Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 115784
تاریخ انتشار : 16 آبان 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 97

ما و دستاوردهاي انقلاب اسلامي

اكبر مظفري
اكبر مظفري سی سال پيش وقتي انقلاب اسلامي با ازاله ي رژيم پهلوي پيروز شد و مصادر امور را در دست گرفت، شايد كمتر كسي از سياستمداران جهان تصور مي كرد كه اين نظام نو پاي سياسي كه نظيريي در جهان خارج نداشت، بتواند سال هاي سال به حيات خود ادامه دهد و از ميان ويرانه هاي به ارث رسيده از رژيم گذشته، موانع بي شمار تحميلي – كه هشت سالش فقط جنگ بود - ، امكانات محدود، توقعات بسيار و بي تجربگي مديران خود معبري به سوي ثبات و ماندگاري بزند. حق اين است كه چنين تصوري به ذهن سياستمداران خطور نمي كرد. اما عليرغم همه ي تحليل ها و تفسيرهاي منطبق بر موازين پذيرفته شده ي سياسي اين اتفاق بزرگ رخ داد و انقلاب اسلامي نه تنها توانست از دل بحران هاي كمرشكن عبور كرده و خود را تثبيت نمايد، بلكه دستاوردهاي عظيم و حيرت انگيزي نيز به ارمغان آورد. دستاوردهايي كه انسان هاي منصف اعم از دوست و دشمن بر آن اعتراف مي كنند. انقلاب اسلامي به مثابة يك دگرگوني عظيم ساختاري، توانست همة حوزه هاي فرهنگي، اقتصادي، نظامي، سياسي و... را به نسبت هاي مختلف دست خوش تغيير و تحول كند و به راستي طرحي نو دراندازد. طرحي كه دنيا با حضور انقلاب اسلامي به عنوان يك پدپده ي جديد سياسي با آن آشنا شد و در طي سه دهه ي گذشته ناچار از پذيرفتن آن گشت. اينك سال هاي زيادي از وقوع انقلاب بزرگ ملت ايران گذشته است و دستاوردهاي عظيم آن براي همگان و بخصوص كساني كه دوران حاكميت پهلوي را از نزديك لمس كرده اند، محسوس مي باشد. به گونه اي كه هيچ انسان هوشمند و منصفي نمي تواند آن را نفي يا انكار نمايد. اما باز با اين همه گاه متاسفانه شاهد بوديم كه در ادوار مختلف تاريخي، دوستان نادان و دشمنان دانا در اتفاقي نانوشته دستاوردهاي عظيم انقلاب را طلبكارانه به چالش كشيدند و افكار عمومي جوانان عزيز را نسبت به عملكرد نظام اسلامي مخدوش كردند كه اين نامهرباني هم اينك نيز به انحاي مختلف ادامه دارد. اما دوستان، يعني كساني كه به اصل نظام اسلامي وفادارند و با همه ي سلايق و گرايش هاي مختلف سياسي كه دارند، از اعضاي خانواده ي بزرگ آن شمرده مي شوند، گاه برخلاف انتظار طبيعي كه از ايشان وجود دارد، نه تنها حريم انقلاب و دستاوردهاي آن را پاس نمي دارند، بلكه صريحا آن را به چالش مي كشند. اين اشتباه استراتژيك از آن جايي نشات مي گيرد كه امر بر ايشان مشتبه مي شود و گمان مي برند، تخريب و تخطئه ي دوران تصدي گري رقيبشان، تخريب شخص ايشان است. غافل از آن كه سياه جلوه دادن مقاطعي از تاريخ ديروز يا امروز انقلاب و ناديده گرفتن خدمات بزرگي كه در اين دوره ها به وقوع پيوسته است، دستاوردهاي انقلاب را زير سؤال مي برد و موج ترديدها را نسبت به عملكرد نظام اسلامي تقويت مي كند و اين در حالي است كه واقعيت هاي بيروني و گزارشات آماري رسمي و اطمينان آور، جملگي گفته ها و نوشته هاي ايشان را رد مي كنند. اما حتي اگر بر فرض محال نظام اسلامي در دوره اي به هر دليلي دستاورد چشمگيري نداشته نباشد، باز بر وفاداران انقلاب شايسته نيست كه انگشت بر ضعف ها گذاشته و نمك بر زخم ها بپاشند، حال اين كه نظام اسلامي هيچ گاه چنين مقطعي را تجربه نكرده است. اما اين دوستان كج سليقه، روش هاي خاص و منحصر به فردي در ارزيابي كارنامه ي انقلاب دارند كه در جاي خود هم تاسف آور و هم تعجب انگيز است. عده معدودي از ايشان مدعي اند كه در طول 29 سال گذشته هيچ نوع خدمتي انجام نگرفته است و انقلاب به دليل تصدي گري افرادي كه ايشان به هر دليلي آنها را نمي پسندند، مرتكب خطاهاي فاحش بسياري شده است. اما بخش عمده اي از ايشان تمام خطاها و انحراف هاي ايجاد شده در انقلاب را به 16 سال گذشته نسبت مي دهند و به بانك بلند فرياد مي زنند كه دولت هاي سازندگي و اصلاحات خالق ظلم، بي عدالتي، تورم، بي كاري و هر معايبي را كه از شمردنش خجالت نكشند، بوده اند. به عبارتي آن چه از تحليل مباحث ايشان در مورد 16 سال گذشته به دست مي آيد، اين است كه انقلاب اسلامي در اين دوره ي طولاني نه تنها هيچ گونه دستاوردي نداشته است، بلكه به دلايل مختلف از جمله انحراف از مباني و اصول، كشور را در حوزه هاي مختلف به سراشيبي غير قابل بازگشتي هدايت كرده است. اما عده ديگري از اين افراد مدعي اند كه در طول دو سال و اندي كه از عمر دولت عدالتخواه مي گذرد، نه تنها هيچ گونه خدمتگزاري مؤثر و قابل قبولي صورت نگرفته است، بلكه به دلايلي، بر مشكلات كشور افزوده شده و نظام اسلامي هيچ گونه پيشرفت قابل اعتنايي نكرده است. بي شك فرزندان انقلاب از تبعات گفته ها و نوشته هاي خود غافلند، والا از ايشان پذيرفته نيست كه چنين بي گدار به آب بزنند و دامنه ي نفي يكديگر را به نفي دستاوردهاي دوران مسؤوليت پذيري رقيبشان امتداد دهند. اما دشمنان انقلاب اسلامي آنان كه با اصل وجود نظام مخالفند، از صبح پيروزي انقلاب تا هم اينك و تا هر وقتي كه انقلاب زنده باشد، مي كوشند تا با كتمان كردن واقعيت ها، دستاوردهاي انقلاب را انكار نمايند. البته از ايشان كه همواره پرچم هاي دشمني را به دوش مي كشند جز اين انتظاري نمي رود. هرچند نبايد غفلت دوستداران انقلاب را با عناد دشمنان آن هم سنگ قرار داد، اما با اين همه بايد پذيرفت كه عملكرد اين دو گاه به سرانجام واحدي منتهي مي شود. ايجاد ترديدهاي جدي در گذشته و حال انقلاب، بد نام كردن خدمتگزاران صديق گذشته و حال، ايجاد نااميدي و ياس در مردم، القاي ناكارآمدي نظام و... محصول مشترك گفته ها و نوشته هاي دوستان غافل و دشمنان داناست. به نظر مي رسد فرزندان انقلاب بايد در نحوه ي نقد رقيبشان تجديد نظر نمايند و روش هاي ديگري براي اين منظور ابداع نمايند تا هم دستاوردهاي انقلاب، ناجوانمردانه تخريب نشود و هم عملكرد مسؤلان دلسوزانه نقد گردد. گرايش هاي سياسي داخل نظام پيرو ايمان هاي پاك و سرشاري كه در دل دارند، بايد حريم دستاوردهاي انقلاب را پاس دارند و همانند اصل نظام از آن دفاع نمايند، والا شب تاريك و بيم موج گرادبي چنين حايل در پيش است.