Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121427
تاریخ انتشار : 21 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 216

تولد سينماي ايران در جنگ

گفتگو با سيدمحمد بهشتي گفتگو با سيدمحمد بهشتي اشاره: اگر خواسته باشيم درباره سينماي ايران بنويسيم حتما بايد يادآور شويم كه هرچند اگر جمله اي تكراري باشد 30 سال از پيروزي انقلاب مي گذرد و سينماي نوين ايران 30 ساله شده است. سينماي ايران تنها هنري بود كه بعد از پيروزي انقلاب بدون وقفه به كار خود ادامه داد، سينمايي كه قبل از انقلاب براي متشرعين و مذهبي ها ضداخلاق ترين و ضداسلامي ترين هنر به شمار مي آمد. به همين مناسبت با سيدمحمد بهشتي يكي از موثرترين مديران سينماي ايران در بعد از انقلاب به گفتگو نشستيم تا از زبان او بشنويم چگونگي به بار نشستن سينماي بعد از انقلاب را. *** س : بد نيست براي اولين سوال اين پرسش را مطرح كنم كه شما چگونه به جريان سينماي بعد از انقلاب پيوستيد؟ ج : قبل از انقلاب همراه تعدادي از دوستان فعاليت هايي به شكل آماتوري در زمينه سينما داشتم بعد از پيروزي انقلاب از 25 بهمن سال 57 به صداوسيما رفتم و تا سال 62 در بخش هاي مختلف مانند پخش، توليد، گروه فيلم و سريال و... همكاري مي كردم تا اين كه آقاي خاتمي از من دعوت كردند تا به عنوان معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد با ايشان همكاري كنم، اما من آقاي انوار را معرفي كردم چون معتقد بودم آقاي انوار در اين زمينه مناسب تر هستند، همكاري من با معاونت سينمايي اين گونه آغاز شد و تا بهار سال 73 ادامه يافت. س : در آن زمان بنياد سينمايي فارابي وجود داشت؟ ج : خير. در طراحي اي كه براي مديريت سينمايي كشور پيش بيني شد، ايجاد نهادي براي حمايت از سينماي كشور در نظر گرفته شد. بعد از مطالعه و بررسي روي اين موضوع متوجه شديم كه در قبل از انقلاب براي حمايت از سينماي ايران نهادي طراحي شده بود به نام باشگاه فارابي كه مراحل قانوني و ثبت آن هم طي شده بود، اما با وقوع انقلاب راه اندازي نشده بود. ما با استفاده از ظرفيت هاي قانوني كه باشگاه فارابي داشت آن را با تغيير اساسنامه، ماموريت ها و ساختار تبديل به بنياد سينمايي فارابي كرديم. بنياد سينمايي فارابي در شهريور 62 به عنوان نهادي غيردولتي وابسته به دولت براي حمايت از سينماي ايران فعاليت خود را آغاز كرد. قبل از انقلاب باشگاه فارابي به مثابه يك سينما تك طراحي شده بود. در صورتي كه ما بنياد سينمايي فارابي را به نهاد حمايت كننده از توليد سينماي ايران تبديل كرديم. س : گفتيد كه در طراحي مديريت سينما تصميم گرفته شد تا بنياد سينمايي فارابي شكل بگيرد اين مديريت متشكل از چه كساني بود؟ ج : فخرالدين انوار كه معاون سينمايي بودند، آقاي مسعود شاهي، دادگو، من و چند نفر ديگر كه اكنون نام آنها در خاطرم نيست. س : سينمايي كه از دوره قبل از انقلاب تحويل گرفتيد چگونه سينمايي بود هم از لحاظ محتوا و هم از نظر نيروي انساني و فني؟ ج : واقعيت اين است كه سينماي ايران، گذشته قابل اتكايي نداشت، بجز چند فيلم شاخصي كه در سينماي پيش از انقلاب ساخته شده بود بقيه فيلم ها وضعيتي داشتند كه باعث شد حضرت امام جمله معروف خود را درباره سينما بيان كنند؛ ما با سينما مخالف نيستيم ما با فحشا مخالفيم اين قوي ترين دفاعي بود كه مي شد از سينما كرد. اين دفاع به دليل عقبه فرهنگي بود كه سينماي ايران داشت و هيچ سنخيتي با تحولاتي كه در كشور صورت گرفته بود نداشت. از طرفي از نظر اقتصادي سينماي ايران سينمايي بود كه در سال 56، 57 عملا ورشكست شده بود و سينماي ايران ديگر جريان اقتصادي مستمري نداشت و فقط گاهي فيلمي ساخته و اكران مي شد كه به فروش نسبتا خوبي دست پيدا مي كرد. به عبارت ديگر سينماي ايران قبل از پيروزي انقلاب ورشكست شده بود... . س : به نظر شما در بحبوحه انقلاب و جنگ چه دليلي باعث شد تا امام درباره سينما واكنش نشان بدهند و به نوعي خواستار ادامه آن شوند؟ ج : به نظر من امام با هوشمندي ظرفيت هاي بالقوه اي كه در سينما هست را شناخته بودند، اما نبايد از امام توقع مي داشتيم كه ايشان چشم انداز دقيقي از سينما داشته باشند بلكه بيشتر بازتاب هاي سينما را دريافت مي كردند، اما جمله اي كه فرمودند دقيق ترين جمله اي بود كه درباره سينما مي شد گفت. س : با اتكا به همين جمله بود كه سينماي ايران در بعد از انقلاب بدون وقفه كار خود را ادامه داد؟ ج : به عبارتي مي توان گفت كه سينما بدون وقفه كارش را ادامه داد، اما اگر خواسته باشيم دقيق تر بررسي كنيم بايد بگويم سينماي ايران تا سال 62 دچار سرگيجه بود و به هيچ وجه نمي توانست موقعيت خود را درك كند و هيچ طرح اقتصادي براي سينما وجود نداشت. يادم هست از سال پيروزي انقلاب تا سال 62 حدود 17 فيلم در سينماي ايران ساخته شده بود و اين توليدات در آن دوره بدهي زيادي را براي سينماي ايران رقم زده بود. سينماي ايران در آن سال ها نمي توانست از لحاظ اقتصادي روي پاي خود بايستد و از لحاظ فرهنگي هم سينمايي نبود كه بتواند منعكس كننده تحولي باشد كه در كشور اتفاق افتاده بود. س : آتش سوزي سالن هاي سينما قبل از پيروزي انقلاب را هم مي توانيم يكي از دلايل نابودي سينماي ايران بدانيم. ج : بله. اين اتفاق به سينماي ايران شوك وارد كرده بود آن هم به سينمايي كه در سال 56 ورشكست شده بود. اين شوك بيشتر فرهنگي بود يعني به اين روش مردم ايران اعلام كردند كه آن سينما را نمي خواهند. س : در سال 62 كشور ما بشدت درگير جنگ بود در اين شرايط شايد اگر كشور ديگري بود سينما را از فعاليت هاي خود خط مي زد، اما در چنين شرايطي سينماي ايران ماند و پايه هاي جديد خود را بنيان نهاد چگونه اين اتفاق افتاد؟ ج : بايد گفت در سياست هاي كلان كشور پيش بيني نشده بود كه سينماي ايران راه خود را ادامه دهد اين حركت بيشتر يك عزم تيمي بود كه مسووليت سينماي ايران را پذيرفته بود. سينماي ايران در فقر كارش را آغاز كرد بدون اين كه از اين سينما حمايت وسيعي صورت گيرد. در واقع ما تلاش كرديم با خلاقيت و ابتكار مسائل مربوط به سينما را حل و فصل كنيم. اين هم كار زياد بعيدي نبود چون در زمان جنگ بيشتر كارها را گروه هايي پيش مي بردند كه عهده دار انجام وظيفه اي شده بودند. بنابراين گروه ما هم مي دانستند كه قرار نيست از آنها حمايت هاي وسيعي صورت گيرد. س : برنامه ريزي شما براي اين سينما چه بود و با چه فيلم هايي مي خواستيد سينماي ايران را زنده نگه داريد؟ ج : اساس برنامه ما توليد فيلم بود به همين دليل همه چيز را در اختيار توليد قرار داديم، ابتدا تصميم گرفتيم مسائل كمي سينما را حل كنيم، مسائلي كه بتواند سينماي ملي ايران را حفظ كند، بازنگري نيروي انساني و سر و سامان دادن به بخش فني و تجهيزات سينما به منظور قوي كردن بنيه اقتصادي سينما براي ما مهم بود. ما تصميم داشتيم جريان سينماي ملي را هر چه زودتر به نتيجه برسانيم. از سال 65 تصميم بر اين شد كه روي ارتقاي كيفيت سينماي ايران در بخش هاي