Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121875
تاریخ انتشار : 24 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 16

نگاهي به وضع 30 سال سينماي پس از انقلاب اسلامي(2)

آغاز حركت به سمت سينماي جهاني صنعت سينماي ايران در سه دهه گذشته مسير پرفراز و نشيبي را طي كرد و علاوه بر جذب مخاطبان داخلي، در صحنه بين المللي نيز جايگاه ويژه اي بدست آورد. اين حركت ناشي از همان نكته اي بود كه حضرت امام خميني(ره) در سال 57 فرمودند: در بخش پيشين اين گزارش ، روند تحولات سينما در يك دهه اول پس از پيروزي انقلاب را بررسي كرديم و اينك وضعيت دهه دوم را مرور مي كنيم.دومين دهه انقلاب با اكران فيلم هايي آغاز شد كه هنوز ياد و خاطره بسياري از آنها در ذهن علاقمندان به هنر سينما، به جا مانده است. فيلم هايي ماندگار چون باي سيكل ران اثر محسن مخملباف، در مسير تندباد اثر مسعود جعفري جوزاني، روز باشكو اثر كيانوش عياري، زرد قناري اثر رخشان بني اعتماد، سرب اثر مسعود كيميايي، ديده بان اثر ابراهيم حاتمي كيا و باشو غريبه كوچك اثر بهرام بيضايي كه به راحتي توانستند در سال 1368 پرده سينماهاي تهران را از آن خود سازند. گرچه از اكران اين فيلم ها قريب به 20 سال مي گذرد، اما هر يك از آنها با داشتن مضامين بكر اجتماعي و منحصر به فرد حماسي و اخلاقي در ميان تماشاگران سينما جايگاه ويژه خود را باز كردند و باي سيكل ران با 102 ميليون ريال فروش در نخستين اكران خود در تهران، زردقناري با 70 ميليون ريال در نخستين اكران در تهران، عروسي خوبان با 87 ميليون ريال در نخستين اكران به رقابت با فيلم هايي چون كشتي آنجليكا ساخته محمدرضا بزرگ نيا با 92 ميليون ريال فروش و گلنار ساخته كامبوزيا پرتوي با 160 ميليون ريال فروش و ساخته منوچهر عسكري نسب با 130 ميليون ريال فروش در نخستين اكران هاي خود در سينماهاي ايران، پرداختند. خاطرات رقابت تك به تك سينماگران با يكديگر در 20 سال پيش در برخي از نشريات سينمايي آن دوران، از جمله ماهنامه فيلم درج شده است. آن قدر كه بازار سبقت گرفتن در اكران و ماندن در نوبت اكران براي فيلمسازان، مطرح و جدي بود، محتوي فيلم ها براي آنها قابل بحث و بررسي نبود. آنها ديگر حساس شده بودند و حتي شروع اكران آثار خود را همزمان با يك بارش برف سنگين (به عقيده خودشان) توطئه اي عليه اكران اثرشان قملداد مي كردند و با اين وصف به نظر مي رسيد كه دوره تثبيت در سينماي ايران در سال هاي بعد از انقلاب فرارسيده بود. ايرج صابري سينمانويس و منتقد درباره عبور سينما از دهه اول و ورود به دهه دوم مي گويد: ؟ و من به اين دليل دهه اول را دهه نام هاي ناآشناي سينماي ايران مي دانم و در همين دهه بود كه بسياري از سينماگران اولين تجربه هاي خود را در سينما ساخته و نمايش دادند كه در آن ميان يك نام بيشتر از ساير نام ها شنيده مي شد و آن نام محسن مخلمباف بود كه با سومين تجربه خود يعني نشان داد كه فوت و فن جلب تماشاگر را دريافته است و با ساخت و ارائه چهارمين اثر خود يعني نشان داد كه چگونه مي تواند توجه صاحب نظران و نخبگان سينماي ايران را به كار خود جلب كند، گرچه او خيلي سريع به سينماي شخصي خود روي آورد و توانست شمار زيادي از طرفداران و مخالفان را نسبت به فكرها و ترديدهاي خود، دور و بر سينماي ايران جمع كند>. صدور سينماي ايران با اين حال فيلم ساخته عباس كيارستمي در جشنواره فجر سال 1368 توانست به عنوان برترين اثر سينمايي كشور شناخته شود و از همان جشنواره توانست