Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120786
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 197

انقلاب بزرگترين دستاورد انقلاب

علي معصومي
علي معصومي هنگامي كه در بهمن 1357 هـ . ش انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد و بنياد رژيم پهلوي درهم كوبيده شد , به طور كلي دو تحليل درباره اين حادثه بزرگ پديد آمد. يكي از اين تحليل ها , در آن بستر و در آن فضايي جوانه زد كه معمولا اصالت و محوريت عيني و ذهني را در تمام عرصه هاي مادي و معنوي و فرهنگي و... به غرب مي داد و اساسا نمي توانست خارج از چهارچوب ذهني كه جهان غرب پديد آورده بود , بينديشد. آن هايي كه با فضاي مذكور خود گرفته و يا در بستر آن رشد كرده بودند , در برابر فرهنگ و تمدن و سياست غرب و در برابر صنعت , فناوري و كليه مظاهر مادي و غيرمادي غرب و در برابر توانايي هاي غرب بر اداره امور دنيا و ترسيم خطوط حال و آينده جهان , چنان بهت و انفعالي داشتند كه هرگز گمان نمي كردند در كل جهان حركتي خارج از اراده غرب و خارج از مدار سياست غرب پديد آيد و استمرار يابد. به عبارت ديگر , اين افراد , غرب را در ذهن خود جاي خدا و جاي اراده همه انسان ها قرار داده بودند و همان طور كه انسان هاي مومن و مسلمان به درستي اعتقاد دارند كه در جهان حتي برگي بدون اراده خدا از شاخه درخت بر زمين نمي افتد , غرب باوران و آن هايي كه در بستر ذهنيت سازي هاي غرب رشد كرده بودند نيز تقريبا چنين گماني را درباره جهان غرب و توانايي هاي آن بر مديريت جهان و انسان هاي روي زمين داشتند , نبايد گمان كرد كه چنين افرادي منتسب به منطقه جغرافيايي خاص و يا منتسب به دين و مسلك خاص و يا قشر اجتماعي خاص بودند; بلكه اصولا طيف بسيار وسيع و گسترده اي را تشكيل مي دادند كه اكثريت بسيار بزرگي (شايد قريب به اتفاق ) از نخبگان و اهل نظر سياسي و فرهنگي و مذهبي و اجتماعي جهان را تشكيل مي دادند و در هر كشوري و منطقه اي و در ميان هر دين و مسلكي حضور بسيار پررنگ داشتند. بنابر اين , چه بسياري از همين نوع افراد در ميان مسلمانان و حتي در ميان طيف مبارزان عليه رژيم شاه نيز بودند , ولي چون از لحاظ ذهني و تربيت سياسي و فرهنگي , گريز از مدار سياست و اقتدار غرب را ممكن نمي دانستند , در مبارزه با رژيم شاه كه وابسته به جهان غرب بود , تا اين مرز كه شاه سلطنت كند نه حكومت , بيشتر نمي رفتند و به امام خميني نيز همين پيشنهاد را مي كردند (صحيفه امام , جلد 6 , ص 189 ) و مي گفتند : سرنگون كردن رژيمي كه غرب از آن حمايت مي كند , امر محال و خواب و خيالي بيش نيست . زماني كه انقلاب اسلامي برخلاف انتظار طيف مذكور به پيروزي رسيد و روزگار و تاريخ جديد و مسير تازه اي را در پيش روي جهانيان قرار داد , باز هم اين افراد نتوانستند به درك درستي از تحولات دست يابند. بنابر اين , چنين پنداشتند كه چون هيچ امري نمي تواند خارج از مدار سياست و اراده غرب باشد , انقلاب اسلامي كه نتيجه هيجانات زودگذر ديني و اجتماعي مردم ايران است , به زودي فرو مي خوابد و اگر هم نخواهد فرو بخوابد , جهان عرب با يك حركت ساده سياسي , نظامي و... آن را فرو مي خواباند و به زودي همان هايي كه همگام با سياست جهاني غرب و معترف به سلطه و اقتدار بي چون و چراي غرب هستند , در شكل و شمايل جديد به حكومت خواهند رسيد. همان طور كه اكنون شاهد هستيم , گذر زمان و عرصه واقعيت ها , ثابت كرد كه آن چه رنگ خواب و خيال داشت , تحليل دور از واقعيت همين افراد بود و اكنون سي (30 ) سال تمام از زمان پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد , ولي انقلاب