خبر جنوب ، 8/8/1382. 3- ر. ك: سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور 1381، ص 536. 4- ر.ك : سازمان حافظت محيط زيست، همايش راهبردي توسعة پايدار در بخشهاي اجرايي كشور، ص 158. 5-ر. ك: جامعة روحانيت مبارزتهران ، اقتصاد كشور پس از چهار سال ، ص 20و 58. 6- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 5/7/1382 . 7- الياس حضرتي، روزنامه اعتماد، 1/8/1382 . 8- ر.ك : شوراي هماهنگي تبلغات اسلامي، ره توشة انقلاب ، مروري اجمالي بردست آوردهاي انقلاب اسلامي، ص 110. 9- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 218. 10- در عرصه سازندگي ، ص 51. 11- الياس حضرتي ، اعتماد، 1/8/1382. 12- ر.ك: سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور 1381، ص 578-579. 13- عبداللّه جاسبي، نشريه فرهيختگان، 22/7/1382 . 14- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 24/7/1382. 15- حسين شريعتمداري ، كيهان ، 12/6/1382. 16- جامعه مدرسين حوزه علميه ، خبرنامه، شماره 826، ص 13. 17- ر.ك : عبد المجيد رياضي، نشريه صنايع الكترونيك ، شماره 9، ص 170 ؛ مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 24/6/1382. 18- شوراي عالي فرهنگي ، ارزيابي علم و فناوري در جمهوري اسلامي ايران ، ص9. 19- همان ، ص 10و 21. 20- شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، ارزيابي علم وفناوري در جمهوري اسلامي ايران، ص 51-52. 21- همان ، ص 57. 22- همان ، ص 65. 23- همان ، ص 45. 24- ر. ك: مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 9/7/1382. فصل چهارم عمران و سازندگي كساني كه سالهاي پيش از انقلاب اسلامي را به ياد دارند به خوبي به اين مهم اذعان مي كنند كه پس از پيروزي انقلاب، تحولات شگرف وهمه جانبه اي در عرصه عمران و سازندگي كشور به وجود آمده و گامهاي بزرگ وغرور انگيزي در زير ساختهاي كشور برداشته شده است. پيشرفت كمي وكيفي دراين عرصه به حدي است كه اگر ادعا كنيم مناطقب مهمي از كشور – مانندبرخي مناطق روستايي- صدوهشتاد درجه متحول شده وحيات تازه اي يافته اند، سخني به گزاف نگفته ايم. مي توان بحث دراين زمينه را در عرصه هاي مختلف پي گرفت كه در زير به مهم ترين آنها مي پردازيم . برق رساني تعداد مشتركين برق كشور از 79/2 ميليون مشترك در سال 1355 به 11ميليون مشترك در سال 1373رسيده است. روستاهاي داراي نيروي برق كشور از 36/2هزار روستا در سال 1355 به 12/31هزار روستا در سال 1373 افزايش يافته است.(1) وبه گفته مدير برق روستايي در پاييز سال جاري: از سال 1373 تا كنون به طور متوسط سالانه 25تا 35 ميليارد تومان در بخش برق روستايي هزينه شده است و اكنون 95 درصد جمعيت روستايي كشور از نعمت برق برخوردارند.(2) پس از پيروزي انقلاب، درحالي كه مصرف برق از 14ميليارد و 145ميليون كيلووات در سال 1357به 105 ميليارد و 275ميليون كيلووات گذشت. همچنين تعداد مشتركين برق خانگي ، عمومي ، تجاري، صنعتي ، كشاورزي و... از 3 ميليون و 399 مشترك در سال 1357 به 17 ميليون و120 هزار مشترك در پايان سال 1381 افزايش يافت. پيش از انقلاب اسلامي، بيشتر نيروگاه هاي كشور ، ديزلي بودند كه در سالهاي جديد با انتقال گاز طبيعي، اين نيروگاه ها تقريباً از دور خارج شده وبه نيروگاه هاي گازي يا سيكل تركيبي تبديل شده اند. در زمينه احداث شبكه انتقال و توزيع برق هم، طول خطوط 132، 230و 400 كيلووات از 6هزار و 263 كيلومتر مدار در سال 1357 به 33 هزار و 550 كيلومتر مدار و خطوط انتقال 63/66 كيلو ولت از 9 هزار و 695 كيلو متر مدار به 47 هزار و 171 كيلومتر مدار وتوزيع متوسط و ضعيف از 68هزار و 214 كيلومتر مدار به 487 هزار و 255 كيلو متر مدار افزايش يافته است. نكته مهم دراين زمينه ، خود كفايي كشور در مراحل احداث شبكه انتقال و توزيع برق است كه علاوه برتأمين نيازمنديهاي داخلي ، دانش فني و محصولات توليدي شركتهاي ايراني به بسياري از كشورهاي جهان و حتي كشورهاي اروپايي صادر مي شود.(3) هر يك از جدولهاي زير، به نوعي بيانگر پيشرفت چشمگير ايران در زمينة برق رساني است:(4) تعداد انواع مشتركين برحسب شركتهاي برق منطقه اي از سال 1375تا 1381 سال جمع خانگي عمومي كشاورزي صنعتي تجاري 1375 12854735 10440912 290156 37747 55036 1578877 1376 13550545 11384672 350645 40436 68708 1706084 1377 14127396 11880693 355641 44159 74627 1772276 1378 14874526 12502390 436009 50381 80526 1805220 1379 15579083 13072005 464827 60028 85684 1896539 1380 16345450 13682563 523505 77556 91468 1970358 1381 17152926 14376355 558315 88870 99136 2030250 تعداد روستاها وخانوارهاي داراي برق از سال 1365 تا 1381 سال روستا خانوار داراي برق 1365 20437 2293552 1370 25130 2696776 1375 35074 3318832 1377 39654 3649562 1378 42636 3971975 1379 44204 4023455 1380 45359 4056072 1381 46235 4077579 ميزان توليد برق كشور (براساس هزار مگاوات ساعت) از سال 1365تا 1381 سال ميزا ن توليد سال ميزان توليد 1365 42548 1379 121337 1370 64126 1380 129996 1375 90851 1381 140675 1377 103412 1378 112596 نقش زيربنايي برق درزندگي روزمرة مردم وتأثير آن در حيات وتوسعة اقتصادي ورفاه اجتماعي كشور، به تدريج آن را از يك كالاي اقتصادي كه مصرف كننده ، مايل وآمادة پرداخت بهاي آن مي باشد،به خدمتي كه دولت موظف به اراية آن با بهاي اندك است، تبديل نموده است وبا اين نگاه قيمت فروش برق در سه دهة گذشته ،به قيمت ثابت 4 برابر كاهش يافته و هم اكنون دولت آن را با نيمي از بهاي تمام شده به فروش مي رساند. در شرايط حاضر، صنعت برق كشور، با بيش از 16ميليون مشترك كه سالانه حدود 700تا 800هزار مشترك جديد به آن افزوده مي شود، فراگيرترين خدمتي ر ا كه دولت عهده دار آن است، به مردم عرضه مي كند و از نظر ظرفيت نصب شده توليد برق در رتبة 19 جهاني قرار دارد.(5) گاز رساني مصرف گاز طبيعي كشور از 12/10 ميليون متر مكعب در روز، در سالهاي پيش از انقلاب، به رقم بسيار بالاي 6/148 ميليون متر مكعب در سال 1374 رسيد وتعداد مشتركين مصرف گاز كه در سال 1357، در سراسر كشور، تنها 000/26 واحد خانگي ، 570/1 واحد تجاريو 370 واحد صنعتي بوده است، پس از پيروزي انقلاب، به 726/909/1واحد خانگي ( 73برابر سال 1357) 009/57 واحد تجاري (36برابر ) و 178/1واحد صنعتي (3برابر سال 1357) رسيده است. از سوي ديگر مصرف گاز طبيعي به جاي فرآورده هاي نفتي ، زغال سنگ، برق و... افزون برآثار زيست محيطي ، موجب صرفه جويي ارزي معادل 1/11 ميليارد دلار تنها در برنامه اول توسعه شده است.(6) وسهم گاز در تامين انرژي مصرفي كشور هم اكنون به 50درصد رسيده است كه نقش قابل توجهي در كاهش مصرف نفت، گاروئيل، بنزين وحتي در روستاها باعث كاهش نياز روستائيان به استفاده از هيزم و زغال شده است. اما مهم ترين دستأورد در اين زمينه ، رونق عمليات گازرساني به شهرها و روستا ها بوده كه خطوط انتقال گاز طبيعي اكنون به 16 هزار و 687كيلو متر رسيده و احداث شبكه گاز شهري نيز به 82هزار و 948 كيلومتر رسيده است. تعدد انشعابات نصب شده گاز طبيعي در كشور ، اكنون به 4 ميليون و 324هزار و 760انشعاب رسيده وبدين ترتيب 38 ميليون نفر از جمعيت كشور تحت پوشش شبكه گازرساني قرار گرفته اند . پس از پيروزي انقلاب، مردم بيش از 400شهر و 750 روستا ازنعمت گاز طبيعي بهره مند شده اند و اولويت دولت براي اين امر نيز به مناطق سردسيربوده است زيرا درمناطق گرمسير كشور، مردم از برق ، بيشتر از گاز استفاده مي كنند ودولت براي جبران اين امر، تخفيفهاي ويژ ه اي براي مصرف برق در استانهاي گرمسيري كشور اعطا مي كند.(7) جدول زير در بردارندة پاره اي اطلاعات دراين زمينه است.(8) سال تعداد شهر شهر هاي گاز رساني شده شهرهاي درحال گازرساني 1375 678 223 69 1377 724 274 48 1378 747 298 48 1379 885 345 35 1380 889 409 85 1381 928 439 90 نكته قابل توجه دراين عرصه ، افزايش ظرفيت پالايشگاه هاي گاز كشور است زيرا ظرفيت پالايش گاز طبيعي در كشور در روز از 23ميليون متر مكعب در سالهاي پيش از انقلاب، به 132ميليون متر مكعب در 1374 رسيده است.(9) وهم اكنون به رقم كلان 268 ميليون متر مكعب در روز رسيده كه علاوه برتأمين گاز نيروگاه هاي توليد برق، تاكنون به 4هزار و 895 واحد عمده صنعتي كشور در عرصه هاي پتروشيمي و توليد سيمان، گازرساني شده است و مازاد برنياز كشور نيز به خارج صادر مي شود به گونه اي كه در سال جاري (1382) از اين رهگذر، 900ميليون دلار نصيب كشور شده است . نكته جالب ديگر اينكه خطوط انتقال گاز از منابع به پالايشگاه ها و از پالايشگاه ها به مناطق مصرفي ، همراه با رشد استخراج و پالايش افزايش يافته و از 2/2 هزار كيلومتر در سالهاي پيش از انقلاب، با حدود 4 برابر شدن، به 85/8 هزار كيلومتر در سال 1374 رسيد و شبكه گذاري گاز جهت تحويل گاز به مصرف كنندگان از 2هزار كيلومتر در سالهاي پيش از انقلاب با افزايش چشمگير و با 19برابر شدن به 97/38 هزار كيلومتر در سال 1374 رسيد.(10) تلفن وپست الف) تلفن تعداد تلفنهاي نصب شده و مشغول كار كشور از 36/1ميليون در سال 1360 با رشدي قابل توجه به 2/5 ميليون در سال 1373 رسيد.(11) با داير نمودن دو ميليون و 37هزار و 844 شماره تلفن د رسال 1381، ضريب نفوذ تلفن ثابت از 87/16 شماره در پايان سال 1380به 73/19 شماره به ازاي هر يك صد نفر جمعيت در پايان سال 1381 رسيد كه نشان ازعملكردي معادل 86/2 شماره ورشدي معادل 95/16 درصد دارد. همچنين ضريب نفوذ تلفن ثابت از 86/65شماره به ازاي هر يك صد خانوار در پايان سال 1380به 05/77 شماره در پايان سال 1381 رسيد كه از رشدي معادل 99/16 درصد خبر مي دهد. مجموع تلفنهاي ثابت، مشغول به كار كشور با افزايش دو ميليون و 37 هزار و 844شماره در طول سال 1381 از10 ميليون 896 هزارو 572 شماره در پايان سال 1380 ، به 12ميليون و 934 هزار و 416 شماره رسيد كه حاكي از رشدي معادل 7/18 درصد مي باشد. همچنين آمارها نشان مي دهد مجموع تلفنهاي ثابت دايرشده درطول سه سال اول برنامه پنج ساله سوم، 4ميليون و 563هزار و 249 شماره مي باشد كه اين رقم در مقياس با عملكرد دايري درسه سال اول برنامه پنج ساله دوم كه معادل دو ميليون و 183 هزار و 566شماره دايري بود، از رشدي برابر 109 درصد برخوردار مي باشد. مجموع تلفنها ي ثابت مشغول به كار كشور در حال حاضر (پايان مرداد 1382) 13 ميليون و 600 هزار شماره مي باشد و عملكرد شركت مخابرات از ابتداي شهريور 1376 تا شهريور 1382 دايري بيش از 7ميليون و 508 هزار و 900 شماره مي باشد ونشان دهنده رشدي معادل 123 درصد نسبت به شهريور ماه سال 1376 است.(12) نيز براساس برنامه مصوب پنج ساله ، وزارت پست وتلفن موظف است تا پايان سال 1385 ضريب نفوذ تلفن ثابت را از 86/16 به 42 و تلفن همراه را از 23/3 به 30 برساند، به گونه اي كه 20 ميليون كاربر داشته باشد و در اينترنت هم از 8/1 به 28 برسد، به نحوي كه بتوان 19 ميليون كاربر را سرويس دهي مناسب كرد.(13) جدول زير، نمايانگر پاره اي از دست آوردهاي مخابراتي كشور طي سالهاي 1365 تا 1381 است.(14) سال تلفن منصوبه تلفن مشغول به كار ( مشتركين ) جمع واحد مسكوني واحد تجاري وصنعتي واحد دولتي 1365 1766980 1480235 - - - 1370 2902350 2456437 - - - 1375 6690549 5824968 4577995 861107 385866 1377 8285258 7354997 5989077 1002177 363743 1378 9456491 8371167 6819871 1155959 395337 1379 10699408 9486260 7815181 1243512 427567 1380 12170431 10896572 9008006 1364239 524327 1381 14509016 12934416 10848624 1516615 569177 درجدول زيرنيز، رشد قابل توجه تعداد مشتركين تلفنهاي همراه طي سالهاي 1375تا 1381 نشان داده شده است.(15) 1375 1377 1378 1379 1380 1381 59967 358445 490478 962595 2087353 2279143 درادامه به توضيح بيشتري دراين مورد مي پردازيم. تلفن همراه تلفن همراه ( سيار) به عنوان يكي از سرويسهاي جديد، هر روز بيش از پيش جايگاه خودرادر ميان ساير سرويسها ارتقا مي بخشد . به طوري كه تخمين زده مي شود در حال حاضر تعداد تلفنهاي همراه جهان از تعداد تلفنهاي ثابت پيشي گرفته است. واگذاري تلفن همراه در ايران از سال 1373شروع گرديد. اگر چه تكنولوژي اين نوع تلفن ، نسبت به ساير كشورها ديرتر وارد ايران شد ولي طي اين مدت تلاش قابل توجهيبراي توسعه و گسترش آن انجام گرفته است به گونه اي كه تا شهريورماه 1382 ، 620 شهر كشور تحت پوشش سرويس دهي اين تلفن قرار گرفته اند وبا واگذاريهايي كه در حال انجام است به زودي تمام 889شهر كشور، زير پوشش تلفن همراه قرار خواهند گرفت . ازمنظري ديگر، با افزايش 790/191شماره تلفن سيار در سال 1381، مجموع تلفنهاي سيار از 353/087/2 شماره در پايان سال 80به 143/279/2 شماره رسيد كه از رشد 19/9 درصد برخوردار است. آمار نشان مي دهد مجموع تلفنهاي سيار واگذار شده در طول سه سال اول برنامه پنج ساله سوم 655/788/1 شماره است كه اين رقم در مقايسه با عملكرد واگذاري در سه سال اول برنامه پنج ساله دوم، يعني سالهاي 74/75/76كه معادل 742/229 شماره بوده ، از رشدي برابر 679درصد برخوردار است. درحال حاضر (شهريور1382) تعداد مشتركين تلفن همراه در سطح كشور 2ميليون و پانصد هزار مشترك مي باشد. تعداد تلفنهاي همراه واگذار شده از 59 هزار و 967 شماره در پايان سال 75به 962 هزار و 595 شماره در پايان سال 1379و 2ميليون و279 هزار و 143شماره در پايان سال 1381 رسيد كه به ترتيب، نشان از رشدي معادل 1505 درصد و 137درصد دراين دومقطع زماني دارد. درمجموع، مدت شش سال، عملكرد تلفنهاي همراه واگذار شده، 2ميليون و 219 هزار و 176شماره بوده كه از رشدي معادل 3هزار و 701 درصد برخوردار است. دراين زمان همچنين تعداد مشتركين به 38 برابر ابتداي دوره مورد بررسي رسيده است.(16) شبكه فيبرنوري به غير از سيستم تلفن سيار، تأسيس و راه اندازي شبكه فيبرنوري از ديگر اقدامات اساسي و زير بنايي است كه پس از انقلاب اسلامي در زمينه توسعه ارتباطات انجام گرفته است. شركت مخابرات ايران در راستاي توسعه شبكه فيبرنوري به عنوان زيرساخت اصلي شبكه انتقال كشور، قدمهاي مؤثري برداشته است. عملكرد اين شركت در زمينه توسعه شبكه مزبور در سال 1380به ميزان 2هزار و 795كيلو متر بوده است و اجراي كابل كشي فيبر نوري تا پايان سال 1380 به ميزان 9هزار و 969 كيلومتر پروژه هاي tae ( راه ابريشم نوري با پروژه اتصال شانگهاي به فرانكفورت با فيبرنوري )، sc/pc مي باشد. به طوري كه تا پايان سال 1381 احداث اين شبكه عظيم در تاريخ توسعه مخابراتي كشور بي سابقه بوده است. وزير پست و تلگراف و تلفن ، از گسترش اين شبكه در كشور به عنوان اساسي ترين زيرساخت شبكه مخابرات كشور ياد كرد و افزود: تا كنون (شهريور1382) كشورهاي آذربايجان ، تركمنستان ، تركيه وامارات به اين شبكه پيوسته اند و با پا كستان ، افغانستان و كويت نيز براي پيوستن به اين شبكه در حال مذاكره هستيم . وي ابراز اميدواري كرد بهره برداري از فيبر نوري كشور تا پايان سال جاري (1382) تحقق پذيرد وبدين وسيله، ايران يكي از نيرومندترين شبكه هاي ارتباطي دنيا را در ا ختيار بگيرد.(17) تلفن روستايي از پديده هاي نوظهور ديگر پس از انقلاب اسلامي، مرتبط ساختن روستا هاي كشور با شبكه هاي مخابراتي است واين امر به سرعت در حال توسعه است، به گونه اي كه شماره روستاهاي تلفن دار كشور از 710روستا در سال 1360به 8741روستا در سال 1373رسيده است.(18) شركت مخابرات ايران، همگام با توسعه شبكه مخابرات در شهرهابه بهره مند ساختن هر چه بيشتر روستائيان از نعمت ارتباطات مخابراتي- كه مي تواندنقش ارزشمندي در مناسبات اقتصادي و اجتماعي آنان ايفا كند- همت گماشته است به طوري كه تعداد روستاهاي داراي ارتباط از 14 هزار و 535 روستا در انتهاي سال 1375، به 28هزار و 62 روستا در سال 1379 افزايش يافته است و با ارتباط رساني به 4 هزار و 127 روستاي ديگر در طول سال 1381 تعداد روستاهاي داراي ارتباط از 31 هزار و 893 روستا در پايان سال 1380 به 36هزار و 20 روستا در پايان سال 1381 رسيد. اين ميزان عملكرد ، از رشدي معادل 94/12 درصد در طول يك سال خبر مي دهد و مجموع روستاهاي داراي ارتباط مخابراتي در حال حاضر(شهريور 1382) معادل 37هزار و 100 روستا مي باشد و عملكرد شركت مخابرات ايران از ابتداي شهريور 1376 تا شهريور 1382، تأمين ارتباط 902/21 روستا است واين رقم نشان دهنده رشدي معادل 144 درصد نسبت به شهريور 1376است.(19) سرعت رشد وتوسعه ارتباطات روستا يي به حدي است كه چندي پيش اعلام شد: اسفند ماه سال جاري (1382) همايش كاربردفن آوري اطلاعات و ارتباطات در روستا ها به منظور ايجاد بسترهاي مناسب، جهت رسيدن به چشم انداز ي واحد ميان سازمانها و نهادهايي كه توسعه ict را دربرنامه خود دارند برگزار خواهد شد.(20) جدول زير نمايان گر فعاليت چشمگير شركت مخابرات از تاريخ 1/6/1376 تا 1/6/1382 است.(21) عنوان شاخص واحد وضعيت موجود تاتاريخ 1/6/1376 عملكرد از 1/6/1376تا 1/6/1382 وضعيت موجود 1/6/1382 درصد رشد تلفنهاي ثابت نصب شده شماره 534/851/6 466/748/8 00/600/15 127 تلفنهاي ثابت مشغول كار شماره 054/091/6 946/508/7 000/600/13 123 ضريب نفوذ تلفن ثابت (به ازاي 100نفر جمعيت) درصد 08/10 52/10 60/20 105 روستا هاي داراي ارتباط روستا 198/15 902/21 100/37 144 دايري تلفن سيار شماره 219/135 781/364/2 000/500/2 1748 خطوط اصلي فيبرنوري كيلومتر 1759 20241 22000 1150 مشتركين خطوط پر سرعت ديتا نفر 5 595/1 600/1 - شبكه اينترنت از توفيقات بزرگ ايران در زمينه ارتباطات، بهره برداري از شبكه اينترنت است كه بايد گفت كشورمان در استفاده عمومي از اين شبكه ، در خاورميانه مقام اول را داراست و در حال حاضر 5/3ميليون نفر در كشور از اينترنت استفاده مي كنند و پيش بيني مي شود كه اين رقم تا پايان سال آينده (1383) به 5 ميليون نفربرسد و تا پايان برنامه پنج ساله چهارم توسعه، 35 ميليون ايراني به شبكه جهاني اينترنت متصل شوند.(22) رشد ساليانه تعداد كاربران اينترنت در ايران 200 درصد است.(23) ب) پست از شاخصهاي مهم ارزيابي توسعه هر كشور « سرانه مرسولات پستي» آن كشور است. اين شاخص، به عواملي چون ميزان باسوادي، تركيب و حجم فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و ميزان درآمد سرانه، درجه مطلوبيت ارائه خدمات، روند افزايش جمعيت، سهم خدمات در توليد ناخالص داخلي و... بستگي دارد.(24) آمار و ارقام ارئه شده از سوي دستگاه هاي ذي ربط، نشان از رشد و پيشرفت كشور در اين زمينه مي دهد. به طوري كه تعداد واحدهاي پستي كشور كه تا سال 1375، فقط 149 اداره بوده است در سال 1373، به 247 اداره رسيده است.(25) افزون بر اين، خدمات پستي در سالهاي اخير، تنوع قابل توجهي يافته است. به طوري كه رشد تعداد « سريسهاي جديد پستي» در طي 4 سال برنامه اول ، به سالهاي مذكور به ترتيب ، دلالت بر ايجاد 11و 20 و 25 و 20 سرويس جديد دارد كه از رشدي معادل 110 و 200و 150 و 105 درصد برخوردار مي باشد. در سال 1367، تعداد نقاط تحت پوشش پست مالي 23 نقطه بوده است و در طي 4 سال برنامه اول به ترتيب 78و 474 و 164و 106 نقطه به آن افزوده شده است.