Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 109624
تاریخ انتشار : 14 تیر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 4

پس از انقلاب انتشار كتاب هاي فلسفي به شدت رشد يافت

بابك احمدي گفت: قبل از انقلاب خيلي طول مي كشيد كه يك كتاب تئوريك و فلسفي به فروش و به چاپ هاي بعدي برسد؛ ولي بعد از انقلاب شاهد رشد شديد انتشار و ترجمه كتاب هاي تئوريك و فلسفي هستيم. به گزارش خبرنگار ادبي فارس، جلسه نقد و بررسي كتاب «رساله تاريخ؛ جستاري در هرمنوتيك تاريخ» نوشته بابك احمدي عصر روز چهارشنبه 12 تير با حضور نويسنده و محمود عباديان در فروشگاه كتاب روشن برگزار شد. احمدي در اين مراسم ضمن اشاره به نحوه نگارش كتاب اظهار داشت: سال گذشته همين موقع ها اين كتاب را به عنوان يك مقاله آغاز كردم كه به عنوان مقدمه بر كتاب «آفرينش آزادي» اضافه كنم. با اين هدف مقاله هرمنوتيك تاريخ را آغاز كردم و وقتي ديدم حجمش به 100 صفحه رسيد تصميم گرفتم به صورت يك كتاب مجزا منتشر كنم. وي كمبود ويراستار در ايران را به خصوص در حوزه تأليف، يكي از مشكلات نويسندگان عنوان و تصريح كرد: كتاب هايي كه در ايران منتشر مي شود محصول يك مغز است درحالي كه در فرنگ كتاب محصول كار جمعي است. ما وقتي كتابي مي نويسيم كسي نيست كه موقع تأليف نظر بدهد و هنگامي كه چاپ مي شود جداي از تعريف و تمجيد ها و حب و بغض ها باز هم كسي نيست كه اثر را نقد كند. بابك احمدي با بيان اينكه از هيچ يك از ستايش هاي بيخود و يا تهمت و ناسزاها چيزي دستگير من نشده است، گفت: عمدتا يادگيري من از كتاب ها بيشتر از روشنفكران همكار خودم است؛ پس از انتقاداتي كه به كتابم وارد مي شود استبقال مي كنم. زماني به نويسندگان مي گفتند براي چه هدفي مي نويسيد؟ اگر از من اين سئوال را مي پرسيدند مي گفتم براي اينكه از من انتقاد شود و اين چيزي بود كه در تمام اين سال ها از من دريغ شد. با اين صحبت هاي مقدماتي احمدي آماده پاسخگويي به پرسش هاي حاضران شد. يكي از حاضران كتاب «رساله تاريخ؛ جستاري در هرمنوتيك تاريخ» را فاقد وحدت فكري و دربرگيرنده اطلاعات بسيار زياد و در عين حال سطحي توصيف كرد و از احمدي پرسيد كه خواننده با چه نيازي بايد اين كتاب را بخواند؟ احمدي پاسخ داد: اين ايرادي است كه به همه كارهايم مي گيرند و اطلاعات زيادي به صورت كپسولي در آنها وجود دارد كه باعث مي شود كه بحث به طور عميق مطرح نشود. وي افزود: هيچ نويسنده اي در دنيا حتي در موضوع معيني حرف آخر را نمي زند. ما محصول يك دوره تحول جامعه هستيم؛ تحول به معناي وسيع شدن آموزش و پرورش، انتشار و ترجمه كتاب هاي زياد و شوق دانشجويان به مباحث تئوريك و فلسفي كه پس از انقلاب به شدت رشد كرده است. قبل از انقلاب خيلي طول مي كشيد كه يك كتاب تئوريك و فلسفي به فروش و به چاپ هاي بعدي برسد ولي بعد از انقلاب شاهد رشد شديد اين موضوع هستيم. نويسنده «كتاب ترديد» اضافه كرد: هدفم از نگارش كتاب اين بود كه مباحث جدي فلسفي و نقد اثر در غرب را تا آنجا كه خودم شناختم به همكاران و دانشجويان بشناسانم. اين كارم به اين اعتبار كه دانشنامه اي بود موفق شد و توانستم به خواننده منابعي را معرفي كنم كه از كجا شروع كنند. از طرف ديگر در زمينه اينكه كارهايم سبب شد آدم هاي زيادي بيايند وارد كار شوند و حجم اين ادبيات را زياد كنند موفق شدم اين است كه شما كار من را فردي نگاه نكنيد و آنرا در خدمت يك رشد جمعي قضاوت كنيد. پس از طرح پرسش هاي زيادي از سوي حاضران كه بسياري از آنها مربوط به كتاب نمي شد، محمود عباديان نظرات خود درباره كتاب را در قالب پرسش هايي از بابك احمدي پرسيد. عباديان با بيان اينكه بابك احمدي در كتاب «رساله تاريخ» عمدتا بر آثار دست دوم هگل تكيه كرده گفت: شما در اين كتاب درباره هگل مطرح كرديد كه او داراي تفكر استعماري و ضد يهودي است. ديگر اينكه شما دانشجويان را به ديد انضمامي نسبت به تاريخ تشويق كرديد كه مي خواهم بدانم چه حكمتي دارد. و ديگر اينكه به ماركس كم بها داده شده و با توجه به اينكه او شاگرد هگل بوده است قطعا ديالكتيك سرش مي شده و هرگز نگفته كه تاريخ محتوم حتما اين است. احمدي در پاسخ پرسش هاي عباديان گفت : درباره هگل درست است كه او پديدارشناسي را نوشته اما در آن كتاب كمتر به توضيحي درباره تاريخ برمي خوريم اما در كتاب «درس هاي فلسفه تاريخ» هگل كه من مدنظر قرار داده ام، مباحث تئوريك بيشتر مطرح مي شود. وي افزود: درباره عقايد ضد يهود هگل و ماركس كتاب «معماي سياه» را خواندم كه به اين موضوع اشاره كرده است و قصد دارم مطالبي را كه اينجا در حد نقل قول آمده است بسط دهم و در مقاله اي منتشر كنم و منبع من هم در طرح چنين ادعايي همين كتاب بوده است. بابك احمدي خاطرنشان كرد كه هدفم از نوشتن كتاب «رساله تاريخ» اين بود كه بگويم خواندن تاريخ مفيد است؛ گرچه در جمله آخر كتاب كه نقل قولي تلخ و سياه از شكسپير است آورده ام كه خواندن تاريخ به هيچ دردي نمي خورد چرا كه زندگي بي معناست.