Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120764
تاریخ انتشار : 15 بهمن 1387 0:0
تعداد بازدید : 105

بررسى عوامل شکل گيرى انقلاب اسلامى - پاياني

ایرج نظافتی ایرج نظافتی انقلاب اسلامی بهمن 1357 مفاهیم جدیدی همچون ارزش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به ویژه استقلال، آزادی، مردم سالاری،خودباوری، مقابله با سلطه بیگانگان و دفاع از حریم اسلامی را مطرح کرد و پایه های نظامی را در ایران بنا نهاد که اینک پس از گذشت 30سال، به عنوان یکی از مقتدرترین کشورهای دنیای اسلام به الگوی بارز و مستند برای آزادی خواهان و حق طلبان مسلمان سراسر جهان مبدل گردیده است. بررسی سیر تکوینی پیروزی انقلاب بهمن 1357 در ایران نشان می دهد که یکی از ویژگی های اساسی آن احیاء فرهنگ ایرانی- اسلامی بوده است، اگرچه تمامی انقلاب ها در جهان اهداف فرهنگی خاصی را دنبال می کنند اما به اذعان کارشناسان در انقلاب اسلامی ایران بیشترین شعارها و اهداف متوجه ابعاد فرهنگی و فرهنگ دینی و اسلامی بوده است، به گونه ای که مقایسه نیروهای انقلاب، رهبری عالیقدر روحانیت و در رأس آنها حضرت امام خمینی(ره) و شعارها و انگیزه های مردم با سایر انقلاب ها در جهان به وضوح این تفاوت ها را نشان می دهد. با این حال اینک جمهوری اسلامی وارد سی سالگی خود شده است و به خود می بالد که باوجود جوانان مستعد و اندیشمندان متعدد در مسیر توسعه پایدار با صلابت تمام قدم برمی دارد و ضمن فراهم کردن بسترهای رشد و بالندگی جوانان این مرز و بوم به دنبال تحقق سند چشم اندازی است که آینده ایران و ایرانی را در فتح قله های رفیع علم و دانش و معرفت تضمین می کند. سوای موارد مذکور انقلاب اسلامی ایران تأثیر فراوانی در بیداری مسلمانان جهان و احیای باورهای دینی و مقابله با نظام های سلطه داشته است. *خودباختگی و خودباوری در عصری که عزت و شوکت اسلامی توسط استثمارگران و دشمنان اسلام نادیده گرفته و اخلاق و ارزش های اسلامی به بوته فراموشی سپرده شده بود، انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به وقوع پیوست و فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی را به ارمغان آورد و بارقه امیدی در دل میلیون ها مسلمان د رگوشه و کنار دنیا زنده کرد و باعث تجدید حیات اسلام و زنده شدن مجد و عظمت دیرینه جهان اسلام گردید. اما در ابعاد داخلی نیز انقلاب اسلامی سبب ایجاد خودباوری و خوداتکایی د رمیان مردم و جوانان شد، به بیان دیگر، انقلاب زمینه رشد جوانانی را فراهم کرد که در زمان حکومت طاغوت امکان بروز هرگونه استعدادی از آنان سلب شده بود. حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدرضا میرتاج الدینی، نماینده مردم تبریز و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان در مقایسه بسترهای رشد استعدادهای جوان در قبل و بعد از انقلاب می گوید: «در رژیم ستم شاهی آنچه که به آن بها داده نمی شد توان، ظرفیت و استعداد جوانان و دانشمندان و اندیشمندان ایرانی بود، یعنی رژیم منحوس پهلوی نه تنها بستری برای رشد و ارتقاء استعدادهای ایرانیان فراهم نمی کرد بلکه میدان کافی هم برای چنین موضوعی ایجاد نمی نمود.» عضو هیئت رئیسه مجلس به حضور مستشاران خارجی و اجنبی در ایران اشاره می کند و می گوید:«مستشاران و متخصصان خارجی در بسیاری از صنایع ایرانی و تولیدات داخلی حضوری همیشگی داشتند و در عرصه های خاصی که این مستشاران در آن ورود کرده بودند ایرانیان اجازه کار و فعالیت نداشتند، با این حال تمامی صنایع تخصصی و مهم ما زیردست خارجیان و تحت نظارت کامل آنان بود، به عنوان مثال صنایع هواپیمایی ایران به طور کامل تحت نظر مستقیم خارجیان اداره می شد و ایرانیان جرأت نزدیک شدن به این صنایع را نداشتند و همه کارها توسط عوامل بیگانه انجام می گرفت.» حجت الاسلام میرتاج الدینی که در زمان ستم شاهی دوران جوانی خود را طی می کرده است، می گوید: «در اوایل دهه 1350 و تا سال های 1355 که دوران جوانی را سپری می کردم به خوبی به یاد دارم افرادی که صنعتی، هنری یا استعداد و توانمندی خاصی داشتند به خوبی میدان رشد آنها فراهم نبود و بیشتر مورد تهدید واقع می شدند تا مورد تشویق و اینطور نبود که افراد و جوانان اکتشافات و اختراعات و استعدادهای علمی و پژوهشی خود را به راحتی به پیش ببرند بلکه یا باید زیردست اجنبی نوکری آنها را می کردند و یا باید ساکت می نشستند.» نماینده مردم تبریز درباره حکومت پهلوی می گوید: «شخص محمدرضا پهلوی سنگ ایران را به ظاهر به سینه می زد اما واقعیت این بود که این فرد خائن هیچ اعتقادی به ایران و ایرانی نداشت و یک مهره اجنبی بیش نبود و حتی بدون اجازه آمریکا و انگلیس اجازه هیچ کاری را نداشت، ولی به لطف الهی ظهور انقلاب اسلامی بساط خودکامگی حکومت سلطنتی را در ایران فرو ریخت.» میر تاج الدینی می گوید: «یکی از ثمرات ارزشمند انقلاب اسلامی در ایران تحقق عینی شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود، به گونه ای که اینک با یک استقلال همه جانبه روبرو هستیم و در تمامی زمینه ها فرصت و بستر پیشرفت های علمی، پژوهشی و نوآوری استعدادهای ایرانی به خوبی مهیاست، اگر دقت کنید می بینید در صنایع نظامی، خودروسازی، پزشکی، المپیادهای علمی، ساخت صنایع مادر، تولید مسایل مورد نیاز، داروسازی و... کاملا روی پای خود ایستاده ایم و بدون کمترین وابستگی و فقط با اتکا به خداوند متعال و استفاده از استعدادهای جوانان کشورمان به پیشرفت های چشمگیری نایل آمده ایم.» این عضو هیئت رئیسه مجلس می گوید: «اگربه المپیادها و مسابقات جهانی در عرصه علم و تکنولوژی نگاه کنید بدون شک حضور جوانان ایرانی را بر سکوهای افتخار و برتری جهانی خواهید دید، چرا که جوان ایرانی در عرصه های علم و دانش برای بشریت حرف های فراوانی برای گفتن دارد و همه این موارد مدیون انقلابی است که در بهمن 1357 و با نثار خون پاک بسیاری از مردم و جوانان این مرز و بوم به ثمر رسید و پیروز شد.» *نادیده گرفتن توانمندی های ایرانیان یکی از بارزترین ظلمی که حکومت پهلوی به ملت ایران روا داشت این بود که اعتقادی به استعداد ایرانیان در عرصه های مختلف نداشت. دکتر سید عبدالرضا رستمی نیا، کارشناس امور اجتماعی و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «حکومت پهلوی به ساختن کارخانه ها و صنایع بزرگی در ایران دست می زد ولی استعداد و توانمندی ایران و ایرانی را نه تنها باور نداشت بلکه آن را فراموش هم می کرد، یعنی آن قدر که حکومت شاهنشاهی به دنبال این بود که بر سر هر فرد ایرانی یک کلاه اشرافی پهلوی بگذارد و شلوار خارجی پایش کند نیمی از آن را در راه مهیا نمودن بسترهای رشد استعداد و توانمندی ایرانیان به کار نمی برد و از بسیاری از آزادی های مشروع، ملت ما را محروم ساخت.» این استاد دانشگاه می گوید: «در زمان پهلوی صنایع مهمی در ایران ساخته شد اما متاسفانه در ساخت و طراحی و مهندسی آن هیچ ایرانی دخالت نداشت و حتی اجازه حضور در تصمیم گیری نحوه ساخت نیز به او داده نمی شد، از طرفی هم بازداشتگاه ها و سیاه چال هایی در همان زمان ساخته شد که در هیچ کجای جهان نمونه آن دیده نشده، نمونه بارز آن را می توان در ساخت کمیته ضد خرابکاری ساواک که امروزه به موزه عبرت تبدیل شده ملاحظه کرد.» رستمی نیا می گوید: «یکی از بزرگترین خطاهای فاحش رژیم ستم شاهی این بود که آن رژیم متوجه ظهور و بروز نسل جوان و روشنفکر ایرانی نشده بود و آنها را باور نداشت بسیاری از جوانان ایرانی برای ادامه تحصیل، دانشگاه های اروپا و آمریکا واقامت در خارج از ایران را ترجیح می دادند و سال ها در دیار فرنگ به تحصیل علم و دانش می پرداختند، همین جوانان تحصیل کرده خارجی زمانی که به کشورشان باز می گشتند در وطن خویش احساس غربت می کردند، چرا که دانش و اندوخته علمی آنها در میهن خودشان هیچ گونه جایگاهی نداشت و بهایی به مدارج علم و دانش آنها داده نمی شد.» *اعتقاد به سرکوب نظامی حکومت محمدرضا پهلوی خائن اعتقاد فراوانی به سرکوب و اختناق در جامعه داشت، به گونه ای که ساخت سیاه چال ها