Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 119243
تاریخ انتشار : 22 دی 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 128

رشد علمی زنان، در دو دهه انقلاب

زهرا آیت اللهی
زهرا آیت اللهی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری آن فقیه فرزانه، حضرت امام خمینی، تحولی عظیم در جامعه زنان پدید آمد. با حاکمیت ارزشهای اسلامی در جامعه، زنان تشویق به علم‏آموزی شده و محیط مناسب جهت این امر نیز فراهم گردید. تفکر حاکم بر جامعه نیز بر اساس رهنمودهای حضرت امام با پرهیز از غرب‏باختگی و تحجر فکری شکل گرفت. آن رهبر فرزانه مسؤولین و متفکران جامعه را هشدار داد که: «قرآن کریم انسان‏ساز است و زن نیز انسان‏ساز. وظیفه زنها انسان‏سازی است، اگر زنهای انسان‏ساز از ملت گرفته شود، ملتها به شکست و انحطاط مبدل خواهد شد.»(1) محصول این رهنمود آن شد که از ابتدای شکل‏گیری نظام جمهوری اسلامی در اولین اصول قانون اساسی، از جمله وظایف دولت این امر قرار داده شد: «ایجاد زمینه‏های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.»(2) از آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی نیز سعی شد گامهای مؤثری در این زمینه برداشته شود. هرچند حوادث سهمگین و درهم تنیده سالیان اول پیروزی انقلاب و نیز جنگ طولانی تحمیلی، مانع از بروز و ظهور این اراده جدی مسؤولین شد ولی پس از اتمام جنگ تلاش خاصی جهت رشد علمی و معنوی زنان انجام پذیرفت. در اولین برنامه توسعه اقتصادی ـ اجتماعی جمهوری اسلامی ایران (72 ـ 1368) یکی از سیاستهای دولت چنین بیان شده است: 1ـ افزایش مشارکت زنان در امور اجتماعی ـ فرهنگی، آموزشی و اقتصادی با حفظ شؤونات خانواده و ارزشهای متعالی شخصیت اسلامی زن. 2ـ اعتلای موقعیت زنان از طریق تعمیم آموزش و افزایش زمینه‏های مشارکت زنان در امور اقتصادی ـ اجتماعی جامعه و خانواده. 3ـ بالا بردن سطح سواد و دانش عمومی افراد جامعه بخصوص افزایش ضریب درصد تحصیلی دختران لازم‏التعلیم. حاصل عملکرد دولت بر اساس این سیاست، کاهش نرخ بی‏سوادی زنان و رشد کمی و کیفی دانش بانوان بوده است. علاوه بر رشد سواد زنان، تعداد زنان در مقاطع بالای تحصیلی نیز پیشرفت چشمگیر یافته است. این مسأله که تعداد دانشجویان دختر پذیرفته شده در دانشگاههای کشور در سال 1378 و 1379 از 50% قبولی دانشگاه نیز بیشتر شد مشهورتر از آن است که نیاز به ذکر آن باشد. تعداد پذیرفته‏شدگان زن دانشگاهها از چنان افزایشی برخوردار شد که گاه این نگرانی را ایجاد می‏نماید که در آینده، مردان جامعه که مسؤولیت تأمین نیازهای اقتصادی خانواده را بر عهده دارند، از تخصص کمتری نسبت به زنان که نوعا فاقد این مسؤولیت می‏باشند برخوردار خواهند بود. به نظر می‏رسد اکنون تردیدی در لزوم ارتقای دانش بانوان وجود نداشته باشد. دیگر همگان پذیرفته‏اند که رشد علمی زنان علاوه بر رشد دانش نیمی از جامعه، در ارتقای آگاهی سایر افراد جامعه نیز تأثیر بسزایی خواهد داشت، از جمله اثر آشکاری که زنان در آموزش غیر رسمی و رسمی فرزندان خود دارند. مادران با آگاه کردن فرزندان خود نسبت به روابط انسانی، مسایل اجتماعی، اعتقادات دینی، تاریخ، فرهنگ و سایر زمینه‏ها نقشی غیررسمی در ارتقاء فرهنگ جامعه ایفا می‏نمایند و این البته به جز مشارکت آنان در کمک نمودن به امور درسی کودکان و نیز مشارکت آنان در فراهم نمودن امکانات تحصیل از جمله پیدا کردن محیطهای آموزشی، ثبت‏نام فرزندان، نقل و انتقال آنان به کلاسهای آموزشی، آماده نمودن فضای مناسب جهت مطالعه دروس و ... می‏باشد. در تحقیقات میدانی که در مورد تأثیر میزان تحصیلات و اشتغال بانوان بر پیشرفت تحصیلی فرزندان آنان به عمل آمد نتیجه حاصله عبارت بود از ارتباط مستقیم پیشرفت تحصیلی کودکان با میزان سواد و دانش مادر (ارتباط معکوس پیشرفت تحصیلی کودکان با میزان اشتغال مادر).(4) اکنون آنچه قابل تأمل است اینکه در سنجش عملکرد مسؤولین در مقوله دانش بانوان و در نتیجه برنامه‏ریزی جهت آینده مواردی مغفول مانده و به مسایلی نیز بیش از اندازه پرداخته شده است. متأسفانه علی‏رغم پیشینه درخشان جوامع اسلامی در زمینه آموزش زنان و تأکیدات مکرر معصومین(ع) اکنون پرچمدار اهتمام به امر آموزش بانوان در آسیا و آفریقا، سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد می‏باشد و یونسکو به طور خاص در این زمینه فعالیت چشمگیر دارد. تاریخ غرب نشان می‏دهد که قرنها پس از حکومت رسول خدا(ص) در مدینة‏النبی و اهتمام این حکومت در ارتقاء آموزش زنان، غرب به صورت جدی به مسأله لزوم آموزش زنان پرداخت. و متأسفانه امروزه برنامه‏ریزی‏های کلان آموزشی زنان در کشورهای اسلامی نهایتا با رهنمود غرب انجام می‏پذیرد. هرچند سازمان کشورهای اسلامی تشکیلاتی می‏باشد که می‏کوشد تا تصمیمات کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی را بر اساس مبانی اسلامی اتخاذ نماید ولی نهایتا به دلیل کم کاری متفکرین اسلامی در زمینه تبیین مباحث نظری مربوط به این امور، در موارد بسیاری، فاقد برنامه‏ریزی‏های دقیق اسلامی می‏باشیم. این کم کاری متأسفانه در کشور ما نیز مشاهده می‏گردد. همان که سبب شد رهبر انقلاب، در سال 1371 در دیدار با شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه مسایل دانشگاه و عدم انطباق و فاصله بین واقعیات و ایده‏آلها و آرمانهای نظام اسلامی در علوم مختلف بخصوص علوم انسانی نکاتی را متذکر گردند و از جمله فرمودند: «باید تلاش کرد برای اینکه علوم انسانی را بر پایه‏های اسلامی با دید اسلامی، با تفکر اسلامی و مبتنی بر جهان‏بینی اسلامی تدوین کنیم.» حال جای این پرسش وجود دارد که در مباحث نظری مربوط به زنان در جمهوری اسلامی ایران، چه موارد تباینی میان برنامه‏ریزی‏های نظام و دستورالعمل سازمانهای بین‏المللی وجود دارد؟ به عنوان نمونه: 1ـ اگر در مصوبات بین‏المللی نقش اقتصادی زن و مرد در کانون خانواده یکسان می‏باشد آیا در جمهوری اسلامی نیز تصمیم‏گیری‏ها باید به این سمت باشد یا اینکه در جوامع اسلامی مطابق با آیات قرآن و نیز روایات، تأمین نیاز اقتصادی خانواده وظیفه مرد (شوهر، پدر) است. در صورتی که بپذیریم تأمین نفقه زن و فرزند با شوهر و پدر است آیا در رشته‏های تحصیلی که نهایتا تخصص لازم جهت اشتغال بهتر را فراهم می‏نماید، نباید اولویتی برای پسران قائل شد؟ علاوه بر آن، اگر قبول داشته باشیم که بیشترین نقش زنان در تربیت نسلها و نفوس می‏باشد آیا نباید برای دختران در رشته‏های علوم تربیتی، روانشناسی و ... اولویتی قرار داد؟ در چند سال اخیر بارها اولویت پذیرش دانشجویان پسر یا اختصاص برخی رشته‏های تحصیلی به پسران سخت به باد انتقاد گرفته شده است.(5) توصیه‏های فراوانی جهت ایجاد انگیزه در دختران برای شرکت در رشته‏هایی که تاکنون کمتر مورد اقبال آنان قرار گرفته انجام می‏پذیرد. مطابق تحقیقات انجام یافته در سال 1374 تعداد دختران شرکت‏کننده در رشته‏های فنی و مهندسی، هنر و معماری، کشاورزی و دامپزشکی به نسبت پسران بسیار کمتر بوده است. (فنی و مهندسی 8/4%، هنر و معماری 3/2% و کشاورزی و دامپزشکی 5/1%).(6) این امر موجب گردیده است تا افراد زیادی در فکر برنامه‏ریزی جهت جذب بیشتر دختران به این رشته‏ها باشند. لازم به ذکر است بنا بر گزارش ملی وضعیت زنان، تعداد دانشجویان زن در این رشته‏ها نسبت به گذشته افزایش یافته است ولی در گروه علوم انسانی مطابق تحقیق انجام شده در فاصله سالهای 68 ـ 1367 تا 73 ـ 1372 تعداد دانشجویان زن افزایش چندانی نداشته است و متأسفانه کسی به این کاهش حساسیتی نشان نداده است چرا که در دیدگاه برخی، تحصیلات زنان در رشته‏های علوم انسانی از ارزشی به مراتب بسیار کمتر از تحصیلات آنان در رشته‏های فنی و حرفه‏ای برخوردار می‏باشد. 2ـ آیا روش سنجش دانش بانوان در اجتماع لزوما باید منحصر به روشهای ارائه شده توسط محافل علمی غربی باشد؟ پرسشنامه‏های تهیه شده در این زمینه، نشانگر آن است که ما وسیله سنجشی مناسب با فرهنگ اعتقادی و بومی خود وضع نکرده‏ایم. هر چند ما هرگز، بی‏نیاز از استفاده از تجارب بشری در جهان نمی‏باشیم و آنان که به صورت تشکیلاتی و سازماندهی شده به این امور پرداخته‏اند یقینا تجربیات گرانبهایی برای ما دارند ولی باید توجه داشت که خودباوری و تکیه بر تواناییهای ملی ما نیز از ارزش بسیاری برخوردار است. برای سنجش سطح فرهنگ و میزان دانش زنان در ایران تاکنون تحقیقات متعددی انجام پذیرفته است از جمله: ـ گزارش کمی و کیفی در مورد دانش‏آموزان دختر طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1368). ـ گزارش ملی وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران توسط دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری ایران (1374). ـ بررسی علل و عوامل بازدارنده و تسهیل‏کننده در افزایش دستیابی دختران به آموزش ابتدایی توسط وزارت آموزش و پرورش با همکاری صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) 1374. ـ بررسی نقش زن در کتابهای درسی و مقایسه آن با نقش مرد (1374). ـ جمهوری اسلامی ایران و آموزش زنان (مقاله ارسالی که به پیشنهاد یونسکو در سال 1996 نگاشته شد و یکی از مدارک پایه برای کنفرانس بین‏المللی آموزش بود). ـ گزارش نشریات