Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 110028
تاریخ انتشار : 23 تیر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 59

شكوه و شگفتي هاي انقلاب اسلامي ايران

مصطفي ملكوتيان
مصطفي ملكوتيان انقلاب اسلامي ايران 29 سال پرحادثه اما موفق را پشت سر نهاده است. انقلابي باشكوه و شگفتي ساز كه با وقوع آن متخصصان پديده انقلاب، تحليل گران سياسي و سياست مداران كه تصور وقوع آن را نداشتند غافلگير شدند و زماني كه آغاز شد چنان حركتي گسترده و سراسري پديد آورد كه امكان ايستادگي در مقابل آن و سركوبي و آرام كردنش غيرقابل تصور شد و توانست در مدتي كوتاه يعني حدود يك سال و يك ماه بر قدرتمندترين حكومت منطقه - كه ابرقدرت غرب آن را به ژاندارم خويش در منطقه تبديل كرده بود تا در مقابل حكومت هاي مخالف يا وقوع انقلاب هاي احتمالي بايستد -پيروز گرديده، مسير تحولات منطقه اي و جهاني را تغيير دهد. پاسخ به دو سؤال در پاسخ به اين پرسش كه چرا تحليل گران و نظريه پردازان سياسي و سياست مداران در رابطه با وقوع و پيروزي انقلاب اسلامي غافلگير شدند و نتوانستند اين رخداد را پيشگويي كنند، بايد گفت كه تا پايان دهه 1970 ميلادي و تا زمان وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 پارادايم علمي موجود در ذهن اين افراد درباره انقلاب، تنها به وقوع انقلاب هاي ناسيوناليستي، ليبرالي و ماركسيستي تاكيد مي نمود و همانطور كه هاناآرنت در كتاب انقلاب خود گفته است يكي از ويژگي هاي انقلاب هاي معاصر دنيوي بودن نگريسته مي شد و در نتيجه وقوع انقلابي با ايدئولوژي، ماهيت و شعارهاي مذهبي براي اين افراد قابل تصور نبود. بنابراين اولين شگفتي انقلاب اسلامي نوع ايدئولوژي آن و تغييري بود كه از اين نظر در نسل انقلاب ها ايجاد كرد. پاسخ به يك پرسش ديگر، يعني اين پرسش كه چرا انقلاب اسلامي توانست در مدتي نسبتا كوتاه بر يك رژيم مقتدر پيروز شود نيز تا حد زيادي به همين مساله يعني نوع ايدئولوژي و ماهيت انقلاب اسلامي باز مي گردد. زيرا به دليل سنخيت اين ايدئولوژي با تاريخ، فرهنگ و آموزه هاي ديني مردم ايران، به سرعت خيابان ها از جمعيت پرگرديده، حركت سراسر كشور را فراگرفته و توان هرگونه ايستادگي از رژيم پهلوي و حاميان خارجي اش سلب گرديد. نقش بي بديل امام خميني آشكار است كه در همه مراحل رهبري انقلاب اسلامي امام خميني نقشي مستقيم و بي بديل داشته است و البته شخصيت و همچنين راهبردها، روش ها و تاكتيك هايي كه ايشان در هر مرحله انقلاب مورد استفاده قرار داد، محصول تربيت الهي و ديني وي بوده و او همه امور را برحسب وظيفه و تكليف الهي خود و نه به خاطر كسب قدرت يا منافع مادي و گروهي به پيش مي برد. روش هاي رهبري امام خميني در انقلاب اسلامي نيز منحصر به فرد بوده است. ايشان كه به حركت از طريق مرجعيت عامه اعتقاد داشت، با هوشياري و زيركي خاصي از دست بردن به اسلحه توسط مردم جلوگيري كرد. درگيري مسلحانه عليه يك رژيم تا دندان مسلح مي توانست به جنگ داخلي خشونت باري انجاميده به شدت بر تلفات مردم انقلابي بيفزايد و احتمال پيروزي سريع انقلاب را نيز از بين ببرد. امام با اعتماد به نفس بسيار و اراده پولادين خود - كه اين امر باعث تقويت اعتماد به نفس عمومي در مبارزه با رژيم محمدرضا شاه مي شد - نيز در ضعف روحيه و فروپاشي سريع حكومت پهلوي نقش داشت. پيشگويي هاي امام خميني در زمان وقوع انقلاب اسلامي و بعد از آن نيز شگفتي هاي ديگري را نشان مي داد. امام در زمان حركت انقلابي مردم و تهديد رژيم مي فرمود: شاه رفتني است اعتنا به تهديدات او نكنيد. ايشان زماني كه دولت بختيار در روزهاي آخر عمر رژيم ساعت آغاز حكومت نظامي را به چهار و نيم بعد از ظهر تغيير داد، فرمود كه اعلاميه حكومت نظامي خدعه و نيرنگ (براي سركوبي انقلاب) است و مردم به آن اعتنا نكنند. عدم توجه عمومي به اعلاميه حكومت نظامي و حوادث بعدي آن باعث پيروزي انقلاب گرديد. حضرت امام زماني كه عراق با بمباران فرودگاه هاي كشور جنگ تحميلي را آغاز كرد، با اعتماد به نفس به مردم نويد زدن سيلي محكمي به گوش صدام را داد و در زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا به كارتر رئيس جمهور اين كشور توصيه كرد كه ديگر در انتخابات شركت نكند زيرا شكست خواهد خورد و كارتر در انتخابات شكست خورد. امام در نامه به ميخائيل گورباچف نيز سقوط نظام ماركسيستي و ماركسيسم را پيشگوئي نمود. ايشان در مسئله اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران (سفارت آمريكا) در سال 1358 از حركت دانشجويان مسلمان خط امام به شدت جانبداري كرده آمريكا را شيطان بزرگ ناميد و در مقابل تهديدات آمريكا اعلام كرد كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند و همگان ديدند كه در صحراي طبس بر سر نيروهاي آمريكائي چه آمد. رابطه ايدئولوژي انقلابي و تحولات پس از انقلاب نوع ايدئولوژي، ماهيت و رهبري هر انقلابي تاثير آشكاري نيز بر شرايط و حوادث پس از وقوع انقلاب به جاي مي گذارد. اگر پس از پيروزي انقلاب اسلامي بسرعت قانون اساسي كشور تدوين و نظام جديد با اتكا بر نقش مردم مستقر گرديده ثبات و تعادل لازم پديد آمد، بدون شك اين امر ناشي از ايدئولوژي اسلامي انقلاب و رهبري حضرت امام بود. نگاهي به ايدئولوژي و حوادث پس از انقلاب هاي فرانسه (1789) و روسيه (1917) ما را به نتيجه خوبي رهنمون مي شود: در فرانسه ايدئولوژي جديد جايگزين هر چند در ذهن انقلابي ها حضور داشت، اما بسيار متفرق و گنگ و بي ارتباط به فرهنگ و تاريخ اين كشور بود و به همين دليل پس از وقوع انقلاب، انقلابي ها به جان هم افتادند و انقلاب در هر زمان در دست يكي از گروه ها قرار گرفته و رهبران انقلابي و مردم توسط افراد و گروه هاي مقابل از بين مي رفتند و بدين ترتيب فرانسه بعد از انقلاب تا ساليان سال روي آرامش نديد. در روسيه نيز به دليل ايدئولوژي وارداتي انقلاب و ناتواني آن از چيره شدن بر اذهان عمومي، بي ثباتي هاي زيادي تجربه شد و در زمان استالين حدود 15 تا 20 ميليون نفر توسط وي كشته شدند. بنابراين وحدت و اصالت فرهنگي ايدئولوژي انقلابي و وحدت رهبري در انقلاب اسلامي توانست به سرعت ثبات لازم براي فراهم شدن شرايط دستيابي كشور به اهداف انقلاب را به وجود بياورد و در عين حال كه دشمنان اين انقلاب مقدس براي از پاي در آوردن آن از آغاز دست به توطئه و دشمني زدند، با گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب و ناتواني ها و شكست هاي پياپي آنها و ظهور ايران به عنوان يك قدرت بزرگ منطقه اي، مي توان چشم انداز روشني براي آينده ايران اسلامي تصوير كرد. آمريكا و 29 سال سرافكندگي در سه دهه گذشته مبارزه آمريكا با انقلاب اسلامي هر زمان با راهبردها، دكترين ها و روش هاي متفاوتي ادامه يافته است. آنها كه از ابتدا نمي خواستند واقعيت پيروزي انقلاب اسلامي و ايران مستقل را بپذيرند، ابتدا به محاصره اقتصادي كشور ما پرداختند و سپس هم زمان با ادامه آن، در طرح ريزي كودتاي نافرجام نوژه ايفاي نقش كرده به ياري صدام در جنگ تحميلي پرداختند. در زمان رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريكا به رسوائي مك فارلين دچار شدند و در برقراري رابطه با ايران كه بسيار شايق آن بودند ناكام گرديدند. سپس در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون سياست «مهار ايران» را كه محدود كردن ايران در همه زمينه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي و غيره بود در پيش گرفته، ولي نتيجه اي نگرفتند. جرج بوش پسر راهبرد حمله پيش دستانه را در پيش گرفت و ايران را در كنار كشورهائي هم چون كره شمالي و عراق در «محور شرارت» قرار داد و از اين كه اگر ايران در تكنولوژي هسته اي رشد كند جهان با وقوع جنگ جهاني سوم روبرو خواهد شد و وي گزينه نظامي را نيز روي ميز قرار داده است، سخن گفت. اما اينك در سال پاياني دوره رياست جمهوري وي، ضعف و زبوني آمريكا بيش از پيش و بويژه با شكست اين كشور در عراق آشكار شده و پرونده سياست هاي وي كه روزي عربده هاي مستانه اش گوش هر كسي را كر مي كرد، در حال رفتن به بايگاني تاريخ است. انقلاب اسلامي ايران ضمن گشودن راه جديدي بروي ملت ها، اعتماد به نفس ملي را به كشور ما باز گرداند كه اين امر خود را در تحولات و حوادث 29 سال گذشته نشان داده است؛ از جمله ايستادگي و مقاومت دليرانه در مقابل حمله صدام كه همه قدرت هاي جهاني به كمك او شتافته بودند و تلاش براي فتح قله هاي علمي و فناوري بر مبناي اهداف سند چشم انداز 1404 و برنامه هاي توسعه اجتماعي فرهنگي اقتصادي سياسي و ساختن جامعه اي پيشرفته، سرآمد و الگو. *منبع : www.malakootian.ir ، ١٣ بهمن ١٣٨٦