Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120521
تاریخ انتشار : 14 بهمن 1387 0:0
تعداد بازدید : 97

بررسى عوامل شکل گيرى انقلاب اسلامى - ٢

ایرج نظافتی
انقلاب اسلامی با افتخار و سربلندی وارد سی سالگی خود شده است، انقلابی که در نوع خود در جهان کنونی بی نظیر بوده و به جرأت می توان گفت تنها انقلابی است که براساس اندیشه های ناب اسلامی شکل گرفته و اینک به الگویی برجسته و ارزنده برای کشورهای آزادی خواه جهان مبدل گردیده است. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه سال1357 سرمنشأ تحولات عظیمی در منطقه و جهان گردیده و تأثیرات شگرف بین المللی را به دنبال داشته است، انقلابی که با تکیه بر ایمان و باورهای اسلامی و با شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی رژیم سلطنتی را سرنگون ساخت و جمهوری اسلامی را در ایران محقق ساخت . روژه گارودی اندیشمند مسلمان فرانسوی در یکی از مقالات خود، انقلاب اسلامی ایران را اینچنین توصیف می کند: «به راستی انقلاب اسلامی که امام خمینی(ره) آن را رهبری کرد به هیچیک از انقلاب هایی که در قبل برپا گردید شبیه نیست، در طول تاریخ انقلاب هایی بودند که با هدف تغییر نظام سیاسی برپا گردید، انقلاب های اجتماعی هم در جهان رخ داده است و نشانگر خشم فقرا علیه اغنیا بوده، انقلاب های ملی هم خشم خود را علیه استعمارگران و غاصبان خالی کردند اما انقلاب اسلامی ایران نیز دارای تمامی این انگیزه ها بود، این انقلاب علاوه بر موضوعاتی که گفته شد دارای معانی جدیدی بود که نه فقط حکومت سیاسی، اجتماعی، استعماری را سرنگون کرد بلکه مهمتر از آن تمدن و جهان بینی خاصی را که در مقابل دین علم شده بود، واژگون ساخت.» با این حال آسیب شناسی دلایل سقوط رژیم ستم شاهی در ایران یکی از مباحث پیچیده، بحث انگیز و مهمی است که در طول سی سال پس از انقلاب بارها و بارها از سوی کارشناسان، تحلیل گران و صاحب نظران غربی و شرقی، ایرانی و غیرایرانی مطرح گردیده و بعضا دلایل متعددی را در این باره برمی شمرند. *سقوط در عین اقتدار حکومت شاهنشاهی در ایران از قدرت نظامی بالایی در منطقه خاورمیانه برخوردار بود، به گونه ای که در ابعاد داخلی و خارجی حمایت همه جانبه کشورهای غربی از جمله آمریکا و انگلیس را پشت سر خود داشت، اما قیام و خروش یکپارچه ملت ایران آنچنان قوی بود که دیگر مجالی برای زورآزمایی رژیم تا بن دندان مسلح شاهنشاهی در ایران باقی نگذاشت و آن را با تمام هیبت و قدرت سرنگون ساخت. دکتر علی خوش زبان، کارشناس علوم ارتباطات و استاد دانشگاه در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان به دلایل سقوط رژیم شاه اشاره می کند و می گوید: «حکومت پهلوی دوم یکی از قدرتمندترین حکومت ها در منطقه به حساب می آمد اما رژیم شاه رفته رفته مرزهای فرهنگ و اخلاق و اعتقادات ملت ایران را درنوردید و هر روز صریح تر و بی پرده تر حد و مرز باورها و هنجارها را نشانه گرفت، این مسئله یکی از عوامل مهمی بود که مردم را در برابر حکومت پهلوی قرار داد.» دکتر خوش زبان به نقش برجسته روحانیون در سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران اشاره می کند و می گوید: «به واسطه فرهنگ شرقی و شیعه بودن ایرانیان علما دارای جایگاه خاصی در میان مردم بوده و به نوعی نکته اتکاء توده های مردم به حساب می آمدند، علمای برجسته شیعه در آن زمان نیز با مطرح کردن نقش پشت پرده شاه در هتک ارزش ها این ادبیات را در میان مردم قالب نمودند و مردم را به مبارزه علیه یزید زمان فراخواندند.» این استاد دانشگاه به آشنایی مردم با فرهنگ عاشورایی و حسینی اشاره می کند و می گوید: «ادامه مبارزات علیه رژیم ستم شاهی و رهبری روحانیون مبارز آن زمان خصوصا حضرت امام خمینی(ره) سبب گردید تا مردم کم کم با فرهنگ عاشورایی و ارزش های معنوی قیام امام حسین(ع) آشنا شوند و در برابر نیروهای نظامی شاه سینه سپر کنند و شهادت را افتخار بدانند و مبارزه با رژیم پهلوی را مبارزه حق و باطل بدانند، از طرفی هم رژیم شاه با اقداماتی که انجام می داد به تحریک مردم می پرداخت و درصدد به روز نمودن فرهنگ ایرانی- البته به غلط- و تبدیل آن به فرهنگ مبتذل غرب بود و تمامی این مسائل سبب گردید تا پایه های حکومت پهلوی متزلزل شود و سقوط کند.» این استاد دانشگاه معتقد است رژیم ستم شاهی تا زمانی که به عرصه فرهنگ وارد نشده بود هیچ خطری او را تهدید نمی کرد اما زمانی که فرهنگ باورها و اعتقادات دینی، ملی و مذهبی مردم مورد اهانت قرارگرفت به نوعی مرگ تدریجی رژیم شاه نیز رقم خورد. *خطاهایی که شاه مرتکب شد محمدرضا پهلوی در ماه های قبل از سقوط خود گفته بود که کشورش در بیست وپنج سال آینده نیروی پنجم جهان خواهد شد و جمعیت ایران به 65 میلیون می رسد، و سطح درآمد یک ایرانی با درآمد یک اروپایی برابر خواهد شد. سپس محمدرضا پهلوی اظهار امیدواری کرد که حکومتش تا 15سال آینده ادامه یابد و پس از آن حکومت را به ولیعهد سپرده و کناره گیری خواهد کرد، اما یکسالی از این سخنان نگذشت که تخت طاووسی حکومت شاهنشاهی به لرزه درآمد و عمر سلطنت او نه با سنوات که با ساعات شمرده می شد. دکتر «ارسلان فلاحی نژاد» کارشناس تاریخ اجتماعی و استاد دانشگاه در تحلیل دلایل سقوط رژیم پهلوی می گوید: «حکومت شاهنشاهی خطاهای متعددی را مرتکب شد و همین خطاها پایه های حکومت سلطنتی را لرزاند و او را به سقوط حتمی نزدیک کرد.» این استاد دانشگاه می گوید: «یکی از مهمترین اشتباهات تاریخی که شاه مرتکب شد فریب مردم بود، چون هر از چندگاهی وعده هایی را برای برگزاری انتخابات آزاد می داد و می گفت که مردم باید در تعیین سرنوشت خودشان سهیم باشند اما در عمل هیچ کدام از این وعده ها را عملی نکرد، یعنی همیشه سخن از آزادی و انتخابات و حضور مردم در صحنه های مدیریتی کشور بود ولی خبری از صحت آن نبود، این مسئله زمینه بدبینی مردم نسبت به حکومت شاهنشاهی را فراهم کرد، به گونه ای که در این اواخر مردم هیچگونه اعتمادی به شاه و اطرافیانش نداشتند و اظهارات شاه و دولتمردانش کمترین تاثیری در مردم نداشت.» اما این استاد تاریخ به دلایل دیگری اشاره می کند و می گوید: «اطراف شاه را آدم های کوتوله ای گرفته بودند و به او آدرس غلط می دادند و به اصطلاح مشاور امین او بودند اما در مقابل افراد روشنفکر و آزاداندیش هم بودند که واقعیت های موجود را به خوبی می دیدند، ولی شاه آنان را در دایره دوستان و نزدیکان خود راه نمی داد.» *وعده هایی تحقق نیافته و فریبنده شاه در یک کنفرانس مطبوعاتی در برابر روزنامه نگاران و خبرنگاران اعلان نمود که کوشش می کند تا دموکراسی حقیقی را در ایران پیاده کند، شاه اضافه کرد که به مخالفین حکومت فرصت و آزادی عمل می دهد تا در یک فضای باز فعالیت کنند و انتخابات آزاد را به زودی عملی می سازد. در آن روز همه روزنامه ها و رسانه ها از این پیشنهاد استقبال کردند ولی چیزی نگذشت که شاه از حرفش بازگشت، نه از آزادی خبری شد و نه از دموکراسی و آزادی مطبوعات و نه انتخاباتی برگزار گردید. «احمدعلی کاویانی» کارشناس علوم اجتماعی و تحلیل گر و صاحب نظر، درباره تحقق نیافتن وعده های حکومت پهلوی به مردم می گوید: «شاه بارها و به دلایل مختلف رسماً به مردم وعده هایی می داد ولی آن را عملی نمی کرد، همین موضوع بسترهای سلب اعتماد عمومی ملت ایران از پادشاه را فراهم کرد، به عنوان مثال بارها آزادی زندانیان سیاسی را مطرح می کرد و حدود چند نفری را آزاد می کرد ولی هزاران نفر از انقلابیون همچنان در زندان ها باقی می ماندند.» وی می گوید: «این بی اعتمادی تا بدانجا گسترده شد که در همان ایام شاه وعده داد که فقط در حد یک پادشاه بدون قدرت باقی خواهد ماند و از تمامی قدرتش چشم پوشی خواهد کرد ولی اغلب ملت ایران حرف او را باور نکردند و بسیاری از مردم اصرار نمودند که شاه باید هر چه سریعتر از مسند قدرت کنار برود، چرا که با توجه به کارنامه ننگین حکومت پهلوی، دیگر شاه از نگاه عامه مردم صلاحیت ادامه سلطنت را نداشت.» *نقش امام خمینی(ره) و اتحاد مردم این کارشناس علوم اجتماعی یکپارچگی و اتحاد مردم ایران و رهبری عالیقدر حضرت امام خمینی(ره) را به عنوان نقطه عطف پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357می داند و می گوید: «بدون شک اگر رهبری فردی همچون حضرت امام خمینی(ره) و اتحاد مردم نبود این انقلاب هیچگاه به ثمر نمی رسید، چون مردم جامعه روحانیت را قبول داشتند و بیش از همه به حضرت امام خمینی(ره) اعتماد داشته و به ایشان عشق می ورزیدند، به بیان دیگر باید گفت که در هر انقلابی باید رهبری مدبر و آگاه به مسائل زمانه و موقعیت شناس وجود داشته باشد تا حرکت های مردمی را به سمت و سوی درست هدایت کند.» «محسن هدایتی» دانشجوی کارشناسی رشته مدیریت امور فرهنگی در دانشگاه جامع علمی کاربردی به نقش موثر امام خمینی(ره) و نفوذ او در میان توده های عظیم ملت ایران اشاره می کند و می گوید:«مردم در اواخر حکومت شاه آنچنان شیفته شخصیت حضرت امام خمینی(ره) بودند که با یک پیام کوتاه ایشان سر از پا نمی شناختند، هر وقت امام (ره) می فرمودند که مردم باید به خیابان ها بریزند، ملت ایران یکپارچه و متحد دستورات رهبر عالیقدر خود را اجرا می کردند، همین مسائل را وقتی به دقت بررسی می کنیم می بینیم نفوذ امام خمینی(ره) حتی در بدنه حکومت پهلوی و گارد شاهنشاهی و نیروهای نظامی هم گسترده شده بود و هر روز بخشی از نیروهای ژاندارمری و ارتش به جمع مردم انقلابی می پیوستند و از خدمت در زیر پرچم شاهنشاهی فرار می کردند.» این دانشجوی مدیریت امور فرهنگی می گوید: «یکی از اشتباهات شاه این بود که نقش روحانیت و مسایل مذهبی در جریانات سیاسی و اجتماعی را نادیده می گرفت و به آن باور نداشت، به عنوان مثال اگر در تاریخ وقایع دوران پهلوی دوم نقش روحانیت و شخص حضرت امام(ره) را حذف کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که قطعاً انقلاب بدون روحانیت و حضرت امام خمینی(ره) به ثمر نمی نشست.» *نادیده گرفتن توانمندی های ایرانیان از جمله دلایل سقوط رژیم ستمشاهی حضور پررنگ بیگانگان در عرصه های مختلف علمی، پژوهشی و ساخت و تولید محصولات مختلف در ایران و نادیده گرفتن استعدادهای جوانان و متخصصان ایرانی بود. «اکبر یزدی» کارشناس و صاحب نظر در تاریخ معاصر ایران می گوید: « حکومت پهلوی و شخص محمدرضا پهلوی هیچ اعتقادی به توانایی ایرانی ها نداشت و معتقد بود که در هر زمینه ای باید بیگانگان آموزگار ما باشند، در بسیاری از کارخانه های تولیدی از جمله ساخت و تعمیر بالگرد و هواپیماهای مسافربری مستشاران آمریکایی و اروپایی حضوری همیشگی داشتند و حتی افسران ایرانی بدون اجازه مستشاران آمریکایی اجازه باز کردن یک پیچ را هم نداشتند، در آموزش های نظامی همیشه افسران اجنبی ارشد افسران ایرانی بودند و حضور آنها در پادگان های نظامی محترم شمرده می شد و یا در صنایع مادر این خارجی ها بودند که در نقش کارفرما ظاهر می شدند و ایران و ایرانی هیچ شأن و منزلتی نداشت.» وی به تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون در زمان حکومت ستم شاهی اشاره می کند و می گوید: «محمدرضا شاه با تن دادن به قانون شرم آور کاپیتولاسیون رسماً آمریکاییان را ارجح تر از ایرانیان اعلام کرد که این مسئله تحقیر بزرگی برای مردم ایران محسوب می شد که از یک سو نشان داد حکومت پهلوی کاملاً دست نشانده و عامل اجنبی است و از خود هیچگونه اختیاری ندارد، از سوی دیگر سبب ایجاد فضای تنفر و بدبینی مردم و فاصله ملت با حکومت را فراهم کرد.» خودکامگی و از خودبیگانگی حکومت منحوس پهلوی تا بدانجا بود که متخصصان و دانشمندان ایرانی در مسایل مهمی همچون ساخت و تولیدات داخلی نه تنها نقشی نداشتند بلکه حتی اجازه اظهارنظر هم به آنها داده نمی شد و اما در یک مقایسه کوتاه به خوبی می بینیم که اینک ایران اسلامی در قله های رفیع علم و دانش میدان دار بسیاری از پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی دنیا است و جوانان متخصص ایرانی در بسیاری از المپیادهای جهانی حرف اول را می زنند. *ادامه دارد... * منبع : روزنامه كيهان، یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٨٧،شماره ۱۹۲۹۲