Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 107179
تاریخ انتشار : 2 خرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 11

فيلم مستند ماجراي «فرش ايراني»

فرش ايراني ماجرايي است به قد مت تاريخ و فرهنگ ايران زمين. زند گي ايراني از د يرباز با فرش همراه بود ه است؛ از آن رو كه ايراني علاوه بر اين كه بر روي فرش خويش زيسته است، بلكه همواره به آن اند يشيد ه و همواره د ر كار خلق و نقش فرش خويش بود ه است. بد ين سان فرش براي ايراني ها، صرفاً يك ابزار د ر كنار وسايل و ابزارها نبود ه، بلكه مجموعه اي به شمار مي آمد ه كه ذوق، هنر، خلاقيت، پشتكار و بخش وسيعي از زند گي اقتصاد ي- اجتماعي ايران زمين را د ر برمي گيرد . وقتي از خلال تاريخي كه پشت سر نهاد ه شد ه است به هويت گونه گون ايران و ايراني د ر طول قرون و اعصار چشم مي د وزيم، با حقيقت هاي پرشماري مواجه مي شويم كه يكي از آنها فرش و فرش ايراني است. به سهولت مي توان از عهد ة اثبات اين واقعيت فراگير و ملموس برآمد كه ايران زمين، با گره هاي تار و پود فرش، گره هاي اتصال خويش با حيات، هنر، اند يشه، زيبايي و د ر نهايت الهام و طبيعت را از زواياي مختلف مستحكم كرد ه است. اين كه فرش ايراني د رونمايه اي زميني/آسماني و فرشي/ عرشي د ارد ، از آن روست كه اين سنت د يرين به ستون زند ة طبيعت تكيه كرد ه است. اين كه آد مي آنچه را كه د ر طبيعت مي گذرد ، به د رستي د رك كند و آنگاه آن را د ر زيلوي زند گي خويش مصوّر گرد اند و اين تصوير به گونه اي باشد كه علاوه بر زوال ناپذيري و ثبات، همواره رو به كمال و ارتقاء د اشته باشد ، حقيقتي است كه فرش ايراني از آن سامان پذيرفته و خود باز تابانند ة آن است. حضور نماد هاي زند ه و پرمعنا و روح بخش طبيعت از قبيل: گل، د رخت، شاخه، پرند ه، شمس و شمسه و د يگر مظهرهاي جان نواز يك زند گي طبيعت گرا د ر جان فرش ايراني ياد آور واضح ترين د لالت ها و سيلان آب طبيعت د ر رود اد راك، هنر، تصويرگري و نقش آفريني اين مرزوبوم است كه تاريخ آن، تاريخ سپري شد ة هزاران سال كوشش د ر قلمروهاي زيبايي و زيبابيني را د ر حافظه خويش د ارد . پس از اين اجمال كه تفصيل آن مجالي فراخ را مي طلبد ، آنچه موضوع اين نوشتار است، فيلمي به نام «فرش ايراني» است كه براساس طرحي از رضا ميركريمي و حضور كارگرد انان مطرح سينماي ايران همچون: بهروز افخمي، بهرام بيضايي، خسرو سينايي، مجيد مجيد ي، كمال تبريزي، محمد رضا هنرمند ، عباس كيارستمي، جعفر پناهي، رخشان بني اعتماد ، مجتبي راعي،زرين كلك، د اريوش مهرجويي، بهمن فرمان آرا وخود ميركريمي و تني چند د يگر ساخته شد ه است.- ميركريمي با كارنامه اي كه از فيلم هايي چون «زير نور ماه»، «خيلي د ور، خيلي نزد يك» و اخيراً «به همين ساد گي» د رخشند گي گرفته، به خوبي نشان د اد ه است كه به تفكّر اصيل و بنياد ين زند گي تعلق خاطري محسوس د ارد ، د ر اين ميان طرح فرش ايراني به خوبي از د لمشغولي اين فيلم ساز هوشمند پرد ه مي د ارد . «فرش ايراني» را بايد اتفاقي بزرگ د ر سينماي ايران محسوب د اريم كه چونان فرش ايراني، ماجراست، نه پد يد ه. نخستين چيزي كه د ر اين اتفاق و ماجرا شايان د قت است، كارگروهي و محصول د سته جمعي 15 كارگرد ان ايراني است كه چند نفر از آنها جايگاهي جهاني و بي بد يل برخور دارند . حضور مشاركت اين حجم از ارباب هنر هفتم د ر يك موضوع، با صرف نظر از آنچه حاصل شد ه و به جاي ماند ه، خود حكايتي است كه مي تواند د ر حافظه زماني عصر ما ثبت شود ، اما گذشته از اين اتفاق مبارك، «فرش ايراني» با نظر، مجموع و كليّت، كاري فاخر و ماند گار از آب د رآمد ه است. وجه مستند ـ د استاني اين مجموعه و امكان بازِ تصويرگري و خيال پرد ازي، بينند ه فيلم و جويند ة سنّت فرش را با نگاههايي مواجه مي كند كه هيچ كد ام د ر اد امة همد يگر نبود ه و فاقد هر نوع اشتراك است ولي جهان بيني هايي را روايت مي كند كه طيّ آن هر كسي از د ريچة خويش شعري تصويري د ر باب فرش ايران زمين سرود ه است. د ر اين ميان آنچه سيف الله د اد به تصوير كشيد ه، رثايي است بر وجود خاكسترشد ه اي كه د ر گذر زمان، همواره بقاء خويش را تضمين كرد ه است، حتي د ر گذر از كرانه هجوم و حمله هاي وحشيانه مغول. بهرام بيضايي نيز اند كي از نيايش د روني خويش را با گره هايي كه فرشي كاشاني پذيرا شد ه، همراه نمود ه است. كيارستمي با اين كه از چهار ضلع مستطيلي فرشي كوچك فراتر نرفته، ولي به رابطة شعر و فرش و اد ب و قالي خيره شد ه، د ر حالي كه گفتارش، سرود ة سپهري است: كجاست جاي رسيد ن و پهن كرد ن يك فرش؟ د ر اين ميان مجتبي راعي پيوند جان، طبيعت و فرش را از آينه يكي از شگفت انگيزترين و د يد ني ترين مناطق روستايي ايران روايت نمود ه است.بي گمان تنها كساني به اعماق پرشگفت بخش مربوط به راعي د ست خواهند يافت كه از تأثيرپذيري چند لاية زند گي روستايي و غيرروستايي مناطق ايران از فرشي كه با د ست د ختران رنجور اين د يار بافته مي شود ، تا حد ود ي مطلع باشند و چنين است، آنچه مجيد مجيد ي به مد د د استاني پرتحرّك و زلال بر سنگفرش هاي كوچه اي خلوت و آرام گسترد ه است. د قت و محاسبة مجيد ي د ر فيلم كوتاهي كه د ر «فرش ايراني» به ياد گار گذاشته، حيرت انگيز و هيجان آور است. از آنچه اين كارگرد ان فهيم با تصويربرد اري محمد د اود ي خلق كرد ه است، مي توان با عنوان شاه بيت اين قصيد ه ياد كرد . بد ينگونه، به مد د خلاقيت، كوشش و د رنگ و تأمل ارجمند فرزند اني كه روح فرش ايراني را د رك كرد ه اند ، اينك فيلمي با نام فرش ايراني ساخته شد ه كه چون گره هاي اين فرش، لطف و لطافت خويش را د ارد . با نظر به اين ميراث و چوبي كه از آستين تاراج برآمد ه و بر فرق هويّتي قاليِ جاد وگر ايران نواخته مي شود ، بسيار بجاست كه همراه با زبانه هاي آتشي كه سيف الله د اد گرماي سوزان آن را به شكلي جان سوز روايت مي كند و نيز همنوا با د رد ي كه از حرّاج شد ن جنبه هاي اصيل اين صنعت/ هنر ملّي د ر د ورد ست هايي چون «چين» و «هند » و «پاكستان» و د يگر ناكجاآباد ها برما مي رود ، به زند ه كرد ن حماسه فرش ايران بيند يشيم و فراموش نكنيم كه: فرش و فرشته د روغ نيست.د ر اين ميان بر محققان و تاريخ د اناني د ر رد يف استاد فرزانه و بسيارد ان د كتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي است كه د ر اد امة حماسة نگاري كوير، برگي را نيز به حماسة الوان باشكوهي اختصاص د هند كه فرش براي مرد مان سخت كوش اين سرزمين به ارمغان آورد ه است. به راستي آيا اين هنر تاريخي و اين تاريخ هنري سرنوشتي جز مرد ن ند ارد ؟