و زندان های مختلف و وجود شکنجه گران حرفه ای که آموزش دیده موساد و سیا بودند گواهی صادق بر این مدعاست. «محمدی فر» تحلیل گر مسایل سیاسی در این باره می گوید: «حکومت شاهنشاهی در ایران نه تنها معتقد به سرکوب نظامی مردم در داخل ایران بود بلکه میلیاردها دلار را صرف خرید اسلحه گران قیمت از خارج می کرد چرا که رژیم طاغوت معتقد بود وجود نیروهای نظامی ایران برای دفاع از اراضی و ثروت داخلی ضروری است، این در حالی است که در دنیای کنونی تنها راه متوقف ساختن مسابقه به دست آوردن اسلحه جدید، خلع سلاح جهانی و پیوستن به این خلع سلاح است اما چون شخص محمدرضا شاه به این خلع سلاح هیچ امیدی نداشت، از همین رو به خرید اسلحه و تجهیز نیروهای نظامی پرداخت و بخش عمده نیروهای نظامی را آماده مقابله با ملت خود نمود.» این تحلیل گر مسایل سیاسی در ادامه همین بحث می گوید: «به خوبی شاهد بودیم که تجهیزات قوی نظامی رژیم شاه نتوانست در برابر خشم فریادهای ملت ایران دوام آورد، حال اگر آن رژیم نیمی از پول های فراوانی که در راه خرید سلاح هزینه شده بود را در راه رفاه عمومی مردم و توجه به اقشار مختلف جامعه صرف می کرد بدون شک از ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت جلوگیری می کرد، اما دیدیم که این چنین نشد و مردم روز به روز از حکومت پهلوی روی گردان می شدند.» وی می گوید: «شکاف میان حکومت و توده های مردم آن چنان گسترده شده بود که از باسواد و بی سواد، روشنفکر و روحانی و دانشجو و دانش آموز، همه از حکومت شاهنشاهی متنفر بودند، این اعلام انزجار حتی در خارج از ایران نیز وجود داشت، به گونه ای که شاه به هر کشوری از کشورهای اروپایی، آمریکایی که می رفت هزاران هزار دانشجوی ایرانی مقیم خارج در مقابلش به تظاهرات پرداخته و سقوطش را خواستار بودند، ماموران پلیس این کشورها هم کوشش بسیاری به خرج می دادند تا جان شاه را از دست دانشجویان و تظاهرکنندگان خشمگین نجات دهند.» *ساواک و گزارش های فریبنده یکی از اشتباهات محمدرضا پهلوی این بود که به ساواک و گزارش های فریبنده آن کاملا اعتماد داشت. این سازمان برای شاه چنین وانمود می کرد که مردم درکمال آرامش بسر می برند وهمچنان خواهان شاه هستند. اما برای اطلاع از چگونگی شکل گیری ساواک یکی از کارشناسان تاریخ معاصر ایران چنین می گوید: «آمریکایی ها که از جنبش های ملی به ویژه در دوران حکومت مصدق و ملی شدن صنعت نفت درایران تجربه های تلخی داشتند،برای تأمین و نگهداری منافع اقتصادی کارتل های نفتی خود، سرویس مخفی آمریکا - سیا- را جلو انداختند تا با دارو دسته شاه و سایر خانواده های ثروتمند ایرانی وارد گفتگو و عمل گردند. بدین ترتیب ساواک درسال 1335 توسط اعضای سیا پی ریزی شد و با تقدیم لایحه تأسیس آن به مجلس درسال 1336 رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. بلافاصله پس از تأسیس رسمی ساواک، قدرت دیگری وارد گود شد که به خاطر منافع کاملاً ملموس خود به توسعه ساواک کمک می کرد. این قدرت، سازمان جاسوسی اسراییل بود که به خاطر یک هدف دراز مدت مأموران ساواک را آموزش می داد. سازمان اطلاعات و امنیت کشور-ساواک-دارای تشکیلات وسیعی بود که از سه قسمت تشکیل یافته بود، قسمت اول، اداره کل یکم بود که در راس آن رئیس ساواک قرار داشت که شامل بخش های کارگزینی، ارتباط و مخابرات، عملیات سری، تشریفات، مشاوران، بازرسان و دبیرخانه بود. قسمت دوم، اداره کل دوم بود که این کار شعبه کسب اطلاعات درخارج از کشور و همکاری با ستاد ارتش بود. قسمت سوم نیز اداره کل سوم بود، این شعبه به کمیته شهرت داشت و مسئولیت حفظ امنیت داخلی کشور را بر عهده داشت. کمیته مرکب از نمایندگان ارتش، شهربانی و ژاندارمری بود که هرکدام وظایف تعریف شده و مجزایی داشتند. ضمناً ساواک و افراد ساواکی انواع شکنجه های جسمی و روانی را علیه افراد بازداشت شده انجام می دادند و بسیاری از انقلابیون مسلمان به دست جنایت کاران ساواک به شهادت رسیدند.» * منبع : روزنامه کیهان، دوشنبه ١٤بهمن ١٣٨٧، شماره ۱۹۲۹۳