اسلامي برخلاف اراده جهان غرب نه تنها از بين نرفته بلكه هر روز عميق تر و گستره تر و پرشاخ و برگ تر از گذشته شده است . تحليل ديگري كه همزمان با واقعه بهمن 57 پديد آمد , اين بود كه انقلاب اسلامي ايران مقدمه انقلاب جهاني اسلام است و به زودي انقلاب اسلامي مرزها را در مي نورد و با بيدار كردن مسلمانان جهان اسلام , افق بزرگ و روشني خواهد گشود , به طوري كه عصر جديدي آغاز مي شود , عصري كه جهان اسلام در مسير استقلال خواهي , هويت يابي , مقابله با سلطه سياسي و فرهنگي غرب , احياي ارزش هاي همه جانبه اسلام و... خواهد افتاد و در نهايت , قطب قدرتمند سياسي و فرهنگي نويني در جهان تشكيل خواهد شد و كل بشر را به سوي تمدني الهي و سعادتمند رهنمون خواهد شد; يعني همان چيزي كه اكنون جلوه هاي آن آشكار شده است. اكنون سئوال اين است كه چرا انقلاب اسلامي ايران برخلاف اراده استكبار غرب و برخلاف توطئه هاي بسيار زيادي كه عليه آن تدارك ديده و اجرا شد , نه تنها جشن سي (30 ) سالگي خود را برگزار مي كند , بلكه به روند و نهضت بسيار بزرگي در جهان تبديل شده است و به سرعت به سمت اهداف نهايي و جهاني خود پيش مي رود بدون ترديد , علت دوام و گسترش فزاينده انقلاب اسلامي را بايد در اصالت و ريشه دار بودن آن جست و جو كرد . بدين معني كه برخلاف ديدگاه و تحليل افرادي كه درك درستي از واقعه سال 57 نداشتند , انقلاب اسلامي پديده اصيلي بود (و هست ) كه ريشه 500 ساله داشت و هرگز نتيجه يك هيجان لحظه اي و زودگذر اجتماعي و مذهبي نبود تا به سرعت خاموش شود . مي توان گفت از همان قرن دهم هجري قمري (اوايل قرن 16 ميلادي ) كه جهان غرب دور تازه اي از جنگ هاي صليبي (كه بعدا به تهاجمات استعماري معروف شد) را در كرانه هاي خليج فارس , بحراحمر , كرانه هاي درياي عمان و اقيانوس هند عليه مسلمانان آغاز كرد و صليبيون متعصبي همچون آلبوكرك و... تاخت و تازهاي بسيار بي رحمانه اي را در سرزمين ها نمودند, مسلمانان و جهان اسلام درصدد بر آمدند در برابر غرب و خوي سلطه جوي آن بايستند. بعدها كه اوضاع بسيار وخيم تر شد و نفوذ و تهاجم استعماري كشورهايي همچون انگليس , فرانسه , روسيه و... جهان و ايران را با وضع مهلك و حقارت آميزي رو به رو كرد و استعمارگران ضمن تصرف سرزمين هاي اسلامي و نفوذ در ميان دربارها و دستگاه هاي حكومتي جهان اسلام , بر همه شئون و اركان جوامع اسلامي سلطه پيدا كردند. با پديدآمدن اين وضع فلاكت بار در ميان جوامع اسلامي كه هم خاك و سرزمين هاي جهان اسلام هدف تعرض واقع شد و هم اركان و بنيادهاي ديني , فرهنگي , سياسي , اجتماعي , اقتصادي , و مظاهر هويتي مسلمانان در خطر نابودي قرار گرفت , به تدريج در كل جهان اسلام دغدغه ها و جنب وجوش هايي كه با اهداف و آرمان هايي براي رهايي از آن وضع نابسامان همراه بود , پديد آمد و افراد و گروه هاي آگاه و دل سوزي وارد ميدان شدند تا مسلمانان را آگاه كنند و سپس آن ها را به حركت وادارند. از همين زمان بود كه عصر نهضت ها , اصلاح گري ها , قيام ها و... در كل جهان اسلام فرارسيد و كساني همچون سيدجمال الدين اسدآبادي و... به پاخاستند تا با دگرگون كردن اوضاع جهان اسلام , در برابر مصايبي كه غرب در جهان اسلام پديد آورده بود , مقابله كنند و در ضمن , مسلمانان را در همه عرصه ها به تحرك وادار نمايند تا از فلاكت عقب ماندگي رها شوند. هنگامي كه انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد , از آغاز عصر نهضت ها و قيام ها , بيش از صد سال گذشته بود. در اين مدت طولاني , در كل جهان از شمال و شمال غرب آفريقا تا شبه قاره هند و جنوب شرقي آسيا , نهضت ها , قيام ها و اصلاح گري هاي فراواني براي دست يابي مسلمانان به اهداف و آرمان ها و رهايي از مصايب عقب ماندگي و مصايبي كه غرب تحميل كرده بود , به وقوع پيوست كه اگر بخواهيم احصا كنيم با فهرست طولاني و بلندي روبه رو مي شويم . گرچه هر يك از اين نهضت ها و قيام ها آثار و نتايج مفيدي داشتند و توانستند موانعي بر سر راه مهاجمان استعماري به وجود آورند و از شدت بعضي مصايب نيز بكاهند , ولي هيچ يك نتوانستند به ال و اهداف جامع و فراگيري مسلمانان و جهان اسلام نزديك شوند. به عنوان مثال , با اين كه در ايران اقدامات اميركبير , نهضت سيدجمال الدين اسدآبادي , نهضت تنباكو , نهضت عدالت خواهي (نهضت مشروطه ) , جنبش ميرزاكوچك خان و شيخ محمد خياباني , نهضت فدائيان اسلام , نهضت ضداستعماري عصر آيت الله كاشاني و... هر يك آثار و نتايجي داشتند , ولي به دلايلي هيچ كدام موفق نشدند به دغدغه ها و نگراني هاي چند صدساله جامعه ايران خاتمه دهند و آرمان ها و اهداف جامع ايرانيان مسلمان را محقق نمايند , ولي انقلاب اسلامي به دليل گستردگي و عمقي كه در عرصه اهداف و آرمان ها داشت , توانست به عنوان پديده اي كه جامع اهداف و آرمان هاي چندصدساله مسلمانان و ايرانيان است و رافع همه دغدغه ها و مصايب تاريخي است , مطرح و مورد استقبال بسيار پرشور ايرانيان و همه مسلمانان جهان قرار بگيرد. در واقع , انقلاب اسلامي ذاتا و به خودي خود دستاورد بزرگي بود كه ايرانيان و ساير مسلمانان جهان صدها سال به انتظار وقوع آن نشسته و براي رخ دادن آن جانفشاني هاي فراواني تاريخي كرده بودند. علاوه بر اين كه انقلاب اسلامي به تنهايي همه اهداف و آرمان هايي را كه انقلاب ها و نهضت هاي پيشين در ايران و جهان اسلام داشتند , به همراه داشت , از عناصر متعدد ديگري نيز برخوردار بود كه در نهضت هاي گذشته سابقه نداشت . به همين دليل و به اين دليل كه انقلاب اسلامي اصالت و ريشه هاي چند صدساله تاريخي در جهان اسلام داشت و برخاسته از متن فرهنگ مذهبي و تاريخي جهان اسلام بود , هنگامي كه فرشته انقلاب در بهمن 57 فرارسيد , نه تنها ايرانيان بلكه ساير مسلمانان نيز با شوروشوق فراوان به سوي آن شتافتند تا بزرگ ترين دستاورد تاريخي را كه صدها سال برايش لحظه شماري مي كردند , در آغوش بگيرند. گرچه اصل انقلاب اسلامي مظهر بزرگ ترين دستاورد چندين سده از تلاش ها و مبارزات نسل هاي متعدد جهان اسلام محسوب مي شود , ولي اين انقلاب شكوهمند در طول حيات 30 ساله توانسته است دستاوردهاي عظيم و درخشاني در منظر تاريخ و در چشم انداز جهانيان قرار دهد و بدين طريق , دل دوستان انقلاب را شاد و دشمنان را خشمگين نمايد. بخشي از دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي در حوزه هاي عيني و ملموس مي باشد; يعني حوزه هايي كه مربوط به آباداني هاي عمومي , ارتقاي كيفيت زندگي عمومي مردم , ارتقاي سطح دانش عمومي از طريق ايجاد مدارس و دانشگاه ها و آموزشگاه هاي فراوان , گسترش صنعت در زمينه هاي مختلف , گسترش و توسعه كشاورزي , نوسازي شهرها و روستاها , ايجاد زيرساخت هاي توسعه و ترقي در همه عرصه ها , و ده ها عنوان ديگر كه حتي شمارش آن ها از حوصله اين نوشته خارج است . اگر ما بخواهيم دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي را محدود به همين بخشي كه برشمرديم بنماييم , قطعا ظلم بزرگي در حق انقلاب اسلامي شده است ; زيرا گرچه بخش مذكور بسيار ارزشمند و لازم است , ولي بدون ترديد آنچه انقلاب اسلامي در عرصه دگرگوني ذهن ها و انديشه ها , تحول در ديدگاه ها و جهان شناسي ها , مبدل شدن روحيه هراس به روحيه شجاعت , خودباوري ها و گريز