(26) راه وترابري و حمل ونقل كل راههاي كشور در سال 1353، حدود 60 هزار كيلومتر بوده است ولي در سال 1361 به حدود 96هزار كيلومتر و در سال 1373 به حدود 9/151 هزار كيلومتر رسيده است. تعداد وسايل نقليه موتوري جاده پيماي كشور در سال 1356حدود 66/1 ميليون دستگاه بوده كه درسال 1361 به 42/2 ميليون دستگاه رسيده است. حمل مسافر توسط راه آهن، از 5/3 ميليون نفر در سال 1355به 6/4 ميليون نفر و 9/9 ميليون نفر در سالهاي 1365و 1373 رسيده است ودر همين سالها به ترتيب حمل بار بر حسب ميليون تن از 8/8 به 7/12 و 3/21 رسيده كه رشد قابل توجهي را نشان مي دهد. وتعداد مسافران جابه جا شده به وسيله هواپيما در سال 1365، 24/4 ميليون نفر بوده كه با حدود دو برابر شدن به 52/8 نفر در سال 1373 رسيد.(27) دربخش راه و ترابري، احداث راه آهن مشهد- سرخس، بادرود- ميبد، بافق- بندرعباس ، آبرين- بهرام و اردكان – چادرملو، از جمله موفقيتهاي ماندگار است كه موجب ارتباط ايران با آسياي ميانه ، شمال شرق آسيا و كشورهاي حاشيه خليج فارس و اروپا گرديد و ضمن كاهش هزينه حمل ونقل بارهاي ترانزيت آسياي ميانه به خليج فارس و برعكس، باعث افزايش درآمد ايران در بخش ترانزيت كالا شده است. در امر ساخت بنادر نيز جمهوري اسلامي ايران، با كسب فن آوري ساخت بندربه تكميل بندر لنگه ، احداث بندر فريدون كنار، احداث بندر چند منظوره كنگان، احداث بندر شهيد كلانتري و تأسيسات وسيع جنبي، بنادر صيادي يزم، بريس، پسابندر، تيس وتنگ در سيستان و بلوچستان اقدام كرده است. احداث موج شكن بزرگ بندرشهيد بهشتي و چابهار ، بهسازي بندرانزلي و نوشهر ، احداث اسكله بندر امير آباد و احداث تأسيسات بخش تجاري بندر امير آباد از جمله طرحهاي ملي در سالهاي اخير بوده است. دراين سالها، افزون برتوسعه آزاد راههاي كشور، هم اكنون يك هزار و 900 كيلومتر اتوبان در دست ساخت است. هم اكنون (شهريور1382 ) 5 ميليون و 300 هزار دستگاه ناوگان جاده اي در كشور وجود دارد و هزينه نگهداري جاده ها وآزاد راهها همه ساله، بخش وسيعي از بودجه وزارت راه وترابري را به خود اختصاص مي دهد. درسالهاي پس از انقلاب، فرودگاه هاي ايلام، گرگان ، خوي، سراوان ، اراك، اردبيل ، زنجان ، شهر كرد، ياسوج، به صورت يك طرح ملي پرهزينه به بهر ه برداري رسيد و دراين ميان، احداث فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) در تهران كه سال جاري به بهره برداري مي رسد، به عنوان يك نماد ملي در كشور مطرح است. دربخش خطوط راه آهن، نيز اقدامات وسيعي صورت گرفته تا حدي كه مساحت راه آهنهاي ايران، از 4567 كيلومتر در سال 1357 به 9 هزار و 563 كيلومتر در سال 1382 رسيده و ايجاد خط ريلي نيز از 100 كيلومتر در سال، هم اكنون، به بيش از 500 كيلومتر افزايش يافته است. نكته قابل توجه دراين زمينه ، صادرات حدوديك ميليارد دلار خدمات فني- مهندسي بوده است كه درنوع خود براي كشوري مانند ايران بي نظير مي باشد.(28) ارتباطات راديو وتلويزيوني تعداد ايستگاه هاي راديويي كشور از 60در سال 1365 به 72 در سال 1373 رسيد و ايستگاه هاي تلويزيوني درهمين فاصله زماني از 451 به 1660 رسيد. درهمين سالها، تعداد فرستنده هاي اصلي راديويي از 83 به 97 و فرستنده هاي اصلي تلويزيوني از 559 به 1556 رسيد.(29) و چنان كه جدول زير نشان مي دهد اين روند رشد در سالهاي بعد نيز به خوبي ادامه داشته است: (30) سال ايستگاه فرستندة اصلي شبكه سراسري شبكه استاني برون مرزي 1365 60 83 66 17 - 1370 70 90 62 19 8 1375 77 99 67 21 10 1377 82 109 23 70 10 1378 88 119 76 72 15 1379 90 125 86 69 15 1380 93 124 78 74 15 از منظري ديگر، در سال 1367 پوشش جمعيتي شبكه هاي اول ودوم سيماي جمهوري اسلامي ايران به ترتيب 83 و 69 درصد بوده است. اين ارقام در سال 1371 به ترتيب به 8/87و 8/77 درصد افزايش يافته است. ميزان توليد شبكه يك سيما كه در سال 1367 ، برابر 1357 ساعت بوده، در سال 1371 به 1315 ساعت كاهش يافته است، اين در حالي است كه ميزان توليد سيماي مراكز استانها از 2349 ساعت در سال 1367 به 2967 ساعت در سال 1371 افزايش يافته است.(31) درسالهاي اخير نيز چنان كه شاهديم صدا و سيما با افتتاح شبكه هاي جديد گامهاي بزرگي در ارائه برنامه هاي متنوع برداشته است ودرميان رسانه ها، بيشترين مخاطب را به خود جذب نموده است. براساس يك نظر سنجي كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 82، از 4508 نفر از شهروندان 28 استان كشور به عمل آورده است ، 3/83 درصد ايشان ابراز داشته اند بيشتر از طريق تلويزيون در جريان اخبار كشور قرار مي گيرند و تنها 6/5 درصد از طريق روزنامه ها، 1درصد از طريق اينترنت ، 1/1 درصد از طريق راديوهاي خارجي و 9/0 درصد از طريق ماهواره اخبار كشور را دنبال مي كنند.(32) سدسازي بررسي مهم ترين تحولات بخش آب و سدسازي دركشور و روند شاخصهاي عمده اقتصاد انرژي در كشور، هم زمان با افزايش 80درصدي جمعيت ايران و رشد تعداد خا نوارها در25 سال گذشته ، آن قدر وسيع است كه پرداختن به جزئيات همه بخشها، نيازمند تدوين ونگارش كتابهاي متعدد است ، اما مهم ترين دست آورد غير قابل زوال در اين بخش كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به دست تواناي متخصصان و كارشناسان ايراني به دست آمده است ، كسب قدرت و فن آوري ساخت سدها ونيروگاه هاي آبي وگازي توليدبرق است، تا حدي كه اكنون ايران، درجهان به عنوان يك كشور سد ساز معرف شده است وباتوجه به تعداد سدهاي دردست اجرا ودر دست بهره برداري ، عنوان سومين كشور سدساز را در ميان كشورهاي دنيا و صاحب فن آوري ساخت سد به خود اختصاص داده است. براساس آمارهاي موجود، تعداد سدهاي در دست بهره برداري در طول دوران پيش از پيروزي انقلاب ، فقط 13 سد بود كه با نقش مستقيم متخصصان و مستشاران خارجي احداث شده بود، اما در پايان سال 1381، تعداد اين سدها، در قالب بتني و خاكي مخزني، به 126 سد رسيده وتعداد سدهاي در دست اجرا نيز از 6 سد درسال 1357 به 71 سد در سال 1381 افزايش يافته است. دراين مدت، حجم مخازن سدهاي در دست بهره برداري ، از 13 ميليارد و 200 ميليون متر مكعب در سال 1357 به 25 ميليارد و 600ميليون متر مكعب و سطح زيركشت سدها از 625 هزار هكتار به يك ميليون و 518 هزار هكتار افزايش يافته است. حجم آب قابل تنظيم سدهاي در دست اجرا هم از يك ميليارد و 400 ميليون متر مكعب به 20 ميليارد و 200ميليون متر مكعب و سطح زيركشت شبكه هاي سدهاي در دست اجرا از 161 هزار و 200هكتار به رقم بزرگ يك ميليون و 322هزار هكتار افزايش يافته است. نيز ناگفته نماند هم اكنون در كشور، بالغ بر68 سد كوچك و بزرگ به دست متخصصان و پيمان كاران ايراني در دست ساخت است و 177 سد نيز در دست مطالعه مي باشد.(33) پيشرفت غير قابل تصور كشور دراين زمينه موجب شده است اخيراً وقتي كارشناسان خارجي شركت كننده درهمايش بين المللي سدهاي آبي ، از برخي سدهاي در دست ساخت كشورمان بازديد مي كردند، برخي از آنها كه داراي عناوين بين المللي طراحي سد مي باشند، از عملكرد متخصصان و مهندسان ايراني در كسب فن آوري ساخت سدهاي بزرگ شگفت زده شده و ابراز نمايند كه دست آوردهاي علمي و فن آوري ايران با آنچه در خارج از طريق رسانه هاي بيگانه بيان مي شود. قابل قياس و پذيرش ذهن نيست.(34) آب وفاضلاب در سالهاي پس از انقلاب اسلام، جمعيت شهري تحت پوشش آب سالم و بهداشتي از 12 ميليون و 980 هزار نفر در سال 1357، به 41ميليون و 47هزارنفر در پايان سال 1281 رسيده و تعداد شهرهاي تحت پوشش ، از 450 شهر به 743 شهر رسيده است وبه تعبير ديگر، از مجموع جمعيت شهر نشين كشور در سال 1357، 6/74 درصد تحت پوشش آب آشاميدني سالم قرار داشتند كه اين رقم در پايان سال 1381 به 7/97 درصد رسيده است. ظرفيت تأمين آب شهري نيز با رشد بسيار چشمگير ، از 5/1 ميليارد متر مكعب به 6 ميليارد و 900 ميليون متر مكعب افزايش يافته است. دراين مدت، طول شبكه توزيع آب نيز از 24 هزار و 500 كيلومتر درسال 1357 به 79هزار و 445كيلومتر در پايان سال 1381 رسيده است. همچنين در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تعداد انشعاب آب، از 2 ميليون و 700هزار رشته به 8ميليون و 260 هزار رشته و تعداد تصفيه خانه ها نيز از 27 واحد، به 81 واحد در پايان سال 1381 افزايش يافته است. در زمينه فاضلاب نيز بايد گفت از مجموع 17 ميليون و 400 هزار نفر جمعيت شهر ي در سال 1357 ، فقط يك ميليون و 479 هزار نفر تحت پوشش سيستم فاضلاب قرار داشتند. اين رقم در پايان سال 1381 ، باجمعيت 42 ميليون و 47هزار جمعيت شهري به 7ميليون و 96هزار نفررسيده است وبه ديگر سخن، درصد جمعيت تحت پوشش طرح فاضلاب از 5/8 درصدبه 7/18 درصد افزايش يافته است . دراين مدت، تعداد انشعاب فاضلاب نيز از 38 واحد به 152 واحد رسيده است. يكي ديگر از شاخصه هاي بخش فاضلاب، افزايش تعداد شهرهاي داراي سيستم فاضلاب از 15 شهر در سال 57 به 175 شهر در سال 1371 مي باشد.(35) توسعه و عمران روستايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به هدف تعميم عدالت اجتماعي، نگاه به روستاها تغيير كرده و عمران روستايي يكي ازاهداف اصلي دولتها شده است. جهاد سازندگي درسال 1358 به همين منظور و ايجاد تحول در اقتصاد روستاها، به فرمان امام خميني (ره) تشكيل شد وتا سال 1379 كه در وزارت كشاورزي ادغام گرديد، خدمات بسيار ارزشمندي در روستا ها انجام داد. بابررسي وضعيت عمران روستاها در 25 سال گذشته در خواهيم يافت كه تا سال 1357 تنها به 4هزار و 327 روستا بر ق رساني، به 12هزار روستا آب رساني و 8 هزار كيلومتر راه روستايي احداث شده بود، در حالي كه پس از پيروزي انقلاب وتا پايان سال 1381 ، روستاهاي داراي برق به 46هزار و 959 روستا رسيده كه تمامي روستاهاي بالاي 10 خانوار كشور را شامل مي شود وبه 25 هزار روستا ي جديد آب رساني و 85 هزار و500 كيلومتر راه روستايي احداث گرديده است. همچنين تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، براي هيچ روستايي، فعاليتهاي بهسازي، آسفالت روستايي وتهيه طرح هادي و احداث ناحيه صنعتي صورت نگرفته بود در حالي كه اكنون براي 1070 روستا عمليات بهسازي انجام گرفته و 50 هزار و 300 كيلومتر راه روستايي تحت پوشش آسفالت قرار گرفته و 45هزار كيلومتر ديگر نيز آمادة بهره برداري است و با هدف اشتغال زايي و افزايش درآمد در حاشيه روستاها، حدود 200 ناحيه صنعتي روستايي احداث شده است. تعداد چا ه هاي عميق ونيمه عميق كشاورزي نيز تا سال 1357، فقط حدود 65 هزار حلقه بود كه اين رقم اكنون از 410 هزار حلقه نيز فراتر رفته است.(36) درحالي كه سال 1356، اوج رونق اقتصادي ورفاه مردم در دوران پهلوي بود، تنها 6/7 درصد خانوارهاي روستايي از يخچال ، 8/18 درصد از اجاق گاز و 2/3 درصد از تلويزيون بهره مند بودند، ولي در سال 1368، اين نسبتها به ترتيب به 3/49 ، 2/56 و 41 درصد رسيده يعني استفاده از يخچال ، 5/6 برابر، اجاق گاز 3 برابر و تلويزيون 13 برابر شده است. درشهرها نيز استفاده از يخچال ، از 73 درصد خانوارها به 90درصد، اجاق گاز از 70 به 87درصد و تلويزيون ا ز52 به 83 درصد افزايش يافته است . درتمامي كالاهاي بادوام همين جهت مشاهده مي شود. به استثناي اتومبيل كه در سال 1356، 9/16 درصد خانوارهاي شهري داراي اتومبيل شخصي بودند ولي اين نسبت در سال 1368 به 2/15 درصد كاهش يافت ولي جالب آ ن است كه درهمين مدت، نسبت خانوارهاي اتومبيل دار روستايي دوبرابر شده است يعني از 4/1 درصدبه 9/2 درصد رسيده است.(37) به جدول زير كه نمايانگر درصد خانوارهاي استفاده كننده از تسهيلات و لوازم تسهيلات و لوازم عمده زندگي روستايي شهري 1356 1368 1356 1368 اتومبيل شخصي 45/1 87/2 89/16 15/15 موترسيكلت 74/9 01/12 32/8 87/9 راديو 79/57 29/59 19/78 35/79 ضبط صوت ياگرام 31/21 56/37 55/53 60/60 تلويزيون 18/3 89/40 25/52 32/70 يخچال 61/7 29/49 04/73 5/90 انواع اجاق گاز 95/18 20/56 03/70 02/87 جاروبرقي 08/0 - 33/7 56/24 ماشين لباسشويي 15/0 - 76/16 67/32 كساني كه وضعيت نابسامان روستاهاي كشور پيش از انقلاب را ديده باشند بدون هرگونه مبالغه، به اين واقعيت اعتراف مي كنند كه چهره برخي از روستاهاي كشور در نتيجه برخورداري ازخدمات متنوع و پرحجم پس از انقلاب در زمينه هاي برق رساني، آب بهداشتي ، بهزيستي، پست وتلفن ، راه سازي ، آموزش و پرورش و... به طور صددرصد دگرگون شده است به گونه اي كه مي توان ادعا كرد شعار تعميم عدالت اجتماعي و بهره مندي يكسان جمعيت روستايي و شهري از خدمات عمراني و رفاهي ، تا حدود بسيار زيادي تحقق يافته است.(38) پاورقي: 1- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران ، ص 206و 207. 2- سعيد تقي پور ، جهان اقتصاد، 28 /8/1382. 3- ر. ك: مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي، 9/6/1382. 4- ر. ك: سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور، 1381، ص 289 و 297و 299. 5- ر.ك: سازمان حفاظت محيط زيست، همايش راهبردهاي توسعة پايدار در بخشهاي اجرايي كشور، ص 83. 6- ر.ك: ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 197 و شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي، ره توشة انقلاب ، مرروي اجمالي بردستاوردهاي انقلاب اسلامي ، ص 80. 7- ر. ك: مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 9/6/1382. 8- ر. ك: سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور 1381، ص 226. 9- ر. ك: ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران ، ص 196. 10- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 197 . 11- همان ، ص 213. 12- سازمان صدا وسيما ، جام جم، /6/1382. 13- همان، 8/6/1382. 14- سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور 1381، ص 431. 15- همان، ص 434. 16- سازمان صدا وسيما ،جام جم ، 8/6/1382. 17- همان ، 8/6/1382. 18- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 213. 19- مسيح مهاجري ، جام جم ، 8/6/1382. 20- مهدي بگلري ، هفته نامه عصر ارتباط، 14/7/1382. 21- سازمان صدا وسيما، جام جم ، 8/6/1382. 22- عبدالرسول وصال، روزنامه ايران، 16/7/1382. 23- عبدالمجيد رياضي ، صنايع الكترونيك، شماره 9، ص 63 . 24- ر.ك: درعرصه سازندگي، ص 43. 25- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران ، ص 213. 26- ر.ك : در عرصه سازندگي ، ص 44. 27- ر.ك : ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 206 – 212. 28- مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي ، 9/6/1382. 29- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 214. 30- سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامة آماري كشور 1381، ص 428. 31- درعرصه سازندگي ، ص 2. 32- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، يافته هاي پيمايش در 28 استان كشور، ارزشها و نگرشهاي ايرانيان، ص 171. 33- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي ، 9/6/1382. 34- همان، 9/6/1382. 35- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 9/6/1382. 36- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 9 /6/1382. 37- جامعة روحانيت مبارز تهران، اقتصاد كشور پس از چهار سال ، ص 20. 38- همان ، ص 57. فصل پنجم صنعت ومعدن از شاخصهاي مهم توانمندي و اقتدار يك كشور، پيشرفت آن در زمينه توليدات صنعتي و استخراج از معادن، منطبق براستانداردهاي بين المللي است. در ادامه بحث، وضعيت موجود كشورمان را در برخي زمينه هاي يادشده براساس آمارهاي ارائه شده پي مي گيريم. صنعت فولاد پيش ازپيروزي انقلاب اسلامي، اقدامهاي محدودي رادر زمينه صنعت مهم فولاد شاهد بوديم ومي توان دراين باب از احداث كارخانه ذوب آهن اصفهان نام برد كه با كمك شوروي پيشين ، با ظرفيت اسمي 550 هزار تن در سال 1351 به بهره برداري رسيد و در سالهاي بعد، طرح توسعه ظرفيت توليد اين كارخانه به طور محدود (5/1ميليون تن) به اجرا در آمد، ولي هرگز 4تا 6ميليون پيش بيني براي توسعه آن در مرحله دوم تحقق نيافت.(1) ولي پس از انقلاب عليرغم مشكلات جنگ ومحاصرة اقتصادي ، گامهاي بلندي در جهت ارتقاء اين صنعت و رساندن آن به نقطه مطلوب برداشته شده ، به طوري كه براساس آمار منتشر شده در سال 1382، توليد فولاد خام ايران، با 5/14 درصد رشد درماه اگوست سال جاري (مرداد 1382) نسبت به ماه مشابه سال قبل ميلادي به 710 هزار تن رسيد وتوليد فولاد خام هشت ماهه اول سال جاري ميلادي در مقايسه با مدت مشابه سال قبل ، 3/10 درصد افزايش نشان مي دهد . توليد فولاد خام ايران در اين مدت بالغ بر5 ميليون و 330هزار تن بوده است. براساس گزارش مؤسسة بين المللي آهن وفولاد، توليد فولاد خام ايران در ماه اكتبر سال گزارش ميلادي(مهرماه 1382) نيز در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته ميلادي ، 5/18 درصد افزايش داشته است. براساس اين گزارش توليد فولاد خام ايران در ده ماهة اول سال جاري ميلادي ، به 6ميليون و 725هزار تن بالغ مي شودكه درمقايسه بامدت مشابه سال قبل، 11درصد افزايش توليد داشته است. وبدين ترتيب ، در ميان كشورهاي خاورميانه و آفريقا ، كشور ايران بعد از آفريقاي جنوبي، بزرگ ترين توليد كنندة فولاد دراين منطقه در ده ماهة اول سال جاري ميلادي بوده است ودر بين كشورهاي جهان، با يك پله صعود، درمقام بيست ويكم جهان بعد از لهستان قرار گرفته است.(2) و اين در حالي است كه توليد فولاد خام در اتحاديه اروپا در مقايسه با ماه آگوست سال 2002، 4/2 درصد كاهش نشان مي دهد وتوليد آن به 4/11 ميليون تن رسيد . همچنين توليد هشت ماهه اين اتحاديه با 8/0 درصد تغيير چنداني با مدت مشابه سال قبل نداشته است. درمقياس جهاني نيز توليد فولاد خام جهان درماه آگوست سال جاري، به 8/77ميليون تن رسيد كه فقط 7/4 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل ، افزايش داشته است.(3) و اكنون اين صنعت بزرگ ملي به مرحله اي از رشد رسيده است كه توليدات آن به كشورهاي صنعتي و غير صنعتي جهان صادر مي شود، چنانكه ملي 6 ماه اول سال جاري (1382) 72هزار تن انواع محصولات فولادي ذوب آهن اصفهان به كشورهاي اسپانيا، يونان، بلژيك ، ايتاليا ، پرتغال ، كويت ، امارت متحده و ... صادر شده است . اين مقدار محصولات فولادي در مقايسه با مدت مشابه در سال 1381، به لحاظ مقدار 163 درصد وبه لحاظ ارزش 221 درصد افزايش نشان مي دهد.(4) توليد فولاد كشور در مقطع سالهاي 1367-1371نيز از رشد متوسطي معادل 4/27 درصد درسال برخوردار بوده كه از رشد پيش بيني شده در برنامه (22درصد) فراتر رفته است . طي همين مدت توليد فولاد كشور از 1340 هزار تن در سال 1367 به 3530 هزار تن در سال 1371 افزايش يافته است.