Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 116654
تاریخ انتشار : 5 آذر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 13

انقلاب اسلامي براي ايران چه كرد؟ - ٢

دكتر حجت سليمان دارابي موفقيت جمهوري اسلامي ايران در رشته‌هاي مختلف المپيادهاي جهاني دانش آموزي، نشان از استعداد بالقوه‌ي دانش‌آموزان ايراني‌ و حجم سرمايه‌گذاري جمهوري اسلامي در تقويت بنيه‌ي علمي فرزندان اين آب و خاك است‌. ايران علي‌رغم اينكه دير به ميدان رقابت‌هاي علمي جهان وارد شد اما ظرف ده سال 3 بار موفق به كسب مقام اول جهان‌، 2 بار به مقام دوم و 2 بار نيز مقام سوم جهان شد. علاوه بر دستاوردهاي جمهوري اسلامي در حوزه‌ي المپيادهاي جهاني در تقويت آموزش در ابعاد مختلف، بايد از توسعه‌ي مقاطع تحصيلي‌، توسعه‌ي مدارس فني و حرفه‌اي، افزايش نرخ پوشش تحصيلي، ارتقاي نرخ گذر تحصيلي، افزايش نرخ قبولي دانش‌آموزان‌، افزايش فضاهاي آموزشي و كاهش تراكم دانش‌آموزان در كلاس‌، توسعه‌ي آموزش كودكان استثنايي‌، توسعه‌ي پرورش استعدادهاي درخشان‌، توسعه‌ي مدارس خارج از كشور، افزايش سطح تحصيلي معلمين و افزايش ارائه‌ي خدمات به فرهنگيان، از جمله مواردي است كه مي‌توان گفت انقلاب اسلامي در طول بيست سال نسبت به انقلاب مشروطه و رژيم سلطنتي در طول 70 سال، برتري قابل توجهي داشته است‌. جدول ذيل تعداد دانش‌آموزان را در مقاطع تحصيلي ابتدايي‌، راهنمايي و دبيرستان در حكومت پهلوي و رژيم‌هاي قبل از آن و جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد.   سال  57 ـ 58  76 ـ 77 مقطع افزايش نسبت به سال 1377 ابتدايي 297/019/5 237/938/8 8/1 برابر راهنمايي 263/535/1 881/282/5 5/3 برابر دبيرستان 559/087/1 369/904/3 6/3 برابر جدول آمار تعداد دانش‌آموزان در مقاطع تحصيلي مختلف در دوران قبل و بعد از انقلاب  آمار مذكور نشان مي‌د‌‌هد كه رشد افزايش دانش‌آموزان در مقاطع تحصيلي مختلف نسبت به دوره‌ي قبل از انقلاب با توجه به شرايط كشور با آنچه كه رژيم مشروطه در طول 70 سال براي جامعه‌ي ايران به ارمغان آورد، قابل مقايسه نيست‌. تعداد مدارس فني و حرفه‌اي كه در سال 1357 حدود 700 واحد بود در سال 1377 به 2800 واحد رسيد. در طي اين مدت، رشد چشم گير رشته‌هاي تحصيلي نيز قابل توجه بود. در سال 1357 آموزش صنعت در 7 رشته‌، آموزش خدمات در 4 رشته و هنرستان‌هاي روستايي در 4 رشته صورت مي‌گرفت. اما اين تعداد در سال 1377 به 19 رشته در صنعت‌، 14 رشته در خدمات و 5 رشته در آموزش كشاورزي افزايش يافت‌. از جنبه‌ي توسعه‌ي مدارس فني و حرفه‌اي تعداد دانشجويان مدارس عالي فني و حرفه‌اي نيز در طول بيست سال جمهوري اسلامي از 5400 نفر در سال 1357 به 000/90 نفر در سال 1377 رسيد. دختران كه در آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي جايي نداشتند، در سياست‌هاي جمهوري اسلامي در سال 1377 صاحب 34 آموزشكده‌ي ويژه گرديدند. تعداد كل مراكز آموزشكده‌هاي فني از 12 آموزشكده در سال 1357 به 103 آموزشكده در سال 1377 افزايش پيدا كرد و 70 رشته‌ي تحصيلي در سال 1358 در آموزشكده‌هاي مذكور به 580 رشته افزايش يافت‌. تعداد دانشجوياني كه از خوابگاه دانشجويي استفاده مي‌كردند از 600 نفر در سال 1357 به 000/60 نفر در سال 1377 افزايش پيدا كرد. رژيم مشروطه‌ي سلطنتي علي‌رغم سيطره‌ي هفتاد ساله‌ي خود بر تمام اركان كشور و برخورداري از حمايت‌هاي مطلق غرب و اجراي انواع و اقسام طرح‌هاي توسعه و الگوي رشد قادر نگرديد براي جمعيت 20 تا 30 ميليوني ايران در حوزه‌ي پوشش تحصيلي شرايط مناسبي فراهم كند.  پوشش تحصيلي دوره‌ي متوسطه در سال 1357، حدود 23% بود كه اين رقم در سال 1377 با سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران به 74% افزايش پيدا كرد. يعني 74% از افرادي كه در سال 1377 از شرايط لازم براي تحصيل در دوره‌ي متوسطه برخوردار بودند در مدارس كشور مشغول به تحصيل شدند در حالي ‌كه اين شرايط براي دانش‌آموزان اين مقطع در رژيم مشروطه‌ي سلطنتي 23% بود. از جنبه‌ي افزايش فضاي آموزشي و كاهش تراكم دانش‌آموز در كلاس، علي‌رغم فشارهاي ناشي از رشد بالاي جمعيت و موانع اقتصادي و سياسي و امنيتي، تعداد كلاس‌ها از 250 هزار در سال 1358 به 650 هزار در سال 1377 رسيد. يعني هر سال حدود 20 هزار كلاس و هر روز 55 كلاس جديد مورد بهره برداري قرار گرفت‌. تعداد آموزشگاه‌هاي كشور از حدود 51 هزار باب در سال 1358 به حدود 107 هزار باب در سال 1377 رشد پيدا كرد. دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران در توسعه‌ي آموزش كودكان استثنايي‌، توسعه‌ي پرورش استعدادهاي درخشان و توسعه‌ي مدارس خارج از كشور از جنبه شاخص‌هاي رشد و توسعه‌ي انساني با رژيم مشروطه‌ي سلطنتي، قابل مقايسه نيست‌. در سال 1357 حدود 7 هزار نفر از دانش‌آموزان استثنايي در 237 مركز تحت پوشش قرار داشتند در حالي ‌كه در سال 1377 در طول حدود بيست سال حدود 66 هزار نفر از كودكان و دانش‌آموزان استثنايي در 1112 مركز تحت پوشش آموزشي و توان‌بخشي قرار گرفتند. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تنها دو مركز آموزش تيزهوشان آن هم فقط در تهران وجود داشت. اما در سال 1367 با تأسيس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان، در بدو امر، 802 دانش‌آموز و در سال 1377، 89 مدرسه‌ي راهنمايي‌، 86 دبيرستان و بيش از 600/33 نفر دانش‌آموز در 44 شهر ايران مشغول باروري بودند. تعداد داوطلبان به اين گونه مدارس كه در سال 1366 حدود 1500 نفر بود در سال 1377 به 000/237 نفر كه همگي داراي معدل 19 به بالا بوده‌اند، ارتقا يافت‌. اين تحول نشان مي‌د‌‌هد كه جمهوري اسلامي ايران شرايط قابل توجهي را براي رشد اين استعدادها فراهم ساخته است. در حالي ‌كه رژيم مشروطه‌ي سلطنتي توجهي به استعدادهاي نهفته در فرزندان اين آب و خاك نداشت‌. مقطع  ابتدايي راهنمايي  متوسطه سال تحصيلي شهري روستايي كل كشور شهري روستايي كل كشور شهري روستايي كل كشور 54 ـ 55 664/4 074/32 728/36 762/2 527/1 289/4 357/1 224 601/1 55 ـ 56 850/4 519/33 269/38 807/2 813/1 620/4 372/1 344 716/1 56 - 57 091/5 562/34 653/39 933/2 209/2 142/5 447/1 377 824/1 57 ـ 58 326/5 871/34 197/40 027/3 694/2 721/5 498/1 448 946/1 58 - 59 992/5 781/35 773/41 284/3 542/3 826/6 623/1 672 295/2 59 ـ 60 336/6 877/32 213/39 267/3 946/3 213/7 700/1 779 479/2 60 ـ 61 143/7 674/35 817/42 660/3 673/4 333/8 949/1 830 779/2 61 ـ 62 851/7 639/37 490/45 892/3 420/5 312/9 012/2 795 807/2  62 ـ 63 337/8 230/39 567/47 011/4 054/6 065/10 027/2 886 903/2 63 ـ 64 766/8 216/40 982/48 