Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120266
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 253

عصر شکوفایی - ٩

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *ظلم به عشاير در طول سال‏هاى قبل از انقلاب، هرچه شما عقب برويد، محنت، ذلّت، بدبختى، فشارهاى گوناگون از طبقات حاكم و سلطه و زورگويى و تحقير از طرف قدرت‏هاى بيگانه را در كشور ما مى‏بينيد. در اين كشور، سال‏هاى متمادى انگليسى‏ها، سال‏هاى متمادى روس‏ها، سال‏هاى متمادى هر دو، و در نهايت سال‏هاى متمادى آمريكايى‏ها، هرچه تصميم گرفتند، نسبت به اين ملت انجام دادند. ملت ما همين ملت بود و همين استعدادها را داشت - كه امروز بحمداللَّه در ميدان‏هاى گوناگون، استعدادهاى شما جوانان مثل ستاره و خورشيد مى‏درخشد - اما به خاطر حكومت‏هاى ناباب و به‏خاطر تربيت‏هاى غلط، بصيرت و صبرش كم بود. وقتى در برهه‏اى از زمان، آگاهان جامعه، بزرگان جامعه، دانايان جامعه و كسى مثل امام بزرگوار پيدا شدند، در مردم بصيرت دميدند، مردم را به صبر وادار كردند، »و تواصوا بالحق و تواصوبالصبر« را در جامعه رايج كردند، اين درياى خروشان به وجود آمد و توانست آن تاريخ سرتاپا ذلّت و محنت را قطع كند و تسلّط بيگانگان را بر اين كشور از ميان بردارد... شما جوانان عزيز بدانيد؛ در اين كشورى كه شما زندگى مى‏كنيد، امروز هيچ‏گونه تسلّطى - نه آمريكا و نه هيچ قدرت ديگرى - بر اين كشور و بر سياست‏هاى اين كشور و بر دولت اين كشور ندارد. روزگارى در اين كشور، سفير آمريكا و سفير انگليس، هرچه مى‏خواستند به رؤساى اين كشور ديكته مى‏كردند! آن روز اگر سفير آمريكا در مهمترين مسائل جهانى و داخلى نظرى داشت و آن نظر را به محمّدرضا پهلوى كه شاه ايران بود و يا به نخست وزير او و يا به هر يك از وزرايش مى‏گفت؛ محال بود آنها بر طبق آن نظر عمل نكنند! حتّى اگر برخلاف منافع شخصى آنها هم بود، ناچار بودند عمل كنند. مدّتى تلاشى مى‏كردند، دست و پايى مى‏زدند، ليكن مجبور بودند عمل كنند. تسلّط بيگانگان در اين كشور اين‏گونه بود. در اين كشور چند روزى مانده بود به اين‏كه مدّت قرارداد نفت ايران و انگليس تمام شود، چند نفر در دوره پهلوى اوّل نشستند قراردادى را تنظيم كردند كه تا حدودى منافع ايران در آن رعايت مى‏شد؛ رضاخان وارد جلسه هيات وزرا شد، رفت آن نوشته را از مقابل وزير ذى‏ربط برداشت و همان‏جا جلوِ چشمشان داخل بخارى انداخت و سوزاند! چرا؟ چون قبلا سفير و فرستاده انگليس پيش او آمده بود و يكى، دو ساعت با او جلسه خصوصى برگزار كرده بود و در آن جلسه خصوصى، آنچه بايد به آن شخص بگويد، گفته بود و او هم آمد چيزى را كه حتّى اندكى منافع ايران را تامين مى‏كرد و دشمن و بيگانه آن را تحمّل نمى‏نمود، داخل بخارى انداخت و سوزاند و از بين برد! عزيزان من! تمام تاريخ دوران پهلوى در اين كشور، اين‏گونه گذشته است. منافع ملت، اوّلِ كار، تحت‏الشّعاع منافع انگليس، بعد هم در اين سى چهل سال اخير، تحت‏الشّعاع منافع آمريكا. اگر منافع آمريكا در چيزى بود، در كارى بود، در معامله‏اى بود، محال بود كه مسؤولان اين كشور برخلاف آن رفتار كنند؛ بر طبق نظر آنها رفتار مى‏كردند. انقلاب آمد، اين بساط غلط، اين معادله غلط و اين رابطه بسيار تحقيرآميز و ذلّت‏بار را به هم زد... اگر چه شما جوانان عزيز، آن دورانى را كه ما عمرى را در آن گذرانديم و سختى‏ها و رنج‏ها و تحقيرهاى آن را نسبت به ملت ايران، با همه وجودمان لمس كرديم، نديديد، اما مى‏توانيد آن را بشناسيد؛ مى‏توانيد بدانيد كه آن روز بر ملت ايران چه مى‏گذشت. ملت ايران تجربه رابطه دوستانه با آمريكا را سال‏هاى متمادى - ده‏ها سال - در اين كشور داشته است! اين كشور، مأمن صهيونيست‏ها و سرمايه‏داران آمريكايى شده بود كه به اين جا بيايند و خوش بگذرانند؛ نه اين كه اين جا فناورى بياورند، نه اين كه علم بياورند، نه اين كه سطح دانشگاه‏هاى كشور را ارتقاء دهند، نه اين كه جوانانِ اين‏جا را با معلومات و با دانش تربيت كنند. در يك عرصه علمى جهانى هم، ايرانى‏ها آن روز حضور قابل توجّهى نداشتند؛ اما امروز همان جوانان ايرانى هستند كه در مسابقات علمى جهانى رتبه‏هاى بالا را به‏دست مى‏آورند. آن روز در دنيا، ايران كشور قابل ذكرى محسوب نمى‏شد. اگر اسمى از ايران برده مى‏شد، به‏خاطر فلان محصول بود - در محافل خواص، نفت؛ در محافل عوام، قالى و فرش! - اما امروز جوانان ايران، رزمندگان ايران، شخصيت‏هاى برجسته ايران، انسان‏هاى والاى ايران، جوانان با استعداد و نوآور ايران، ساخته‏هاى دست جوانان ايران، چشم ملت‏ها و دوستان ايران را خيره مى‏كند. موفّقيت‏هاى شما، در اعماق دنياى اسلام، دل‏ها را شاد مى‏كند. چرا وقتى شما در فلان مسابقه پيروز مى‏شويد، در مصر و فلسطين و سوريه و تركيه و حتى در بعضى از كشورهاى آمريكاى لاتين، يك عدّه بلند مى‏شوند، پايكوبى و شادى مى‏كنند؟ چون امروز ايران در دنيا عزيز است.١ ملت ايران در طول قرن‏هاى متوالى، همواره در مقابل خود حاكمانى را مشاهده كرده بود كه يا خود يا اجدادشان به ضرب شمشير، حكومت را به دست آورده بودند و با اتّكا به قبضه شمشير و سرنيزه قدرت، آن را براى اعقابشان گذاشته بودند. حكومت و حقّ حاكميت بر مردم، بدون خواست و ميل و انتخاب مردم، مثل مال شخصىِ حاكمان به فرزندان و اعقابشان، تا نسل‏هاى متعدّد به ارث مى‏رسيد. در دوره‏هاى اخير - يعنى از اواسط دوره قاجار و سرتاسر دوره پهلوى - عنصر زشت ديگرى وارد عرصه حاكميت كشور شد و آن عنصر دخالت بيگانه بود. انگليسى‏ها رضاخان پهلوى را با انتخاب و گزينشِ خودشان بر سرِكار آوردند و پشتيبانى كردند؛ بعد پسر او را بر سرِكار آوردند و پس از كودتاى 28 مرداد، نقش‏آفرين مسائل ايران و قدرت حكومت در كشور ما آمريكايى‏ها بودند و ملت در اين ميان هيچ كاره بود. يك ملت در اساسى‏ترين مسائل زندگيش، در امر تعليم و تربيتش، در امر اقتصادش، در امر سياستش، در ارتباطات جهانى‏اش و در نظم معمولى زندگى‏اش، هيچ‏گونه اختيارى نداشته باشد و كسانى بر سرنوشت او و بر اين همه، حكومت كنند كه براى تصدّى اين مسؤوليت، هرگز از مردم اجازه نگرفته باشند. ما هرگز حضور مردم و رأى آنها را - جز در يك دوران كوتاه، آن هم به صورت بسيار ناقص - تجربه نكرده بوديم. اين اسلام و انقلاب و مجاهدت و ايثار اين ملت و عظمت و شخصيت كم‏نظير امام بزرگوار بود كه زمينه‏ساز لطف و رحمت الهى شد و اين هديه بزرگ به ملت ايران داده شد.٢ پی نوشت : ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار دانشجويان و دانش‏آموزان، 12 آبان 1377 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در مرأس‏م تنفيذ حكم رياست جمهورى، 11 مرداد 1380 ادامه دارد...


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات