Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 115824
تاریخ انتشار : 17 آبان 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 94

در دانشگاه تربیت مدرس

راهی ایمن برای درمان با سلولهای بنیادی و مهندسی بافت کبد ارائه شد

دانشجوی دانشگاه تربیت مدرس با ایجاد سلولهای شبه هپاتوسیت از منشا سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) بر روی یک داربست 3 بعدی مقاوم و سازگار با بدن و در محیط کشت حاوی ژل پلاکتی بجای FBS راهی ایمن به سوی درمان با سلولهای بنیادی و مهندسی بافت کبد باز ارائه کرد...
دانشجوی دانشگاه تربیت مدرس با ایجاد سلولهای شبه هپاتوسیت از منشا سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) بر روی یک داربست 3 بعدی مقاوم و سازگار با بدن و در محیط کشت حاوی ژل پلاکتی بجای FBS راهی ایمن به سوی درمان با سلولهای بنیادی و مهندسی بافت کبد باز ارائه کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسانی (hBMSCs) دارای استعداد زیادی جهت کاربرد در مهندسی بافت از جمله مهندسی بافت کبد هستند زیرا این سلولها به راحتی قابل جداسازی از مغز استخوان بیمار و پس از تکثیر و تمایز در محیط آزمایشگاهی به صورت اتولوگ قابل پیوند به بیمار هستند. نگهداری فعال سلولهای تمایزی بر روی داربست مناسب تا زمان پیوند یکی از چالشهای مهم است. در یک پژوهش که با عنوان "بررسی بیان ژنهای اختصاص کبد تمایز یافته از سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان در حضور ژل پلاکتی بر روی داربست پلی کاپرولاکتون" توسط یکی از دانش آموختگان مقطع دکتری رشته بیوشیمی بالینی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد، امکان تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به سمت هپاتوسیت ها بر روی یک داربست 3 بعدی دارای ساختار نانو متشکل از پلی کاپرولاکتون، کلاژن و پلی اترسولفون با ارزیابی بیان فاکتورهای اختصاصی کبد در سطح پروتئین و mRNA مورد بررسی قرار گرفت. همچنین اثر جایگزینی سرم جنین گاوی که با خطر انتقال انواع پاتوژنهای شناخته شده و ناشناخته همراه است با سوپر ناتانت ژل پلاکتی در تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی به سلولهای هپاتوسیت ارزیابی شده است. پس از جدا سازی سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان انسان، ویژگی و ماهیت آنها با بررسی بیان مارکرهای اختصاصی MSCs با روش فلوسایتومتری و ارزیابی پتانسیل تمایزی آنها به سلولهای استخوانی وچربی تایید شد. سپس سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان ( hBMSCs ) بر روی داربست با ساختار نانو منتقل شد. تصاویر بدست آمده از داربست نشان داد که سلولها به خوبی به سطوح داربست متصل شده اند. سپس این سلولها در محیط کشت تمایز کبدی حاوی فاکتور رشد هپاتوسیت، دگزامتازون و انکواستاتین M کشت داده شدند. نتایج حاصله مدارکی دال بر ایجاد سلولهای شبه هپاتوسیت فعال بر روی داربست را ارائه داد. در مرحله دوم پس از تهیه سوپر ناتانت ژل پلاکتی (PGS)، رشد سلولهای hBMSCs در حضور غلظتهای مختلف PGS در مقایسه با FBS ارزیابی شد. نتایج حاصله نشان داد که اثر PGS در رشد سلول موثرتر از FBS است. میزان تکثیر سلولها در حضور PGS سه برابر بیشتر از سلولهای کشت داده شده در FBS بود و سلولهای hBMSCs کشت داده شده در PGS، خصوصیات ایمونوفنوتیپینگ و پتانسیل تمایزی به سلولهای استخوانی را حفظ کردند. بررسی تمایز سلولهای تمایز داده شده بر روی داربست در محیط تمایز کبدی حاوی PGS نشان داد که سلولها نه تنها ژنهای اختصاصی کبد را بیان می کنند، درصد سلولهای بیان کننده پروتئین آلبومین، سطح آلبومین و اوره مترشحه در سلولهای تمایز یافته در میحط تمایزی حاوی PGS از لحاظ آماری بالاتر از سلولهای تمایز داده شده در محیط تمایزی حاوی FBS بود. بنابراین با توجه به نقش حمایتی PGS در تکثیرو تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای شبه هپاتوسیت احتمالا PGS می تواند به عنوان جایگزین FBS در طی تکثیر و تمایز سلولهای ( hBMSCs ) بکار رود. این تحقیق در قالب رساله دکتری تخصصی سمیه کاظم نژاد به راهنمایی دکتر عبدالامیر علامه و دکتر احمد قره باغیان و با مشاوره دکتر مسعود سلیمانی و دکتر ناصر امیری زاده در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد.