Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 119432
تاریخ انتشار : 28 دی 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 14

فقرزدایی قبل و بعد از انقلاب

احسان بابایی
دوشنبه 27 اسفندماه 1386 1_ اگر منظور از فقرزدايي، اقداماتي همانند آن است که در متن بالا خوانده شد؛ مرور بر روزنامه هاي قبل از انقلاب نشان مي دهد دربار پهلوي هم چندان بيگانه از اين اقدامات نبوده است. اسامي، نشان مي دهد آنها هم سازمانهايي همچون کميتة امداد و خدماتي مانند آن داشته اند. جمعيت خيرية ثريا پهلوي، سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي، آموزشگاه پرستاري اشرف پهلوي و ... 2_ فقرزدايي به شيوة ياد شده، فقط درد فقرا را تسکين نمي بخشد. درد وجدان را نيز کاهش مي دهد. وجدان بعضي آدم ها توقع زيادي ندارد. با بخشيدن چند قلم و دفتر در جشن عاطفه ها آرام مي گيرد!! بعضي آدم ها هم هستند که سلامتي خود را مديون صندوق هاي صدقه مي دانند. اين صندوق ها کارکرد تربيتي هم دارند. اگر از بچه هاي اينگونه خانواده ها در مورد اينکه چرا در جامعة ما فقير وجود دارد بپرسيم، يکي از جوابها احتمالاً اين است: "براي اينکه به آنها صدقه مي دهيم تا خداوند به ما سلامتي بدهد" و اينکه "اگر اين فقرا نباشند، آدم ها، همه، مريض مي شوند. 3_ و البته هستند افرادي که واقعاً به اينگونه فعاليتها، شرکت در جشن عاطفه ها و پرداخت دية زنداني ها و کمک به اينگونه صندوق ها، مثل اداي دين نگاه مي کنند. کمک به همنوعان را "وظيفة" خود مي شمارند. هستند کساني که از کنار انسان آنگونه عبور نمي کنند که ما از کنار چوب و سنگ عبور مي کنيم. "فرد" اگر اينگونه باشد، وظيفة انساني خود را عمل کرده است. اشکال در فقرزدايي آنگاه رخ مي دهد که "جامعه" و "حکومت" نيز وظايف خود را همچون وظايف فرد بداند. 4_ از جمله آثار استاد مطهري کتاب "جامعه و تاريخ" است. استاد در اين کتاب به دنبال تبيين اين حقيقت است که هم فرد و هم جامعه از وجود حقيقي برخوردارند. اينکه فرد از وجودي اصيل برخوردار است، چندان محل اختلاف نيست. اما در مورد اينکه در کنار فرد، جامعه هم وجود دارد، ترديد مي ورزند. اغراق نيست اگر گفته شود در انديشه و عمل ما مقدار غفلت از عدالت اجتماعي با اندازة ترديد در مورد وجود جامعه برابري مي کند. و بلکه غفلت از عدالت ناشي از غفلت از وجود جامعه و لوازم آن است. 5- منظور از جامعه، جمع عددي "افراد" نيست. اينکه چند نفر گرد هم جمع شوند براي تشکيل جامعه کافي نيست. جامعه يعني "شبکه" يعني "ساختار"ي که افراد در درون آن به فعاليت مي پردازند. يعني افراد به علاوه "روابط" بين آنها. جامعه يعني "محيط" که افراد را دربر مي گيرد. با درنظر گرفتن وجود جامعه، معيار ديني بودن جامعه اين نيست که افراد حاضر در آن ديندار و مسلمان باشند، بلکه جامعه هم بايد ديني و مسلمان باشد. يعني روابط، ساختار و قوانين نيز بايد بر اساس دين شکل بگيرد. 6- گاهي گفته مي شود جامعة ما ديني تر شده است چرا که امسال افراد بيشتري در مراسم اعتکاف شرکت داشته اند. امسال ماه رمضان، جمعيت بيشتري را در مساجد شاهد بوده ايم. ميزان حافظان و قاريان قرآن بيشتر شده است. اين امور حداکثر قرينه هايي براي ديني تر شدن افراد به شمار مي آيد. متأسفانه معيارهاي ارزيابي ما از ميزان ديني بودن جامعه فردگرايانه(1) است. ديني بودن جامعه را بايد با معيارهاي ديگري ارزيابي کرد. ما تنها در مورد افراد سخن مي گوييم و از جامعه غفلت مي ورزيم. به همين دليل هيچگاه در ارزيابي در مورد ديني بودن جامعه از ارتقاي امنيت اجتماعي، از ميزان توجه به شايسته سالاري، کاهش يافتن شکاف اقتصادي و از کارآمدي نهادهاي اجتماعي سخن گفته نمي شود. 7_ اولين قرباني فردگرايي در انديشه نادرست ديني، عدالت است که آنرا بعد از اصل توحيد مهمترين اصل ديني مي شماريم. عدالت اجتماعي وصف فرد نيست، وصف جامعه است. يعني وصف روابط، شبکه و ساختار اجتماعي. عدالت اجتماعي وصف فرد نيست، وصف قانون است. اگر مفهوم جامعه و لوازم آن مورد غفلت قرار گيرد، مباني نظري عدالت اجتماعي بر باد مي رود. به همين دليل در عمل نيز دچار مشکل مي شويم. با غفلت از مفهوم جامعه و لوازم آن، عدالت مبهم باقي مي ماند و براي تحقق عدالت به اشتباه، راهکارهاي فردگرايانه در دستور کار قرار مي گيرد.(2) 8- گفتيم که اشکال در عرصة فقرزدايي آنگاه رخ مي دهد که حکومت که نماد و نمايندة جامعه است، همچون فرد عمل کند و وظايف خود را همچون وظاطف فرد بداند و بخواهد وظيفة افراد را نيز به دوش بگيرد. "جود" و "انفاق" کار حکومت نيست و اقدام حکومت به آن ضدعدالت است و قابل تحسين نيست. حرکت در جهت عدالت ساز و کاري ديگر مي طلبد. فقر را نيز بايد در متن جامعه و علل آنرا در چگونگي روابط و ساختارهاي اجتماعي بايد جستجو کرد. فقر پديده اي فردي نيست که بتوان با انفاق و جود به درمان آن اميد بست. فقر پديده اي اجتماعي است. بايد از روابطي که آنرا پديد مي آورد سؤال کرد. با صراحت و با قاطعيت بايد از اين تعبير دفاع کرد که "فقير حاشيه نشين است" و بايد در حاشيه باقي بماند. در تحقيقات اجتماعي و مطالعات اقتصادي و برنامه ريزي ها و سياستگذاري ها نيز فقر و فقرزدايي را بايد در حاشيه مطرح کرد. اصل "نظام" سرمايه داري است. اصل "روابط" سرمايه مدارانه است. اصل "ساختار"هاي ناعادلانه است. پاورقي ها: 1_ توجه به اين نکته ضروري است که فردگرايي مورد بحث با فردگرايي مطرح در انديشة غربي فقط در لفظ مشترک است. 2_ قصد ما اشاره اي به يک آسيب فکري است که مانع تحليل درست عدالت اجتماعي و دستيابي به شيوه هاي درست عدالت خواهانه است و نه فقط عملکرد دولت کنوني، بلکه همة دولتهاي پس از انقلاب را از اين منظر قابل نقد مي دانيم. www.hayatmag.blogfa.com