Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 118037
تاریخ انتشار : 28 آذر 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 162

تاثير انقلاب اسلامي ايران بر جنبش هاي سياسي معاصر - پاياني

مرتضي شيرودي
مرتضي شيرودي در بخش اول مقاله حاضر - كه در شماره روز 17بهمن ماه به چاپ رسيد- بسترهاي تاثيرپذيري جنبش هاي اسلامي از انقلاب اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفت همچنين در تاثير پذيري جنبش هاي اسلامي از انقلاب اسلامي، بازتاب سياسي آن مورد تبيين قرار گرفت، اينك بخش دوم مقاله را با هم از نظر مي گذرانيم: نظام اسلامي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شكل گرفت، به صورت بهترين الگو و مهم ترين خواسته سياسي مبارزان مسلمان درآمد. يكي از رهبران مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در اين باره گفت: «ما در آن موقع مي گفتيم، اسلام در ايران پيروز شده است، و به زودي به دنبال آن در عراق نيز پيروز خواهد شد. بنابراين، بايد از آن درس بگيريم و آن را سرمشق خود قرار دهيم. به بيان ديگر، انقلاب اسلامي، حدود 1.5 ميليارد مسلمان را برانگيخته و آنان را براي تشكيل حكومت الله در كره زمين به حركت درآورد. اين رويكرد، در اساسنامه، گفتار و عمل سياسي جنبش هاي اسلامي سياسي معاصر به شكل هاي مختلفي مشاهده مي شود. علاقه جنبش گران مسلمان به ايجاد حكومت اسلامي به سه صورت زير ابراز شده است: الف: برخي از گروه هاي اسلامي در جهان تسنن به صورت آشكار هراسي از مخالفت با دولت هاي نامشروع ندارند، و به احاديثي كه اطاعت از حاكم اسلامي را در هر شرايط لازم دانسته، چندان توجهي نمي كنند، بلكه خواهان استقرار حكومت اسلامي و يا نظام مصطفي(ص) در كشورشان شده اند، و آن را برخي از گروه ها در اساسنامه (مانند مجلس اعلاي انقلاب عراق) و يا در اعلاميه هاي خود (مانند حزب الدعوه) و... مطرح كرده اند. البته برخي از جنبش هاي اسلامي (مانند كشمير و افغانستان) دستيابي به استقلال سياسي را اولين هدف سياسي خود، قبل از تاسيس حكومت اسلامي قرار داده اند. ب: بعضي از گروه هاي اسلامي ديگر با طرح لزوم اجراي شريعت اسلامي (مانند نهضت جمعيت ارشاد اسلامي مصر) و يا با ترجمه كتاب حكومت اسلامي امام خميني(ره) (مانند اليسار الاسلامي مصر) و يا با تاكيد بر جمهوري اسلامي ايران به عنوان تنها راه حل (مانند جبهه نجات اسلامي الجزاير) و... علاقه مندي خود را براي برپا كردن يك حكومت اسلامي ابراز كرده اند. آيت الله محمدباقر صدر هم قبل از شروع جنگ تحميلي در تلاش بود، رژيم عراق را سرنگون و يك حكومت اسلامي به شيوه حكومت ايران يعني جمهوري اسلامي برپايه ولايت فقيه به وجود آورد. در قيام 1370 ش..1991م. شيعيان عراق، ميل به تاسيس حكومت اسلامي در راديو صداي انقلاب عراق به گوش مي رسيد. ج: برخي از حركت هاي ديگر اسلامي، خويش را از دايره تنگ ناسيوناليسم خارج كرده و خواهان برپايي يك نظام اسلامي برپايه امت واحد مسلمان از خليج فارس تا اقيانوس اطلس شده اند (مانند رابط الدعوه الاسلاميه در الجزاير) و يا اين كه براساس اصل ولايت فقيه و قبول آن، از رهبري انقلاب اسلامي ايران پيروي مي كنند. اين دسته از گروه ها، دو گونه اند. دسته اي كه از لحاظ عقيدتي و مذهبي خود را مقلد رهبري انقلاب اسلامي ايران مي دانند (مانند جنبش امل در لبنان)، و دسته اي كه هم از لحاظ سياسي و هم مذهبي از رهبري انقلاب اسلامي ايران تبعيت مي كنند (مانند جنبش حزب الله لبنان). گروه ها و سازمان هاي اسلامي مذكور، براي نيل به يك نظام مبتني بر اسلام، شيوه و روش هاي مختلفي را در پيش گرفته اند. برخي تنها از طريق اقدام قهرآميز و مسلحانه (مانند حزب الله حجاز) و كودتا (مانند جنبش آزادي بخش بحرين) درصدد نابود كردن رژيم حاكم هستند. در نقطه مقابل، گروه هايي قرار دارند كه شرايط فعلي را براي دست زدن به اقدامات مسلحانه مساعد نمي دانند، و با توسل به شيوه هاي مسالمت آميز از قبيل شركت در انتخابات پارلماني در پي تغيير نظام موجود هستند (مانند حزب اسلام گراي رفاه). اما گروه هاي ديگر هم وجود دارند كه به هر دو روش پايبندند، جنبش حزب الله نمونه اي از اين گروه است كه در مصاف با اسرائيل و حكومت ماروني لبنان و به منظور استقرار حكومت اسلامي به دو روش متمايز و در عين حال مكمل هم يعني جنگ با اسرائيل و شركت در انتخابات مجلس روي آورده است. انقلاب اسلامي ايران در تولد و تحرك سياسي بسياري از جنبش هاي اسلامي سياسي نيز نقش داشته است. چنين تاثيري با مروري بر پرونده سياسي جنبش هاي اسلامي دهه هاي اخير به روشني ديده مي شود. برخي از گروه هاي اسلامي سياسي، تولد و موجوديت خود را مديون انقلاب اسلامي اند. اين گروه ها دو دسته اند، دسته اي كه از يك جنبش اسلامي غير فعال پيشين منشعب شده اند (مانند امل اسلامي از جنبش امل و جنبش جهاد اسلامي از اخوان المسلمين فلسطين، در واقع بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخستين مركز جهاد اسلامي فلسطين در نوار غزه فعال شد). و دسته اي كه وابسته به جنبشي و گروهي نبوده اند، بلكه موجود و پديده اي جديدند (مانند نهضت اجراي فقه جعفري پاكستان) اگرچه دسته اخير بيش از دسته نخست، مدافع و متاثر از انقلاب اسلامي است، اما همه اين گروه ها در دفاع از انقلاب اسلامي ايران، پيروي از رهبري آن و نيز الگو قرار دادن آن اشتراك نظر دارند. بعضي ديگر از گروه ها و جنبش هاي سياسي اسلامي به تاثير از تجديد حيات اسلام كه از ثمرات انقلاب اسلامي ايران در قرن اخير است، از حالت ركود، رخوت و انفعال خارج شده اند، و با نيرو و سازماندهي جديدي به مبارزه نظامي و سياسي عليه حكومت و دولت هاي حاكم پرداخته اند. مثلاً حركت اسلامي در دانشگاه هاي النجاعع، بيرزيت، غزه، بيت المقدس و الخليل، به نحو چشمگيري پس از انقلاب اسلامي گسترش و توسعه يافت و يا فعاليت گروه جماعه المسلمين كه حضوري محدود در نوار غزه داشت، در پي انقلاب اسلامي ايران و نيز به دنبال احكام صادره از سوي دادگاه نظامي رامله عليه اعضاي آن، افزايش پيدا كرد. بخشي از اين گروه ها، تنها به افزايش حجم فعاليت هاي خود اقدام كرده اند و در روند مبارزه به شيوه هاي مسالمت آميز توجه دارند. بخشي ديگر بر شدت و حجم تلاش هاي ضددولتي خود افزوده اند، و با تكيه بر روش هاي مسلحانه درصدد نابودي رژيم هاي حاكم هستند. سازمان انقلاب اسلامي جزيره العرب از گروه نخست و جبهه اسلامي سوريه از گروه دوم محسوب مي شوند. انقلاب اسلامي ايران در تحرك سياسي آن دسته از جنبش هاي به ظاهر اسلامي كه هيچ گونه و يا كمترين علقه اي به انقلاب اسلامي ندارند، هم به شكل ديگري مؤثر بوده است. اين گروه ها كه با تولد انقلاب اسلامي و به منظور مقابله با آن متولد و يا گسترش يافته اند، با كمك دولت ها و اشخاص مخالف انقلاب اسلامي و به ويژه با پشتيباني و با حمايت مالي دولت هايي چون دولت پادشاهي عربستان سعودي شكل گرفته اند. وهابيت در پاكستان، ساف در فلسطين اشغالي و سازمان پيكار اسلامي در عراق، نمونه هايي از اين گروه ها به شمار مي روند. به همين جهت، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، صف اسلام سازش كار (اسلام آمريكايي) از صف اسلام ناب محمدي(ص) كاملاً جدا شده است. از اين رو، كشورهاي عربي مسلمان براي جلوگيري از ظهور قيام مردمي متاثر از انقلاب اسلامي، تلاش زيادي را براي بهبود بخشيدن به وضع اقتصادي و تظاهر به اسلام آغاز كرده اند. ب. تاثير فرهنگي: امور فرهنگي از آن حيث مهم هستند كه پايه و اساس امور سياسي حركت هاي سياسي را فراهم مي آورند. به ديگر سخن، امور فرهنگي زمينه ساز امور سياسي اند. به اين دليل، رنگ و بوي سياسي به خود مي گيرند، و در مقوله سياسي، شايستگي مطرح شدن را مي يابند. از اين رو، در اين بخش، صرفاً چند مقوله فرهنگي بازگشت به ارزش هاي مبارزه اسلامي، پيروي شعائر و شعارهاي انقلابي ايران و... مطرح مي شود. البته ذكر اين چند مورد به معناي آن نيست كه ساير امور فرهنگي بي اهميت است. انقلاب اسلامي ايران ارزش هاي فرهنگي نويني را در مبارزه سياسي جنبش هاي اسلامي مطرح كرد. يكي از اين ارزش ها، گرايش به جهاد است. جنبش هاي اسلامي پس از انقلاب اسلامي ايران، جهاد، شهادت و ايثار جان را به عنوان اصول اساسي پذيرفته اند. به بيان ديگر، اصولي چون جهاد، شهادت و فداكاري كه سمبل حركت هاي انقلابي شيعيان و شعار انقلاب اسلامي بود، به عنوان اصول اساسي مبارزه پذيرفته شد، و به آن، با ديده تكليف و فريضه ديني مي نگرد. سخن گوي جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ديدار با امام(ره) و در خطاب به ايشان گفت: «با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهميد كه راهش، راه جهاد و مبارزه است.» شيخ اسعد تميمي يكي از رهبران فلسطيني در اين باره گفت: «تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد غايب بود، حتي در عرصه واژگان، مثلاً به جاي جهاد از كلماتي چون نضال و كفاح استفاده مي شد.» البته جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر، اين كلمات را به شكل هاي مختلفي چون (عمليات شهادت طلبانه (مثل فلسطين) و يا مبارزه مسلحانه و جنگ (مانند افغانستان) به كار گرفته اند. مردمي بودن كه يكي از ويژگي هاي انقلاب اسلامي ايران است، در جنبش هاي سياسي اسلامي راه يافته است. به عبارت ديگر، اين جنبش ها دريافته اند كه اسلام توانايي بسيج توده هاي مردم را دارد. بر اين اساس، آنها از اتكا به قشر روشنفكر به سوي اتكا به مردم گرايش يافته اند، و در نتيجه پايگاه مردمي خود را گسترش داده اند. مثلاً هسته اصلي مبارزه در فلسطين را روحانيون، دانشجويان، جوانان و نوجوانان تشكيل مي دهند. به هر روي، پس از انقلاب اسلامي ايران، جنبش ها مبارزات خود را به صورت مردمي پي مي گيرند. به عقيده دكتر حسن الترابي رهبر جبهه اسلامي سودان، انقلاب اسلامي انديشه كار مردمي و استفاده از توده هاي مردم را به عنوان هديه اي گران بها، به تجارب دعوت اسلامي در جهان اسلام عطا كرد. گرايش به انديشه كار مردمي، جنبش هاي اسلامي را به سوي وحدت طلبي مذهبي و قومي سوق داد. به عنوان مثال، يكي از مواد بيانيه شش ماده اي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، بر وحدت اسلامي تكيه دارد. در مجموع، اين امر، جنبش