از خودباختگي ها , انفصال از ذهنيت غرب محوري سابق , گريز از تاييد بي چون چراي غرب و تقليد مطلق از غرب , تلاش و انقلاب در حوزه بازيابي هويت شرقي و اسلامي , يافتن حس توانمندي ذهني و عملي و خروج از حالت انفعالي و... به دست آورده است , بسيار ارزشمندتر و اساسي تر از دستاوردهاي حوزه هاي عيني و ملموس مي باشد; زيرا اگر اين انقلاب و تحول روحي و ذهني نبود , قطعا در حوزه هاي عيني و ملموس نيز هيچ اتفاق قابل توجهي روي نمي داد. به عبارت ديگر , اصل انقلاب روحي و فكري و ذهني كه در پي پيروزي انقلاب اسلامي پديد آمده بزرگ ترين دستاورد انقلاب محسوب مي شود. اگر اين انقلاب روحي و معنوي و ذهني پديد نمي آمد , نه تنها در حوزه هاي عيني و ملموس هيچ توفيقي به دست نمي آمد , بلكه اساسا انقلاب در برابر توطئه هاي بي شمار , نمي توانست دوام و قوامي داشته باشد و در همان مراحل اوليه توطئه فاتحه انقلاب خوانده مي شد. اگر اين انقلاب روحي و معنوي نبود , جهان استكبار با تمام هيمنه اش در برابر ايران اسلامي درمانده نمي شد. اگر اين انقلاب روحي نبود , رژيم غاصب صهيونيستي در چنگال جمع محدودي همچون حزب الله لبنان و حماس اسير نمي گرديد; يعني همان رژيمي كه پيش از انقلاب اسلامي در طول شش روز توانست ارتش چندين كشور بزرگ عربي را در هم بكوبد و هزاران كيلومتر مربع از خاك كشورهاي عربي را تصرف كند , امروز در اثر تحول و انقلاب روحي ناشي از انقلاب اسلامي در ميان مسلمانان , به وضعي گرفتار است كه از تامين امنيت شهرهاي خود نيز ناتوان شده است . به طوركلي بايد گفت همان طور كه اصل انقلاب اسلامي بزرگ ترين دستاورد تاريخي جهان اسلام در سده هاي اخير محسوب مي شود , انقلاب در روح و روان و انديشه مسلمانان نيز بزرگ ترين دستاورد انقلاب اسلامي است و قطعا تا زماني كه انقلاب روحي و رواني و پنداري ناشي از انقلاب اسلامي مستدام مي باشد , هويت و مظاهر و جلوه هاي انقلاب اسلامي نيز در همه عرصه هاي عيني و غيرعيني مستدام خواهد بود. علت دوام و گسترش فزاينده انقلاب اسلامي در 30 سال اخير را بايد در اصالت و ريشه داربودن آن جست وجو كرد . انقلاب اسلامي پديده اي است كه ريشه 500 ساله دارد و هرگز نتيجه يك هيجان زودگذر و لحظه اي اجتماعي و مذهبي نبود تا به سرعت خاموش شود. اگر بخواهيم دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي را محدود به دستاوردهاي حوزه هاي عيني و ملموس نماييم , قطعا ظلم بزرگي در حق انقلاب اسلامي كرده ايم ; زيرا آنچه انقلاب در زمينه تحول روحي و ذهني انجام داد و سبب پديدآمدن روحيه خودباوري , گريز از خودباختگي , انفصال از ذهنيت غرب محوري , گريز از تاييد بي چون و چراي غرب و تقليد مطلق از غرب , يافتن حس توانمندي ذهني و عملي و خروج از حالت انفعالي , مبدل شدن روحيه هراس به روحيه شجاعت و... شد , بسيار ارزشمندتر و اساسي تر از دستاوردهاي حوزه هاي عيني و ملموس مي باشد; زيرا اگر اين انقلاب و تحول روحي و ذهني نبود , قطعا در حوزه هاي عيني و ملموس نيز توفيق قابل توجهي به دست نمي آمد. همان طور كه اصل انقلاب اسلامي , مظهر بزرگ ترين دستاورد تاريخي جهان اسلام در سده هاي اخير محسوب مي شود; انقلاب در روح و روان و انديشه مسلمانان نيز بزرگ ترين دستاورد انقلاب اسلامي است و يقينا تا زماني كه انقلاب روحي و رواني و فكري ناشي از انقلاب اسلامي مستدام باشد , هويت و مظاهر و جلوه هاي انقلاب اسلامي نيز در همه عرصه هاي عيني و غيرعيني مستدام خواهد بود * منبع : روزنامه جمهوری اسلامی ، ويژه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلام ، دستاورد، چهارشنبه ١٦بهمن ١٣٨٧، ص ٧