228/4 619/6 847/10 065/2 906 971/2 64 ـ 65 092/9 340/41 432/50 361/4 165/7 526/11 110/2 920 030/3 65 ـ 66 561/9 567/41 128/51 578/4 225/7 803/11 166/2 925 091/3 66 ـ 67 511/10 269/42 780/52 898/4 653/7 551/12 310/2 973 283/3 جدول تعداد مدارس به تفكيك مناطق روستايي و شهري در مقاطع تحصيلي در دوران قبل و بعد از انقلاب [18] در توسعه‌ي مدارس روستايي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي با توجه به سياست‌هاي توسعه‌ي شهرنشيني و كم توجهي به روستاييان و تحقير روستا و روستايي، نه تنها تلاش جدي براي رشد فرزندان زحمت كش روستا به خرج نمي‌داد بلكه با بي‌مهري نسبت به آنها زمينه را براي بي‌سوادي يا كم سوادي و مهاجرت آنها به شهرها براي تأمين نيروي كار ارزان صنايع مونتاژ، فراهم مي‌ساخت‌. دختران و زنان روستايي در اين سياست سهم بسيار ناچيزي در كسب علم و آموزش داشتند. اما در جمهوري اسلامي ايران توجه به اقشار محروم و علي الخصوص روستاييان در سرلوحه‌ي سياست‌هاي نظام قرار گرفت‌. جدول زير، دگرگوني توسعه‌ي مدارس در رژيم مشروطه‌ي سلطنتي و جمهوري اسلامي را نشان مي‌دهد. هر محقق منصفي تصديق خواهد كرد كه دستاورد انقلاب اسلامي براي مردم ايران علي‌رغم همه‌ي مشكلات به مراتب بيش از آن چيزي است كه بتوان در قالب آمار و ارقام ارائه داد. بيداري عقلاني‌، توجه به توليد علم و معرفت و شركت در مجامع جهاني براي نشان دادن سطح استعدادها و قابليت‌هاي جوانان اين مرز و بوم كه رژيم مشروطه‌ي سلطنتي با سياست‌هاي خود اين استعدادها را سركوب مي‌كرد، به هيچ وجه با آمار و ارقام قابل توصيف نيست‌. وقتي با چنين شرايطي وارد تحولات و دستاوردهاي دانشگاهي در ايران مي‌شويم‌، به دست آوردن شاخص‌هاي حقيقي براي نشان دادن اين دگرگوني به مراتب سخت‌تر مي‌شود. شرايط دانشگاه‌ها در قبل از انقلاب به گونه‌اي بود كه عملاً نشاط علمي و پژوهشي را در كشور سركوب كرده بود. دانشگاه‌هاي ايران كه مبدأ تحولات و مركز سعادت تلقي مي‌شد صرفاً به انبار مصرف كالاهاي فكري فرنگيان تبديل گرديد. نظير اركان وجودي علم و معرفت در چنين دانشگاهي در هم پيچيده بود. سرنوشت ملت ايران بايد در جايي تعيين مي‌شد كه گردانندگان‌، برنامه ريزان و اغلب مدرسين آن اعتقاد چنداني به استعداد مردم ايران براي توليد علم و معرفت نداشتند. رژيم مشروطه‌ي سلطنتي با تمام قدرت دانشگاه‌هاي اين كشور را به فرمايش حضرت امام خميني (ره) عقب نگه داشت‌. جواناني كه از امكانات ملت مظلوم ايران كسب علم مي‌كردند به گونه‌اي تعليم داده مي‌شدند كه تبديل به يك مهره‌ي مصرف كننده در خدمت سياست‌ها و اهداف غرب و امريكا و مبشر افكار، انديشه و سياست‌هاي آنها مي‌شدند. تخصص‌هاي دانشگاهي به جاي اينكه در خدمت مردم ايران باشد در خدمت غرب بود. اگر قرار بود سياست‌هايي را كه رژيم پهلوي و رژيم‌هاي قبل از آن (از انقلاب مشروطه به بعد) در ايران اجرا مي‌كردند، منجر به دگرگوني قابل توجهي مي‌شد و جايگاه كشور ما را در توليد علم و معرفت در جهان به منزلت حقيقي آن نزديك مي‌كرد، هفتاد سال حاكميت نظام مشروطه فرصت كمي براي ايجاد چنين دگرگوني‌هايي نبود. اين انتظار وقتي موجه جلوه خواهد كرد كه آگاه باشيم در طول حاكميت نظام مشروطه‌ي سلطنتي در ايران‌، جهان با سرعت حيرت انگيزي به سمت دگرگوني‌، تحول و توسعه پيش مي‌رفت اما