زنان و خانواده در 6 ماهه اول سال 77 توسط وزارت ارشاد. ـ بررسی سهم زنان در ترجمه و تألیف آثار و ... این گزارشات حاوی نکات مفید بسیاری می‏باشد و به برنامه‏ریزان کمک می‏نماید تا با توجه به نقاط ضعف و قوت، برای آینده تصمیمات دقیق‏تری اتخاذ نمایند. به نمونه‏هایی از این تحقیقات اشاره می‏شود: ـ در سال 1372 از بین فارغ‏التحصیلان دوره‏های مقدماتی، تکمیلی، پایانی و پنجم نهضت سوادآموزی، 80% زن و 20% مرد بوده‏اند. میزان مشارکت بانوان در امر سوادآموزی با توجه به مشکل کمبود وقت، عدم وجود مراکز نگهداری از کودکان در محل آموزش و ... قابل توجه می‏باشد. آموزشیان نهضت سوادآموزی نیز 72% زن و 28% مرد بوده‏اند. ـ در زمینه کتابخوانی متأسفانه بانوان ما هنوز با فرهنگ مطالعه کتاب انس لازم را پیدا نکرده‏اند. به عنوان نمونه مطابق با تحقیقی که در تیرماه 1373 توسط معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام پذیرفت برخی از نتایج عبارت بود از: مطابق پرسشنامه‏ای که ظرف مدت 10 روز برپایی نمایشگاه کتاب به روش تصادفی بین شرکت‏کنندگان توزیع شد، تعداد استقبال‏کنندگان زن از نمایشگاه کتاب 28/29% بود (در مقابل 72/70% مرد). پراکندگی شغلی زنان دوستدار کتاب و کتابخوانی که از نمایشگاه دیدار داشته‏اند عبارت بود از: 89/14% خانه‏دار، 24/7% محصل، 01/56% دانشجو، 60/8% مشاغل فرهنگی، 4/31% مشاغل تخصصی، 15/9% کارمند، 40/0% مشاغل آزاد، 13/0% بازنشسته. زمانی که از این بانوان اهل مطالعه سؤال شد چه میزان از وقت خود را در روز به مطالعه اختصاص می‏دهید؟ 81/19% زمانی کمتر از نیم ساعت در روز و تنها 54/4% زمانی بیش از سه ساعت را عنوان کردند. در پاسخ به این سؤال که از چه طریقی کتاب مورد نیاز خود را تأمین می‏کنید؟ 99/62% از طریق خرید کتاب، 21/46% امانت از دوستان، 02/29% استفاده از کتابخانه‏های دانشگاهی را مطرح کرده‏اند. مطابق این تحقیق می‏توان نتیجه گرفت که برنامه‏ریزی خاص می‏بایست جهت ترغیب بیشتر زنان به مطالعه کتاب انجام شود، موانع دسترسی به کتاب برای بانوان برطرف گردد و با توجه به موقعیت شغلی آنان برنامه‏ریزی جداگانه‏ای انجام پذیرد. به عنوان نمونه به نظر می‏رسد جهت ارتقای دانش زنان خانه‏دار، آموزش از طریق صدا و سیما که در منزل و در کنار رسیدگی به امور خانه انجام می‏گیرد باید مورد توجه خاص باشد. امروزه بسیاری از بانوان با استقبال خوبی که از برنامه خانواده صدا و سیما دارند رشد کمی و کیفی قابل توجهی در دانش خویش یافته‏اند. این مسأله از اموری است که چه بسا در برنامه‏ریزی‏های سازمانهای بین‏المللی مورد توجه چندان قرار نگیرد چرا که در غرب بیشتر زنان اشتغال بیرون منزل را بر اشتغال درون خانه ترجیح می‏دهند لذا اوقات زیادی از زمان پر نشاط و آماده فراگیری را در روز بیرون از منزل سپری می‏کنند. بنابراین آموزش از طریق رادیو و تلویزیون در روز مورد عنایت کمتری قرار می‏گیرد. از دیگر مواردی که می‏توان در امور آموزش زنان در ایران مورد توجه قرار داد و بیشتر به وضعیت خاص فرهنگی ما ارتباط دارد آموزش از طریق جلسات بانوان می‏باشد. این جلسات که با عنوان اجرای نذر در پهن کردن سفره‏ای یا دادن ولیمه‏ای و یا روضه خانگی برپا می‏شود محیط مناسبی جهت ارتقاء فرهنگ بانوان می‏باشد که متأسفانه در برنامه‏ریزی‏های فرهنگی مورد غفلت قرار گرفته است. طبیعی است در فرهنگ غرب که استقلال فردی، روابط خانوادگی و فامیلی را سست کرده است چنین موقعیتهایی بسیار کمیاب می‏باشد بنابراین نمی‏توان امید داشت که سازمانهای بین‏المللی به این زمینه‏های آموزشی توجه نمایند. اخیرا یکی از بانوان ایرانی مشغول به تحصیل در انگلستان در زمینه بررسی میزان تأثیر جلسات مذهبی زنانه بر رشد فرهنگی آنان در ایران تحقیق گسترده‏ای انجام داد. ارائه این تحقیق و ارائه میزان تأثیر مثبت این جلسات در سمیناری در دانشگاه انگلیس با استقبال دانشجویان روبه‏رو شد. زنان و علوم دینی در ایران از دیگر مواردی که نمی‏توان انتظار داشت در زمره معیار سنجش دانش زنان به شمار آورند، تحصیلات دینی آنها می‏باشد. در جهان امروز به دلیل آنکه علم و دین دو مقوله جدا از هم به شمار می‏آیند میزان تحصیلات دینی بانوان در الگوی ارزیابی علمی آنها در نظر گرفته نمی‏شود؛ حال آنکه در نگرش اسلامی ما برترین دانش، تفقه در دین به شمار آید. آنچه که زمینه‏ساز آبادانی دنیا و آخرت ابناء بشر می‏گردد. لذا با دقتی دوچندان باید موضوع میزان دانش دینی بانوان مورد ارزیابی قرار گیرد. مطابق آمار سال 1376 که توسط مرکز آمار ایران ارائه شده است، نوع تحصیلات بانوان در کشور از این قرار است: کل زنان باسواد (6 سال به بالا) 10045807 ر سطح سوادآموزی 1473553 ر سطح ابتدایی 3642975 ر سطح راهنمایی 2012387 ر سطح نظام فعلی متوسطه 1717368 ر سطح نظام جدید متوسطه (واحدی) 31245 ر سطح نظام قدیم 477185 پیش‏دانشگاهی 4080 لی 494571 وزه‏های علمیه و علوم دینی 2720 حصیلات غیر رسمی 14814 نامشخص و اظهار نشده 47423 هرچند به نظر می‏رسد تعداد محصلین زن حوزه‏های علمیه دینی در این آمار با واقعیت تفاوت بسیار داشته باشد و بسیاری از این محصلین نوع تحصیلات خود را ابراز نکرده‏اند، ولی با توجه به نیاز زنان هر محله‏ای در شهر یا روستا و نیز مدارس دختران و دختران دانشجو و مراکز کار زنان به بانوان مبلّغ، به نظر می‏رسد تعداد زنان در حال تحصیل در حوزه‏های علوم دینی هنوز بسیار اندک می‏باشد و برنامه‏ریزی دقیقی جهت گسترش کمی و کیفی علوم حوزوی در میان بانوان ضروری می‏باشد. در صورتی که دختران و زنان در سن آموزش معارف دینی، حداقل بیست میلیون نفر باشند و خواهران مبلّغ نیز با تلاشی فشرده هر کدام آموزش حدود هزار نفر را بر عهده گیرند به حداقل بیست هزار زن مبلّغ نیاز می‏باشد. از طرفی دیگر متأسفانه بانوان صاحب فضل جامعه به میزان نیاز، جهت نشر معارف دینی در جامعه کارآیی ندارند. به عنوان نمونه در بررسی ترجمه و تألیفاتی که توسط بانوان انجام پذیرفته سهم زنان در زمینه ترجمه و تألیف آثار دینی بسیار اندک بوده است. مطابق تحقیقی که در سال 1373 انجام پذیرفته است سهم زنان در تألیف و ترجمه آثار، بر اساس موضوعات بدین قرار بوده است: ین 1/2% بیات 21% بیشتر کتابهای آشپزی، خیاطی، آرایشی، پزشکی بانوان) کودکان و نوجوانان 6/21% لوم اجتماعی 6/10% اریخ و جغرافی 1/3% لوم خالص 8/3% ان 7/2% هنر 3/5% فلسفه و روانشناسی 5/6% کلیات 8/3% آمار مذکور نشان‏دهنده ضعف در عملکرد جامعه زنان جهت تعلیم و تعلم در زمینه علوم دینی می‏باشد. نشریات زنان نیز متأسفانه آنچنان که بایسته است به مباحث دینی نمی‏پردازد. از مجله پیام زن با صبغه دینی قوی دارد که بگذریم در تحقیقی که از هفت نشریه معروف زنان و خانواده (زن روز، راه زندگی، خانواده، حقوق زنان، زنان، ندا، فرزانه) انجام پذیرفت(7) موضوعات مطروحه در این مجلات در ششماهه اول سال 1377 به تفکیک موضوع عبارت بود از: ماعی و سیاسی 83/3% ماعی اقتصادی 67/7% ماعی دینی 3/2% ماعی فرهنگی 82/41% قوقی 63/13% هنری 67/5% بی 78/4% هداشتی و پزشکی 73/4% یقینا اندازه اندک طرح مباحث دینی در مجلات زنان جای تأسف بسیار دارد. زمانی که سرمقاله‏های چاپ شده در این مجلات در همین مدت (6 ماهه اول سال 77) بررسی شد میزان طرح موضوعات مختلف در سرمقاله‏ها نیز به این میزان بود: ماعی سیاسی 01/41% ماعی فرهنگی 76/34% ماعی دینی 4% ماعی اقتصادی 88/5% ناچیزی مقدار موضوعات دینی در سرمقاله‏ها که توسط مسؤولین نشریات نگاشته می‏شود نشانگر آن است که متأسفانه زنان فاضل حوزوی کمتر در صدد گرفتن امتیاز نشریه، ایجاد زمینه برای چاپ مقالات دینی و طرح مباحث دینی در جامعه زنان ایران می‏باشند. تحقیقی دیگر در سال 1373 توسط مرکز آمار و برنامه‏ریزی معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام پذیرفته است. این تحقیق نشان‏دهنده این امر است که زنان ایرانی، اهتمام لازم را نیز جهت مطالعه کتب دینی ندارند. در تحقیقی که از جمع زنان شرکت‏کننده در نمایشگاه کتاب سال 1373 انجام گرفت کتب مورد مطالعه آنان از نظر موضوع بدین قرار بوده است: بیات و شعر 14/41% هنری 44/13% استان 31/23% وانشناسی 21% فنی و علمی 39/43% اریخی 15/31% ینی و مذهبی 08/26% (لازم به ذکر است پاسخگویان به پرسشنامه، معمولاً بیش از یک گزینه را علامت زده‏اند). نهایتا به نظر می‏رسد علی‏رغم تأکیدات فراوان قرآنی، روایی و عنایت ویژه رهبران جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی و آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای زنان این مرز و بوم به میزان شایسته و بایسته به تحصیلات علوم دینی نپرداخته‏اند، تألیف و ترجمه در زمینه مباحث دینی ندارند، نشریات دینی یا مباحث دینی در نشریات زنانه چاپ نمی‏کنند، مطالعات دینی ندارند و ... البته این بدین معنا نیست که زحمات برخی خواهران اندیشمند این مرز و بوم نادیده انگاشته شود بلکه مقصود فقط بیان فاصله وضعیت موجود با وضع مطلوب می‏باشد. پرواضح است که با کم‏کاری جامعه زنان ما در زمینه کار محققانه و عمیق دینی، شاهد گستردگی اعتقادات خرافی، رفتار جاهلانه به ظاهر مذهبی و یا خودباختگی در مقابل تفکرات غرب باشیم. تلاش گسترده تمامی اقشار جامعه برای گذر از جامعه طاغوتی شاهنشاهی به جامعه آرمانی اسلامی، در مقوله فرهنگ هنوز موفقیت کاملی نیافته است. جامعه‏ای که در آن فرهنگ اسلامی حاکمیت نیافته است شاهد عقب‏ماندگی فکری تمامی اقشار جامعه از جمله زنان می‏باشد. پیامبر(ص) هنگام برشماری جامعه منحط آخرالزمان علامات آن را چنین بیان می‏فرماید: در این جامعه یافت نمی‏شود مگر سلطان ستمگر، ثروتمند بخیل، عالم شیفته دنیا، فقیه دروغگو، پیر گنهکار، کودک گستاخ و یا زن احمق.