Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 113033
تاریخ انتشار : 17 شهریور 1387 0:0
تعداد بازدید : 135

استقلال فرهنگی

استقلال فرهنگی یکی از ویژگی های بارز و مشخص هر کشور مستقل و باهویت می باشد و بالعکس وابستگی فرهنگی نشانة ذلت، حقارت و فقدان هویت یک ملت و کشور است. یکی از خصوصیات رژیم منحط پهلوی، وابستگی فرهنگی کشور به غرب و عدم استقلال فرهنگی بود. قبل از انقلاب، کشور ما از نظر فرهنگی، استقلالی از خود نداشت و کاملاً وابسته به غرب بود. سیاست های فرهنگی کشور عمدتاً از طرف غرب دیکته می شد و خود رژیم نیز به علت خودباختگی فرهنگی، با اشتیاق و کورکورانه از غرب تبعیت و تقلید می کرد. این وابستگی در همه حوزه های اعتقادی، اخلاقی، زندگی فردی و اجتماعی و حتی رفتار و معاشرت و خوراک و پوشاک و سخن گفتن نیز به چشم می خورد. وابستگی فرهنگی یک مرحله پایین تر و بدتر از خودباختگی فرهنگی است. خودباختگی فرهنگی در مرحله فکر و اندیشه است ولی وابستگی فرهنگی، مرحله عمل و اجرا و تن دادن به نتایج خودباختگی فرهنگی است. بدین ترتیب استقلال فرهنگی نیز یک مرحله بالاتر و برتر از خودباوری فرهنگی است. در خودباوری فرهنگی، فکر و اندیشه ازخودباختگی رها و آزاد می شود ولی در استقلال فرهنگی، در اجرا و عمل، فرهنگ یک کشور مستقل از فشارها و تحمیل ها و نیز تقلید های کورکورانه شکل گرفته و پیش می رود. به برکت انقلاب اسلامی، کشور عزیز ایران از وابستگی فرهنگی نیز رهایی یافته و به استقلال رسید. استقلال فرهنگی خود زمینه ساز سایر استقلال ها می باشد و بدون استقلال فرهنگی، استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی نیز ممکن نخواهد بود. در همین رابطه حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آن ها امکان پذیر است. بی جهت و من باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران ـ که در رأس تمام اهداف آنان است ـ هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است ... بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد. »(١) در مورد اهمیت و ارزش این دستاورد، رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه مورخ 10 فروردین 1369 با اشاره به استقلال سیاسی و اقتصادی فرمودند: «از همة این ها مهم تر، استقلال فرهنگی بود. جمهوری اسلامی، از اول نشان داد که زیر بار فرهنگ مبتذل و فاسد غربی نخواهد رفت. این نکته را من عرض کنم که سلطة واقعی قدرت ها، سلطه فرهنگی است. یعنی اگر ملتی بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را و در مرحلة بالاتر زبان و خط خویش را در ملت دیگری نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است و سلطة او یک سلطة حقیقی است. کاری که در دو دوره یی از این دویست سال گذشته فرانسوی ها با کشورهای دیگر کردند و در یک دوره ی دیگر انگلیسی ها کردند و در این اواخر آمریکایی ها انجام دادند... فرهنگ یعنی همین رسوم و آدابی که بر زندگی من و شما حاکم است. فرهنگ یعنی باورها و اعتقادات و چیزهایی که زندگی شخصی و اجتماعی و داخل خانه و محیط کسب یک جامعه با آن ها روبه روست. جمهوری اسلامی فرهنگ غربی را رد کرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامی داریم. اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، در کیفیت زندگی فردی، در خورد و خوراک، در لباس پوشیدن، در درس خواندن، در روابط با حکومت در روابط با یکدیگر و در معاملاتشان معین کرده است. ما نمی خواهیم این ها را از غربی ها یاد بگیریم و از آن ها تقلید کنیم. »(٢) پی نوشت: ١- آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آراء امام خمینی (ره)، ص ٣٢٢. ٢- حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظّم رهبری)، جلد ٤، ص ٥٠. * منبع : کتاب ٩٢ دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ص ١٥٨