Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 119547
تاریخ انتشار : 30 دی 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 4

مديريت زمان درپلكان موفقيت

درگفتگوي رسالت با ناصر گلي
درگفتگوي رسالت با ناصر گلي مخترع و پژوهشگر جوان مطرح شد: مديريت زمان درپلكان موفقيت اشاره:كشف و شناسايي استعدادهاي بالقوه و بالفعل موجود دركشور يكي از اصلي ترين پيش شرط هاي رشد وتعالي علمي و پژوهشي كشور محسوب مي شود.در اين خصوص لازم است پاي سخنان مخترعين و مبتكرين اين مرز وبوم نشست و به سخنان و درد ودلهاي اين نخبگان عزيز گوش جان سپرد تا ضمن برداشتن موانع موجود بر سر راه آنها بدنه علمي كشور را از نمو و پيشرفت بي بهره نگذاريم.در اين خصوص با ناصر گلي،پژوهشگر ومخترع غرب كشور گفتگويي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد: لطفا خود را براي خوانندگان معرفي نماييد و طرحهاو اختراعات خود را براي خوانندگان شرح دهيد. من عبدالناصر گلي هستم و 24 سال سن دارم.متولد سال 1363 دركرمانشاه و فارغ التحصيل مقطع كارشناسي “رشته رياضيات، گرايش كاربردي” از دانشگاه پيام نور مركز كرمانشاه مي باشم.سوابق علمي و پژوهشي بنده عبارتند از: -1جوان برگزيده و “پژوهشگر برتر غرب كشور” در شاخه علوم انساني در جشنواره پروفسور شمسي پور سال 86 -2جوانترين مولف كتب اقتصادي شناخته شده خاورميانه در سال2004 -3 از مخترعين برگزيده دانشجويان دانشگاه پيام نور كل كشور در سال 86 -4 دريافت تقدير نامه ويژه مخترع و محقق برتر دانشجو -5 اختراع وسيله اي با نام پلكان موفقيت و در زمينه مديريت زمان “ تنها اختراع در جهان پيرامون موفقيت و در شاخه علوم انساني” دارنده پتنت از سازمان ثبت اختراعات ايران به همراه 6 اختراع ديگر -6كسب عنوان مقاله برگزيده در “پنجمين كنفرانس بين المللي مديريت سرآمدي و مديريت كيفيت” همچنين داراي كتب و مقالات زيادي در حوزه هاي علمي ومذهبي مي باشم. بنده تا كنون بيش از يكصد طرح تحقيقاتي و پژوهشي مبتكرانه و براي اولين بار در كشور در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به صورت مكتوب ارائه نموده ام. از بين 7 اختراع ثبت شده مايلم بيشتر پيرامون اولين اختراع خود كه در بهار سال 87 به ثبت رساندم صحبت كنم. اين اختراع در برگه پتنت با نام “ وسيله اي جهت مديريت زمان” ثبت گرديده كه خودم آن را “پلكان موفقيت” مي نامم. پلكان موفقيت وسيله اي است كه مي توان با بهره گيري از آن به اهداف خويش به علمي ترين روش ممكن دست يافت. اساس كار پلكاني است هفت پله اي، كه 4 پله بالاي آن مربوط به اهداف و سه پله پايين مربوط به اولويت هاست. هر پله وظيفه خاصي براي رساندن كاربر خويش به اهداف بر عهده دارد.به طور نمونه بالاترين پله ويژه درج هدف نهايي مي باشد. پشت آن نيز ويژه درج تاريخ رسيدن به اين هدف در نظر گرفته شده است (پياده سازي اصل تاريخ گزاري براي اهداف) و الي آخر. پله ها همگي به شكلي طراحي و ساخته شده اند كه كاربر بتواند در برنامه ريزي انعطاف پذيري لازم را لحاظ نمود. كليه توضيحات تكميلي و بيان اين يكصد قانون و چگونگي پياده شدن آن در اين اختراع در لوح فشرده همراه آن به شكلي مفصل آمده است.