Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 107869
تاریخ انتشار : 13 خرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 63

14 خرداد تجلی ایمان مردمی

عبدالرحیم اباذری
عبدالرحیم اباذری در طول تاریخ بخصوص بعد از ماجرای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و انقلاب مشروطیت، دشمنان اسلام و در رأس آن دولت استمارگر انگلیسی به قدرت و نفوذ روحانیت در میان مردم آگاه شدند،از همان لحظه به فکر تخریب این قشر پویا برآمده و با برنامه ریزی های کوتاه مدت و دراز مدت تلاش نمودند روحانیت و حوزه های علمیه را از چشم مردم بیاندازند آنان به خوبی می دانستند اگر روحانیت و علما در رأس امور کشور و رهبری مردم قرار بگیرند هرگز زیربار قدرت های استعماری نخواهند رفت و عرصه ی نفوذ، فرصت طلبی و زیاده خواهی برآنان بسیار تنگ خواهد شد. بنابراین با ترفندها و دسیسه های گوناگون درصدد تخریب و تحقیر روحانیت و علما برآمدند. این ترفند در دوران سلطنت رضاخانی به اوج خود رسید و بدبینی به روحانیت و تنفر از آن تبدیل به یک فرهنگ عمومی شد. کار به جایی رسید که رانندگان مسافربری روحانی را سوار ماشین خود نمی کردند به تصور این که قدمشان شوم است. درکنار آن دین افیون جامعه و عامل عقب ماندگی تلقی می شد، نماز خواندن و روزه گرفتن علامت کودنی و نفهمی اشخاص و افراد به حساب می آمد به همین خاطر تعداد اندکی از مردم از مراجع عظام، تقلید می کردند و رابطه آنان با مراجع و رهبران مذهبی در حد رابطه مقِلد با مقَلد، آن هم در مسائل جزئی و فردی بود. مرحوم آیت الله حاج عبدالکریم حائری مؤسس حوزه ی علمیه ی قم با آن همه عظمتی که داشت وقتی از دنیا رحلت کرد در نهایت مظلومیت تشییع و به خاک سپرده شد و از مجالس ترحیم ایشان در شهرهای دیگر جلوگیری کردند. مرحوم آیت الله بروجردی اگر چه مرجعیت مطلقه داشتند و در میان مردم نفوذشان هم بد نبود ولی در نهایت مظلومیت مرجعیت خود را سپری کردند و مراسم تشییع پیکر و مجلس بزرگداشت معظم له آن گونه که باید، سرتاسری و گسترده برگزار نشد. در سال 1348 وقتی مرحوم آیت الله سید محسن حکیم از دنیا هجرت کرد. یکی از روزنامه های کثیرالانتشار این خبرجانگداز را فقط با تیتر کوچکی منعکس کرده بود. بعد در همان صفحه اول با تیتر مشابهی نام یکی از خوانندگان را برده و نوشته بود که امشب در یکی از کاخ های سلطنتی با حضور فرح پهلوی برنامه دانس و شادی اجرا خواهد کرد. همان طوری که در مرداد ماه سال 1354 چون آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی به دیدار حق پیوست، در میان توده ی مردم انعکاس قابل توجهی نیافت و بیشتر علما و روحانیون شهرستانها در برگزاری مراسم بزرگداشت برای ایشان پیشقدم بودند. این وضع نابهنجار همچنان ادامه داشت حتی در سال های ده ی سی که حاج آقا روح الله خمینی در تعطیلات تابستان به مناطق خوش آب و هوای تهران (تجریش) می رفتند هنگام رفت و آمد در محله های آن، چند بار مورد تحقیر و تمسخر و اهانت جوانان محله قرار گرفته بودند ولی ایشان ضمن خودداری از عکس العمل و حفظ وقار و متانت خویش، فرموده بودند، این جوانان مقصر نیستند و فطرت پاکی دارند اینها را دیگران گول زده و منحرف کرده اند. اگر من فرصت و قدرت پیدا کنم با آنانی که این جوانان را گمراه کرده اند مبارزه خواهم کرد. بنابراین حضرت امام خمینی با انگیزه ی مبارزه با استکبار جهانی و تحول فکری و فرهنگی در میان مردم و جوانان، انقلاب را آغاز کرد. در فرصت کوتاهی به عنوان یک مرجع تقلید و رهبر سیاسی، رابطه ی مردم با مراجع تقلید را از رابطه ی مقِلد و مقَلد به رابطه ی پویای امامت و امت و ولایت و ملت تبدیل کرد. مردم با تمام وجود دریافتند عالمان دین و مراجع عظام تقلید به نیابت از پیامبر و امامان معصوم در خدمت آنان هستند و اگر بخواهند دنیای شاداب و آخرت آباد داشته باشند باید در زندگی فردی و اجتماعی از آنان پیروی نمایند. نشانه های این اعتقاد در شهادت شهیدان : مطهری و بهشتی و رحلت آیت الله طالقانی نمود جدی به خود گرفت. حضور چشمگیر، حماسی و گسترده و خودجوش مردمی در تشییع پیکر این بزرگان نشان از اعتقاد راسخ آنان به این اصل مهم داشت. حضرت امام خمینی در مورد تشییع پیکر آیت الله طالقانی فرمود: «... این مردمی که به آقای طالقانی این قدر اظهار علاقه کردند، این واقعاً برای این است که آن آقا نوشته است که چون ایشان دمکرات بود؟... آن چیزها را که مردم می بوسیدند آن کلنگی که قبر ایشان را کنده بود، می بوسیدند، این برای آن بود که ایشان یک مرد دمکرات بود؟... یا نه این یک روحانی بود. مردم روحانی ها را مظهر نبوت می دانند و مظهر امامت می دانند...»(1) این رابطه ی ولایی و عاشق و معشوقی در رحلت حضرت امام - 14 خرداد 1368 - به اوج خود رسید. مردم وقتی خبر این حادثه ی جانگداز را شنیدند در سرتاسر ایران بی اختیار به کوچه و خیابان ها ریختند. سراسیمه خودشان را به تهران رسانیدند. با حضور میلیونی به مدت دو روز در مراسم وداع آن امام عزیز در مصلای بزرگ تهران حاضر شدند. روز شانزدهم خرداد که مراسم تشییع با آن عظمت و شکوه انجام گرفت جمعیت میلیونی از مصلای تهران تا بهشت زهرا که چندین کیلومتر می باشد پیکر امام خویش را با آن خصوصیات و ویژگی های منحصر بفرد در تاریخ و با پای پیاده و سربرهنه بدرقه کردند که قلم از توصیف آن عاجز است. علاوه از آن روز هر سالی که می گذرد مراسم سالگرد رحلت آن سفر کرده به مراتب با شکوه تر از سال پیش برگزار می شود. امسال نیز که در آستانه ی بیستمین سالگرد رحلت حضرت امام هستیم، شاهد رشد، شکوه و بالندگی ایمان مردم نسبت به مقام امامت و رهبری ولی فقیه جامع شرایط و عالمان متعهد و خدمتگزار به مردم می باشیم. و این یکی از مهم ترین دستاوردهای معنوی انقلاب اسلامی ایران است که بایستی در حفظ و حراست از آن کوشید. پی نوشت: 1- صحیفه ی امام (ره)، ج 9، ص 524