Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 116493
تاریخ انتشار : 2 آذر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 23

رييس مجلس خبرگان رهبری در همايش ملي ‌30 سال انقلاب اسلامي

جمهوري اسلامي از دل مردم بيرون آمده و مبنايش اسلامي است

آيت الله هاشمي رفسنجاني گفت: اين ساختار(جمهوري اسلامي) از دل مردم بيرون آمده و مبنايش اسلامي است. آزادي هم حد و حصري نداشت و اكثريت مردم در ميدان بودند. جنگ كه تمام شد دوره سخت سازندگي پيش آمد. كشور ويران شده بود و عقب ماندگي پهلوي هم روي دست مان بود. ما در محاصره كشورهاي قدرتمند و در تحريم بوديم اما با كمك همين مردم و همين ساختار دوره سازندگي را سپري كرديم...
آيت الله هاشمي رفسنجاني كه براي شركت در همايش بررسي آرمان هاي انقلاب اسلامي در دانشگاه صنعتي شريف حضور يافته بود پيش از سخنراني خود در اين همايش با حضور در بناي يادبود شهداي گمنام در مسجد دانشگاه شريف نسبت به مقام سه شهيد گمنام آرميده در اين جايگاه كه سه جوان 20 21 و 22 ساله و از شهيدان عمليات خيبر (اسفند 62 ) والفجر مقدماتي (بهمن 61 ) و رمضان (تير 61 ) بودند; اداي احترام كرد . رييس مجلس خبرگان شنبه گذشته با حضور در دانشگاه شريف در همايش ملي « 30 سال انقلاب اسلامي دستاوردها آسيب ها و فرصت ها » كه از سوي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه شريف برگزار شده بود شركت كردند. در اين مراسم پس از نواختن سرود جمهوري اسلامي و تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد مجري برنامه در معرفي آيت الله هاشمي رفسنجاني گفت : « بعضي از فرصت ها كمتر پيش مي آيند و بايد آنها را غنيمت شمرد. آيت الله هاشمي را كسي نيست كه نشناسد.امروز او براي سومين بار ميهمان دانشگاه ماست . دانشگاه شريف كه محل تجمع بسياري از برگزيدگان علمي ايران است امروز ميزبان يكي از بزرگترين و تواناترين سياستمداران تاريخ معاصر ايران است . مردي كه بي شك در لحظات حساس تاريخ 30 سال گذشته حضور پررنگي داشته است . هاشمي در آغاز مبارزات هاشمي در زندان ساواك هاشمي در رياست مجلس هاشمي و ترور او توسط فرقان هاشمي و حوادث سال 60 و عبور از بحران هاشمي در قصه اداره جنگ هاشمي در حوادث سالهاي پاياني جنگ هاشمي در فوت امام و انتخاب رهبري هاشمي و جلوگيري از ورود ايران به جنگ اول خليج فارس هاشمي در سالهاي پس از جنگ و رياست جمهوري هاشمي در دوران اصلاحات و رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام هاشمي در انتخابات رياست جمهوري 1384 و بالاخره هاشمي در رياست مجلس خبرگان رهبري آن قدر تجربيات ارزشمند اندوخته است كه حضور او را در دانشگاه براي ما فرصتي بي بديل مي سازد.دانشگاه شريف امروز ميزبان يك نخبه سياسي و اجتماعي است .هاشمي كه از نخستين سالهاي مبارزه براي پيروزي و اعتلاي انقلاب تلاش كرده است امروز مي خواهد از آرمانهاي انقلاب و ميزان تحقق آنها براي ما سخن بگويد.براي نسل تيزهوشي كه بايد از تجربيات گرانبهاي گذشتگان بياموزد. » پس از آن دكتر سهراب پور;رئيس دانشگاه صنعتي شريف ضمن خيرمقدم به رئيس مجلس خبرگان رهبري وي را از ياران نزديك حضرت امام و فردي اثرگذار در پيروزي انقلاب و پس از آن خواند و گفت : « دانشگاه شريف در انقلاب دانشگاهي فعال بوده است . در آن زمان در همين سالن همزمان با تحصن روحانيت در دانشگاه تهران عكس شاه پايين كشيده شد و عكس امام را بالا بردند. » دكتر سهراب پور در ادامه گفت : « ده سال قبل كنفرانسي تحت عنوان « آسيب شناسي انقلاب » در همين سالن داشتيم كه آيت الله هاشمي رفسنجاني تشريف آورده بودند . پس از 10 سال و در آستانه سي امين سال پيروزي انقلاب سلسله نشست هايي با عنوان « 30 سال انقلاب اسلامي دستاوردها آسيب ها و فرصت ها » داريم كه از مسئولين مملكتي مخصوصا آيت الله هاشمي رفسنجاني دكتر محمود احمدي نژاد و دكتر علي لاريجاني دعوت كرديم . وي افزود : « در زمان جنگ تحميلي هم دانشگاه شريف شهداي زيادي را تقديم كرده است .ما از بين استادان هم شهيد دكتر عباسپور را در دانشگاه خود داشتيم . دانشگاه شريف در مراحل سازندگي پس از انقلاب هم مستقيم درگير بود و اكنون هم در پروژه هاي مملكتي دخالت مستقيم دارد و حجم تحقيقات بسيار بالايي داشته است . اين دانشگاه محل تجمع نخبگان كشور است كه در سطوح مختلف در حال خدمت هستند. » حسن ختام اين مراسم سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني بود : بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله و السلام علي رسول الله و آله خداوند را شكر مي كنم كه در آستانه 30 ساله شدن انقلاب در يكي از حساس ترين مراكز علمي اجتماعي و انقلابي كشور با عزيزترين قشر جامعه اساتيد و دانشجويان دانشگاه شريف صحبت مي كنم . همانطور كه خودتان اعلام كرديد از من خواسته شد كه درباره دستاوردها آسيب ها و فرصت هاي انقلاب براي نسل جديد ـ چون خيلي ها درگير بودند و همه چيز را مي دانند ـ كه كمتر حضور مستقيم داشتند و آيندگان مطالبي را بگويم كه عرض مي كنم . ما دانشگاه شريف را بسيار با اهميت مي دانيم . نكته اي كه دكتر سهراب پور الان گفتند درست بود. روزي كه ما در دانشگاه تهران براي رفع منع از آمدن امام (ره ) تحصن كرده بوديم كاري كه اين دانشگاه كرد پايين كشيدن عكس شاه و بالا بردن عكس امام روحيه انقلابيون و اعتصابيون را بالا برد و گام معناداري بود كه وقتي خطر همه جا را تهديد مي كرد و صداي گلوله در اطراف دانشگاه تهران بلند بود شما شريفيها در اين دانشگاه عكس امام را به جاي عكس شاه بلند كرديد. انشاالله همين روحيه براي آينده پشتيبان حافظ و پيش برنده انقلاب باشد. قاعدتا بايد بخشي از وقت را براي جواب سوالات شما بگذارم . حتما در بين صحبت هاي من يا از پيش سوالاتي داريد كه بايد جواب دهم . به همين دليل صحبت هاي من تفصيلي نيست و فهرست گونه است . من دستاوردهاي انقلاب را در تحقق همان شعارهاي اصلي انقلاب مي دانم كه از دل مردم جوشيد و كسي آن را خلق نكرد. ما كه تا حدود زيادي آن روزها تظاهرات و اجتماعات را مديريت مي كرديم حقيقتا از كسي كه اين شعار را مطرح كرده بود بي خبر بوديم . « اسقلال آزادي جمهوري اسلامي » شعاري بود كه از دل مردم جوشيد. شايد خداوند آن را الهام كرده بود و شايد هم افراد متفكري به صورت حساب شده از مجموع خواسته هاي ملت و مجاهدان آن روز اين شعار را انتخاب كردند. اگر توفيقي در تحقق اين سه شعار اصلي كه هركدام فروع فراواني دارد پيدا كرده باشيم بايد بگوييم كه دستاوردهاي خوبي داشته ايم . بنده هم معتقدم دستاوردها خوب است . در ميان انقلاب هايي كه در تاريخ سراغ داريم انقلاب ايران را در اين جهت پيشتاز مي دانيم . عرض مي كنم تا ببينيم چه مقدار توانستيم اين كار را انجام دهيم . استقلال مهم ترين ارزشي است كه يك كشور مي خواهد امروز براي خود در دنيا داشته باشد. دنيايي كه بسياري از كشورهاي آن وابسته هستند. البته استقلال عرض عريضي دارد كه هرقدر جلوتر برويم باز جاي پيشرفت بيشتري وجود دارد.آزادي همان چيزي بود كه آن روز در ايران كبريت احمر بود و در هيچ گوشه اي آثار آزادي ديده نمي شد و استبداد پهلوي و اعمال قدرت غرب بخصوص آمريكا مردم ايران را به ستوه آورده بود. جمهوري اسلامي آرزويي بود كه مسلمانان و دلسوختگان اسلام و قرآن در فكرش بودند و فكر نمي كردند كه به اين زودي قابل تحقق باشد.آنها جهادشان را بيشتر به عنوان امر به معروف و نهي از منكر انجام مي دادند و فكر تشكيل جمهوري اسلامي و كنار زدن رژيم شاه يك آرزو بود اما افق ديد نزديك پيدا نبود. به طور نسبي به هر سه بخش شعارهاي اصلي و اهداف انقلاب رسيده ايم . البته به صورت كامل نرسيدم . پس از همين الان معلوم باشد كه من در هر سه بخش ملاحظاتي دارم و فكر مي كنم هنوز هم در راهيم . وقتي بحث آسيب ها پيش مي آيد بايد بگويم آسيب ها آنجايي اتفاق مي افتد كه هر مقدار از اهدافي كه در انقلاب به دست آورده ايم در جريان تاريخ از دست بدهيم يا ضعيف كنيم . اگر چنين اتفاقي تا الان افتاده باشد آسيب فعلي است و اگر در خطر باشد آسيب ممكن است . فرصت ها امكاناتي هستند كه از دل انقلاب و كشور عزيزمان ايران و شرايطي كه در دنيا نبوده و اخيرا به وجود آمده بيرون مي آيد و اين به ما بستگي دارد كه چگونه از آنها بهره بگيريم . يكي يكي درباره هريك از آن سه بخش مطالبي را عرض مي كنم : اولين كار بزرگي كه شد و دستاورد فوري انقلاب بود اين بود كه رژيم ديكتاتوري بسيار مستبد خشن و ارثي كه اگر فرزند يك ساله يا كمتري از خانواده سلطنتي بود او را به عنوان شاه و صاحب مملكت مي شناختند رژيمي كه مجلس كاملا فرمايشي را با خواست دربار تشكيل مي داد رژيمي كه به آمريكا و انگليس وابسته بود درحدي كه فرمانروايي واقعي در ايران سفراي آمريكا و انگليس بودند. در اسنادي كه اوايل انقلاب منتشر شد ـ حتما خواندند و اگر خوانديد بخوانيد ـ مي بينيد كه دربار روزانه از آنها دستور مي گرفت . اكثر غذاي خود را از خارج وارد مي كرد . اين گونه كه در آمار مي خوانديم مي توانستند فقط غذاي 36 روز ايران را توليد كنند . صنايعي كه در ايران بود مونتاژ و وابسته بودند كه مي دانيد ضرر وابستگي صنايع و مونتاژ آنها چقدر بالاست . آنها از لحاظ رفتار با مردم هم جوابگوي هيچ كس نبودند. هركاري كه مي خواستند مي كردند و كسي از آنها بازخواست نمي كرد. اولين حركت انقلاب اين بود كه اين رژيم را شكست داد و دست استعمارگران را از كشور كوتاه كرد و آمريكايي ها را تا فرودگاه بدرقه كرد. خونين هم بدرقه نكرد. آنها توانستند سالم از كشور بيرون بروند كه خيلي زياد بودند. هزاران مستشار آمريكايي در ارتش پليس وزارت نفت سازمان برنامه و ساواك ايران حاكم بودند و مردم كشور خودشان را به دست خود گرفتند. اين بزرگ ترين دستاورد بود . رژيم شاه كه افتخار 2500 سال شاهنشاهي داشت طلسمي براي كشور شده بود . فكر مي كردند براي هميشه خواهند ماند. « جاويد » يكي از كلماتي بود كه از زبان طرفداران دربار نمي افتاد. براي آن رژيم آرزوي جاودانگي داشتند. اين اولين دستاورد بزرگ انقلاب است . دستاورد بعدي اين انقلاب اين است كه از همان روز اول ارتباطاتي كه ما را وابسته مي كرد به تدريج اين بندها از هم پاره شد وكم كم با امكانات خود زندگي خود را اداره كرديم . مهمتر از همه اينها اين بود كه توانستيم نظامي به نام جمهوري اسلامي و حكومت اسلام و قرآن را در كشور به صورت ساختار مدون ايجاد كنيم . در حالي كه فكر مي شد اين امر مقدور نيست . در زندان ها كه فرصت داشتيم و با كمونيست ها ليبرال ها و التقاطيون بحث مي كرديم هيچ كس باور نمي كرد كه روزي نظامي مثل جمهوري اسلامي و حكومت اسلامي در ايران تحقق پيدا كند. احكام فقه اخلاق و فرهنگ اسلام و تفكر ديني را مربوط به دوره هاي خيلي گذشته مي دانستند و فكر مي كردند از اين چيزها عبور كرده ايم و اسلام نمي تواند جواب زندگي سياسي امروز را بدهد. اما اين اتفاق افتاد.گرچه وقتي به آسيب ها برسيم عرض خواهم كرد كه در همه اين سه بعد هنوز بايد گام ديگري برداريم و لازم است به جلو برويم . يكي از كارهاي سختي كه انقلاب هاي ديگر به آساني نكردند و ايران كرد و مي توانم به صورت مقايسه با شما در ميان بگذارم اين است كه چگونه اين انتقال اتفاق افتاد. وقتي انقلاب پيروز شد همه چيز كشور مسئول داشت . همه مسايل نظامي و انتظامي مسايل مديريت داخلي مجلس قوه قضاييه و ... مسوول و بدنه داشتند و افرادي از ايراني ها كار مي كردند و خيلي هايشان در انقلاب با امام (ره ) و انقلاب بودند; اما با تقيه . بايد ببينيم اين انتقال چگونه اتفاق افتاد اگر افغانستان عراق و الجزاير را كه هنوز شاهدهاي زنده هستند با خودمان مقايسه كنيد متوجه مي شويد كه ما چقدر مدبرانه از اين مرحله عبور كرديم . آن تصفيه هاي خونيني كه ماركسيست ها در انقلاب هاي خود مي كردند اصلا در انقلاب اسلامي ايران اتفاق نيفتاد. بدنه همه اينها ماند. افراد نامناسب با حساب تصفيه شدند و عده اي هم خودشان رفتند. بدنه ماند و كم كم دل به انقلاب داد و كار كرد. البته آن موقع نمي شد روي همه اينها تكيه و انقلاب را اداره كرد. لذا نهادهاي موازي تاسيس شد. مثلا در كنار ارتش ژاندارمري و شهرباني سپاه پاسداران و كميته انقلاب و بعدها بسيج تاسيس شدند كه همراه آنها و گاهي با آموزش آن ها توانستند دوره آشوبها را مهار كنند و دفاع را به عهده بگيرند. براي امور كشاورزي در كنار وزارت كشاورزي جهاد سازندگي كه آن را آچار فرانسه همه امور مي دانستيم تاسيس شد كه خيلي از مشكلات را حل مي كرد. در كنار دادگاه هاي باقي مانده از رژيم پهلوي دادگاه انقلاب تاسيس شد و كارهايي را كه از عهده آنها بر نمي آمد انجام مي داد. در اين انتقال ها بدنه محفوظ ماند و منتقل شد. ببينيد در عراق چه اتفاقي افتاد! وقتي آمريكايي ها آمدند و ارتش بعث و استخبارات را منحل كردند چه خلا عجيبي در عراق پيش آمد كه نمي توانند پر كنند. شايد ارتش بعث عراق قابل ماندن نبود اما قبول نداريم كه بدنه ارتش بعث عراق قابل ماندن نبود. خيلي از مردم عادي اجبارا وارد ارتش شده بودند. مي توانستند به گونه اي ديگر رفتار كنند. در افغانستان هم همين اتفاق افتاد. در الجزاير هم همين اتفاق افتاد. مشكلات فراواني بعد از انقلاب برايشان به وجود آمد كه هنوز هم وجود دارد. اما ايران مدبرانه و عاقلانه از اين مشكل انتقال با تلفات خيلي كم عبور كرد و ساختار كه مهم ترين امر است تاسيس شد. ما مي خواستيم رژيم شاهنشاهي را به جمهوري اسلامي تبديل كنيم ; در حالي كه اين دو متضاد بودند و جايگزيني كار آساني نبود.ساختار شكل گرفت . اوايل انقلاب كه براي سخنراني ها به دانشگاه مي رفتيم مهمترين سوالي كه از ما مي كردند مي گفتند جمهوري و اسلامي دو لفظ متناقض هستند و نمي توانيد اين دو را با هم تركيب كنيد. اگر جمهوري باشد اسلامي نيست و اگر اسلامي باشد جمهوري نيست . البته اين كار كار مشكلي است و هنوز هم مشكلاتي دارد ولي ما اثبات كرديم كه اين موضوع قابل حل است و مي تواند جمهوري و اسلامي باشد. اگر اسناد به دست تان بيايد توضيحات آن موقع ما خواندني است و الان چند جمله آن را عرض مي كنيم . ما كه اسلام را مي شناختيم اين امر براي ما روشن بود. اگر مردم پذيرفتند و ايمان آوردند تابع دين مي شوند. يعني دومين شرط اين است كه مردم بپذيرند و آن جايي كه مردم نپذيرفتند هيچ كس نمي تواند به عنوان دين تحميل عقيده كند. « لااكراه في الدين » يعني همين . بعضي ها فكر مي كنند تكليف اكراهي نيست در صورتي كه اين نيست . ماهيت اكراه در دين راهي ندارد . چون اگر كسي قبول نداشته باشد ديگر دين نيست . پيامبر اكرم (ص ) كه 13 سال در مكه بود يك حكم سياسي و اجتماعي را اجرا نكرد. چون مردم قبول نداشتند. عده اي قبول داشتند و با آن عده نمي توانستند حكومت كنند. وقتي به مدينه آمدند و مردم استقبال بيعت و اطاعت كردند حكومت را تشكيل دادند. بنابراين ماهيت اسلام اين است كه با خواست مردم باشد. خواست مردم هم فقط عقيده آوردن و رها كردن و رفتن نيست . وقتي مي پذيرند بايد مجموعه را بپذيرند و وقتي پذيرفتند بايد انتخاب كنند. همانگونه