به فستيوال هاي جهاني بسياري راه يابد و راه را براي حضور بسياري از آثار سينمايي در مجامع خارجي هموار كند. ايرج صابري در اين باره معتقد است كه دهه دوم سينماي ايران يعني 1368 تا 1378 را بايد دهه فتح جشنواره هاي بين المللي قلمداد كرد؛ زيرا در اين دهه نام عباس كيارستمي از سينماي ايران بيشتر از ديگران درخشيد و بزرگترين موفقيت او در سال 1997 دريافت جايزه ويژه جشنواره بين المللي كن براي فيلم بود كه در واقع جايزه اي براي سينماي ايران بود. ايرج صابري مي گويد: به موازات آن، نام ابراهيم حاتمي كيا در داخل ايران بيش از ساير نام ها مطرح و قابل اعتنا بود و آثار خوبي از او در سينماي ايران به ثبت رسيد. براساس آمارها اكران 62 ساخته بلند سينمايي از سينماگران فعال كشورمان در سال 1369 هم نشان از عزم سينماگران براي فتح پرده ها و گيشه هاي سينماي ايران داشت كه بيشترين سهم آن به مهدي فخيم زاده با اكران فيلم اختصاص يافت و در نخستين اكران خود در تهران 238 ميليون ريال فروش داشت. (قيمت بليط سينما در آن روزها 25تومان بود). يك محقق سينمايي كه جزوه اي درباره آثار اكران شده در سال 1370 را به عنوان پايان نامه تحقيقاتي اش به دانشگاه تهران ارائه كرده است، در برداشت هاي تحقيقاتي خود درباره آثار عرضه شده در سينماي ايران در سال 1371 مي گويد: بهترين اثري كه در سال 71 در سينماي ايران به تماشاي آن نشستم اثر امير نادري بود كه متاسفانه تنها هفت ميليون ريال فروش داشت. او همچنين در جزوه تحقيقاتي خود نوشته است: امير نادري ترجيح دادند.> در جزوه اين محقق همچنين از سردرگمي سينماگران در سلايق تماشاگران صحبت به ميان آمده و گفته شده است: در دهه هفتاد ذائقه مردم تغيير زيادي كرد و فيلمسازان كمتر مي توانستند به سطح سلايق و خواست هاي عمومي دسترسي داشته باشند و تا آثار آنها برپرده سينما نمي رفت، هيچ كس درباره توفيق يا شكست آن اثر نمي توانست نظر قاطعي ارائه كند، مگر جماعت منتقد فيلم كه در نشريات سينمايي دهه 70 مباحث فني و توليدي يك اثر را موشكافانه بررسي مي كردند، اما هيچ گاه منتقدان سينمايي و فروش بالا و استقبال عموم را از يك فيلم نشان توفيق و موجه بودن آن اثر نمي دانستند و هنوز هم براين موضوع اصرار مي كنند. با اين حال تعداد 50 اثر سينمايي كه در سال 1370 فرصت اكران در سينماهاي كشور را يافتند، نشان از روي آوردن سينماگران به توليد روزافزون داشت. در سال 70 همچنين آثار ارزنده اي چون سفر جادويي ساخته ابوالحسن داودي، عروس ساخته بهروز افخمي، گروهبان ساخته مسعود كيميايي، مجنون ساخته رسول ملاقلي پور و گربه آوازه خوان ساخته كامبوزيا پرتوي، در ميان استقبال خوب دوستان سينما به روي پرده رفتند. سال منتقدان سال 72 براي منتقدان يك سال خوب در توليدات ارزنده سينماي ايران محسوب مي شد، زيرا فيلم توسط محسن مخملباف فرصت اكران عمومي يافت، گرچه منتقدان و صاحب نظران سينما پيش از آن حرف هاي خودشان را درباره اين اثر در زمان نمايش در جشنواره فيلم فجر سال 71 گفته بودند، اما دكتر هوشنگ كاووسي كه يكي از بنيان گذاران توسعه فرهنگ سينما در كشورمان است، در اين باره به سرويس گزارش روزنامه اطلاعات مي گويد: اين اثر مخملباف يك اثر خالص سينمايي بود و قبل و بعد از آن اثري از سينماي ايران تا اين حد در من اثر نگذاشته بود. دكتر كاووسي كه اين روزها مشغول مطالعات در ادبيات سينمايي و ديگر زمينه هاي ادبي كشورمان است، مي گويد: ما هنوز هم سينماي كامل و خالص ايراني نداريم، سينمايي كه رنگ و بوي محلي داشته باشد. همه كشورها صاحب يك سينما هستند مثل سينماي اكسپرسيونيسم كه يك وقتي سينماي محلي آلماني ها به حساب مي آمد و يا سينماي نئورئاليسم ايتاليا كه در واقع واكنش هنرمندان آن كشور در قبال جنگ جهاني دوم بود. دكتر كاووسي خاطرنشان مي سازد كه ما فيلم مي سازيم، خوب هم مي سازيم، اما در عين آنكه ما ملت شاعري هستيم، از شعر در آن خبري نيست. به نظرم فيلم ايتاليايي جاده يك شعر است يك شعر تلخ، اما در سينماي كشورمان از شعر ايراني خبري نيست. يك كساني، نواري، CD يا كپي مجازي از فيلم يك كشور را پيدا مي كنند، جزييات، شكل و محتواي آن را برداشت و شروع به ساختن فيلم براساس آن مي كنند و شايد به اين دليل است كه ما هنوز سينماي خالص ايراني نداريم. اما دكتر كاووسي، اضافه مي كند كه امروز مردم ديدن يك فيلم را تنها تفريح نمي دانند، مردم امروز با مطالعه سينما را نگاه مي كنند و به محتواي آن بي اعتنا نيستند و من خوشحالم كه مردم سينما را تفريح نمي دانند و يك هنر مي شناسند، اما تاكيد دارم بايد روح شاعرانه ملت ايران در تمام فيلم ها جاري باشد و اميدوارم يك روز اين اتفاق در سينماي كشور رخ بدهد. در سال 72 فيلم هايي چون آباداني ها اثر كيانوش عياري، از كرخه تا راين اثر ابراهيم حاتمي كيا، خسوف از رسول ملاقلي پور، سارا اثر داريوش مهرجويي، صبح روز بعد اثر كيومرث پوراحمد، هنرپيشه اثر محسن مخملباف از مطرح ترين و شاخص ترين عناوين سينما بودند كه فروش 505 ميليون ريالي فيلم نشانگر توفيق و دستيابي توامان مخملباف به گيشه و انديشه بود. در همين حال فتحعلي اويسي با اكران فيلم از نخستين اكران خود به 295 ميليون ريال دست يافت و در صف رقباي گيشه مخملباف قرار گرفت. تنها يك اثر خانوادگي ملوديك مخصوص گروه هاي سني كودك و نوجوان بود و بعد از آن فيلم ساخته حبيب كاوش با فروش 218 ميليون ريال در اكران اول سينماهاي تهران به فرصت خوبي دست يافت و از فيلم ساخته خسرو شجاعي كه در اكران اول در تهران 201 ميليون ريال فروش داشت سبقت گرفت، اما در شهريور سال 72 فروش 244 ميليون ريالي فيلم ساخته داريوش مهرجويي در اكران اول تهران، دومين سبقت جانانه در عرصه رقابت فيلمسازان بود كه به ثبت رسيد. ايرج طهماسب و حميد جبلي كه مدت ها در برنامه كودك و نوجوان شبكه اول با كاراكتر كلاه قرمزي و پسرخاله به فتح دل هاي كودكان و نوجوانان و حتي بسياري از بزرگسالان ابتداي دهه هفتاد رفته بودند، ناگهان تصميم گرفتند يك اثر سينمايي از كلاه قرمزي و پسرخاله را روي پرده سينماها ببرند، بسياري تلاش كردند كه آنها را از اين كار منصرف كنند، زيرا معتقد بودند كه جذابيت ها و شيرين زباني هاي كلاه قرمزي و پسرخاله به اندازه كافي در تلويزيون مصرف شده است. اما جبلي و طهماسب در سال 1373 دست به كار شدند و در آذرماه همان سال آن را به روي پرده بردند و نخستين رقم ميلياردي را در سينماي ايران (در يك اكران تهران) به ثبت رساندند و موج عظيمي از جمعيت را در اكران هاي بعدي نيز به داخل سينماها كشاندند. و مسئولان وزارت ارشاد نيزخبر فروش 1 ميلياردو723 ميليون ريالي اين فيلم را در پايان اكران تهران رسما اعلام كردند. در همين حال كيومرث پوراحمد تنها 57 ميليون ريال در اكران تهران فروخت و ابوالحسن داودي نيز در همان سال توانست رقم 405 ميليون ريالي را براي فيلم در اكران تهران به دست بياورد كه در ميان اعداد و ارقام سال 73 رقم قابل توجهي بود و پس از آن مرضيه برومند با 308 ميليون ريال فروش در اكران اول تهران نيز مويد اين بود كه سينماي مضموني كودك و نوجوان حرفي تازه براي سينما و كشيدن مردم به سمت گيشه ها دارد. در همين حال رسانه هاي آن روزگار خبر دادند كه فيلم ساخته حميد خيرالدين با مضموني برخوردار از فضاي كودك و نوجوان تنها 7 ميليون ريال در اكران اول خود فروش داشت و بعد از آن نيز ديگر در جايي اكران نشد و به دليل آنكه توليد تلويزيوني بود يكي دو بار از شبكه دوم پخش گرديد. با اين حال خوب است برخي از توليدات ارزنده سينماي 73 را به خاطر بياوريد آثاري چون روز فرشته اثر بهروز افخمي، ردپاي گرگ اثر مسعود كيميايي و زيردرختان زيتون اثر عباس كيارستمي. در سال 1374 جز چند اثر به يادماندني همچون پري ساخته داريوش مهرجويي، روز واقعه ساخته شهرام اسدي، سلام سينما ساخته محسن مخملباف و كيميا ساخته احمدرضا درويش، اثر چنداني در خاطره سينما دوستان به جاي نمانده است، گرچه در همين سال 55 فيلم اكران شده، نشان از توليدات كمي خوبي داشت. در طول سال 74 سه فيلم ساخته ايرج قادري با 875 ميليون ريال فروش، ساخته كامبوزيا پرتوي با 870 ميليون ريال فروش و ساخته داريوش مهرجويي با 350 ميليون ريال فروش در نخستين اكران خود در تهران توانستند به گيشه هاي خوبي برسند و از رقباي سال 74 خود سبقت بگيرند. بوي پيراهن يوسف ساخته ابراهيم حاتمي كيا، در سال 75 نشان داد كه هنوز نبض سينمايي انقلاب و دفاع مقدس در طپش است. در همين حال فيلم او نيز با استقبال خوبي از سوي منتقدان سينماي دهه 70 مواجه شد و در ميان 65 فيلم اكران شده در سال 75 توجه بسياري از محافل روشنفكري و هنري را به سوي خود جلب كرد. در اين سال فيلم است ساخته كمال تبريزي با 956 ميليون ريال فروش در گيشه هاي اكران اول تهران، پرفروش ترين فيلم سال شد. سينماي ايران در پايان دهه دوم سال 1376 سال منتقدان سينمايي است، آنها بيشترين اعتراض ها را به ساخته هاي نه چندان كيفي سينماي ايران ابراز داشتند با اين حال عناوين فيلم هاي خوبي در ذهن علاقمندان به سينما از سال 76 به ثبت رسيده است. از آن جمله مي توان به فيلم هاي آدم برفي ساخته داود ميرباقري، بچه هاي آسمان ساخته مجيد مجيدي، سلطان ساخته مسعود كيميايي، ليلا ساخته داريوش مهرجويي و نون و گلدون ساخته محسن مخملباف، اشاره كرد. در سال77 نيز سينماي ايران آثار برجسته اي را همچون آژانس شيشه اي ساخته ابراهيم حاتمي كيا با مضمون دفاع مقدس، بانو ساخته داريوش مهرجويي، بانوي ارديبهشت ساخته رخشان بني اعتماد و حاجي واشنگتن ساخته علي حاتمي، تجربه كرد. در آخرين سال از دهه دوم سينماي ايران يكي از نادرترين اتفاق ها در سينماي ايران رخ داد كه طي آن مجيد مجيدي براي نخستين بار از پسري نابينا براي بازي در فيلم دعوت به عمل آورد تا نقش نوجواني را بازي كند كه پدرش قصد ازدواج مجدد دارد. ابراهيم حاتمي كيا نيز با فروش 456 ميليون ريالي فيلم خود در نخستين اكرانش در زمستان سال 1378 در تهران مدعي شد كه سينماي دفاع مقدس هميشه حرفي تازه براي زدن دارد، با اين حال فيلم هاي شوخي ساخته همايون اسعديان با رقمي بالغ بر يك ميليارد ريال در شهريور سال 1378 در اكران اول در سينماهاي تهران و طوطيا ساخته ايرج قادري با رقمي معادل 2ميلياردو121 ميليون ريال دراكران نخست در تهران به رقابت گيشه اي با فيلم هاي عشق بدون مرز پوران درخشنده با فروش 1 ميلياردو185 ميليون ريال، قرمز ساخته فريدون جيراني با فروش 5/3 ميلياردي در اكران نخست در سينماي تهران پرداختند. حسن فرازمند * منبع : روزنامه اطلاعات، یکشنبه ٢٠بهمن ١٣٨٧، ص ٥