Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120787
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 7

معنويت اسلام , زيرساخت انقلاب اسلامي

تاملي در خاستگاه معنوي انقلاب و كاركردهاي محوري آن در بررسي انقلاب اسلامي و كنكاش در زواياي مختلف و جلوه هاي گوناگون اين حركت و نهضت عظيم و شگفتي زا , بايد در موضوعات فراوان به تدقيق و تعميق بپردازيم . اين موضوعات بايد براساس جايگاه و نقشي كه در اين انقلاب رهايي بخش ايفا نموده اند به تحقيق درآيند و از اين ميان , انگيزه الهي و ايمان و معنويت از عوامل محوري و بنيادين به شمار مي رود و همين عامل است كه كاركردهاي معنوي انقلاب را بسيار حياتي و تحول زا مي نمايد و در مقايسه با ساير جنبه ها و جلوه ها و كاركردها , در اوج قرار مي گيرد و آثار و ثمرات آن جاودان و ماندگار مي ماند. اگر بخواهيم بسيار سريع و در يك نگاه و نگرش كلي جايگاه فرهنگ و معنويت در انقلاب اسلامي را دريابيم و آثار و نتايج آن را در تمام مراحل و فراز و نشيب هاي اين حركت توفنده در محيط ذهن مرور كنيم , به سرعت به اين نتيجه مي رسيم كه چنانچه اين عامل و عنصر از انقلاب اسلامي حذف مي شد و در انگيزش ها و گرايش ها حضور نداشت , هيچ اثري از انقلاب نبود و اصولا نطفه هاي چنين نهضتي بسته نمي شد و هيچ رشد و پيشرفتي براي آن قابل تصور نبود. چنانچه در انديشه ها و رهنمودهاي حضرت امام خميني كه رهبر كبير انقلاب اسلامي و معمار و بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران مي باشند دقت روا داريم , به وضوح درمي يابيم كه اين پيشواي الهي ايمان و معنويت را زيرساخت اصلي و عامل نخستين در نضج و شكل گيري انقلاب مي دانند و همين انگيزه و گرايش معنوي را علت بنيادين پيروزي نهضت معرفي مي كنند. حضرت امام خميني هم در پيام ها , هم در بيانات , و هم در وصيت نامه خويش به جنبه معنوي و الهي اين نهضت و نقش زيربنايي آن در به ثمر رسيدن تمام مجاهدات و فداكاري ها تصريح مي نمايند. در نگاه امام خميني , انقلاب اسلامي با تاييدات الهي و امدادهاي غيبي به پيروزي رسيد و بر مبناي اصل علت و معلول , به طور طبيعي گرايشات معنوي مردم و ايثار و جهاد و مبارزات سخت و وقفه ناپذير علماي اسلام و مردم مسلمان زمينه ساز تحقق سنت قطعي خدا در به نتيجه و ثمر رساندن انقلاب اسلامي شد. اگر در آنچه در ذيل از وصيت نامه امام خميني منعكس مي نمائيم دقت شود , مشخص مي گردد كه چه رابطه و پيوند معقولي بين حركت و مجاهدت مردم و نزول عنايات و امدادهاي الهي براي رفع موانع و تمهيد زمينه هاي مساعد به منظور تحقق پيروزي ها در مراحل مختلف نهضت مشاهده مي شود : « اين انقلاب بزرگ , كه دست جهانخواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد , با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد , اگر نبود دست تواناي خداوند , امكان نداشت يك جمعيت سي وشش ميليوني , با آن تبليغات ضداسلامي و ضدروحاني , خصوص در اين صد سال اخير , و با آن تفرقه افكني هاي بي حساب ... با اين وضعيت يك پارچه قيام كنند و در سرتاسر كشور با ايده واحد و فرياد الله اكبر و فداكاري هاي حيرت آور و معجزه آسا تمام قدرت هاي داخل و خارج را كنار زده و خود مقدرات كشور را به دست گيرد . » (1 ) در فرهنگ و تفكر اسلامي مراحل مختلف تحقق معنويت در توده هاي مردم و ايجاد تحول و تغيير در آنان تبيين شده است و طي اين مراتب در نهايت موجب شكل گيري نهضت اسلامي در عصر رسول خدا و سپس اوج گيري آن در ساير مناطق جغرافيايي و مقاطع تاريخي از گذشته تا امروز گرديده و اين روند همچنان روبه رشد و پيشرفت مكرر است . در فرهنگ اسلامي , آغازين زمينه ها و مراحل براي ايجاد خودآگاهي و سپس خداآگاهي در مردم و به دنبال آن ايجاد تحول معنوي در آنان , « انذار » مي باشد كه ايجاد نوعي پند آميخته با بيم و هراس است نسبت به ضرورت رهاسازي بيراهه هاي تباهي و ورود در راه روشن حق (2 ) همين انذار است كه عامل تفكر و تعمق و در پي آن ايجاد تحول مي شود و در نهايت به « هدايت » مي انجامد . (3 ) فرهنگ غني قرآن , اين شيوه در ايجاد زمينه هاي اوليه معنويت در مردم را با « تبشير » يعني بشارت دادن همراه مي نمايد و از همين رو پيامبران الهي را « مبشرين » و « منذرين » مي نامد(4 ) و در مراحل بعدي , تعليم معارف دين و تزكيه تدريجي توده هاي مردم را , روش نيل به معنويت زلال معرفي مي كند . (5 ) بديهي است تعليم معارف و قوانين اسلامي با توجه به جامعيت اسلام , داراي ابعاد و جلوه هاي مختلف مي باشد و پس از شكل گيري ايمان و معنويت زلال , رويكردهاي اساسي افراد به ابعاد و موضوعات مختلف تعاليم الهي تحقق مي پذيرد و از همين جاست كه مجاهدت هاي اجتماعي و سياسي به منظور عينيت مفاهيم و ارزش ها و قوانيني چون انفاق در راه خدا , امربه معروف و نهي ازمنكر , هجرت , ايثار و فداكاري , جهاد با مال و جان , مبارزه با ظلم و جور و مقابله با قدرت هاي استكباري و طواغيت كه به تصريج قرآن كريم در همه اعصار و زمان ها وجود دارند و بايد از سلطه گري و تعدي و جنايت بازداشته شوند , به صورت وظايف مسلمين در حيات جمعي مطرح مي شود. در ميان قوانين اجتماعي و سياسي « جهاد » جايگاهي رفيع تر دارد و نقشي عظيم تر ايفا مي كند و با تحقق معنويت زلال در قلوب اهل ايمان , به صورت « جهاد في سبيل الله » آثاري بسيار شگفت انگيز به وجود مي آورد و عامل ايجاد و تداوم انقلاب براي بقاي دين و استقلال سرزمين و عزت امت مي شود و همه شرايط و زمينه هاي بعدي را براي پيشرفت ملت و دولت اسلامي با حفظ تماميت ارضي و آزادي و استقلال و جلوگيري از سيطره دشمنان بر منابع ثروت ملي مساعد مي نمايد. به آيات شريفه ذيل كه در سوره هاي مختلف قرآن با روش هاي گوناگون درصدد نماياندن وجوب جهاد در همه اعصار و زمان ها مي باشد و اين حكم و قانون را در ذهن و فكر و دل و ديده مسلمين , بزرگ و شريف مي دارد و به آثار عظيم آن توجه مي دهد , دقت كنيد : قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم « اي اهل ايمان , با دشمنان به جهاد و نبرد برخيزيد تا خدا آنان را به دست شما عذاب كند و نصرت و پيروزي عنايت نمايد . » (6 ) فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما « خدا جهادكنندگان با دشمنان را بر كساني كه به جهاد نمي پردازند , به اجر و پاداش فراوان رجحان و برتري داده است , (7 ) و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه « و شما اي اهل ايمان , براي مبارزه با دشمنان , خود را تا آخرين حد توانايي با انواع سلاح و ابزار و آلات جنگي مجهز كنيد و در همه حال , مهيا و آماده براي دفاع باشيد . » (8 ) ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص « خداوند مومنان جهادگر را كه در صف نبرد با دشمنان مانند سد آهنين , همدست و پايدارند , بسيار دوست مي دارد . » (9 ) فقاتلوا ائمه الكفر « با پيشوايان و رهبران كفر و ضلالت جهاد و مبارزه كنيد » (10 ) و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه « اي اهل ايمان , با جبهه كفر و شرك و نفاق جهاد و مقابله كنيد تا به اين وسيله فتنه و تباهي در زمين باقي نماند(11 ) اين نمونه هاي ششگانه از آيات قرآن و صدها نمونه و مصداق ديگر كه درباره جايگاه و منزلت و وجوب جهاد و مبارزه با دشمنان آمده است , نشان مي دهد كه زيباترين و بالاترين مرتبه « ايمان و معنويت » وقتي به تجلي درمي آيد كه انسان هاي جهادگر و مقاومي پرورش يابند و عشق و محبت به خدا كه از مهم ترين آثار ايمان و معنويت است چنان در تاروپود وجودشان نفوذ كند كه به صورت جهاد با دشمنان در تمام اعصار و زمان ها به عينيت درآيد. اين جهادو مبارزه داراي اشكال و عرصه هاي مختلف است . گاهي در برابر دشمنان خارجي كه به تهاجم و تعدي به سرزمين اسلامي پرداخته اند بروز مي كند. زماني به صورت نبرد و رويارويي با آشوب و فتنه هايي كه گروه هاي محارب داخلي به وجود آورده اند متجلي مي شود. و در شرايطي به صورت انقلاب و نهضت اسلامي در مقابل حكومت ها و دولت هاي خودكامه كه در سرزمين هاي اسلامي در نقش ژاندارم و حافظ منافع قدرت هاي استكباري به اسلام زدايي و مبارزه با تمام مظاهر ديانت مي پردازند , ظهور مي نمايد. انقلاب اسلامي ايران , جهاد در راه خدا را به صورت عالي ترين تجلي ايمان و معنويت زلال و در مقابله با رژيم پهلوي كه اساس و بنيان دين را در معرض هدم و اضمحلال قرار داده بود , به عرصه عمل درآورد و در شكل يك حركت بنيادين و دگرگون ساز در تمام ابعاد و جلوه هاي حيات فردي و اجتماعي و سياسي انسان آشكار نمود. ترديدي وجود ندارد كه اين نهضت مقدس به اين دليل در تمام مراحل سخت و رنجزا تداوم يافت و از گردنه ها و فراز و نشيب هاي گوناگون عبور نمود كه از بنيان و اساس در انسان تحول معنوي ايجاد كرد و همين تحول بنيادين بود كه او را به « خود » ـ به مفهوم خويشتن اصيل الهي ـ رساند و از اين پس بود كه خداگرايي و عشق و پرستش ذات مقدس حضرت پروردگار در تمام ذرات وجود او نفوذ كرد و در برابر تمام ارزش هاي والا و قوانين حياتبخش اجتماعي , اقتصادي , سياسي , نظامي , اخلاقي و تربيتي دين مبين حق خاضع و خاشع شد و براي استقرار آنها به تلاش و تكاپو درآمد. تاريخ انقلاب اسلامي گوياي اين واقعيت بزرگ و انكارناپذير است كه ايمان مذهبي و معنويت زلال سرچشمه گرفته از آن عامل اصلي و محوري تحول آفريني در مردم و تغيير و دگرگوني اساسي در باورها و افكار و اذهان و رفتار و اخلاق آنان بود و همين عامل باعث شد تا در دوران سخت پس از پيروزي نيز كه با انواع توطئه ها و ترفندهاي دشمنان خارجي و داخلي همراه بود , اين نهضت بزرگ و عظيم در اوج صلابت و عزت باقي بماند و تداوم يابد و امواج آن ساير كشورهاي منطقه را نيز فرا گيرد. اين انقلاب , با پشتوانه دين و معنويت , بر نظريه ماترياليسم تاريخي كه اقتصاد را زيربناي جامعه و عامل مطلق در حركت ها و نهضت ها مي داند , خط بطلان كشيد و فرهنگ و معنويت را زيربنا و عامل اوليه در انقلاب به مفهوم راستين و با آثار واقعي آن معرفي نمود و در عمل , تثبيت گرداند. اين انقلاب ثابت كرد كه ايمان و معنويت , سرسلسله همه فضايل و ارزش هاي مقدس است و چنانچه در وجود انسان به طور شايسته و كامل متجلي گردد , موجب رشد و چهره نمودن ساير ارزش هاي والا همچون انفاق , تعاون , ايثار , جهاد , شهادت , نوع دوستي , وحدت , محبت , تواضع , عفو , صداقت , عزت , مقاومت و ساير فضايل و ارزش ها مي گردد. و به راستي آيا مي توان از كنار اين آثار بزرگ ناشي از ابعاد و جلوه هاي معنوي انقلاب اسلامي به سهولت گذشت آيا غير از اين است كه به همان ترتيب كه معنويت زلال اسلام عامل اوليه و محوري و بنيادين تحول آفريني در مردم و شكل گيري نهضت و طي مراحل مختلف آن از ابتدا تا انتها مي باشد و رمز پيروزي اين نهضت مقدس به شمار مي رود , موجب بقا و تداوم اين حركت الهي نيز مي باشد و با تقويت اين انگيزه و عامل در همه افراد و گروه ها و اقشار مي توان همچنان از اين آبشخور زلال جرعه نوشي نمود كاركردهاي معنوي انقلاب كه مهم ترين آنها تجلي ارزش هاي والا در رفتار و كنش مردم و به عينيت درآوردن ايثار و فداكاري و شجاعت و صلابت در آنان , به حيطه عمل درآمدن اصل جهاد و مبارزه با ظلم و جور و فساد و تباهي , تقابل با سيطره فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي قدرت هاي استكباري , دفاع از منابع ثروت ملي , صيانت از استقلال و آزادي و نفي طفيلي گري و وابستگي , گرايش به پرستش ذات مقدس خدا و اختصاص اين عمل به او و نفي همه عبوديت هاي ساخته و پرورده دست بشر , پاكي و عفاف , اجتناب و پرهيز از فسق و فجور , تحكيم كانون هاي خانواده و متجلي كردن آموزه هاي نظام تعليم و تربيت اسلامي در كودكان و نوجوانان و پرورش نسل پاك و سالم و جوانان آزاده و وارسته و بنيان نهادن جامعه اي رشد يافته و پويا و بالنده مي باشد , قدرت هاي استعماري و ايادي و اذناب آنان را بر آن داشت كه با تخصيص بودجه هاي كلان و به كارگيري تمام حربه ها و ترفندها از رشد اين معنويت زلال و تحول زا جلوگيري كنند و جوانان مسلمان را همچون گذشته به سوي بي هويتي و عدم احساس تعهد و مسئوليت سوق دهند. اگر مشاهده مي كنيم كه قدرت هاي استعماري به ضرورت اشاعه فساد و فرهنگ پوچ گرايي در ميان اقشار مختلف مردم به ويژه نسل جوان تصريح مي كنند و اين حيله ديرينه و موفق را در ايران اسلامي به مرحله عمل درآورده و به تداوم اين سياست و روش در گردهم آيي هاي خود اصرار مي ورزند , جز اين نيست كه معنويت انقلاب را كه اساس و بنيان اين نهضت محسوب مي شود نشانه رفته اند. اگر مي بينيم كه عرفان هاي آمريكايي با اصول و ضوابطي چون آزادي مطلق جنسي و آلودگي به موادمخدر و پرستش اقطاب و رونق انواع فساد و بي بند و باري به ايران اسلامي صادر مي شود , بي ترديد هدف گشودن بيراهه هاي فسق و گناه و در پي آن از بين بردن تعهد و مسئوليت در جوانان مسلمان را تعقيب مي نمايند. اگر مشاهده مي كنيم اوهام و خرافات به گونه اي شگفت انگيز و در حالي كه اسلام با اساس جهل و قشري گري و توليدات آن به شدت مخالف است , در ايران گسترش مي يابد و به نام دين ! مورد پذيرش عوام قرار مي گيرد و به يك اعتقاد راسخ تبديل مي شود و هيچ انتقاد و اعتراض و مخالفتي را برنمي تابد , علت آن را بايد هدفمندي دشمنان در ضربه زدن به معنويت زلال اسلام و انقلاب دانست . اگر مي بينيم كه « صوفي گري » با آداب و رسوم متضاد با دين مبين اسلام و با بدعت گذاري آشكار در جامعه اسلامي تبليغ و ترويج مي شود , جز اين نيست كه تعاليم معنوي و عرفاني اسلام منزوي شوند و از دسترس طالبان به دور بمانند و به مرور جوانان مسلمان در دام هاي عرفان صوفيانه اسير شوند و به آلودگي و فساد سقوط كنند و كساني كه بايد سربازان توانمند اسلام اصيل و ناب باشند , به صورت پياده نظام استعمار غرب به بهره برداري درآيند و زمينه ساز بازگشت سلطه فرهنگي و سياسي دشمنان گردند. و اگر مشاهده مي كنيم كه پي در پي در گوشه و كنار سرزمين اسلامي ايران افراد و گروه هاي شياد با ادعاهاي مهدويت و نيابت امام زمان و ارتباط با امامان معصوم دستگير مي شوند و اين روند بدون انتها و پايان است , براي اين است كه معنويت زلال و مقدس اسلام را مخدوش كنند و رابطه مردم با مرزبانان و شارحان قوانين و مروجان تعاليم و ارزش هاي اصيل اسلامي ـ يعني حوزه هاي علميه و انديشمندان و علماي اسلام ـ قطع گردد و با دور كردن جوانان از آبشخور زلال فرهنگ و تفكر اسلامي , مرداب هاي عفن و آلوده التقاط و انحراف و تحجر و جمود محل رجوع قشر ناآگاه و خرافي و چشم و گوش بسته واقع شوند. اكنون جاي اين پرسش است كه آيا ما وظايف و مسئوليت هاي خويش را براي