Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 115195
تاریخ انتشار : 5 آبان 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 7

من از طعم دوبیتی های باران خورده لبریزم

گفت و گو با فرزاد جمشیدی
محسن حدادی mohsen@ketabnews.com نزدیکی های خانه شان که رسیدیم، تماس گرفت و گفت: کمی ناخوش احوالم، تا سری به درمانگاه بزنم و برگردم، شما تشریف ببرید داخل. خانه کوچکی در شهرک شهران، آپارتمانی که پر است از کتاب های جور واجور. از ادبیات گرفته تا فلسفه. از شعر تا نجوم. از تاریخ تا ... خلاصه همه آنچه که او باید بداند تا اینچنین مردم را شادمان پای جعبه جادو بنشاند...زنگ در خانه به صدا درمی آید و دخترک کوچکی که با آمدن ما به تلویزیون تماشاکردنش ادامه می داد و انگار نه انگار ما آمده ایم، رفت تا در را بازکند. آقای دکتر بود. سلام و علیکی کردیم و همین جا 2ریالی افتاد که فرزاد جمشیدی جعبه جادو با فرزاد جمشیدی خانه هیچ تفاوتی ندارد؛ همان ادبیات، همان ادب اجتماعی والا، همان رفتار نجیبانه و دوست داشتنی و همان تواضع گفتاری... به هرحال قدم زدن میان افکار مردی که عاشقانه کارش را ستایش می کند و مردم را خردمندترین مخاطبان و مشتریان دانش و بینش رسانه ای می داند که باید برایشان حرف تازه داشت و پرمغز، خوش گذشت... فرزاد جمشیدی، متولد خرداد 1349 در تهران است. دوران ابتدایی اولین روزهایی بوده که روزه می گرفته و رمضان را درک کرده. آپارتمان کوچکی در شهرک شهران دارد و خانه اش با دردانه دخترهای هفت و چهارساله اش پر از رحمت است؛ زهرا و مریم. تا به حال سه کتاب "شرح بی نهایت"، "آبی به رنگ خاطره " و "هنرنامه مردان خدا" در حوزه دفاع مقدس منتشر کرده و 2 کتاب «پویه و پرواز» و «رهاورد» قطعاتی ادبی به قلم او به زودی منتشر می شود. ¤¤¤ -چرا تلویزیون ماه رمضان یاد خدا می افتد؟ فکر نمی کنم این طوری باشد. در واقع تلویزیون موظف است برای مخاطب جهت سازی کند. برنامه سازی یک خیابان دوطرفه است، هم مخاطب باید خودش را در این خیابان ببیند و هم برنامه ساز باید بگه که مخاطب چی ببیند. نباید بگیم که فقط تابلوها و تابلودارها را بین. باید آنقدر خوب کار کنیم که خودش خوب را انتخاب کند. - منظورم این است که آیا ما در طول سال سریال مذهبی که دل را به یاد خدا بیاندازد، نیاز نداریم که ماه مبارک باید 40 تا سریال پشت سرهم ببینیم و دائم هم استغفرالله بگوییم و گریه کنیم و متحول بشویم! من منکر برخورد مناسبتی در رسانه نیستم، مطمئناً در روزنامه ها همین اتفاق می افتد، ولیکن نکته اصلی این است که در ماه مبارک ذهن ها آماده ترند. فضای دوری از دنیا، اجازه می دهد که مردم کمی بیشتر به حرف هایی که مال زمین نیست، توجه کنن. -اما نه اینکهmp3 کلی برنامه مذهبی به خوردشان بدهیم، فکر کنم تأثیر منفی داشته باشد! قبول دارم که نباید بمباران برنامه ها باشه ولی در ماه های دیگه چقدر می تونیم درباره گناه، اثرات غیبت، تأثیر قرآن در زندگی و... حرف بزنیم، شاید بگین وظیفه رسانه است که این آمادگی رو ایجاد کنه، قبول دارم ولی ما در آموزه های دینی هم داریم که در این ماه بیشتر برای رسیدن به قرب الهی تلاش کنید. با این همه قبول دارم و معتقدم که ما الآن داریم جبران کم کاری های قبلی رو می کنیم. -چرا برنامه های مذهبی ما اغلب ضعیف است؟ متأسفانه ما هنوز ابتدای راهیم و عرصه های بسیاری را امتحان نکرده ایم. من به عنوان یک بیننده پاسخ شمارو می دم که کلیشه ها باعث شده بین پخش فوتبال و یک برنامه مناسبتی، فوتبال انتخاب می شه. درواقع هنوز خیلی از کارهایی که می شه برای جذاب کردن برنامه های مذهبی کرد، انجام نمی شه. استفاده از موسیقی، نور مناسب، دکور خوب، تصویربرداری حساب شده و... در حقیقت ما هنوز طبق برنامه های 15-10 سال پیش داریم حرکت می کنیم. گرچه به تازگی حرکت های خوبی آغاز شده و مطمئن باشید 4-3 سال دیگه برنامه ای مثل سحر اون چیزی هست که انتظارشو دارین. ... من معتقدم که برنامه های مذهبی باید به قدری قوی باشه که بتونه روی پای خودش بایسته.شما اگر مسلمانان کشورهای دیگر رو در حج ببینید، اونها اینجوری فکر نمی کنن. برنامه های شبکه سحر و جام جم ما رو بهترین برنامه های رسانه ای تلقی می کنن. پخش اذان موذن زاده اردبیلی خیلی از اونها رو به ایران بازگردانده. برنامه سازی مذهبی در کشورهای دیگه هم از قوت بالایی برخوردار نیست، من می گم برنامه های مذهبی برای خودشون، حریف هایی دارن که الزاما دشمن هم نیستن، باید «این برنامه» خودش رو نشون بده. - چه کسی مقصر است؟ سوال خوبیه، خیلی از این سوال ها و انتقادها به مدیران و ریاست سازمان بر نمی گردد، همه مدیران دنبال برنامه خوب هستن، خیلی از این مشکلات به «من» برنامه ساز برمی گردد، به رخوت و تنبلی و کم فروشی من. به من گفته می شه این حدیث رو بخوان می توانم بگم قال الصادق(ع) ... و می توانم یک زنهاری بدهم به خودم که از روی متن نخوانم چرا که این حق الناسه، باید مطالعه کنم، باید برای مخاطب ارزش قائل بشم. حضرت آقا به رئیس سازمان فرمایش کرده بودند «من به عنوان یک مبلغ دینی می گم که اگر در تمام سال فقط یک ماه مبارک رو آنتن داشتم، به عنوان مبلغ نه رهبر- کار خودم رو از جهت اینکه فکر مردم رو جهت بدم، انجام می دادم، چون هم فضا، فضای خوبیه و هم مخاطب آماده است.» این حساسیت برنامه سازی در ماه مبارکه! پس کم فروشی ها به برنامه سازها بر می گرده. - یعنی مدیریت هیچ نقشی نداره؟ چرا ولی همون بحث همیشگی از طرح تا اجرا کار رو خراب می کنه و گرنه مدیران همواره از طرح های خوب استقبال می کنن. ولی قبول دارم که بعضی اوقات مدیران هم آدم ها رو خوب گزینش نمی کنن یا اصلا خودشون سفارش کار خوب نمی دهند و کار به شان تحمیل می شود. شما مطمئن باشید اشکال بیشتر از برنامه سازهاست. - سیمای قرآن رو می بینید؟ نه زیاد. - چرا؟ شاید تصور می کنم، جاذبه بصری زیادی نداره. - شاید هم مخاطب نداره! نه مخاطب خودش را دارد. ببینید یک آمار بین المللی می گوید برنامه موفق 32 درصد بیننده دارد، یعنی یک سوم مخاطب، شاید سیمای قرآن از این آمار هم کمتر بیننده داشته باشد، ولی طبق رسالت خودش، مخاطب خودش را دارد. هدف این است که شما در یک اغذیه فروشی هستید باید انتخاب کنید، شاید یک استاد حوزه، سیمای قرآن را انتخاب کنه و شما مثلا شبکه... - یعنی ضعف از برنامه ها نیست؟ اینها ضعف نیست، اینها نارسایی است که با تقویت کردن می شه جبرانش کرد. - اجرای خوب چه تعریفی برای شما داره؟ هر کی بیشتر قربون و صدقه مردم بره؟ ببینید مجری اولین سطح تماس با بیننده است. مجری فقط نماینده یک شبکه نیست، نماینده رسانه نیست، نماینده یک ملته. طرز نشستن، پوشش، صحبت کردن و... باید موید رفتاری باشد که نهایتا فرهنگ این مردم رو تشکیل می دهد. اون چیزی که الان شما از اجرا می بینید، اصلا اسمش اجرا نیست؛ من مجموعه ای از مقالات مختلف در مورد اجرا رو جمع کردم و الان در شبکه یک به عنوان مشاور مدیر شبکه یک و مسئول مجری های این شبکه انتخاب شدم و سعی کردم که کار خودم را در این فضایی که گفتم ادامه بدهم. این ضعف در اجرا از نارسایی های اصلی سازمان است که همه مدیران قبول دارند. ما الان در تلویزیون چیزی به عنوان مجری کم داریم، قوال و گوینده- صدای خوب- داریم، اما سواد خوب، سیمای خوب، بیان خوب و... مجموعه ای است که اجرا رو دیدنی و دلنشین و تاثیرگذار می کند. شاید اگر الان به خیلی از مجری ها بگیم Body langUage چیه؟، نتونن جواب بدن. میل و اشتهای خیلی از مجری ها برای مطالعه اصلا خوب نیست. - در مورد این ضعف بزرگ چه کردید؟ الان یک حرکت های جدیدی آغاز شده و می توانم به شما اطمینان بدهم که در یک سال آینده خیلی از مجری هایی که الان دارید می بینید را نخواهید دید، مجری های بسیار خوبی در راهند و این را مخاطب از ما خواسته است. - چقدر تلویزیون تماشا می کنید؟ خیلی کم. سریال ها رو که خیلی کم ولی برنامه های مجری محور رو بیشتر می بینم یا حتی ضبط می کنم بعدا می بینم. - سریال های ماه رمضون؟ صاحبدلان رو می بینم و خیلی به اش علاقه دارم. - چطوره؟ می تونم بگم شاید برای نخستین بار در تلویزیون یک سریالی پخش می شود که آدم مذهبی را به عنوان آدم قشری که راه می ره و گره مشکلاتش با معجزات باز می شه، نشون نمی ده. آدمی است که می پذیره بره مبارزه بکنه، حرف خودش رو بزنه. میرزای سالهای دور سریال سایه همسایه نیست که با گردش تسبیح همه مشکلات رو حل می کرد و همه به اش احترام می گذاشتن. - از سیما خارج بشویم... به نظر شما دین جوان ما فانتزیه؟ نه. فکر می کنم دین نسل سوم دین فکوره. یک نگاه عارفانه عقلی نسبت به پذیرش دین داره. کسیکه در دین خود خانه تکانی فکری می کنه. یادتون باشه جوان های ما دین و حرف های دینی را خیلی قشنگ می فهمند و اصلا نیازی به این رنگ و لعاب ها و جنجال ها نیست که مثلا یه برنامه شاد بسازیم تا همه نماز اول وقت بخونن و... - پس خیابان های شهر چی؟ اولا که این وضعیت فراگیر نیست، ثانیاً اگر الان شما این وضعیت رو می بینید، به خاطر کم کاری ماست که البته در این فضا هم باید به جوان ها امیدوار باشیم، جوان ها دارند نوعی برون ریخت خودشان را نشون می دهند، اگر بتونیم جوابشونو بدیم، جهت بدیم، سؤال هاشونو پاسخ بدیم، این نابسامانی ها دیگه وجود نخواهد داشت. ما برای جوون فقط سؤال و شبهه ایجاد کردیم، این از هم گسیختگی فقط به خاطر وفور سواله. - سال پیامبر اعظم(ص)؟ سال به مرخصی رفتن آدم هایی که باید کار می کردند! ما که هنوز در این سال کار مهمی ندیدیم. قرار بود سمفونی ساخته بشه، فیلم زندگی پیامبر کلید بخوره و... حتی پایه گذاری هم نشد. شما ببینید برای سرود تیم ملی در جام جهانی چه کردیم... هنوز به نظر من پیغمبر(ص) خیلی غریبه. سال بعد هم سربرگ ها یه عنوان دیگه به خودشون می گیرن، این همون سؤال هاست که برای جوون درست می کنیم، از ما می پرسن، پس چی شد پیامبر(ص)، از پیامبر(ص) قشنگ تر و مهم تر داشتیم که کاری نکردید؟! - با شعر و شاعری هم میونه ای دارید؟ خیلی. خیلی ها من رو که می بینند، می پرسند تحصیلات شما در حوزه ادبیات بوده ولی من لیسانس حقوق گرفتم و دکترای قرآن. ما همه برنامه هامونو با حافظ شروع می کنیم و در برنامه از همه شاعران معاصر و متقدم شعر خواندیم. - ایران 1404؟ برای رسیدن به چشم انداز خیلی فاصله داریم. یعنی آدم هایی که سند را ابزار قرار دادند، به سنگلاخ ها و سنگ راه های این مسیر آشنا نیستند، سند مشکل ندارد، مجریان را زیاد مصر و با برنامه نمی بینیم. مثل سال پیامبر اعظم(ص) می ماند! باید فکر کنیم الان روی مدار ایران 1404 ایستاده ایم، در کجای دنیا هستیم و می خواهیم چه کار کنیم. بلکه اتفاقی بیفتد. .................................. سری به اتاق فکر مرغ سحر سیمای جمهوری اسلامی ایران زدیم. پربود از کتاب های ریز و درشتی که صفحه صفحه اش باید در قلب و دل یک مجری متعهد که نه، یک کارشناس شکرشکن شیرین گفتار برای تسخیر دل های بیدار جاری شود. ¤ ¤ در یکی از صبح ها، بعد از پخش نماز صبح و خداحافظی مجری، سعید حدادیان با برنامه تماس گرفت، گفت: برادر! یه کم آهسته تر حرف بزن، تا بیاد هضم بشه این همه جمله و کلمه شیرین و شیوا، طول می کشه، نمی کشیم! جواب داده بود: یا علی ولی که اگر توی گوشی شما هم ده نفر بگن بجنب سه دقیقه وقت داری، همین می شه دیگه. ¤ ¤ چند تا از مجری های تلویزیون با «آقای سحر» تماس گرفتند و گفتند، این قدر آدرس و نشانی حدیث می دی ما که دیگه یه حدیث هم نمی تونیم بخونیم، بی خیال آدرس، حدیثتو بخون! چرا نون مارو آجر می کنی!! ¤ ¤ یکی دوسال پیش وقتی برای اولین بار، مجری ازمان باقی مانده تا اذان صبح را خارج از قاعده بیان کرده و مثلا گفته: «پاشید لباس های عیدمون رو بپوشیم، سجاده هامون رو پهن کنیم، چه بوی خوبی می آد، عطر بخشایش پروردگاره، امروز روز نو شدنه... 10دقیقه تا آغاز نوروز باقی است، آماده شو. «تهیه کننده توی گوشی گفته؛ بی خیال عید و این صحبت ها، فقط ساعت رو اعلام کن. «آقای سحر» برای 5دقیقه و 2دقیقه هم کار خودش را کرده! فردای آن روز تهیه کننده گفته، مردم زنگ زدن، تشکر کردن، همینو ادامه بده! جالب است بدانید، مدیر شبکه یک هرچند شب یکبار از جمله مهمانان حضوری برنامه تا سپیده است! مدیر گروه معارف شبکه هم همینطور. ¤ ¤ ¤ ¤ «آقای سحر» از لحاظ بصری شیفته علی حاتمی است و از لحاظ ادب نوشتاری خود را شاگرد مکتب سیدمرتضی آوینی می داند و شاید بتوان گفت، تا حد زیادی حق شاگردی را ادا کرده است. قبل ترها، روزنامه نگار بوده و روزنامه نگاری می کرده، از جمهوری اسلامی، اطلاعات، کیهان، ایران گرفته تا مجلات تخصصی کتاب و سینما، چرا که دکتر ما نقد فیلم و نقد کتاب هم خوب می نویسد، این علاوه بر آنی است که شعر می گوید. روزنامه کیهان. 16رمضان 1427 ۱۳۸۵/۰۷/۲۲