كه پيامبر(ص ) اين كار را مي كرد. شما تاريخ حضرت علي (ع ) را كه مي دانيد. ايشان بعد از پيامبر(ص ) مهمترين شخصيت دنياي اسلام بود. كسي شك نداشت كه حضرت علي (ع ) بعد از پيامبر(ص ) مرد دوم اسلام بود و همه مشكلات را حتي در زمان پيامبر(ص ) حل مي كرد. هر جنگي پيش مي آمد و مسلمانان گير مي كردند علي ابي طالب حل مي كرد. هر سوالي كه مطرح مي شد جواب مي داد. مشكلات فكري نظامي و اجتماعي را حل مي كرد. ولي وقتي شرايطي به وجود آمد كه مردم نيامدند حضرت علي در خانه نشست و همكاري كرد. دوباره وقتي مردم به خانه علي مراجعه كردند حكومت را قبول كردند و آن گونه كه مي شد اداره مي كردند. اينها تحميلي نيست . اينها واقعيت اسلام است . آن موقع با بيعت سردسته ها و سران قبايل انجام مي شد و امروز تبلور خواست مردم در انتخاب است . وقتي مردم در انتخابات چيزي را قبول كردند ما به عنوان اسلام آن را تثبيت شده قلمداد مي كنيم . جمهوري اسلامي درست همين راه را رفت . چند روز از پيروزي انقلاب گذشته بود كه امام (ره ) به نمايندگي از طرف مردم دولت موقت و شوراي انقلاب را با قيد موقت براي تشكيل مجلس برگزاري انتخابات و نوشتن قانون اساسي تعيين كرد. اين ماموريت دوره موقت بود. اولين كاري كه كرديم اين بودكه نظام را به رفراندوم گذاشتيم . يعني از مردم پرسيديم شما نظام اسلامي مي خواهيد يا نظام دمكراتيك بدون قيد اسلام اين سوال در اوراق راي بود و مطلع هستيد كه نزديك 99 5 درصد مردم نظامي اسلامي را انتخاب كردند . راي از اين سالم تر جدي تر و وسيع تر در تاريخ پيدا نمي كنيد. نظام اسلامي شد و بايد بر آن اساس قانون اساسي نوشته مي شد. مي توانستيم بگوييم گروهي قانون اساسي را بنويسند و امام تاييد كنند. ولي امام حاضر نبودند. ما هم حاضر نبوديم . عده اي از كارشناسان مفاد قانون اساسي را تهيه كردند. شوراي انقلاب امام (ره ) علما و متخصصين هركدام آن را ديدند و بعد مردم خبرگان قانون اساسي را با راي بالا انتخاب كردند و خبرگان پس از جلسات متمادي قانون اساسي را تاييد كردند. خيلي چيزها را اصلاح كردند. مثلا در آن زمان ولايت فقيه با اينكه از آن همه فيلتر عبور كرد در قانون اساسي نبود. در ذهن ما نبود كه اين را بايد در قانون بياوريم ; زيرا فكر مي كرديم طبيعت جمهوري اسلامي اين است كه ولي فقيه دارد و نياز به گفتن در قانون اساسي نيست . چون مبناي حكومت شيعي اين است كه امام زمان (عج ) در غيابش نوابي دارد كه بين علما مي توان آن را پيدا كرد. اين مبنا بود و مشروعيت نظام دراين بود و هنوز هم هست . بعدها كه علما در مجلس جمع شدند و منتخبان مردم آمدند ولايت فقيه را ضمن بحث ها اضافه كردند. قانون اساسي كه نوشته شده به دستور امام به رفراندوم گذاشته شد و با وجود تحريم منافقين و بعضي از ملي گراها مردم با چنان راي بالايي آن را تاييد كردند كه نمي توانستند ادعايي بكنند . نزديك 98 درصد مردم تاييد كردند . قانون اساسي با اين معيار نوشته شد . از آن پس ساختار نظام شكل گرفت . با اولين فرصت مجلس به وجود آمد و قبل از مجلس رياست جمهوري انتخاب شد كه آراي مردم در هر دو انتخابات زياد بود. مسايل آن قدر روشن بود كه مردم بدون دغدغه در انتخابات شركت مي كردند. چون خودشان مسير را اداره مي كردند. در اولين انتخابات رياست جمهوري آقاي بني صدر به خاطر آزادي راي آورد. چون بني صدر در آن مدت مسئوليت نداشت . سخنراني مي كرد. به دانشگاهها و شهرستانها مي رفت و شعار مي داد. دولت موقت هم گرفتار بود و مي بايست مشكلات را حل مي كرد. شوراي انقلاب هم گرفتار بود. بني صدر خالي از همه اين مشكلات با شعارهايش مردم را اميدوار كرد و با راي بالا انتخاب شد و كارش را شروع كرد. ما هم بلافاصله از امام (ره ) خواستيم كه فرماندهي كل قوا را هم به بني صدر بدهد. چون مي خواستيم رئيس جمهور فرمانده كل قوا باشد. قبل از اينكه مجلس تشكيل شود شوراي انقلاب به جاي مجلس كار مي كرد. از امام خواستيم كه ايشان به جاي يكي از ما رئيس شوراي انقلاب باشد; چراكه منتخب مردم بود. يعني فضا كاملا آزاد و آرا كاملا آزاد بود. تا اينجا همه چيز به درستي شكل گرفت . البته آن موقع يك بند ديگري در قانون اساسي گنجانده شد كه مربوط به شوراها بود. قرار شد براي همه امور كشور از روستاها گرفته تا شهرها و كارخانه ها شورا گذاشتند. قانون اساسي را ببينيد كه در بحث شوراها چقدر وسيع است . پس اين جمهوري كه الان به وجود آمد كاملا خواست اسلام است . علماي طراز اول اسلام پايه اش را در قانون اساسي گذاشتند . اكثر آن 80 نفر از علماي طراز اول بودند . مگر مي شد قانون غيراسلامي در آن بيايد براين اساس جمهوري اسلام مي شد. آزادي در اوج بود. مردم خودشان تصميمات خود را در انتخابات مي گرفتند. در آن دوره به شورشهايي برخورديم كه عمدتا به كمك مردم كه در سپاه بسيج و كميته هاي انقلاب جمع شده بودند شورشها تسويه و كشور كم كم آرام شد. بعد از آن دفاع در آن جنگ تحميلي عجيب پيش آمد كه سه اردوگاه شرق غرب و ارتجاع با پيشتازي صدام و ارتش بسيار مسلح