(8) آن وجود شریف پس از ذکر این خصوصیات، سخت می‏گرید. اگر جامعه‏ای که اسلام ناب محمدی(ص) در آن حاکمیت نیافته سرشار از زنان ناآگاه می‏باشد در عوض جامعه ایده‏آل اسلامی آکنده از زنانی است که با تعمیق در آموزه‏های دینی و اشراف بر ثقلین، مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) حکم می‏رانند. مگر نه آنکه امام باقر(ع) فرمودند: «و تؤتون الحکمة فی زمانه حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب اللّه‏ تعالی و سنة رسول‏اللّه‏ صلی اللّه‏ علیه و آله؛(9) در زمان قائم، به شما حکمت داده می‏شود، تا آنجا که زن در خانه‏اش بر اساس کتاب خدای تعالی و سنت رسول خدا(ص) قضاوت می‏کند.» باشد تا جامعه بانوان ایران با گامهایی بلند و استوار به سوی این جایگاه رفیع قدم برداشته و به مطلوب دست یابند. به امید آن روزگار. 1 ـ سیمای زن در کلام امام خمینی، ص183. 2 ـ بند اول اصل بیست و یکم قانون اساسی. 3 ـ سالنامه آماری کشور (1371). 4 ـ چکیده تحقیقات موجود در زمینه اشتغال زنان موجود در سایت اینترنت شورای فرهنگی اجتماعی زنان www.women.orj. 5 ـ موارد بسیار زیادی را در مجلات و نشریات می‏توان ذکر کرد که به جهت اختصار فقط به یک نمونه آن اشاره می‏شود: دکتر س.ج در مقاله‏ای تحت عنوان جمهوری اسلامی ایران و آموزش زنان که برای کنفرانس بین‏المللی آموزش در سال 1996 فرستاده شده چنین نگاشته است: «از آنجا که خانواده هسته اصلی جامعه مسلمان محسوب می‏شود مادر شدن و بزرگ کردن فرزندان مهمترین نقش زن و مسؤولیت عمده او تعیین شده است. همین باور باعث اتخاذ برخی تصمیمات عجولانه به ضرر زنان و اعمال برخی تبعیضات نسبت به آنها در آموزش گردید که در طول زمان، بخشی در اثر فشار زنان و بخشی در مقابل قضاوتهای بین‏المللی رنگ باختند یا کاملاً از بین رفتند.» لازم به ذکر است که کنفرانس بین‏المللی آموزش هر دو سال یکبار توسط دفتر بین‏المللی یونسکو در سوئیس با مشارکت متخصصان آموزشی طراز اول کلیه کشورهای عضو یونسکو (185 کشور) تشکیل می‏شود و این مقاله به عنوان ارائه وضعیت آموزشی زنان در جمهوری اسلامی ایران به این کنفرانس ارسال شده است (جامعه سالم، شماره 31). 6 ـ سالنامه آماری کشور 1374 ـ درصد دختران شرکت‏کننده در هر رشته نسبت به کل دختران شرکت‏کننده. 7 ـ گزارش نشریات زنان و خانواده ـ مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‏ها ـ معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 8 ـ بحار، ج52، ص263. 9 ـ همان، ص352، غیبت نعمانی. *منبع : www.hawzah.net ، فهرست مجلات -> پیام زن -> بهمن 1380، شماره 119