Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120268
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 8

بازآفريني ادبيات كودكان در انقلاب اسلامي ١

كاظم كاهاني مقدم
كاظم كاهاني مقدم ـ كارشناس ارشد علوم تربيتي / بخش اول مقدمه: ايران كشوري است كهنسال كه داراي قدمتي بيش از 6 هزار سال فرهنگ و تمدن است و داراي حداقل 2500 سال سابقه مدون تاريخي و ادبياتي عميق و غني كه ادبيات كودكان بخشي از اين ميراث فرهنگي به شمار مي رود. شواهد تاريخي نشان مي دهد كه ايران از جمله معدود كشورهاي جهان است كه فرزندان آن از دوران باستاني با خواندن و نوشتن بيگانه نبوده اند و قبل از ورود اسلام به اين سرزمين، آثار نوشتاري قابل اعتنايي داشته است. با ورود مكتب و آيين حيات بخش اسلام به ايران به جهت عمق آموزه هاي ديني و سفارشهاي جدي رهبران و راهپويان اين مكتب آموزش و پرورش و توجه به ادبيات كودكان سرعت بيشتري به روند تكاملي خود دارد و با بهره گيري از سرچشمه هاي معنوي برگستره خود به شدت افزود. شواهد تاريخي نشان مي دهد كه برخلاف غرب كه تا دوره رنسانس، دوران كودكي به عنوان يك دوره شاخص و مهم در زندگي بشر شناخته نشده بود، در نظام تعليم و تربيت اسلامي، دوره كودكي از ويژگي خاصي محسوب شده و با نگاهي نو و جدي به اين بخش از زندگي آدمي نگريسته شده است. امروزه جا دارد حوزه وسيع ادبيات كودكان با پشتوانه ها و استوانه هاي ملي و ديني كه از ديرباز اثرات خود را برتعليم و تربيت ما به جا گذاشته است، در سايه انقلاب اسلامي مورد نقد و تحليل و بررسي قرار گيرد. بديهي است موج آفريني انقلاب كه مبناي آفرينش بسياري آثار بوده و در مواردي تلاطم فكري ايجاد كرده است، اين حوزه وسيع را نيز تحت تأثير خود قرار داده كه كشف قوتها و نقد ضعف هاي آن مي تواند صاحبان انديشه در اين عرصه را به تكميل راه رفته ترغيب و چالش هاي موجود را در كوران نظرات عالمان و انديشمندان پهنه ادبيات كودكان مرتفع سازد. ترديدي نيست كه كودكان از مهمترين ذخائر و سرمايه هاي هر كشوري محسوب مي شوند و همواره سياستمداران و حاكمان جامعه بخشي از وقت و اعتبار خود را صرف برنامه ريزي، آموزش و تربيت اين نسل نوپا مي كرده اند. اگر بپذيريم كه تربيت به معناي رشد و تعالي استعدادهاي بالقوه كودكان و هموار نمودن مسير رشد و باروري ابعاد شخصيت اوست، در اين صورت بديهي است كه ادبيات كودكان سهم بسزايي از اين وظيفه را بردوش خواهد داشت. فرهنگ سازي و ايجاد زمينه هاي تعاملات اجتماعي كه از اهداف مهم «تربيت» محسوب مي شود، با ابزاري امكان پذير است كه اين ابزار دراختيار و انحصار حوزه ادبيات است. ابزاري چون زبان (زبان شفاهي، زبان نوشتاري) و قالب هايي چون داستان، شعر، قطعه ادبي و رسانه هاي ديداري و شنيداري، همه درعرصه ادبيات كودكان زمينه را براي تربيت فرد مهيا مي كند و او را با تحريك انگيزه هاي ادبي نسبت به معيارهاي فرهنگي جامعه خود آشنا مي سازد. همان گونه كه بيان شد، ايران از ديرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و كم و بيش به تربيت كودكان توجه داشته است. در آن سالهايي كه اروپا در تاريكي علم و دانش به سر مي برد و قرون وسطي را طي مي كرد، در اين طرف كره زمين، يعني در مشرق زمين، مناديان و پرچمداران مكتب اسلام براي تربيت استعدادهاي نهفته در فرزندانشان مكتبخانه هاي زيادي را داير كرده بودند و خواندن و نوشتن را كه از مهمترين ابزار ادبيات كودكان است در سرلوحه كار خود قرار داده بود. با ورود اسلام به ايران، اين دانش اساسي قوت بيشتري يافت كه بيان تاريخچه اين تحولات علمي و فكري در حوصله اين مقاله كوتاه نمي گنجد. از آنجا كه هدف اين مقاله واگشايي حوزه ادبيات كودكان در قبل و بعد از انقلاب اسلامي است، قدري به تاريخ قبل از انقلاب مراجعه مي كنيم. با وجود اين كه ادبيات كودكان در ايران حدود 150سال ديرتر از اروپا شروع شد اما سابقه كهن تري نسبت به اروپا دارد. قبل از انقلاب مشروطيت از كتابهايي مثل كليله و دمنه، مرزبان نامه و قابوس نامه براي آموزش فرزندان زمامداران استفاده مي شد. در چهارم مرداد 1324 قمري كه فرمان مشروطيت به امضا رسيد، ايران وارد عصر جديدي از جهات اجتماعي شد كه در آن تلاش همگاني براي جبران عقب ماندگي ها و برقراري حكومت نظم و قانون و تأمين نوعي عدالت اجتماعي بود. با گسترش آموزش همگاني و تأسيس مدارس، نگارش و انتشار كتابهاي درسي وسعت پيدا كرد. شيخ محمدعلي تهران(كاتوزيان) كه از سران مشروطيت و نماينده مجلس شوراي ملي بود با انتشار دو جلد كتاب «اخلاق اساسي براي كودكان» كه در آن قطعه هايي از كليله و دمنه، مرزبان نامه و انوار سهيلي به زبان ساده درج شده بود، جزو سرآمدان اين جنبش به حساب مي آيد. جنبش مشروطه خواهي، همان گونه كه در ادبيات فارسي تأثير بسيار عميقي داشت و ديدي واقع بين و مردم گرا به آن بخشيد، طبيعتاً ادبيات كودكان را نيز قوت بخشيد. اگر چه نويسندگي و سرايندگي اين دوره از نويسندگان براي كودكان بيشتر تفنني بود ولي به هرحال اشعاري از ايرج ميرزا، عشقي و بهار را اطفال سنين دبستاني و نوجوانان با ميل بسيار مي خواندند و حكايت هاي منظوم ساده اي كه ايرج ميرزا براي كودكان و نوجوانان مي سرود و نوشته هاي كوتاه و منظوم ملك الشعراي بهار كم كم در كتابهاي درسي گنجانده شدند و سروده هايي از ميرزا يحيي دولت آبادي، مهديقلي خان هدايت (مخبرالسلطنه)، نيما يوشيج (علي اسفندياري)، هر يك در شكل دادن آثاري براي كتابهاي درسي آن زمان نقش داشتند. سال 1300 شمسي از سالهاي درخشان ادبيات كودكان است و آن را بايد نقطه عطفي در اين حوزه دانست. از اين سال آثار ادبي و خواندني هاي كودكان و نيز نوجوانان شروع به رشد كرد. جبار عسكرزاده معلمي از اهالي آذربايجان كه به باغچه بان معروف گرديد كودكستاني به نام «باغچه كودكان» در تبريز تأسيس كرد و آثاري را براي كودكان تأليف و بازنويسي نمود. باغچه بان كه از او به عنوان پايه گذار ادبيات نوين كودكان ياد مي شود (متولد 1264 هـ ش، وفات 1345) هنرش ديدن جهان و پديده هاي هستي از دريچه چشم كودكان و اطفال بود. وي سعي كرد تا دنياي كودكان را بفهمد و بفهماند. باغچه بان در سال 1308 شمسي مجموعه اي از آثار خود را كه شعر و نمايشنامه بود همراه با تصاوير ساده منتشر كرد و مجموعه اشعارش نيز پس از مرگش به چاپ رسيد.1 در فاصله سالهاي 1300 تا 1320، نويسندگان و شاعراني پيدا شدند كه آثار آنها مورد توجه كودكان و نوجوانان قرار گرفت. در همين سالها آثار خارجي نيز به تدريج براي كودكان و نوجوانان به فارسي برگردانده شد. اگرچه با توجه به احتياج مبرم كودكان و نوجوانان آن دوره، كار ترجمه تحرك و پويايي لازم را نداشت ولي مترجماني چون عليقلي وزيري، روحي ارباب و مهري آهي، افسانه هاي عاميانه ملل و افسانه هاي هانس كريستين آندرسن را به زبان فارسي روز دراختيار كودكان ايران قرار دادند. عليقلي وزيري اين كتابها را با شعرهاي كوتاهي در سال 1315 شمسي به نام «خواندني هاي كودك» منتشر نمود كه مورد توجه كودكان قرار گرفت. فضل الله مهتدي (صبحي) از سال 1315 به گردآوري قطعه هاي عاميانه ايران پرداخت و نخست آنها را از سال 1319 در برنامه اي راديويي براي كودكان بازگو كرد و سپس به صورت مجموعه اي انتشار داد. تلاش صبحي در گردآوري افسانه هاي عاميانه بسيار ارزشمند و در گستره ادبيات كودكان تأثيرگذار بود؛ چرا كه او اين كار را اختصاصاً براي كودكان انجام داد و قصه گويي او در راديو سبب آشنايي كودكان باميراث غني فرهنگشان شد. در اين زمان، يحيي دولت آبادي و عباس يميني شريف اشعاري را براي كودكان سرودند