هاي اسلامي سياسي را از اختلاف و تفرقه دور ساخته و آنها را از تشكيلات قوي تر، امكانات وسيع تر، حمايت گسترده تر و پايداري بيشتر برخوردار ساخت. شكل ديگر تاثيرات انقلاب اسلامي ايران بر جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر، به تقليد شعارهاي انقلاب اسلامي از سوي جنبش گران مسلمان برمي گردد. مثلاً شعار مردم مسلمان معترض تركيه، قبل از كودتاي 1359 آن كشور، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بود. شهروندان كابل بر فراز بام منازل خود فرياد الله اكبر سر مي دادند، در پلاكاردهاي مسلمانان مصر شعار لاشرقيه و لاغربيه ديده شده است. مردم كشمير در راهپيمايي دويست هزار نفري 1369 شعار الله اكبر و خميني رهبر را مطرح كردند. جهاد اسلامي فلسطين بر آن است كه فلسطيني ها همان شعارهايي را سر مي دهند كه انقلاب اسلامي منادي آن بود. آن ها با فرياد بلند فرياد مي زنند، لااله الاالله، الله اكبر، پيروزي از آن اسلام است. در واقع، آن ها شعارهاي قوم گرايي و الحادي را به يك سو انداختند، و شعارهاي انقلاب اسلامي را برگزيدند. در سال هاي 1369 تا 1379 در خيابان هاي كيپ تاون آفريقاي جنوبي شعار و نداي الله اكبر، بسيار شنيده شد. اين يادآور و مؤيد اين كلام رهبري انقلاب است كه فرياد الله اكبر مردم الجزاير بر پشت بام ها درس گرفته از ملت انقلابي ايران است. جنبش سياسي اسلامي معاصر به تاثير از انقلاب اسلامي ايران از مسجد سرچشمه مي گيرد و به مسجد و اماكن مقدسه ختم مي شود. حتي دانشجويان انقلابي، حركت هاي ضددولتي خود را از مسجد دانشگاه ها سامان مي دهند. بدين سان مساجد رونق تازه اي يافته اند، و مرتب بر ساخت مساجد تازه افزوده مي گردد. به عنوان مثال، تعداد مساجد ساخته شده در فلسطين طي سالهاي 1378 و 1379 سه برابر سال هاي قبل از آن بود. و نيز برنامه هاي مساجد افزايش يافته، گفت و گوي هاي سياسي در مساجد زياد شده گرايش به مسجد و نمازهاي جمعه و جماعت فزوني گرفته و مساجد بيش از گذشته به مركز مخالفت هاي ضددولتي تبديل گرديده است. هسته هاي اصلي مبارزه از درون مساجد و با فكر و انديشه اسلامي شروع و گسترش يافت و مبارزات به شكلي مردمي و همه جانبه درآمد. و به همين دليل، دومين مرحله انتفاضه كه در ماه هاي پاياني 1379 شكل گرفت، به انتفاضه الاقصي معروف است، قبل از آن نيز، به انتفاضه، انقلاب مساجد مي گفتند. شايد به اين علت، امام جماعت مسجد الاقصي معروف است، قبل از آن نيز، به انتفاضه، انقلاب مساجد مي گفتند. شايد به اين علت، امام جماعت مسجدالاقصي مي گويد، مسجد به صورت منبع الهام، ثبات و پيوستگي مبارزان فلسطيني عليه اشغالگران درآمده است. از ديگر مظاهر انقلاب اسلامي ايران كه در پيروان جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر ديده مي شود، حجاب است. با پيروزي انقلاب اسلامي، گرايش به حجاب اسلامي در اقصي نقاط جهان اسلام فزوني گرفت. حتي در برخي از كشورهاي اسلامي چون لبنان و الجزاير، چادر كه سمبل حجاب ايراني است، مورد استفاده قرار گرفت. در تركيه، علي رغم مخالفت هاي دولتي، رعايت حجاب رو به گسترش است. زنان فلسطيني گرايش بيشتري به حجاب پيدا كرده اند، در كنار آن، گرايش به نماز بيشتر شده، انتشار مجلات و نشريات اسلامي افزايش يافته و مشروب فروشي ها و مراكز فساد و فحشاء مورد حمله زيادي قرار مي گيرند. حجاب اسلامي، حتي تا دل اروپا هم نفوذ كرده است، به گونه اي