Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 119579
تاریخ انتشار : 30 دی 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 168

من عاشق زندگی خانوادگی ایرانی هستم

گفت و گو با خانم جیل وورال
گفت و گو با خانم جیل وورال روزنامه نگار سرشناس گردشگری نیوزیلند *اشاره «جیل وورال» یک روزنامه نگار سرشناس گردشگری در نیوزیلند و راهنمای تورهای بین المللی است. وی در تالیف چند کتاب در مورد شرح حال کشورش با عناوین «مناظر نیوزیلند» و «کرانه های ساحلی نیوزیلند» دست داشته است. او ستون نویس روزنامه «نیوزیلند هرالد»، یکی از روزنامه های برجسته کشورش است که درباره خاطرات سفرهای خود به نقاط مختلف جهان در این روزنامه مطلب می نویسد. «وورال» برای دومین بار در نوامبر 2008 در راس گروهی 29 نفره از گردشگران نیوزیلندی به ایران سفر و از شهرهای بزرگ آن نظیر تهران، یزد، شیراز، اصفهان، مشهد، رشت، قم، اهواز و کاشان دیدن کرد. وی اکنون قصد دارد مشاهدات خود از سفر ایران را به تفصیل در کتابی به رشته تحریر درآورد. وورال در مصاحبه ای با «کوروش ضیابری» به سئوالات این خبرنگار جوان ایرانی درباره سفرش به ایران و مردم این کشور پاسخ داده که متن این مصاحبه از سایت «گست ویس» (Guest Voice) از نظرتان می گذرد. گفتنی است در ابتدای این مصاحبه زمانی که پرسش کننده، خانم وورال را یک نویسنده مشهور گردشگری نامید وی متواضعانه گفت: ان شاء الله (به فارسی) روزی به این درجه خواهد رسید اما اکنون نه! *** س : خانم جیل! به نظر می رسد که شما همانند بسیاری از نویسندگان گردشگری در سراسر جهان توجه ویژه ای به ایران، مردم آن و فرهنگش دارید. مگر شما از رابطه با کشوری که «محور شرارت» خوانده می شود نگران نیستید؟ ج : من هرگز به لقب «محور شرارت» اعتقادی ندارم، به ویژه از آن جهت که این عبارت توسط شخصی عنوان شده که به هیچ وجه احترامی برای او قائل نیستم و هیچ اعتمادی به افکارش ندارم. من بیش از 20 سال از عمرم را به عنوان یک روزنامه نگار سپری کرده ام و درک می کنم که بین آنچه در رسانه ها به تصویر کشیده می شود با آنچه در واقعیت در جریان است اختلاف زیادی وجود دارد. به علاوه معتقدم شما قبل از آنکه به اظهارنظر درباره کشوری بپردازید اول باید از این کشور دیدن و با مردم آنجا صحبت کنید. حتی من فکر می کنم اشخاصی که به یک کشور سفر می کنند نیز صلاحیت قضاوت درباره آن را ندارند؛ بیان مشاهدات شاید، اما بیشتر از آن نه. آنچه من فرا گرفته ام این است که وقتی شما به کشوری سفر می کنید - آنچنانکه من در ایران بوده ام - در این حالت «هرچه قدر شما تصور کنید که بیشتر می دانید در واقع کمتر می دانید!» س : شما با این موافق هستید که ایران در میان کشورهای جهان، کشوری است که بیشترین برداشت غلط از آن در اذهان وجود دارد؟ کشوری با فرهنگ 15 هزار ساله که بسیاری از مردم جهان تاکنون دقیقاً این کشور را نشناخته اند و حتی در اغلب موارد آن را با عراق یا افغانستان اشتباهی می گیرند، به نظر شما دلیل اصلی این مساله که یک نگاه شفاف به ایران در جهان وجود ندارد، چیست؟ آیا این نتیجه تبلیغات سیاه شرکت های رسانه ای غرب در مورد ایران و مردم آن نیست؟ ج : من به این سئوال در چند بخش پاسخ می دهم. مسلماً با این موضوع موافقم که در میان کشورها، ایران کشوری است که بیشترین برداشت نادرست از آن در جهان وجود دارد. حداقل تجربه ام این را می گوید با این حال حدس می زنم بین کشوریهایی که دیدن کرده ام هیچ کدام به اندازه ایران در رسانه ها ناشناخته نبوده اند. حتی بسیاری از نیوزیلندی ها که به خاطر خوش سفری مشهور هستند تصور می کنند که من عازم عراق هستم و متاسفم به شما بگویم که اغلب مردم، کشور شما را با یک کشور عربی اشتباهی می گیرند. من فکر می کنم دلیل این امر بیشتر به «بی اطلاعی» برمی گردد. در مورد نیوزیلندی ها می توانم به شما بگویم که این مساله ناشی از فقدان اطلاعات و همچنین عدم تماس با ایرانی هاست که منجر به این برداشت های غلط می شود. با این حال باید اذعان کرد که تصویرسازی های رسانه ای که ما اینجا هم در مطبوعات و هم تلویزیون شاهد آن هستیم کمکی نمی کند. واقعیت این است که یک تصویر بسیار کلیشه ای از ایران در معرض دید وجود دارد؛ زنانی در چادرهای سیاه، مردمی که پرچم آمریکا را آتش می زنند و از این قبیل. من مطمئن نیستم که همه سازمان های رسانه ای غرب مصمم به سیاه نمایی و بدنام کردن ایران باشند. شاید برخی اینگونه باشند اما به نظر من برخی از این مسائل ناشی از بی اطلاعی و بعضاً کار ژورنالیستی است به طوری که ژورنالیست ها بدون بررسی واقعیت یا اینکه حداقل خودشان بروند و از نزدیک ببینند، تنها کلیشه ها را تکرار می کنند. اگر ما خودمان را در چارچوب اخلاقی و وجدانی رسانه قرار ندهیم و درباره اطلاعات آغشته به تحریف دست به روشنگری نزنیم در آن صورت تحت تاثیر تبلیغات قرار می گیریم. بسیار خوب است که تصویری مثبت از یک کشور ارائه دهیم و مدام دست روی نقاط منفی آن نگذاریم با این حال من به عنوان یک نویسنده و ژورنالیست معتقدم که وظیفه ما تلاش برای ایجاد یک توازن و پنهان نکردن واقعیت هاست. س : با توجه به تحلیل شما از تصویر ایران در رسانه ها، چرا تصمیم گرفتید که به مطالعه و تحقیق درباره چنین کشوری بپردازید؟ ج : سفر اولم به ایران به این خاطر بود که با چند نیوزیلندی که از این کشور دیدن کرده و عاشق آن شده بودند صحبت کردم. بنابراین شروع به مطالعه بیشتر درباره ایران کردم و در نتیجه سفر به این کشور تبدیل به یک آرزو شد. در واقع دلیل اصلی، چیزهایی بود که درباره مردم ایران شنیده بودم. درباره صمیمیت، مهمان نوازی و جالب بودن آنها. این مسائل در میان بود و البته در گام اول این مناظر، معماری یا حتی تاریخ این کشور نبود که من را جذب کرد. س : آخرین بار شما به عنوان رهبر یک تور در راس گروهی 29 نفره از نیوزیلندی ها به ایران سفر کردید. برداشت این افراد قبل از سفر به ایران و مشاهده این کشور چگونه بود؟ آنها چه فکر می کردند و درباره این کشور، مردم، فرهنگ، دیدنی ها و جذابیت های آن چه می گفتند؟ ج : برداشت های مختلفی بین اعضای گروه من قبل از عزیمت به ایران وجود داشت. آنها قبلاً چیزهایی درباره ایران در رسانه ها دیده و شنیده بودند و دلیل سفرشان این بود که می خواستند اطلاعات بیشتری به دست آورند و مطمئن شوند که واقعیت، چیز دیگری است. اما حتی در بین اعضای «مطلع» گروه ما و کسانی که زیاد سفر می کردند نیز بودند افرادی که از سفر به ایران و دانستن این مساله که بین تصورات قبلی شان با واقعیت اختلاف وجود دارد، بسیار شگفت زده شدند. آنها به من گفتند ایران یک کشور شگفت آور است. از نظر آنها هم مثل من، مردم ایران دلیل اصلی سفر بودند و غیر از آن وجود مساجد زیبا همچون مسجد امام و لطف الله در اصفهان و در واقع همه اصفهان نیز در این سفر دخیل بود. از نظر برخی نیز کاروانسراها، مرقد امام شیعیان در مشهد، شهر تاریخی یزد و بازار تبریز جذابیت داشت. این فهرست می تواند