Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 114521
تاریخ انتشار : 23 مهر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 65

رئیس مجلس خبرگان

جمهوری اسلامی شیره جان ماست

آیت الله هاشمی رفسنجانی در همایش «ایران و استعمار انگلیس» گفت : ما تا آخرین قطره خون روی استقلال کشورمان ایستاده ایم، جمهوری اسلامی شیره جان ماست و ملت هم زیر بار سلب آزادی نمی رود و هرکس می خواهد این کار را بکند، وقتش را تلف کرده است. اکنون زیربناها ساخته شده، نیروهای ما آماده اند، طرح های بزرگی می توانیم اجرا کنیم، در مسائل هسته یی ،IT ، نانو و صنایع پیشرفت زیادی داشته ایم و کارهای دیگری هم می توانیم انجام دهیم که محصول استقلال مان است...
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب به نقل از ایسنا، آیت الله هاشمی رفسنجانی طی سخنانی در همایش «ایران و استعمار انگلیس» در تالار علامه امینی دانشگاه تهران با بیان این که «اگر هر کدام از این سه شعار خدشه دار شود، ما بقیه را هم از دست می دهیم» افزود: «نمی دانم اولین بار چه کسی این سه شعار را مطرح کرد، اما فطرت مردم از نبود این سه رنج می برد و به همین خاطر این شعارها طرح شد». وی یادآور شد: « بعد از انقلاب دوران سختی داشتیم شورش ها، جنگ هشت ساله، تحریم و بی وفایی به معاملات و پیمان ها را شاهد بودیم حتی پول های ما را هم پس ندادند، پس می بینید که یک کشور غیرمستقل چقدر مشکلات دارد». آیت الله هاشمی رفسنجانی ادامه داد: «ایران در همین مسیر استقلال، آزادی و دین جلو آمد و به تنهایی با وجود مزاحمت های بین المللی خود را آن قدر جلو برد که اینک تفاوت ایران کنونی با آن چه ما از حکومت پهلوی تحویل گرفته ایم، بسیار زیاد است». وی گفت: «اگر دانشمندان ما را می ربایند، این از ضعف داخلی ماست، زیرا آن ها سرمایه اصلی کشور هستند و کار کشور باید با آن ها به سامان برسد». هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: «ما اکنون در دانشگاه تهران حرف می زنیم؛ جایی که زمانی اشراف در آن جا درس می خواندند، اما اکنون ما سه میلیون دانشجو داریم، حتی آماده حذف کنکور هستیم و دانشمندان زیادی داریم». وی افزود: «ما تا آخرین قطره خون روی استقلال کشورمان ایستاده ایم، جمهوری اسلامی شیره جان ماست و ملت هم زیر بار سلب آزادی نمی رود و هرکس می خواهد این کار را بکند، وقتش را تلف کرده است. اکنون زیربناها ساخته شده، نیروهای ما آماده اند، طرح های بزرگی می توانیم اجرا کنیم، در مسائل هسته یی ،IT ، نانو و صنایع پیشرفت زیادی داشته ایم و کارهای دیگری هم می توانیم انجام دهیم که محصول استقلال مان است». وی اظهار کرد: «ما راه سختی را پیموده ایم و اکنون در حال درک آثار استقلال هستیم، یکی از وظایف نخبگان و عالمان ما این است که برای مقایسه آن دوره تاریخی با اکنون تلاش کنند. اگر ما امیرکبیر را در آن دوران داشتیم از ژاپن جلوتر می افتادیم زیرا امکانات طبیعی، موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، آدم ها و مکتب ما از آن ها بسیار غنی تر است. متاسفانه در آن دوره همه سرمایه ها ضایع و تلف شد و بی ثمر بود». رییس مجلس خبرگان تصریح کرد: « اکنون ما در حال جلو رفتن هستیم، باید هوشیار باشیم که به خاطر کارهای نسنجیده و بی برنامه گی فرصت کنونی را از دست ندهیم، و ملت هم دلگرم و همراه ما باشند. ان شاءالله بتوانیم با سه رکنی( استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) که در اختیار داریم جایگاه واقعی ایران را در نقشه جهانی پیدا کنیم». رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابتدای سخنان خود نیز با ابراز خرسندی از برگزاری همایش «ایران و استعمار انگلیس» با توجه به مظلومیت تاریخ ایران گفت: «در دوره قاجار و بعد از آن در دوره پهلوی واقعیات عمدا مکتوم ماند و از آن طرف هم دولت های خارجی به دلیل آن که در تاریخ ما محکوم بودند، تا توانستند آن را مکتوم نگه داشتند». هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: «امروز وظیفه دلسوزان و محققان است که به زوایای تاریک این تاریک خانه وارد شوند و ملت را آگاه کنند». وی خاطرنشان کرد: «هدف مهمی که من برای آن سخن می گویم مقایسه ایران بعد از انقلاب و ایران دوران قاجار و پهلوی است که چه تفاوت عظیمی پس از استقلال بین این دو دوره وجود دارد. البته این موضوع در اهداف همایش شما نبود، اما هدف دارترین نقطه برای ما این است که ببینیم ملت ایران با انقلابش چه کرده است». وی یادآور شد: «آن چه تعریف تاریخ معاصر است مربوط به دویست سال گذشته و رفتاری می شود که قدرت های مسلط دنیا به ویژه روسیه و انگلیس با ما داشتند و وضعیتی که در مقابل آن کشور ما داشت. به اعتقاد من دوران دویست سال گذشته منهای سی سال بعد از انقلاب نمایشگاه عجیبی از حرص، طمع، بی رحمی و حرکات ضد انسان استعمارگران و از سویی بی عرضگی، بی اطلاعی، ضعف مدیریت و نبود آگاهی از سوی مسوولان ایران است». رییس مجلس خبرگان ادامه داد: «به خوبی می شود این دوران را به صورت سریال تاریخی به مردم نشان داد. گرچه قطعاتی از آن گفته شده اما مجموع اش را باید جمع بندی کنیم؛ چراکه برای آگاهی از وضعیت آن دوران مطالعه این قطعه تاریخی به ویژه برای جوانان و دانشجویان اهمیت فراوانی دارد. ما در انقلاب سه رکن را از زبان مردم مطرح کردیم و آن استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. اکنون می خواهیم روی بعد استقلال تکیه کنیم». وی خاطرنشان کرد: «این ماجرا در آستانه قرن نوزدهم شروع شد که استعمار غرب نشاط و تحرک جوانی خود را داشت. هدف آن ها هم دست اندازی به مراکز مختلف دنیا از جمله خاورمیانه بود. آن ها اولا می خواستند بازاری برای سند خود ایجاد کنند، نیروی ارزان بیابند و سلطه سیاسی داشته باشند به نحوی که ملت ها در بند نگه دارند تا نتوانند حرکتی انجام دهند». وی با بیان این که «انگلیس و روسیه میدان دار استعمار در آن دوران بودند» اظهار کرد: «گاهی هم فرانسه در این میان دیده می شود و به نظر می رسد فرانسه بهتر از دو رقیب عمل کرده است. در آستانه قرن نوزدهم اولین حرکت انگلیس هدف آن ها را نشان داد؛ آن تصرف هند بود. در شبه قاره هند همه چیز برای انگلیس و حفاظت از این مستعمره برای آن ها در درجه اول اهمیت قرار داشت». هاشمی رفسنجانی یادآور شد: «یکی از راه هایی که می توانست رقبای انگلیس را به هند برساند ایران بود؛ لذا انگلیس ایران را اولویت خود قرار داد و برای این که این راه را برای دیگران ببندد به دلیل این که به ایران چشم طمع هم داشت، قبل از سال 1800 بی هیچ دلیلی جزیره قشم را اشغال کرد و در ساحل بوشهر نیروهای خود را پیاده کرد تا با تهدید قرارداد بازرگانی را به ایران تحمیل کرد». وی ادامه داد: «زمانی که روسیه متوجه این کار شد آن ها که با وصیت نامه پطرکبیر آرزوی رسیدن به آب های گرم جنوب ایران را داشتند، با انگلیس رقابت کردند و ایران قربانی تنازع قدرت های استکباری شد. البته نقطه ضعف ایران وجود استبداد خفقان آمیز داخلی بود و دوام کار خود را درسایه حمایت خارجی ها دید. همین دو عنصر شوم منافع ملت را قربانی کردند». وی گفت: «استبداد نیاز به استعمارگران از سویی و مستبدین نیازمند به دیگران از سوی دیگر داشت؛ این اتفاقات باید با استراتژی مشخصی تحلیل شود. انگلیس با حضور نظامی در جنوب ایران حرکت خود را آغاز کرد و روسیه هم با ایده وصیت نامه پطر کبیر و با حرکات تند الکساندر اول به طرف ایران حرکت کرد که اولین کارش اشغال گرجستان بود و زمینه جنگ اول روسیه با ایران را فراهم کرد». رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که «جنگ روسیه با ایران فرصت طلایی و استثنایی برای نفوذ انگلیس در ایران بود» گفت: «در سایه های همین تحلیل، انگلیس اولین قرارداد نظامی و دفاعی با ایران را منعقد کرد و در سایه این قرارداد به خیلی جاها ورود پیدا کرد و نفوذش را آن قدر قوی کرد که از شرق و غرب ایران سرباز گیری می کرد جاسوس و عامل انتخاب می کرد و توانست نفوذ عمیقی در دستگاه قاجار کند تا از دریچه نیاز ایران هر روز خواسته ناحقی را به آن تحمیل کند». وی تاکید کرد: «انگلیس برای این که هند را از آسیب ناپلئون و روسیه دور کند از شاه ایران خواست به افغانستان حمل کرده و حرکت جدیدی را در منطقه به وجود بیاورد که البته این خواست فرانسه هم بود. ایران در آن مقطع با مساله افغانستان درگیر می شود. در آن زمان هرات جزو ایران بود و ایران در روابط پیچیده استعمارگری گیر می افتد و از این پس مانند توپ در اختیار سه بازیگر عمده ؛ فرانسه، روسیه و انگلیس به این طرف و آن طرف پرتاب می شود». وی اظهار کرد: «البته ایران در آن زمان کشوری قوی بود و اعتبار نظامی بالایی داشت؛ چراکه هنوز اقدامات نادرشاه و کریم خان زند در حافظه مردم بود اما با توطئه استعمارگران ایران روز به روز ضعیف شد و بعد از ده سال از روسیه شکست خورد. همین باعث شد انگلیس ماهرانه قراردادی را برای ایران به نفع روسیه تنظیم کند. پس از جنگ دوم ایران و روسیه هم انگلیس با حیله گری اقدام به انعقاد قرارداد ننگین ترکمانچای کرد». هاشمی رفسنجانی گفت: «پس از این اتفاق قاجار دیگر جز با تایید روس و انگلیس اعتباری نداشت و همین باعث شد استعمار این دو کشور با تضعیف دولت ایران اوج بگیرد، به طوری که ایران مقتدری که آن قدر عظمت داشت، طوری گرفتار شد که ایادی استعمار با او برخورد کردند. در جنگ دوم ایران و روسیه هم انگلیس بیشترین استفاده را برای نفوذ در ایران و حفاظت از هند انجام داد». وی در ادامه با بیان این که «جنگ دوم ایران و روس نکات مهمی را در تاریخ قابل توجه می سازد» اظهار کرد: «در این زمان فرانسه دوباره به روسیه نزدیک شد و این باعث شد سربازان روس از غرب آزاد شوند، عثمانی را شکست دهند و ایران را به جایی برسانند که قرارداد ترکمانچای را امضا کنند به همین ترتیب ایران بین انگلیس و روس تقسیم شد و این دو منطقه نفوذ ده سال ایران را رنج داد. حتی دوره بعد از جنگ که آرامش نسبی نظامی وجود داشت هم قطعه تلخی در تاریخ ایران به شمار می رود». وی ادامه داد: «در این دوران حرکات قومی، دینی و بسیاری جریان های دیگر از سوی انگلیس طراحی شد و آن ها را به جان ملت انداخت تا وحدت ایران را متزلزل کند و نهایتا به جایی رسید که قرارداد شوم رویتر امضا شد که همه خاک ایران را مستعمره انگلیس می کرد؛ گرچه به خاطر فشارها این قرارداد، امضا نشد اما این دوران زمان امتیاز گیری و رقابت روسیه و انگلیس در این عرصه بود». رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به رقابت انگلیس و روس در امتیازگیری از ایران گفت: «انگلیس امتیاز کشتیرانی در رود کارون و روس ها امتیاز کشتیرانی در سواحل دریای خزر را گرفتند. انگلیس امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی و روس ها امتیاز تاسیس بانک استقراضی را از ایران گرفتند. انگلیس امتیاز راه جنوب و روس امتیاز راه شمال را گرفتند. این دو کاملا با هم بازی می کردند و ایران فقط امتیاز می داد و مبلغی ناچیز برای ادامه حیات خود می گرفت». وی یادآور شد: «اگر هم شخصیتی آگاه، دلسوز و مقاوم پیدا می شد او را از پای در می آوردند؛ مثل امیرکبیر که کارهای بزرگ زیادی کرد و حتی وقتی فهمید موضوع اصلی هند است، برنامه ریزی کرد تا انگلیس را از هندوستان بیرون کند و شاید همین منجر به انقلاب هند شد. امیرکبیر همچنین می خواست ژاپن را الگو قرار دهد، کشوری که در حال پیشرفت بود و زیر سلطه استعمار هم قرار نداشت، اما این گونه افراد را از میدان به در کردند». وی اضافه کرد: «آخرین امتیازی که قاجار به انگلیس داد، امتیاز نفت در سال 1901 ـ که تا آخر دوران پهلوی هم ما هنوز گرفتار آن امتیاز شوم بودیم ـ بود. امتیازات پیش از مشروطه بسیار زیاد بود و حتی برخی مراجع در امتیازاتی مثل لاتاری یا دخانیات وارد عمل شدند. بعدها هم که مشروطه به وجود آمد همین دو کشور استعماری به ویژه انگلیس که ظاهرا مدافع مشروطه بود، بساط مشروطه را به هم ریخت. بعد از این دوره دست انگلیس کاملا باز شد. انگلیس به ما خیلی بدهکار است و ما از آن ها خیلی طلبکاریم و باید شرمنده باشند». رییس مجلس خبرگان خاطرنشان کرد: «جنگ جهانی اول با شکست آلمان و عثمانی پایان یافت و تنها انگلیس در هیاهوی بعد از جنگ جهانی اول مقتدرانه سرپا ایستاد و حرکات بلامنازع انگلیس از این پس آغاز شد. با این که مجلسی در آن زمان وجود نداشت، مدرس با قرارداد 1919 مخالفت کرد .انگلیس در آن وضع از ایران چه می خواست؟ آن قرارداد لغو شد، اما دست باز انگلیس باعث شد با امضای قرارداد نفت در ایران این همه خسارت به ما وارد کنند». وی اظهار کرد: «آمدن رضاخان پهلوی؛ افسری بی سواد و قزاق هم با برنامه روشن استعمار بود که با رندی شکلی ظاهرا ملی به خود گرفت. پس از او هم محمدرضای خام را در راس کشور گذاشتند که چاره ای جز تسلیم نداشت و جالب این که آخرین بار هم محمدرضا با فرمان آن ها از کشور رفت. اگرچه ملت قیام کرد ولی تا آن ها نگفتند او از ایران نرفت و هر روز سقیر انگلیس و فرانسه با او دیدار می کردند و کاملا به او فرمان می دادند». وی با بیان این که «کسی که مدعی تمدن بزرگ ایرانی بود و ایران را جزیره امن می دانست از بیگانگان فرمان می برد» تاکید کرد: «حکومت دکتر مصدق را چه کسی ساقط کرد؟ دستاورد ملی شدن صنعت نفت را چه کسی ضایع کرد؟ آیا جز این بود که خاندان پهلوی با کمک بیگانگان این کار را انجام دادند؟ این بنیه استبداد و استعمار بود که با هم همکاری کردند و از منافع یکدیگر دفاع کردند. استعمارگران با رفتن محمدرضا شاه مجبور شدند بساط شان را جمع کنند و با رسوایی از ایران بروند». هاشمی رفسنجانی ادامه داد: «پس از جنگ جهانی دوم آمریکا هم اعتبار بالایی کسب کرد. ایران در جلسه رسمی غیرعلنی مجلس به صورت فوریت، امتیاز نفت شمال را به آمریکا داد؛ گرچه با هوشیاری برخی افراد این امتیاز عملی نشد و آن ها از طریق شرکت در کنسرسیوم آرزوی خود را عملی کردند و ایران را از چنگال انگلیس بیرون آوردند و تحویل آمریکا دادند زیرا دیگر انگلیس نفسی نداشت، این طور بود که در سال های آخر شاه فرمان همه چیز به دست آمریکا بود». وی با بیان این که «خاندان پهلوی رو سیاه ایران را ترک کرد و کشور را به مردم تحویل داد» گفت: «امتیاز انقلاب این بود که متکی به مردم بود و با مردم سر و کار داشت که قدرتی زوال ناپذیر و اقیانوسی بی کرانه هستند و نشان داد اگر مسوولان خودخواهی وطن فروشی نکنند مردم هم یار آن ها خواهند بود».