Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 110851
تاریخ انتشار : 7 مرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 6

امام (ره) و چرايي پايان جنگ تحميلي با قطعنامه 598

احمد فريدوني
ايران قطعنامه را رسما نپذيرفت ولي آن را رد نيز نكرد و عملا همكاري با دبيركل سازمان ملل را آغاز كرد. تا علاوه بر چانه زني براي جابجايي بندهاي قطعنامه، اجرا شدن آن را ممكن سازد. پرسش از پايان جنگ در واقع به علت آن معطوف نمي باشد؛ زيرا هر جنگي در نهايت به پايان مي رسد. اين پرسش از ملاحظات ديگري از جمله نحوه پايان جنگ و مقايسه آن با وضع ديگري ، كه مي توانست جنگ در بستر آن به پايان برسد متأثر است. اينگونه استدلال مي شود كه اگر قرار بود جنگ با راه حل سياسي پايان پذيرد، چرا اين اقدام پيش از اين ، به ويژه پس از فتح خرمشهر انجام نشد؟ هچنين تغيير موقعيت نظامي ايران در ماه هاي پاياني جنگ و پذيرش قطعنامه 598 يك سال پس از تصويب آن ، اين سؤال را مطرح كردكه چرا قطعنامه 598 همزمان با تصويب آن در تيرماه 1366 پذيرفته نشد؟ به اين سئوال بدين گونه مي توان پاسخ گفت كه، پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران اساسا متأثر از تحولات نظامي در ماه هاي پاياني جنگ بود، كه به نحو غير منتظره اي موازنه را به زيان ايران و به نفع عراق تغير داد. اين موضوع به همان اندازه كه در تغيير موضع ايران براي پايان دادن به جنگ تأثير داشت در مطرح كردن پرسش درباره نحوه پايان جنگ نيز اثر گذاشت. منش و بينش سياسي امام خميني (ره) و فرصت شناسي ايشان، با توجه به اوضاع داخلي و بين المللي ، در پذيرش قطعنامه از مهم ترين علل قبول قطعنامه 598 بود. نظر به اينكه ماهيت سياست عراق و حاميانش خنثي سازي و مهار تهاجمات ايران بود. در نتيجه، به هر نحو از پذيرش برتري ايران و ارائه امتياز به آن خودداري مي كردند. و همين سياست تا اندازه اي در طولاني شدن جنگ مؤثر بود. در حاليكه امتياز دادن به ايران و متقاعد ساختن اين كشور مي توانست براي پايان بخشيدن به جنگ كمك نمايد، چنان كه تصويب قطعنامه 598 واكنش مثبت ايران را به دنبال داشت.1 ايران قطعنامه را رسما نپذيرفت ولي آن را رد نيز نكرد و عملا همكاري با دبيركل سازمان ملل را آغاز كرد. تا علاوه بر چانه زني براي جابجايي بندهاي قطعنامه، اجرا شدن آن را ممكن سازد. حاصل اين همكاري اين بود كه به محض آنكه ايران قطعنامه 598 را پذيرفت امكان اجراي آن فراهم شد و تنها ترديد عراق در پذيرش قطعنامه و حمله مجدد به ايران اجراي آن را به تأخير انداخت. زمينه هاي صدور قطعنامه: در 21 بهمن 1364 رزمندگان اسلام در يك حمله غافلگيرانه، فاو را تصرف كردند، كه اين امر باعث نگراني شديد جهان غرب، شوروي سابق و كشورهاي ساحلي خليج فارس گرديد. آمريكا كه به پايداري جمهوري اسلامي ايران مطمئن شد، تصميم گرفت به هر شكل ممكن خود را به ايران نزديك كند، از اينجا بود كه حادثه رسوايي ايران ـ كنترا اتفاق افتاد. با وجودي كه دولت آمريكا به منظور تحريم تسليحاتي ايران، بر كشورهاي ديگر فشار وارد مي آورد اما مخفيانه به ايران سلاح ارسال مي كرد، آمريكاييان دلايل اين اقدام را كمك به آزادي گروگان هاي آمريكايي در لبنان، نزديكي به دولت ايران، و خاتمه دادن به جنگ ايران و عراق عنوان كردند. لكن اين امر بر روابط آمريكا با ديگر كشورها، خصوصا كشورهاي عرب منطقه، تأثير نامطلوبي گذاشت و آمريكا نيز كه از نزديكي به دولت مردان ايران نااميد شده بود در سياست خود يك چرخش تند و سريع به وجود آورد و سياست حمايت قاطع از عراق و اعراب ، و مخالفت خصمانه با ايران را پيش گرفت. آمريكا در همين راستا در دو جبهه وارد عمل شد: الف) در جبهه نظامي، با تقويت ناوگان خود در خليج فارس و تشويق متحدان خويش به اعزام ناوهاي بيشتر به منطقه، عملا دشواريهايي را براي عمليات ايران بوجود آورد؛ و از سوي ديگر دست عراق را براي هر گونه اقدامي در خليج فارس باز گذاشت و ا طلاعات نظامي آواكس ها و ماهواره ها را از وضع جبهه ها در اختيار عراق قرار داد. ب) در جبهه سياسي نيز به دولت ها فشار فزاينده وارد كرد كه از فروش اسلحه به ايران جلوگيري كنند، و در شوراي امنيت نيز كوشيد كه كشورهاي عضو را به تصويب قطعنامه اي درباره تحريم فروش اسلحه به ايران موافق سازد.2 در 16 دي 1365 ايران حمله بزرگ خود را به جنوب بصره در قالب عمليات كربلاي 5 آغاز كرد و فشارهاي فوق العاده سنگيني را به ماشين جنگي دشمن وارد آورد. دكوئيار، دبير كل سازمان ملل، متعاقب اين عمليات از اعضاي دائمي شوراي امنيت خواست كه براي خاتمه دادن به جنگ با يكديگر همكاري كنند كه اين امر با پاسخ مثبت سفراي اين كشورها روبرو شد. در اين مذاكرات، آنها در احتمال اين كه جنگ تهديدي عليه صلح باشد» را مورد بررسي قرار دادند تا بدين وسيله راه را براي استفاده از اختيارات مندرج در فصل هفتم منشور ملل متحد هموار كنند».3 پس از شروع مذاكرات، اعضاي شوراي امنيت در مورد صدور قطعنامه اي در راستاي فصل هفتم، كه چارچوب جديدي را براي فعاليت هاي دبيركل و اقدامات پيگيرانه وي از جمله تحريم هاي اقتصادي فراهم مي كرد، به توافق رسيدند. از طرفي، وزارت خارجه ايران از پاييز 1365 تا تصويب قطعنامه ، هيأت هاي مختلفي را جهت تأثيرگذاري بر طرح اين قطعنامه به كشورهاي مختلف اعزام كرد. تا جايي كه تهيه كنندگان پيش نويس قطعنامه مجبور شدند در مقابل ديپلماسي فعال ايران بندهاي 6، 7 و 8 را در آن بگنجانند، كه تا اندازه اي متضمن نظرهاي ايران بود.4 اما بايستي خاطرنشان ساخت كه عامل مهم صدور قطعنامه 598، عمليات هاي متعدد رزمندگان اسلام در خاك عراق بود كه شامل مجموعه زنجيره اي عمليات كربلا ، فتح و نصر مي شود. اگرچه قطعنامه 598 انتظار كامل جمهوري اسلامي ايران را برآورده نكرد، اما در مقايسه با قطعنامه هاي قبلي سازمان ملل از ويژگي هاي خاصي برخوردار بوده است. مخصوصا بند شش قطعنامه كه در باب تعيين آغازگر جنگ است، با توجه به اهداف اوليه شوراي امنيت در جنگ، براي جمهوري اسلامي ايران پيروزي نسبتا بزرگي به حساب مي آيد؛ زيرا در سايه مقاومت رزمندگان و حركت ديپلماسي فعال توانسته است شوراي امنيت را متقاعد سازد كه صلح بدون تعيين متجاوز بر خلاف عدالت و امنيت، و در واقع عين ظلم مي باشد(متن كامل قطعنامه در پايان مقاله آمده است). نگاه تحليل گران سياسي و نظامي به قطعنامه 598 نگاه تحليل گران و كارشناسان مسائل سياسي و نظامي را مي توان به دو نگاه مثبت و منفي تقسيم نمود. الف) نگاه مثبت تحليل گران مسايل سياسي و نظامي كه به قطعنامه نگاه مثبت داشته و آن را از نظر شكلي و ماهوي برخاسته از اعتقاد شوراي امنيت دانسته اند، اهم اظهاراتشان عبارتند از: • قطعنامه 598 تحت عنوان «منازعه بين ايران و عراق» صادر شده است و بر خلاف قطعنامه هاي قبلي اعلان «وضعيت مابين ايران و عراق» نمي باشد. • قطعنامه 598 مفصل ترين قطعنامه، و از نظر حجم و عبارت دقيق ترين آنها مي باشد. • قطعنامه فوق برخاسته از نظر حاكم در شوراي امنيت و نگراني عميق آن به ادامه جنگ بين ايران و عراق است. • قطعنامه 598 توصيه نامه نيست بلكه حالت آمرانه بودن آن غالب و قوي است. • قطعنامه 598 به اتفاق آرا صادر شده است. • اين قطعنامه راه حل جامع بين المللي براي برقراري صلح عادلانه و شرافتمندانه در منازعه ايران و عراق است.5 ب) نگاه منفي اهم اظهارات تحليل گراني كه به قطعنامه نگاه منفي دارند عبارتند از: الف: اگر قطعنامه 598 از اعتقاد اعضاي شوراي امنيت برخاسته، چرا اين اعتقاد در سال هاي اوليه تجاوز، كه افكار جهاني در انتظار تصميم جدي شوراي امنيت بود، برنخاست؟ ب: اگر قطعنامه 598 ناشي از نگراني عميق شوراي امنيت از ادامه جنگ ايران و عراق است، موقعي كه رژيم عراق از زمين و هوا و دريا به خاك كشور ما حمله مي كرد و زنان و كودكان بي دفاع مناطق مرزي ما را به خاك و خون مي كشيد، اين نگراني عميق بوجود نيامد؟ و چرا هنگامي كه رزمندگان اسلام در خاك دشمن با عمليات هاي پي در پي خود در صدد تنبيه متجاوز برآمدند، نگراني شوراي عميق مي شود؟ ج: اگر قطعنامه 598 پيام آور صلح عادلانه و شرافتمندانه بود، چرا امام راحل (ره) پذيرش آن را به منزله جام زهر دانست؟ اگر صلح عادلانه است چرا زهر است؟ آيا تحليل گران خوش بين متوجه اين تناقض شده اند؟ گروهي هم هدف شوراي امنيت را در صدور قطعنامه 598 اين چنين بيان مي كنند: 1ـ اعاده حيثيت سازمان ملل متحد در درجه اول به عنوان نهاد حافظ صلح بين المللي . 2ـ جلوگيري از سقوط صدام؛ حاميان بين المللي صدام به خوبي دريافتند كه ايران با تصميمات تهاجمي خود در جنگ ممكن است رژيم صدام را به سقوط بكشاند، لذا به اين نتيجه رسيدند كه ايجاد حركت سياسي تازه اي در منطقه ضروري است تا نقش عمليات رزمندگان ايران را در ايجاد تحولات سياسي منطقه بي اثر نمايد.6 جمهوري اسلامي ايران و قطعنامه 598 جمهوري اسلامي ايران در روز صدور قطعنامه طي نامه اي كه دبيركل سازمان ملل براي وزير امور خارجه ارسال كرد ، به طور رسمي از قطعنامه و مفاد آن مطلع شد. ايران قطعنامه را نه رد كرد و نه پذيرفت. در اين راستا، هاشمي رفسنجاني ، جانشين فرماندهي كل قواي وقت، چنين اعلام كرد: «ما خواستار آن هستيم كه اول متجاوز معرفي، و بعد راه براي حل مسائل جدي هموار شود. معلوم است كه محاكمه و تنبيه متجاوز و بازپرداخت غرامت از همين اقدام آغاز خواهد شد. اگر اين جابجايي دربندها انجام گيرد، راه هموار خواهد شد». علي اكبر ولايتي، وزير خارجه وقت، نيز عدم مشورت با ايران در مورد تصويب قطعنامه و عدم اعلام عراق به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ را از دلايل عدم پذيرش قطعنامه ذكر كرد و آن را نشان دهنده خط مشي غير عادلانه و يك طرفه شوراي امنيت دانست. تهران اعتقاد دارد حضور نظامي گسترده آمريكا در خليج فارس و اسكورت كشتي هاي كويتي، با بند پنجم قطعنامه، كه از كشورهاي جهان خواستار خويشتن داري شده بود، تناقض آشكار دارد. ولايتي تصريح كرد كه ما دليلي نمي بينيم قطعنامه اي را كه براي تحميل عقايد ناعادلانه و غير منصفانه است، بپذيريم. او صريحا گفت: «قطعنامه شوراي امنيت مود قبول ما نيست». با توجه به اين اظهار نظرها، در بررسي موضع جمهوري اسلامي ايران به اين نتيجه مي رسيم كه دو نوع برخورد با قطعنامه كاملا قابل تمايز مي باشد. يك گروه از افراد اعتقاد داشتند كه قطعنامه را بايد صريحا و كلا رد كرد، يعني همان رويدادي كه در مورد ديگر قطعنامه هاي شوراي