اين اولين و تنها وسيله اختراع شده در رشته علوم انساني و پيرامون موضوع موفقيت و مديريت زمان در جهان مي باشد. يكصد قانون موفقيت و برنامه ريزي صحيح در ساخت اين وسيله به كار رفته كه كاربر بدون اطلاع از آنها با استفاده از اين وسيله آنها را براهداف خويش پياده مي نمايد. اين وسيله چكيده اي بيش از بيست كتاب و تاليف پيرامون موفقيت است كه ماحصل آن به اين وسيله تبديل شده و همه اصول تئوري موفقيت را كه تا به حال فقط بر روي كاغذ پياده مي شده را جامه عمل پوشانده است. استفاده از اين وسيله احتياج به تسلط و آشنايي با زبان خاصي ندارد و هر انساني با هر زباني در هرگوشه دنيا مي تواند از آن استفاده كرده و نتايج اعجاب انگيزش را مشاهده نمايد.اين اختراع هم اكنون در مرحله طراحي صنعتي و پيش توليد است و اگر شرايط مختلف و مورد نياز مهيا گردد قصد دارم كه آن را با توليد انبوه به همه علاقه مندان همچون دانش آموزان، دانش پژوهان و دانشجويان، مديران و كارمندان و مادران و پدراني كه نيازمند مديريت زمان و برنامه ريزي صحيح هستند، تقديم نمايم. ان شاالله لطفا كاربرد اختراع خود را در بخش صنعت يا دانشگاه مورد بررسي قرار دهيد. هر انساني در زندگي اهداف بزرگ و كوچكي دارد كه همواره از هر راهي براي رسيدن به آن استفاده مي كند. اين وسيله كمك مي كند انسان خود فرمانرواي خود و برنامه ريز آينده خويش باشد و پيوسته بدون نياز به روانشناس و جامعه شناس آگاه در صورت هرگونه بيراهه روي در مسير رسيدن به هدف، آن را گوشزد كرده و اجازه پيشروي و تكرار اشتباهات گذشته را به وي نمي ددهد. پس با اين تفاسير هر انساني مي تواند جهت رسيدن به اهداف معقول زندگي فردي يا اجتماعي خويش از اين وسيله بهره برده و نتايج استفاده از آن را در بازه هاي زماني كه خود را تعريف نموده است، مشاهده نمايد.پالايش هدف و ارائه محك هاي صحيح بر آن از ويژگي هاي مهم و نتايج استفاده از اين اختراع مي باشد.اين نكته را دوباره تكرار مي كنم كه كليه قوانين موفقيت كه در كتب گوناگون روانشناسي حتي در سطح تخصصي مطرح گرديده است در اين وسيله پياده شده. البته اين عين صحبت كارشناسان متخصص مربوطه است كه وسيله پيش از اين جهت تحقيق و بررسي به ايشان ارائه شده بود. برخي دست آوردهاي ويژه اين اختراع براي كاربران ميتوان به موارد زير اشاره داشت: 1.يافتن زودهنگام دلايل شكست در زندگي و اصلاح سريع آن 2.تبديل انسانهايي كه دچار روزمرگي شده اند به انسانهاي خلاق و تلاشگر 3.تقويت حس اعتماد به نفس و اميد هرچه بيشتر به آينده 4.انتخاب بهترين مسيرهاي رسيدن به اهداف بدون سردرگمي در نظريه ها و تئوريه هاي بيشماري كه روش كاربردي نمودن آنها بسيار گنگ است. 5.