بسیار طولانی باشد. البته جذابیت های پرسپولیس و متون شعر فارسی را نیز می توان برشمرد. دیدگاه آنها در مورد ایران عموماً تغییر یافت و همگی قصد داشتند به خانه بروند و این پیام را به همه جا برسانند! به اعتقاد من در مورد دلایل اصلی اضطراب مردم قبل از سفر به ایران و تغییر تفکرات آنها پس از مشاهده واقعیات در این کشور می توان گفت گزارش های رسانه ای که به خانه های ما نفوذ می کند، مخدوش است. مردم نگران این هستند که در زمان حضور در ایران یک کشور دیگر به این سرزمین حمله کند یا اینکه اینگونه القا شده که اگر روسری شان را برای یک دقیقه درآورند ممکن است سر و کارشان به زندان بیفتد! س : کدام بخش از فرهنگ فارسی بیشتر شما را جذب کرد؟ آشنایی شما با نقاشی، موسیقی، ادبیات، خوراک، پوشش و سایر نمادهای فرهنگ فارسی تا چه حد است؟ ج : من فکر می کنم خود مردم. من عاشق زندگی خانوادگی ایرانی هستم. در درجات بعدی قطعاً عاشق شعر فارسی هستم، از حافظ گرفته تا سهراب سپهری. من با عمر خیام آشنا هستم البته به این دلیل که پدرم سخت شیفته رباعیات خیام بود. به علاوه من عاشق نقاشی های مینیاتور، معماری فارسی و آثار کاشی کاری تزیینی هستم. من به غذای «فسنجان»، برنج ایرانی، خرما، چای، گز، بستنی زعفرانی، همه نوع خورشت، کیکی از قم که نمی توانم نامش را به خاطر آورم، انار و ... معتاد شده ام. ادامه بدهم یا کافی است؟! س : بدون تردید شما بنا به شغل حرفه ای خود از کشورهای مختلفی به جز ایران دیدن کرده اید. مهم ترین وجز تمایز ایران با سایر کشورها به نظرتان چیست؟ ج : من فکر می کنم صمیمیت و دوستانه بودن مردم ایران فراتر از سایر نقاط جهان است. البته اختلاف دیگر نیز مربوط به قوانین پوشش در ایران است که با اغلب مناطقی که دیدن کرده ام متفاوت است. تشنگی مردم برای کسب اطلاع از دنیای خارج، تمایل آنها برای پذیرش و درک غرب و شاید خواست آنها برای برخورداری از آزادی بیشتر به منظور اتخاذ تصمیماتی درباره سبک زندگی و ابزار آزادانه عقایدشان نیز می تواند از وجوه تمایز ایران با سایر کشورها تلقی شود. س : و به عنوان آخرین سئوال مهم ترین نکته ای که در جریان صحبت با مردم و شهروندان ایرانی در رستوران ها، خیابان ها، مغازه ها، فروشگاه ها و غیره به آن برخوردید چه بود؟ جذاب ترین خصلت رفتاری آنها چه بود؟ ج : اهمیت و بها دادن به زندگی خانوادگی همیشه من را تحت تاثیر قرار داد، حتی چیزهای کوچک مثل مشاهده مردانی که وقف زندگی خود شده بودند و با افتخار نوزادان و بچه های کوچک شان را حمل می کردند. خونگرمی، صمیمیت و مهربانی آنها به وضوح قابل مشاهده است. از نظر تعاملات اجتماعی باید اشاره کنم که شاید خیلی برای جوانان ایرانی ساده نباشد که بخواهند با جنس مخالف در خیابان قدم بزنند. من عاشق ایران و مردم آن هستم و دوست دارم تا حد امکان به این کشور سفر کنم. بسیار امیدوارم که با روی کار آمدن یک رئیس جمهور جدید در آمریکا، روابط بین ایران و غرب بهبود پیدا کند که این به نفع همه ماست. مایلم این مساله را عنوان کنم همان طور که من سخت در تلاشم هستم تا کلیشه هایی که پیرامون ایران وجود دارد را از اذهان برطرف کنم ایرانی ها نیز باید به خاطر داشته باشند که همه مردم غرب، دشمن ایران نیستند و مردمی خونگرم و نجیب در کشورهایی چون نیوزیلند حضور دارند که اهمیت بعد معنوی زندگی شان را باور دارند. *منبع : www.asriran.com، دوشنبه ٣٠ دي ۱۳۸۷


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات