Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121188
تاریخ انتشار : 19 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 7

پيوند پايدار ارتش و مردم

نگاهي به نقش ارتش جمهوري اسلامي ايران در پيروزي انقلاب اسلامي ارتش يكي از اركان حكومت است كه مسئوليت حفظ تماميت ارضي را بر عهده دارد. توجه به ارتش و ارتشيان، طي دوراني كه حضرت امام خميني (ره) به حكومت اسلامي مي انديشيدند، در ذهن و انديشه معظم له جايگاهي ويژه داشت و يكي از نگراني هاي ايشان، اين بود كه چرا چنين تشكيلاتي در ايران در خدمت بيگانگان است. لذا ايشان در طول سال هاي قبل از پيروزي انقلاب، عنايت ويژه اي به اين موضوع داشته و در سخنانشان بارها اين مسئله را بيان داشته اند. امام در اين زمينه مي فرمايد: «ما ارتش مان كه با مستشارهاي آمريكا دارد اداره مي شود، پايگاه هايي را كه در چندين جاي كشورمان درست شده است آمريكايي ها درست كرده اند.» از سوي ديگر هنگامي كه رژيم شاهنشاهي تصميم گرفت طلاب علوم ديني را با ارعاب و زور به خدمت سربازي ببرد، امام (ره) فرمودند: «ما از سربازي فرزندان اسلام هراسي نداريم؛ بگذار جوانان ما به سربازخانه بروند و سربازان را تربيت كنند و سطح افكار آنها را بالا ببرند، بگذار در بين سربازان، افراد روشن ضمير و آزاد منشي باشند تا بلكه به خواست خداوند متعال، ايران به آزادي و سربلندي نايل شود.» حضرت امام با اين موضع گيري دو هدف را دنبال كردند؛1 - بازداشتن رژيم شاه از آزار و اذيت طلاب علوم ديني -2 برقراري ارتباط و ايجاد بيداري در بدنه ارتش به منظور ايستادگي در برابر مستشاران آمريكايي و كسب استقلال ارتش. هدف دوم در نظر امام (ره) مهم تر و محوري تر بود، چرا كه نجات كشور بدون خروج ارتش از سلطه مستشاران و فرماندهان وابسته به شاه، غير ممكن بود و تشكيل يك رژيم اسلامي بدون ركن نظاميان آن، كه رابطه مستقيم با حفظ امنيت كشور دارند، محال است. امام (ره) با آگاهي از وضعيت ارتش و بدنه آن مي دانستند كه شاه براي جلب رضايت افسران، امكانات بسياري در اختيار آنها قرار داده بود. بدنه ارتش به سمت سياسي شدن به مفهوم مردمي آن سوق يافته و حفظ منافع ملي براي آنان اهميت بيشتري يافته بود، منافعي كه تمام ملت مسلمان را در بر مي گرفت و نه منحصرا گروهي اندك را. اين احساس مسئوليتي بود كه بدنه ارتش داشت و حضرت امام (ره) از آن مطلع بودند و گواه اين امر، دعوت ايشان قبل از پيروزي انقلاب به هر مناسبتي به گسستن زنجير سلطه اجانب و پيمودن راه ملت بود كه آن را ضامن عزت و اعتلاي كشور مي دانستند. ايشان مي فرمودند: «شما اي طبقه جوان ارتش، بپاخيزيد و كشور خود را از زبوني و ذلت نجات دهيد و دست غارتگران را كوتاه كنيد... وظيفه دانشجويان است كه در محيط دانشگاه هر چه بيشتر، ارتش را براي يك قيام همگاني تشويق و ترغيب كنند و آنان را برادر خود بنامند؛» «براي افسران جوان پيام فرستادم كه به صف ملت بپيوندند كه ما آنان را از زير يوغ مستشاران نظامي نجات داده و با آغوش باز پذيرايي مي نماييم. افسران محترم جوان از مقابله خصمانه با برادران و خواهران خود جدا احتراز كنند و با آنان در صف واحد كه خواست اسلام است در آيند.» سرانجام حضرت امام خميني توانست علاوه بر اقشار مختلف مردم، اين بدنه وسيع و مهم را نيز تحت تاثير قرار دهند تا جايي كه آنان نيز گمشده خود را در پيروي از آرمان بلند امام (ره) كه همان نفي تبعيض ها و نابرابري هاي اجتماعي بود جستجو كنند. بدين ترتيب اختلاف در ارتش روبه تزايد نهاده و بدنه ارتش از فرماندهان آن جدا شد و آنان ديگر توسل به زور را در برابر خواسته هاي بر حق مردم، نابجا و نادرست ديده، دست از همراهي رژيم پهلوي برداشته و به صفوف مردم پيوستند. سربازان، گروه گروه از پادگان ها گريختند و با حضور همافران نيروي هوايي در محضر امام (ره) و اعلام همبستگي آنان با مردم، پايه هاي رژيم دچار تزلزل گشته و شروع به ريزش كرد و ضربه نهايي در 22 بهمن 57 با اعلام بي طرفي ارتش و بازگشت نظاميان به پادگان ها بر پيكره رژيم وارد آمد. تحكيم پيوند ارتش با ملت و ملت با ارتش پيوند ارتش با ملت از محوري ترين تاكيدات امام (ره) در قبل و بعد از پيروزي انقلاب است و ارتش مكتبي متكي به ملت، خواسته اي اسلامي است كه امام (ره) همواره دنبال كرده و آن را تحفه الهي مي دانستند. ضرورت وجود ارتش در كشور براي تامين امنيت ملت در برابر هجوم بيگانگان و يا بازدارندگي آنان كاملا آشكار است و اگر قرار باشد ارتش بتواند با اتكا بر خود در برابر تجاوزات دشمنان از تماميت ارضي كشور دفاعي كند، مي بايست متكي به درياي خروشان ملت باشد. ارتشي كه متكي به ملتش نباشد، هرگز نخواهد توانست در ماموريت هايش موفق شود. چنانكه ارتش متكي به شاه نتوانست در برابر ملت مقاومت كرده و رژيم شاه ساقط شد. امام در مورد پيوند ارتش با ملت مي فرمايند: «شما ان شاء الله پشتوانه ملت را داريد. شما عددتان فرض كنيد چند هزار باشد، لكن پشتوانه تان سي و چند ميليون است، همه مردم است... اين پشتوانه را حفظ كنيد كه اين پشتوانه آنچنان قدرتي به شما خواهد داد كه يكي تان در مقابل صد تا، در مقابل چند صد تا خواهد بود.» پاكسازي ارتش از عناصر وابسته از آنجا كه ارتش، تازه به صفوف انقلاب و مردم پيوسته بود، عناصر وابسته و خود فروخته كه از رژيم منحوس پهلوي در ارتش باقي مانده بودند با ايجاد انواع موانع در داخل و خارج ارتش، سعي داشتند تا پيوند مقدس مردم و ارتش را كند كرده يا مانع آن شوند. انواع ترفندها و توطئه ها را به كار گرفتند و با صدور فرامين شيطاني براي تيره كردن رابطه مردم با ارتش، تلاش كردند و دستور گشودن آتش به روي مردم را صادر نمودند. ترفند ديگر، آن بود كه اگر انقلابيون پيروز شوند، ديگر ارتشي و صاحب منصب نمي خواهند و ارتش را منحل مي كنند يا اين انقلاب از شوروي هاست و مي خواهند كشور را كمونيستي كنند. همچنين اشغال مراكز نفتي و احتكار آن براي فشار بر مردم و ده ها ترفند ديگر كه با هوشياري امام (ره) و پيام هاي به موقع ايشان، همه آنها خنثي شد، لذا دستور قاطع امام مبني بر پاكسازي ارتش از عناصر وابسته، بيشتر توطئه ها را نقش بر آب كرد. ايشان فرمودند: «تصفيه سريع ارتش از عناصر خائن و باز گرداندن استقلال ارتش، لازم است.» «تصفيه ارتش از مسائل بسيار مهم است. با تصفيه ارتش، حفظ استقلال كشور مي شود و شما موظفيد به اينكه استقلال كشورتان را حفظ كنيد و موظفيد به اينكه ان شاء الله تصفيه بكنيد.» توجه و نظارت امام در انتقال ارتش از رژيم گذشته به رژيم انقلابي، بسيار حائز اهميت است، زيرا در اين انتقال به خاطر توجهات امام، ارتش كمترين آسيب را ديد و اگر اين نظارت ها نبود حتما آسيب هاي سنگيني بر سازمان ارتش وارد مي آمد. تلاش براي حفظ ارتش هنگامي كه پاكسازي در ارتش صورت گرفت، زمينه براي ايجاد توطئه در داخل ارتش كاهش يافت، لذا فعاليت دشمنان از بيرون براي عدم انسجام و شكل گيري ارتش با ايجاد شايعاتي چون ؛1«- ارتش طاغوتي و آمريكايي است و نمي توان به آن اعتماد كرد -2 در جامعه توحيدي همه با هم برابرند و سلسله مراتب نبايد باشد -3 نفوذ و تلاش براي سياسي كردن و دسته بندي نظاميان» خنثي شد. امام (ره) كه خطر توطئه ها را جدي ديدند به منظور دفاع از ارتش كه در حال انسجام بخشيدن به سازمان به هم ريخته خود بود، با مجموعه بيانات خود، مردم و ارتشيان را آگاه ساخته و به توطئه گران و گروه ها و احزاب هشدار داده و از موجوديت ارتش دفاع نموده و فرمودند: «الآن اين ارتش، ارتش اسلام است و ارتش اسلام، احترام دارد و كسي حق ندارد اين احترام را از آنها سلب كند. شما ديديد از اولي كه اين انقلاب به پيروزي رسيد، اول اقدام دشمنان اين بود كه القا كنند ارتش ديگر لازم نيست. اولين حرف آنهايي كه تابع سياست هاي خارجي هستند، اين بود كه اين ارتش طاغوتي است، اين ارتش طاغوتي بايد از بين برود. اين كلمه را هم رويش گذاشتند كه مردم را اغفال كنند! خوب، ما هم مي دانستيم كه مسئله چيست و اينها مي خواهند چه بكنند. از اين جهت، ما از همان روز اول اين مطلب را محكوم نموديم و گفتيم كه بايد ارتش باشد؛ آن هم ارتشي كه با قيام ارتش بود كه ملت پيش برد و همه با هم دست به هم دادند و مسائل را پيش بردند. آنها مي خواستند كه اين قدرت را از ايران بگيرند و ارتش را نابود كنند.» شايد اين طور تصور شود كه فراخوان ارتش به دوري گزيدن از نظام شاه و پيوستن به صفوف مردم ، دعوت براي دخالت در ارتش است و با توصيه با پرهيز از دخالت در سياست در دوران پس از پيروزي انقلاب تناقص دارد، ولي بررسي فرآيند آن فراخوان كه منجر به پيروزي انقلاب شد، از اين رو حائز اهميت است كه نامشروع بودن حكومت شاه و سلطه بيگانه بر ارتش و دور افتادن ارتش از وظايف اصلي خود، ارتش را رودرروي ملت قرار داده بود، لذا دعوت به دخالت در سياست براي خودداري ارتش از قرار گرفتن در برابر ملت بود و اصل عدم ورود نظاميان در احزاب و گروه ها به طور ثابت در انديشه آن پير فرزانه حتي در وصيت نامه ايشان مشهود است؛ «وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه هاست، به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلالات درون گروهي مصون باشند.» البته نكته اي كه بايد توجه داشت، اين است كه پرهيز از گروه گرايي به مفهوم پرهيز از كسب بينش و آگاهي سياسي نيروهاي مسلح نيست، بلكه به روز بودن و بصيرت و آگاهي داشتن نيروهاي مسلح از تاكيدات آن حضرت مي باشد. تاكيد بر نظم و سلسله مراتب در ارتش امام (ره) به منظور حفظ و بقاي ارتش و شكل گيري هر چه قوي تر آن در برابر آسيب هاي دوران پيروزي انقلاب و رساندن ارتش به سطحي كه بتواند اجراي ماموريت دفاعي كند، تاكيدات راهبردي را با عنوان ضرورت نظم و انسجام سازماني بيان نموده اند و انضباط و سلسله مراتب را به عنوان مهم ترين عوامل تقويت و استحكام نيروهاي ارتش براي رويارويي با دشمن و غلبه بر آن ضروري مي دانستند. زير بناي نظم و سلسله مراتب در انديشه ايشان بر تقواي ناب استوار بود، يعني نظمي كه از تقوا برخيزد و هدفمند باشد و در مسير رضايت حق قرار گيرد. نظم و سلسله مراتب، عاملي است كه همه اجزاي ساختار نيروهاي مسلح را به هم پيوند مي دهد و قواي مسلح را در مسير الي الله قوت مي بخشد. نظم و سلسله مراتب از ديدگاه ايشان همان تعهد و مسئوليت پايين دست نسبت به بالا دست و مسئوليت و تعهد بالادست به پايين دست است و در سايه برادري و رفاقت في مابين بر اين امر تاكيد دارند و چنين نظمي را معنوي و اسلامي مي دانند؛ «حالا ارتش اسلامي هستند، وظايف شان با آن وقت كه ارتش، ارتش طاغوتي بود، فرق دارد. همان طوري كه موظفند سلسله مراتب را حفظ كنند. بزرگترها، صاحب منصب ها، افسران ارشد موظفند كه با ساير طبقات به طور سلامت و به طو ر اسلاميت رفتار كنند. گمان نكنند سربازان كه حالا كه انقلاب شد ما بايد اطاعت نكنيم. اسلام، اطلاعت فقيه را واجب دانسته است و من امر مي كنم به شما كه اطاعت كنيد از مافوق هاي خود، و حفظ نظام را بكنيد، و من سفارش مي كنم به افسرها، افسرهاي ارشد و ديگر افسرها كه مراعات اسلامي خودشان را بكنند، با زيردستان همان كنند كه پيغمبر اسلام با زيردستان مي فرمود و اميرالمومنين سلام الله عليه مي فرمود.» اما ازسوي ديگر، دشمن با آگاهي از اين نقطه ضعف ايجاد شده، انديشه نفوذ در ارتش را در سر داشت تا ضربه نهايي را براي بي سامان كردن سازمان ارتش تازه به ملت پيوسته وارد آورد. اما هشدارهاي ديگر امام كه همان توجه دادن ارتشيان به ضرورت نظم وسلسله مراتب بود، اين بار هم توطئه دشمن را خنثي نمود؛ «ارتش اگر نظم نداشته باشد، ارتش نيست و شياطين كه ممكن است نفوذ كرده باشند، هم در ارتش، هم در ژاندارمري و هم در ساير قواي انتظامي و غير انتظاميه، آنها در هر جا به صورتي دامن مي زنند به اينكه نظم را از ارتش و ژاندارمري و ساير قواي انتظاميه بگيرند و در باطن خود ارتش، هرج و مرج ايجاد كنند. اگر يك ارتشي با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذيرد اين هرج و مرج را، معنايش اين است كه ارتش نيست. هيچ امكان ندارد كه او بتواند با يك قدرتي - هر چه هم [كم] باشد - مقابله كند.» هدايت به سمت ارتشي مكتبي در ارتش مكتبي، پايه و اساس ارتش اسلام، ايمان است نه سلاح. اگر ايمان تقويت شود، حجم مشكلات كاهش خواهد يافت، زيرا اساس نيروهاي مسلح ، خدا محوري، دين باوري و تكليف گرايي است. ارتش مكتبي مويد به امدادهاي الهي و عنايت غيبي خداوند است. هم بايد اتكال بر او داشته باشند و هم براي رضاي او تلاش كنند، لذا حضرت امام مي فرمايند: «از عنايات غيبي الهي غافل نباشيد... سعي كنيد اين عنايات الهي را براي خودتان و براي ملت حفظ كنيد.» امام (ره) همواره خواهان جهت گيري ارتش به سمت مكتب و معنويت و تبديل شدن به ارتشي اسلامي و فعاليت بخشيدن به ارتشي با مشخصه هاي ديني بودند تا لياقت خدمتگزاري در راه خدا و خلق خدا را پيدا كنند و براي كسب خشنودي و رضايت خداوند، خود وديگران را تحت تربيت مكتب الهي قرار دهد. ايشان در اين زمينه مي فرمايند: «ارتش اسلام، ارتش هدايت است. سردارهاي صدر اسلام، اساتيد اخلاق بودند، كساني بودند كه مردم را در همان حالي هم كه جنگ مي كردند، هدايت مي كردند... كوشش كنيد كه ارتش اسلامي باشيد، نيروي اسلامي باشيد، نيرويي باشيد كه بخواهيد با اين نيروي خودتان اشخاصي هم كه خلاف مي كنند، اينها را تربيت كنيد.» رشد و خودكفايي در ارتش قبل از پيروزي انقلاب، همان طور كه اشاره شد ارتش زير نظر مستشاران نظامي آمريكايي اداره مي شد. در آن دوران ارتش از نظر تجهيزات نظامي نيز به خارج وابسته بود. ارتش و ارتشيان از خود ابداعي نداشته و به شدت به خارج وابسته بودند. امام در سخناني در اين باره مي فرمايند: «شما ديديد در اين جنگ تحميلي كه پيش آمد و محاصره اقتصادي ما ، خود ايراني ها، خود ارتشيان، اين قطعات را درست كردند. اگر قبل از اين بود، يكي از آن قطعات را نمي توانستند درست كنند، از باب اينكه شخصيت شان را گم كرده بودند، مي گفتند بايد متخصص بيايد.» پس از پيروزي انقلاب، كم كم مهارت هاي تخصصي رشد و گسترش يافت و در اين زمينه امام بيان داشته اند: «مهيا نگه داشتن و تعمير و بازسازي ادوات و ابزار پيچيده هواپيماها و رادارها و سلاح هاي ضد هوايي و موشك ها و پدافند از كشور به دليل مهارت و تخصص و ارزش هاي علمي والاي اين عزيزان است كه خداوند بر توان و ايمان آنان بيفزايد.» رشد و خودكفايي در سايه اعتماد به خدا و اتكال به نفس در نيروهاي مسلح، نهادينه شد چنانكه آنان توانستند كارهاي بزرگي انجام دهند. امام در اين زمينه طي بياناتي فرموده اند: «شما با ابتكارات خود و اعتماد به خداوند، كارهاي مهمي انجام داده ايد و دستگاه هاي پيچيده اي را به كار انداخته ايد، موجب تقدير و تشكر است. اتكال به نفس، بعد از اعتماد به خداوند، منشا خيرات است.» مبارزه با ضد انقلاب پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در مناطق مختلفي از ايران، آشوب هايي توسط عناصر خود فروخته و وابسته به رژيم گذشته و عوامل خارجي به وقوع پيوست. آنان قصد داشتند تا از نوپا بودن انقلاب، سوء استفاده كرده و به آن ضربه بزنند. از شورش هاي مهمي كه در اين دوران روي داد مي توان به شورش تركمن صحرا، شورش خوزستان، شورش سيستان و شورش كردستان ، اشاره كرد. امام در مورد سركوبي اشرار و مبارزه با آنان طي بياناتي فرمودند: «ما و شما و ارتش، برادرانه بايد براي حفظ امنيت كشورمان كوشش كنيم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدين، خاتمه دهيم.» «اكيدا دستور مي دهم كه قواي انتظامي، به خصوص ارتش و پاسداران انقلاب ، هماهنگ باشند و تمام گروه هاي پاسدار نيز هماهنگ باشند و در سركوبي اشرار و پاكسازي مناطق، همكاري كنند.» يكي از مهم ترين آشوب هايي كه ضد انقلاب در مناطق مختلف كشور ايجاد كرد، شورش كردستان بود كه اين شورش نيز به وسيله ارتش و با درايت امام خميني (ره) سركوب گرديد. ارتش در جنگ تحميلي ارتش جمهوري اسلامي ايران در هشت سال دفاع مقدس به مقابله با دشمن تا بن دندان مسلح پرداخت و توانست آنها را متوقف نمايد. امام خميني (ره) در زمينه ايستادگي ارتش در برابر دشمن، چنين مي فرمايند: «تبريك به ارتش و قواي مسلح و ملت كه چنين ارتشي دارند كه با مجاهدت بزرگ و فداكاري شجاعانه، كشور عزيز خود را از شر جنود ابليس - كه با پشتيباني دو قدرت بزرگ و ساير قدرت هاي وابسته، به كشور عزيزمان هجوم نموده اند - نجات داده و چون سدي عظيم و بنياني مرصوص در مقابل آن ايستادگي كرده و مي كنند.» جانفشاني ارتش در جبهه ها بي نظير بود. آنان براي حفظ ميهن از جان خود مي گذشتند تا مهين اسلامي از گزند دشمنان مصون باشد. امام خميني در مورد جانفشاني هاي بي نظير ارتش چنين بيان مي دارند: «اين ارتشي [است] كه هست الآن و دارد جانفشاني مي كند و دارد در جبهه ها خون خودش را مي دهد و مي خواهد دفاع كند از كشور خودش.» امام خميني (ره) همچنين طي بياناتي در مورد حضور نيروي زميني ارتش در دفاع از مرزها و كشور چنين بيان مي دارند: «نيروي زميني قهرمان كه در حقيقت در تمامي حوادث در نوك پيكان حملات نا جوانمردانه دشمنان بوده است، به حق چهره راستين و شكست ناپذير و استوار خويش در دفاع از مرزهاي گسترده كشورمان را نشان داد. حضور و آمادگي دفاعي در مرزهاي غرب و جنوب و شمال غرب، با آن همه خصوصيات جغرافيايي و با سرما و گرماي طاقت فرساي مناطق، آن هم با كمبود ها و محاصره ها كار آساني نبوده است.» روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران * منبع : www.resalat-news.com، شنبه ١٩بهمن ١٣٨٧