Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120039
تاریخ انتشار : 8 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 353

آرمان ها و دستاوردهای انقلاب اسلامي

علي اخترشهر
علي اخترشهر آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران همان اهداف سلبي و ايجابي است كه مردم به همراه رهبران خود براي دستيابي به آنها، بر ضّد نظام سلطنتي پهلوي دست به اعتراض گسترده و همه جانبه زده و تا سقوط كامل آن رژيم از پاي ننشستند. *طرح مسئله از موضوعاتي كه همواره داراي اهميّت فراوان بوده، نگاه مجدّد به انقلاب اسلامي است؛ بدين معنا كه انقلاب اسلامي‏ براي رسيدن به چه اهدافي ايجاد شد و آيا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همه اهداف مورد نظر و ايده‏هاي مطلوب، به دست آمد يا خير؟ اگر پاسخ منفي است، دليل را بايد در چه چيزهايي جست و جو كرد؟ اينجاست كه بحث از موانع و مشكلات انقلاب اسلامي به ميان خواهد آمد. به بيان ديگر، چه آسيب هايي انقلاب اسلامي را از رسيدن به اهداف نهايي اش باز مي دارد؟ گفتني است اين بحث، افزون بر اينكه شناخت ما را به بنيان و اساس انقلاب اسلامي بيشتر و بهتر مي كند، به كارآيي نظام نيز نيم نگاهي داشته باشد. پيش از وارد شدن به اصل بحث، لازم است به مفاهيم و واژه ها اشاره‏اي كوتاه داشته باشيم. 1ـ آرمان ها: هر انقلابي داراي اهداف و آرمان هايي است. هدف، آن مقصد نهايي است؛ ولي آرمان، آرزوهاي مقدّس و متعالي را گويند. بدين ترتيب، اهداف ممكن است مرحله‏اي و يا نهايي باشد، امّا آرمان ها مرحله‏اي نيستند، بلكه نهايي اند. براي نمونه، آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران همان اهداف سلبي و ايجابي است كه مردم به همراه رهبران خود براي دستيابي به آنها، بر ضّد نظام سلطنتي پهلوي دست به اعتراض گسترده و همه جانبه زده و تا سقوط كامل آن رژيم از پاي ننشستند. 2ـ دستاوردها: پس از هر انقلابي، با نگاه به عملكرد آن در مي يابيم كه اين انقلاب تا چه حد در رسيدن به اهداف و آرمان‏هاي خود موّفق بوده است. اكنون با نگاهي به عملكرد و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران مي‏توان دريافت كه با همه‏ موانع و مشكلات داخلي و خارجي كه انقلاب اسلامي با آن روبه رو بوده، تا حّد زيادي توانسته به اهداف و آرمان هاي خود دست يابد. گرچه يادآوري اين نكته نيز لازم است كه واقعيّت اين است كه هيچ انقلابي نمي‏تواند در مدّت كوتاهي به همه اهداف و آرمان هاي خود دست يابد. از اين رو، نبايد انتظار داشت كه انقلاب اسلامي با توّجه به امكانات موجود در كشور به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بتواند به همه خواسته‏هاي خود برسد. 3 ـ آسيب ها: به مجموعه آفات و موانعي كه به عنوان سدي در روند رو به گسترش انقلاب اسلامي در حوزه سياسي ايجاد مي شود آسيب گفته مي شود. از طرفي در باب انقلاب اسلامي نيز به نكته هاي زير بايد توجه نمود: الف) ضرورت داوري و قضاوت در مورد كاركرد انقلاب اسلامي: چون ما در آستانة ورود به دهة چهارميم و نزديك به سي سال گذشته، معمولاً در يك چنين دوراني نگاه به يك حادثه ـ مثل حادثة عظيم انقلاب ـ يك نگاه همراه با قضاوت و داوري در مورد كاركردهاست. اگر چه انقلاب در سي سالگي، هنوز در عنفوان جواني است؛ در اين شك نيست ـ نيروي انقلاب بحمداللَّه خيلي زياد است، مخصوصاً اين انقلاب ـ ليكن در عين حال در دورة سي ساله وقتي انسان نگاه ميكند، يك داوري‏اي نسبت به عملكرد و توفيق و كارآمدي براي انسان پيش مي‏آيد. ما در اين داوري نبايد اشتباه كنيم؛ و اين جز با يك نگاه كلان امكان‏پذير نيست. 1 ب) نگاه كلان به انقلاب اسلامي: اگر ما نگاه كلان به انقلاب و حادثة پديد آمدن جمهوري اسلامي بكنيم، جزئي‏نگري‏ها نمي تواند ما را گمراه كند. گاهي جزئي‏نگري و نگاه نكردن به مسير مستمرِ از ابتداء تا انتهاء، انسان را گمراه مي كند؛ حتّي گاهي آدم راه را گم مي كند، هدف را گم مي كند. نمي خواهيم بگوئيم جزئي‏نگر نباشيم؛ چرا، نگرش به جزئيات، يعني همان برنامه‏ريزي؛ اين را ما منكر نيستيم. برنامه‏ريزي، نگاه به فصول مختلف و بخشهاي مختلف، يعني جزئي‏نگري. مي خواهيم بگوئيم اين نگاه به بخشها و اجزاء و ابعاد موجب نشود كه ما غافل بشويم از نگاه به كل. چون نگاه به كل براي ما درس‏آموز است. 1 ـ آرمان‏هاي سياسي: از مهم ترين آرمان هاي سياسي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره كرد. الف) طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب و تنظيم سياست خارجي كشور بر اساس معيارهاي اسلامي؛ براساس قانون اساسي يكي از آرمان هاي انقلاب اسلامي اين است كه كشور نه قصد استيلا بر مقدرات ساير ملتها را دارد و نه سلطه هيچ قدرتي را برخود تحمل مي كند. لذا انقلاب اسلامي با شعار نه شرقي و نه غربي، جلوه اي از اين اصل را كه طبق آن جمهوري اسلامي ايران براي خود هويتي مستقل از نفوذ قدرتها و ابرقدرتهاي جهان قائل شد و در چارچوپ اين اصل خود را غير متعهد دانست. و از اين طريق سياست خارجي خود را براساس معيارهاي اسلامي بنا نهاد. لذا طبق قانون اساسي، هيچ قانوني نه تنها در سياست خارجي، بلكه در سياستگذاري هاي داخلي، فرهنگي، اقتصادي و... نبايستي با قوانين اسلام مغايرت و تضاد داشته باشد. ب) يكي ديگر از آرمان هاي انقلاب اسلامي محو هرگونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي و تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي درحدود قانون بود؛ بنابراين انقلاب اسلامي توانست با مبنا قراردادن حاكميت قانون خدا بر مردم عملاً واژه استبداد كه 2500 سال درايران قدمت داشت را از بين ببرد و حاكميت خودكامه شاهان بر سرنوشت مردم را موكول به خود مردم نمايد. و اين از طريق بنيان نهادن حكومت اسلامي (جمهوري اسلامي) صورت گرفت. "حكومت اسلامي، استبدادي نيست كه رييس دولت، مستبد و خودرأي باشد و مال و جان مردم را به بازي بگيرد و در آن، به دلخواه دخل و تصرف كند. هركس را اراده اش تعلق گرفت، بكشد و هركس را خواست انعام كند و هر كه را خواست، تيول بدهد و املاك و اموال ملت را به اين و آن ببخشد!... "2 با از بين رفتن استبداد زمينه سعادت مادي و معنوي و توجه به رشد و بالندگي مردم فراهم مي شود و مردم مي توانند در جنبه هاي مادي و معنوي، روحي و جسمي به رشد اجتماعي نايل آيند. و از اين طريق احيا و اقامه حق و دفع باطل مي گردد. و اين باعث بوجود آمدن و تأمين آزادي هاي سياسي و اجتماعي مي گردد. آزادي كه در زمان شاه به تمام معني درهمة عرصه هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي وجود نداشته است؛ زيرا اگر شاخصه عدم آزادي را موارد ذيل بدانيم به جرأت مي توان گفت كه همه اين موارد در زمان پهلوي مسدود شده بود. مهم ترين شاخصه هاي عدم آزادي عبارتنداز: ـ تعدي به مال و جان وناموس و عرض ديگران؛ ـ تعدي به حقوق ديگران؛ ـ ايجاد مزاحمت براي ديگران؛ ـ تظاهر به منكرات؛ ـ تخلف ازمقررات حكومتي و عدم رعايت مصالح نظام؛ ـ اهانت به مقدسات و... كوتاه سخن آنكه، حقيقت آزادي در زمان رژيم گذشته وجود نداشته و مردم شريف ايران اسلامي از طريق تحول انقلابي به اين عنصر مهم دست يافتند. ج) الگو بودن ايران براي جامعه اسلامي، يكي ديگر از اهداف انقلاب اسلامي مسئله الگو بودن است. ايران به عنوان يك الگو براي جوامع اسلامي در درجة اول و همة جوامع بشري در درجة بعد، مورد نظر بوده و آن [الگو بودن] را بگذاريم جلوي چشم آحاد بشر و امت اسلامي؛ مي گويند اين است كه هم مطلوب اسلام است، و هم ميسور مردم اين روزگار. 3 د) از ديگر اهداف انقلاب اسلامي، عبارتنداز: مستقل، آزاد برخوردار از ثروت و امنيت، متدين و بهره‏مند از معنويت و اخلاق، پيشرو در مسابقة جامعة عظيم بشري در علم، كه از اول و ازل بين آحاد بشر يك مسابقه است در دستاوردهاي بشري، در علم و در بقية خواسته‏ها و دستاوردهاي بشري، برخوردار از آزادي با همة معاني آزادي. آزادي فقط آزادي اجتماعي نيست ـ اگرچه آزادي اجتماعي، يكي از مصاديق مهم آزادي است ـ هم آزادي اجتماعي مورد نظر است، هم آزادي به معناي رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن كشور از دست‏اندازي بيگانگان و استيلاي آنها ـ كه گاهي كشور بظاهر مستقل هم هست، اما زير نفوذ است ـ و هم آزادي معنوي، كه آن رستگاري انسان و تعالي اخلاقي انسان و عروج معنوي انسان است، كه هدف اعلي‏، اين است. همة كارها مقدمه براي تكامل انسان و عروج انسان است. اين بايد در جامعة اسلامي خود را نشان بدهد. 4 شايد عده اي بپرسند كه اين اهداف انقلاب اسلامي را از كجا اخذ نموديد. درجواب بايد گفت: از كلمة اسلامي. اسلام اصلاً همين‏هاست. آن كسي كه غير از اين در مورد اسلام تصور مي كند، اسلام را نشناخته. آن كسي كه تصور مي كند اسلام فقط به جنبه‏هاي معنوي، آن هم با برداشت و تلقي خاص از جنبه‏هاي معنوي ـ عبادت و روزه و زهد و ذكر و امثال اينها ـ مي پردازد، به دنياي مردم، به لذات مردم، به خواسته‏هاي بشري مردم نمي پردازد، او اسلام را درست نشناخته؛ اسلام اينجوري نيست. همة اين چيزهايي كه گفتيم، هم آن چيزي كه مربوط به مسائل دنيايي جامعه است ـ مثل عدالت، مثل امنيت، مثل رفاه، برخورداري از ثروت، برخورداري از آزادي و استقلال ـ هم آنچه كه مربوط به مسائل اخروي است؛ مثل رستگاري، تقوا، پرهيزگاري، رشد اخلاقي، تكامل معنوي انسان، در كلمة اسلامي مندرج است. 5 آية قرآن به ما مي فرمايد كه: "وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ؛ 6 ايمان و تقوا كه باشد، بركات آسمان و زمين جاري خواهد شد. بركات آسمان، همان فتوح معنوي