بعث عليه ما واد ميدان شدند و مردم آن گونه دفاع كردند. ارتش سپاه و عمدتا بسيجي ها دفاع كردند و نقش بسيار بزرگي را ايفا كردند. با اختيار ميل و عشق به ميدان آمدند و آن دفاع جانانه را كردند و انقلاب را حفظ كردند. اين ساختار ساختاري است كه از دل مردم بيرون آمده است . مبنايش اسلام است . يعني علماي اسلام نوشتند. پس هم جمهوري و هم اسلامي شده است . آزادي هم كه حد و حصري نداشت . بسيار وسيع بود و اكثريت مردم در ميدان بودند و اين اتفاقات با اختيار مردم مي افتاد. جنگ تمام شد و دوره سخت سازندگي پيش آمد كه كشور ما كاملا ويران شده بود. عقب ماندگي دوره طولاني رژيم پهلوي هم روي دست ما بود. در محاصره كشورهاي قدرتمند دنيا بوديم . عملا تحريم بوديم . با كمك همين مردم و با همين ساختار دوره سازندگي را شروع كرديم . اينجاست كه بايد استقلال را در ابعاد ديگرش ديد. چون منظور ما از استقلال فقط استقلال سياسي نبود. استقلال سياسي ما جدي و كامل بود و همين الان هم كامل است . هيچ كشوري در دنيا نيست كه بتواند به ايران فرمان بدهد. ايران از هيچ كشوري فرمان نمي گيرد. همه چيز از درون خود كشور است . اما استقلال كه فقط اين نيست . اگر در غذا صنعت زيربناها تكنولوژي تحصيل و دانش وابسته باشيم ضد استقلال و عين وابستگي است . ما در دوران دفاع موفق شديم استقلال نظامي خود را تثبيت كنيم . به خاطر تجربه جنگ آن موقع به صنايع نظامي بهاي زيادي داديم . آنچه كه امروز در صنايع نظامي مي بينيد در دوران دفاع پايه ريزي شد. همين موشكها اواخر دفاع به نتيجه رسيده بودند. صنايع بسيار ظريف را براي كارهاي بزرگ انجام داديم . اگر زيربناهاي كشور نباشد يعني اگر راهها بندرها سدها كارخانه هاي بزرگ مادر مثل فولادسازي سيمان سيلوها نيروگاهها پالايشگاهها و پتروشيمي ها نباشند استقلال معنا ندارد . چون بايد همه مواد را از خارج بياوريم . همه اين كارها در يك دوره 8 ساله ساخته و نيازهاي كشور به طور نسبي تامين شد. مقدار زيادي از آبها مهار شدند. بندرها و سيلوها ساخته شدند. كشاورزي به سرعت رشد كرد . امروز مي توانيم حدود 200 ميليون تن محصولات كشاورزي داشته باشيم . آن موقع صحبت از 19 تا 21 ميليون تن بود . وابستگي ها به تدريج كم شد. صنايع حساس آمدند. تكنولوژيهاي مهم را گرفتيم . مهمترين كاري كه در آن مشكل داشتيم مسئله تحصيل دانش و دانشگاه بود. استادان خيلي خوب مي دانند و حتما به دانشجويان هم مي گويند. آن موقع حدود 150 هزار دانشجو داشتيم . در شرايطي كه فقط چند دانشگاه خوب و موفق در سراسر كشور داشتيم . بعد از انقلاب بسياري از استادان ما يا رفتند و يا بازنشسته شدند و يا به اشتباه تسويه شدند. البته يكي از اشتباهاتي كه آن زمان اتفاق افتاد همين تسويه ها بود كه كاش اتفاق نمي افتاد و متاسفانه در مواردي اتفاق افتاد. البته در يك انقلاب آن گونه چاره اي نبود. كساني مي خواستند هيچ اتفاقي نيفتد ولي اين يك آرزو بود. اين آرزو در جايي مثل ايران كمي دور از دسترس بود. حتي مديريت دانشگاه توسط دانشجويان انتخاب مي شد. آن انقلاب فرهنگي كه اتفاق افتاد حقيقتا طراحي نشده بود. ما كه در شوراي انقلاب بوديم چنين تصميمي را نگرفته بوديم . دانشجويان از شرايطي كه در دانشگاهها بود عصباني شدند و انقلاب فرهنگي كردند و دانشگاه را تعطيل كردند كه يكي دو سال تعطيل بود. مي خواهم بگويم وقايع انقلاب اين گونه نيست كه همه اتفاقات در دست ما باشد. حتي حركت انقلابي تسخير لانه جاسوسي را ما كه در شوراي انقلاب بوديم خبر نداشتيم . آن موقع من و آيت الله خامنه اي در مكه بوديم . شب پشت بام خانه اي در مكه داشتيم مي خوابيديم كه راديو را روشن كرديم . ساعت 12 شب بود . خبر دادند لانه جاسوسي را گرفتند و دولت بازرگان استعفا داده است . (كف زدن جمعيت ) شما بايد الان كف بزنيد و درست هم هست . شما همان كساني هستيد كه در آن بحبوحه عكس شاه را در دانشگاه پايين آورديد كه اهميت شهامت انقلابي آن بالا است . (كف زدن جمعيت ) مي خواهم بگويم اگر اتفاقاتي افتاد كه الان مي توان نسبت به آنها بحث كرد كه اگر فلان كار را نمي كرديم فلان اتفاق نمي افتاد زياد محل اعراب ندارد. چون اين كارها مال كشور منضبطي است كه همه چيزش قانون و مسئول داشته باشد. انقلاب كه اين گونه نبود. مثلا امنيت كشور چگونه تامين مي شد مردم خودشان كميته درست كرده بودند و در حسينيه و مسجد جمع شده و خودشان سلاح جمع كرده بودند و امنيت را هم حسابي حفظ مي كردند. البته در اين شرايط اتفاقاتي هم مي افتد كه افتاد. ولي خوبي هايش خيلي بيشتر از بدي ها و قابل غمض عين بود. به هرحال يكي از مشكلات واقعي ما مسئله تحصيلات عاليه بود. بسياري از جوانان و خانواده ها كاملا مايوس بودندكه بچه هايشان در دانشگاه درس بخوانند. نهضت عظيمي براي توسعه دانشگاهها شد كه سهمي را دانشگاههاي دولتي و سهم زيادي را هم دانشگاه آزاد اسلامي داشت كه امروز بيش از 3 ميليون دانشجو و يك و نيم برابر يا بيشتر از اين فارغ التحصيل داريد . اين حركت بسيار بزرگ بود . الان