ايران علي‌رغم منابع انساني خوب و امكانات و استعدادهاي قابل اتكا و علي‌رغم شعارهاي تجدد و ترقي، نه تنها هيچ توفيقي در كسب موقعيت علمي در جهان به دست نياورد بلكه نشاط علمي نيز در آن سركوب گرديد. دانشجو و استاد ايراني شهامت و شجاعت تشكيك در تئوري‌ها و داده‌هاي علمي غرب را از دست دادند و باور نداشتند كه فراورده‌هاي علم غربي و معرفت غربي، قابل نقد مي‌باشد. متخصصين ايراني در سطح عالي نيز بايد زير دست تكنسين‌ها و مستشاران خارجي قرار مي‌گرفتند و نقش شاگرد يا وردست استاد كار را دنبال مي‌كردند. باور به فكر ايراني از بين رفت و ايرانيان تحقير مي‌شدند. ناتواني در توليد علم در حوزه‌ي پزشكي باعث شده بود كه پزشكان در حال تحصيل هند و پاكستان، سرنوشت سلامتي جامعه‌ي ما را در دست داشته باشند. چه تحقيري براي جامعه‌ي علمي ايران بدتر از آن بود كه اغلب آنهايي كه شعار تجدد و ترقي سر مي‌دادند براي معالجه‌ي سرماخوردگي خود نيز به درك و شعور پزشك ايراني اعتماد نمي‌كردند و راه ديار فرنگستان را در پيش مي‌گرفتند. امام خميني (ره) در اين رابطه مي‌فرمايند: بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربه‌ي مهلك زده است قسمت عمده‌اش از دانشگاه‌ها بوده است‌. اگر دانشگاه‌ها و مراكز تعليم و تربيت ديگر با برنامه‌هاي اسلامي و ملي در راه منافع كشور به تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان جريان داشتند هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امريكا و شوروي (سابق‌) فرو نمي‌رفت و هرگز قراردادهاي خانه خراب كن بر ملت محروم غارت زده تحميل نمي‌شد و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز نمي‌شد و هرگز ذخائر ايران و طلاي سياه اين ملت رنج ديده در جيب قدرت‌هاي شيطاني ريخته نمي‌شد و هرگز دودمان پهلوي و وابسته‌هاي به آن، اموال ملت را نمي‌توانستند به غارت ببرند. [19]رژيم مشروطه‌ي سلطنتي در طول حاكميت نزديك به يكصد ساله‌ي خود چنين كشوري را تحويل نظام جمهوري اسلامي داد. جمهوري اسلامي با همه‌ي مشكلاتش ظرف دو دهه بنيادي‌ترين تغييرات را در توسعه و توليد علم و معرفت در ايران ايجاد كرد به گونه‌اي كه پيچيده‌ترين و حساس‌ترين موضوعات علمي در حوزه‌ي فيزيك هسته‌اي، توسط متفكرين مسلمان ايران شكار شد. كار عظيمي كه هيچ ‌گاه تصور آن براي محيط‌هاي علمي ايران ممكن نبود. شاخص دانشجويي بر اساس معيارهاي بين‌المللي از 558 نفر در هر 100 هزار نفر در سال 1357 به تعداد 1950 نفر در هر 100 هزار نفر در سال 1375 رسيد. يعني جمهوري اسلامي در ظرف بيست سال به ميزان 5/3 برابر دستاوردهاي هفتاد ساله‌ي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي در حوزه‌ي شاخص دانشجويي كار كرد. جدول زير نمايانگر اين دگرگوني و عمق خدمات ارائه شده به جوانان اين مرز و بوم در طول دو دهه حاكميت جمهوري اسلامي ايران است‌.   