است، همان رحمت الهي است، همان تقرب الي‏اللَّه است، همان استغفار ملائكة آسمان و حمَلة عرش براي بندگان خدا در روي زمين است. بركات ارض، يعني همة آنچه كه به زندگي زميني انسان ارتباط پيدا مي كند؛ يعني آزادي، يعني رفاه، يعني استقلال، يعني امنيت، يعني سعة رزق، سلامت بدن و از اين قبيل. اگر ايمان و تقوا باشد، هم آن بركات و هم اين بركات براي بشر وجود دارد. اين، اسلام است. پس وقتي كه گفتيم انقلاب اسلامي، معنايش اين است كه عرض شد. 7 2ـ دستاوردهاي سياسي از مهم ترين دستاوردهايي كه انقلاب اسلامي موفق به كسب آن شد عبارتنداز: الف) كسب استقلال سياسي و ايجاد نظام سياسي مستقل (نفي استعماروعوامل خارجي) استقلال واژه اي گسترده و نسبي است و مراد از استقلال، به معني مطلق آن نيست؛ زيرا استقلال مطلق در دنياي كنوني وجود ندارد و همه ملتها و دولتهاي جهان به يكديگر وابسته اند و محتاج هم هستند. بنابراين وقتي بحث از استقلال مي كنيم مراد آن است كه هر كشوري در تصميم گيري و اجراي تصميمات ملي اش مختار باشد و جمهوري اسلامي با از بين بردن نظام استبدادي، طرد كامل استعمار، جلوگيري از نفوذ اجانب، نفي و اجتناب از پيمانهايي كه موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعي و اقتصادي و فرهنگي و عدم تعهد در برابر قدرتهاي سلطه گر توانست به اين مهم دست يابد. ب) براندازي حكومت شاهنشاهي (طرد استبداد و عوامل ديگر داخلي وابسته) و استقرار نظام جمهوري اسلامي . از ديگر دستاوردها پايان دادن به رژيم ديكتاتور و خودكامه شاه و نفوذ روزافزون و فزاينده عوامل وابسته به رژيم در سرنوشت جامعه ايراني بود. اين براندازي مرهون حضور همزمان و هماهنگ و كاملاً مطلوب سه ركن اصلي و مهم انقلاب بود. مردم، رهبري و ايدئولوژي از اركان اصلي اين حركت بودند كه توانستند با "وحدت كلمه" به اين هدف مهم دست يابند. ج) ارتقاي آگاهي‏هاي سياسي و تقويت بينش سياسي مردم و حضور در صحنه هاي مختلف سياسي . به دليل فشار استبدادي موجود زمان پهلوي عملاً حضور مردم و جوانان در عرصه جامعه به شدت كاهش پيدا كرده بود و اين به خاطر بسته بودن نظام بود كه كسي جرأت نمي كرد؛ حتي در منزل و خانه خود از جامعه و سياست بگويد. اما با وقوع انقلاب اسلامي بينش سياسي مردم جهت حضور در اجتماع بيشتر شد و مردم از باب احساس تكليف و عمل به وظيفه در اين حضور يكپارچه شركت نمودند امروز شركت در انتخابات رياست جمهوري نه فقط يك وظيفه اجتماعي و ملي است، بلكه يك وظيفه شرعي اسلامي و الهي است كه شكست در آن، شكست جمهوري اسلامي است. 8 د) تدوين الگويي جديد پيرامون دين و حكومت (نظام مردم سالاري ديني) . براساس اصل اول قانون اساسي ايران، حكومت ايران "جمهوري اسلامي" است. مقام معظم رهبري در تعبيرات مكرر خود واژه "مردم سالاري ديني" را معادل "جمهوري اسلامي" دانسته است. بنابراين وقتي مي گوييم مردم سالاري ديني يعني: يكم ـ نقش مردم در مقبوليت نظام و كارآمدي آن : در نظام جمهوري اسلامي، هرچند مشروعيت حكومت از سوي خداي متعال است، اما نقش مردم در مقبوليت نظام مورد تأكيد جدي است. پذيرش مردمي، نقش عظيمي دركارآمدي نظام دارد. مردم با پذيرش حكومت، به حكم الهي، قدرت و بسط يد و نفوذ كلمه مي دهند تا قوانين و احكام الهي را به اجرا بگذارد و اهداف و مقاصد ديني را در جامعه پياده كند. دوم ـ نقش مردم در تعيين حاكمان و كارگزاران نظام : نقش مردم در تعيين حاكمان نظام، يكي ديگر از وجوه مهم"مردم سالار" بودن نظام جمهوري اسلامي است؛ زيرا هر چند در عصر غيبت، همانند عصر حضور، حاكم اسلامي و ولي امر، مشروعيت خود را ازجانب خدا دارد، اما طبيعي است كه تشخيص و تعيين حاكم اسلامي در هر عصر و زماني، به عهده خود مردم است. سوم ـ نقش مردم درنظارت برحاكمان : يكي ديگر از وجوه "مردم سالاري" اين است كه مردم نه تنها حق نظارت بر تمام كارهاي حاكمان اسلامي را دارند، بلكه اين يك وظيفه شرعي و الهي آنان است. به تعبير ديگر مردم در امر نظارت بر كار حاكمان جامعه، نبايد بي تفاوت باشند و هركس بايد اين مسئوليت را بر دوش خود احساس كند. بنابراين، حاكمان، حق ندارند و مجاز نيستند مردم را از نظارت بر كار خويش، ممنوع و محروم سازند. چهارم ـ نقش مردم در انتخاب كارشناسان و متخصصان : با اين بيان كه هر چند در حكومت اسلامي، محور همه برنامه ها و مقررات، احكام و مقررات اسلامي است و احكام نيز بر عهده فقيه جامع شرايط (ولي امر) است، اما همه اينها به معناي بي نيازي از كارشناسي كارشناسان و متخصصان در رشته هاي مختلف براي تشخيص موضوعات و سياستگذاري ها و برنامه ريزي ها نيست. با عنايت به اينكه حاكم غير معصوم، احاطه علمي بر همة موضوعات و سياستگذاري ها ندارد و از مصالح و مفاسد همة امور اطلاع همه جانبه ندارد، به ناچار بايد با صاحب نظران و كارشناسان علوم و فنون مختلف، مشاوره و رايزني داشته باشد. پنجم ـ محوريت خدمت به مردم در نظام جمهوري اسلامي : در اين نظام همة مسئولان خدمتگذار مردمند. در نظام اسلامي، حاكمان براي مردمند نه مردم براي حاكمان، چنان كه امكانات و سرمايه هاي كشور براي مردم است نه براي حاكمان. همانگونه كه محور قانونگذاري ها و سياستگذاري ها، تأمين مصالح و منافع مردم است نه منافع حاكمان. "در نظام اسلام، كشور متعلق به مردم و اصل، مردم است. در نظام مردم سالاري ديني، رسيدگي به امور مردم، تامين رفاه و آسايش و حل مشكلات آنان... يك اصل مهم است. "9 ششم ـ رسيدگي به محرومين، دغدغه اصلي نظام جمهوري اسلامي : يك وجه ديگر مردمي بودن نظام جمهوري اسلامي اين است كه مسئولان نظام شرعاً موظفند در برنامه ريزيها رسيدگي به محرومين و بيچارگان و مستضعفين را دغدغه اصلي خود قرار دهند. از اين گذشته بايد زندگي خود را با وضعيت اين گروه تنظيم كنند. مسئولان نظام اسلامي حق ندارند زندگي اشرافي را در پيش گيرند و يا در محافل و مجالس اشرافي شركت كنند، بلكه مسئولان اصلي نظام خود بايد از طبقه محروم و متوسط جامعه باشند. پي نوشت ها: 1. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز؛ 14/2/1387. 2. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل ششم. 3. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز 4. همان. 5. همان. 6 ـ اعراف/ 96. 7 -8. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز 9. روزنامه جمهوري اسلامي. 1/9/1379. *منبع : www.farsnews.com، سه شنبه ٨ بهمن ١٣٨٧