Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120797
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 17

چگونگي تكوين ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران

گفتگو از: حسن كربلا يي
گفتگو از: حسن كربلا يي در به وجود آمدن انقلاب اسلامي ايران عوامل متعددي دخيل بوده است.به نظر شما مهمترين عامل در اين ميان چيست و چرا؟ در تحولات اجتماعي بشر نقش آرمان ها و انديشه ها بي بديل و آشكار است؛ چرا كه آنچه انسان را از ساير جانداران جدا مي سازد، برخورداري او از موهبت ها و استعدادهاي فكري و ذهني و توانايي انديشيدن و انتخاب كردن است. آرمان ها داراي دو بخش جهان بيني- به معني هست ها و نيست ها- و ايدئولوژي- به معني بايدها و نبايدها- هستند و هماره رابطه تنگاتنگي بين جهان بيني و ايدئولوژي وجود دارد. وقتي ما از هست ها و نيست هاي ويژه اي سخن مي گوييم، بايدها و نبايدهاي خاصي را نيز در برابر خود مي يابيم و البته واضح است كه منطقا نمي توان از يك گروه هست و نيست (يك جهان بيني خاص) هر نوع از بايد و نبايد (ايدئولوژي هاي متفاوت) را استخراج كرد. مطالعه انقلاب ها حاوي اين نكته است كه گسترش ايدئولوژي هاي جديد در ميان نخبگان و توده ها بويژه در دوره هاي پاياني رژيم هاي پيشين، هماره وجود داشته است و اين عامل شايد مهم ترين در ميان عوامل ايجاد كننده انقلاب بوده است. آيا در اين زمينه نمونه هايي وجود دارد؟ در فرانسه پيش از انقلاب، قرن 18 به دليل بيان و گسترش ايدئولوژي هاي جديد توسط ليستي طولاني از افراد مشهور مانند منتسكيو، ولتر، روسو، ديدرو، دالامبر، علماي اقتصاد (كسني، گورني، تورگو، نكر، ...) علماي دائره المعارف، رهبران انقلابي (ميرابو، دانتون، روبسپير، ...) و غيره و اقبال عمومي به اين انديشه ها، قرن روشنفكري خوانده شده است. در روسيه پيش از انقلاب 1917 بويژه پايان قرن 19 و آغاز قرن 20، نيز گروههاي مختلفي مانند كادت ها (مشروطه خواهان)، سوسياليست هاي انقلابي (غيرماركسيستي)، سوسيال دموكراتها (كه بعدا به دو گروه ماركسيستي بلشويك و منشويك تقسيم شدند)، آنارشيستها، ليبرال ها و غربگرايان و ضدغربگرايان به پراكندن افكار جدبد و نفوذ بر روي نخبگان و توده ها مشغول بودند و اين تلاش ها در فراهم كردن شرايط وقوع انقلاب 1917 نقش داشت. آيا اين وضعيت در انقلاب اسلامي ايران نيز وجود داشته است؟ اين وضعيت به گونه خاصي در دهه هاي پاياني رژيم پهلوي در ايران نيز ديده مي شد؛ به گونه اي كه دو دهه پاياني اين رژيم تلاش هاي گسترده روحانيت انقلابي و روشنفكران مسلمان در فراهم نمودن زمينه هاي بازگشت به خويشتن و به فرهنگ و درون مايه هاي خودي در مقابل هجوم همه جانبه غرب و انديشه هاي غربي را مي بينيم. بدون شك اگر اين مرحله نبود، انقلاب اسلامي نيز اتفاق نمي افتاد. از ديد شما عناصر تشكيل دهنده ايدئولوژي انقلاب اسلامي چيست؟ همان گونه كه اسلام ديني جامع و كامل و دربرگيرنده تمام جنبه هاي زندگي بشر- چه فردي و چه اجتماعي- مي باشد و در همه حيطه ها از جمله در سياست، اقتصاد، جامعه، فرهنگ، عرفان، اخلاق، علم و ... آموزه هاي ناب الهي دارد، انقلاب اسلامي ايران نيز در مقايسه با انقلاب هاي ديگر از يك ايدئولوژي منحصر به فرد و بي سابقه برخوردار است؛ به گونه اي كه در اين ايدئولوژي علاوه بر تاكيد بر جنبه هاي ويژه يعني تشكيل جمهوري اسلامي و ولايت فقيه، نقاط مثبت ايدئولوژي هاي انقلاب هاي ديگر مانند آزادي، برابري، استقلال و توسعه نيز وجود دارد. در حقيقت ايدئولوژي انقلاب اسلامي بيانگر ارائه طرح و راه جديدي به ملت هاي تحت ستم جهان براي كسب استقلال و رهايي از سلطه قدرت هاي جهاني و ساختن جامعه اي آزاد و توسعه يافته است. در اين ميان، كسب استقلال كه از عناصر مهم تشكيل دهنده ايدئولوژي انقلاب اسلامي است، يك پيش شرط لازم براي دستيابي به جامعه آرماني مورد توجه انقلاب اسلامي است و واضح است كه قدرت هاي جهاني كه جاي پا و منافع اقتصادي و راهبردي خود را با اين انقلاب از دست داده اند، با تمام قدرت با آن به مبارزه برخيزند؛ هرچند تجربه نشان داده است كه درگيري با انقلاب هاي بزرگ و توده ها و نخبگان وفادار به آن نتيجه اي جز رسوايي و شكست درپي ندارد. به طور كلي، ايدئولوژي انقلاب اسلامي يك ايدئولوژي درونزا، از نظر فرهنگي اصيل، از نظر همراهان بسيار فراگير و دربرگيرنده اكثر قريب به اتفاق مردم بوده است و به همين دلايل، علي رغم قدرت بالاي رژيم پيشين، با به صحنه آمدن عموم مردم پيروزي انقلاب با سرعت خيره كننده اي به دست آمد و پس از انقلاب نيز سامان سياسي جديد به سرعت ايجاد گرديده رسميت يافت و ثبات قابل اعتمادي را پديد آورد همچنين توانست در طول 3 دهه اي كه از عمر آن مي گذرد، توطئه هاي گوناگون قدرت هاي جهاني عليه خود را پشت سر گذارده و بر مواضع خود ايستادگي نمايد. شناخت ماهيت انقلاب اسلامي از اهميت ويژه اي برخوردار است.از ديد شما راههاي رسيدن به اين شناخت چيست؟ شناخت ماهيت هر انقلابي و از جمله انقلاب اسلامي ايران از طريق توجه به شعارها، ماهيت و ويژگي هاي رهبري و ويژگي ها و اعتقادات همراهان آن انقلاب امكان پذير است. لطفا به چند نمونه از شعارهاي انقلاب اسلامي اشاره كنيد؟ در انقلاب اسلامي گسترش و طرح شعارهايي مانند استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي- نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي- حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله- نهضت ما حسينيه رهبر ما خمينيه- حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست و در مقابل، ناكامي شعارهاي گروه هاي ملي گرا و ماركسيستي در جذب توده ها و هم رديف خواندن امپرياليسم و كمونيسم توسط انقلابي هاي مسلمان گوياي ماهيت اسلامي اين انقلاب است. در اين ميان نقش رهبري حضرت امام(ره) را چطور ارزيابي مي كنيد؟ ويژگي هاي رهبري انقلاب اسلامي، امام خميني (ره)، در همه جنبه هاي شخصيتي، اعتقادي و عملكردي گوياي ماهيت اسلامي انقلاب ايران است: ايشان تربيت شده مكتب اسلام بود و تنها به تكليف الهي خود عمل مي كرد و زندگي زاهدانه و به دور از تجمل داشت. مقابله با محمدرضا شاه را وظيفه ديني خود و مردم مي دانست و منبع القا كننده روش هاي مبارزاتي وي نيز انديشه اسلامي بود و به حركت توده ها و نخبگان براساس مرجعيت عامه اعتقاد داشت و ديگر حركتها را ناموفق مي دانست.نقش گروه هاي روحانيت در شهرها و روستاها و نقش مساجد در بسيج و سازماندهي اعتراضات عليه رژيم محمدرضا شاه نيز بيانگر ماهيت اساسا ديني اين انقلاب است.اعتقاد به انجام وظيفه و تكليف الهي مبناي رهبري امام بود. امام خميني(ره) يك انسان كامل و تربيت شده مكتب اسلام و يك بنده واقعي خداوند بود و در همه امور بر مبناي وظيفه خود عمل مي كرد.مبارزه با رژيم طاغوتي محمد رضا شاه و تشكيل نظام اسلامي توسط ايشان در همين راستا قابل تحليل است.ايشان اگر جنگ را ادامه داد براي انجام تكليف بود و اگردر سال 67 آن را پايان دادنيز به همين دليل بود. جنگ باعث آبديده شدن نيروها و زمينه اي براي توسعه و خودكفايي كشور شد. به علاوه همان طور كه امام مي فرمود “ ما در جنگ ابهت ابرقدرتها را شكستيم “ و به جهانيان ثابت نموديم كه سلطه گران جهاني در مقابل اراده ملتي مصمم ناتوان وضعيف هستند. امام خميني داراي اراده اي پولادين و اعتماد به نفس كامل بود و به درستي راه خود اطمينان داشت.در مقابل به سردمداران رژيم منحوس پهلوي بنگريد كه بسيار متزلزل و به توانايي خود بي اعتماد و فاقد اعتماد به نفس بودند.دليري و جرات حضرت امام به الگويي براي نخبگان و توده ها تبديل شد و در آفرينش روحيه انقلابي و گسترش آن كه يكي از شرايط اصلي وقوع و تداوم انقلاب است بسيار تاثير كرد.امام هم پيش از آغاز حركت نهايي كه از 19 دي ماه 1356 آغاز شد هم در جريان حركت انقلاب در سال هاي 56 و 57 اين قاطعيت را نشان مي داد.در مرحله پاياني برخي از مقامات سياسي درخواست ملاقات با ايشان را مي كردند، اما ايشان بيان مي داشتند چون حكومت پهلوي ها غير قانوني است آنها اول بايد استعفا دهند تا ملاقات صورت گيرد.از جمله سيد جلال تهراني رئيس شوراي سلطنت پس از استعفا توانست با ايشان ملاقات نمايد. ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران چگونه تكوين پيدا كرد؟ در تاريخ معاصر كشور و پيش از گسترش ايدئولوژي انقلاب اسلامي، سه ايدئولوژي به صحنه آمده و سپس هركدام به دلايلي با شكست مواجه گرديدند. تجددخواهي با چهره هايي همچون ميرزا ملكم خان، آخوندزاده، طالبوف و ... در دوران نهضت مشروطه پديد آمد، اما با به قدرت رسيدن رضاخان از صحنه دور گرديد. ناسيوناليست هاي ايراني نيز در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت پديد آمدند، اما كودتاي 28 مرداد پايان كارشان بود. ماركسيستهاي ايراني نيز از زمان رضاشاه پيدا شده و در مقاطعي مجال بيشتري براي حضور يافتند، اما بدليل وابستگي آنها به قدرت هاي بيگانه و كارنامه ناموفق احزاب كمونيستي در ساير نقاط جهان و مهمتر از همه به دليل ناسازگاري عقايدشان با جامعه مذهبي ايران از صحنه طرد گرديدند.تلاش هاي روحانيت انقلابي كه حضرت امام در راس آنها قرار داشت و روشنفكران مسلمان بويژه دو دهه پاياني رژيم پهلوي باعث تكوين ايدئولوژي انقلاب اسلامي گرديد. اين تلاش ها سه گونه بود: اول، مبارزه با شبهات فلسفي و سياسي عليه نقش مذهب در سياست و شبهات تعارض علم و دين كه توسط حكومت، ماركسيستها و غيره پراكنده مي شد. امام تاكيد مي نمود كه اسلام اساسا بر رابطه سياست و مذهب تاكيد دارد و از نظر ميزان، احكام سياسي و اجتماعي اسلام بر احكام عبادي چيرگي دارد و حكومت فلسفه عملي تمامي فقه است. دوم، تلاش دامنه دار در راستاي طرح معناي واقعي مفاهيم اسلامي مانند انتظار، عاشورا، تقيه و سوم، درس هاي حكومت اسلامي امام خميني (ره) در سال 1343 در نجف اشرف بود. آيا مي توان عوامل ديگري را در فراگير شدن و پذيرش همگاني ايدئولوژي انقلاب اسلامي دخيل دانست؟ بله عواملي چون درونزا بودن و پيوند با فرهنگ اسلامي تاريخي مردم ايران،تلاش هاي گروه هاي اسلامي در زدودن شبهات پيش گفته از اذهان و طرح معناي واقعي مفاهيم اسلامي، شخصيت، انديشه ها، افكار، راهبردها و عملكردهاي امام خميني (ره)، اعتماد توده ها و نخبگان به امام خميني و روحانيت و انديشه هاي آنان. بدين ترتيب، ايدئولوژي انقلاب اسلامي به سرعت پذيرفته گشته، خيابانها از جمعيت پر گرديده فرصت هرگونه ابتكار عملي از رژيم محمدرضا شاه و حاميان خارجي آن سلب گرديد و رژيمي كه خود را ميراث خوار “2500 سال شاهنشاهي ايران” مي دانست و ژاندارم ابرقدرت غرب در خاورميانه و برخوردار از انواع تسليحات پيشرفته و نيروهاي نظامي فراوان بود، فرو ريخت. * منبع : www.resalat-news.com، چهارشنبه ١٦بهمن ١٣٨٧