Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 111899
تاریخ انتشار : 28 مرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 59

احیای اسلام و تشيّع

يكي از مسائل بسيار تلخ و تأسف بار تاريخ اسلام از زمان غيبت كبراي امام زمان(عج) تا كنون، انزوا و عزلت اسلام و تشيّع بوده است. دين ستيزي مخصوصاً ستيز با دين اسلام و مذهب تشيّع در طول تاريخ اسلام، از سوي دشمنان آن به عنوان يك سياست محوري و حركت جدّي دنبال شده است متأسفانه تلاش گستردۀ دشمنان در جهت حذف اسلام و تشيّع از صحنه زندگي بشري و جوامع انساني مخصوصاً در عرصۀ حكومتها، به نتيجه رسيده بود. هر چند در حوزۀ ستيز با دين، نسبت به اديان ديگر، غالباً اسلام به عنوان محور اصلي دين ستيزي در جهان مورد توجه قرار داشت، ليكن در بين مذاهب و فرق اسلام نيز، پيكان و نوك تيز حمله كينه توزان متوجه مذهب تشيّع و شيعيان بوده است. و اين به خاطر آگاهي كامل دشمن از قدرت و روحيۀ سلحشوري و مبارزاتي شيعيان در طول تاريخ نعضتها و حركتهاي شيعي است. ستيز با اسلام و تشيّع مخصوص و محدود به قلمرو كشور ايران نبوده است، زيرا دين اسلام و مذهب تشيّع، جهاني بوده و مخاطبين آن كلّيۀ افراد دنيا مي باشند. تا قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، اسلام و تشيّع نه تنها حضوري مؤثر در عرصۀ حكومت و حاكميت نداشت، بلكه بسياري از ابعاد و احكام آن نيز مطرود و منزوي شده بود. هرچندجلوه هايي از آن ظهور و بروز داشت، اما اين موارد بسيار محدود و ناچيز بود. اسلام و قوانين و احكام گسترده و همه جانبۀ آن حتي در بين خود مسلمانان صرفاً در برخي از امور زندگي آنان حضور و نقش داشت و به عنوان موضوعي فرعي، و محدود به عبادات فردي و آداب و رسول مذهبي بود. امام خميني(ره) در مورد عزلت و به انزلوا كشيدن اسلام تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در يكي از سخنرانيهاي خويش در سال 1358 فرمودند: «اسلام داشت منسي مي شد، اسلام را داشتند منهدم مي كردند، قرآن را داشتند زير چكمه ها از بين مي بردند. قيام شما جوانهاي ايران، قيام شما ملّت ايران كه قيام الهي بود، نهضت الهي بود، قرآن را زنده كرد، حيات تازه به اسلام بخشيد1» دين ستيزي و به انزوا كشيدن اسلام و تشيّع در همه نقاط دنيا در دستور كار دشمنان كينه توز و استكباري بوده است، اما در كشور مسلمان نشين ايران اين توطئه به صورت فزاينده اي از سوي رژيم منحوس پهلوي و حاكمان بي دين آن، دامن زده مي شد. ابعاد اين دين ستيزي و به انزوا كشيدن آن در دوران سلطنت پهلوي به قدري گسترده و همه جانبه بود كه شرح آن، خود نيازمند كتابي مفصل و جداگانه است و از حوصله اين مقال خارج مي باشد. تلاش در جهت حذف اسلام از همۀ ابعاد زندگي فردي و اجتماعي مردم مسلمان ايران، غيراسلامي كردن قوانين و مقررات كشور، سپردن پستهاي كليدي حكومت به دست افراد ناصالح و ضد دين، ترويج بهائيت2، حذف اسلام از دانشگاهها و مدارس، به تمسخر گرفتن معارف و احكام اسلامي، حذف اسلام از صحنه اجتماعي با دامن زدن به مسائل ملي و ملي گرايي3 و حتي ستيز با آثار و مظاهر ديني در امور جزئي و شكلي مانند تغيير مبدأ تاريخ كشور4 و بي حرمتي به مناسبتهاي مذهبي5 جزء برنامه ها و اقدامات مستمر رژيم منحط پهلوي بوده است. پيروزي انقلاب پربركت اسلامي ايران نه تنها در داخل كشور به ستيز با دين پايان داد، بلكه اضافۀ بر آن موجب احياء و عظمت اسلام و تشيّع نيز گرديد. البته آثار احياء مجدّد اسلام و تشيّع ديگر محدود به داخل كشور نبود، بلكه جنبۀ جهاني داشته و در سراسر گيتي براي اسلام و تشيّع، عزّت و افتخار آفريد و يكبار ديگر باعث مجد و عظمت اسلام شد. تشكيل مجمع جهاني اهل بيت به دستور مقام معظّم رهبري حضرت آيت اللّه خامنه اي