Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121419
تاریخ انتشار : 20 بهمن 1387 0:0
تعداد بازدید : 218

عصر شکوفایی - ١٢

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *سلطنت، تخريب آبادانى‏ها يك روزى بود كه مسئولانِ در سطح بالا، در تهران اساسى‏ترين هدفشان، پُركردن كيسه‏هاى خود و راضى كردن اربابان خارجى و آمريكايى و صهيونيستشان بود. خود را وظيفه‏مند نمى‏دانستند كه مشكلات ملت و كشور را هدف خودشان قرار بدهند. اگر يك شهرى يك عنصر با نفوذى در دستگاه حاكمه مى‏داشت، به قدر نفوذ خود، براى شهر خود - آن هم غالبا براى منافع شخصى - امكانات دولتى را جلب مى‏كرد. اگر شهرى يك پارتىِ با نفوذ در دستگاه‏هاى تصميم‏گيرى نداشت، از همه چيز محروم مى‏ماند. بسيارى از مردم ما و بسيارى از شهرهاى ما در دوران طاغوت، قربانىِ اين تبعيض و اين نظام غلط و طاغوتى شدند. در دوران جمهورى اسلامى، مسئولان كشور تنها وظيفه خودشان را خدمت به مردم مى‏دانند. من بارها تصريح كرده‏ام كه مسئولان ما، خدمتگزاران مردم و به تعبير واضح و روشن، نوكران مردمند. مردم اقتدار عظيم ملى را به دست مسئولانشان سپرده‏اند تا آنان بتوانند هم از عزّت و شرف و استقلال آنها، و هم از جايگاه علمى و فرهنگى و سياسى آنها در سطح بين‏المللى دفاع كنند، و هم بتوانند امكانات كشور را به نفع آنها به كار بگيرند.١ اين وضعى كه امروز پيش آمده - يعنى دين و فقه حاكم شده است - در طول تاريخ اسلام سابقه ندارد. اين چيزى است كه جز در دوره حكومت اسلامى بعد از صدر اسلام - همان چند سال معدود - ديگر وجود نداشته است. اين وضع را نمى‏شود با وضع زمان صفويه مقايسه كرد؛ آنها يك مشت كودتاچى و قلدرهايى بودند كه سر كار آمدند و تصادفا شيعه بودند؛ مثل قاجاريه كه در اين كشور حاكم بودند. صفويه با قاجاريه، از لحاظ محتواى كار و سلطنت و بقيه شرايط حكومت، تفاوتى كه نداشته است؛ فقط وابستگى شيعى داشتند.٢ در اين شهر تهران، بزرگترين منكرات انجام مى‏گرفت و كسى اخم نمى‏كرد؛ در اين شهر تهران، دشمن‏ترين دشمنان اسلام آمدند و مثل اين‏كه در خانه خودشان زندگى بكنند، با امنيت كامل زندگى مى‏كردند! اموال اين مملكت را مى‏بردند، نفت را مى‏بردند، جلو پيشرفت‏ها را مى‏گرفتند، برنامه‏هاى خائنانه و ظالمانه خودشان را بر اين ملت تحميل مى‏كردند و مديران كشور؛ يعنى محمدرضا شاه و اطرافيان او، دست به سينه در مقابل آنها مى‏ايستادند؛ دست به سينه باطنى. البته ظاهرا باد و بروتى بود، اما اجازه را از آنها مى‏گرفتند. در اين شهر تهران، دربار ايران براى تصميم‏گيرى در مهمترين مسائل، از سفير آمريكا و سفير انگليس مى‏پرسيدند كه اين كار را بكنيم يا نكنيم؛ اينها جزو سندهاى ماست و امروز وجود دارد. متاسفانه در بسيارى از كشورهاى اسلامى، امروز همين مسائل هست. اين ملت توانا، اين ملت باهوش، اين ملت داراى اين سابقه تاريخى عظيم، اين ملتى كه امروز در ميدان علم، در ميدان جهاد، در ميدان فناورى، در ميدان سياست درخشش خودش را نشان مى‏دهد، زير دست و پا له مى‏شد. امام، ملت را به صحنه آورد؛ به مردم اعتماد كرد، مردم هم خودشان را نشان دادند. وقتى او به مردم اعتماد كرد، مردم هم به او اعتماد كردند. اينجا، نقطه‏اى كه محل اميد كفر بود، شد پرچمدار اسلام ناب محمدى9 و روزبه‏روز ان‏شاءاللَّه ملت ايران در اين صراط پيش خواهند رفت.٣ پی نوشت: ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مردم دامغان، 19 آبان 1385 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با امام جمعه و... كرمان، 20 آبان 1370 ٣ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اقشار مردم و...، 31 مرداد 1385 ادامه دارد...