(5) صنعت توليد خودرو مقايسه ميزان توليد خودرو پيش از پيروزي انقلاب با ميزان توليد آن در زمان استقرا ر جمهوري اسلامي نيزحاكي از پيشرفت غرور انگيز اين صنعت در كشورمان است. براساس آمار ارئه شده ، مقدار توليد اتومبيل سواري، اتوبوس ، كاميون و وانت در سال 1356 به ترتيب 4/132 هزار ، 8/10 هزار و 7/36هزار دستگاه بوده است.(6) و حال آنكه فقط شركت سايپا، درنيمه نخست سال 1382 ، حدود 100هزار دستگاه خودرو سواري توليد نموده كه در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته حدود 65 درصد افزايش نشان مي دهد. شركت مزبور در اين مدت، با توليد 100هزار دستگاه پرايد، سايپا 141، زانتيا و كاروان، توانست 4/99 درصد برنامه هاي خودرا تحقق بخشد كه از ديدگاه كارشناسان ، ركورد جديدي محسوب مي شود.(7) نيز به گفته يكي از مسئولان شركت ايران خودرو: در حالي كه شركتهاي بزرگ خودروسازي دنيا درمنطقه اروپا و آمريكا ، رشد منفي يا حداكثر رشد مثبت تا دو سه درصد را تجربه مي كنند، ميانگين رشد ايران منفي يا حداكثر رشد مثبت تا دوسه درصد را تجربه مي كنند، ميانگين رشد ايران خودرو در پنج سال گذشته ، 32 درصد بوده است . واين امر موجب شده است توجه بسيار ي از شركتهاي بزرگ جهان به برنامه ايران خودرو براي توليد 600 هزار خودرو در سال آينده جلب شود.(8) مدير كل نيرو محركه وزارت صنايع و معادن نيز ابراز داشته است: سال آينده (1383) بيش از 900 هزار خودرو در كشور توليد مي شود كه نسبت به سال جاري، 25درصد رشد خواهد داشت.(9) رشد كمي و كيفي اين صنعت در كشورمان به گونه اي است كه يكي از كارشناسان اقتصاد صنعتي كشور در اوسط سال 1382 ابراز داشت كه ايران از لحاظ ظرفيت توليد خودروهاي سنگين ونيمه سنگين در خاورميانه مقام نخست را دارد و در مقياس جهاني، جزو ده كشور نخست دارنده اين صنعت است. وي افزود: ظرفيتهاي ايجادشده براي خودروهاي سنگين ايران، حدود 30 هزار دستگاه در سال است كه 6 هزار دستگاه اتوبوس و 15 هزار دستگاه ظرفيت توليد كاميون در سال در شركت ايران خودرو ديزل وجود دارد، به گفته وي : فاصله تكنولوژي توليد خودروهاي سنگين ونيمه سنگين درايران، نسبت به كشورهاي پيشرفته جهان، از 15 سال به كمتر از 2 سال رسيده است ، از اين رو كاميونها يي كه اخيراً توليد آنها در كشور آغاز شده، از تكنولوژي بسيار بالايي برخوردار است.(10) البته در نتيجه ضايعات جنگ تحميلي، توليد برخي از انواع خودرو در برخي مقاطع كاهش پيدا كرده ، ولي با گذشت چندسال ، شاهد رشد مجدد آن بوده ايم . از باب مثال، توليد اتوبوس كه در سال 1367به 731 دستگاه در سال رسيده است، در سال 1371 از مرز 2456 دستگاه گذشته و به اين ترتيب از رشد متوسط سالانه 54درصد برخوردار شده است. و توليد كاميون ا ز2456 دستگاه در سال 1367 به 8145 دستگاه در سال 1371 رسيد و از رشد متوسط سالانه 66درصد برخوردار گرديده است. و توليد انواع وانت كه در سال 1367 معادل 1815 دستگاه بود در سال 1371 به 633/23دستگاه افزايش يافت ورشد متوسط سالانه آن 5/81 درصد بود. و توليد انواع سواري از 159/18 دستگاه در سال 1368 به 338/34 دستگاه در سال 1371 افزايش يافت و رشد متوسط سالانه آن به 63 درصد رسيد. توليد ماشين آلات راهسازي از 264 دستگاه در سال 1367 به 1143 دستگاه در سال 1371 افزايش يافت و از رشد متوسط 66درصد در سال برخوردار گرديد. توليد انواع تراكتور از 6223 دستگاه در سال 1367به 9320 دستگاه در سال 1371 افزايش يافت كه دراين زمينه نيز به طور متوسط از رشد سالانه اي معادل25/18 درصد برخوردار بوده است.(11) صنعت پتروشيمي اين صنعت، به عنوان يك صنعت مادر، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، رونق چشمگيري يافته است است، به طوري كه حجم توليد محصولات پتروشيمي كشور از حدود 5/2 ميليون تن در سال 1368 به 5/8 ميليون تن در پايان سال 1374 رسيد و درهمين سال مازاد توليد نسبت به مصرف داخلي، امكان صدور 4/2 ميليون تن محصولات پتروشيمي به ارزش 408 ميليون دلار را فراهم آورده و معادل 6/2 ميليارد دلار در اثر عدم واردات اين محصولات ازابتداي برنامه اول توسعه تا مرداد ماه سال 1375، صرفه جويي ارزي شده است.(12) ايران در بخش تأمين نيازهاي پتروشيمي پيش از انقلاب اسلامي ، بسياري از مايحتاج خودرا از خارج وارد مي كرد اما در سالهاي پس از پيروزي انقلاب ، احداث حدود 20 كارخانه پتروشيمي از مهم ترين دستاوردها محسوب مي شود تا حدي كه تنها انعقاد قرارداد شش مجتمع عظيم پتروشيمي در منطقه پارس جنوبي به ارزش محسوب 5/5 ميليارد دلار از مهم ترين شاخصه هاي توسعه صنعت پتروشيمي در ايران محسوب مي شود . همچنين ارزش صادرات محصولات پتروشيمي ايران در سال جاري(82) به 2 ميليارد و 900 ميليون دلار بالغ خواهد شد ودرنگاه كارشناسي ، در چشم انداز توسعه پتروشيمي نيز، صادرات 22 ميليارد در چند سال آينده ممكن به نظر مي رسد.(13) صنعت حفّاري صنعت حفاري، يكي از پيچيده ترين و مهم ترين حلقه از زنجيره توليد نفت وگاز است وبه همين سبب از صنايع كليدي و مادر محسوب مي شود كه پس از انقلاب، شاهد تحول شگرف در آن هستيم . حضور بيش از 40 شركت خارجي و انحصار مهندسي توليد و اطلاعات مخازن نفت و گاز وعدم دخالت نيروهاي ايراني در فرايند اكتشاف، توليد وبهره برداري از مخازن، از ويژگيهاي اين صنعت، قبل از پيروزي انقلاب است . پس از اين تاريخ، شركت ملي حفاري ايران، فعاليت خودرا مستقل از دخالت بيگانگان، با 6دستگاه حفاري آغاز كرد و اينك پس از گذشت دو دهه، با بهره گيري از 5000نفر نيروي انساني متخصص رأساً هر گونه عمليات پيچيده حفاري را در دريا و خشكي، توسط دستگاه هاي حفاري سبك وسنگين و فوق سنگين و ديگر تجهيزات و امكانات استانداردشده تا اعماق 6000 متري در سازه هاي سخت و پرفشار انجام مي دهد. ناوگان عملياتي اين شركت بادر اختيار داشتن 43 دستگاه حفاري در خشكي و 4 دستگاه در دريا در راستاي برنامه توسعه اقتصادي و سياست افزايش توليد نفت و گسترش فعاليتهاي برون مرزي، به عنوان يكي از كانونهاي اساسي صنعت نفت در فرآيند توليد مي باشد. شركت مزبور از ابتداي فعاليت خود تاكنون 1903 حلقه چاه در 50 ميدان نفتي و گازي كشور حفاري نموده است كه شامل 73 حلقه چاه اكتشافي 1205 حلقه چاه توسعه اي و توصيفي و 625 حلقه چاه اكتشافي، توسعه اي و توصيفي و تعميري حفر و تكميل نموده است كه 110 روز از برنامه هاي پيش بيني شده حفاري جلوتر بوده است واز ابتداي سال جاري (1382) تاكنون 53 حلقه چاه حفاري و تعمير وبيش از 000/130 متر حفاري نموده است و پيش بيني مي شود تا پايان سال، بيش از 100 حلقه چاه حفاري شود. افزون بر دست يابي به فن آوري نوين، آموزش مستمر كاركنان اين صنعت ، در بخش خدمات ويژه حفاري از سال 1375، به صورت صددرصد در شركت ملي حفاري ايران انجام مي شود واز اين رهگذر تاكنون بيش از 100 ميليون دلار صرفه جويي ارزي عايد كشور شده است.(14) به غير از موارد ياد شده ، در بسياري ديگر از اقلام صنعتي نيز شاهد رشد چشمگير هستيم. از باب نمونه: توليد سيمان كه در سال 1356، 3/6 ميليون تن بوده است ، در سال 1373به 8/16ميليون تن رسيده است و شيشه جام در سال 1356، 5/101هزار تن ودر سال 1373، 259 هزار تن، آبگرمكن در سال 1356، 151 هزار دستگاه و درسال 1373، 768هزار دستگاه ، يخچال و فريزر در سال 1356، 536 هزار دستگاه ودر سال 1373، 924هزار دستگاه بوده است. طبق گزارش كميته تحليل بازار سهام درموسسه توسعه صنعت سرمايه گذاري: توليد انواع اتومبيل سواري، كاشي، شيشه جام، پودر شوينده ، وسيمان، در سال 1382 ، نسبت به مدت مشابه سال پيش، به ترتيب 8/42، 21، 5/16 ، 3/14، و 8/6 درصد رشد داشته است.(15) نيز در همين باب، رشد صدور جواز تأسيس توسط وزارت صنايع و معادن براي ايجاد كارگاه هاي صنعتي طي سالهاي اخير- چنان كه جدول نشان مي دهد- قابل توجه است: (16) 1375 1377 1378 1379 1380 1381 9182 6856 8096 8937 17098 27101 براساس آمار، استخراج بسياري از معادن كشور نيز نسبت به سالهاي پيش از انقلاب ، روندي روبه رشد داشته است، ازباب نمونه: ميزان استخراج از معدن سنگ آهن، در سال 1357، 6/1182 هزار تن ودر سال 1372، 3816هزار تن، سنگ مس در سال 1357، 3/16ودرسال 1372، 569 هزار تن ، كائولن و خاك نسوز، در سال 1357، 9/120 و در سال 1372 ، 537هزار تن، سيليسو كوا رتزيت، در سا ل1357، 5/292 و درسال 1372، 948، پنبه نسوز، در سال 1357، 8/14ودرسال 1372، 70هزار تن ، سنگهاي تزييني، در سال 1357، 2/496ودرسال 1372، 4932هزار تن ، سنگ گچ در سال 1357، 2/5083 ودرسال 1372، 7732هزار تن بوده است . يعني بهره برداري از كان آهن درميان سالهاي مزبور، 3برابر و از سنگ مس، حدود 40برابر و از سنگهاي تزييني، حدود 10 برابر رشد داشته است.(17) جدول زير نيز بيانگر مقدار توليدات مواد معدني معادن در حال بهره برداري از سال 1370 تا 1380است.(18) 1370 1375 1377 1378 1379 1380 48710 66961 67393 75755 81909 92649 (واحد : هزار تن) توليد آلومينيوم نيز طي سالهاي 76- 1368 از رشدي برابر 152 درصد برخوردار بوده است،به نحوي كه رقم مذكور از 7/35 هزار تن به 90 هزار تن افزايش يافت. (رشد متوسط سالانه، 3/12درصد) همچنين توليد مس آندي و كاتدي به ترتيب از 76و 2/43هزار تن به 138 و 100هزار تن افزايش يافته كه رشدي برابر 6/81 و 5/131 درصد رانشان مي دهد ( يعني به ترتيب داراي رشد متوسط سالانه ، 7/7 درصد و 1/11درصد) (19) پاورقي: 1- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصادايران، ص 169. 2- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي، 11/9/1382. 3- سيد محمد صفي زاده، ابرار اقتصادي ، 15/7/1382و عبدالله جاسبي، آفرينش، 19/7/1382. 4- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي، 3/8/382. 5- در عرصه سازندگي، ص 37. 6- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 163. 7- سيد محمد صفي زاده، ابرار اقصادي ، 15/7/1382. 8- سعيد تقي پور ، جهان اقتصاد، 28/8/1382. 9- همان ، 23/7/1382. 10- عليرضا بختياري، دنياي اقتصادي ، 9/7/1382. 11- درعرصه سازندگي، ص 35-36. 12- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 195. 13- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 9/6/1382. 14- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 8/6/1382. 15- عليرضا بختياري، دنياي اقتصادي ، 9/7/1384. 16- سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور، 1381، ص 239. 17- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 172. 18-سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور1381، ص 205. 19- حميد ميرزاده و سيد شمس الدين حسيني، آمار سخن مي گويد ، ص 72. فصل ششم كشاورزي ودامپروري براساس تعريف ارائه شده، كشاورزي به فعاليت اقتصادي عمده اي گفته مي شود كه مبتني برزراعت، پرورش دام و مرغ و باغداري است. براين پايه مي توان كشاورزي را در برگيرنده مجموعه اي از فعاليتهاي اقتصادي خواند كه هدف از آن تهيه نيازهاي خوراكي جامعه و توليد اوليه كشاورزي براي ديگر بخشهاي توليدي از جمله صنعت است. درنگاهي گسترده تر، بخش كشاورزي ، افزون برموارد يادشده، جنگل داري، زنبورداري، پرورش ماهي وميگو رانيزدر برمي گيرد. مروري بر تاريخ كشاورزي ايران از ميانه هاي دوره قاجار تا پايان دوره پهلوي، حاكي از سير نزولي كشاورزي و وخيم شدن تدريجي وضعيت آن در ايران است، بخصوص در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي كه اين سير نزولي، كمبود محصولات غذايي رابا توجه به سياست نظام در پايين نگه داشتن بهاي گندم و جو و برخي ديگر از محصولات اصلي زراعي ، و وارد نمودن آنها با درآمدهاي ارزي نفتي، تشديد كرد و واردات گسترده محصولات كشاورزي را موجب شد. از باب نمونه ميزان واردات مواد غذايي و حيوان زنده كه در سال 1352، 325ميليون دلاربوده است. در سال 1356، به 1534ميليون دلار درسال 1357به 4770 ميليون دلار رسيده است و ميزان واردات روغن گياهي و حيواني كه در سال 1352، 61 ميليون دلار بوده است در سال 1356به 186ميليون دلار ودر سال 1357به 668 ميليون دلار بالغ گرديده است.(1) اين در حالي است كه درسالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در نتيجه اتخاذ سياستهاي گوناگون، شاهد افزايش توليد دربسياري ازمحصولات كشاورزي ، بوده ايم به خصوص در سالهاي اخير كه كشور در بسياري از اقلام كشاورزي به خودكفايي رسيده است، تا جايي كه اكنون درمجموع، بالغ بر90 درصد نياز كشوربه محصولات كشاورزي در داخل تأمين مي شود.(2) بحث خود را با بررسي بيشتر پيرامون برخي از محصولات استراتژيك كشاورزي پي مي گيريم. گندم پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، با سفارش اكيد امام خميني (ره) مبني برضرورت خودكفايي كشور در زمينه محصولات استراتژيك ، حركتهاي موفقيت آميزي صورت گرفت تا حدي كه ميزان توليد اين محصول، از 3ميليون و 900 هزار تن در سال 1357، به بيشتر از 12 ميليون تن در سالهاي اخير رسيده است. درسالهاي مياني نيز شاهد افزايش توليد گندم در كشور بوده ايم . از باب نمونه، ميزان توليد اين محصول از 7ميليون تن در سال 1367به 3/10 ميليون تن در سال 1371 افزايش يافته و رشد متوسط سالانه اي معادل 2/10 درصد داشته است كه بيش از رشد سالانه پيش بيني برنامه يعني 8/9 درصد بوده است. كشت گندم دركشور در سال جاري از مرز 6ميليون و 200هزار هكتار فراتر رفته و ميزان برداشت آن درسال زراعي 81-1380 به 12 ميليون و400 هزار تن رسيد كه نسبت به سال زراعي پيش از آن 31درصد رشد داشته است وبه گفته مجري طرح گندم، كشور در سال جاري، از واردات گندم بي نياز است و از سال زراعي آينده مي تواند به يك كشور صادر كننده گندم تبديل شود .(3) برنج برنج، دومين محصول استراتژيك وپرمصرف كشور پس ازگندم است ودر حال حاضر در 19 استان كشور كشت مي شود. اگر چه به سبب افزايش هجوم ويلاسازان درمناطق شمالي، اراضي كشت برنج هر روز، بيشتر تهديد مي شود اما با انجام اقداماتي نظير تجهيز ونوسازي اراضي شاليزاري، حمايت از ارقام پر محصول، افزايش راندمان و توسعه كشت دوم، سطح زير كشت برنج از 122 هزار هكتار و عملكرد در هكتار حدود 550 كيلو گرم فعلي نيز افزايش خواهد يافت. نكته مهم درمورد كشت برنج در كشور اينكه عليرغم افزايش قابل توجه مصرف برنج دركشور طي 25 سال گذشته وبا رشد 52 درصدي توليد، ميزان اين محصول در كشور به 2 ميليون تن رسيده كه با توجه به نياز 5/2 ميليون تني كشور در سال، نياز به واردات آن، به 500 هزار كيلو كاهش يافته است.(4) جووذرت رابطه توليد جو وتوليد پروتئين حيواني، بسيار نزديك است. به همين منظور كشت آن براي افزايش توليد گوشت قرمز وشير به خصوص پرورش دامهاي سنگين در دامداريهاي پيشرفته بسيار حياتي مي باشد. ايران تا چند سال پيش عمده نياز خود به اين محصول را از خارج تامين مي كرد اما در سالهاي اخير، سطح زير كشت جوبه صورت ديم وآبي به 176 هزار هكتار وبا عملكرد حدود 520 كيلوگرم درهر هكتار افزايش يافته ، تا حدي كه براساس آمار در سال زراعي گذشته ، نزديك به 3 ميليون تن جو در كشور توليد شده است وبدين ترتيب نياز به واردات اين محصول كه تا سال پيش از آن ، يك ميليون تن بوده به صفر رسيده است. سطح زيركشت ذرت نيزكه به مصرف دام وطيور مي رسد در سال جاري حدود 50 هزار هكتار وعملكرد آن در سال گذشته حدود 140 كيلو گرم افزايش يافته ودر سال زراعي گذشته يك ميليون و 400 هزار تن از اين محصول دركشور توليد شده است كه نسبت به سال پيش از آن ، حدود 32 درصد رشد داشته است.(5) چغندرقند چغندرقند به سبب اهميت مصرف روزمره قند وشكر در كشور، از جمله محصولات استراتژيك شناخته شده وهمانند نيشكر در سالهاي اخير مورد توجه دولت قرار گرفته است. واكنون دركشور، كاشت، داشت، برداشت، فروش وهمچنين تحقيقات آن از نظم خاصي برخوردار است ودرحال حاضل چغندر قند در 16استان كشور كشت مي شود وميزان توليد آن ، از 3 ميليون و600هزار تن در سال 1357، به 5ميليون و500هزار تن در سال گذشته رسيد كه رشد 53 درصدي را شاهد بوده است. توليد سيب زميني وپياز نيزبه ترتيب از 700و 400 تن در سال 1357به 3 ميليون و 813 هزار تن و 1ميليون و 480هزار تن در سال 1381 رسيد .(6) جدول زير(7) وضعيت توليد محصولات گندم، برنج وجو را طي سالهاي 1350 تا 1372 نشان مي دهد. 1372 1371 1370 1369 1367 1360 1355 1350 سال محصول 87/10 73/10 17/10 79/8 01/8 26/7 61/6 0/6 70/3 گندم 79/2 05/3 06/3 10/3 54/3 39/2 70/1 50/1 90/0 جو 28/2 28/2 36/2 35/2 98/1 41/1 62/1 60/1 05/1 برنج ( شلتوك) (واحد: ميليون تن) نكته قابل ذكردر اين خصوص اينكه فاصله گرفتن از كشاورزي سنتي و روند مكانيزه شدن كشاورزي پس از انقلاب ، رشد ملموسي داشته است به طوري كه در سال1370 ، حدود 692 هزار دستگاه ماشين در كشاورزي ايران استفاده شده كه شامل 228 هزار دستگاه تراكتور، 4/88 هزار دستگاه تيلر، 4/5 هزار دستگاه كمباين، 8/11 هزار دستگاه دروگر، 2/243 هزار دستگاه موتورآب، 2/113 هزار دستگاه موتور سمپاش، و 8/1 هزار دستگاه ماشين سنگين بوده است.(8) مركبات بدون اغراق، در سالهاي اخير، بخش باغباني كشور، يكي از موفق ترين بخشهاي زير مجموعه كشاورزي ايران بوده است. به نحوي كه نه تنها با رسيدن به خودكفايي كامل، نياز آن به واردات مركبات بر طرف شده است،كشور دراين زمينه به اقتداربين المللي نيز دست يافته است. چنان كه به گفته مدير مؤسسه تحقيقات مركبات وزارت جهاد كشاورزي در سال 1382ايران به لحاظ ميزان توليد مركبات با 5/3 درصد توليد جهاني، مقام هفتم و از نظر سطح زيركشت، مقام هشتم، وبه لحاظ ميزان عملكرد ساليانه ، حدود 16هزار و 800 كيلو گرم در هكتار، مقام دهم دنيا را در اختياردارد.(9) به گفته وزير جهاد كشاورزي در شهريور ماه سال جاري، ايران هم اكنون در زمينه توليد محصولاتي چون پسته، انار، زردآلو وزعفران ، مقام نخست جهان را در اختيار دارد. با همه آنچه گفته شد، دراين زمينه مي توان از محصولات روغني ياد كرد كه به سبب سطح پايين توليد آن در كشور، ضريب وابستگي روغن به خارج از كشور حدود 90درصداست.(10) گرچه در اين زمينه نيز كارهاي خوبي انجام گرفته مانند كشت كلزا براي تأمين روغن نباتي مورد نياز كشوركه در سال 1381 با افزايش 22هزار هكتار سطح زيركشت و 300كيلوگرم عملكرد در هكتار، توليد آن با بيش از 130 درصد رشد به 70هزار تن رسيد .(11) ناگفته نماند عليرغم وجود اين كاستي در وضعيت مجود كشور ، روندتوليد روغن در كشور پس از انقلاب ، همواره در حال رشد بوده است ، زيرا ميزان توليد آن در سال 1353، 7/236هزار تن، در سال 1356، 308 هزارتن ، در سال 1364، 491 هزار تن، در سال 1369، 559هزار تن، درسال 1370، 620هزار تن، در سال 1371، 639 هزار تن ودر سال 1373 ، 9/674هزار تن بوده است.(12) دامپروري طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، عليرغم دوبرابر شدن جمعيت كشور و افزايش مصرف سرانه، واردات گوشت قرمز، شير ، كليه محصولات لبني، مرغ وتخم مرغ قطع شده و كشور به خودكفايي دراين محصولات رسيده است ، وتوليدات پرتئين از افزايش چشمگيري برخوردار شده است.(13) براساس آمار ، در مناطق روستايي ايران، تعداد گوسفند وبره از 3/24ميليون رأس در سال 1350 به 6/40 ميليون رأس در سال 1367 و تعداد بز وبزغاله در همين دوره از 14 ميليون رأس و گاو وگوساله از 5/5 ميليون رأس به 4/6 ميليون رأس درهمين دوره رسيده است. همچنين توليد گوشت قرمز در ايران، از 420 هزار تن در سال 1360 و 515 هزار تن در سال 1367 به 645 هزار تن در سال 1372 رسيد ودر فاصله همين سالها، توليد شير از 3ميليون و 36 هزار تن و سپس به 4 ميليون و 28 هزار تن رسيد. نكته قابل ذكر اينكه در بخش دامپروري نيز فاصله گرفتن از شيوه هاي سنتي و روند مكانيزه شدن، رشد ملموي داشته است ، از باب نمونه تعداد گاو گوساله د رگا ودار يهاي صنعتي از 5/381 هزار رأس در سال 1369 به 2/524 هزار رأس در سال 1373 رسيده است.(14) ارقام زير، حاكي از روند افزايش توليد گوشت مرغ وتخم مرغ از سال 1365تا 1380 است.(15) سال گوشت مرغ تخم مرغ 1365 390 300 1370 420 340 1375 676 486 1377 696 498 1378 725 570 1379 803 581 1380 885 581 ( واحد: هزار تن) ماهيگيري ميزان ماهيگيري و توليد آبزيان كه درسال 1355، 66/46 هزار تن بوده است در سال 1360 به 36/51 هزار تن ودر سال 1365به 08/144 هزار تن ودر سال 1369 به 01/315 هزار تن ودر سال 1370 به 72/327 هزار تن ودر سال 1371 به 01/354 هزار تن ودر سال 1372 به 88/368 هزار تن ودر سالهاي اخير به 400 هزار تن رسيده است.(16) پاورقي: 1- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 122و 245. 2- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 8/6/1382. 3- در عرصه سازندگي ، ص 34؛ مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 8/6/1382 و 27/7/ 1382 . 4- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي ، 8/6 / 1382. 5- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 8/6/1382. 6- همان، 8/6/1382. 7- برگرفته از كتا ب آشنايي با اقتصاد ايران، ص 125 . 8- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 127. 9- سيد محمد صفي زاده ، ابرار اقتصادي ، 15/7/1382. 10- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 29/ 6/1382. 11- همان، 8/6/1382. 12- ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 163. 13- همان. 14- همان ، ص 130-131. 15- سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور، 1381، ص 163. 16- ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران ص 135؛ مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي، 8/6/ 1382. فصل هفتم بهداشت ودرمان آنان كه چند سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و نارساييها وكاستيها ي مربوط به بهداشت ودرمان كشور درآن سالها از جمله حضور گسترده پزشكان پاكستاني وهندي در مراكز بهداشتي كشور، بالابودن نرخ مرگ ومير، انجام نگرفتن بسياري از جراحيها در داخل، وابستگي شديدبه دستگاه ها وتجهيزات خارجي و... را به ياد دارند، پيشرفت چشمگير كشور در اين زمينه ها پس از پيروزي انقلاب را به خوبي احساس مي كنند. نگاهي به آمار وارقام زيركه همه مربوط به چند سال پيش است و بي گمان – در چند سال اخير قدمهاي بزرگ تري برداشته شده –گوياي اين واقعيت است. تعداد تختهاي درماني از 3/72 هزار تخت در سال 1365 به 496 هزرا تخت در س1373 رسيد وميزان مرگ ومير كودكان زير يك سال، از 8/44 در هزار در سال 1367 به 33 در هزار در سال 1371 رسيده است، همچنين ميزان مرگ ومير مادران به علت عوارض حاملگي ، از 90 در صد هزار در سال 1367 به 40 در صد هزار در سال 1371 رسيد. همچنين مي توان در اين باب، از توفقيات بزرگي مانند ريشه كن شدن بيماري فاج اطفال وكزاز در ايران نام برد. براساس آمار، درسال 1357، 357 بيمارستان دركشور وجود داشته كه در 1368 (سال اول برنامه اول توسعه) به 625 ودر 1373 به 724 بيمارستان رسيده است. عليرغم شعارهايي كه پيش از پيروزي انقلاب در ايران براي درمان وبهداشت داده مي شد، هيچ مركز دياليزي در كشور براي درمان اين بيماري وجود نداشت و حال آنكه پس از پيروزي انقلاب، تا سال 1368 حدود هفتاد مركز ديا ليز وتا سال 1373، 101 مركز در كشور ساخته شده وره بهره برداري رسيده است.(1) همچنين نمونه هاي زير دراين زمينه قابل توجه است: - افزايش پوشش مراقبتها وخدمات بهداشتي كودكان زير6سال از 47 درصد در سال 1367 به 82 درصد درسال 1371. - افزايش پوشش عمليات تنظيم خانواده وبهداشت مادر وكودك از 24 درصد زنان 15تا 45 ساله متأهل در سال 1367به 34 درصد در سال 1371. همچنين در فاصله سالهاي 1368تا 1371، امكانات وظرفيتهاي فيزيكي زير احداث، تجهيز وراه اندازي شده است: - خانه هاي بهداشتي روستايي فعال، 4340واحد - مراكز بهداشتي ودرماني روستايي فعال، 281واحد - مراكز بهداشتي ودرماني شهري وشهرستان واستان، 346واحد - مركز تسهيلات زايمان روستايي 300واحد - تعداد تختهاي درماني عمومي 200/13 تخت همراه با گسترش خدمات بهداشتي ودرماني، كاركنان شاغل در وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي نيز افزايش يافته وتعدادشان از 169 هزار نفر در سال 1365به 9/219 هزار نفر در سال 1372 رسيده است. از كاركنان مزبور، در سال 1372، حدود 7/7 درصد پزشك، 4/54 درصد پيراپزشك و 8/37 درصد ديگر كاركنان بوده اند. درمقايسه با سالهاي گذشته با افزايش امكانات خدمات پزشكي به ويژه معمول شدن انجام خدمات پزشكي بسيار پيشرفته از جمله جراحيهاي قلب، كليه، استخوان .... كه پيش از اين در كشور ممكن نبود، گامهاي مهمي در دست يابي به استقلال دانش كاربردي پزشكي در كشور برداشته شده است.(2) جدولهاي زيرهريك به نحوي، بيانگر پيشرفت چشمگير كشور در زمينه بهداشت ودرمان است. ميزان اميد به زندگي طي سالهاي 1368تا 1379(3) سال 1368 1369 1370 1371 1372 1373 1374 1375 1376 1377 1378 1379 ا ميد به زندگي در بدو تولد 2/62 2/64 7/64 2/65 8/65 3/66 0/67 2/69 5/69 5/69 5/69 6/70 ميزان مرگ ومير (درهزار ) طي سالهاي 1368 تا 1378(4) سال 1368 1369 1370 1371 1372 1373 1374 1375 1376 1377 1378 ميزان مرگ ومير 7/8 3/8 9/7 6/7 2/7 9/6 7/6 5/6 3/5 2/5 1/5 تعداد كاركنان شاغل در وزارت بهدشت، درمان وآموزش پزشكي طي سالهاي 1365تا 1381 سال جمع پيراپزشكان پزشكان ساير كاركنان 1365 169078 87705 10944 70429 1370 201100 105658 17453 77989 1375 269894 149380 19585 100929 1377 266120 147271 23553 95296 1378 296728 151193 24770 120765 1380 295325 152396 21175 121754 1381 307169 158136 21496 127537 تعداد خانه هاي بهداشت فعال روستاها از سال 1375تا 1381(5) سال خانه هاي بهدا شت فعا ل جمعيت تحت پوشش كا ركنان مرد وزن كا ركنان مرد كا ركنان زن 1375 14146 19363345 22143 8829 13314 1377 15102 2038925 24555 9636 14919 1378 15394 2086535 25385 9877 15508 1379 15919 2181555 - - - 1380 16281 - - - - 1381 16022 19905106 26125 10149 1596 مراكز بهداشتي ودرماني كشور طي سالهاي 1365تا 1380(6) سال جمع شهري روستايي وا بسته به وزارت بهداشت ودرمان خصوصي ساير موارد 1365 3996 2047 1949 3570 193 233 1370 4705 2722 1983 4138 174 393 1375 5797 3756 2041 4921 219 657 1377 6218 3928 2290 5254 248 716 1378 6389 4079 2310 5252 336 801 1379 6981 4584 2397 5627 401 953 1380 7089 4742 2337 5675 452 962 1381 7345 4957 2388 5823 546 976 بهزيستي رشد فعاليتهاي بهزيستي انجام گرفته در كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز قابل توجه است. ميزان جمعيت تحت پوشش اين سازمان كه در سال 1367 بالغ بر 774 هزار نفر بود با رشد متوسط سالانه 8درصد به 1055 هزار نفر در سال 1371 رسيد كه نسبت به پيش بيني برنامه دراين سال 131 درصد، تحقق هدف نشان مي دهد . دربرنامه خدمت حمايتي، متوسط رشد عملكرد سالانه معادل 6/7 درصد است و تعداد افراد تحت پوشش در اين برنامه در سال 1371 معادل 4011 هزار نفر بوده است . ايجاد وتوسعة مراكز حرفه آموزي براي تحت پوشش وفراهم نمودن موجبات خودكفايي از زمره فعاليتهايي بوده است كه در راستاي اهداف برنامه انجام شده است . احداث وتكميل وتجهيز 62 مركز شبانه روزي، شير خوارگاه ومجتمع حمايتي، از ديگر اقداماتي است كه در جهت افزايش ارائه خدمات دراين بخش انجام يافته است. در برنامه خدمات توان بخشي ،با تكميل وراه اندازي 41 مركز توان بخشي و بهبود استاندارد 47 مركز، ارائه خدمات متناسب با هدفهاي برنامه بوده است. جمعيت تحت پوشش دراين برنامه با رشد متوسط سالانه 3/12 درصد، از 155 هزار نفر درسال 1367 به 247 هزار در سال 1371 رسيد كه به اين ترتيب درصد تحقق به 101 درصد مي رسد. هزينه سرانه دراين برنامه از 81هزار ريال در سال 1367 به 170 هزار ريال در سال 1371 رسيد كه نمايانگر 20 درصد رشد متوسط سالانه است.(7) جدول زير، نمايانگر تعداد واحدهاي ارائه دهنده خدمات سازمان بهزيستي كشور، طي سالهاي 1365تا 1381 است.(8) سال واحدهاي روستايي واحدهاي شهري 1365 961 376 1370 1121 414 1375 1233 472 1377 1248 498 1378 1237 506 1379 1240 509 1380 1230 499 1381 1218 501 تأمين اجتماعي دراين زمينه نيزآمار وارقام مربوط به يك مقطع كوتاه 4ساله نشان از رشدي قابل توجه دارد. دربرنامه بيمه هاي اجتماعي كارمندان وكارگران، تعداد افراد بيمه شده و مستمري بگيران اصلي در سال 1370 بالغ بر 5963 هزار نفر گرديده است كه نسبت به سال 1367( 4156هزار نفر) به طور متوسط، سالانه 4/9 درصد رشد يافته است. در پايان سال 1371 بيمه شدگان اصلي قانون استخدام كشوري 122درصد ، مستمري بگيران اصلي قانون استخدام كشوري 120 درصد، بيمه شدگان اصلي سازمان تأمين اجتماعي 112 درصد ومستمري بگيران اصلي سازمان تأمين اجتماعي 104 درصد بوده است. در سال 1371 مجموعاً 040/22 هزار نفر تحت پوشش بيمه اي قرار گرفته اند، كه با توجه به رقم جمعيت كل كشور در سال 1371، حدود 6/37 درصد جمعيت، تحت پوشش بيمه اي قرار دارند. در سال 1371، مجموعه بيمه شدگان اصلي وتبعي خدمات درماني بالغ بر 6267هزار نفر بوده است كه نسبت به هدف برنامه ( 5090هزار نفر) نمايانگر 123 درصد تحقق هدف مي باشد. دراين برنامه، شاخص مربوط به بيمه شدگان اصلي وتبعي خدمات درماني كارگران نيز از وضعيت خوبي برخوردار بوده است ، به طوري كه جمعيت تحت پوشش مربوط به اين شاخص در سال 1371 با 068/15 هزار نفر نسبت به هدف برنامه در سال مذكور 112 درصد تحقق هدف را نشان مي دهد .ارقام فوق حاكي از آن است كه مجموعاً در سال 1371 حدود 335/21 هزار نفر تحت پوشش بيمه درماني قرار گرفته اند كه اگر 3400هزار نفر افراد بيمه شده نيروهاي نظامي و انتظامي ومشمولين قراردادهاي خاص را به آن اضافه كنيم رقمي بيش از 24 ميليون نفر حاصل مي شود.(9) پاورقي: 1- شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي ، ره توشه انقلاب ، مروري اجمالي به دستاوردهاي انقلاب اسلامي ، ص 103-104. 2- ر. ك: درعرصه سازندگي، ص 53-54؛ ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 219. 3- سازمان حفاظت محيط زيست ، همايش راهبردهاي توسعه پايدار در بخشهاي اجرايي كشور، ص 158. 4- همان ، ص 161. 5- همان. 6- سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور 1381 ، ص 602. 7- درعرصة سازندگي ، ص 56-57. 8- سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور، 1381، ص 494. 9- درعرصة سازندگي، ص 54-55. فصل هشتم ساختمان ومسكن چه پيش وچه پس از انقلاب، يكي از مشكلات جامعه شهر ي ايران به خصوص شهرهاي بزرگ، مشكل مسكن بوده است ، هرچند ممكن است مشكلات اجاره نشيني در شهرهاي بزرگ مثل تهران بيشتر شده باشدولي حقايق آماري، نتايج شگفت آوري عرضه مي كند. جمع واحدهاي مسكوني كه طي 21 سال پيش از انقلاب ( از 1335تا پايان سا ل1356) در كشوربه اتمام رسيد، 044/272/3 واحد بود وحال آنكه فقط طي 8 سال پس از انقلاب ( از سال 1357تا 1365) تعداد 608/614/3 واحد مسكوني ساخته شده است، يعني ظرف 8 سال پس از انقلاب ، ده درصد بيش از 21 سال زمان شاه، خانه ساخته شده است.(1) جدول زير تعداد واحدهاي مسكوني معمولي نقاط شهري وروستايي كشور را بر حسب اتمام بنا از سال 1335 تا 1365 نشان مي دهد.(2) شرح جمع سالهاي 65-57 سالهاي 56-35 قبل از سا ل35 اظهار نشده كل كشور 8217375 3614806 3272044 1216157 114368 نقاط شهري 4669722 2128789 1948570 521309 71054 نقاط روستايي 3547653 1486017 1323474 694848 43314 قابل توجه اينكه پس از انقلاب ، به لحاظ نوع مسكن ساخته شده ومصالح به كار رفته نيز تغيير كيفي فراواني پيدا شده است . درسال 1355فقط 5/24 درصد واحدهاي مسكوني با مصالح با دوام ساخته مي شد و 7/56 درصد نيز با مصالح كم دوام، ولي در سال 1365 واحدهاي مسكوني ساخته شده با مصالح با دوام به 3/46 درصد افزايش يافت و خانه هاي ساخته شده با مصالح كم دوام به 2/30 درصد واحدهاي مسكوني كاهش يافت. اين تغيير كيفي، چنان كه جدول زيرنشان مي دهد در روستاها چشمگير تر بوده است. يعني سهم واحدهاي ساخته شده با مصالح بادوام طي اين مدت درشهرها از 2/50 درصد ب 69 ودر روستاها از 9/2 درصد به 5/16 درصد رسيده است.(3) شرح مصالح با دوام مصالح نيمه بادوام مصالح كم دوام وساير 1355 كل كشور نقاط شهر ي نقاط روستايي 5/24 2/50 9/2 8/18 6/21 5/16 7/56 2/28 6/80 1365 كل كشور نقاط شهري نقاط روستايي 3/46 69 5/16 8/22 2/19 5/27 2/30 1/11 3/55 از نظر تراكم (متوسط نفر دراتاق) نيز چنان كه جدول زير نشان مي دهد، وضع بهبود چشمگيري يافته ، يعني در سال 1355 درهر اتاق به طور متوسط 03/2 نفر زندگي مي كردند درحالي كه اين رقم در سال 1365به 7/1 نفر در هر اتاق رسيده است. جالب توجه اينكه از سال 1345 تا 1355 نيزتراكم از 15/2 به 03/2 كاهش يافته ولي اين كاهش، تحت تأثير بهبود وضع شهري بوده ( از 09/2 به 84/1) ولي در روستاها، تراكم از 19/2 به 24/2 افزايش يافته بود. در حالي كه كاهش تراكم در ده سالة 55 تا 65 ( كه 8سال آن مربوط به پس از انقلاب است) مربوط به شهرها و روستاها است، كاهش تراكم در شهرها از 84/1 به 52/1 ودر روستا ها از 24/2 به 02/2 كاهش يافته است.(4) سال و مناطق شاخصهاي تراكم متوسط اتاق در واحد مسكوني متوسط خانوار در واحد مسكوني متوسط نفر در واحد مسكوني متوسط نفر در اتاق 1345 كل كشور شهري روستايي 1355 كل كشور شهري روستايي 1365 كل كشور شهري روستايي 97/2 55/3 68/2 09/3 55/3 71/2 46/3 76/3 07/3 29/1 51/1 18/1 26/1 37/1 17/1 16/1 18/1 13/1 39/6 41/7 88/5 28/6 54/6 07/6 91/5 70/5 19/6 15/2 09/2 19/2 03/2 84/1 24/2 71/1 52/1 02/2 بنابراين طي 8 سال پس از انقلاب، نسبت به 21 سال پيش از انقلاب، خانه هاي بيشتري با كيفيت بهتري ساخته شده وسطح زير بنا نيز چنان افزايش يافته است كه عليرغم شدت افزايش جمعيت، افراد راحت تر زندگي كرده اند، وخوب است بدانيم اين ساخت وساز، بيشتر براي استفاده شخصي بوده به طوري كه نسبت خانوارهايي كه در شهرها از مسكن اجاره اي استفاده مي كنند از 21 درصد درسال 1356 به 6/12 درصد كل خانوارها در سال 1368 كاهش يافته يعني فقط كمتر از 13درصد خانوارهاي شهر نشين گرفتار مشكلات اجاره نشيني بوده اند.( اجاره نشيني درروستاها چنان كه جدول زيرنشان مي دهد، طي سالهاي 56تا 68، تغيير محسوسي نكرده وحدود 3درصد خانوارهاي روستايي را شامل مي شود.(5) نحوه تصرف مسكن مورد استفاده خانوار روستايي شهري ملكي (عرصه واعيان) ملكي (اعيان) اجاره اي دربرابر خدمت مباني وساير 1356 1368 1356 1368 60/88 13/3 62/1 51/1 14/5 12/89 08/1 53/1 43/1 85/6 89/64 58/2 06/21 66/2 81/8 38/73 66/1 65/12 77/2 54/9 پاورقي: 1- جامعة روحانيت مبارز تهران ، اقتصاد كشور پس از چهار سال ، ص 17-18. 2- ر. ك: سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري سال 1369، ص 235 3- ر.ك: سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور 1368،ص 216. 4- ر.ك: همان، سالنامه آماري 1360 ، ص 235. 5- ر.ك: جامعة روحانيت مبارز تهران، اقتصاد كشور پس از چهار سال ، ص 19 و نتايج آمار گيري از بودجه خانوار هاي روستايي وشهري سال 1356 ونتايج تفصيلي آمارگيري از هزينه ودرآمد خانوارهاي روستايي وشهري 1368 فصل نهم فرهنگ هويت، كيان وقوام هر قوم، وابسته به فرهنگ وتمدن اواست وابراز وجود نمودن مقتدرانه هر ملت در عرصة جهاني وبين المللي، درگِرو استقلال ، بالندگي وغناي فرهنگي او قرار دارد. فرهنگ ملت ايران عليرغم غنا وريشه داربودن آن ، درنيم قرن پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ودر نتيجة وابستگي دولتها به بيگانگان و غرب زدگي شديد وخودباختگي دولتمردان، آسيبهاي جدي ديد. وضعيتي كه اگر خيزش انقلابي ونهضت اسلامي به آن پايان نمي داد، فرهنگ ايراني را با خطر اضمحلال وبي هويتي كامل مواجه مي ساخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، فرهنگ ايراني ، حياتي تازه يافت واز نابسامانيهاي آن تا حدود زيادي كاسته گرديد. البته پرداختن به اين امر و مقايسه اين دو مقطع از تاريخ ايران، خود نيازمند تدوين چندين جلد كتاب است وما در نوشتار موجود به يادآوري اين مهم بسنده مي كنيم كه مردم ايران به خصوص جوانان درآن مقطع تاريك، شاهد محجوريت قرآن وكنار ماندن آن از صحنه هاي زندگي وحضور كم رنگ آن در مراسم ترحيم و گوشه هاي كتابخانه ها بودند. پيش از انقلاب اسلامي ، فعاليتهاي قرآني ، بسيار محدود وموردي بودولي امروزه، كمتر روزي است كه شاهد برگزاري همايشها و مسابقات قرآني در زمينه ها ي قرائت ، حفظ وتفسيرو... نباشيم ،تا جايي كه حتي زندانيان كشور نيز دراين گونه امور فعاليت نشان مي دهند، چنان كه به گفتة معاون فرهنگي وتربيتي سازمان زندانها درپاييز 1382 هم اكنون حدود 3هزار نفر از زندانيان كشور حافظ يك تا سي جزءقرآن هستند وتا كنون 168هزار نفر از آنان در كلاسهاي قرآني شركت كرده اند.(1) به گفتة وزير فرهنگ وارشاد اسلامي در آبان ماه 1382: « رشد 300درصدي انتشار كتابهاي قرآني در 5ساله گذشته ، موجب شده است شهر تهران، محل نشر بيشترين كتابهاي قرآني جهان شود. وي با اشاره به آمار كتابهاي قرآني در سطح جهان افزود: از سال 70 ميلادي، آمار كتابهاي قرآني به طور متوسط، درهردهه 2برابر شده است وكشور ما دردهة 90 با توليد 3هزار عنوان كتاب قرآني در كشور، علاوه براينكه بالاترين آمار را در طول تاريخ به خود اختصاص داده است، چشم انداز توليد دست كم 6هزار عنوان كتاب قرآني دردهة اول قرن بيست ويكم راترسيم كرده است.»(2) همچنين به گفتة وي ازميان هر 10 مؤلف آثار قرآني در جهان اسلام، 4 شخصيت ايراني وجود دارد وايران در حوزة نشرعلوم قرآني ، تنها كشوري است كه در سه شهر بزرگ آن ، بيشترين كتب قرآني رادرميان 10 كشور بزرگ اسلام در جهان منتشر كرده است.(3) قدم بزرگ ديگر اينكه در سال جاري، دايرة المعارف جامع قرآن كريم به 18 زبان در شبكة جهاني اينترنت راه اندازي شد .