پايه تحصيلات دانشگاه استاد فضاي آموزشي كتابخانه آزمايشگاههاي ما و خيلي از چيزهايي كه آن روزها بسيار محدود بود به تدريج به اينجا رسيد و كم كم دارد عمق پيدا مي كند. اگر تا به حال روي كميات حساب مي شد الان روي كيفيات تاكيد مي شود. اتفاقا يكي از الگوهاي كيفيت بايد همين دانشگاه شريف باشد كه افتخار بزرگي در تاريخ ايران است . در آن 8 سال دوره سازندگي كه بلافاصله بعد از جنگ اتفاق افتاد با توجه به مشكلات ارزي كه داشتيم كارهاي بزرگي صورت گرفت . وقتي جنگ تمام شد موجودي ما در همه كشور فقط يك ميليارد دلار بود در حالي كه 12 ميليارد دلار بدهي داشتيم . يعني اجناسي وارد كرده بوديم كه تعهد داشتيم . كار خيلي عظيمي بود. پنج استان ما به كلي ويران و درجنگ اشغال شده بود. واقعا زيربناها خراب بود. خيلي چيزها نبود. يك دوره بسيار سختي بود كه توانستيم با سياست درستي كه انتخاب شد مبالغ زيادي ارز را از خارج جذب كنيم و دست نيروهايي كه در كشور بسته بود باز شد. همه به ميدان آمده بودند. سپاه بسيج جهاد سازندگي و نيروهاي فراوان فني به ميدان آمدند و كارهاي بسيار بزرگي كرديم كه مشكل خيلي از وابستگي ها را حل كرد. در گذشته اصلا سابقه نداشت كه ايراني ها سدي را طراحي كنند و بسازند. ما سدها را كليد در دست به خارجي ها مي داديم و آنها مي ساختند. اما در آن دوران خودمان سدساز شديم تا جايي كه بعد از چند سال دنيا اعتراف كرد كه ايران سومين كشور با قدرت سازندگي سدهاي بزرگ است . هنوز آن مقام سومي را حفظ كرديم . پلها بندرها و كارخانه هاي بزرگ را خودمان ساختيم . يادم هست (يادداشتي به من دادند كه چون گفتيد مي خواهم جواب سوالات را بدهم وقت دارد مي گذرد بله مي خواهم جواب بدهم ولي بايد مطالب را به جايي برسانم ) يك جا عرض مي كنم . در همه رشته ها فن آوري ها و زيربناسازي ها كه خيلي از كارها عمق استقلال است ها وارد شديم و اگرچه HIGH TECH توانستيم پيشرفت كنيم . هنوز هم ادامه دارد . چون تمام نمي شود و هر روز بايد نو به نو انجام شد . در در اول چند فناوري مهم و حساس هستيم اما از بحران و گلوگاهش عبور كرديم و پايه هاي كشور محكم شد. روزي كه ما شروع كرديم چندين هزار پزشك خارجي از كشور بنگلادش و ... دركشور بودند و بهداشت و درمان ما را اداره مي كردند. اما امروز براي فارغ التحصيلان دانشگاهها به سختي مي توانيد جايي را پيدا كنيد تا بتوانند خدمت كنند. در اكثر زمينه ها اين گونه جلو رفتيم . استقلال هميشه احتياج به پيشرفت دارد و بايد روز به روز جلو برويم و اين هم انجام مي شود. آزادي هم كه عرض كردم حقيقتا آزادي بود. اگر هركدام از سه شعار استقلال آزادي و جمهوري اسلامي مخدوش شود مي شود آسيب . اگر خداي نكرده جمهوري تبديل به مجلس فرمايشي شود اگر كساني به خود حق دهند كه در انتخابات دخالت كنند و آراي مردم را مخدوش كنند اين مي شود آسيب .اگر شرايطي به وجود بياوريم كه مردم بي تفاوت باشند و مايل نباشند در انتخابات شركت كنند اين يك آسيب بسيار جدي و خطرناك مي شود. ما كه با 99 درصد حضور مردم كارمان را شروع كرديم و با حضور وسيع مردم انقلاب را پيروز كرديم و جنگ را به نفع خود خاتمه داديم اگر بنا باشد اين مردم خصوصا قشر تحصيل كرده و آگاه بي تفاوت شوند و فكر كنند كه امري دارد به آنها تحميل مي شود اين بزرگ ترين آسيب است . براي اينكه اين آسيب پيش نيايد حضور مردم و شما قشر تحصيل كرده و آگاه مهم است . ممكن است كساني اين را بخواهند. حتي شايد با حسن نيت هم بخواهند و خيال كنند دارند خدمت مي كنند ولي اين اشتباه بزرگي است . چون از پايه به ما آسيب مي رساند. اگر مردم نباشند حكومت اسلامي و قابل دوام نيست . مردم همه جامعه هستند و نه بخشي از آن . البته استثنائاتي دارد كه در همه جا قابل پذيرش است و كسي نمي تواند مطلق مطلق حرف بزند. اگر دوباره در استقلال اقتصادي وابسته شويم خطرناك است . زماني به جايي رسيده بوديم كه واردات مصرفي غذايي مواد و حتي كالاهاي واسطه بسيار كم بود. متاسفانه امروز اين خطر هست كه اكثريت نيازهاي خود را وارد مي كنيم اين آسيب است . آخرين پالايشگاهي را كه دوران سازندگي در بندرعباس ساختيم براي صادرات بنزين و گازوييل ساخته بوديم . يعني همه چيز پر شده بود و فاز دوم را براي صادرات گذاشته بوديم . ولي الان اگر 40 درصد نياز بنزين و گازوئيل را وارد كنيم خيلي خطرناك است و وابستگي از اين بدتر نمي شود. نبايد بگذاريم اين اتفاق بيفتد. اگر صنايع داخلي ما در برابر موج واردات يكي پس از ديگري از صحنه بيرون بروند و اعلام ورشكستگي كنند و نتوانند رقابت كنند وابستگي كشور شديد و خطرناك مي شود و مي تواند در آينده آسيب هاي جدي را به ما وارد كند. همين الان يكي از تهديدهايي كه هميشه ما را مي ترسانند اين است كه مي گويند جلوي واردات بنزين شما مرا مي گيريم . آمريكايي ها طرحي را براي محاصره دريايي ما به مجلس خود برده بودند كه جلوي كشتي هاي حامل سوخت ما را بگيرند. البته هيچ وقت نمي توانند موفق شوند. چون ما براي آن روز آماده ايم . قبلا هم همين برنامه ها را داشتند و نتوانستند. اين بار هم نمي توانند اما طراحي مي كنند و دنبالش مي روند. لذا من فكر مي كنم آسيب اساسي اين است كه ملت ما مخصوصا بخش عظيمي از ملت به ويژه قشر تحصيل كرده و آگاه بي تفاوت و يا مخالف شوند. البته همه بايد مواظب باشند. نه خودشان چنين اجازه اي را به خودشان بدهند و نه ما چنين چيزي را بخواهيم و نه كساني كه مسئولند و مي خواهند انتخابات را اجرا كنند به خودشان اجازه بدهند. بنابر اين آسيب در استقلال ما اين است كه نيازها و وابستگي ها زياد شود. اگر از نظر سياسي مستقل باشيم كافي نيست . كشورهايي مثل كره شمالي در جهان هستند كه از نظر سياسي مستقل هستند. ولي در خبرها مي بينيد كه قحطي است و هر سال عده اي از مردم مي ميرند. مرزهايش را كاملا بسته است و كسي نمي تواند وارد يا خارج شود. ايران كه نمي تواند اين گونه باشد. ايران كشوري است كه مي تواند در آينده به قدرتها تنه بزند. در گذشته يكي از بزرگترين تمدنهاي بشري را داشته و امروز هم با مكتب اسلام با انقلاب با حضور مردم با منابع طبيعي و با اين همه دانشمند و تحصيل كرده مي تواند يكي از كشورهاي الگوي زندگي باشد. به آن شكل كه نمي توان زندگي كرد. زندگي امروز ايران بايد يك زندگي كاملا آزاد مرفه و با حضور همه قشرها و استفاده از همه يا اكثر انرژي ها باشد تا بتوانيم كشور را كه حقيقتا استحقاق دارد جلو ببريم . پس ببينيد آسيب سياسي ما اين است كه رابطه ما با مردم ضعيف شود. از لحاظ ديني هم آسيب اساسي ما در آن بخش دوم جمهوري اسلامي اين است كه از اسلام فاصله بگيريم . خيلي از شما بوديد و كساني كه نبودند بدانند كه اگر مبارزه با شاه به نام اسلام نبود هيچ وقت آن تظاهرات و آن حضور مردم در خيابانها و آن عظمتي كه شاه و آمريكا را ترساند و فرار كردند اتفاق نمي افتاد. يعني همان بانگ هاي الله اكبر به خاطر اسلام بود. (كف زدن جمعيت ) قبل از ما امواج ديگري در مبارزه بودند. يادتان هست كه حزب توده قوي ترين حزب دوران پهلوي بود. واقعا يك تشكيلات آهنين نفوذناپذير و نيروهاي تربيت شده سياسي داشت اما نمي توانست جامعه را جلب كند. با اينكه شعار طرفداري از كارگران و محرومان را مي داد فقط عده محدودي را جذب مي كرد و عمده مردم به خاطر روحيه ديني خود با آنها همراه نمي شدند. وقتي امام (ره ) به عنوان يك مرجع تقليد با آن عظمت آمدند و صدها طلبه فاضل و عالم در ركاب و در خدمت ايشان قرار گرفتند و نيروهاي اسلامي از بازار و دانشگاه آمدند و فضاي اسلامي را ايجاد كردند امت اسلامي به خيابان آمده و آن قدرت را ايجاد كرد. پس بعد اسلامي مهم است . يعني اگر روزي مردم احساس كنند كه انقلاب دارد از دين فاصله مي گيرد و به تعهدات ديني پايبند نيست ديگر آن وفاداري و حضوري كه دارند و تقويتي كه مي كنند و تاثيرات آن هم بسيار زياد است از دست مي رود. بنابراين آسيب اساسي اين است كه بعد اسلاميت يا جمهوريت ضعيف شود. هر دو را عرض مي كنم . يكي از آنها كافي نيست . اسلاميت به تنهايي كافي نيست . چون اگر فكر كنيم مسلمانيم كه اسلام نمي شود. اگر جمهوري و آراي مردم نباشد كه اسلام نيست . اسلام شناسان اين را قبول ندارند. ممكن است عده اي از عوام قبول كنند اما مردم آگاه كه مسلمان واقعي هستند و با تفكر مسلمان شدند قبول ندارند. اگر هريك از ابعاد جمهوريت و اسلاميت ضعيف شوند بدترين آسيب است . اگر بعد استقلال ضعيف و وابستگي ها تجديد و تشديد شود و نيازمند آنها باشيم كه تلاش و جهاد 30 ساله ما را به باد بدهد و همان خطر را دارد . و اما فرصت ها امروز فرصت ها خيلي فراوان است . اولا تا حدودي زيربناها را ساختيم . كامل نيست ولي داريم مي سازيم . ثانيا از لحاظ علمي جامعه ما از همه تاريخ ايران نيرومندتر است . مي توانيم در همه رشته ها متخصصان عالي داشته باشيم كه يا در داخل هستند و يا اگر در مواردي نياز داشته باشيم ايرانيان فراواني در خارج هستند كه مي توانند به كمك ما بيايند. از لحاظ منابع ارزي با همين وضعي كه الان نفت سقوط كرده و از 50 دلار هم پايين تر رسيده از هميشه دوران بهتريم . يعني هيچ وقت به اين قيمت به اين كيفيت و به اين مقدار نبود. صنايع ما همان مقداري كه الان هست و خيلي هايشان فعال نيستند و پاره وقت كار مي كنند خوب هستند. زيربناهاي صنعتي كشور ظرفيت بالايي دارند. قدرت صادرات خدمات فني و مهندسي در ايران بسيار بسيار بالاست . اگر روابط درست خارجي داشته باشيم و لااقل با كشورهاي جهان سوم تعامل خوبي داشته باشيم مي توانيم در اكثر اين كشورها كارهاي خدمات فني و مهندسي نيروگاه سازي ماشين سازي سيلوسازي راه سازي پل سازي بندرسازي و كشتي سازي داشته باشيم و با قدرتهاي صنعتي رقابت كنيم . هرجا هم كه تا به حال ميدان حضور پيداكرديم و رفتيم موفق بوديم . احساس مي كنم كه اگر فضا درست باشد و مديريت ديپلماتيك خارجي ما درست باشد و بتوانيم با دنيا تعامل منطقي كنيم ـ نه تعامل تسليم شدن ـ امروز تحصيل كرده ها و فني هاي ايران قدرت بالا و قابل رقابتي در مقابل شركت هاي ديگر دنيا دارند. مسئله گاز ما مهم است . ما دومين كشور دارنده گاز جهانيم . بعد از روسيه ما هستيم . منتها متاسفانه درست عمل نمي شود. در زمان جنگ نمي توانستيم براي پارس جنوبي وارد دريا شويم و كار صنعتي كنيم . به محض اينكه جنگ تمام شد سراغ پارس جنوبي رفتيم و به سرعت شروع كرديم . 