Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121181
تاریخ انتشار : 19 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 8

ارتش در كنار اسلام و مردم

خبرگزاري فارس: به بركت پيروزي انقلاب اسلامي ايران و به دنبال تغيير حكومت از نظامي طاغوتي و سلطنتي به نظام اسلامي و مردمي، ارتش و قواي انتظامي نيز از سلطه حاكمان طاغوتي رهايي يافته و در خدمت نظام اسلامي و الهي و حكومتي متكي بر رأي و خواسته مردم قرار گرفتند. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نظر به اينكه حكومت طاغوتي و غيرمردمي بر كشور حاكم بود، لذا به تبع آن نيروهاي مسلح نيز خواسته يا ناخواسته در خدمت نظام طاغوتي بودند. حكومت پهلوي علاوه بر دشمني و كينه اي كه نسبت به اسلام و مقررات الهي داشت، حقوق طبيعي و اوليه مردم را نيز زير پا گذاشته و صرفاً به دنبال اهداف و منافع خاندان پهلوي و هزار فاميل وابسته و يا سرسپرده به آن بود. در چنين نظامي، شاه با گماردن امراي سرسپرده و مطيع نظام شاهنشاهي بر پست هاي كليدي و حساس ارتش و نيروهاي انتظامي، مجموعه ارتش و نيروهاي مسلح را به طور كلامل در خدمت اهداف طاغوتي خويش و حفظ اركان سلطنت قرار داده بود. از سوي ديگر در رژيم پهلوي، براي دور كردن نظاميان از خداپرستي و دين محوري، تلاش زيادي صورت مي گرفت تا فرهنگ شاه پرستي در ارتش حاكم گردد و با اين سياست، رژيم پهلوي علاوه بر اين كه قصد داشت توجه نظاميان را از خداپرستي و دينداري به سوي پرستش غيرخدا بشكاند، مي خواست نظاميان را شخص پرست بار آورده ومتكي و وابسته به شخص نمايد و بدتر از همه اين كه چنين شخصي كسي جز شاه پليد و فاسد يعني محمدرضا پهلوي نبود. در همين راستا بود كه هنگام نام بردن از شاه، از تعابيري شرك آلود استفاده مي شد تا شايد بتوانند فرهنگ شاه پرستي را ترويج كنند. يكي از تعابير شرك آلود كه براي شاه استفاده مي شد، كلمه «خدايگان» بود. براي نمونه به دو مورد مستند از مهنامه ارتش شاهنشاهي كه در احكام انتصاب فرماندهان ارشد نظامي براي شاه از كلمه «خدايگان» استفاده شده است اشاره مي كنيم. در صفحه اول مهنامه شماره 1 و 2 ارديبهشت 1348 چنين آمده است: «به فرمان خدايگان شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشتاران از تاريخ 25/2/1348 تيمسار بازنشسته غلامرضا ازهاري به استناد ماده 100 قانون استخدام نيروهاي مسلح شاهنشاهي به خدمت اعاده و به سمت جانشين رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب گرديدند(1). » و در صفحه دوم همان مهنامه نيز آمده است: «به فرمان خدايگان شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشتاران، تيمسار سپهبد علي كريملو از تاريخ 25/2/1348 به سمت معاون اداري ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب گرديدند(2). » به بركت پيروزي انقلاب اسلامي ايران و به دنبال تغيير حكومت از نظامي طاغوتي و سلطنتي به نظام اسلامي و مردمي، ارتش و قواي انتظامي نيز از سلطه حاكمان طاغوتي رهايي يافته و در خدمت نظام اسلامي و الهي و حكومتي متكي بر رأي و خواسته مردم قرار گرفتند. همچنين فرهنگ شاه پرستي و شخص محوري تبديل به فرهنگ خداپرستي و دين محوري گرديد. اين دستاورد انقلاب اسلامي بيشتر از آن جهت حائز اهميت است كه ارتش ايران را كه اكثر بدنه و سطوح پايين آن را نظاميان مسلمان و