دراين دايرة المعارف ، متن كامل قرآن كريم با امكان جست وجو براي يافتن آيات و واژه هاي در خواستي به زبان انگليسي، فرانسوي، آلماني، روسي ، اسپانيايي، تركي استانبولي و ... گنجانده شده است . همچنين قرائت كامل قرآن كريم با صوت قاريان ممتاز ايراني و مصري، آموزش قرآن، مشخصات 516 حافظ دختر وپسر خردسال، نوجوان وجوان كشور به همراه نسخه هاي خطي قرآن مربوط به قرن دوم ( ه.ق.) ومتن كامل ده ها عنوان كتاب و مقاله در زمينة علوم قرآني از ديگر امكانات اين دايرة المعارف است.(4) از تحولات فرهنگي ديگر مي توان از نمونه هاي زير ياد كرد: احداث دانشكده هاي علوم قرآني و دارالقرآنها، تأسيس راديو قرآن وراديو معارف، توسعه ورشد برنامه هاي معنوي مانند برگزاري هر ساله مراسم اعتكاف با حضور انبوه جوانان، برگزاري نماز جمعه در شهرهاي بزرگ وكوچك كشور، تحول همه جانبه دركتب درسي، انتشار ده ها عنوان مجله در عرصه هاي مختلف علمي و فرهنگي ، انتشار روزنامه هاي متعدد با گرايشهاي گوناگون ، چاپ وانتشار كتب بسيار ارزشمند ديني وعلمي ، توسعه ورشد كمي وكيفي كتابخانه ها ومراكز فرهنگي ،راه اندازي شبكه هاي متعدد ومتنوع راديويي وتلويزيوني، مبارزه با موسيقي غيراصيل ومبتذل، ترويج موسيقي سنتي و ارزش گرا، نجات سينما از ابتذال گسترده و هنجار شكني وبه طور كلي، بازسازي ونوسازي صنعت سينماي كشور متناسب فرهنگ ايراني واسلامي، رشد چشمگير توليد فليم تاجايي كه ايران دراين مورد، جزو ده كشور اول جهان قرار گرفته وفيلمهاي ايراني- با مضامين اسلامي وملي- در حدود يكصد وپنجاه كشور جهان ، علاقه مندان فراواني پيدا كرده است. از اين رو وقتي نظر پانداليس ولفاريس ( كارگران برجستة سينماي يونان) را دربارة سينماي امروز ايران جويا مي شوند، وي مي گويد: سينماي امروز ايران، جلوتر از آن است كه من دربارة آن نظر بدهم. اين سينما، راه خودش را يافته ودر حال حركت است، هيچ جشنوارة مهم بين المللي برپا نمي شود كه فيلمي از ايران در آن نباشد.(5) همة اين امور- برخلاف گمان وظاهر بيني برخي – موجب رشد وتقويت باورها و گرايشهاي ديني ومعنوي اقشار گوناگون جامعه به ويژه جوانان شده است. چنان كه براساس نظر سنجي به عمل آمده در تابستان 1382 از سوي مركز ملي مطالعات وسنجش افكار عمومي دربارة باورهاي ديني جوانان دانشجو، 91درصد افراد مورد نظر سنجي گفته اند كه در مشكلات خود، همواره به ياد خدا هستند، 89درصد از آنان، تاكيد كرده اند در حوادث ومصيبتها ، ابتدا به درگاه الهي روي مي آورند، 99درصد از پاسخ گويان، نماز را موجب آرامش دانسته وتنها يك درصد از آنان، نظري مخالف داشته اند و 42درصد گفته اند سعي مي كنند نماز خود را اول وقت به جا آورند، 43 درصد ديگر چنين تصميمي داشته اند، 67درصد گفته اند ترجيح مي دهندنماز خود را به صورت جماعت ودر مسجد بخوانند، 89درصد ، دينداري را يكي از ملاكهاي انتخاب دوست يا همسر ذكر كرده اند و 94 درصد گفته اند كسب مال حلال يكي از مهم ترين دغدغه هاي آنان است.(6) براساس نظر سنجي ديگري كه از سوي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي در سال 82 از 4537 نفر مردم 28 استان كشور به عمل آمده است . 8/94 درصد ايشان ابراز عقيده كرده اند « اعمال خوب وبد انسان در آخرت محاسبه مي شود.» واز ميان 4509 نفر، 85درصد خود را تا حد زيادي مقيد به روزه گرفتن درماه رمضان دانسته اند. ازميان 4580 نفر، 7/93 درصد گفته اند « معمولاً زياد از خدا مي خواهند در زندگي به ايشان كمك كند.» ازميان 4547 نفر، 1/62 درصد ابراز داشته اند « درمسائل و احكام ديني از مراجع، تقليد مي كنند.» و 9/13 درصد گفته اند عمل به احتياط مي كنند. (7) اين در حالي است كه ارتباطات صوتي وتصويري از طريق ماهواره، فيلم، اينترنت وتهاجم شديد وهمه جانبة فرهنگي ، مردم ايران را به مراتب بيشتر از دوران پيش از انقلاب در معرض خطر قرار داده وجوانان را بيش از ديگر اقشار جامعه تحت پوشش گرفته است. چنان كه براساس تحقيق به عمل آمده از سوي جشنوارة اينترنتي ايران ، 6/34 درصد كاربران اينترنتي در ايران بين 15 تا 20 سال و 6/25 درصد بين 21تا 25 سال و 3/11درصد زير 15سال سن دارند وبه ديگر سخن، آمار مزبور گوياي اين است كه بيش از 70درصد كاربران ايراني اينتر نت ، نوجوانان يا جوانان هستند.(8) جدولهاي زير كه همه مربوط به دودهه اخير است ، گوياي پيشرفت محسوس كشور دربرخي از زمينه هاي فرهنگي است. (9) فيلمهاي سينمايي توليد شده در كشور طي سالهاي 1370تا 1381 سال تعداد 1370 40 1375 57 1377 54 1378 57 1379 64 1380 67 1381 84 تعداد مطبوعات منتشر شده طي سالهاي 1365تا 1381 سال تهران ساير شهرها 1365 1370 1375 1377 1378 1379 1380 1381 99 - 662 905 1018 1207 1275 1350 35 - 164 239 268 325 387 451 تعداد كتابخا نه هاي عمومي كشور طي سالهاي 1365تا 1381 سال تعداد كتابخانه 1365 481 1370 - 1375 1047 1377 1263 1378 1304 1379 1381 1380 1502 1381 1574 تعداد كتب واسناد كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي 1375تا 1381 شرح واحد 1375 1377 1378 1379 1380 1381 كتب خطي فارسي وعربي عنوان 19000 19000 13881 13881 14000 15900 ا سناد خطي ومرقعات برگ 50000 150000 150000 150000 150000 400000 كتب چاپي سنگي ونفايس جلد 10787 8600 10248 10510 10510 1069 كتب چاپي فارسي وعربي جلد 338219 420437 560136 613847 696976 741783 كتب لاتين جلد 97000 170000 173986 155679 186086 206870 پاورقي: 1- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي ، 30/7/1382. 2- سازمان صدا وسيما ، جام جم ، 22/8/1382. 3- مسيح مهاجري ، جمهوري اسلامي، 5/11/1382. 4- دبيرخانه دين پژوهان كشور، خبرنامة دين پژوهان ، سال سوم ، مهر 1382، ص 49. 5- سازمان صدا وسيما ، جام جم ، 2/9/ 1382. 6- همان، 22/8/1382. 7- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، يافته هاي پيمايش در 28 استان كشور ، ارزشها ونگرشهاي ايرانيان ، ص 140-142. 8- مهدي بگلري ، هفته نامة عصر ارتباط، 14/7/1382. 9- ر. ك: سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور، سالنامه آماري كشور 1381، ص 636 و638و 641. فصل دهم سياست پيامده وعملكرد سياسي نظام جمهوري اسلامي مي توان در ميان پيامدهاي انقلاب اسلامي، پيامدهاي سياسي اين انقلاب و اقدامات سياسي نظام جمهوري اسلامي را مهم ترين وگسترده ترين دانست، زيرا با پيروزي اين انقلاب ، تحولاتي شگرف وبنيادين درساختار سياسي ايران ومناسبات خارجي آن به وقوع پيوست واهداف بزرگي جامة عمل پوشيد مانند: 1. استقلال كامل سياسي ايران 2. برچيده شدن حاكميتهاي وابسته وپايان بخشيدن به حكومتهاي استبدادي چند هزار ساله 3. افزايش نفوذ واقتدار جهاني ومنطقه اي ايران 4. اثبات اصل « نه شرقي، نه غربي» به عنوان يك اصل عملي وممكن 5. احياء روحية خودباوري در ملت ايران 6. تحقق نظام مردم سالاري ديني ومشاركت سياسي مردم ايران، در قالب برگزاري حدود 25انتخابات آزاد ومردمي ( تقريباً هرسال يك بار ) 7. ارتقاي آگاهي وبينش سياسي مردم 8. ظهور اسلام سياسي به عنوان يك مدل قابل اتكا در جهان اسلام 9. ارتقاي سطح اميد وآگاهي سياسي درملل جهان وجهان اسلام پرداختن به همة اين ابعاد ومقاسية وضعيت كشور دراين امور پيش از انقلاب و پس از آن ، نيازمندتدوين ده ها جلد كتاب ورساله است. دراين مختصر فقط به توضيح كوتاهي پيرامون پيامد اول ودوم بسنده مي كنيم. امروزه، برخورداري جمهوري اسلامي ايران از استقلال كامل سياسي، مورد اعتراف همة تحليل گران وكارشناسان امور سياسي است. زيرا بي گمان يگانه مصدر تصميم گيري در ادارة امور كشور، حاكميت سياسي كشور وارادة دولت منتخب مردم است ودراين عرصه، هرگونه نفوذ ازسوي قدرتهاي خارجي به طور كامل، منتفي است و شايد بتوان ايران را در اين زمينه، كشوري، منحصر به فرد دانست . زيرا چنان كه آشكار است، حتي كشورهاي بزرگ ومقتدري چون آمريكا وانگليس نيز تحت نفوذ شديد صهيونيزم جهاني قرار دارند. چنان كه « آبا ابان» وزير خارجة پيشين اسرائيل ، در كتاب خود« داستان ملت من» (1) حدود نفوذ صهيونيزم در ايالات متحدة آمريكا را با اين عبارت توصيف مي كند: يهود هيچ گاه در تاريخ خود، نفوذ فراواني كه هم اكنون در آمريكا دارد، نداشته است. نيست اين نفوذ به مراتب بيشتر از ساكنان يهودي آمريكا است كه از 3 درصد مجموعة ساكنان آمريكا فراتر نمي رود.(2) افرون براين بايدگفت اگرچه انتخاباتي كه درممالك غربي انجام مي گيرد،به حسب ظاهردموكراتيك ومستقل از نفوذقدرتها است ولي درواقع اين پول وسرمايه است كه حرف اول رامي زند نه انتخاب حقيقي مردم.نگاهي به تركيبي مجلس سناي آمريكادربرخي ازسالهاياخير،شاهد صدقي است براين مدعا. درسال 1996،يك پنجم اعضاي كنگره ازميليونرها و28سناتورآمريكايي از سرمايه داران بزرگ بودند.بررسي تركيب مجلس سناي آمريكا در سال 1994 نشان مي دهد از 35 كرسي انتخابي اين مجلس،31كرسي دراختيار كساني بودكه بيشترين هزينه رادر تبليغات انتخابي خود نموده اند. مروري بربرخي آمارهزينه هاي انتخاباتي،حاكي از اهميت فوق العادة اين امرمي باشد.ازباب نمونه،درسال1964،مبلغ دويست ميليون دلار،هزينة انتخابات اين كشورشده است.در1988،هزينة انتخابات به چندين برابر،يعني7/2ميلياردرسيد.هزينة سرسام آورانتخابات درغرب نشان مي دهد، دركشوري چون آمريكا، نبايدرقابت انتخاباتي رارقابت جمهوري خواهان ودموكراتها،بلكه بايدرقابت پول،سرمايه ونفوذ دانست.بررسي كلية انتخابات مجلس نمايندگي آمريكا ازسال 1980تاكنون حاكي از اين است كه 3/91درصدازبرندگان انتخابات،كساني هستندكه بيشترين هزينه رادرتبليغات خودنموده اند.(3) مي توان بسياري از پيامدهاي سياسي انقلاب به خصوص عزت ملي واحياءروحية غروروخودباوري را درادارة مقتدرانه (ودرعين حال مظلومانه)8سال دفاع مقدس به خوبي نمايان ديد،جنگ طولاني ودرازمدتي كه عليرغم حمايت گستردة جهاني از متجاوز،باپيروزي ايران پايان يافت بي آنكه يك وجب از خاك كشور نصيب دشمن شودواين درحالي است كه تقريباً درتمامي جنگهاي انجام گرفته ودربيشتر عهدنامه هاي امضاءشده ميان ايران وبيگانگان درچند قرن اخير، قسمتهايي از خاك ايران جداشده وضميمة كشورهاي همسايه گرديده است ويا امتيازات بزرگي به قدرتهاي مسلط جهاني داده شده است. چنان كه درنتيجة تحميل قراردادهاي گلستان(1192ه.ش)وتركمانچاي (1206ه.ش)از سوي روسيه وقراردادپاريس(1236)ازسوي انگليس برايرن،سرزمينهاي گسترده اي ازايران شامل ايالت نخجوان،ايراون،قره باغ، بخشي از تالش، تمامي افغانستان،نواحي تركستان،آن سوي آمودريا،بخش گسترده اي از بلوچستان و... از ايران جداشد. وهمان گونه كه مي دانيم پس ازكشته شدن اميركبيربه دستورناصرالدين شاه در سال 1231،دورة واگذاري امتيازات به دوكشور روسيه وانگليس آغازشد. امتيازهايي كه به روسها داده شد، به طورعمده شامل:كشيدن خطوط تلگرافي درشمال وشمال شرق كشور،كشيدن جاده از انزلي وجلفا به تهران وهمدان،بهره برداري از آبزيان درياي خزر گشايش بانك استقراض روس درايران بود. امتيازات داده شده به انگليسها نيزشامل: كشيدن خطوط تلگرافي از غرب به جنوب(خانقين،تهران،بوشهروبندرعباس)وجنوب شرقي(گواتر)،كشيدن راه در منطقة جنوبي(تهران،اصفهان واهوز)گشايش بانك شاهي ايران با حق انتشار اسكناس،امتياز خريد وفروش انحصاري توتون وتنباكوي ايران وامتيازاكتشاف واستخراج وبهره برداري ازنفت خام ايران به جز مناطق شمالي بود. درعصر واگذاري امتيازها كه عمدتاً سلطنت 50سالة ناصرالدين شاه رادر برمي گيرد،بيش از 80قراردادبا دولتهاي استعمارگر بسته شد. همراه با امتيازهاي داده شده،نفوذسياسي-اقتصادي روسيه وانگليس نيز گسترش بيشتري يافت.نيروهاي استعمارگربرسرايران با يكديگر رقابت ودرمواردي همكاري داشتند ودر دوره هاي همكاري،بيشترين آسيبها را برايران وارد كردند. پيامد يكي از اين همكاريها،تقسيم ايران به سه منطقه (منطقه نفوذ روسيه يا منطقة شمالي،منطقة نفوذانگليسيا منطقة جنوبي ومنطقة بي طرف حايل بين شمال وجنوب)درسال 1286(1907م)است.(4) وضعيت سياسي كشور دردوران پهلوي سرسپردگي رضاخان دربرابر انگليس وسرسپردگي محمدرضا دربرابرانگليس وسپس آمريكا جاي هيچ ترديد نيست.درحقيقت كشوردردورة پهلوي،حيات خلوت منطقة نفوذ قدرتهاي جهاني بود.آنها درعزل ونصب مقامات ارشد، نمايندگان مجلس،تصويب يا ردلوايح وقوانين،امضاي قراردادها وپروتكلها،سياست گذاريها و... نقشي آشكاروپنهان داشتند. افزون براين،فسادوابتذال سياسي وتفوق رابطه برضابطه وفاميل گرايي وپول محوري درتشكيلات سياسي كشور بيداد مي كرد. پرداختن تفصيلي به اين امور بدون نگاشتن ده ها جلد كتاب ميسر نيست،ازاين روفقط از باب نمونه به يادآوري اموري چند بسنده مي كنيم. 1. حسين فردوست،ارتشبد سابق واز دوستان نزديك محمدر ضا پهلوي،دربخشي از خاطرات خود مي گويد: « رضاخان يك عامل انگليس بودودراين ترديدي نيست،كودتاي1299،طبق اسنادي كه ديده ام ويا شنيده ام،درملاقات ژنرال آيرون سايدانگليسي با رضا،با حضورسيد ضياءالدين طباطبايي برنامه ريزي شد وپس از كودتا هم قريب به 5سال طول كشيد تا رضاخان به سلطنت رسيد... سالها پس از اينكه محمدرضا به سلطنت رسيد،هرازچندي فردي به نام خان اكبر رابه كاخ دعوت مي كرد. اين فردتازمان مرگش موردعلاقه واحترام محمدرضا بود.خان اكبر،باخودش فرد ديگري را مي آوردومحمدرضا هم مرا خبرمي كرد، چهارنفري با هم شام مي خورديم وبعد بازي ورق مي كرديم .دراين مجالس،بيشتر،خان اكبرصبحت مي كرد،اوبه كرّات به محمدرضا مي گفت:« پدرتان نسبت به من كم لطفي كرد كه مرا خانه نشين نمود،مگرمن همان نبودم كه بلافاصله بعدازكودتا وسپس بعد از سلطنت وسالها پس از سلطنت،هفته اي چند بار اورا ملاقات مي كردم وبين سفارت انگليس ورضا واسطه بودم وهميشه در سفارت نظر رضا را تأمين مي كردم ؟!»(5) 2. سيد جلال الدين تهراني،از سناتورهاي دورة پهلوي،پيش ازنصب حسنعلي منصور به نخست وزيري شاه دربياني اعتراض آميز گفته است:« دخالت خارجيها در مستأجرين حسنعلي منصور،دبيركل حزب ايران نوين است وبا او سروسرّي دارد علناً گفته است من منصور را به نخست وزيري خواهم رساند، همان طور كه دكتر علي اميني را نخست وزير كردم.(6) 3. حسين فردوست، در جاي ديگري مي گويد:« دوهفته آخر سلطنت رضاخان،درگيرمسائلي بودم كه به تعيين سرنوشت بعدي حكومت پهلوي، پيوند قطعي داشت. نزديكي من به وليعهد ودوستي منحصر به فرد اوبامن،عاملي بودكه سبب شد در اين مقطع حساس،نقش رابط ميان اوومقامات اطلاعاتي انگليستان را عهده دار شوم... بعد از ظهر يكي از روزهاي نهم يا دهم شهريور، وليعهد،با اصرار به من گفت: همين امروز به سفارت انگليس مراجعه كن،درآنجا فردي است به نام ترات كه رئيس اطلاعات انگليس درايران ونفر دوم سفارت است. اودر جريان است ودربارة وضع من با او صحبت كن. من وقتي كه با ترات ملاقات كردم، بلافاصله پرسيد: موضوع چيست؟گفتم وليعهد مرا فرستاده تا با شما تماس بگيرم وبپرسم وضع او چه خواهد شد وتكليفش چيست؟ترات مقداري صحبت كردوگفت: محمدرضا طرفدار شديد آلمانها است و ما از درون كاخ اطلاعات دقيق ومدارك مستند داريم كه اوواقعاً راديوهايي كه با زبانهاي انگليسي وفرانسه وفارسي در ارتباط با جنگ برنامه پخش مي كنند را گوش مي دهد ونقشه اي دارد كه خود تو، پيشرفت آلمان در جبهه ها را در آن نقشه برايش با سنجاق مشخص مي كني! ... من به سعدآباد بازگشتم وجريان را به محمد رضا گفتم،اوبه شدت جا خورد وتعجب كرد از اينكه ترات از كجا مي داند من راديو گوش مي دهم ويا نقشه دارم وغيره وبعد به من گفت: فردا اول وقت با ترات تماس بگير وبا او قرار ملاقات بگذار وبگو همان شب با محمد رضا صحبت كردم وگفت كه نقشه را از بين مي برم وراديو هم ديگر گوش نمي كنم، مگر راديوهايي كه خودشان اجازه دهند.»(7) 4. همو مي گويد كه دورة اول سلطنت محمدرضا،با اشغال ايران توسط ارتشهاي سه گانه انگليس،شوروي وآمريكا آغاز مي شود. وضع اين سه نيرو از نظر برخوردو رفت وآمد با مردم متفاوت بود... آمريكاييها،به سرعت باشگاه اميرآبادرا به مركز فحشا تبديل كردند،كاميونهاي آمريكايي به مركز شهر مي آمدندو دخترها را جمع مي كردندوبه باشگاه مي بردند،دخترهايي كه به اين اوضاع تمايل داشتند صف مي كشيدند ومنتظرمي ماندند، مثل اينكه در صف اتوبوس هستند. كاميونهاي روباز ارتش آمريكا مي آمد و200-300دختر را سوار مي كردومي برد. يكي از كساني كه با آمريكاييها مي رفت خالة محمدرضا بود. من وقتي به او نصيحت مي كردم ومي گفتم كار شما صحيح نيست و عمل شما در شأن فاحشه هاي كنارخيابان است،رك وصريح مي گفت:خير ، افرادي كه درباشگاه هستند هم تيپ ما هستند وهيچ اشكالي ندارد!(8) 5. دردوران سلطنت محمدرضا،نقش اشرف پهلوي،درسياست داخلي وخارجي كشور بسيار مهم واساسي بود. قدرت اشرف درحدي بود كه محمد رضا نمي توانست در مقابلش عرض اندام كند. اوبرخلاف محمدرضا،جسورونترس بود، ازاين روهر گاه وي با مشكل اساسي مواجه مي شد، يكي از مؤثرترين افراد در حل آن،اشرف بود. ويژگي ديگر اشرف بي بندوباري وفساد شديد جنسي او بود. حسين فردوست،پس از شرحي مفصل از ازدواجهاي مكرراشرف،مي افزايد: «آنچه گفتم دربارة شوهران اشرف بود،اما اگربخواهيم روابط نامشروع وجزئيات فساد جنسي اورا بگويم،خودكتاب مفصلي خواهدشد. اگر قرارباشد ليست مرداني كه دردوران 37ساله سلطنت محمد رضا با اشرف رابطه داشتندتهيه شود،عليرغم دشواري وغير ممكن بودن- زيرا حتي خود او نيز ممكن است همه را به ياد نياورد- مسلماً ليست طويلي خواهد شد. درزمينة مالي نيز كارهاي عجيب اشرف، دست كمي از مسائل جنسي او نداشت. اوبه هيچ چيز بيش از مرد وپول علاقه نداشت.تا جايي كه علناً سربرادرش محمدرضا كلاه مي گذاشت. اشرف رسماً پول مي گرفت وشغل مي داد،ازوكالت تا وزارت وسفارت... اويك قمارباز حرفه اي در حد اعلا بود و قماربازهاي حرفه اي را جمع و وارد محفل خصوصي محمد رضا مي كرد. فردوست در پايان مي گويد: اين بود چهرة اشرف،دومين فردخانواده پهلوي پس از محمدرضا،زني كه مي توانم به حق اورا « فاسدترين زن جهان» بنامم.درتاريخ زنان فاسدجهان،تالي اشرف نيست يا نادر است.معتاد،قاچاقچي مواد مخدر،عضومافياي آمريكا،بيمار جنسي وزني كه به قول خودش اگرهرشب يك مرد تازه نبيند خوابش نمي برد.»(9) آنچه گفتيم ،صفحات ناچيزي از كارنامه قطور وسياه پهلوي دربعدسياست داخلي وخارجي بود. بنابراين،اگرنايل شدن كشور به استقلال كامل سياسي وبرچيده شدن حاكميتهاي فاسد را اساسي ترين پيامد انقلاب اسلامي بدانيم،سخني به گزاف نگفته ايم .پيامدي كه اگر ساليان درازبلكه قرنهاي متمادي را جهت حراست از آن صرف كنيم وانواع فشارها وتهديدها،تنگناها ومحاصره ها را متحمل شويم ، به راه صواب رفته ايم، چراكه آزادگي،استقلال، عزت ملي وغيرت ديني،با هيچ متاعي قابل مبادله نيست. پارورقي: 1-@/abb eban my country - new york – random house - 1972 2- فؤادين عبدالرحمن،رفاعي، نقوذ صهيونيزم به رسانه هاي خبري، ص 82-83. 3- ر.ك: حجت الله ايوبي، پيدايي وپاياني احزاب سياسي در غرب،ص 217-218. 4- ر.ك ابراهيم صفايي،يكصدسند تاريخي دوران قاجاريه، جلددوم؛دنيس دايت، انگليسيان در ايران،ترجمة غلامحسين صدري افشار؛ محمود محمود،تاريخ روابط سياسي انگليس وايران. 5- حسين فردوست،ظهوروسقوط سلطنت پهلوي،ج1،ص82-83. 6-همان ،ج2،ص 362. 7- همان،ج1،ص100-101،بااندكي تلخيص. 8- همان،ص 123-124. 9- همان،ص 227-238،باتلخيص. فصل يازدهم سايربخشها الف)بازرگاني درموردوضعيت بارزگاني كشور،آمارجامع وگسترده اي دردست نيست ولي نگاهي به برخي آمارو ارقام ارائه شده درمواردي چند نشان از رشدنسبتاً مطلوب دراين زمينه دارد،از باب نمونه: تعداد كارگاه هاي بازرگاني كشوراز 1/427هزاركارگاه درسال 1355،باتقريباًدوبرابر شدن به 2/822هزاركارگاه در سال 1365وبا ادامة رشدخود،به 6/911هزار كارگاه درسال 1370رسيده است.(1) براساس تحقيقي ديگر،مجموعه كل صادرات غيرنفتي كشور از حدود يك ميليارددلاردرسال 1367به 8/2ميليارد دلار درسال 1371افزايش يافته است كه اين رشد،گام مهمي دركاهش وابستگي به صادرات تك محصولي نفت قلمداد مي گردد.(2) همچنين به گزارش روابط عمومي گمرك ايران،صادرات غير نفتي كشوردر نيمة نخست سال 1382به بالاترين رقم خود يعني 3ميلياردو817ميليون و700هزار دلاررسيدكه اين ميزان در مقايسه با مدت مشابه درسال گذشته،1/23درصد افزايش نشان مي دهد.(3) ب)شركتهاي تعاوني مصرف تعداد تعاونيهاي مصرف شهري غيركارگري،در سال1355،14/1هزار شركت با 631هزار وعضوو9/3ميلياردريال سرمايه بوده است كه اين تعداد درسال 1370به 79/10هزار شركت و49/5ميليون عضو و18/194ميليارد ريال سرمايه رسيده است. وشمار اعضاي تعاونيهاي مصرف كارگري از 404 هزار نفر در سال 1355به 2/1ميليون نفر در سال 1370رسيد. از سوي ديگر تعداد اعضاي شركتهاي تعاوني روستايي افزايش درخور توجهي درسالهاي پس از انقلاب داشته است، يعني تنها در فاصلة سالهاي 1355-1373،حدود74درصدافزايش نشان مي دهدوبدين ترتيب اعضاي تعاونيهاي شهري غيركارگري وكارگري واعضاي تعاوني روستايي در سال 1370 روي هم،حدود11ميليون نفربوده كه با فرض 5نفرعضوبراي هر خانوار تقريباً به اندازة كل جمعيت كشوراست.(4) ج)اموردفاعي چنان كه مي دانيم نيروي نظامي وانتظامي ايران دردوران پهلوي،درامر آموزش،سازماندهي،سلاح وتجهيزات و... وابستگي تام به بيگانگان ومستشاران نظامي و اطلاعاتي آنان داشت. اسناد به جا مانده از آن دوران،به خوبي گوياي اين واقعيت است.(5) حال آنكه ايران پس از انقلاب عليرغم درهم ريختگي اوضاع ومشكلات عديده، دركنار سازمان دهي مجدد به ارتش وتصوية آن از عناصر نامطلوب،به تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي همت گماشت وتدريجاً ومستقل از بيگانگان به تقويت بنية دفاعي خود پرداخت وبا بهره گيري از كارشناسان ومتخصصان داخلي به توليد وساخت تجهيزات نظامي همت گماشت وپيشرفت دراين امر به گونه اي است كه اكنون پس از گذشت 25سال ،كارشناسان مربوطه اعلام مي كنند كه نيروهاي نظامي كشور در آماده ترين حالت به سر مي برند ودرهيچ زماني،تجهيزات نظامي كشور تا اين اندازه آمادة به كارگيري نبوده ودر ساخت وتوليد تجهيزات نظامي به مرزخودكفايي رسيده ايم .(6) گوياي شاهد برافزايش توان دفاعي كشور پس از انقلاب،ناكام ماندن حكومت متجاوز عراق در جريان جنگ تحميلي وهشت سال دفاع مقدس وحفظ تماميت ارضي كشور است واين در حالي است كه تقريباً درتمام جنگهاي كوچك وبزرگي در چندقرن اخير بين ايران وبيگانگان رخ داده،بخشهايي از خاك كشورجدا شده است،ازباب مثال،پس از جنگ بيست ساله ميان ايران وعثماني،براساس عهدنامة آماسيه،قسمتي از كردستان وبين النهرين (عراق فعلي) وشمال گرجستان به دولت عثماني واگذار شد،نيز براساس عهدنامة قصرشيرين ،بغدادوبصره به اين حكومت واگذار گرديد. (7) ونمونه هاي ديگري كه درمباحث پيشين بيان شد. ناگفته نماند نيروهاي نظامي كشور،افزون برپاسداري ازتماميت ارضي وامنيت كشور،در امر سازندگي وعمران نيز مشاركتهاي بزرگي داشته اند،چنان كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه از سال 1369 وارد اين صحنه شد، تاكنون 1300 پروژة بزرگ سازندگي را در سطح ملي ودر زمينه هاي احداث سد،بندرگاه،اتوبان و... برعهده گرفته است.(8) د)تربيت بدني وورزش بي گمان از عوامل موثردرپيشرفت وتوسعة جامعه اسلامي،افزايش بهره وري نيروي انساني درسايه تربيت بدني وورزش وبالا بردن تواناييهاي جسمي،روحي، فكري وتندرستي احاد آن است.ازهمين روصحت جسماني وسلامت بدني،مورد اهتمام پيشوايان دين بوده است.علي(ع) مي فرمايد: «الصحةافضل النعم (9) سلامتي برترين نعمتها است.» ودربسياري از دعاها به اين عبارت يا مضمون برمي خوريم: اللهم أعطني السعةفي الرزق... والصحة في الجسم والقوة في البدن .(10) پروردگارا به من،گشايش درروزي،صحت درجسم ونيرومندي دربدن عطا كن. براساس همين نگرش،پس از پيروزي انقلاب اسلامي،گامهاي مثبتي در زمينة تربيت بدني وورزشهاي همگاني براي مردان وزنان برداشته شد،از جمله: - توسعه ورزشهاي همگاني،پايه وقهرماني - گسترش ورزش بانوان - جلب مشاركت فعال بخش خصوصي در زمينة ساخت تأسيسات وامكانات ورزشي - ايجاد باشگاه از طريق اعطاي تسهيلات بانكي - برگزاري مسابقات مختلف ودوره هاي آموزشي - استفاده ازتجارب مربيان داخلي وخارجي - كمك مستقيم به توسعه وتجهيز باشگاه هاي خصوصي - ايجاد پايگاه هاي ورزش قهرماني وكمك به قهرمانان تيم ملي و پيشكسوتان ورزش - توسعه ورزش مدارس با اتخاذ اين سياستها،بخش تربيت بدني وورزش پس از دوره اي ركود،به رشد وشكوفايي دست يافته وكشورايران قادر شددربسياري از ميادين ومسابقات ورزشي آسيايي،جهاني،المپيك وپارالمپيك معلولان،مقامهاي مهمي راكسب نمايد،پاره اي ازتغييرات شاخصهاي اساسي ورزش پس از انقلاب چنين است: 1. تعداد ورزشكاران مرد تحت پوشش فدراسينونها وهيئتهاي ورزشي در سال 1368،4/616 هزار نفربود كه با 4/14 درصد رشد متوسط سالانه، اين رقم در سال 1376به 1806هزار نفرافزايش يافت. 2. اهميت ورزش وتربيت بدني بانوان كه نيمي از جمعيت جامعه را تشكيل مي دهند،همواره مورد توجه برنامه ريزان امر تربيت بدني بوده است به طوري كه پس از پيروزي انقلاب،گامهاي اساسي در جهت پيشرفت اين بخش از ورزش از طريق تأسيس سازمان ورزشي مستقل برداشته شد وورزش همگاني بانوان با هدف سلامت روحي وجسمي وطبق موازين اسلامي راه اندازي شد وبانوان ايراني توانستند در زمينه هاي گوناگون مثل رشته هاي : آمادگي جسماني،تيراندازي،جودو،دوميداني ،بستكبال وورزش معلولان ونابينا يان به فعاليت بپردازند،همچنين تعداد بانوان ورزشكار از 278هزار نفر درسال 1368 با رشد متوسط سالانه 8/15درصد به 893هزار نفر در سال 1376رسيد. 3. شمار مربيان ورزشي از 600/18نفر در سال 1368 با نرخ رشد متوسط سالانه 9/10 درصد به 500/42نفر درسال 1376رسيد. 4. تعداد اماكن ورزشي از 4900 باب در سال 1368 به 7150 باب در سال 1376رسيد. 5. ظرفيت اماكن ورزشي از 739 هزار نفر – روز در سال 1368به 1357هزار نفر- روز درسال 1376رسيد. نرخ رشد متوسط سالانه اين شاخص 5/7 درصد بوده است. 6. تعداد معلمان ورزش از 300/11 نفر در سال 1368به 18016نفر در سال 1376 رسيد وتعداد اعضاي كانونهاي ورزشي مدارس از 700/246 نفر درسال 1368به 707/299 نفر درسال 1376رسيد. 7. كسب مدالهاي ورزشي به وسيلة ورزشكاران ايران طي سالهاي 1368تا 1375. نمايانگر برنامه ريزيهاي اساسي در زمينة ورزش قهرماني است. 8. جدول زير نمايانگر وضعيت كسب مدال درميادين ورزشي ورشد مطلوب آن طي سالهاي مزبوراست.(11) وضعيت كسب مدال طي سالهاي 1368تا 1357 رديف سال تعداد نوع مدال 1 1368 50 جهاني وآسيايي 2 1369 21 جهاني وآسيايي 3 1370 34 جهاني وآسيايي 4 1371 48 جهاني وآسيايي 5 1372 136 جهاني وآسيايي 6 1373 110 جهاني وآسيايي 7 1374 245 جهاني وآسيايي 8 1375(8ماهة اول) 327 جهاني وآسيايي وبين المللي پاورقي: 1-ابراهيم رزاقي، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 226. 2- در عرصة سازندگي، ص 60. 3-مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي ، 13/7/1382. 4-ابراهيم رزاقي ، آشنايي با اقتصاد ايران، ص 230. 5- ازباب نمونه، ر.ك: حسين فردوست ،ظهور وسقوط سلطنت پهلوي ،ج 1، صفحات 290،320،364،430،462. 6- ر.ك : مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي، 9/7/1382. 7- ر.ك: عليرضا برزگر،روزشمارجنگ تحميلي ،ص 27-29. 8- مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي ، 9/7/1382. 9- عبدالواحد آمدي، غررالحكم ،ص 483. 10- ازباب نمونه، ر.ك: عباس قمي، مفاتيح الجنان ،دعاي ابوحمزة ثمالي. 11-دكتر حميدميرزاده وسيد شمس الدين حسيني، آمار سخن مي گويد،ص 123-126. فصل دوازدهم كاستيها دركنار تحولات همه جانبه وپيامدهاي بزرگ وتاريخي انقلاب اسلامي،به ضعفها وكاستيها مهمي نيز برمي خوريم كه البته بسياري از آنها،ريشه درنابسامانيها و بي كفايتيهاي دوران پيش از انقلاب دارد، گرچه بايد قصورها يا تقصيرهاي برخي از متصديان امور وفرصت سوزي آنها ومنازعات وبازيهاي بي حاصل سياسي و جناحي گروه هاي پس از انقلاب را نيز درمرتفع نشدن اين كاستيها واستمرار پيداكردن آنها مؤثر دانست.درزير اشاره اي گذار به پاره اي از اين كاستيها داريم. 1. عدم توجه كافي به امر تحقيق وپژوهش به يمن رستاخيز بزرگي كه معمار بزرگ انقلاب اسلامي،امام خميني (ره)دراين مرزوبوم آفريد،دانش وپژوهش، درمسير رشد وتعالي قرار گرفت واين مهم،به تدريج جايگاه وشأن خودرابازمي يابد وبه زيبايي ورخشاني اوج مي گيرد. ولي بايد اذعان نمودبه سبب كاستيها ي فراوان گذشته وبرخي اهمالهاوكوتاهي پس از انقلاب،هنوز درآغازراهيم وهمتها وتلاشهاي بسيار لازم است. براساس مستندات،تعداد دانشمندان وپژوهشگران كشور درسال 1372،800/18نفر،درسال 1377،400/20نفر ودرسال 1379،463/23نفربوده است وبدين ترتيب، شاخص تعداد محقق دريك ميليون نفر درسالهاي مزبور،به ترتيب،327،338و360نفربوده است.(1) اين درحالي است كه برطبق آماري كه اخيراًسازمانهاي بين المللي درخصوص شاخص تعداد پژوهشگران به ميزان جمعيت ارائه كرده اند،براي هر يك ميليون نفر،1270پژوهشگرنياز است كه اين آمار دراروپا2206پژوهشگردرآمريكا،1509نفرودركشورهاي عربي،264نفراست.(2) برطبق برآوردي ديگر،درحال حاضر،سرانة بخش پژوهشي درايران ،35صدم درصد درآمدملي است وحال آنكه ميزان اين بودجه،از 1دهم درصددرجهان سوم،تا 7درصددرآمريكا وژاپن متغير است وميانگين 3درصددركشورهايي چون كره،پاكستان وكويت وجوددارد.(3) ازشاخصهاي ديگر اين بخش،تعداد كل شاغلان تحقيقاتي دريك ميليون نفر جمعيت مي باشد. آمار اين شاخص،درسالهاي 1375، 1377و1379درايران با احتساب آماردانشجويان تحصيلات تكميلي كه درحال گذراندن پايان نامه هستند،به ترتيب 1086،1173و1218نفر مي باشد. درحالي كه اين تعداد درسال 1999دركشورهاي ژاپن،آلمان،كرة جنوبي وچين،به ترتيب 7277،5671،2991و2331نفر بوده است.(4) تعداد شاغلان تحقيقاتي دريك هزار نفر نيروي كار،نيز اطلاعات خوبي را درخصوص سهم تحقيقات دربازار نيروي انساني ارائه مي دهد. اين تعداد درسال 1375دركشور5/4بوده است،درصورتي كه دركشورهاي فرانسه،آلمان،ژاپن وكرة جنوبي، اين تعداددرسال 1996به ترتيب 5/12،5/11،3/13و4/6گزارش شده است.(5) به نظر مي رسد نخستين ومهم ترين گام به منظور رفع اين كاستي بزرگ، شناخت عوامل بازدارنده درامر تحقيق وآگاهي نسبت به موانع توسعة علم و فن آوري دركشوراست. بررسيهاي گروهي كارشناسان نشان مي دهد مي توان از امور زيربه عنوان مهم ترين موانع دراين عرصه نام برد: 1- سياستها وراهبردهاي ملي علم وفن آوري تعيين وتبيين نشده است لذا تمركز وتوزيع امكانات وتخصيص منابع واعتبارات تحقيق وتوسعه ونحوة استفاده از آنها لزوماً مبتني برآينده نگري ودرجهت نيل به هدفهاي ملي نيست. 2- اقتصاد كشور،به علل تاريخي،دانش برنيست لذا علم وفن آوري،تجاري نمي شودوبنابراين توليدآن،سازوكاري مقرون به صرفه ندارد وداراي محرك پايدارنيست. 3- سامانه علم وفن آوري كشورانسجام وهماهنگي دروني ندارد.مأموريت دستگاه هاي عم وفن آوري شامل دانشگاه ها،پژوهشگاه هاي علمي،مراكزتحقيق وتوسعة صنعتي و...به درستي تعيين وتفكيك نشده است وهمكاري هم افزابين آنها برقرار نيست. 4- سازوكار وابزارهاي حقوقي وملي كارآمدي براي تأمين وحفظ حقوق معنوي ومادي دانشمندان،محققان،مخترعان،مبتكران و مكتشفان دركشور وجود ندارد. 5- سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي بسيار اندك است. 6- نقش بخش خصوصي،در فعاليتهاي تحقيقاتي وتأمين هزينه هاي آن ناچيز است. 7- نيروي فني وپشتيباني امر تحقيقات،تخصص وجايگاه شغلي لازم راندارند. 8- سازوكار لازم براي اطلاع رساني درزمينة علم وفن آوري در كشور وجودندارد.(6) همچنين كارشناسان از امور زيربه عنوان مشكلات ومحدوديتهاي فرهنگي واجتماعي دراين عرصه نام مي برند: 1. فقدان بستر مناسب فرهنگي براي علم وفن آوري 2. مدرك گرايي به جاي علم جويي 3. توجه به جنبه هاي فردي به جاي كارگروهي وتشريك مساعي 4. عدم رعايت حقوق دانش پژوهان وجايگاه آنان 5. بي توجهي يا كم توجهي به تكريم محققان ودانشمندان درعمل 6. وجود شرايط اجتماعي منجربه فزوني پديدة فرارمغزها 7. روي آوردن شماري از دانش پژوهان ومحققان به مراكز قدرت وثروت 8. پيشي گرفتن روابط برضوابط درتوزيع امكانات 9. فزوني ميل به مصرف كالاها وتجهيزات آماده درمقابل ميل به توليد ومصرف علم وفن آوري 10. عدم پرورش روحيه جستجوگري وپرسشگري درمدارس كشور 11. عدم آموزش روش تحقيق در دانشگاه ها 12. عدم باور واعتقاد بسياري از برنامه ريزان ومجريان به انجام فعاليته بر مبناي نتايج مطالعات ويافته هاي تحقيقاتي 13.فقدان همكاري وهماهنگي لازم ميان بخش علم وفن آوري با سايربخشهاي كشور(صنعت،كشاورزي،خدمات و...) 14. كم توجهي به رعايت شايسته سالاري در انتخاب وانتصاب مديران بخش علم وفن آوري(7) نكتة ديگري كه مي توان درپيوند با وضعيت دانش وتحقيق دركشور مورد اشاره قرار داد،ضعف كتاب خواني وپايين بودن سطح كارآيي كتابخانه هاي كشوراست. براساس پژوهشي كه پژوهشگاه فرهنگ وهنر وارتباطات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي درسال 1382انجام داده است،كارايي كتابخانه هاي عمومي كشور14/2درصد است كه اين نسبت دركشورهاي پيشرفته 24درصد مي باشد. براساس اين پژوهش،كمتر كتابخانه اي دركشور وجود دارد كه كتابهايي درخود جاي داده باشد كه حداكثر 2ماه از زمان انتشار آنها مي گذرد،بلكه بيشتر كتابها،قديمي است ومطالعه دركشور مابراساس مطالعات گذشته ،2دقيقه اعلام شده است. براساس اعلام اتحادية بين المللي انجمنهاي كتابداري نيز لازم است براي هر عضوكتابخانه ،3جلد كتاب دركتابخانه ها موجود باشدكه اين تعداد براي هرعضودر ايران،1جلد كتاب است. ازسوي ديگر وجود يك سوم نيروي شاغل دركتابخانه ها با تخصص كتابداري ضرورت دارد،درحالي كه كشور ما در بهترين شرايط 10تا 20 درصد كاركنان كتابخا نه ها،صاحب تخصص ومدرك دانشگاهي هستند(8) از ضايعات بزرگي كه امروزه پس ازگذشت ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي در نتيجة عدم سرمايه گذاري لازم درامر تحقيقات احساس مي شود، عدم تدوين علوم انساني جامع ومبتني براصول ومباني اسلامي وبرگرفته از آموزه هاي اصيل ديني و وابستگي دانشگاه هاي كشور به علوم انساني وارداتي غرب است. دانشمندان سخت كوش ما كه توانسته اند ازروايات وآيات الاحكام كه بخش محدودي از قرآن كريم است،دانش غني،گسترده،پويا،مستحكم وافتخار آفرين «فقه» را پي ريزي كنند ودراين زمينه به تدوين كتب ماندگار وگران سنگي مانند «جواهرالكلام» توفيق يابند،بي گمان خواهند توانست با بهره گيري از آيات معرفي كنندة انسان وصفات وگرايشهاي اوكه به مراتب بيش از آيات الاحكام است وبا غوردر درياي ژرف ناپيداي روايات، علوم انساني مستقل ومبتني برنگرش اسلامي را تدوين وبه بشريت سرگشته وتشنة امروز ارائه دهند. بايد واقع بينانه وفروتنانه پذيرفت تا اين مهم تحقق نيابد، اهداف بزرگ و مقدسي چون« اسلامي شدن دانشگاه ها» و«وحدت حوزه ودانشگاه» به معناي واقعي كلمه تحقق نخواهد يافت واز مرحلة شعار،فراتر نخواهد رفت. بديهي است نمي شود از يك طرف مصرف كنندة علوم غير اسلامي ودر پاره اي موارد ضد اسلامي باشيم(ازباب مثال،ربا را از اصول انكار ناپذير اقتصاد بدانيم)واز سوي ديگربر اجراي اسلام وعملي ساختن باورهاي ديني تاكيد ورزيم (ربا خواري را اكبر كبائر وبه منزلة اعلان جنگ با خداتلقي كنيم). بديهي است رسيدن كشور بهرتبة مطلوب وجايگاه شايسته درامر تحقيق و پژوهش،نيازمند سياست گذاريهاي حكومتي است وبدون برنامه ريزيهاي كارشناسانه ودراز مدت ميسر نيست. نويسندة اين سطوربا توجه به اهميت فوف العادة اين موضوع،درسال1380،پيشنهادي براي رهبر انقلاب اسلامي ارسال نمود كه انعكاس آن دراينجا خالي از فايده نيست: چنان كه مستحضريد،مهم ترين عامل پيشرفت وتعالي يك كشور،رشدآن كشوردرامرتحقيقات است. ازسوي ديگر،شمار فراواني از نخبگان،محققان وصاحبان استعداددر عرصه هاي گوناگون،در سراسر كشور پراكنده هستند،بسياري از ايشان،به علت گرفتاريهاي شديدمادي ومعيشتي،فرصت ابراز استعداد پيدا نمي كننديا به علت عدم سامان دهي مناسب،استعداد وتوان آنها درمسير صحيح به كار گرفته نمي شود. پيشنهاد مي شود دربرخي نقاط مناسب كشور،شهرك هاي مخصوص محققان با همة امكانات تحقيقي ورفاهي وارتباطي وانتشاري در رشته هاي گوناگون علمي،ساخته شود،سپس براساس امتيازات داقعي وفاكتورهاي خاص،چندهزار نفرمحقق از سراسر كشور جذب شده وچندين گروه كاري،با آرامش خاطر وبدون «دغدغه» به امر تحقيق ونوآوري مشغول شوند. كاستي ديگري كه دراين باب احساس مي شود آنكه برخي از رسانه ها و مطبوعات ما كه از بيت المال وسرمايه هاي ملي هم ارتزاق مي كنند به جاي پرداختن به معرفي محققان حقيقي وتكريم شخصيتهاي علمي وفرهنگي كشور، كه گاه صاحب ده ها عنوان كتاب واثرهستند وابتكارات واختراعاتي به ثبت رسانده اند ومي توانند الگوهاي مناسبي براي جوانان باشند،به معرفي وتبليغ وبرجسته كردن كساني مي پردازندكه اساساً معلوم نيست چقدر تحصيلات ودرچه زمينه اي تخصص دارند وهيچ گونه طرح واثر برجستة علمي ومفيد از آنان به ثبت نرسيده است. نمونة ورشني كه مي توان دراين مورد ارئه داد،تجليل وتكريم گستردة چندي پيش برخي از مطبوعات كشورمان از خانمي حقوقدان است كه بدون داشتن هيچ گونه مشخصة علمي وفرهنگي،جايزة اهدايي غرب موسوم به جايزة صلح نوبل را دريافت نمود. با وجودي كه كشورمان برخوردار از صدها حقوق دان درداخل وخارج است كه آثار برخي ازآنان قابل طرح درجهان است.جايزه اي كه اگر اهداي آن، ماية سرزنش وسرافكندگي نباشد نشانة افتخار هم نيست چراكه اين امر بي ترديد،رنگ وبوي سياسي داردودرست به همين دليل،درسالهاي پيش به كساني چون جيمي كارتر،انورسادات،اسحاق رابين وهنري كسينجر،تعلق گرفت كه لطمات بزرگي وجبران ناپذيري برصلح جهاني وارد نمودند. واين درحالي است كه كشورهاي پيشرفته به خصوص ممالك غربي،به منظور دست يابي به اهدافي مشخص،شخصيتهاي برجستة علمي وفرهنگي خويش را در حدكمال تكريم كرده وآنان را به جهانيان معرفي مي كنند و اسباب رفاه آنان را فراهم مي آورند. 2.عدم استفادة بهينه ازامكانات طبيعي وملي چنان كه مي دانيم، كشور ما به لحاظ داشتن معادن وامكانات بالفعل وباقوة طبيعي و ملي، از ممالك غني جهان است،معادن وامكاناتي كه مي توان بابهره برداري معقول وبهينه از آنها،كشور رادرعرصه هاي گوناگون به خودكفايي كامل وتوان بالاي صادراتي رساندولي باتأسف عدم بهره برداري بهينه ازاين امكانات، كشوررا با زيانهاي فراواني مواجه ساخته است. ازباب نمونه: براساس برآورد هاي انجام شده،درساختمانهاي مسكوني كشور،سالانه،يك ميليارد و250ميليون دلار انرژي هدر مي رود. به ديگر سخن،هرخانوار ،سالانه حدود90دلارمصرف بيهوده انرژي دارد.وبا توجه به اينكه مجموع انرژي مصرفي براي گرمايش درايران،سالانه بالغ بردوميليارد و137ميليون دلار برآورد شده است،كارشناسان معتقدندطراحي نامناسب واحدهاي مسكوني،عايق بندي ناكافي وعدم پوشش پنجره ها،از مواردي است كه به طور متوسط حدود50درصدازكل هزينه هاي انرژي مصرفي يك خانوار متوسط رابه خود اختصاص مي دهد.(9) نمونه ديگر استفادة بي حد وحصراز جنگلها وازبين بردن پوشش گياهي كشور است كه اين امر،موجب جاري شدن سيلهاي خسارت بار وكاهش توليدات كشاورزي است. درهمين زمينه ،معاون سازمان جنگلها،مراتع وآبخيزداري كشور در مهرماه سال 1382،بااشاره به وقوع3700سيل دركشور طي 40سال گذشته گفت: خسارت وقوع سيل دركشور به طور متوسط،روزانه 5ميليارد ريال است. با وقوع سيل،خاك كم عمق مناطق كوهستاني كه درطول چند قرن ايجاد شده است،شسته مي شود ودربرخي مناطق،كاهش3سانتي متر از ضخامت خاك،توليدات كشاورزي راتا 50درصدكاهش مي دهد.(10) همچنين مي توان دراين زمينه،از درآمدبسيار ناچيزايراندرصنعت توريسم – عليرغم داشتن جاذبه هاي فراوان تاريخي وطبيعي – نام برد. واين درحالي است كه طبق آمار منتشره از سوي سازمان جهاني جهانگردي،درسال 2000م نزديك به 670ميليون نفرگردشگردرجهان ،حدود500ميليارددلاردرآمدبراي كشورهاي مختلف به ارمغان آورده اند كه اي رقم،درمقايسه با ساير درآمدهاي اقتصادي چون خودروسازي،نفت وپتروشيمي،رشدبيشتري رانشان مي دهد ودرحال حاضر11 درصدكل اشتغال،12درصد سرمايه گذاري و11درصدكل توليد ناخالص دردنيا به صنعت گردشگري اختصاص دارد.(11) البته يكي از موانع رشد وتوسعه صنعت جهانگردي درايران، تبليغات سوءرسانه هاي استعماري است،چنان كه مسئول شركت جهانگردي «نول فانيته» در فرانسه درملاقاتي با رايزن فرهنگي ايران گفته است:در مطبوعات فرانسوي ،تصوير نادرستي از ايران ارائه مي شود،آنها چهره حقيقي ايران را به مردم نشان نمي دهند واين امر،برمسئله جهان گردي،تأثير بسياري مي گذارد.ايران كشورخوبي است ومكانهاي ديدني دارد ولي متأسفانه اين نوع تبليغات مشكل آفرين نيز وجود دارد.(12) چنان كه پيداست بهبوديافتن اين امر،نياز به سياست گذاريها وبرنامه ريزيهاي صحيح ودراز مدت دارد،علاوه براين،بايد به سرمايه گذاري مناسب دراين زمينه نيز توجه مبذول شود. چنان كه كشورهاي حوزه خليج فارس،عليرغم داشتن درآمد سرشارنفتي،سالانه 25ميليارد دلار، درامر سرمايه گذاري براي ورود گردشگران خارجي هزينه مي كنند.(13) 2. اسراف گرايي ومصرف زدگي ازاحكام مهم ديني واسلامي كه درجامعه مامورد غفلت وكم توجهي واقع شده پرهيز از اسراف ومصرف زدگي است واين از كاستيهاي بزرگي است كه مرتفع ساختن آن نيازمندعزم ملي وفرهنگ سازي گسترده است. درزير به نمونه هايي چند ازاين مشكل اشاره مي كنيم . 1- به گفته مدير كل دفترصنايع غذايي وزارت كشاورز: سهم صادرات كالاهاي غير نفتي در سال 1381،حدود 5/4ميليارد دلاربود، در حالي كه رقم ضايعات بخش صنايع غذايي با 200ميليون دلار ارزآوري ،به 5 ميليارد دلار مي رسد.وي بابيان اينكه ضايعات بخش صنايع غذايي،معلول فقدان برنامه مناسب، نبود امكانات آموزش ومهارت كافي است، تصريح كرد كه در حال حاضر،از 67ميليون تن توليد محصولات كشاورزي،حدود 20ميليون تن،معادل 35 درصد ضايع مي شود،اين در حالي است كه با جلوگيري از ضايعات،مي توان به همان اندازه از واردات كاست ويا بر سهم صادرات وارزش اقتصادي آن افزود. 1. به گفته مدير كل دفترصنايع غذايي وزارت كشاورزي: سهم صادرات كالاهاي غير نفتي درسال 1381،حدود 5/4ميليارد دلار بود،در حالي كه رقم ضايعات بخش صنايع غذايي با 200ميليون دلار ارز آوري،به 5 ميليارد دلار مي رسد.وي با بيان اينكه ضايعات بخش صنايع غذايي،معلول فقدان برنامه مناسب،نبودامكانات آموزش ومهارت كافي است، تصريح كرد كه درحال حاضر،از 67ميليون تن توليد محصولات كشاورزي،حدود 20ميليون تن،معادل 35درصد ضايع مي شود،اين درحالي است كه با جلوگيري از ضايعات ، مي توان به همان اندازه از واردات كاست ويا برسهم صادرات وارزش اقتصادي آن افزود. وي ميزان ضايعات كشور را بسيار بالا عنوان كردوگفت: ضايعات محصولات ايران نسبت به استانداردهاي بين المللي ،حدود 30درصد فاصله دارد.(به گفته اوضايعات دركشورهاي پيشرفته باتوجه به استانداردهاي بين المللي ،حدود5درصد است)وي افزود:20ميليون تن ضايعات محصولات كشاورزي كشور، تأمين كننده غذاي 15تا 20ميليون نفر خواهد بود.(14) 3- به گفته مدير عامل شركت ملي پالايش وپخش فرآورده هاي نفتي،ميزان مصرف بنزين در سال 1380به 45 ميليون و800هزار ليتر در روز رسيد وبا ادامه روند كنوني،مصرف اين ماده ارزشمند،در7سال آينده به 80ميليون ليتر در روز مي رسد.(15) اين درحالي است كه مي توان با تعديل مصرف وبهينه سازي آن وخودداري از اسراف، گامهاي مثبتي در كاستن از ميزان واردت آن برداشت، چنان كه دبير اولين همايش مصرف سوخت خودرو مي گويد:درصوتي كه 20درصد از مصرف بنزين در كشوركاسته شود، ميزان واردات بنزين به كشور،كه رقم 58/9ميليون ليتر راتشكيل مي دهد به صفر خواهد رسيد.وي مي افزايد:كارخانجات خودروسازي مي توانند طي دوسال با استفاده از امكانات موجود، 10تا 20درصد وطي چهار سال،30درصد از حجم مصرف بكاهند.بلكه استفاده از تكنولوژيهاي جديد به طور صحيح،مي تواند پتانسيل كاهش مصرف را به 40تا 50درصد برساند.(16) 3-به گفته معاون وزارت جهاد كشاورزي در آبان ماه سال 1382سالانه بيش از 800ميليون دلار،صرف هزينه واردات روغن مي شود و30درصد ازكل هزينه كالاهاي اساسي كشوربه روغن وكنجاله اختصاص دارد.وي افزودكه جمعيت ايران،1درصد جمعيت دنيا است ولي 5/2درصد ازتجارت روغن جهان مربوط به ما است.(17) 4- به گفته مدير كل نظارت برمواد غذايي، آشاميدني وآرايشي وابسته به وزارت بهداشت ودرمان: حدود 950 كارخانه براي توليد شش هزار محصول آرايشي وبهداشتي از وزارت بهداشت مجوز گرفته اند و40 هزار اداره نظارت در دانشگاه ها ودانشكده ها علوم پزشكي براين محصول نظارت دارند.(18) بي جهت نيست كه در گزارشها آمده است: شدت وميزان آرايشهاي زنان در كشورهاي غربي كه محصولات خود رابه كشورهاي ديگر صادر مي كنند به اين غلظتي كه درايران وجود دارد،نيست.محصولات آرايشي درغرب،تنها درموارد و زمانهاي خاصي مصرفت مي شود برخلاف ايران كه درگستره جامعه ودرهر زمان ومكاني مورد استفاده قرار مي گيرد. وبه گفته يكي از زنان خارجي پس از بازگشت از سفربه ايران درشگفتم چرازنان وحتي دختران جوان ونوجوان ايراني،آرايشهايي انجام مي دهند كه در هيچ جاي غرب ديده نمي شود!(19) 5- ازامور بسيارمنفي وضدديني كه جزوفرهنگ غرب شده ومتأسفانه به تدريج دركشور ما نيز رسوخ مي كند،فرهنگ غلط«تبليغات انتخاباتي» مبتني برپول،سرمايه،نفوذودرنتيجه جوسازي است.براي پي بردن به ابعاد خطرناك وضدارزشي اين فرهنگ،نگاهي به آنچه پيشتر درخصوص وضعيت انتخاباتي آمريكا گفتيم سودمند است. به منظور جلوگيري از بروز ونهادينه شدن اين فرهنگ سخيف وخطرناك در كشورمان پيشنهاد مي شود جهت برگزاري انتخابات سالم ومبتني براخلاق وبه دور ازجلوه هاي غربي وبرخورداري نامزدها- با توان مالي مختلف-از امكانات يكسان،زندگي نامه همه كانديداها،همراه با رئوس برنامه ها وطرحها وشعارهاي تبليغاتي آنان، درجزوه هايي كوچك وبه تعداد خانوارها ويا حني افراد واجد شرايط رأي دادن،دراختيار آنان قرار داده شود وازهمه امور ديگر مانند تشكيل ستادهاي انتخاباتي، چاپ وتوزيع عكس وپوستر،نصب پلاكارد و... پرهيز شود. ممكن است گفته شود چنين شيوه اي ،سبب كم رونق شدن حضورمردم وبي نشاطي فضاي انتخابات خواهدشد ولي مي توان اين مشكل رانيز به كمك تبليغات صدا وسيما ومطبوعات(به طور كلي نه براي فرد يا جناح خاص)برطرف كرد. 3. مسئلة اشتغال دراصطلاح جمعيت شناسي،«شاغل» كسي است كه كاريا شغلي را دارا است وبه اين كار به عنوان يك تخصص وحرفه آگاهي دارد ووضعيت داشتن شغل معين را « اشتغال» گويند. اشتغال درجامعه به يكي از دوصورت كامل وناقص مشاهده مي شود،« اشتغال كامل» شرايطي است كه درآن، مشاغل جديد، بيش از اشخاص بيكار باشد ويادر هر زمان معين،نسبت زيادي از جمعيت،مشغول كارباشند يا تعداد متقاضيان كار،كمتر از موقعيتهاي شغلي خالي باشد. و«بيكار» كسي است كه درسن معين ودر زمان مشخص ،هيچ شغل درآمد داري نداردودرعين حال آماده ومايل به داشتن كاراست. ناگفته نماند پديده بيكاري،به دوصورت آشكار وپنهان ديده مي شود.«بيكاري آشكار»وضعيتي است كه درآن افرادي كه قادر ومايل به كار هستند نتوانند شغل درآمد داري به دست آورند.« بيكاري پنهان» وضعيتي است كه درآن، اگر تعدادي از افراد،بدون تغيير شيوه توليد، ازكار بركنار شوند، درميزان توليد نقصاني حاصل نشود.(20) براساس اين تعاريف ومعيارهاي جمعيت شناسي، بايد وضعيت كار واشتغال در كشور را نا مطلوب دانست زيرا افزون برجمعيت فراواني كه از اشتغال كامل محرومند، درصدقابل توجهي از كساني كه به ظاهر،برخوردار از شغل وكار هستند نيز در حقيقت دچار بيكاريهاي ناقص وپنهان مي باشند. براساس برآوردهاي به عمل آمده، شمار جمعيت بالقوه فعال (15-64ساله )در افزايش يافته است واين به معناي آن است كه حدود9/2ميليون نفر،به شعارنيروي كار بالقوه كشور افزوده شده است. به ديگر سخن،ورودساليانه حدود700هزار نفر از اين عده به بازار كار،بيانگر فشارشديدي است كه اقتصاد ايران ناگزير به تحمل آن است.(21) وبرپايه تحقيق منتشر شده ازسوي بانك جهاني درسال 1382،نرخ بيكاري درايران،16درصد است كه با توجه رشد جمعيت جوان كشورو ورودزنان به بازاركار،انتظار مي رود نرخ رشد عرضه نيروي كارساليانه 6/3درصد باشد وبراين اساس تا پايان سال1390 درهر سال 800هزار نفر جوياي كار خواهند بودودر صورت نيروي كار،نرخ بيكاري تا سال 1390،به 25درصد بالغ خواهد شد.(22) اين كاستي كه بي گمان ريشه درنابسامانيهاي فراوان گذشته،عوارض جنگ تحميلي،منازعات سياسي و... دارد عليرغم تلاشهاي فراواني است كه دولتهاي پس از انقلاب به خصوص در پانزده سال اخير انجام داده اند. علاوه برخدمات قابل تقديري كه توسط برخي از نهادهاي دولتي- مردمي مانند كميته امداد امام خميني(ره) انجام گرفته است. از باب نمونه ساليانه 10تا 12هزار خانواده تحت پوشش كميته مزبور،به اشتغال وخودكفايي مي رسند.(23) نكته قابل ذكر ديگر درپيوند با مسئلة اشتغال،تعطيلات بسيار زياد دولتي است كه بايداز آن به «بيكاري پنهان اجتماعي» تعبير كرد، زيرا با وجودي كه دربرخي كشورها، مجموع تعطيلات رسمي آنها درطول سال از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمي كند، درايران،غير از 52جمعه،ايام فراوان ديگري نيز تعطيل است،ايامي هم به عنوان بين التعطيلين ،دچارعارضه تعطيلي مي شود البته غير از تهران كه 52پنج شنبه نيز به تعطيلات آن افزوده مي شود. اميد آنكه انديشمندان وكارگزاران كشور براي اين معضل بزرگ چاره انديشي كنند. 4. معضل تورّم از كاستيها ومعضلات بزرگي كه كشور ما طي چند اخير، همواره با آن دست به گربيان بوده است وآثار ناميمون آن، شيريني خدمات ودستآوردهاي بزرگ انقلاب را در ذائقة مردم به خصوص اقشار كم در آمد كاهش مي دهد، مشكل تورم و نقدينگي است. ازنگاه كارشناسان اقتصادي،ريشه اصلي تورم درايران قبل از پيروزي انقلاب،ازيك طرف دروابستگي اقتصاد كشور،انهدام كشاورزي،رشد نامتناسب صنايع مونتاژ وخدمات و درنهايت افزايش مصرف، نهفته بود واز عوامل ديگرآن، كسري بودجه دولت،افزايش هزينه هاي جاري دولت نسبت به هزينه هاي عمراني به ويژه طي دورة جنگ،كاهش توان توليد طي اين دوره وافزايش هزينه هاي توليد به دليل افزايش نرخ ارزاست. همچنين از ديدگاه كارشناسان،درتحليل علت تورم به ويژه درنيمه اول دهة 70 وسالهاي پاياني دهه 60افزون به عوامل يادشده ،نبايد از تأثير برنامه هاي دولت وقت كه به سياستهاي تعديل اقتصادي شهرت يافت نيز غافل شد،چراكه با پذيرش اين نظريه كه لازمة رشد اقتصادي،پذيرش عملكردهدايتي سازوكار قيمتها است،راهبردآزاد سازي قيمتها شكل گرفت وبراساس اين نگرش از يكسو بسياري ار كالاها وخدمات كه به صورت كنترلي عرضه مي شدند، به دست بازارسپرده شدند واز سوي ديگر، دولت براساس برخي مصالح،به تدريج يارانه ها را دربخشهاي مختلف حذف نمود. همچنين با آزاد سازي نرخ ارز و جهش شتابا ن آن ، بهاي كالاهاي وارداتي به شدت بالا رفت كه سياست اخير، خود عاملي براي بالا رفتن نياز بخشها به نقدينگي شد وبدين ترتيب عليرغم رشد نسبتاً مناسب توليد، اقتصاد ايران، با افزايش قيمتها وتورم روبرو شد. سال 1374به عنوان نقطة عطفي در اقتصاد پس از جنگ به شمار مي رود كه دوباره راه براي چرخش سياستهاي اقتصادي بازكرد وتوفيق نسبي دولت درمهار تورم درسال 1375به كمتر از نصف تورم سال 1374نيز به همين دليل وبه اتخاذ سياستهاي موسوم به تثبيت اقتصادي برمي گردد.شايان ذكر است كه براساس شاخص قيمت مصرف كننده،نرخ تورم در سال 1374 برابر 3/49 درصد بود كه اين رقم در سال 1375به 2/23 درصد ودرسال 1376به 3/17درصد كاهش يافت.(24) اين معضل درسالهاي بعد نيز بانوسانهاوافت وخيزهاي خود ادامه يافته است كه بايد حل آن، كانون سياستها واقدامات جدّي مسئولان وكارشناسان امر قرار گيرد. 6. عدم حضور شايسته در بازارهاي تجاري جهان عليرغم قدمهاي بزرگي كه پس از انقلاب اسلامي،جهت سامان دهي وبهبود وضعيت اقتصادي كشور برداشته شده هنوز تارسيدن به جايگاه شايسته خوددر عرصه اقصاد وحضور دربازارهاي تجاري جهان، فاصله زيادي داريم. به خصوص دربرخي زمينه ها مانند صادرات صنعتي كه براساس برخي آمار، سهم ايران از آن،بسيار كم يعني فقط 57هزارم درصداست. (25) البته اين كاستي،نسبت به مجموعه كشورهاي اسلامي وجود داردوتأسف ما از اين امرآن گاه شدت مي يابد كه بدانيم 54 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي،با داشتن 23درصد جمعيت جهان، مالكيت 30درصد منابع جهاني از جمله 74درصد از 4/997ميليارد بشكه ذخاير نفت خام،50درصد از ذخاير كشف شده گازطبيعي ،50درصد كنف، 20درصد توليد بوكسيت،30درصد ذخاير فسفات، 35درصد قلع، 10درصد اورانيوم، 20درصد پنبه و17درصد برنج جهان رادراختيار دارند.(26) 7.ناهماهنگي ميان ساختار آموزشي كشور وبازاركار ازموانع مهم افزايش توليد ورشد اقتصادي كشور ناهماهنگي ودر برخي موارد ناهمگوني ساختار آموزشي كشور با بازار كار واشتغال است. اين كاستي درمقطع كاريابي فارغ التحصيلان ما نمود وبروز بيشتري پيدا مي كند زيرا بسيار ديده مي شود فارغ التحصيلان دانشگاه هاي صنعتي كه به دنبال اشتغال درمحيطهاي خدماتي ودولتي هستند. به گفته مسئول تدوين استراتژي توسعه صنعتي ايران در سال 1382نزديك به 30درصد كاركنان واحدهاي كوچك وبزرگ دولتي را كاركنان غير توليدي تشكيل مي دهند وبيش از 50درصد نيروي انساني واحدهاي بخش خصوصي صنعت را نيروهاي ساده تشكيل مي دهند. همچنين به گفته وي 90درصد ساختار نيروي انساني صنعت كشور رانيروهاي ديپلم،زيرديپلم وبي سواد تشكيل مي دهد.(27) 8.توسعة نامتوازن درمقاطع مهمي از تاريخ كشور از امور ساختاري وتأثيرگذار دررشد جامعه وتوسعه پايدارآن، اصل«تنظيم» و «تعديل» است. ضرورت اين امر به آن علت است كه نهادها وسازمانهاي موجود در يك جامعه، به اقتضاي وظايفي كه برعهده دارند،مصدر سياستها ودرنتيجه تأثيراتي متعددند. ازسوي ديگر،ميان اين سياستها وتأثيرات – به دليل آنكه از نهادها وسازمانهاي ملي وهمگاني صادر مي شوند- نوعي ارتباطوتعامل وجود دارد. بديهي است عملكردهاي متعدد ودرعين حال مرتبط،بدون داشتن«هماهنگي وتوازن» وبه دور از «تعادل وتنظيم» ،سرانجامي جزافراط وتفريط ودر نتيجه بروزهرج ومرج وپيدايش چالشها وبحرانهاي مختلف نخواهد داشت. همان گونه كه كارشناسان تأكيد مي كنند وتجارب جهاني نيزنشان مي دهد،انواع توسعه،نسبت به هم تأثير وتأثر دارند وتوجه بيش ازحد به يكي از ابعاد توسعه،خطرآفرين است وزمينه رابراي كاهش توان ملي فراهم مي آورد. چنان كه اتحاد جماهير شورويبا تكية تك بعدي برتوسعة نظامي وفن آوري هسته اي وموشكي وبي توجهي به ساير ابعادتوسعه، نتوانست پابرجا بماند وتن به فروپاشي داد. برنامه ريزي براي بازداشتن شوروي از توسعة متوازن ومتناسب ، با كشاندن اين كشور به مسابقة تسليحاتي آغاز شد . اين امر ، توان شوروي را در عرصه هاي فن آوري هسته ايي ، موشكي و فضايي بسيار بالا دارد . اما در سايه ابعاد مربوط به توسعه ، دچار عقب ماندگي شد.(28) ايليوخين ويكتور ايوانويچ،نمايندة دوماي روسيه ،دراشاره به اين واقعيت گفته است: ما پول زيادي هزينه كرديم تا بتوانيم به فضا دسترسي پيدا كنيم .درسال 1957ما نخستين ماهواره را به فضا پرتاب كرديم.حتي پيش از آمريكاييها اين كار را انجام داديم.اين جا بودكه آمريكاييها متعادل شدند وكمي از حالت جنگ جويي دست برداشتند .ولي ما براي اين كار،پول بسياري هزينه كرديم. مي توان گفت صنايع ما تقريباً صنايع ميليتاريستي (نظامي) بود،بدين معناكه ما مرتباً سلاح توليد كنيم وبه پيشرفته ترين تكنولوژي نظامي دست يابيم. ما توانستيم به اين فن آوري دست پيدا كنيم اما در مقابل، بسياري از احتياجات اجتماعي خودرا قرباني كرديم.اگرپولي راكه براي توليد سلاح ومسائل نظامي صرف كرديم،صرف مسائل اجتماعي مردم كرده بوديم،به مراتب مي توانستيم بيشتر به آنان خدمت كنيم.دراين جا دروهلة اول،صدمه به خودشهروندان شوروي زديم.ما درآن ايام،ماهواره هاي منحصر به فردي پرتاب مي كرديم ويادمان رفته بود كه شهروند شوروي،تلويزيون ويخچال خوب هم نياز دارد. حتي مي توانستيم اتومبيل بيشتر وبا كيفيت بهتر هم توليد كنيم.وقتي پرده آهنين برداشته شد،تازه معلوم گرديد كه درآمريكا چه مواد غذايي مصرف مي شود ودرآن جا چه اتومبيل هايي توليد مي كنند.اين مسائل،يكباره به ذهن شهروند شوروي رسوخ كرد ومعياري شد براي زندگي متجرد.(29) بايد اذعان كرد كشور ما نيز درمقاطع مهمي از تاريخ خود- از جمله درچند دهة اخير- به نحوي،توسعة نامتوازن را تجربه كرده است .دريك مقطع،بيشتر توسعه اقتصادي ،كانون توجه دولتها بوده است ودر مقطعي ديگر،توسعة سياسي وچنان كه ديديم اين امر،مشكلات وبحرانهاي عديده اي را رقم زد. ولي خوشبختانه با تحربيات سودمندي كه در همين زمينه به دست آمد،اكنون تقريباًهمه جريانهاي سياسي ومبادي تصميم گير درادارة كشور،به پرهيزاز توسعة نامتوازن وضرورت توسعة متعادل ومتوازن اتفاق نظر پيدا كرده اند. از منظري ديگر،درساية رهبري كارشناسانه ومقتدرانة بنيان گذار جمهوري اسلامي امام خميني (ره) ،ايران پس ازانقلاب اسلامي،دربعد سياسي،به پيشرفتهاي خيره كننده اي نايل آمدودراين زمينه،به استقلال كامل دست يافت.حال اگر كشور درابعاد اقتصادي،فرهنگي و... نيزبه استقلال نرسد وكما كان وابسته به بيگانگان باشد. طبيعي است دست آوردهاي انقلاب دربعد سياسي نيز مورد تهديد وتعرض دشمنان قرارگيرد.مثل رشد وبالندگي كشور دريك بعد وتوقف ووابستگي آن درابعاد ديگر،مثل گراني از سربازان با دسته هاي مختلف است كه يك واحد آن،تا قلب دشمن پيش مي رود ولي واحدهاي ديگر،توقف مي كنند ويا به پيشروي كمي دست مي يابند. بديهي است در چنين فرضي،واحد عمل كننده وپيشروبا خطر قيچي شدن توسط دشمن مواجه است. حاصل سخن اينكه توسعه نامتوازن،افزون براينكه كشور رابا بحرانهاي عديدة داخلي روبه رو مي سازد،دشمنان خارجي رانيز براي سلطة مجدد بركشور،به وسوسه مي اندازد. پاورقي: 1- دبيرخانه دين پژوهان كشور،خبرنامة دين پژوهان،شماره11،ص108. 2- مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي ،10/10/1381. 3- عبدالمجيد رياضي،صنايع الكترونيك،شماره ،ص70. 4- شوراي عالي انقلاب وفرهنگي،ارزيابي علم وفن آوري درجمهوري اسلامي ايران،ص19. 5- همان. 6- همان،ص3. 7- همان،ص87-88. 8- سازمان صدوسيما،جام جم،28/8/1382. 9- شهرداري تهران،همشهري،27/8/1382. 10- مسيح مهاجري،جمهوري اسلامي،8/7/1382.ناگفته نماند دراين زمينه،اقدامات بزرگي نيزانجام گرفته ،از باب نمونه،در10سال گذشته 15ميليون هكتار از مساحت عرصه هاي آبخيز،زير پوشش عمليات آبخيزداري قرار گرفته وتاكنون هزار وهفتصد ميليارد ريال براي اجراي 5هزار طرح درسه هزار آبادي كشوربه اين عمليات اختصاص يافته است.(همان مدرك). 11- سيد محمد صفي زاده،ابراراقتصادي،15/7/1382. 12- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي،گردشگري درايران ازنگاه جهانگردان خارجي،ص 2-3. 13- عليرضا بختياري،دنياي اقتصادي،9/7/1382. 14- ساقي باقرنيا،روزنامه اقتصادي آسيا،24/12/1381. 15- مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي،6/12/1381. 16- حسين شريعتمداري،كيهان،21/11/1381. 17- مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي،3/8/1382. 18- همان،24/7/1382. 19- همان،24/7/1382. 20- ر.ك: نعمت الله تقوي،جمعيت وتنظيم خانواده،ص42؛مسعود روغني زنجاني،«ضرورت توجه به مسئله جمعيت»، اطلاعات سياسي واقتصادي ، سال دوم ،شماره 22. 21- سعيد تقي پور،جهان اقتصاد، 23/7/1382. 22- عليرضا بختياري ،دنياي اقتصادي،23/7/1382. 23- مسيح مهاجري، جمهوري اسلامي، 13/7/1382. 24- ر.ك: دكتر حميد ميرزاده وسيد شمس الدين حسيني،آمار سخن مي گويد،ص 31-32. 25- عبد المجيد رياضي،صنايع الكترونيك ،شماره 9،ص69. 26- سيد محمد صفي زاده،ابرار اقتصادي،15/7/1382. 27- مسيح مهاجري،جمهوري اسلامي ،8/7/1382. 28- ر.ك: حسن واعظي ،ايران وآمريكا،ص 190- 192. 29- حسن واعظي ،اصلاحات وفروپاشي،ص 130-131. سخن آخر از مجموعه اين مباحث نتيجه مي گيريم به يمن انقلاب اسلامي ملت ايران ودر سايه رهبريهاي عبدصالح خدا وبنده برگزيده او،حضرت امام خميني(ره)ودرپرتوفداكاريهاي شهيدان والامقام وتلاشهاي خستگي ناپذير مسئولان نظام وسربازان گمنام امام زمان (ارواحنا فداه)،اينك پس از گذشت ربع قرن،عليرغم وجود پاره اي از كاستيها،شاهد دگرگونيهاي شگرف درابعاد گوناگون وشكل گيري پايه ها وزير ساختهاي توسعه كشور هستيم واينك اقتدارواستحكام نظام جمهوري اسلامي به حدي است كه چشم انداز توسعه بيست سال آينده خودرا ترسيم مي كند. درست به همين دلايل وبه دليل ترس از الگو شدن جمهوري اسلامي ايران براي ممالك تحت سلطه است كه استعمار گران زخم خورده، دست از دشمنيها ولجاجتهاي خود برنمي دارند ومزاحمتها وفشارهاي بي حد وحصر آنان نسبت به اين نظام همچنان ادامه پيدا مي كند. به عنوان نمونه اي كوچك،با وجودي كه ازنگاه آنان، فعاليتهاي «ممنوع» هسته اي براي اسرائيل «مجاز» است،فعاليتهاي «مجاز» وصلح آميز براي ايران را «ممنوع» اعلام مي كنند وخصومتها وكينه ورزي آنان،گاه به حدي مي رسدكه قادر به پنهان كردن آن نيستند،چنان كه كاسپار واينبرگر، وزير دفاع آمريكا در دوران رياست جمهوري ريگان به طور صريح مي گويد: بايد ريشه ايرانيان را خشكاند.(1) يا ريچارد نيكسون،رئيس جمهور پيشين آمريكا ابراز مي دارد: اسلام خميني وبنيادگرايي اسلامي براي ما خطرناك تر از شوروي است.(2) وبنيامين نتانياهو،نخست وزير پيشين اسرائيل خشمگينانه وبا ابراز شگفتي از اينكه جمهوري اسلامي ايران عليرغم همه توطئه ها،ساقط نمي شود،مي گويد: من از بافت وماهيت جمهوري اسلامي ايران درشگفتم،بودجه 20ميليون دلاري كه درآمريكا براي سرنگوني اين نظام تصويب شده،تنها يكي از صدها طرح وبرنامه اي است كه ما وآمريكا به كار بسته ايم ،شگفتي من از همين است،ما اكنون ايران را دربايكوت خبري به تنگ آورده ايم وبا اطلاق عنوان تروريست به آن،همه افكار جهانيان را با ايران،به مخاصمه آورده ايم،ولي اين نظام،به گونه اي شگفت انگيز ونامعلوم،آسيبها ي خود را ترميم مي كند.(3) دشمنان دين وكشور،پس ازبررسيها وكارشناسيهاي فراوان عوامل اصلي اين استحكام وشكست ناپذيري را دوعامل،يكي ايمان ديني مردم وديگري حاكميت ولايت فقيه دانسته اند. ازاين رو،بيشتر ين حملات خود را درهمين دو زمينه متمركز كرده اند. چنان كه يكي از سرمايه داران دوران پهلوي كه اكنون فراري ومقيم آمريكا است مي گويد: جمهوري اسلامي ايران، عليرغم فشارهاي مضاعف، همچنان به حيابش ادامه داده است. ما بايد فكر كودتاي مستقيم وسرنگوني را كنار بگذاريم ومي بايست به موازات فشارهاي غرب برايران، فعاليتهاي فرهنگي ودانشگاهي راگسترش دهيم تا بدين وسيله ،زمينه استحاله را فراهم آوريم.(4) نيز همين سرمايه دار،درمصاحبه اي با راديو فرانسه مي گويد: براي حل مسئله ايران بايد تكليف مسئله ولايت فقيه مشخص شود ومسئله اصلي،برخوردبا ولايت فقيه است.(5) ويكي از مقامات سازمان سياي آمريكا ،به نام «ادوارد شرلي» تصريح مي كند: اگر نظام ولايت فقيه درايران از هم بپاشد،آن وقت مي توان پذيرفت كه جمهوري اسلامي،تغيير ماهيت داده وبرقراري روابط ممكن خواهد شد.(6) رسانه ها ومحافل استعماري غرب دربمبارانهاي تبليغاتي خود،«ولايت فقيه» را مترادف با «استبداد» و«ولايت مطلقه فقيه»كه بخشي از اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران(7) است را هم رديف با «ديكتاتوري» معرفي مي كنند،با اينكه درقوانين اساسي خود،برولايت مطلقه شخص اول كشورشان،تأكيد مي كنند وحتي درپاره اي موارد،براي رئيس جمهور خود،اختياراتي فراتر از اختيارات ولي فقيه در نظر مي گيرند. ازباب نمونه، بخشي از اختيارات رئيس جمهور پرتغال چنين است: «انحلال مجلس جمهوري با تصويب شوراي دولت،انحلال مجالس محلي به ابتكار خود ويا به پيشنهاد دولت يا مجلس جمهوري يا شوراي دولت،اعلان قوانين مصوب ويا وتوي قوانين مصوب وارسا ل مجدد آنها به پارلمان جمهوري براي تصويب مجدد با اكثريت دوسوم آرا»(8) ودرقانون اساسي آرژانتين آمده است: «قوانين مصوبه مجلسين پس از امضاي رئيس جمهور لازم الاجرا مي گردندو شخص وي مي تواند هرطرحي را براي يك بار وتونمايد. وبر طبق قانون اساسي ايتاليا،رئيس جمهور مي تواند مجلس را درهر زمان،به جز شش ماه آخر پايان دوره قانوني خود منحل نمايد.»(9) ودر انگلستان،درحال حاضر،قدرت نفوذ نخست وزير براعضاي كابينه روبه افزايش است،به طوري كه تصميماتي كه پيشتر ،توسط اعضاي كابينه اتخاذ مي شد،اكنون توسط نخست وزير اتخاذ مي گردد.بارزترين نمونه اين افزايش نفوذ،درسال 1918رخ داد. درآن سال،حق انحلال مجلسين وتعيين تاريخ انتخابات كه با موافقت ضمني كابينه توسط مقام سلطنت اتخاذ مي گردد،به نخست وزير محول گرديد.(10) درقوانين اساسي يونان،روماني وجمهوري چك نيزبراي رئيس جمهور،حق انحلال پارلمان پيش بيني شده است.(11) به طور كلي غربيها ،با وجودي كه در جوامع خود،برترويج شعار معروف: Every thing is changing exept princioile " «همه چيز،قابل تغييراست جز اصول» اهتمام ويژه نشان مي دهند،دركشور ي همچون ايران،به هدف دست يابي به مقاصد خود،نفي اصول گرايي وارزشي كردن تغيير وضرورت تغييرات درتمامي امور را تبليغ مي كنند كه نمونه هاي بارز آن عبارت است از : مترادف ساختن اقتدار به استبداد،اصول گرايي به تحجر ،تقوا به مقدس مآبي، حفظ شعائر اسلامي به ريا، آزادي به بي بندوباري ،دموكراسي به نفي حكومت ديني،اصلاحات به سكولاريزم ،جامعه مدني به جامعه غيرديني و... شگفت انگيز وتأسف بار اينكه برخي از جريانات ومحافل روشنفكري وغرب گراي داخلي،خواسته وناخواسته درخدمت تبليغات براندازانه غرب قرار دارند. الكسانرد آلدره،نويسنده مشهور فرانسوي،درگفت وگو با نشريه ليبراسيون،اوضاع فرهنگي ومطبوعاتي ايران دربرهه كنوني را تحليل مي كند ومي گويد: من درهيچ جاي دنيا ودرهيچ يك ازانقلابهاي تاريخ نديده ونشنيده ام روشنفكران يك جامعه دركشاكشي ويرانگر،بنيانهاي پولادين جامعه خودرا با پتك تحليلها ورفتارهاي سياسي، درهم بكوبند، اما اين اتفاق بي سابقه درايران،درحال انجام است.(12) اين حقايق انكار ناپذير ايجاب مي كند مسئولان ودولتمران نظام، دركنار همت وتلاش همه جانبه درعمران وسازندگي كشور، ازاطلاع رساني مناسب وبه موقع وآگاه ساز ي مردم، به خصوص جوانان،غفلت نكنند واصل «دشمنان وبدخواهان مردم، مترصد انتقامند» را همواره به خاطر داشته باشند كه به فرموده امام علي (ع): من نام لم يُنَم عنه (13) هركس- نسبت به دشمن خود- آسوده بخوابد، دشمن از او به خواب نرفته است. پاورقي : 1- نمايندگي ولي فقيه درنيروي مقاومت بسيج،جريان برانداز واستراتژي براندازي خاموش،ص 20. 2- حسن واعظي، ايران وآمريكا،ص 315. 3- ر.ك: مسيح مهاجري ،جمهوري اسلامي،24/6/1382. 4- ر.ك :حسن واعظي ،ايران وآمريكا ،ص 342. 5- نمايندگي ولي فقيه درنيروي مقاومت بسيج،جريان برانداز واستراتژي برانداز خاموش،ص 154. 6- همان،ص27. 7- قانون اساسي جمهوري اسلامي ،اصل 57. 8- ر.ك: حكومت، سازمانهاي اداري وسياسي،ص 68. 9- ر.ك: همان ،ص 95. 10- ر.ك: همان،ص 139. 11- ر.ك: همان،ص90. 12- حسن واعظي ،اصلاحات وفروپاشي ،ص 19. 13- سيد رضي،نهج البلاغه ،نامه 62، ص 1050. چكيده درپايان اين مجموعه ،به هدف بندي از مباحث پيش به بيان بخشي از اقدامات نظام جمهوري اسلامي ايران مي پردازيم: 1. درسال 1355،تعداد باسوادان كشور،87/12ميليون نفر وبه ديگر سخن،نسبت باسوادان به جمعيت 6ساله به بالا،47/47درصد بوده است وحال آنكه تعداد آنان درسال 1370،به 96/33ميليون نفر وبه نسبت 06/74رسيده است. درسال 1382،آمار ارائه شده دربرخي مناطق كشور،رقم 87درصد رانشان مي دهد. از سوي ديگر پوشش تحصيلي دختران درسالهاي اخير،با رشدي چشمگير ،به رقم 97درصد رسيده است. همچنين براساس آمار،طي بيش از 50سال حكومت سلسة پهلوي،درمجموع 047/47باب مدرسه ساخته شده است،درحالي كه فقط طي 12سال پس از انقلاب با ساخته شدن بيش از30هزار مدرسه، تعداد مدارس تاسال 1369به 192/78باب رسيده است. 2. تعداد دانشجويان كشور درسالهاي پيش ازانقلاب،رقم بسيار ناچيزي بوده است. تعداد دانشجويان آموزش عالي كشور ،درسال تحصيلي 1357-1356،فقط000/160نفر بوده است واين رقم،درسال تحصيلي 1374-1373به 450/478هزار نفر ودرسال تحصيلي 1382-1381به رقمي بسيار بالا يعني 757/673/1 افزايش يافته است. 3. كشور،درزمينه هاي پژوهشي ،به پيشرفتها يي دست يافته است كه پيش از انقلاب،هيچ نمونه اي از آنها يافت نمي شود،مانند دست يابي به فن آوري هسته اي ودانش توليد،تكثير وانجماد سلولهاي بنيادي جنيني كه كشور دراين دو مورد، جزو ده كشوراول جهان است . 4. پس از پيروزي انقلاب اسلامي،شاهد رشد كمي وكيفي حوزه هاي عمليه وتوسعه چشمگير آن هستيم به گونه اي كه امروز شهرقم،با دارا بودن بيش از 200مركز ومؤسسة آموزشي وپژوهشي وده ها دفتر انتشاراتي،به عنوان مركز ثقل علمي-مذهبي تشيع بلكه اسلام،توجه جهانيان را به خود معطوف داشته است. 5. تعداد مشتركين برق از 3ميليون و399مشترك در سال 1357،به 17ميليون و120هزار مشترك در سال 1381 افزايش يافته است. روستاهاي داراي برق كشورنيز از 36/2هزار روستا در سال 1355به 12/31هزار روستا درسال 1373 افزايش يافته است.وبا رشد قابل توجهي كه درسالهاي اخير داشته ايم.تا پايان سال 1381روستاهاي داراي برق كشور به 46هزار و959 روستا رسيده وهم اكنون 95درصد جمعيت روستايي كشور از نعمت برق برخوردارند. 6. تعداد مشتركين مصرف گاز از 47/46هزار مشترك درسالهاي پيش از انقلاب با رشدي چشمگير به 59/2ميليون مشترك در سال 1374رسيد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي،مردم 446شهر و741روستا ازنعمت گاز طبيعي برخودار شده اند. ظرفيت پالايش گاز طبيعي در روز از 23ميليون متر مكعب در سالهاي پيش از انقلاب،به رقم كلان 268ميليون متر مكعب در زمان حاضر رسيده است. 7. درحالي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي،فقط شهرهاي كشور تا حدودي از خدمات مخابراتي برخوردار بودند. درسالهاي پس ازانقلاب ،افزون بربهبود يافتن وضعيت مخابراتي شهرها وراه اندازي شبكه فيررنوري و... درصد بالايي از روستاهاي كشور نيز از اين خدمات برخوردار شدند. به طوري كه تا شهريور 1382،تعداد 37هزار و 100روستاي كشور به سيستم مخابراتي،متصل شده اند. 8. مجموع راه هاي كشور در سالهاي پيش ازانقلاب حدود 60هزار كيلومتر بوده است ولي درسالهاي پس ازانقلاب،تنها تا سال 1373به حدود 9/151هزار كيلومتر رسيده است. مسافت راه آهنهاي ايران،از 4567كيلومتر درسال 1357به 9هزار و563كيلومتر در سال 1382رسيده است . 9. تعداد سدهاي دردست بهره برداري درطول دوران پيش ازانقلاب،فقط 13سد بود كه با نقش مستقيم متخصصان خارجي احداث شده بود اما درپايان سال 1381،تعداد اين سدها به 126سد رسيده وتعداد سدهاي دردست اجرا نيز از 6سد درسال 1357به 71سد درسال 1381 افزايش يافته است. پيشرفت كشور دراين زمينه به حدي بوده است كه اكنون عنوان سومين كشور سدساز را درميان كشورهاي جهان به خود اختصاص داده است. 10. جمعيت شهر ي تحت پوشش آب سالم وبهداشتي از 12ميليون و980هزار نفر در سال 1357 به 47هزار نفر درپايان سال 1381 رسيده است وبدين ترتيب از مجموع جمعيت شهرنشين كشور در سال 1357،6/74درصد تحت پوشش آب آشاميدني سالم قرار داشتند كه اين رقم در پايان سال 1381،به 7/97درصد افزايش يافته است. 11. درزمينه فاضلاب نيز بايد گفت درسال فقط يك ميليون و479هزارنفر از جمعيت شهر ي تحت پوشش سيستم فاضلاب بوده اند واين رقم درسال 1381به 7ميليون و96هزار نفر افزايش يافته است .وبه سخني ديگر،شهرهاي داراي اين سيستم از 15شهردر سال 57به 175شهر در سال 81رسيده است. 12. پيش ازپيروزي انقلاب براي هيچ يك از روستاهاي كشور،فعاليتهاي بهسازي از قبيل آسفالت روستايي صورت نگرفته بود در حالي كه اكنون براي 1070روستا،عمليات بهساز ي انجام شده و50هزار و300كيلومتر راه روستايي،تحت پوشش آسفالت قرار گرفته و45هزار كيلومتر ديگر نيز آماده بهره برداري است. 13. رشد ايران درصنعت خودروسازي درحال حاضر قابل قياس با وضعيت آن در سالهاي پيش از انقلاب نيست . هم اكنون كشور ما به لحاظ ظرفيت توليد خودروهاي سنگين ونيمه سنگين در خاورميانه مقام نخست را دارد وجزو ده كشور اول جهان است. 14. ايران در سالهاي پيش ازانقلاب،بسياري از نيازهاي پتروشيمي خود را ازخارج وارد مي كرد ولي درسالهاي پس ازانقلاب،با احداث 20كارخانه پتروشيمي،گامهاي بزرگي جهت نيل به خودكفايي برداشته است. 15. ايران پس از انقلاب اسلامي در زمينة صنعت فولاد گامهاي اساسي برداشته به گونه اي كه اكنون در خاورميانه،درامر توليد فولاد از مقام اول برخوردار است . 16. به جاي وابستگي كشور به شركتها وكارشناسان خارجي در زمينه صنعت حفاري در سالهاي پيش از انقلاب،اكنون شاهد استقلال وخودكفايي كشور در اين زمينه هستيم . 17. پيش از انقلاب،بيشتر نياز كشور در زمينه محصولات كشاورزي از خارج تأمين مي شد وحال آنكه اكنون بالغ بر 90درصد نياز كشور به اين محصولات در داخل تأمين مي شود. ودربرخي اقلام مانند گندم به خودكفايي رسيده ايم،توليد اين محصول ،از 3ميليون و900هزار تن در سال 1357به بيشتر از 12ميليون تن در سالهاي اخير رسيده است. 18.ايران پيش ازانقلاب،بسياري از مركبات مورد نياز خود را از راه واردات تأمين مي كرد ولي اكنون (1382) نه تنها دراين زمينه به خودكفايي رسيده است بلكه به لحاظ ميزان توليد مركبات با 5/3درصد توليد جهاني،مقام هفتم واز نظر سطح زير كشت،مقام هشتم وبه لحاظ ميزان عملكرد،مقام دهم دنيا را در اختيار دارد. از سوي ديگر،ايران هم اكنون در زمينه توليد محصولاتي مانند پسته ،انار،انجير،رزدآلووزعفران ،مقام نخست جهان را دراختياردارد. 19. طي سالهاي پس ازپيروزي انقلاب اسلامي،عليرغم دوبرابر شدن جمعيت كشور وافزايش سرانه،واردات گوشت قرمز،شير،كليه محصولات لبني،مرغ وتخم مرغ،قطع شده وكشوردراين زمينه ها به خودكفايي كامل رسيده است. 20. درسالهاي پيش از انقلاب،كشور ما در زمينه بهداشت ودرمان،از كاستيهاي گوناگوني مانند احتياج به پزشكان خارجي،بالا بودن نرخ مرگ ومير،عدم امكان انجام برخي عمليات به پزشكي درداخل و... رنج مي برد،ولي هم اكنون بسياري از اين مشكلات مرتفع شده وكشور به پيشرفت وفن آوريهاي جديد وافتخار آفريني دراين زمينه نائل شده است. 21. جمع واحدهاي مسكوني كه طي 12سال پيش ازانقلاب(از 1355تا پايان سا ل1356) دركشور به اتمام رسيده،044/272/3واحد بوده وحال آنكه پس از انقلاب،تنها از سال 1357تا 1365تعداد 608/614/3واحد مسكوني ساخته شده است،يعني ظرف 8سال پس از انقلاب ،ده درصد بيش از 21سال زمان شاه،خانه ساخته شده است. 22.پس ازپيروزي انقلاب اسلامي،فرهنگ ايرا ني واسلامي،حياتي تازه يافت واز خطر اضمحلال وفروپاشي كامل، رهايي پيداكرد،بسياري از فعاليتهاي انجام گرفته دراين عرصه مانند گسترش فرهنگ قرآن وعلوم قرآني ،آن قدر دامنه دار است كه قابل قياس با زمان پيش از انقلاب نيست، ازباب نمونه انتشار كتب علوم قرآني در 5سال گذشته 300درصد رشد داشته است كه اين امر ،درتاريخ كشوربي سابقه است. 23. ازبركات انقلاب اسلامي،نجات سينماي كشور ازابتذال وهنجارشكني و دين ستيزي است و اكنون ايران،به لحاظ كميت توليد فيلمهاي سينمايي وحضور در عرصه هاي جهاني،جزوده كشورنخست دنيا است. 24. بزرگ ترين دستاورد انقلاب اسلامي،تحول شگرف وبنيادين درسياست داخلي وخارجي كشور ورسيدن به استقلال كامل سياسي وبرچيده شدن حكومتهاي استبدادي چند هزارساله ،دست يابي به عزت واقتدار جهاني،تحقق مردم سالاري ديني ومشاركت سياسي مردم براي نخستين بار درتاريخ چند هزار ساله ايران در قالب حدود 25 بار انتخابات آزاد ومردمي مي باشد. 25.وابستگي نظامي ايران به بيگانگان ومستشاران آنان درسالهاي پيش از انقلاب اسلامي درزمينه آموزش،سازمان دهي،سلاح وتجهيزات و... به استقلال كامل وخودكفايي دراين زمينه درسالهاي پس از انقلاب تبديل شده است. 26. با همه اين توفيقات وگامهاي بزرگ،كاستيهايي نيز به چشم مي خورد كه بايد براي رفع آنها همت گماشت .مانند: عدم توجه كافي به امر تحقيق وپژوهش ،عدم استفاده بهينه از امكانات طبيعي و ملي كشور ،اسراف گرايي ومصرف زدگي،معضل اشتغال ،مسئله تورم،عدم حضور شايسته دربازارهاي تجاري جهان، نا هما هنگي ميان ساختار آموزشي وبازار كار وتوسعة نامتوازن در مقاطع مهمي از تاريخ كشور. پايان كتاب دكتر علي اكبر كلانتري