30 فاز را شناسايي كرديم و 15 تا 16 فاز را به مناقصه گذاشتيم و براي خيلي از فازها هم قرارداد بسته شد . اما متاسفانه بعدها كند شد و الان مدتي است كه كند است . قطر به عنوان يك كشور يك وجبي (كف زدن جمعيتي ) كه شريك ماست دارد گاز مشترك ما را مي برد. اين اشكال است و متاسفانه از چند سال پيش دچار اين ضعف شديم . گاز در دنيا حربه بزرگي است . اگر مي توانستيم با گاز وارد بازار جهاني شويم هم حفاظت امنيتي هم قدرت سياسي و هم قدرت چانه زني بود و مي توانستيم كارهاي بزرگي در معاملات بكنيم . ايران جايي است كه اگر از ظرفيت جغرافيايي آن درست استفاده شود منبع ثروت هاي وارداتي است . بهترين مسير منطقه ما براي انتقال خطوط نفت و گاز است . اگر قطر بخواهد گازش را صادر كند هيچ راهي ندارد. البته مي تواند صادر كند ولي بايد دريا را دور بزند كه آن قدر گران مي شود كه نمي تواند استفاده ببرد. لذا گاز مايع توليد مي كند كه بسيار گران تمام مي شود. ايران بهترين مسير خطول انتقال لوله نفت و گاز آسياي ميانه و خليج فارس است . خطوط انتقال فيبر نوري كه همه دنيا را به هم دوخته بهترين وحساس ترين نقطه انتقالش ايران است . از دوره سازندگي اين خط را به راه انداختيم ولي توسعه بين المللي ما انجام نشده است . در خطوط هوايي فضاي ايران نزديك ترين راه بين شرق و غرب و شمال و جنوب است . اگر از اين فضا درست استفاده كنيم چند طبقه هواپيما هر ساعت از كشور ما پرواز مي كنند كه از هركدام آنها دلار مي ريزد. يعني بايد براي هر پروازي پول بدهند. ولي الان وضع به گونه اي است كه راهشان را كج مي كنند و از آسياي ميانه و قفقاز و يا از دبي مي روند. بايد فرودگاههاي ما ظرفيت پذيرش هزاران هواپيما را داشته باشند. اينها چيزهايي نيست كه بايد سرمايه گذاري كنيم . اينها سرمايه خود را خودشان مي آورند. ما فقط بايد بازش كنيم و بگذاريم اين اتفاق بيفتد. اگر يك سيستم درست مديريتي داشته باشيم اين اتفاق مي افتد. همه اين كارها اقتصادي است و جواب هزينه هايش را مي دهد. كار ديگري كه جزو دستاوردهاي مهم است كه به خاطر يادداشت تمام شده وقت كه دادند نگفتم و بايد بگويم مسئله بن بست فكري است كه در مسايل ديني وجود داشت و همان بحث هايي بود كه در زندان مي كرديم و رقباي ما مي گفتند شما نمي توانيد كشور را اداره كنيد. الحمدلله اين مشكل هم با دانش علم و شجاعت امام راحل ما حل شد و آن ايجاد مجمع تشخيص مصلحت نظام است . الان در هر موردي كه فتاواي موجود علما ـ البته قبول نداريم همه فتاوا واقعا اسلامي باشند شايد بعضي هايشان قابل اصلاح باشند ـ همين فتاواي موجود كه شوراي نگهبان درباره قوانين مي دهد بالاخره اينها رسمي و لازم الاجرا هستند اگر اختلافي بين مجلس و شوراي نگهبان پيش بيايد با تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام ديگر بن بست ديني نداريم . هرچه كه به مصلحت نظام و اداره كشور باشد علما و كارشناسان تاييد مي كنند و مي گويند موقتا و تا هر وقت كه لازم است به اين پيشنهاد عمل شود. يعني ما امروزه مي توانيم به عنوان يك كشور كاملا آزاد در مسايل ديني و نيازهاي فكري جامعه وارد عمل شويم و بن بست شكني كنيم . البته استنباط و استناد مجمع تشخيص قوانين خود درآوردي نيست . يك اصل فقهي مترقي است . اگر اهل فقاهت باشيد و دراستفائات پيدا كنيد و يا رساله ها و كتابهاي فقهي را بخوانيد مي بينيد كه خيلي از فتاوا با مصلحت است . يعني يك اصل داريم كه وقتي بين اهم و مهم تزاحم شود فقها متفق القول حكم اهم را تاكيد مي كنند. اگر دو مصلحت مفسده با هم تعارض پيدا كنند فقها مي گويند مصلحت را بگيريد و به مفسده توجه نكنيد. ممكن است اين تعارضات و تزاحمات در قوانين و شيوه ها پيش بيايد ولي با ابتكاري كه امام كردند اصلا بن بست نداريم . يعني مي توانيم همه مسائل حكومت ديني را با همان اصول ديني و با همان قوانين فقهي كه فقها به آن اتكا مي كنند حل كنيم و مشكلي از لحاظ ديني نداشته باشيم . البته ممكن است عده اي از افراد خرافاتي و سطحي نگر نظراتي بدهند كه هميشه بوده و بعد از اين هم هست . ولي مشكل اصولي نداريم . اشكال ديگري كه هميشه وجود داشت نبودن برنامه هاي دراز مدت بود كه در مجمع تشخيص با نوشتن چشم انداز 20 ساله و حل كردن مشكلاتي كه از انحصارات اصل 44 قانون اساسي بود كه عده امكانات را انحصارا دولتي كرده بودند راه باز شده است . بناست به مردم واگذار كنند. اگر درست عمل شود و استعداد بخش خصوصي و متخصصان را بكار بگيرند و از اين ظرفيت بزرگ استفاده كنند مي توانيم با همه ابزاري كه در اختيار ماست با ساخت يك ايران متمدن پيشرفته مسلمان و پيرو اهل بيت و مكتب شيعه الگويي شايسته در جهان خلق كنيم .