صيانت از « معنويت زلال اسلام » كه زيرساخت اوليه نهضت اسلامي مي باشد و عامل اصلي رشد امواج اين انقلاب سترگ و بزرگ تاريخي مي باشد , انجام مي دهيم راستي چه فاجعه بزرگ و رنج و مرارتي طاقت فرسا , انقلاب و جامعه اسلامي را بيش از اين تهديد مي كند كه معنويت در ميان مسئولان , دولتمردان , وزيران , كارگزاران و مديران نظام اسلامي ضعيف و كم رنگ گردد و در پي آن چنين رخوت و غفلت و مسامحه اي به ساير افراد و اقشار جامعه راه يابد و تار و پود هويت ملت مسلمان كه با معنويت زلال الهي به هم تنيده و استحكام يافته است , رو به سستي و گسيختگي رود بايد بيدار و هشيار باشيم , و اين بيداري و هشياري براي صيانت از معنويت زلالي كه عامل شكل گيري انقلاب اسلامي گرديد به اين دليل ضرورتي فزون تر مي يابد كه مشاهده مي كنيم قدرت هاي استكباري جهان به نقش بنيادين معنوي انقلاب و نفوذ آن در ميان ملت ها به هراس افتاده اند و در صدد مهار آن برآمده اند. اظهارات متعددي كه وزراي خارجه انگليس و آمريكا درباره اين تاثير شگرف داشته اند و كشورهاي منطقه را به چاره جويي واداشته اند , شاهد گويايي است كه بايد همه مسئولان و دلسوزان را به خود آورده و ضمن تقويت معنويت در درون نهضت و نظام اسلامي , رشد و نفوذ آن در برون نهضت و نظام و در ميان ملل تشنه جلوه هاي زلال معنوي اسلام و انقلاب اسلامي را شتاب بخشد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاورقي : 1 ـ وصيت نامه حضرت امام خميني , موسسه تنظيم و نشر آثار امام , ص 21 و 22 2 ـ قرآن كريم , سوره انعام (6 ) , آيه 9 3 ـ سوره بقره (2 ) , آيه 185 4 ـ سوره انعام (6 ) , آيه 48 5 ـ سوره جمعه (62 ) , آيه 2 6 ـ سوره توبه (9 ) , آيه 14 7 ـ سوره نسا (4 ) , آيه 95 8 ـ سوره انفال (8 ) , آيه 60 9 ـ سوره صف (61 ) , آيه 4 10 ـ سوره توبه (9 ) , آيه 12 11 ـ سوره انفال (8 ) , آيه 39 در فرهنگ و تفكر اسلامي مراحل مختلف تحقق معنويت در توده هاي مردم و ايجاد تحول و تغيير در آنان تبيين شده است و طي اين مراتب در نهايت موجب شكل گيري نهضت اسلامي در عصر رسول خدا و سپس اوج گيري آن در ساير مناطق جغرافيايي و مقاطع تاريخي از گذشته تا امروز گرديده و اين روند همچنان روبه رشد و پيشرفت مكرر است تاريخ انقلاب اسلامي گوياي اين واقعيت بزرگ و انكارناپذير است كه ايمان مذهبي و معنويت زلال سرچشمه گرفته از آن عامل اصلي و محوري تحول آفريني در مردم و تغيير و دگرگوني اساسي در باورها و افكار و اذهان و رفتار و اخلاق آنان بود و همين عامل باعث شد تا در دوران سخت پس از پيروزي نيز كه با انواع توطئه ها و ترفندهاي دشمنان خارجي و داخلي همراه بود , اين نهضت بزرگ در اوج صلابت و عزت باقي بماند و تداوم يابد و امواج آن ساير كشورهاي منطقه را نيز فراگيرد اظهارات متعددي كه قدرت هاي استكباري درباره تاثير شگرف معنويت انقلاب داشته اند و كشورهاي منطقه را به چاره جويي واداشته اند , شاهد گويايي است كه بايد همه مسئولان را به خود آورده و ضمن تقويت معنويت در درون نهضت و نظام اسلامي , رشد و نفوذ آن در بيرون نهضت و نظام و در ميان ملل تشنه معنويت زلال اسلام و انقلاب اسلامي را شتاب بخشد اگر مي بينيم كه عرفان هاي آمريكايي با اصول و ضوابطي چون آزادي مطلق جنسي و آلودگي به مواد مخدر و پرستش اقطاب و رونق انواع فساد و بي بندوباري به ايران اسلامي صادر مي شود , بي ترديد هدف گشودن بيراهه هاي فسق و گناه و در پي آن ازبين بردن تعهد و مسئوليت در جوانان مسلمان را تعقيب مي نمايند * منبع : روزنامه جمهوری اسلامی ، ویژه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی، چهارشنبه ١٦بهمن ١٣٨٧، ص ٩