امنيت اتخاذ كرده بودند. ولي گروه ديگري به سياست نه رد و نه قبول اعتقاد داشتند. اين گروه با توجه به آمريت قطعنامه و صدور آن بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد و لازم الاتباع بودن آن و نيز سياست هاي هماهنگ شرق و غرب در جهت پايان بخشيدن به جنگ ايران و عراق ، اين موضع را نسبت به قطعنامه 598 اتخاذ كرده بودند؛ تا از طرفي با تبليغات شديدي كه بر اثر رد كردن قطعنامه ناشي مي شد، مواجه نشوند و از طرف ديگر با تمسك به تقدم بخشيدن به اجراي بند 6 قطعنامه بر ديگري بندهاي آن مستمسكي بر عدم پذيرش قطعنامه داشته باشند. مهم ترين دليل اتخاذ اين سياست نسبت به قطعنامه 598، اولا، بدبيني شديدي بود كه ايران به علت سابقه عملكرد شوراي امنيت، نسبت به آن داشت؛ به طوري كه سكوت معني دار شورا پس از گذشت 7 سال از جنگ تحميلي، عامل مهمي در تشديد اين بدبيني بود. ثانيا، به دليل موقعيت برتر نظامي خود در جبهه ها در زمان صدور قطعنامه، سعي داشت امتيازات بيشتري به دست آورد. امام خميني (ره) و تعيين استراتژي دفاع پذيرش قطعنامه 598 و تغييرات استراتژي دفاع از داخل كه اتخاذ آن حتمي مي نمود، مقوله اي بود كه اعلام آن براي افكار مردم، خصوصا احساسات پاك و پر شور رزندگان ما كاملا قابل توجيه نبود و به زمينه سازي در فاصله زماني مناسب نياز داشت، و از طرف ديگر نيز به لحاظ شرايط منطقه اي و بين المللي ايجاد شده ، ولي تطويل زمان مي توانست هر روزش به ضرر ما باشد، مضافا اينكه امام در بيان سياستهاي عمومي و كلان خود پيرامون انقلاب اسلامي هيچ ملاحظه و رودربايستي با كسي نداشت. در چنين اوضاع و احوال امام خميني(ره) كه تعيين كننده خط مشي دفاعي در طول هشت سال دفاع مقدس بود، تصميم گرفت پس از اعلان پذيرش رسمي قطعنامه از سوي مسوولين حرف آخر با مردم را در مورد جنگ نيز خود بزند. دفاع از ديدگاه امام راحل (ره) را مي توان به دو نوع دائمي و غير دائمي تقسيم كرد: استراتژي «دائمي» يا «كلي» كه حفظ اسلام و مصالح مسلمين مي باشد، استراتژي «غيردائمي» كه اتخاذ شيوه دفاع در جهت حفظ اسلام است، يعني اگر دشمن با ابزار نظامي به جنگ ما مي آيد، لزوما ما هم بايد با ابزار و ادوات نظامي دفاع كنيم؛ يا اگر دشمن با ابزارهاي فرهنگي و سياسي به ميدان مي آيد ما هم بايد با ابزار فرهنگي و شيوه هاي سياسي مناسب از خود دفاع كنيم و همه اين شيوه ها بايد در راستاي استراتژي كلي حفظ اسلام و مصلحت جامعه باشد. از اين رو دشمن تا زماني كه در جبهه هاي نظامي به ما حمله مي كرد، وظيفه ما دفاع نظامي بود و هنگامي كه پس از صدور قطعنامه 598 استراتژي ضربه را از جبهه نظامي به جبهه سياسي كشاند ما هم لازم بود متناسب با اين جبهه، شيوه دفاعي اتخاد مي كرديم. به همين دليل امام راحل (ره) فرمود كه من به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده تا چند روز قبل معتقد بودم و اكنون به دليل حوادث پيش آمده و ... با قبول قطعنامه موافقت مي كنم.8 اگرچه امام (ره) با قبول قطعنامه، موقعيت نظام جمهوري اسلامي را در شرايط بوجود آمده حفظ كرد و پس از هشت سال مبارزه، دشمن را از اشغال حتي يك وجب خاك ايران نااميد كرد كه در تاريخ جنگ ها بي سابقه است، لكن اين تصميم به منزله پايان مبارزه نبود، بلكه تغيير استراتژي و اتخاذ شيوه جديدي از مبارزه در جبهه سياسي بوده است. به طوري كه ايشان در اين زمينه فرمودند: «قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معنا حل مسأله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه هاي تبليغاتي جهان خواران عليه ما كند شده است».9 علل قبول قطعنامه از سوي امام (ره) امام خميني (ره) پس از قبول قطعنامه 598 در جهت حفظ و استحكام نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران ، خطاب به ملت ايران در رابطه با اتخاذ اين تصميم، اينچنين فرمودند: در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسأله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم؛ ولي به واسطه ي حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري ميكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور، كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم. و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم .... من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه هاي آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدرداني مي كنم. و همه ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي كنم. در آينده ممكن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مسأله را مطرح نمايند كه ثمره خون ها و شهادت ها و ايثارها چه شد. اينها يقينا از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نمي دانند كسي كه فقط براي رضاي خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه اي وارد نمي سازد.... خداوندا ، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشيده ام، و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمسازي مي كنم .... اكيدا به ملت عزيز ايران سفارش مي كنم كه هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسأله جنگ نيست، و هنوز دشمن از شرارت ها دست بر نداشته است؛ و چه بسا با بهانه جويي ها به همان شيوه هاي تجاوزگرايانه خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم، و ملت ما هم نبايد فعلا مسأله را تمام شده بداند... در هر شرايطي بايد بنيه دفاعي كشور در بهترين وضعيت باشد .... من باز مي گويم كه قبول اين مسأله براي من از زهر كشنده تر است؛ ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم. و نكته اي كه تذكر آن لازم است اين است كه در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين كشور ايران با اتكاي خود تصميم گرفته اند و كسي يا كشوري در اين امر مداخله نداشته است .... 10 امام(ره) در ادامه ميفرمايند: ما در چارچوب قطعنامه 598 به صلحي پايدار فكر مي كنيم و اين به هيچ وجه تاكتيك نيست، ولي سلحشوران ارتش اسلام بايد خود را آماده كنند كه اگر دشمن دست به حملاتي زد، جواب مناسبي به آن بدهند.11 همانطور كه ذكر گرديد امام خميني (ره) با درايت و هوشياري و بصيرت و آگاهي كامل از مسائل داخلي و بين المللي قطعنامه 598 را بر خلاف قطعنامه هاي قبلي شوراي امنيت در مورد پايان جنگ و برقراري آتش بس، پذيرفت. قبول اين قطعنامه فقط با هدف حفظ اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران در برابر حملات و آسيب هاي دشمنان اسلام و مستكبرين بود. درك و فهم اتخاذ چنين تصميمي از سوي امام (ره) تنها با قرار گرفتن در ظرف زماني تصويب قطعنامه و اوضاع داخلي و بين المللي آن زمان اماكن پذير مي باشد. متن قطعنامه 598 قطعنامه 598 داراي يك مقدمه و ده بند است كه در جلسه 2570 شوراي امنيت با اتفاق آراء به تصويب رسيد. بندهاي قطعنامه بر اساس مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل متحد به شرح زير مي باشد: 1ـ مطالبه مي كند كه به عنوان اولين قدم به سوي يك حل و فصل از طريق مذاكره، ايران و عراق به يك آتش بس فوري اقدام كنند و تمام عمليات نظامي را در زمين، دريا و هوا متوقف كنند و همچنين تمام نيروها را بي درنگ تا سرحدات شناخته شده بين المللي باز گردانند. 