كه مورد توجه قرار گرفت. عباس يميني شريف به خاطر آثارش بارها برنده جوايز مختلف ادبيات كودكان شد. او از اولين كساني بود كه دست به انتشار مجله براي كودكان زد. عباس يميني شريف آغازگر تحولي ديگر در حوزه ادبيات كودكان بود كه از سال 1320 آغاز شد و آن ورود ايران به عصر تعليم مداري didactism است؛ به طوري كه آثار ادبيات كودكان با هدف آموزش مستقيم صورت گرفت. در اين دوره كتابهاي درسي و كتابهاي تأليفي با اين رويكرد نگاشته شدند. عباس يميني شريف براين اعتقاد بود كه آنچه براي كودكان نوشت مي شود، بايد حاوي شادي و نشاط باشد و از نوشتن درباره مصائب كودكان پرهيز مي كرد. او در شعر، داستان و ترجمه براي كودكان فعال بود. شعر او با مطلع «ما گلهاي خندانيم، فرزندان ايرانيم» سالها در كتابهاي درسي جاي داشت و تمام دانش آموزان آن را از برداشتند. در سال 1320 تحول گسترده اي در تاريخ انتشارات ايران پديد آمد و روزنامه ها و مجلات بسياري پا به عرصه حيات نهادند. اغلب اين روزنامه ها و مجلات صفحات مخصوص براي كودكان و نوجوانان داشتند. در سالهاي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 دو جريان قابل اعتنا را مي توان مشاهده كرد: يكي تأسيس مجله سپيده فردا توسط دكتر آذر رهنما و با همكاري دكترباقر هوشيار كه در طرح مسائل نظري ادبيات كودكان منشأ تحقيقات آكادمي و دانشگاهي شد. اين مجله علاوه برآن كه بخش هايي را به كودكان اختصاص مي داد، به نقد آثار منتشر شده براي كودكان نيز مي پرداخت. در سال 1336 ويژه نامه كودكان را منتشر كرد و فهرست كتابهاي مناسب كودكان را به چاپ رساند. در همين سال و براي اولين بار دكتر محمدباقر هوشيار پيشنهاد كرد كه در دانشكده ادبيات درسي به عنوان ادبيات كودكان تدريس شود. در سال 1355 مجله كيهان بچه ها منتشر گرديد كه تاكنون نيز ادامه دارد. جريان دوم مربوط به ترجمه آثار غيرايراني براي كودكان بود كه گرچه سابقه آن به دوره مشروطيت برمي گردد ولي زمان شاخص آن از سال 1330 آغاز مي شود. مؤسسه فرهنگي فرانكلين باهمكاي ناشران بزرگي مثل اميركبير آغازگر اين جريان بودند كه با تنوع موضوعي آثار كودكان خصوصاً از منابع انگليسي ترجمه نمودند كه مجموعه آثار هانس كريستين آندرسن از آن جمله است. به طور كلي آثار ترجمه شده در ادبيات كودكان باهمه معايبشان اين حسن را داشتند كه علاوه برآشنا نمودن كودكان ايران با شاهكارهاي ادبي جهان، مربيان و نويسندگان جوان را نيز به خلق آثار مناسب ترغيب نمودند. در آغاز دهه 1340 با گسترش ديدگاهها و رشد نسبي طبقات مختلف جامعه، ادبيات كودكان به عرصه ديگري ورود پيدا كرد و آن چرخشي بنياني در كتابهاي درسي، تغيير در نظام آموزشي و روش تدريس بود. با اين تغييرات سن مطالعه كودكان پايين آمد و خواندن را زودتر آغاز كردند. در نتيجه جمعيت كتابخوان افزايش يافت و سبب انتشار مواد خواندني ساده تحت عنوان «مجله پيك» شد. اولين كتاب درسي آكادمي در زمينه ادبيات كودكان در سال 1340 صورت پذيرفت. در سال 1341 شوراي كتاب كودك كه مؤسسه اي غيردولتي بود، با همت جمعي از فرهنگيان، كتابداران، نويسندگان و تصويرگران كتاب كودك تأسيس شد. در سال 1342 مركز تهيه و مواد خواندني براي نوسوادان و در سال 1344 كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز به كار كردند. كانون هم به عنوان ناشر كتابهاي كودكان و هم به عنوان اداره كننده كتابخانه هاي مخصوص كودكان و نوجوانان فعاليت مي كرد كه با تأسيس آن، كودكان جايگاه تخصصي براي نشر كتاب به دست آوردند. كانون علاوه بررسالت ترويج كتابخواني براي كودكان در پي كشف استعدادهاي خاص آنها در زمينه هاي فرهنگي و هنري نيز بود كه در اين زمينه كلاسها و فعاليت جمعي بسياري ايجاد كرد. * منبع : روزنامه اطلاعات ، پنج شنبه ١٠ بهمن ١٣٨٧،