Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120380
تاریخ انتشار : 13 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 93

ايران 57 و ايران 87

حسام الدین برومند
حسام الدین برومند در آستانه آغاز دهه چهارم انقلاب نگاهی به راهی که پیموده ایم می تواند بهترین توشه و پشتوانه و در عین حال عاملی تضمین کننده برای تداوم و بقای انقلاب در دهه ها و سده های آتی باشد. سی سال پیش با وقوع انقلاب اسلامی تفکر و نگرش جدیدی بر خلاف نگرش های حاکم بر قرن بیستم به دنیا عرضه شد. در حالیکه جهان در یک نظام دوقطبی تعریف شده بود و بخش قابل توجهی از شرق تحت سیطره تفکر و نگرش کمونیستی-مارکسیستی به سر می برد و در جانب غربی نیز آموزه های لیبرالیستی حکمرانی می کرد. انقلاب اسلامی با ارایه مدلی از حکومت برپایه و اساس آموزه های اسلامی الگوهای ساختگی غرب و شرق عالم را به چالش کشاند. از منظر قدرت های غربی و شرقی تصور نمی رفت ایران 57 توان و یارای برهم زدن معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و جهانی را داشته باشد. چرا که ایران نه مجهز به سلاح های فوق مدرن و پیشرفته نظامی بود و نه از فناوری های علمی و دفاعی برخوردار بود. کشوری با یک انقلاب نوپا که وضعیت اقتصادی آن به شدت نابسامان و نیازمند یک نظم و ساختار کارآمد و نوین بود تا عقب ماندگی های گذشته اش را که در حکومت های شاهنشاهی و وابسته به غرب و بعضاً شرق رقم خورده بود به نحو ی جبران نماید. در سطح منطقه خاورمیانه ایران 57 جایگاهی تاثیرگذار و قابل اعتنا نداشت و قدرت های غربی هم با اشراف و تسلط به خاورمیانه، این منطقه را ملک طلق خود تصور می کردند. علاوه بر همه این عارضه ها حجم انبوهی از ترفندها، دسیسه ها و توطئه ها از سوی دشمنان انقلاب از تحریم های اقتصادی، سیاسی تا تحمیل جنگ و نبرد نظامی و حتی توسل به شگردهایی چون تهاجم فرهنگی- و بعدها در قالب ناتوی فرهنگی- به منظور براندازی جمهوری اسلامی در طی سه دهه گذشته طراحی و مهندسی شد اما هیچکدام از این تیرها به هدف ننشست. حال پس از سه دهه ایران 87 به اعتراف مقامات، قدرت ها و رسانه های غربی موقعیتی کاملاً دگرگون شده با ایران 57 دارد. امروز نقش و قدرت تاثیرگذاری ایران در معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و حتی بین المللی غیرقابل انکار است. به طوریکه رسانه ها و مطبوعات غربی ناگزیر با پرده برداشتن از این واقعیت و رونمایی یک ایران هسته ای و قدرتمند در برنامه ها و نوشته های خود به این مسئله اذعان می کنند. روزنامه آمریکایی «بوستون گلوپ» چندی پیش در تحلیلی بر ایستادگی ایران در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی مخالفان خود و ناکامی برنامه های غرب در این زمینه صحه گذاشت و تاکید کرد «زمان رهبری ایران در منطقه خاورمیانه فرا رسیده است». واشنگتن پست نیز با تصریح بر اینکه خاورمیانه دیگر حیاط خلوت آمریکا نیست بر این نکته انگشت می گذارد که ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که می تواند مشکلات منطقه را حل کند. نفوذ و تاثیرگذاری ایران 87 در منطقه خاورمیانه و مقابله با سیاست های زورگویانه و زیاده خواهانه آمریکایی و صهیونیستی تا حدی پیش رفته است که 6 هفته پیش کاندولیزا رایس وزیرخارجه سابق آمریکا در نشست سران چهار تشکیلات عربی منطقه در نیویورک نفوذ ایران را در منطقه از پرونده اتمی خطرناک تر دانست. توضیح آنکه هرچند آن بخش از جمله «رایس» که ایران را برخوردار از سلاح اتمی معرفی می کند! و به نوعی درصدد است برخلاف گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی و حتی نهادهای اطلاعاتی آمریکا تاکتیک نخ نما شده «ایران هراسی» را در میان اعراب و منطقه تئوریزه و عملیاتی کند؛ اما در پس این ادعا واقعیتی نهفته است که حکایت از جایگاه مقتدر ایران در منطقه دارد. در همین راستا، چند روز پیش روزنامه «الحیات» چاپ لندن با به چالش کشاندن طرح خاورمیانه بزرگ - که چند سالی است از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی کلید خورده است- می نویسد: «خاورمیانه جدید آنگونه که ایران می خواهد شکل گرفته است» توانمندی و اقتدار ایران 87، مقامات پشت پرده قدرت و عناصر اطلاعاتی را نیز به سخن آورده است؛ رابرت بائر کارشناس ارشد سیا تأکید می کند که تنها ایران می تواند به برتری غربی ها در خاورمیانه پایان دهد. بائر که سابقه 27 ساله کار اطلاعاتی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا -CIA- را در کارنامه خود ثبت کرده و مسئول منطقه خاورمیانه بوده است در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «نوول آبسرواتور» از ایران به عنوان قدرتی که در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری است نام می برد و به کاخ سفید توصیه می کند از حساس کردن ایران بپرهیزد. خلاصه آنکه تحولات اخیر خاورمیانه و ناکارآمدی تحریم های غرب در متوقف کردن توانمندی های ایران از جمله برنامه هسته ای، غربی ها را وادار به اقرار به موقعیت مهم و جایگاه استراتژیک ایران در منطقه کرده و به تعبیر یونایتدپرس، «ایران در شطرنج خاورمیانه همه را مات کرده است.» اینجاست که روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز به نقل از «یوسی کلین هالوی» عضو انستیتو مطالعات استراتژیک اندلسون در بیت المقدس و «مایکل بی اورن» عضو مرکز شلیم به عنوان تحلیلگرانی صهیونیستی هدف اصلی حمله اخیر اسرائیل به غزه را مهار نفوذ انقلاب ایران در خاورمیانه بیان می کند و در این تحلیل می افزاید: «جنگ غزه بیش از آنکه با حماس باشد، با ایران است، چرا که اسرائیل می کوشد ستاره بخت ایران را در منطقه به حالت افول درآورد... انقلاب ایران تا به امروز غیرقابل توقف به نظر رسیده است، پیروزی ایران در جنگ با صدام و نفوذ در عراق، بعداً به لبنان گسترش یافت، سوریه هم جذب شعاع فعالیت های ایران شده و حتی برخی شیخ نشین های خلیج فارس هم اکنون دنباله رو ایران شده اند و...» حال اگرچه اینها صرفاً آدرس هایی از حجم پرشمار کدها و نمونه هایی است که وجه تمایز ایران 57 با ایران 87 را به دور از «حب الشیء» و براساس واقعیت های منطقه و زمانه به رخ می کشاند اما آنچه در این میان مهم جلوه می کند این است که تداوم موفقیت ها و اثرگذاری های ایران در دهه چهارم انقلاب- که از سوی رهبر معظم انقلاب دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته است- منوط به آسیب شناسی نقاط ضعف و شناخت عوامل و مؤلفه هایی است که بی توجهی به آنها می تواند سبب کند شدن شیب پیشرفت توأم با عدالت شود. چون تحقق همه جانبه پیشرفت و عدالت در سطح کشور مقدم و پیش زمینه بر تأثیرگذاری های ایران در سطح منطقه ای و جهانی است. البته بدیهی است که ایران در سه دهه گذشته علاوه بر حوزه سیاست خارجی در حوزه های آبادانی و سازندگی، فرهنگی، علمی و حتی اقتصادی نسبت به ایران 57 دستاوردهای بسیار ارزشمندی را کسب کرده که اشاره به آنها در این مقال نمی گنجد اما اگر بخواهیم عملکرد عمر 30 ساله انقلاب اسلامی را مورد آسیب شناسی قرار دهیم بهتر از هر کسی و هر نوع قرائتی شایسته است آن را از منظر امام راحل عظیم الشأن رصد نماییم چرا که آن روزی که هیچ کس گمان نمی کرد انقلاب به ثمر نشیند امام(ره) وعده نصرت حضرت حق را ابلاغ می کرد و صبح صادق را نوید می داد و در نهایت هم چنین شد. پس از انقلاب اسلامی نیز همواره ایشان در سخت ترین لحظات و دشوارترین زمان ها بر پوشالی بودن قدرت های پرمدعا و ناکامی آنها در براندازی انقلاب تکیه داشتند و رمز بقای انقلاب اسلامی را نهفته در همان رمز پیروزی - انگیزه الهی و وحدت کلمه - ذکر می کردند. در قاموس امام خمینی(ره) حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است و سر و راز وصیت امام(ره) بر دولتمردان در تهذیب نظام از کارگزاران مفسد و بزهکار و جذب خدمتگزاران شیفته خدمت- و نه تشنه قدرت- و سپردن امور به دست مدیران متعهد، ساده زیست، کاربلد و متخصص بهترین فرمول و شاقول برای ارزیابی و سنجش آسیب ها و آفات است. گذری بر رخدادها و وقایع طی سه دهه گذشته و نحوه مقابله و مواجهه با خطرها و تهدیدها و همچنین روند تصمیم گیری ها در مدیریت کلان و اجرایی جامعه را اگر با شاقول «خط امام (ره)» محک بزنیم مهمترین آسیب فاصله گرفتن نرم و ظریفی است که در بعضی از مقاطع و دوره ها به اسم «توسعه یافتگی» یا «دموکراسی» از الگوی اسلامی- ایرانی در اداره کشور به وقوع پیوسته است. هر چند تدوین سند چشم انداز کشور در سال 84 براساس الگوی اسلامی- ایرانی و مبتنی بر شاخصه های ارزشی و در عین حال مترقی نقشه راهی برای حرکت در مسیر صحیح انقلاب و جلوگیری از آسیب های گذشته است و از همین رهگذر باید در دهه چهارم، پیشرفت و عدالت توامان را به نظاره نشست، اما آنچه باید بدان توجه داشت دفع آسیب های پیش رویی است که از منفذ انتخاب افراد و جریان هایی صورت می گیرد که با ویترینی از شعارهای پرطمطراق و ادعای حرکت در خط امام و انقلاب ارادتی تمام عیار به آموزه های غربی و مکتب سرمایه داری و لیبرالیسم دارند، با این وصف آنچه مانع اصلی دفع این آسیب عظیم است هشیاری توده مردم است. چرا که با انتخاب مسئولان و دولتمردانی که بر خط امام استوار و پایدار هستند و بر اجرای دقیق رهنمودهای ایشان و توجه به سند چشم انداز جمهوری اسلامی- که ملهم از آموزه های امام و انقلاب است- همت می گمارند تعالی مادی و معنوی ایران و سیادت ملت در دهه چهارم پررنگ تر و ایران 97 حتی از ایران 87 هم مقتدرتر و تاثیرگذار خواهد بود. * منبع : یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٨٧، شماره ۱۹۲۹۲