Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120931
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 264

عصر شکوفایی - ١١

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *سلطنت، تخريب آبادانى‏ها خيلى از شما جوانان، دوران گذشته را به ياد نمى‏آوريد. سخت‏ترين دوران در طول سال‏هاى حكومت ظالمانه استبدادى سلطنتى براى ملت ايران، همين دوران پنجاه سال قبل از پيروزى انقلاب بود. چرا؟ چون در دوران‏هاى گذشته، هميشه سلطنت‏هاى استبدادى بودند، به مردم هم خيلى ظلم كردند؛ ليكن اگر حكومت‏هاى ايران، ظالم، مستبد و بد بودند، اگر با مردم سروكارى نداشتند - كه نداشتند - لااقل زير امر دشمنان خارجى - جز در برهه‏هاى خيلى محدودى - نبودند. حكومت‏هايى براى خودشان بودند؛ ايرانى بودند. ولى در اين دوره اخيرِ سلطنت - يعنى از اواخر قاجار و در طولِ دوران حكومت پهلوى - استبداد، ديكتاتورى، بى‏اعتنايى به آراءِ مردم، فساد ادارى، ظلم و ستم و تبعيض و سوءاستفاده دولتمردان و درباريان بيداد مى‏كرد! - همه اينها بود و علاوه بر اينها واقعيت بسيار تلخ‏ترى وجود داشت كه آن تسلّط بيگانگان بود. در اين كشور، ايرانى در داخل خانه خود، بايستى تملّق خارجى را مى‏گفت! رئيس ايرانى، نظامى ايرانى، مدير و وزير ايرانى در داخل خانه خود، بايستى تملّق سفير آمريكا و سفير انگليس و مأموران طمّاع بيگانه را - كه صدها هزار مأمور بيگانه در اين كشور بودند - مى‏گفت! بايد زير دست آنها كار مى‏كرد! بايد از آنها دستور مى‏گرفت! بايد ملاحظه ميل آنها را مى‏كرد! اين براى يك ملت، بدترين حادثه است؛ ذلّت است. يك ملت، ممكن است در دوره‏اى فقر و مشكلات اقتصادى را قبول كند؛ اما ذلّت را قبول نمى‏كند. ملت ايران را ذليل كردند! انقلاب آمد و اين ملت را از ذلّت نجات داد، از وابستگى، از دستِ فساد دستگاه سلطنتى فاسد و از اختناق، نجات داد؛ ملت را آزاد كرد. ايرانى، مملكت خودش را گرفت. جوان ايرانى، مرد و زن ايرانى، مبتكر، عالم و دانشجوى ايرانى فهميد كه براى خودش و با اراده خودش كار مى‏كند. افق را روشن ديد. حقيقتِ درخشان نظام و انقلاب اسلامى، اين حركت عظيم را انجام داد، كه هيچ كس هم خيال نمى‏كرد چنين چيزى اتّفاق بيفتد. بعضى از آن به اصطلاح روشنفكرانى كه آن روز گاهى يك كلمه سياسى مى‏گفتند و دل خودشان را خوش مى‏كردند كه در ميدان مبارزه كار مى‏كنند، غايت مطلوبشان اين بود كه مثل اقمار شوروى سابق، مثل اين كشورهاى كمونيستىِ بيچاره آفريقا و آسيا و غيره، يا مثل كشورهايى از قبيل تركيه و پاكستان و امثال اينها شوند! بيشتر از اين به ذهنشان نمى‏رسيد. اين‏كه اين ملت، مستقل شود، روى پاى خود بايستد، استعدادهاى خود را شكوفا كند، حرف خود را خودش بزند، راه خود را خودش برگزيند، مسؤولين خود را خودش انتخاب كند، كشور را متعلّق به خود بداند و سرمايه‏هاى كشور را صرف شده در خود كشور بداند، به ذهن آنها خطور نمى‏كرد! اين كار را انقلاب كرد. اين كار به رهبرى امام و به همّت اين مردمى شد كه ايمان داشتند.١ خدا سردمداران رژيم قاجاريه و رژيم پهلوى را لعنت كند. پهلوى‏ها در اين پنجاه سال قبل از انقلاب، بلايى بر سر كشور آوردند كه قابل توصيف نيست؛ قبل از آنها هم پادشاهان سلسله منحوس قاجاريه بودند كه با كشور ما و ملت ما چه كردند؛ قدرتمندانى كه هرچه بود، براى خوردن و استفاده خودشان و براى دوروبرى‏هاى خودشان و كاخ‏نشينان تهران مى‏خواستند؛ يادشان نبود كه شهرها و روستاهاى محرومى هم در ايران هست. اين كشور آباد و با استعداد و پهناورى كه مى‏تواند دو برابر جمعيت فعلى ايران را هم بخوبى اداره كند، با اين همه زمين و امكانات و معدن و آب و غيرذلك همين طور آن را رها كرده بودند و به ويرانى انداخته بودند. وقتى ما مى‏نشينيم حساب مى‏كنيم، مى‏بينيم كه شهرهاى بسيار و استان‏هاى متعددى از كشور ما، در ليست شهرها و استان‏هاى محروم قرار مى‏گيرند! چرا بايد اين طور باشد؟! اين كارى است كه آنها كرده‏اند؛ اين كارى است كه جمهورى اسلامى به فضل الهى بايد جبران بكند و خواهد كرد. بحمداللَّه از اول انقلاب تا امروز، مسؤولان كشور و افراد دلسوزى كه در دولت فعاليت داشتند، تلاش كردند - كه در اين اواخر، بحمداللَّه تلاش‏ها هم بيشتر شده - و تلاش مى‏كنند؛ شايد بتوانند ويرانى‏هاى آن نسل‏هاى سيه‏رو و ملعون را برگردانند و كشور را آباد كنند.٢ اين استعداد جوشان، اين سرزمين غنى، اين موقعيّت جغرافيايىِ حسّاس، اين تاريخ پُرشكوه - كه پشتوانه فرهنگى و پشتوانه افتخارات ماست - و بالاتر از همه، نور ايمانى كه امروز در دل‏هاى جوانان ما مى‏درخشد و دنيا را متوجّه خود مى‏كند، همه نويد دهندگان به نسل جوان و نوجوان ما براى آينده است. تلاش شما بايد اين باشد كه آن آينده را هرچه بهتر بسازيد. ما، همين جوان، همين موقعيت و همين گذشته تاريخى را قبل از انقلاب هم داشتيم؛ اما اين درخشندگى و پيشرفت را نداشتيم. چرا؟ چون آن روز دستگاه سياسى و قدرتى كه بر اين كشور و بر همه مراكزِ تلاش و توان در اين كشور حاكم بود، اوّلا از دين و ايمان و اعتقادات ارزشى بى‏بهره محض بود - يك مُشت افراد پوك، بدون اين‏كه در درون خود ارزش والايى داشته باشند، بر مردم حكومت مى‏كردند - ثانيا همين‏ها موجب شده بود كه خود آنها وابسته به دشمنان باشند. ايران عزيز ما بهشتِ غارتگران و چپاولگران بود؛ چرا؟ چون كدخدا را ديده بودند، ده را مى‏چاپيدند! مسؤولان نظام را در چپاول‏گرى‏هاى خودشان شريك كرده بودند و اين ملت را مى‏چاپيدند. انقلاب آمد و بزرگترين مانع را در مقابل نفوذ خائنانه بيگانگان و همچنين سلطه غيرمشروع و غيرمنطقى افراد فاسد ايجاد كرد. آن مانع چه بود؟ اسلام بود. تا وقتى اسلام در جايگاه خود قرار داشته باشد، تبليغات‏چى‏هاى استكبار جهانى و بين‏المللى از اسلام به شدّت بيمناكند.٣ پی نوشت: ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار جهادگران جهاد سازندگى، 15 مهر 1377 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مردم بخش دلوار و...، 13 دى 1370 ٣ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى اتّحاديه انجمن‏هاى اسلامى دانش‏آموزان، 26 شهريور 1382 ادامه دارد...