سال 1357 1368 1372 1377 جمعيت كشور 132/331/36 295/179/53 508/672/59 569/391/36 تعداد دانشجويان 675/175 392/281 564/436 380/625 نسبت دانشجويان در صدهزار نفر 483 529 732 987 جدول آمار نسبت تعداد دانشجويان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي در يك صد هزار نفر جمعيت (بخش دولتي) جدول فوق صرفاً نشان دهنده‌ي سطح رشد دانشجو در حوزه‌ي دانشگاه‌هاي دولتي است و اگر قرار باشد سطح رشد دانشجويان شاغل به تحصيل در مراكز دانشگاه آزاد و ساير مؤسسات آموزش عالي غير دولتي را به آمار مذكور اضافه كنيم، بي‌ترديد با ارقام ديگري سر و كار خواهيم داشت‌. آمار مذكور نشان مي‌د‌‌هد كه شاخص نسبت دانشجو به جمعيت كشور در بخش دولتي در دوره‌ي حاكميت جمهوري اسلامي، از رشد خوبي برخوردار بوده است. به گونه‌اي كه نسبت دانشجو در صد هزار نفر در دهه‌ي اول انقلاب از 483 نفر در سال 1357 به 529 نفر در سال 1368 و در دهه‌ي دوم به 987 نفر در سال 1377 افزايش پيدا كرد. در زمينه‌ي توسعه‌ي دانشگاه‌ها و دانشكده‌ها نيز شاخص‌هاي رشد نشان مي‌د‌‌هد كه چه ظلمي در دوران حاكميت رژيم مشروطه‌ي سلطنتي بر شهرها و مناطق محروم كشور شده است‌. تعداد دانشگاه‌هاي كشور از 47 دانشگاه در سال 1367 به 119 دانشگاه در سال 1374 افزايش پيدا كرد. اين افزايش در دانشكده‌هاي مستقل نيز قابل توجه است‌. دانشكده‌هاي مستقل از 7 دانشكده در سال 1367 به 23 دانشكده و از 29 آموزشكده در سال 1367 به 73 آموزشكده در سال 1374 ارتقا پيدا كرد. بر اساس آمارهاي سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال‌هاي 1355، 1365 و 1375 درصد رشد تعداد دانشجويان در حال تحصيل در مقاطع مختلف در دوران حاكميت بيست ساله‌ي انقلاب اسلامي، با تمامي دستاوردهاي نظام‌هاي پيشين قابل مقايسه نيست‌. تعداد دانشجويان در حال تحصيل در سال 1355 برابر با 543/150 نفر بود كه اين رقم در سال 1375 به 970/966 نفر افزايش پيدا كرد. جمهوري اسلامي ايران در ظرف 20 سال به اندازه‌ي 5/6 برابر رژيم‌هاي پيشين در ايران در حوزه‌ي تحصيلات دانشگاهي، امكانات تحصيل فراهم كرد. جدول زير درصد رشد تغييرات اين سطوح را در مقاطع مختلف تحصيلي از فوق ديپلم تا دكتراي حرفه‌اي و تخصصي نشان مي‌دهد.   تاسال 1355 1365 1375 فوق ديپلم مرد و زن 929/26 490/60 326/152 مرد 894/17 357/42 484/90 زن 035/9 133/18 842/61 ليسانس مرد و زن 900/106 353/96 381/718 مرد 079/72 263/65 345/415 زن 821/34 090/31 36/303 فوق ليسانس مرد و زن 794/6 394/10 216/48 مرد 337/5 869/7 099/36 زن 457/1 525/2 117/12 دكتراي حرفه‌اي و تخصصي مرد و زن 920/9 652/14 865/47 مرد 403/7 838/6 334/31 زن 517/2 814/4 531/16 جمع مرد و زن 543/150 889/181 970/966 مرد 713/102 327/125 361/573 زن 830/47 562/56 609/393 جدول تعداد دانشجويان در حال تحصيل در دهه‌هاي قبل و بعد از انقلاب برحسب جنس و مقاطع تحصيلي دانشگاهي [20] در شاخص‌هاي تغييرات مذكور، جايگاه مناطق محروم در استان‌هاي ايلام‌، هرمزگان‌، چهارمحال و بختياري‌، سيستان و بلوچستان‌، خراسان‌، آذربايجان شرقي‌، اصفهان و فارس از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است‌. اين مناطق به طور كلي از حوزه‌ي دگرگوني‌هاي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي حذف شده بود. اما در جمهوري اسلامي ايران ظرف مدت 20 سال بر اساس جدول ذيل دگرگوني‌هاي بنياديني در ميزان افزايش دانشجو در چهار استان محروم و چهار استان نيمه محروم به وجود آمد.   ميزان افزايش و جنس ميزان افزايش درسال 76 ـ 77 نسبت به سال 57 ـ 58 مرد و زن زن مرد ايلام 24 برابر 50 برابر 19 برابر هرمزگان 18 برابر 31 برابر 15 برابر چهارمحال و بختياري 13 برابر 44 برابر 9 برابر سيستان و بلوچستان 14 برابر 19 برابر 13 برابر خراسان 4 برابر 6 برابر 3 برابر آذربايجان شرقي 5/2 برابر 4 برابر 2 برابر اصفهان 5 برابر 7 برابر 4 برابر فارس 5/3 برابر 4 برابر 3 برابر جدول مقايسه‌اي ميزان افزايش دانشجو در چهار استان محروم و چهار استان غير محروم به تفكيك جنس مقايسه‌ي كيفيت حضور زنان در مراكز علمي و پژوهشي كشور در رژيم‌هاي پيش از جمهوري اسلامي ايران، سطوح ديگري از تحولات علمي كشور و رشد و توسعه‌ي نيروي انساني در طول حاكميت كوتاه مدت جمهوري اسلامي ايران است‌. ميزان امكاناتي كه براي رشد زنان در طول رژيم مشروطه‌ي سلطنتي در اختيار اين قشر عظيم و با اهميت قرار گرفت، نشان دهنده‌ي آن است كه شعارهاي آزادي زنان سرابي بيش نبود. تبديل زن به كالاي اقتصادي و ابزار بهره‌وري و لذت‌، از بين بردن هويت و شخصيت زن در اركان جامعه و القاي اين مطلب كه چنين هويت و شخصيتي فقط در شيوه‌ي لباس و آرايش خلاصه مي‌شود، شرايطي فراهم نمود كه زن در سياست‌هاي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي به طور كلي از فعاليت‌هاي مهم و مؤثر اداره‌ي امور جامعه و حتي خانواده بركنار و به كالايي براي ارضاي هوس‌هاي سيري‌ناپذير مردان شهوتران و وسيله‌اي براي كسب درآمدهاي سودجويان تبديل شود. با يك مقايسه‌ي ساده‌ي آماري از حضور زنان در عرصه‌ي علم و پژوهش به راحتي مي‌توان تفاوت ديدگاه‌هاي نظام‌هاي پيشين با جمهوري اسلامي را درك كرد. بر اساس آمارهاي رسمي اعلام شده در رژيم پيشين و آمارهاي رسمي توسعه‌ي انساني در جمهوري اسلامي ايران‌، تعداد دانشجويان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رشدي معادل 723 درصد را نشان مي‌د‌‌هد يعني تعداد دانشجويان زن در سال 1375 هشت برابر سال 1355 رشد نشان مي‌دهد. زنان در كليه‌ي مقاطع تحصيلات عالي، امكانات رشد وسيعي را در جمهوري اسلامي به دست آوردند. در حالي ‌كه چنين امكاناتي در رژيم‌هاي پيشين فراهم نگرديد و چشم‌انداز سياست‌هاي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي به زن، عموماً چشم اندازهاي سطحي و ناظر به بهره‌گيري كالايي از حضور زن در جامعه بود. يكي ازمهم‌ترين دلايل مخالفت امام با سياست‌هاي رژيم پهلوي همين چشم‌انداز نگرش كالايي به زن بود. جدول مذكور نشان مي‌د‌‌هد كه در سال‌هاي پس از انقلاب، شرايط فراهم شده و رشد تعداد دانشجويان زن بيش از دانشجويان مرد بوده است‌. زيرا رشد دانشجويان مرد در سال 1375 نسبت به سال 1355 در حدود 5/5 برابر شد در حالي ‌كه دانشجويان زن در همين مقياس زماني، 7 برابر شدند. اين برتري را مي‌توان در همه‌ي مقاطع تحصيلي فوق ديپلم‌، ليسانس‌، فوق ليسانس و دكترا مشاهده كرد. همه‌ي آمارهايي كه در اين بررسي‌ها مورد استفاده قرار گرفته است تا سال 1375 را نشان مي‌د‌‌هد. بي‌ترديد اگر به آمارهاي مربوط به سال 1383 رجوع مي‌شد ارقام مذكور شاخص‌هاي حيرت انگيزتري را در همه‌ي زمينه‌هاي توسعه نشان مي‌داد. اين دستاوردها در طول بيست سال حاكميت جمهوري اسلامي نسبت به حاكميت 70 ساله‌ي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي و همه‌ي نظام‌هاي پيش از آن، برگ‌هاي زريني در كارنامه‌ي انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي و دولت‌هاي آن مي‌باشد. اگر چه معتقديم كه حق ملت ايران بيش از آن چيزي هست كه در طول اين سال‌ها توسط انقلاب اسلامي به ارمغان آورده شده اما داوري‌هاي منصفانه به ما مي‌آموزد كه اگر القائات شيطاني و اشكالات غير منطقي و اتلاف وقت‌هايي كه آرزوي دشمنان اين انقلاب و اين ملت است و موانعي كه در سر راه توسعه، رشد و ترقي ايران ايجاد مي‌كنند وجود نمي‌داشت؛ توانايي نظام جمهوري اسلامي به مراتب بيش از آن چيزي مي‌باشد كه تا كنون آثار خودش را نشان داده است‌. در مقطع فوق ديپلم درصد رشد تعداد دانشجويان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رقم 584 درصد را نشان مي‌د‌‌هد كه 7 برابر دوران گذشته است در حالي ‌كه اين رقم درباره‌ي دانشجويان مرد 406 درصد يعني حدود 5 برابر را نسبت به رژيم پيشين نشان مي‌دهد. در مقطع ليسانس تعداد دانشجويان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رقم 770 درصد يعني 9 برابر رژيم پيشين در حالي ‌كه تعداد دانشجويان مرد در همين مقياس زماني، رقم 476 درصد يعني 6 برابر را نشان مي‌دهد. در مقطع فوق ليسانس در همين مقياس زماني رقم 731 درصد يعني 5/8 برابر براي زنان و رقم 576 درصد يعني 5/6 برابر براي مردان و در مقطع دكترا رقم 557 درصد يعني 5/6 برابر براي زنان و رقم 323 درصد يعني 4 برابر براي مردان به ثبت رسيده است‌. جدول زير گوياي اين دگرگوني عظيم در وضع زنان در نظام جمهوري اسلامي مي‌باشد. مقطع و جنس جمع كارداني كارشناسي كارشناسي ارشد دكتراي تخصصي و حرفه‌اي در سال 1375 نسبت به سال 1355 مرد زن مرد زن مرد زن مرد زن مرد زن 5/5 برابر 8 برابر 5 برابر 7 برابر 6 برابر 9 برابر 5/6 برابر 5/8 برابر 4 برابر 6/5 برابر جدول مقايسه‌ي ميزان افزايش دانشجويان مرد و زن در رژيم مشروطه‌ي سلطنتي و نظام جمهوري اسلامي [21] آنچه كه از دگرگوني‌هاي ناشي از مقايسه‌ي دو انقلاب اجتماعي و رژيم‌هاي منسوب به آنها ذكر كرديم، اجمالي از تفصيلات گسترده‌اي است كه نياز به بررسي‌هاي عميق‌تري دارد. دگرگوني‌هاي ناشي از حاكميت جمهوري اسلامي ايران در طول بيست سال نشان داد كه چه استعدادهاي عميقي به خاطر جهالت نظام مشروطه‌ي سلطنتي از اوضاع جهان و ناتواني در توليد علم و معرفت و رواج تقليد و تعطيلي عقل در اين كشور به ورطه‌ي نابودي كشيده شده بود. اگر نبود انقلاب با شكوه اسلامي در سال 1357، هيچ ‌گاه زمينه‌هاي بروز چنين استعدادها و توانايي‌هايي در رژيم مشروطه‌ي سلطنتي براي نخبگان اين كشور فراهم نمي‌شد. ايران به اعتراف مخالفين در طول بيست سال حاكميت جمهوري اسلامي تحولات چشمگيري را در زمينه‌ي توسعه و توليد علم در كشور ايجاد كرده است‌. اين به معناي آن نيست كه آنچه انجام گرفته است كافي است‌. بي‌ترديد ظرفيت‌هاي علمي جامعه‌ي ايران علي الخصوص در حوزه‌ي علوم انساني هنوز به شاخص‌هاي مناسبي از رشد نائل نيامده است‌.  با برنامه‌ريزي و اتخاذ سياست‌هاي درست و تغيير الگوهاي آموزشي و شيوه‌ي كسب علم و معرفت بيش از آنچه كه امروزه به دست آمد، ظرفيت‌، توانايي و امكانات در كشور وجود دارد. اگر چه سياست‌هاي تقليدي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي در طول هفتاد و خورده‌اي سال حاكميت خود، ريشه‌هاي تفكر و توليد معرفت را خشكاند و ظرفيت‌هاي كشور را به خارج منتقل كرد، ليكن مي‌توان با برنامه‌ريزي‌هاي درست اين ظرفيت را مجدداً به درون كشور منتقل و بيش از آنچه كه امروزه شأن و مقام ايران اسلامي در توليد علم است به موقعيت‌هاي جديدتري دست پيدا كرد. در بررسي‌هاي آتي به مقايسه‌ي دستاوردهاي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي و نظام جمهوري اسلامي در شاخص‌هاي ديگر توسعه خواهيم پرداخت‌. [22] پي‌نوشت‌ها 1.        