2ـ از دبيركل درخواست مي شود كه گروهي از ناظران سازمان ملل متحد را براي تأييد، تحكيم، نظارت بر آتش بس ، و عقب نشيني به مرزها اعزام كند. به علاوه از دبيركل درخواست مي شود كه ترتيبات ضروري را براي مشاوره با طرفين انجام دهد و گزارش آن را به شوراي امنيت تسليم كند. 3ـ شورا اصرار دارد كه پس از توقف مخاصمات فعال، بلادرنگ اسراي جنگي را بر اساس كنوانسيون سوم ژنو در 12 اوت 1949 آزاد كند و عودت داده شوند. 4ـ از ايران و عراق دعوت مي شود كه با دبيركل در خصوص به اجرا در آوردن اين قطعنامه و در كوشش هاي ميانجيگرانه براي كسب يك حل و فصل جامع، عادلانه ، شرافتمندانه و مورد قبول طرفين در مورد تمام موضوعات مهم، بر اساس اصول مندرج در منشور ملل متحد همكاري كنند. 5ـ از تمامي دولت هاي ديگر دعوت مي شود كه حداكثر خويشتن داري را به عمل آورند و از هر اقدامي كه ممكن است به تصاعد و گسترش بيشتر مخاصمه منجر شود، احتراز جويند و بدين گونه به اجرا در آوردن قطعنامه حاضر را تسهيل كنند. 6ـ از دبيركل درخواست مي شود كه ضمن مشورت با ايران و عراق، مسأله تفويض كار تحقيق در باب مسئوليت مخاصمه به هيأتي بي طرف را بررسي كند و در حداقل مدت ممكن به شورا گزارش دهد. 7ـ عظمت خسارات وارده در خلال مخاصمه و نياز به كوشش در جهت نوسازي با امدادهاي بين المللي درخور، زماني كه مخاصمه پايان پذيرد، تصديق مي شود و در همين خصوص از دبيركل درخواست مي شود كه هيأتي از كارشناسان را براي پژوهش در باب مسأله نوسازي تعيين كند و به شوراي امنيت گزارش دهد. 8ـ به علاوه از دبيركل درخواست مي شودكه با مشورت با ايران و عراق و ساير كشورهاي منطقه، طرق افزايش امنيت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد. 9ـ از دبيركل درخواست مي شود كه شوراي امنيت را در مورد به اجرا در آوردن اين قطعنامه به طور مداوم مطلع كند. 10ـ شوراي ا منيت تصميم دارد كه براي در نظر گرفتن اقدامات بيشتر و تضمين اجراي اين قطعنامه، در صورت ضرورت جلساتي تشكيل دهد.12 پي نوشتها: 1- جهت مطالعه بيشتر رجوع كنيد به: محمد دروديان ، پرسش هاي اساسي جنگ، تهران : مركز مطالعات و تحقيقات جنگ ، 1380. 2 - منوچهر پارسا دوست، نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ايران، تهران: شركت سهامي انتشار، بهار 1371 ، ص 674. 3 - كامرون هيوم ، سازمان ملل متحد، ايران و عراق، ترجمه هوشنگ راسخي عزمي ثابت ، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه 1376، صص 15-214. 4 - علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1376، ص 204. 5 - اسماعيل منصوري لاريجاني ، تاريخ دفاع مقدس ، تهران : انتشارات اسليمي ، 1380، صص 210-211. 6 - همان ، ص 212. 7 - علي اكبر ولايتي ، پيشين ، ص 221. 8 - اسماعيل منصوري لاريجاني ، پيشين ص 218. 9 - روزنامه اطلاعات ، 30/3/1367. 10 - پيام به ملت ايران ، 29/4/1367 ، صحيفه امام ، جلد 21 ، صص 92-96. 11 - بيانات خطاب به فرمانده سپاه ، 31/4/1367 ، صحيفه امام ، جلد 21 ، ص 101. 12 - اسماعيل منصوري لاريجاني ، پيشين ، صص 209-210. *منبع : www.farsnews.com، دوشنبه ٧ مرداد ١٣٨٧