از نكات برجسته اين اختراع تلفيق دو ويژگي مهم نظام مندي و انعطاف پذيري در استفاده از آن ميباشد، زيرا اكثر افراد اين دو ويژگي را ضد هم دانسته و در برنامه ريزي هاي خود انضباط خشك را مد نظر دارند كه اين وسيله با استفاده از هر دوي اين عوامل اين امكان را به شخص مي دهد با هر تواني براي رسيدن به هدف خويش تلاش نماييد و همزمان بتواند تواناييهاي خويش را افزايش دهد. لازم به ذكراست كه پلكان موفقيت به كوشش اينجانب در اداره ثبت اختراعات به شماره 40486 به ثبت رسيده و به همت آقاي قباد احمدي نيز به شماره ثبت 48043 تكميل گرديده است. -4از نظر شما به عنوان يك مخترع،مشكلات مخترعين در كشور ما چيست و چگونه اين مشكلات قابل برطرف شدن هستند؟نقش مسئولين در اين خصوص چيست؟ اين سوالي است كه هر مخترعي تا به حال بسيار شنيده است و از زواياي گوناگون به آن پاسخ داده شده است. قصد دارم اين سوال را با چند توصيه پاسخ دهم. توصيه به مسئولين و توصيه به مخترعين: 1.همه مي دانيم كه هر شخصي به واسطه دريافت برگه ثبت اختراع و در زمره مخترعين قرار گرفتن توقعاتش از جامعه نسبت به قبل بالاتر رفته و انتظار دارد جامعه، مردم و مسئولين نگاه ويژه و متفاوتي با وي داشته باشند. پس توصيه مي كنم اگر من نوعي را به عنوان مخترع پذيرفته ايد پس بايد تفاوتي بين من مخترع با ديگران قائل شويد. -2 يك مخترع، بزرگترين آرزويش مشاهده شكوفايي جامعه به واسطه توليد و فراگير شدن اختراعش است پس توصيه مي كنم اگر در مجموعه شما تعريفي جهت تحقق اين خواسته منطقي و معقول وجود دارد چون گذشته از هيچ تلاش مضاعفي فروگذار نفرماييد. -3 برگزاري و برقراري فضاهاي گوناگون پژوهشي، آزمايشگاهي و كارگاهي مي تواند مخترعين را ترغيب به پژوهش بيشتر و پيشرفت اصولي تر نموده و اين تصور صحيح را در ذهن ايشان ايجاد نمايد كه دستاوردهاي ايشان براي مملكتشان با اهميت بوده و همگان قدر آن را مي دانند -4اگر فقط اين سوال را از خودمان بپرسيم كه تا بحال براي پژوهشگران مخترع كشورمان چه كرده ايم؟ و بخشي از ذهن مشغولي و دغدغه خويش را به ايشان اختصاص دهيم به جرات مي توانم بگويم بدون آنكه هزينه زيادي بپردازيم توانسته ايم رابطه اي راهگشا با ايشان برقرار نموده و از دستاوردهاي شان در جهت رساندن جامعه به چشم اندازهاي مورد نظر بهره ببريم -5توصيه مي كنم به جاي آنكه ما خودمان تبديل شويم به ابزار تبليغاتي نمايشگاهها و جشنواره هاي اختراعات ديگر كشورهاي دوست نما كه هدفي جز تصاحب همه تكنولوژي و افكار نوين ما به بهاي يك مدال فريبنده (كه شايد در آمارها بيايد اما از نظر مجامع گوناگون كشور ما ارزش خاصي ندارد و هيچ اولويتي محصوب نمي شود) ندارند، تلاش كنيم خود باني برگزاري ماهانه و فصلي و سالانه آنها بوده و از اصالت اختراعات ايشان به نفع هويت ملي خود دفاع كنيم. برگزاري جشنواره خوارزمي خوب است اما كافي نيست. آيا به تعداد مخترعيني كه لياقت تجليل و معرفي دارند با تعداد برگزيدگان اين جشنواره برابر است؟ من كساني را مي شناسم كه در جشنواره ديگر كشورها شركت كرده و مدال ها و جوايزي بسياري را از آن خود كرده اند اما تا بحال در جشنواره خوارزمي هيچ و هيچ و هيچ. يعني مي توان جشنواره ها و مسابقات گوناگون و با سطوح مختلف در سطح ملي برگزار كرد و به اين واسطه از فرار بسياري از مغزهاي افتخار آفرين كه شايد اگر بمانند نخبگان افتخار آميز فرداي ميهنمان باشند به راحتي جلوگيري نماييم. -6 مي توان با متمركز سازي انرژي ها و تواناييهاي مخترعين و سمت و سو دادن به خلاقيت هاي ايشان بسياري از مشكلات جاري و مورد نياز جامعه را با ايشان مطرح و به نتايج بي نظيري دست يافت. يك نخبه واقعي بيش از احتياج به پول و تسهيلات نيازمند توجه و احساس مفيد بودن براي همنوعان خود مي باشد. اين بايد يادمان باشد. -7بسياري از منابع بلا استفاده در مملكت ما وجود دارد كه اگر در اختيار افراد خلاق قرار گيرد حاضرند حتي با هزينه خويش آن را احيا و به بهره برداري برسانند. ميتوانيم با كمك خود اين افراد آنها را در مناطق گوناگون شناسايي و با مشاركت ايشان به بهره برداري برسانيم. -8 مايل نيستم كه حرفهاي تكراري از جمله نياز پژوهشگران خلاق به كتابهاي بروز جهان، اينترنت پرسرعت، حداقل امكانات رفاهي و تفريحي، امكانات خاص ادامه تحصيل و... را تكرار نمايم اما اين را فراموش نكنيم كه خود را براي لحظه اي جاي كسي بگذاريم كه با توجه به امكانات كم ، وضعيت مالي محدود، سختي هاي پژوهش،تحقيق و ثبت اختراع به جرگه مخترعين پيوسته است. آن وقت خيلي خوب مي فهميم كه او چه مي خواهد... امااينجانب توصيه هايي نيز به خطاب به مخترعين دارم: مخترع عزيز، من هم مثل تو خوب مي دانم كه تا به حال بر شما چه گذشته است و چه انتظاراتي داريد. اما خودم راهي را يافته ام كه به آن معتقد بوده و همواره به خاطر در پيش گرفتن آن خوشحال و راضي هستم. “هر زماني كه قصد ثبت اختراعي را دارم به خود مي گويم كه تو اين اختراع را در درجه اول براي دل خودت به سر انجام مي رساني. در درجه دوم براي كمك به ميهنت و در درجه سوم براي اثبات و سنديت يافتن افكار نو خودت. پس هيچ منتي بر هيچ كس و هيچ چيز نداري.” حال اگر اين تفكر را داشته باشي اگر جامعه قدر تو را درك نكند به انگيزه ها و انديشه هاي بلندت صدمه نخواهد زد و اگر تو را آن گونه كه شايسته است درك كند نيز مايه خوشحالي و خوشبختي هرچه بيشتر توست. اگر كسي پيدا نشود كه براي توليد اختراعت سرمايه گذاري كند نا اميد نمي شوي و اگر هم پيدا شد كه افزون بر خواسته ها و انتظاراتت بوده است و... يك تجربه بزرگ به من آموخته كه براي شكوفايي اختراعت بايد بيش از پيش به اطرافيانت اعتماد كني. اگر انتظار داري كه ديگران به فكر و ايده نو شما اعتماد كنند و حاضر شوند بر آن سرمايه گذاري زماني و مالي نمايند بايد بتوانيد خوب ايشان را جذب كنيد و شما اولين گام در جهت اعتماد سازي را با صداقت برداريد. گاهي اوقات كساني را مي بينم كه از ترس ربوده شدن ايده ثبت شده خويش، آن قدر اختراع خود را مبهم و در لفافه ارائه مي دهند كه شنونده هيچ رغبتي به شنيدن آنها نداشته و همين موضوع باعث سرخوردگي و از دست رفتن اعتماد به نفس مخترع مي شود. به خود توصيه مي كنم اگر اختراعت برايت ارزشمند است پس بايد سخنان ارزشمند و سنجيده اي را با بياني شيوا و دلنشين بيان نمايي و همه كائنات را در به ثمر رسيدن اين ايده شريك بداني. آيا به نظر شما در جامعه ما ميان دانشگاه،صنعت و بازار رابطه اي مستقيم وجود دارد يا اين رابطه هنوز تعريف نشده است؟لزوم تعريف اين رابطه چيست؟ اين سوال شما را با يك آزمايش ساده پاسخ ميدهم. ما به هر دانشجويي 10 جلد كتاب علمي يا 10 شي انتخابي مي دهيم و از او مي خواهيم در يك مدت معين (كه يك فرد بازاري به راحتي از عهده آن بر مي آيد) آن را به بازار عرضه كند؟! چند درصد از دانشجويان ما كه بسياي از آنها فردا روزي مجبورند به بازار كار وارد شوند مي توانند از عهده آن بر آيند؟ يا به عكس شما 10 سوال مختلف از كتب يك دانشجوي رشته هاي مرتبط با اقتصاد و تجارت و صنعت جمع آوري كنيد و از يك تاجر موفق يا صنعتگر نمونه بپرسيد؟! به واقع به چند سوال مي تواند پاسخ دهد؟ يا شفاف تر بگويم چند درصد آموخته هاي كلاسي يك فارغ التحصيل مي تواند در عمل و توفيق بعد تجاري زندگي او به كارش آيد؟ پس بايد آن قدر رابطه دانشگاه و صنعت و بازار خوب شود كه در آينده نزديك بهترين دانشجويان امروز ما همان بهترين صنعتگران ، تاجران موفق و تاثير گذاران جامعه باشند. حالا چگونه و به چه شكل مي توان به آن مهم دست يافت، داستاني است كه در اين مبحث نگنجيده و نياز به مجالي ديگر دارد. در پايان براي دانشجوياني كه در ابتداي راه پژوهش و تحقيق و اختراع قرار دارند چه توصيه اي داريد؟ مي دانم كه خود به عنوان يك جوان و با شناخت شرايط خاص ذهني اين قشر بايد بيشتر ايده آل گرايانه سخن ميگفتم اما احساس كردم كه با مخترعي كه هميشه فقط واقعيت هايش ثبت مي شود نه افكار ايده آلانه اش بايد واقع گرايانه سخن گفت تا همه بتوانيم از آن بهره بجوييم.به عنوان برادري كوچك توصيه هاي خويش را قبلا ارائه نموده ام اما توصيه آخرم را با يك خاطره كوچك همراه مي سازم. تا يك قدمي موفقيتي بزرگ پيش رفته بودم.ماهها براي رسيدن به آن هدف تلاش كرده بودم و همه چيز براي دستيابي به مقصود مهيا بود كه ناگهان ... در لحظه اول اطلاع از عدم توفيق در آن موضوع نزديك بود همه چيز را رها كنم. يعني گمان كردم كه ادامه تلاشهايم براي پيشرفت هاي آتي هم بي فايده است. اما صحبتي كوتاه همه چيز را برايم تغيير داد. دوست خوبم “ آقاي قباد احمدي “ كه هميشه همراهي ما با هم يك هم افزايي عجيبي را برايمان ايجاد مي كند جملاتي را بيان نمود كه هيچگاه فراموششان نمي كنم. جملات اين بود: “شايد به ظاهر افراد كوته نظري بتوانند در اين بازه زماني به تصور خودشان مانع از برنده شدن ظاهري ما بشوند اما خودت خوب مي داني كه ما برنده ايم چون تجاربي را آموخته ايم كه باعث مي شود اشتباهات امروز خود را هيچگاه تكرار نكنيم ما برنده ايم چون فهميديم ريشه برخي مشكلات جامعه امروزمان چيست و در آينده چگونه مي توانيم اين سدها را جهت شكوفايي جامعه خود بشكنيم ما برنده ايم چون شكست هاي زندگي مردان توانا را ساخته اند نه پيروزي هاي آن ما برنده ايم چون هيچ قدرت به ظاهر بزرگي جز قدرت لايتناهي حضرت حق نمي توانند مانع پرواز هيچ پرنده بلند پروازي بشود ما برنده ايم چون از همين حالا براي رسيدن به موفقيتي ديگر تلاشمان را آغاز نموده ايم...” *روزنامه رسالت، دو شنبه30دي1387 ،