وصيت نامه‌ي سياسي الهي امام خميني (ره)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌، تهران‌: 1368، ص‌ص 11، 12. 2.        نيكي آر كدي‌، نتايج انقلاب ايران‌، ترجمه‌ي مهدي حقيقت خواه‌، ققنوس‌، تهران‌: 1383، ص90. 3.        حميد ميرزاده و سيد شمس الدين حسيني‌، آمار سخن مي‌گويد، بي‌نا، تهران‌، 1378، چاپ دوم‌، ص8. 4.        نيكي كدي‌، نتايج انقلاب ايران‌، ص‌ص 90 و 91. 5.        نيكي كدي‌، همان‌، ص‌ص 92، 93. 6.        نيكي كدي‌، همان‌، ص96. 7.        همان‌، ص136. 8.        ر.ك يرواند آبراهاميان‌، ايران بين دو انقلاب‌، ترجمه‌ي احمد گل‌محمدي و محمد ابراهيم فتاحي‌، نشر ني‌، تهران‌: 1377، چاپ دوم‌، ص535. 9.        خوانندگان براي مطالعه‌ي بيشتر پيرامون اوضاع اقتصادي‌، سياسي و فرهنگي ايران در دوره‌ي پهلوي و خيانت‌هاي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي پهلوي به منافع ملي ما، رجوع كنند به كتاب ايران بين دو انقلاب‌، يرواند آبراهاميان‌، همان ص‌ص 538، 539 10.     ر.ك نيكي كدي‌، ريشه‌هاي انقلاب ايران‌، ترجمه‌ي عبدالرحيم گرامي‌، نشر قلم‌، تهران‌: 1369، ص265. 11.     يرواند آبراهاميان‌، همان‌، ص533. 12.     هفته‌نامه‌ي Le Point، شماره 34، ماه مه 1973، ص‌ص‌108ـ100. 13.     براي مطالعه پيرامون روابط تسليحاتي ايران و غرب در دوره‌ي رژيم مشروطه‌ي سلطنتي پهلوي ر.ك: Military Balance، 1973، ص32، همچنين Middle East شماره‌ي 1و2، سال 1968، ص86 و Military Review، آوريل 1974 و نيويورك تايمز 17 و 18 مه 1974. 14.     ر.ك يرواند آبراهاميان‌، همان‌، ص‌ص 552 و 553. 15.     ايولاكوست‌، كشورهاي روبه توسعه‌، ترجمه‌ي غلامرضا افشارنادري‌، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي‌، تهران‌: 1370، ص15. 16.     ر.ك‌. يوسف نراقي‌، توسعه و كشورهاي توسعه نيافته‌، شركت سهامي انتشار، تهران‌: 1370، ص66. 17.     گزارش ملي توسعه‌ي انساني جمهوري اسلامي ايران‌ (1378) سازمان ملل متحد و سازمان برنامه و بودجه‌، تهران‌، آذرماه 1378، ص105. 18.     سالنامه‌ي آماري 1376، ص75. 19.     وصيت نامه‌ي سياسي‌ ـ الهي امام خميني‌، همان‌، ص25 20.     سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375، ص85، سرشماري عمومي نفوس و مسكن، 1365، ص‌100، سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1355، ص49. 21.     سرشماري شماري عمومي نفوس و مسكن 1355، ص85. 22.     در نگارش اين مقاله به طور كلي از متون با ارزش زير استفاده شده است: الف) كرانه‌هاي نور، بررسي 173 دستاورد انقلاب اسلامي، 2 جلد، تأليف مؤسسه‌ي فرهنگي قدر ولايت، نشر مؤسسه‌ي فرهنگي قدر ولايت، تهران: 1382. ب) 92 دستاورد انقلاب اسلامي، تدوين و تنظيم مؤسسه‌ي فرهنگي قدر ولايت، انتشارات معاونت فرهنگي ستاد مشترك سپاه، اداره‌ي تبليغات تهران: 1382. پ) 25 گفتار پيرامون انقلاب اسلامي، تهيه و تدوين معاونت پژوهش و برنامه‌ريزي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي، نشر هماهنگ، تهران: 1382. *منبع : www.15khordad.com ،