Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 107555
تاریخ انتشار : 8 خرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 6

ايران محور صهيونيسم ستيزي

محمدجعفر طالب پور
محمدجعفر طالب پور رژيم صهيونيستي كه در طول حيات نامشروع خود، بي پروا و وقيحانه دست به هر نوع تجاوز و جنايتي زده است، نماد واقعي تروريسم دولتي در جهان است. اما آنچه مهم و محل سؤال است اين است كه به راستي اين رژيم با اتكاء و پشتگرمي به چه عواملي، اينچنين در مقابل ديدگان جهانيان، از هيچ گونه رفتار وحشيانه و غيرانساني فروگذار نيست و حاشيه امني كه اسرائيل، از آن برخوردار است ناشي از چيست؟ در پاسخ به اين سؤال، اشاره اي ولو كوتاه به برخي موارد ضروري است: 1- حمايت همه جانبه متحدان استراتژيك غربي اسرائيل بويژه سياستمداران كاخ سفيد 2- لابي صهيونيسم كه با نفوذ در بسياري از مراجع، سازمانها و نهادهاي بين المللي، نه تنها مدافع سرسخت منافع افزون طلبانه اسرائيل بوده، بلك با تحريف آشكار اين سازمانها و نهادها از اهداف و رسالتهاي اصلي خود، آنها را بازيچه خود نموده و از هرگونه اقدام، تصميم گيري و موضع گيري آنها كه احيانا با منافع و اهداف اسرائيل، تباين و تضادي داشته باشد، جلوگيري نموده است. 3- شبكه پيچيده، درهم تنيده و اختاپوسي و بين المللي تبليغاتي صهيونيسم و بنگاههاي بزرگ و امپراطوري هاي عظيم خبري و رسانه اي كه در دست صهيونيست ها و در خدمت منافع آنهاست و با تمام توان و با بهره مندي از سرمايه هاي هنگفت و امكانات و تكنولوژي پيشرفته، در جهت خواست و اراده اسرائيل قدم برداشته و در مخالفت، ضديت و سانسور هرگونه اقدام، گفتار و نوشته اي كه حاكي از صهيونيسم ستيزي باشد، به شدت فعال اند. 4- ارتش تا بن دندان مسلح اسرائيل كه در زمره چند ارتش برتر جهان شمرده مي شود (اما همين ارتش باصطلاح مدرن، در جنگ 33 روزه خود با رزمندگان مقاومت اسلامي لبنان، زمين گير شده و مفتضحانه شكست خورد و هيمنه پوشالي آن فرو ريخت). 5- بي توجهي بيشرمانه اسرائيل و فرار اين رژيم جعلي از هرگونه معاهده و پيمان مشروع، معتبر و مثبت بين المللي و نقض آشكار قراردادهاي مورد اجماع جهاني كه به زعم صهيونيست ها با منافع آنها سازگار نيست! 6-... اما واقعيت اين است كه اسرائيل همچنان با چالش هاي متعدد و بزرگي مواجه است كه برخي از آنها از واقعيت هاي دروني اسرائيل مانند تنگناهاي امنيتي اسرائيل نشأت مي گيرند و برخي با مسائل خارجي بويژه منطقه اي مرتبط اند. راهبرد اسرائيل در منطقه در گام اول و با هدف كسب وجهه و مشروعيت منطقه اي و بالطبع جهاني و ورود به معادلات سياسي بين المللي بعنوان كشوري واقعي، مستقل و به رسميت شناخته شده، «خودي سازي اسرائيل» است. البته وادادگي و انفعال برخي كشورها و دول عربي و اسلامي كه روزگاري در خط مقدم مقابله و مخالفت با اسرائيل و حمايت از آرمان فلسطين بوده، اما امروزه غافل از كشتار و جنايت صهيونيست ها و آنچه بر سر فلسطينيان مظلوم آورده مي شود و نيز بي توجه به تهديدهاي فزاينده و بالقوه و بالفعل اسرائيل بررسي منطقه و نقشه هاي شوم اسرائيل، دربرقراري ارتباط با اين رژيم، از هم سبقت مي گيرند، اسرائيل را دررسيدن به اهداف اين استراتژي خود، كمك نموده است. اما معضل جدي و