رويكرد فرهنگي و بخش فني كار شود. در اين مرحله هم صورت مساله براي ما كاملا روشن بود به همين دليل تكاليف ما هم مشخص بود. با اهل سينما بايد ارتباط برقرار مي شد، جوانان بايد به سينما جذب مي شدند، درهاي ورود و خرج به سينما بايد كاملا باز مي شد تا جريان ورود و خروج سينما شكل بگيرد تا آنهايي كه واقعا اهل سينما بودند، مي ماندند و توليد در سينما را رونق مي دادند. محورها روشن بود و هر اتفاقي كه قرار بود در سينما رخ دهد ما با اين محورها آن را مي سنجيديم، مثلا حضور در جشنواره هاي خارجي، ورود تجهيزات سينمايي و هر موضوع مرتبط با سينماي ايران را از اين منظر مي ديديم كه قرار است با اين رويكرد چه اتفاق مثبتي در سينماي ايران رخ دهد. اين كه گفتيد سينماي ما در جنگ طراحي شد و حركت خودش را آغاز كرد، درست است و اين را مي توان به حساب امتيازات سينماي ايران گذاشت. چون نشان مي دهد كه به دليل روشني صورت مساله حتي در شرايط جنگ هم مي توانست متولد شود ما نمي خواستيم سينماي قبل از انقلاب را ادامه دهيم، چون در اين صورت همان اتفاقي براي سينماي ما رخ مي داد كه براي سينماي اروپا و ديگر كشورها اتفاق افتاد و با آغاز جنگ سينماي آنها راكد شد. به دليل ماهيت جنگ تحميلي و به دليل ماهيت انقلابي كه در كشور ما به وقوع پيوسته بود و به دليل طرح روشني كه براي سينما طراحي شده بود سينماي ايران در زمان جنگ هم توانست احيا شود و به حيات خود ادامه دهد. س : پالايش نيروي انساني و جذب نيروهاي جديد در بعد از انقلاب در سينما به چه شكل بود؟ ج : تصميم بر اين بود كه هر كسي و هر جرياني كه بخواهد خاطره سينماي قبل از انقلاب را زنده كند و آن سينما را ادامه دهد نبايد وارد سينماي بعد از انقلاب شود. چون تصميم بر اين بود كه سينماي ايران در يك هواي تازه نفس بكشد به همين دليل ورود افراد تازه كار و جوان خيلي راحت تر از افرادي بود كه سابقه طولاني در سينما داشتند. البته ما به اين نكته هم توجه داشتيم كه همه سينماي قبل از انقلاب بد و نامناسب نبود و چند تايي فيلم خوب هم در آن دوران توسط چند فيلمساز خوب ساخته شده بود، فيلمسازاني كه فضاي كار براي آنها در آن دوران چندان هم آسان نبود و در دوره جديد براي اين گروه از فيلمسازان شرايط كار كاملا مهيا بود، اما كساني كه بدنه اصلي سينماي پيش از انقلاب را تشكيل مي دادند، فهميده بودند كه نمي توانند در فضاي جديد به فعاليت هاي خود ادامه دهند. پالايش فقط در بخش نيروي انساني نبود بلكه تماميت سينما مورد بازبيني قرار گرفت تا سينماي ايران بتواند در شرايط جديد و بهتري پايه هاي سينماي نوين ايران را بنا بگذارد. س : آن زمان گونه هاي سينمايي در ايران دوباره تعريف شدند؟ ج : ما گونه هاي سينمايي را تعريف نكرديم چون گونه هاي سينمايي در دنيا تعريف واحد خود را دارند ما تلاش كرديم به همه گونه هاي سينمايي بپردازيم و در سينماي ايران گونه هاي مختلف اعم از پليسي، كودك، كمدي، خانوادگي و... را داشته باشيم. س : براي سينماي دفاع مقدس چه برنامه اي داشتيد؟ ج : موفق شديم گونه سينماي دفاع مقدس را پايه گذاري كنيم. چون در سينماي دنيا دو نوع فيلم جنگي وجود دارد، حماسي از نوع خوبش تا نوع مبتذل، يك گونه ديگر هم بود كه مردم در آنها حضور داشتند كه بيشتر محصول كشورهاي اروپاي شرقي بودند، اما در جنگ ما اتفاقاتي رخ مي داد كه نمي شد در هيچ كدام از اين نمونه ها آن را گنجاند. به همين دليل، واقعيت جنگ ابتدا در فيلم هاي مستند جلوه يافت و بعد در فيلم هاي كوتاه تمرين شد و زماني كه بنياد سينمايي فارابي راه اندازي شد، تلاش كرديم كه يك سينماي حرفه اي را در زمينه دفاع مقدس پايه گذاري كنيم. در اين زمان فيلم هايي مانند ديده بان، افق پرواز در شب و... ساخته شدند كه تجربيات موفقي بودند كه با واقعيت هاي جنگ همخواني داشتند و شبيه هيچ فيلم جنگي ديگر نبودند، چون جنگ ما شبيه هيچ جنگ ديگري نبود. امروز نسل هاي جديد روزهاي جنگ را به خاطر ندارند، اما اگر به سينماي دفاع مقدس آن موقع مراجعه كنند آنچه كه مي بينند واقعيت جنگ است. س : در زمان جنگ كه تحريم ها شديد بود شما براي ورود تجهيزات سينمايي چه مي كرديد؟ ج : در آن زمان اصلا بحث ورود تجهيزات سينمايي مطرح نبود. ما فقط مي توانستيم مواد مصرفي سينما را وارد كنيم. به همين دليل مواد مصرفي بخصوص نگاتيو در سينماي ما جيره بندي بود و فيلمسازان بايد با حدود 70 حلقه فيلم خود را مي ساختند. شايد امروز باور كردني نباشد كه روزي فيلمسازان ما با 70 حلقه نگاتيو فيلم مي ساختند، اما اين اتفاق در سينماي ما رخ مي داد چون انگيزه فرهنگي فيلمسازان ما درآن دوره بسيار بالا بود و انگيزه هاي اقتصادي را تحت الشعاع قرار مي داد، چيزي كه در سينماي امروز ما كم است و انگيزه هاي اقتصادي براي فيلمسازان ما در اولويت است. س : در آن دوران از چه كساني براي كار دعوت كرديد؟ ج : تقريبا از همه دعوت كرديم چه كساني كه سابقه حضور در سينماي آماتور را داشتند مانند كيانوش عياري و كيومرث پوراحمد و چه فارغ التحصيلان سينما در خارج از كشور كه بعد از انقلاب مي خواستند وارد سينماي حرفه اي شوند مثل مسعود جعفري جوزاني و فارغ التحصيلان داخل كشور مثل عليرضا رئيسيان. درهاي سينما را براي يك عده از قديمي هاي سينما كه آثار درخشاني را در دوره قبل ساخته بودند هم باز كرديم مثل بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي، عليرضا داوودنژاد، مهدي فخيم زاده و براي اين گروه شرايط جديد را توضيح مي داديم و آنها كار خود را در سينما آغاز كردند. س : در اين دعوت ها و نشست ها آيا به فيلمسازان خط فكري هم داده مي شد؟ ج : در سال هاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب، فيلمسازان دچار خودسانسوري شده بودند آنها فكر مي كردند در شرايط جديد نمي توانند كار كنند يا اگر خواسته باشند كار كنند در يك دايره محدود در مضامين و موضوعات مي توانند فيلم بسازند. عمده كاري كه ما بايد در اين زمينه انجام مي داديم اين بود كه اين سوءتفاهم را برطرف كنيم و به آنها اطمينان خاطر بدهيم كه مي توانند در يك دايره وسيع كار كنند. اگر اين گفتگو ها و رفع سوءتفاهم ها، دادن خط فكري تلقي مي شود، بله ما خط فكري مي داديم، ما مي گفتيم كه مثلا ساخت فيلمي مانند فعل حرام نيست چون در آن زمان فيلمسازان فكر مي كردند كه نبايد چنين فيلم هايي بسازند يا ساخت فيلمي مانند كار پسنديده اي است و بايد ساخته شود هرچند قبل از انقلاب اين فيلم اصلا شانس ساخته شدن نداشت چون در آن زمان عواملي جذابيت سينما را رقم مي زد كه فيلم جاده هاي سرد كاملا فاقد آن بود. جلسات ما با فيلمسازان در جهت رفع سوءتفاهم ها بود و اصرار داشتيم كه برخي از گونه هاي سينمايي را احيا كنيم. مثلا اصرار داشتيم كه سينماي كودك فعال شود، بخش خصوصي اصلا جرات نداشت در زمينه سينماي كودك سرمايه گذاري كند چون اصلا باورش نمي شد كه يك فيلم عروسكي بتواند مورد استقبال قرار بگيرد. به همين دليل ما خودمان در اين زمينه سرمايه گذاري كرديم و فيلم را توليد كرديم و نشان داديم كه مي شود فيلم عروسكي ساخت و مردم را به سينماها آورد. در واقع مي خواستيم دايره كار در سينما را توسعه دهيم. س : در زمان شما يك اتفاق مهم كه در سينماي ايران اتفاق افتاد پايه گذاري بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي بود كه سينماي ايران را به جشنواره هاي خارجي و دنيا معرفي كرد در اين باره هم توضيح مي دهيد؟ ج : توجه به بخش بين الملل از همان ابتداي طراحي برنامه هاي سينما در دستور كار ما قرار داشت. مديريت سينما تصميم داشت از طريق سينما ايران را كشور خلاق، داراي فرهنگ ديرينه و... به دنيا معرفي كند. اين اتفاق از همان روزهاي اول نمي توانست تحقق يابد چون هنوز سينماي ما تجربه زيادي كسب نكرده بود، اما در سال 64 فيلم «جاده هاي سرد» به جشنواره برلين راه يافت، البته در ابتداي راه ما هم زياد راه و روش ارائه فيلم به جشنواره هاي خارجي را بلد نبوديم و بايد كم كم ياد مي گرفتيم. افرادي كه در بخش بين الملل فارابي كار مي كردند ابتدا فقط به جشنواره هاي خارجي مي رفتند و در بازار فيلم ها شركت مي كردند فقط براي اين كه فيلم خريداري كنند. آنان به تدريج راه و روش معرفي فيلم هاي ايراني به جشنواره هاي خارجي را ياد گرفتند.حضور فيلم «جاده هاي سرد» در جشنواره برلين راه را براي ارائه فيلم هاي ايراني به جشنواره هاي خارجي باز كرد و توفيقات سينماي ايران شروع شد، توفيقاتي كه روز به روز بيشتر شد. حضور بين المللي سينماي ايران به جايي رسيد كه امكان نداشت جشنواره اي طالب حضور فيلم هاي ايراني نباشد. در ابتدا گمان بر اين بود كه فيلم هاي ايراني مانند تك شهاب گاهي در آسمان پديدار مي شوند اما به تدريج به اين باور رسيدند كه سينماي ايران باراني از شهاب است. نقد و بررسي سينماي ايران در محافل مهم سينمايي آغاز شد و بعد از مدتي جهانيان سينماي ايران را به عنوان يك جنس متفاوت از سينما قبول كردند و سينماي ايران توانست به عنوان يك سينماي شاخص در دنيا جاي خود را باز كند. س : بعد از پذيرفته شدن فيلم جاده هاي سرد در جشنواره برلين روي توليدات سينماي ايران براي پذيرفته شدن در جشنواره هاي خارجي هم برنامه ريزي كرديد يعني تصميم گرفتيد فيلم هاي جشنواره پسند توليد كنيد؟ ج : هيچ وقت. ما هميشه شعارمان اين بود كه فيلمي در دنيا موفق مي شود كه براي ايراني ساخته شده باشد. در اين باره من هميشه يك مثال مي زدم و مي گفتم كه تنها ميوه اي كه به نام ايران در جهان معروف است سيب گلاب است سيبي كه در اين آب و خاك مطابق ذائقه ايراني پرورش مي يابد؛ اگر ما سيب گلاب خوب داشته باشيم تمام دنيا خريدارش هستند و اگر بخرند مي فهمند كه اين سيب، ايراني است مثل زعفران و فرش ايراني. اگر سينماي ما هم واجد عطر و بوي ايراني باشد مردم دنيا آن را مي پذيرند و با ديدن آن به ياد ايران مي افتند. اين عطر و بو باعث شده بود كه سينماي ايران بي رقيب باشد. س : بنابراين اين گفته را هم قبول نداريد كه سينماي جشنواره اي ايران در دهه 60 اين باور را به مردم دنيا داد كه ايران كشور فقير و بدبختي است كه مردم بدبخت آن از خوشبخت ها بيشتر است؟ ج : اين بحث ها در چند فصل مطرح شد در فصل اول از ناحيه كساني عنوان شد كه اصولا صحنه بين المللي سينماي ايران را نمي شناختند. يك گروه ديگر بودند كه به فيلمسازاني كه در سطح بين المللي مطرح مي شدند حسد مي ورزيدند و يك گروه هم بودندكه دچار سوءتفاهم بودند، اما جالب اينجاست كه هر كدام از اين سه گروه چنانچه با جشنواره هاي خارجي ارتباط برقرار مي كردند و مي توانستند به آنها راه پيدا كنند خيلي زود نظرشان عوض مي شد. در فصل بعد در زماني كه سينماي ايران در سطح جهاني موفقيت هايي كسب كرد برخي از فيلمسازان هدفشان را موفقيت در اين راه قرار دادند و سعي كردند فيلم هايي بسازند كه بتوانند در صحنه بين المللي سهمي داشته باشند، اما اين گروه نتوانستند موفق شوند به اين دليل كه آنها فيلم هايي مي ساختند كه مطابق ذائقه مديران جشنواره هاي خارجي بود. آنها از اين نكته غافل بودند كه توفيق سينماي ايران در جهان به دليل شعر سينماي ايران بود نه به دليل نمايش فقر مردم ايران. مردم دنيا به دنبال شعر سينماي ايران بودند و آنقدر اين خواسته در آنها قوي بود كه فقر موجود در فيلم ها را نمي ديدند، اما در فصل سوم اتفاقي كه افتاد اين بود كه رفته رفته حمايت از سينماي ايران كم شد در اين شرايط سينماي ايران بايد روي پاي خود مي ايستاد، بنابراين بايد حامي پيدا مي كرد به همين دليل گروهي از فيلمسازان به سمت برخي از حاميان خارجي كشيده شدند در اين شرايط فيلم هايي در داخل ايران توليد مي شدند كه آبشخور فرهنگي آنها ايراني نبود و تقاضايي را پاسخ مي داد كه با فرهنگ ما بيگانه بود. س : سينماي ايران در هيچ دوره اي نتوانسته كه به بازار جهاني راه پيدا كند و اكران بين المللي بگيرد شما دليل اين عدم توفيق را در چه مي دانيد؟ ج : اكران جهاني فيلم هاي ايراني، پخش تلويزيوني، حضور در سينما تك ها، حضور در محافل دانشگاهي و... صحنه هاي مختلفي هستند كه هر كدام تداركات خاص خود را مي طلبند. حضور در صحنه اقتصادي سينماي دنيا مستلزم سرمايه گذاري است. ما بنيه اين كار را واقعا نداشتيم تا روزي كه من در فارابي بودم كل بودجه اي كه در 11 سال در بخش بين الملل هزينه كرديم يك ميليون دلار بود كه به پول امروز مي شود يك ميليارد تومان و اين پولي است كه امروزه صرف ساخت يك فيلم مي شود. در صورتي كه در همان زمان ما شاهد اين بوديم كه كشورهاي ديگر ظرف يك سال چندين هزار دلار هزينه مي كنند تا براي سينماي كشور خود بازاريابي و اين سرمايه گذاري توسط دولت انجام مي شد. ما اصلا فرصت نكرديم كه اين بازاريابي را انجام بدهيم چون در آن زمان سينماي ما بدون پشتيبان شد. س : يعني بودجه لازم هيچ وقت در اختيار شما گذاشته نشد؟ ج : بهتر است بگويم هيچ وقت اين بودجه طراحي نشد. اكنون هم اين طراحي را نداريم. اگر يك موسسه سينمايي خواسته باشد در يك بازار فيلم غرفه بگيرد بايد هزينه هاي آن را خودش پرداخت كند در صورتي كه در بقيه دنيا چنين نيست و دولت به بخش خصوصي كمك مي كند. جالب اينجاست كه بخش بين الملل فارابي هنوز هم راهي را ادامه مي دهد كه ما طراحي كرده بوديم. در صورتي كه اين اشتباه است بايد اين بخش تغيير روش مي داد و به روز مي شد نه اين كه بنياد سينمايي فارابي رقيب بخش خصوصي شود. كشور ما تنها كشور خاورميانه است كه بنيه سينمايي قوي اي دارد، اما در عرصه بين الملل خوب عمل نمي كند بخصوص اكنون كه فناوري اطلاعات مانند ماهواره و اينترنت توسعه يافته و سينماي ايران با بنيه اي كه داشت مي توانست همه اين ظرفيت ها را در اختيار بگيرد، اما عملا دايره سينما را به دليل نوع برنامه ريزي ها روز به روز محدودتر كردند و موقعيت هاي بسيار ناب اقتصادي را از دست دادند، آن هم به اين دليل كه بخش خصوصي را ناديده گرفتند و از آن حمايت نكردند. *گفتگو از طاهره آشياني *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387