Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120259
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 46

سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

مهدی حق بین
مهدی حق بین چکیده: در سالهای اخیر است ؛ كسانیكه با التماس و تخفیف خود ، در سینمای ایران ماندگار شدند اما به مرور ، در پشت صحنه و حتی روی صحنه ، همان رفتارهای « مبتذل » ، « خشن » و «دین ستیز» را در پیش گرفتند و هیچ كس ، مانعشان نشد ؛ حتی مسؤولینی كه سابقا آنها را مورد تأیید قرار داده بودند ، راه سكوت را پیش گرفتند و بگذریم از كسانیكه از این حركات ، استقبال كردند ؟! كار به آنجا رسید كه دسته دوم و كسانیكه سعی نكرده بودند با انقلاب هماهنگ شوند ) از سوء تدبیر (!) خود نادم شدند و البته عده ای نیز ، مجدداً به ایران برگشتند با گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب اسلامی شكوهمند اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) ، چه تناسبی میان سینمای كنونی ایران با اندیشه های ناب انقلابی و اسلامی برآورده از آن انقلاب ، می توان یافت ؟ سیاستگذاران فرهنگی در دولتهای مختلف از ابتدای انقلاب تا كنون ، تا چه اندازه در راستای متناسب كردن اوضاع سینمای ایران با آن اندیشه های روحانی ، تلاش كرده اند و آیا تا چه حد در این تلاش خود ( در صورت وجود عینی و جدلی ) موفق بوده اند ؟ حضور بازیگران ، كارگردانان و تهیه كنندگان سینمای قبل از انقلاب در فضای سینمایی پس از پیروزی انقلاب كه در ابتدا به صورت یك موج گسترده و با اعلام وفاداری به ارزش های انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن ، صورت گرفت و پس از آن و در سالهای اخیر ، به صورت خزنده و پنهان و گاه علنی ، بی پروا و با افتخار، تا چه اندازه توجه دست اندركاران فرهنگی را جلب كرده و تا چه اندازه با كنترل ، نظارت و تدبیر آنها صورت گرفته است ؟ اصولا فضای انقلابی – اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب ، چه تأثیری بر نقش آفرینان سینما و جو حاكم بر سینمای بر آمده از ابتذال ، خشونت و دین ستیزی دوران ستمشاهی ، داشته است ؟هر سال و در ایام الله دهه مبارك فجر كه طبل شروع جشنواره فیلم فجر كوبیده می شود ؟ این سؤالات و دهها سؤال دیگر در ذهن نگارنده نقش می بندد ؛ با این تفاوت كه امسال ، برای دومین بار ، دولتی متولی برگزاری این جشن است كه برخاسته از توده انقلابی – اسلامی جامعه بوده و تفكری نزدیك به همان اندیشه های ناب انقلابی و اسلامی بر آمده از انقلاب اسلامی را در سر می پروراند ، حقا ، در دوره گذشته نمی توانستیم آنچه را كه در آن جشن می گذشت را به پای دولت بریزیم ، چه اینكه به تصریح متولیان دولتی جشنواره نیز تمام مقدمات در دورت گذشته مهیا شده بود و آنها – صرفا – برگزار كننده جشنواره بودند . اما حال در كوران برگزاری دومین جشنواره فیلم فجر در دولت دكتر احمدی نژاد ، بر آنم تا این مناسبت را بهانه قرار داده و تعدادی از سؤالاتم را با مخاطبان احتمالی این مقاله ، در میان بگذاریم ، باشد كه تعدادی از آن مخاطبان در زمره متولیان فرهنگی جامعه بوده و این سؤالات ، یك بار برای همیشه جواب داده شوند . اما امسال شاهد حضور تعداد قابل ملاحظه ای فیلم با موضوعات مرتبط با دفاع مقدس هستیم ، امسال شاهد اعمال نظارت جدی مسؤلان در بعد محتوایی و تكنیكی فیلم های جشنواره هستیم و به همین دلیل ، به عنوان نمونه ، فیلم های معرفی شده از سوی محمد نوری زاد و فیلمی از داریوش مهرجویی نتوانستند كه مجوز حضور در جشنواره را دریافت كنند ؛ امسال شاهد بخشی در رابطه با عاشورای حسینی (ع) ، به مناسبت وقوع این جشنواره در ایام ماه محرم هستیم ؛ امسال شاهد حضور گسترده فیلم های خارجی با موضوع نقد اجتماعی و فرهنگی زندگی در اجتماعات مدرن غربی هستیم ؛ و .... بحث بر سر اینكه آیا این تدابیر در محتوای جشنواره ، چه تأثیری دارند را می بایست به پس از اتمام جشنواره موكول كرد اما جای این سؤال باقی است كه سیاستهای فرهنگی دولت در حوزه سینما چه بوده است و این سیاستها تا چه اندازه موفق بوده است ؟ آیا ساختن فیلمی با مضمون دفاع مقدس توسط كارگردان شناخته شده سینمای كشور كه در دوره گذشته جشنواره ، فیلمی با موضوع زندگی «صادق هدایت» را به جشنواره فجر معرفی كرده بود ، تا چه اندازه مرتبط با سیاستهای فرهنگی دولتی است ؟ ! آیا به جز هل دادن منابع به سمت طرح ها و پروژه های آیینی و انقلابی ، سیاست دیگری هم در كار بوده است ؟ لازم به تذكر است كه این سؤال از دلمشغولی ها و دغدغه های چندین ساله نگارنده بوده است و به هیچ وجه ، طرح آن به منظور طعنه زدن به متولیان فعلی فرهنگ ، نیست و در ضمن ، این سؤال و سؤالات دیگر مطرح در این مقاله ، متوجه كل مسؤولان و سیاستگذاران فرهنگی نظام دنه ، تنها دولت حاضر است . 2) یك معضل اساسی در طول تاریخ قریب به 3 دهه ای جمهوری اسلامی ، سخت گیری در استخدام و به كارگیری نیروها و عدم سخت گیری و نظارت مستمر و قاطع در طول حیات كاری آن نیروها ، بوده و هست . بدین ترتیب ، دسته ای از بازیگران ، كارگردانان و تهیه كنندگان سینمای قبل از انقلاب كه ولو به ظاهر ، خود را با شرایط و اوضاع پس از انقلاب وفق داده و به آرمانهای انقلاب اسلامی وفاداری نمودند ، در سینمای پس از انقلاب ، حضور فعال و عزتمند و همراه با سپاسگزاری مستمر نظام از خود را تجربه كردند . اما آن دسته كه با ظهور انقلاب ، از كشور خارج شدند و فعالیت خود را در كشورهای غربی پیش گرفتند ، منفور نظام و حتی ممنوع الورود شدند . سؤال آنجاست كه اگر همه كادرسینمای پیش از انقلاب ، در ظاهر ، با انقلاب اسلامی همراه می شدند و پس از طی سالهای پر از شور انقلابی اولیه ، مطابق میل و منویات خود ، طی مسیر می كردند ، آیا كسی معترضتان شده یا باعث طرد آنها از سینما می شد ؟ در صورتی كه نهادها ، چون حال حاضر ، منفعل عمل می كردند ، آیا تفاوتی بین نحوه و كیفیت حضور دولت در مورد سینما ، وجود می داشت ؟!شاهد مثال ما ، رفتار و كردار خلاف فرهنگ انقلابی و اسلامی تعدادی از همان كادرهای پیش از انقلاب اسلامی ، در سالهای اخیر است ؛ كسانیكه با التماس و تخفیف خود ، در سینمای ایران ماندگار شدند اما به مرور ، در پشت صحنه و حتی روی صحنه ، همان رفتارهای « مبتذل » ، « خشن » و «دین ستیز» را در پیش گرفتند و هیچ كس ، مانعشان نشد ؛ حتی مسؤولینی كه سابقا آنها را مورد تأیید قرار داده بودند ، راه سكوت را پیش گرفتند و بگذریم از كسانیكه از این حركات ، استقبال كردند ؟! كار به آنجا رسید كه دسته دوم و كسانیكه سعی نكرده بودند با انقلاب هماهنگ شوند ) از سوء تدبیر (!) خود نادم شدند و البته عده ای نیز ، در كمال پررویی ، به ایران برگشتند ؛ و عجب آنكه مورد استقبال كارشناسان و حتی برخی مسؤولان قرار گرفتند ؟!لازم به تذكر است كه نگارنده ، به عمد از ذكر مصادیق و اسامی افراد مورد نظر خودداری می كند ؛ چه ، كسانیكه دستی بر آتش دارند ، كاملا از وجود آنها آگاهند . 2) اما سؤالی به مراتب اساسی تر از 2 تای دیگر ؛ اصولا فضای انقلابی – اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب ، چه تأثیری بر نقش آفرینان سینما و فضای حاكم برسینمای برآمده از « ابتذال » ، «خشونت» و «دین ستیزی» دوران ستمشاهی ، داشته است ؟ بیاییم و فرض كنیم كه انقلابی به رهبری حضرت روح الله (ره) به وقوع نمی پیوست ! در این صورت حركت مبتذل ، خشن و دین ستیز سینمای ایران ، به كدام جهت حركت كرده بود و حال در كجا قرار می داشت؟ فرض می كنیم در صورت فرض فوق ، سینمای ایران در نقطه (الف) قرار می داشت. این نقطه قطعا به لحاظ برخورداری از 3 فاكتور فوق ، مسائل تكنیكی و .... دارای ابعادی خواهد بود كه ترسیم این ابعاد ، وظیفه این مقاله نیست . سؤال آنجاست كه در صورت حال كه انقلابی با ویژگی های معلوم ، به وقوع پیوسته است و سینمای ایران در نقطه ای با مختصات ( ب ) قرار داد ، نقطه های (ب) و (الف) چه نسبتی با هم دارند ؟ تا چه حد به هم نزدیك یا از هم دورند ؟ قطعا ، ویژگی هایی این دو را از هم دور یا نزدیك می كند ؛ مباحث فیلم هایی با مضامین عالی دینی ، انقلابی ، اجتماعی ، فرهنگی و دفاع مقدس ، نسبت این دو نقطه را از هم بعید كرده است اما در مقابل ، روبوسی فلان بازیگر زن با مجری بهمان جشنواره سینمایی ، حضور ناگهانی فلان بازیگر قبل از انقلاب در پرخرج ترین فیلم دفاع مقدس تاریخ انقلاب اسلامی ، حضور جلف و مبتذل بازیگران زن و مرد سینما در اختتامیه جشنواره های فجر سابق و حتی جشنواره سال گذشته (!) و جشنهای خانه سینما یا .... و بی تفاوتی ، تغافل یا حتی استقبال مسؤولان در قبال این حوادث ، چه تأثیری بر نسبت و فاصله این دو نقطه از یكدیگر ، خواهند گذاشت ؟ تعیین برآیند این دو نیرو و در نهایت ، پاسخ دادن به سؤال اخیر ، جواب معمای «وضعیت سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب ؟!» است . *منبع : http://tvr.iribtv.ir