مهم اسرائيل درمنطقه كه صد البته ابعاد و زواياي جهاني يافته است، همان چيزي است كه از آن به محور ايران -سوريه- حماس- مقاومت ياد مي شود و في الواقع عمده مخالفت هاي رسمي، علني و صريح با اسرائيل در منطقه و حتي جهان در حلقه هاي اين محور تمركز يافته است و اسرائيل تاكنون نتوانسته است، راهبرد اصلي خود (خودي سازي اسرائيل) را دراين محور پيش ببرد و لذا استراتژي اين رژيم درمواجهه با اين محور، سمت و سوي ديگري يافته است. سياست كلي عبارتست از ايجاد تشتت وگسستگي و قطع ارتباط و هم سويي بين حلقه هاي اين محور و از سوي ديگر برنامه ريزي جزيي تر و خاص براي مقابله با هر كدام از اجزاي اين محور. فلذا بايد نسبت به رفتار و عملكرد اسرائيل درهر دو حوزه دقت و هوشياري لازم را فراموش نكرد. 1- درمورد حماس و فلسطينيان مبارز، اسرائيل از يك طرف با راه اندازي شوي مضحك گفتگوهاي سازش و سياست هايي مانند نقشه راه، ديوار حائل و... موفق به ايجاد چند دستگي درجبهه مقابل گرديده است. ايجاد حكومت خودگردان فلسطيني كه مولود همان گفتگوهاي باصطلاح صلح است، دروغي بزرگ و كلاهي گشاد بود كه متاسفانه برخي از سران فلسطيني فريب آن را خورده اند. از سوي ديگر كشتار فلسطينيان، گسترش شهرك هاي يهودي نشين به قيمت تخريب منازل و غصب مناطق در كنترل فلسطيني ها و آوارگي آنها، ايجاد كمربند امنيتي پيرامون غزه، محاصره مناطق فلسطيني نشين بويژه كناره غزه، ايجاد محدوديت هاي شديد سياسي و اقتصادي و... براي حكومت خودگردان و عملا ناكارآمد نمودن آن، دامن زدن به اختلاف نظر گروههاي مختلف فلسطيني كه گاه به درگيري و برادركشي هم منجر گرديده. راه اندازي جوخه هاي تروريستي مرگ و ترور فرماندهان و مسئولين مجاهدان فلسطيني و... همگي با هدف به زانو درآوردن فلسطيني ها و وادار نمودن آنها به عقب نشيني از آرمان خود و مصالحه با اسرائيل، برنامه جدي اين رژيم بوده است. 2- درخصوص مقاومت اسلامي لبنان كه برخلاف ميل اسرائيل، پس از جنگ 33 روزه، نه تنها از اعتبار و مقبوليت و محبوبيت بيشتري برخوردار گرديده، بلكه پيروزي مقاومت دراين جنگ، موجب تشديد روحيه صهيونيسم ستيزي درجوانان لبناني و وارد شدن مقاومت به معادلات سياسي داخلي لبنان و نيز معادلات منطقه اي گرديده است، تل آويو دنبال حذف عناصر اصلي و تاثيرگذار اين جنبش از طريق ترور فيزيكي (مانند ترور حاج رضوان)، ترور شخصيت و نيز ايجاد شانتاژ تبليغاتي و عمليات رواني جهت تروريست جلوه دادن اين جنبش، جلوگيري از رسيدن تسليحات نظامي و تقويت توان دفاعي رزمندگان مقاومت، ايجاد بي ثباتي در لبنان (مانند رقص ديپلماتيك وسريال بي پايان انتخاب رئيس جمهور در لبنان) با هدف كاهش وزن سياسي مقاومت در معادلات داخلي لبنان و روي كار آمدن جريانهاي مورد حمايت اسرائيل، دامن زدن به اختلافات سياسي و نژادي و مذهبي در لبنان با هدف راه اندازي جنگ داخلي دراين كشور و در نتيجه انحراف اذهان عمومي از عملكرد اسرائيل به سوي درگيري هاي بي نتيجه داخلي، ايجاد دو دستگي و چند دستگي ميان گروههاي مختلف سياسي لبنان (با محوريت و تاكيد بر ايجاد بدبيني و بي اعتمادي نسبت به مقاومت اسلامي) و... مي باشد. 3- سوريه سالهاست كه به اراده و اشاره صهيونيسم بين المللي توسط استكبار جهاني در ليست تهديدهاي