كه گرايش به حجاب در مدارس فرانسه و مخالفت مكرر دولت اين كشور با حجاب، پديده اي به نام جنگ روسري را پديد آورده است. يكي ديگر از آثار فرهنگي انقلاب اسلامي ايران بر حركت هاي اسلامي و سياسي معاصر، تظاهرات به سبك ايران است كه در برخي از كشورهاي اسلامي اتفاق افتاد. مثلامردم شهرهاي عراق، چون نجف و كربلادر تاييد انقلاب اسلامي ايران و به تاسي از آن، در روز 23 بهمن 1357، تظاهراتي شبيه به ايران برپا نمودند. در پي آن، تظاهراتي به شكل ايران در شهرهاي كاظمين، الثوره، بغداد و دياله به رهبري آيت الله محمدباقر صدر برقرار شد. حتي در آغاز انتفاضه جديد مردم عراق، يعني در 1370، آن ها همانند تظاهرات كنندگان ايراني مخالف شاه در سال 1356 و 1357، شهر حلبچه را به خميني شهر نام گذاري كردند و كنترل شهرها را به دست گرفتند. شيعيان عربستان سعودي اندكي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در شهرهاي قطيف، صفرا، اباقيق، خنجي و شيهات دست به تظاهرات زدند. تظاهرات مشابهي در سال 1357 در شهرهاي قونيه، يوزكات و كوجائيلي تركيه صورت گرفت. اين روند، كم و بيش در سال هاي بعد نيز ادامه يافت. شعارنويسي به شيوه مبارزان انقلابي ايران مورد توجه جنبش گران مسلمان است. به عنوان مثال، مردم مصر در مخالفت با رژيم مبارك، شعارهاي لااله الاالله، محمد رسول الله(ص) و آيات قرآن را بر روي شيشه اتومبيل مي نويسند. در نجف، شعارهايي از قبيل بله به اسلام و نه به عفلق بر روي ديوارها نوشته مي شد. در انتفاضه 15 شعبان 1370 عراق، شعار النجدي يا ايران به چشم مي خورد. علاوه بر آن، اعلاميه ها، سخنراني ها و پوسترها به شكل مشابه آنچه در ايران اتفاق افتاد، در كشورهاي اسلامي چاپ و انتشار مي يابد. هنوز در منطقه شيعه نشين بيروت يعني ضاحيه، شعارهاي انقلاب اسلامي و تصاوير رهبري آن وجود دارد. بازتاب انقلاب اسلامي، بررسي يك نمونه: بهترين پاسخ به اين پرسش كه انقلاب اسلامي به چه ميزان بر جنبش هاي اسلامي معاصر تاثير گذاشته است؟ معرفي و توصيف مصاديق است. البته مصاديق معتقدند، اما برخي از آن ها داراي برجستگي بيشتري هستند. در اين مورد، لبنان و حزب الله برجسته ترين نمونه است. بين ايرانيان و لبناني ها، علقه هاي فراواني چون پيوندهاي تاريخي علما و مردم جبل عامل با ايران دوران صفويه، فعاليت هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي روحاني بلندآوازه ايراني، امام موسي صدر به عنوان رهبر شيعيان لبنان، تشكيلات بر جاي مانده از او يعني جنبش امل، حضور شيعيان بسيار در لبنان، وجود دشمن مشترك (اسرائيل)، حمله اسرائيل به جنوب لبنان، كمك هاي انساندوستانه جمهوري اسلامي ايران محرومان لبناني، مهاجرت و سكونت دائم مقداري از اتباع لبنان در ايران و... وجود دارد. اين پيوندها باعث شده است كه انقلاب اسلامي ايران بيش از هر جا در لبنان موثر باشد. اين تاثير در زمينه هاي متعددي مشاهده مي شود. در زمينه فرهنگي، تعداد زيادي از تصاوير بزرگ امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري در نقاط مختلف لبنان به چشم مي خورد. بر روي ديوارهاي آن عكس شهدايي ديده مي شود كه جان خود را در راه مبارزه عليه آمريكا و رژيم صهيونيستي (دشمن شماره يك ايران) از دست داده اند. مردان با ظواهر اسلامي در خيابان ها در رفت و آمد هستند. زنان ملبس به حجاب اسلامي اند و در اجتماعات عمومي، جايگاه زنان از مردان جداست. و مردم