نيز موجب شناسايي هر چه بيشتر مذهب انقلابي تشيّع و عزّت و افتخار آن در سراسر جهان گرديد. در اين مورد حضرت آيت اللّه العظمي فاضل لنكراني از مراجع تقليد برجسته جهان تشيّع مي فرمايند: «بزرگترين دستاورد انقلاب اين بود كه امام (قدّس سرّه) شيعه را براي اوّلين بار به دنيا معرفي كرد و تا آن زمان شيعه به دنيا معرفي نشده بود. شايد صدي نود دنيا اصلا از مذهبي و مكتبي به نام تشيّع اطلاعي نداشتند ولي اين انقلاب امام، سبب شد كه مسأله تشيّع در همۀ دنيا مطرح شود6.» براستي اين دستاورد جهاني انقلاب اسلامي ايران موجب احياء مجدّد اسلام در سراسر جهان شد، امام خميني (ره) در يكي از سخنرانيهاي خويش در سال 1361فرمودند: «آنچه ما به دست آورديم اين است كه ما اسلام را در اين جا زنده كرديم. پيشتر اسمي از اسلام بود و ليكن اسلام اصلش نبود؛ يعني اصلش دعوا با اسلام بود، مي خواستند اسلام زدايي كنند.7» زنده شدن هويّت اسلامي يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي بوده است. اهميّت اين دستاورد در حدي است كه رهبر معظّم انقلاب حضرت آبت اللّه خامنه اي آن را يكي از دو كار بزرگ انقلاب معرفي كرده اند. ايشان در اين زمينه مي فرمايند: «انقلاب اسلامي در حقيقت دو كار بزرگ را انجام داده است كه يكي تشكيل نظام اسلامي و ديگري زنده كردن هويّت اسلامي در دنيا است8.» اين دستاورد جهاني، واقعيّتي است كه ممورد تأكيد بسياري از شخصيتهاي انقلابي و مملكتي كشورهاي ديگر نيز قرار گرفته است و ما صرفاً به چند مورد آن اشاره مي كنيم. احمد بن بلا نخستين رئيس جمهور الجزاير پس از انقلاب اين كشور، در اين مورد چنين مي گويد: «انقلاب اسلامي ايران حيثيت اسلامي را به او بازگرداند... ملل عرب بايد زنده شدن اسلام را در قرن بيستم مديون انقلاب اسلامي ايران باشند. اين اسلامي كه دنياي عرب را به اجبار دگرگون خواهد ساخت... امروز آواي نهضت خميني در دور افتاده ترين نقاط جهان اسلام به گوش مي رسد. در دور افتاده ترين قبايل صماري آفريقا سخن از روحي تازه است كه انقلاب ايران در قرن بيستم به اسلام داده است9.» وزير تعليمات و امور مذهبي الجزاير نيز چنين مي گويد: «آيت اللّه خميني اعتبار اسلام را در نظر ملل اسلامي و غير اسلامي بازگردانيد. امام خميني تجسم زنده اي از حضرت علي (ع) است.10» در اين مورد احمد جبريل دبير كلّ جبهه خلق براي آزادي فلسطين مي گويد: «امام خميني در جهاني كه دو ابرقدرت شوروي و آمريكا حاكم بود، توانست دولت جمهوري اسلامي ايران و نهادهاي آن را پايه ريزي كند. امام خميني توانست اسلام واقعي را به جهانيان نشان دهد و در اوج قدرت امپرياليسم، موفق شد انقلابي اسلامي منحصر بفرد را در پايان قرن بيستم به پيروزي برساند11.» مطبوعات پرتيراژ و رسانه هاي مهم جهاني نيز در اين مورد مطالب زيادي نوشته اند. روزنامه پرتيراژ ژاپن تايمز: «امام خميني توانست دنياي اسلام را به لرزه در آورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه بطلبد12» هفته نامه اردو زبان هجوم: «امام خميني به اسلامي كه در چند صد سال گذشته منجمد شده بود، روح تازه اي بخشيد و با ايمان و تلاشهاي بي دريغ خود، غرور غرب را پايمال كرد و ابرقدرتهاي شرق و غرب را به ذلّت و خواري كشاند و نشان داد كه اسلام داراي بزرگترين قدرت است.13» هفته نامه اشپيگل آلماني در سال 1371: «اسلام، مبارزترين مذهب دنيا با انرژي انقلابي خود 2/1 ميليارد مسلمان را برانگيخته است. در حال حاضر اسلام نيروبخش ترين و باقدرت ترين مذهب موجود در دنيا است.14» پي نوشت ها: 1.در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم، صفحه 378. 2. در اين مورد ارتشبد سابق حسين فردوست نزديكترين دوست شاه، از كودكي تا سقوط و محرم اسرار دربار مي نويسد: «يكي از فرقه هايي كه توسط اداره كل سوم ساواك با دقّت دنبال مي شد، بهائيت بود. شعبه مربوطه بولتنهاي نوبه اي سه ماه تنظيم مي كرد كه يك نسخه از آن از طريق من به اطلام محمد رضا مي رسيد. اين بولتن فراماسونري بود. محمدرضا از تشكيلات بهائيت و بخصوص افراد بهائي در مقامات مهم و حساس مملكتي اطلاع كامل داشت و نسبت به آن حسن ظن نشان مي داد. اصولا رضا خان نيز با بهائيت روابط حسنه داشت تا حدي كه اسداللّه طنيعي را كه يك بهائي طراز اوّل بود، آجودان مخصوص محمدرضا كرد كه بعدها به وزارت جنگ و وزارت خواربار رسيد. ولي نفوذ اصلي بهائيت در دوران عبدالكريم ايادي بود. ايادي از خانواده طراز اوّل بهائيت بود. ايادي با نفوذي كه نزد محمد رضا كسب كرد، بهائيها را به مقامات عالي رساند. او مسلّماً در رسانيدن امير عباس هويدا (كه بهائي بود) به نخست وزيري نقش اصلي را داشت. در زمان هويدا ديگر كار بهائيها تمام بود و مقامات عالي مملكت توسط آنها به راحتي اشغال مي شد... محمدرضا نه تنها نسبت به نفوذ بهائيها حساسيت نداشت بلكه خود او صراحتاً گفته بود كه افراد بهائي در مشاغل مهم و حساس مفيدند چون عليه او توطئه نمي كنند. بهائياني كه به مقامات حساس مي رسيدند از موقعيت خود براي ثروتمند شدن جامعه بهائيت استفاده مي كردند تا از اين طريق اقتصاد مملكت را به دست گيرند. بهائياني كه مي شناختم همه بسيار ثروتمند بودند... در زمان حاكميت ايادي بود كه بهائيها در مشاغل مهم قرار گرفتند و در ايران بهائي بيكار وجود نداشت. در دوران ايادي تعداد بهائيهاي ايران به سه برابر رسيد.» (به نقل از كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ، جلد 1، صفحات 374 و 202.) 3. براي مثال شاه در موضع گيري خود به قصد حذف اسلام از امور كشور در مراسم رسمي پنجاهمين سالگرد بنيانگذاري سلسله خود با صراحت گفت: «من اعلام مي كنم كه ما سلسله پهلوي، به چيزي جز ايران عشق نمي ورزيم و براي چيزي جز حرمت ايرانيان تعصب نداريم و وظيفه اي جز خدمت به كشور و مل،ت خود نمي شناسيم.» (به نقل از كتاب رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا، صفحه 44.) 4. در راستاي اسلام زدايي، زژيم پهلوي در سال 1355 هجري شمسي، تاريخ رسمي ايران را به شاهنشاهي (2535شاهنشاهي) تغيير داد. 5. مثلا در اين مورد، علم وزير دربار شاه در خاطرات 20 دي 1348 خود مي نويسد: «در شام شاهانه حضور به هم رساندم. ملكه مادر پيشنهاد كرد كه بهتر است امسال مراسم سلام نوروز لغو شود چون با دهۀ عاشورا مصادف شده. پيشنهاد چرتي بود ولي ترسيدم مبادا جدّي تلقي شود. معمولا در اين قبيل مراسم سكوت اختيار مي كنم ولي امشب با گستاخي دخالت كردم. پرسيدم منظور عليا حضرت چيست؟ ما كه نمي توانيم سنتهاي ملي را بابت مراسم بي معني كنار بگذاريم . حتي اگر نوروز با روز عاشورا هم مصادف شود، مراسم سلام بايد همچنان برگزار شود.» به نقل از كتاب گفتگوهاي من با شاه (خاطرات محرمانه علم)، صفحه 191. 6. روزنامه جمهوري اسلامي، مورخ 16/ 6/ 1378. 7. صحيفه امام، جلد 17، صفحه 170. 8. خطبۀ نماز جمعه تهران، مورخ 20/11/74. 9. جميله كديور، رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا، صفحه 123. 10. جميله كديور، رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا، صفحه 122 11. ضميمه روزنامه اطلاعات، مورخ 29/3/1378. 12. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، بازتاب رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، صفحه 29. 13. ويژه نامه روزنامه جمهوري اسلامي، مورخ 10/7/1378. 14. نشريه داخلي نگرشي بر تحوّلات سياسي سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي، شماره 14، صفحه 22. * منبع : کتاب کرانه های نور، جلد یک، ص ٥٦