نامتقارن و حامي تروريسم قرارگرفته و به همين دليل زير فشارهاي فزاينده و گوناگون سياسي، اقتصادي و... قرار دارد. همسويي نسبي اين كشور با ايران و روابط نزديك و تعاملات گسترده با جمهوري اسلامي، بالاخص درحمايت از آرمان فلسطين، حضور گروههاي مبارز فلسطيني و حتي برخي عناصر كليدي آنها در سوريه و فعاليت آزاد آنها دراين كشور عربي اسلامي و... برشدت اقدامات خصمانه اسرائيل و آمريكا افزوده است. ضمن اين كه اشغال بلندي هاي جولان توسط اسرائيل كه في الواقع مصداق تجاوز به خاك سوريه و نقض تماميت ارضي اين كشور است نيز مانند برگ برنده اي در دست متجاوزين است. فراموش نكنيم كه اقدامات سياسي، ديپلماتيك و حتي گاه نظامي سوريه براي بازپس گيري اين مناطق تاكنون بي نتيجه مانده است. اين روزها اسراييل با درپيش گرفتن سياست هويج و چماق از يك سو ضمن تنگ كردن حلقه محاصره و فشار متحدان غربي اش به سوريه به بهانه هايي چون حمايت از تروريسم، نقض حقوق بشر، فقدان دموكراسي و... اين كشور را مداوماً تهديد مي نمايند و از سوي ديگر صحبت از عقب نشيني از بلندي هاي جولان درمقابل صلح با سوريه و دست برداشتن اين كشور از مواضع قبلي خود مي نمايند. ظاهراً سياستمداران و ديپلماتهاي تركيه اي هم دراين سياست و دراجراي اين پروژه، نقش واسطه را ايفاء مي نمايند و زمزمه مذاكرات پنهاني و مخفيانه سوريه با اسرائيل و تبادل پيام آنها از طريق تركيه شنيده مي شود. البته سياستمداران سوريه اي دراين خصوص خود تصميم گيرنده خواهند بود اما تجربه نشان داده است، پشت ميز مذاكره با اسرائيل نشستن و به وعده هاي صهيونيست ها دلخوش شدن، سرابي بيش نيست. گواه اين مدعا، اظهارات اخير وزير جنگ اسرائيل است كه درهمين هياهوي تبليغاتي بر سر مذاكرات صلح با سوريه، همچنان بر اسرائيلي بودن بلندي هاي جولان تاكيد و واگذاري و پس دادن آنها را به سوريه غيرممكن مي داند. 4-تضاد وتقابل اسرائيل با ايران، به سالها قبل برمي گردد و از همان آغازين سالهاي خيزش انقلاب مردم ايران با درايت و تدبير زعيم و قائد بزرگ و معماركبير انقلاب حضرت امام راحل (ره) خوي اسرائيل ستيزي از اصول بنيادين انقلاب ايران گرديد و به اعتراف سياستمداران غرب و تحليلگران سياسي جهان، امروزه نبض اسرائيل ستيزي در ايران مي زند. فلذا اسرائيل از هيچ ترفندي براي مقابله با ايران فروگذار نبوده و نخواهد بود. تبليغات مسموم برعليه نظام جمهوري اسلامي، دست داشتن در اغتشاشات و بحرانهاي داخلي، كارشكني درموفقيت و پيشرفت هاي ايران در روابط بين المللي، حمايت از اپوزيسيون هاي داخلي ايران، راه اندازي جريانهاي اسلام ستيزي و ضديت با ارزشها و مباني اسلام، سياه نمايي وضعيت ايران پس از انقلاب، ايجاد رعب و وحشت دركشورهاي منطقه از ايران بويژه درحوزه هاي نظامي و دفاعي ، ورود به ماجراي پرونده هسته اي ايران و اظهارات مداخله جويانه، تهديد نظامي گاهگاهي ايران، متهم نمودن ايران به حمايت نظامي از فلسطينيان و مقاومت لبنان، اتهامات بي اساس و نخ نماي نقض حقوق بشر، فقدان دموكراسي و آزادي بيان و... در ايران، ترورشخصيت مسئولين ايراني و... برخي از ترفندهاي اردوگاه غرب درمقابل ايران و تلافي حمايت ايران درحمايت از آرمان قدس و صهيونيسم ستيزي ايران است كه عمدتاً بي نتيجه مانده است.