خدمتگزار به مردم و كشور تشكيل مي داد و به اجبار در خدمت نظام طاغوتي قرار گرفته بود، نجات داده و در خدمت اسلام و قرآن قرار داد. امام خميني(ره) با اشاره به اين دستاورد انقلاب اسلامي، خطاب به قواي انتظامي مي فرمايند: «امروز تمام قواي انتظامي، اينها همه در خدمت اسلام هستند. يك وقت بود كه شهرباني و همين طور ساير گروه هاي انتظامي در خدمت طاغوت بودند... وضع پليس در دنيا و در رژيم سابق اين بود كه همه در خدمت قدرتمندان بودند(3). » و در جاي ديگر خطاب به نظاميان مي فرمايند: «شماها توجه كنيد كه ... امروز لشكر اسلام هستيد. ارتش اسلام هستيد. پاسداران اسلام هستيد(4). حضرت امام در سخنراني ديگر خطاب به دانشجويان دانشكده افسري مي فرمايند: «شمايي كه امروز در اين جا هستيد و خداوند تبارك و تعالي به شما توفيق داده است كه در دانشكده افسري همچو رژيمي زندگي مي كنيد و تحصيل، بدانيد كه شما وضعتان با سابق فرق دارد. شما لشكر خدا هستيد، شما ارتش امام زمان سلام الله عليه هستيد(5). » همچنين در سخنراني ديگري مي فرمايند: «لازم است به شما طبقه عزيز مؤثر تذكر دهم كه شما هم اكنون در خدمت اسلام بزرگ هستيد. خدمت شماها به كشور، خدمت به اسلام و قران كريم است و خدمت سربازي از عبادات است(6). » با توجه به چنين تحولي اساسي در ارتش است كه مقام معظم رهبري مي فرمايند: «ارتش جمهوري اسلامي تنها ارتش در دنياست كه براي آرمان ها و اهداف اسلامي مبارزه مي كند. برادران ارتشي ما نشان دادند و ثابت كردند كه بر سر پيمان صادقانه خود با امام، اسلام و قرآن تا پاي جان ايستاده اند(7). » علاوه بر آنكه نيروهاي مسلح بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، در خدمت اسلام و باورهاي الهي قرار گرفتند، با مردم نيز پيوند مباركي پيدا كردند. و از آن جا كه رژيم پهلوي، نظامي سلطنتي و غيرمردمي بود، لذا به تبع آنع نيروهاي مسلح نيز در خدمت مردم نبوده و از آن به عنوان اهرم قدرتي براي حفظ حكومت سلطنتي و خاندان پهلوي استفاده مي شد. به خدمت گرفتن نيروهاي مسلح براي حفظ تاج و تخت از يك طرف و غيرمردمي بودن رژيم پهلوي از طرف ديگر، موجب مي شد كه روز به روز بين مردم و نيروهاي مسلح شكاف و فاصله ايجاد شود. اين جدايي منجر به عدم محبوبيت ارتشيان در بين مردم شده و نوعي ترس آميخته با تنفر را نيز به دنبال داشت. در اين مورد حضرت امام(ره) مي فرمايند: «در زمان طاغوت، ارتش از ملت جدا بود و از روحانيت جداتر، ... مردم را طوي بار آورده بودند و به صورتي از ارتش و ساير قواي انتظامي ترسانده بودند كه مردم با ديدن آن ها احساس ناراحتي مي كردند(8). »، «در گذشته ارتش وقتي مي آمد توي مردم مثل اين كه دشمن آمده است و جمعيت از او فرار مي كردند، و پشت مي كردند به او، و پاسبان وقتي مي آمد در بين مردم، مردم از او فرار مي كردند، تنفر داشتند(9). »، «ارتش را طوري بار مي آوردند كه در مقابل ملت بايستد. ملت و ارتش در آن نظام ها هميشه در برابر هم بودند و ارتش در ميان مردم ايجاد رعب مي كرد و مردم هم تا جايي كه مي توانسدند كارشكني مي كردند(10). » و در جايي ديگر با اشاره به وضع شهرباني و ژاندارمري قبل از انقلاب مي فرمايند: «من خودم هم به شهرباني، به كلانتري ها گاهي ابتلا كرده ام در جواني، شما هر كدام مبتلا شده باشيد به اين كلانتري هايي كه در سابق بود، مي دانيد كه وضع چه جور بود و مردم از نظر آن ها چطور بودند و با مردم چه رفتاري مي كردند. پاسبان هايي كه بايد پاسباني كنند از يك ملت و بايد پاسبان ملت باشند آن طور بودند... يكي شان مي آمد بازار تهران را مي بست... آن وقت كسي كه يك شكايت از كسي داشت مي خواست برود به كلانتري، خوف اين را داشت كه در خود كلانتري گرفتاري برايش پيدا بشود. مردم از كلانتري آن طوري مي ترسيدند كه از دزدهاي سر محله، از چاقوكش ها(11). » رژيم پهلوي كه از همبستگي و ارتباط نزدكي مردم و ارتش، دغدغه و نگراني داشت و آن را خطري بر عليه حكومت سلطنتي خود مي ديد، تلاش مي كرد ارتش را در هاله اي از سياست هاي ويژه خود قرار داده و بين آن ها و مردم مانع ايجاد كند. در اين رابطه پارسونز سفير انگليس در تهران در توصيف ارتش قبل از انقلاب در خاطرات خود چنين مي نويسد: «نيروهاي مسلح ايران يك طبقه ممتاز و نازپرورده جامعه را تشكيل مي دادند. آن ها غرق در تجهيزات مردن و پيچيده نظامي كاملاً از غير نظاميان جدا نگاهداشته مي شدند... به طور كلي نيروهاي مسلح در ميان مردم محبوبيت زيادي نداشتند. تفرعن و تبختر افسران در برخورد با مردم در مجامع عمومي و مغازه ها و خيابان ها، امتيازاتي كه رژيم براي آنها قايل شده بود و سهم درشتي كه از بودجه كشور براي آنها اختصاص داده بودند، و در مجموع يك نوع احساس تبعيض بين نظامي ها و غيرنظامي ها، اين احساس را تقويت مي كرد(121). » علي رغم تلاش رژيم پهلوي براي جداكردن ارتش از مردم و به خدمت گرفتن ارتش براي حفظ تاج و تخت و پايه هاي حكومت شاهنشاهي، در بدنه ارتش، قشر قابل توجهي از افسران جوان و درجه داران كه خود از توده محروم و يا قشر متوسط جامعه بودند، قلباً از وضعيت فوق ناراضي بوده و خود را متعلق به مردم و مستحق خدمت به آن ها مي دانستند. حضرت امام خميني(ره) نيز در سخنراني هاي خويش چه در سال هاي طولاني قبل از انقلاب و چه در سال ها و ماه هاي نزديك به پيروزي انقلاب، با تأييد مطلب فوق، بدنه ارتش را افرادي نجيب و مردمي معرفي كرده اند. ايشان در سخنراني مورخ 12 ارديبهشت 1342 خويش مي فرمايند: «ما مي دانيم كه صاحب منصبان ارتش معظم ايران، درجه داران محترم، افراد نجيب ارتش با ما در اين مقصد همراه و براي سرافرازي ايران فداكار هستند. من مي دانم كه درجه داران با وجدان راضي به اين جنايات و وحشيگري ها نيستند. من از فشارهايي كه بر آن ها وارد مي شود مطلع و متأسفم(13). » در سخنراني مورخ 10 خرداد 1357 نيز مي فرمايند: «چه احترامي بز براي ارتش قايل هستيد؟ شما خيال مي كنيد ارتش دل خوشي دارد از اين ها؟ كسي كه زمام همه ارتش را بدهد به دست چهار نفر آمريكايي، مستشار آمريكايي كه همه جهات در دست آنها باشد، اين بيچاره ها همه در تحت فشار باشند. اينها دل خوشي دارند(14)؟ » همچنين در سخنان ديگري مي فرمايند: «اين طور نيست كه ملت ما با ارتش مخالف باشد، با صاحب منصب ها، با درجه دارها، با افسرها اينها همه برادرهاي ما هستند. ما مخالف با اينها نيستيم ما با خونخواريها مخالفيم(15). »، «ملت ايران موظف است كه به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شريف احترام بگذارند. بايد توجه داشته باشند كه چند نفر ارتشي خائن نمي توانند اكثر ارتش را آلوده كنند... حساب اين چند نفر ارتشي خونخوار معلوم و از حساب ارتش جداست. ارتش از ملت است و ملت از ارتش(16). » به بركت پيروزي انقلاب اسلامي ايران و استقرار حكومت و نظام مردمي و متكي به رأي و خواسته مردم، تمامي اجزار و اركان ارتش و قواي انتظامي در خدمت مردم عزيز ايران قرار گرفته و پيوند مستحكمي بين نيروهاي مسلح و مردم به وجود آمد. بدين معنا كه مردم به برادران ارتشي خود عشق و علاقه نشان داده و متقابلاً نيروهاي مسلح هم خود را خادم ملت دانستند. اين پيوند و دوستي كه در سال ها و ماه هاي آخر مبارزه و پيروزي انقلاب بين بخشي از بدنه ارتش و مردم آغاز گرديد – و حتي خود نظاميان در پيروزي انقلاب نقش آفريني قابل توجهي نمودند – در سالهاي پس از انقلاب استمرار و استحكام يافت. مردمي شدن ارتش و نيروهاي مسلح به عنوان يك دستاورد انقلاب به صورت مكرر مورد اشاره رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و نيز رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم. در اين مورد امام خميني (ره) مي فرمايند: «ارتش، ارتش مردمي است نه ارتش طاغوتي كه سركوب كند. ارتشي است كه با مردم زير يك سقف جمع مي شوند و مردم براي آنها تظاهر مي كنند و اينها هم براي مردم تظاهر مي كنند. اين يك چيز تازه اي است كه خداي تبارك و تعالي به ما عنايت كرده و اين را حفظ كنيد... همان طور كه ملت بدون ارتش نمي تواند ادامه زندگي بدهد، ارتش هم بدون ملت نمي تواند ادامه زندگي بدهد(17). » مقام معظم رهبري نيز در اين رابطه مي فرمايند: «ارتش جمهوري اسلامي ايران آنچه را كه امروز دارد، بايد قدر بداند و به نظر من از همه چيز برتر و بيش از همه، جايگاه و پايگاه مردمي ارتش است(18). »، «ارتش ما امروز يك رتش سربلند و با افتخار است. يك ارتش با ايمان است... بالاتر از همه اينها، ارتش ما يك ارتش مردمي است(19). » از سوي ديگر مردمي شدن ارتش در سياست هاي كلان رهبران نظام و منشور انقلاب يعني قانون اساسي نيز مورد توجه قرار گرفت. اين مسأله در اصل 144 قانون اساسي به اين شرح مورد تأكيد قرار گرف6ت: «ارتش جمهوري اسلامي ايران بايد ارتشي اسلامي باشد كه ارتش مكتبي و مردمي است(20)... » پي نوشت: 1- ماه نامه ارتش، شماره 1و 2 ارديبهشت 1348، ص 1. 2- همان، ص 2. 3- محمد باقري( گردآوري)، ديدگاهها و رهنمودها، ص 5. 4- نشريه سياسي نظامي سازمان عقيدتي سياسي ارتش، شماره 250، ص 5. 5- سخنراني مورخ 12/7/1361 به نقل از: در جستجوي راه از كلام امام، دفتر هيجدم، ص 188. 6- سخنراني مورخ 16/7/1358 به نقل از: از 29 فروردين تا ارتش حزب الله، ص 71. 7- سخنراني در روز ارتش سال 1366 به نقل از: مجله صف، شماره 90، ص 7. 8- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر هيجدم، ص 44، سخنراني مورخ 3/2/1358. 9- همان، ص 45، سخنراني مورخ 30/3/1358. 10- همان، ص 48، سخنراني مورخ 8/7/1358. 11- محمد باقري( گرد آوري)، ديدگاهها و رهنمودها، ص 7. 12- ويليام سوليوان و سرآنتوني پارسونز، خاطرات دو سفير، ص 300. 13- مجله صف، شماره 98، ص 4. 14- همان. 15- همان، سخنراني مورخ 24/10/1357. 16- همان، سخنراني مورخ 22/10/1357. 17- نشريه سياسي نظامي سازمان عقيدتي سياسي ارتش، شماره 250، ص 4. 18- از 29 فروردين تا ارتش حزب الله، ص 75، سخنراني مورخ 9/5/1370. 19- همان، ص 76، سخنراني مورخ 13/7/1373. 20- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ص 76. * منبع : www.farsnews.com، شنبه ١٩ بهمن ١٣٨٧