لبنان از ايران به عنوان يك دولت انقلابي و اسلامي حمايت مي كنند. در لبنان، حزب الله بيش از هر گروه سياسي اسلامي ديگر، تحت تاثير انقلاب اسلامي قرار دارد. علاوه بر زمينه هاي مشترك موجود بين ايران و لبنان، انگيزه هاي ديگري موجب چنين تاثير شگرف شده است. اين انگيزه ها را مي توان در پذيرش رهبري انقلاب اسلامي به عنوان رهبر ديني و سياسي از سوي حزب الله و كمك هاي تسليحاتي، مالي و ... ايران به حزب الله خلاصه كرد. هم چنين حزب الله از لحاظ اقتصادي و اجتماعي با اعطاي كمك هاي تحصيلي به مستضعفان، توزيع داروي رايگان بين بيماران، تقسيم آب بين نيازمندان، ارائه خدمات درماني به محرومان، البته در پرتو حمايت ايران به شدت فعال است. در عين حال از لحاظ نظامي از اسلحه و جنگ جدا نيست. بلكه بر پايه اصل جهاد همواره آماده پاسخگويي به حمله احتمالي دشمن صهيونيستي است، و در اين باره، اعضاي حزب الله لبنان براساس شعار اسلامي امام خميني(ره) يعني اسرائيل بايد از بين برود، قسم ياد كرده اند كه جنگ با اسرائيل را تا آخرين لحظه ادامه دهند. در بعد فرهنگي حزب الله شعارهايي را از انقلاب اسلامي به عاريت گرفته و سمبل هاي انقلاب اسلامي را سمبل خود مي داند. پيروزي حزب الله در دو دهه از فعاليتش عليه اسرائيل در مقايسه با فعاليت 40 و 50 ساله ساف، نشان از سودمندي استفاده از شعارهاي اسلامي و جهاد مقدس عليه اشغالگران و عدم اتكاء به كشورهاي ديگر در مبارزه ضداسرائيلي دارد. حزب الله لبنان در بعد سياسي هم به شدت از انقلاب اسلامي ايران تاثير پذيرفته است، و برخلاف جنبش امل رهبري انقلاب ايران را در دو بعد سياسي و مذهبي و بر پايه اصل ولايت مطلقه فقيه پذيرفته اند. به همين جهت از مواضع منطقه اي و جهاني جمهوري اسلامي ايران حمايت بعمل مي آورند، و در پي تاسيس حكومت اسلامي مشابه جمهوري اسلامي در لبنان هستند. حسين موسوي رهبر جنبش امل اسلامي در اين باره مي گويد: «ما به جهان اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي مادر ماست. دين ما، ملكه ما، خون ما و شريان حيات ماست.» در مجموع مي توان گفت كه علت توفيق حزب الله دو چيز است: اولا، به مبارزه رنگ اسلامي زد، شعارهاي اسلامي برگزيد، جهاد عليه اشغالگران را اعلام نمود. ثانيا، بدون اتكا به كشورهاي ديگر، مبارزه خود را اداره كرد و آن را به انجام رسانيد. كه هر يك از اين دو علت توفيق نيز، برگرفته از انقلاب اسلامي ايران است. انقلاب اسلامي تلاشي براي زنده كردن خدا در محور حيات انسان و نيز، روشي براي زندگي فراتر از همه اختلافات ملي، قومي و مذهبي بود. به بيان ديگر، انقلاب اسلامي از انقلاباتي است كه حركت و آثارش در چارچوب مرزهاي يك كشور خلاصه نمي شود، بلكه ديدگاه فراملي دارد، از اين رو، بر روي ملت ها حساس است و تمايل به فراگير شدن دارد. بنابراين، بر جنبش هاي اسلامي سياسي معاصر تاثير گذاشته، و به آنان جرات و جسارت مبارزه داده است. و به آنان مي گويد اسلام به ملتي خاص تعلق ندارد و هدف آن، نجات محرومان و مستضعفان است. نتيجه آن كه، انقلاب اسلامي چراغ رستگاري و نجات را برافراشته است، البته اين كه مسلمانان، به ويژه جنبش هاي اسلامي بتوانند از نور اين چراغ به هدايت و سعادت نايل آيند. به عوامل متعددي بستگي دارد كه مهمترين آن، اراده و تلاش آن ها در چارچوب اسلام و با الگوگيري از انقلاب اسلامي است. *منبع : www.alhiwaraldini.com، پنج شنبه ٢٨ آذر ١٣٨٧