Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122055
تاریخ انتشار : 27 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 5

زمينه هاي بين المللي پيروزي انقلاب اسلامي در ايران

الهه كولايي
الهه كولايي خبرگزاري فارس: انقلاب اسلامي، بر پايه اسطوره هاي ديني، سبب شد بسياري از نظريه پردازان تحولات اجتماعي به تبيين نقش مذهب در عرصه كنش هاي سياسي- اجتماعي توجه پيدا كنند. براي تبيين و تحليل انقلاب اسلامي ايران، در سال هاي گذشته مقالات و كتاب هاي بسياري نگاشته شده است. يكي از برجسته ترين مباحث در اين مورد شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي ايران در آستانه اين تحول عظيم بوده است. محمدرضا پهلوي، علي رغم حمايت موثر آمريكا كه ايران را "جزيره ثبات " در منطقه اي پرتحول ارزيابي مي كرد، تاب مقاومت در برابر فشار جنبش عظيم مردمي را نداشت. ساختار نظام بين الملل و تقابل همه جانبه دو قطب قدرت در آن (آمريكا و اتحاد شوروي) شرايط را براي بهره گيري داخلي مهيا كرده بود. آمريكا براي حمايت از رژيم وابسته به خود، در برابر تهديد اقدام نظامي از سوي اتحاد شوروي براساس قرارداد 1921 ناچار از خويشتن داري جدي بود.1 انقلاب اسلامي، بر پايه اسطوره هاي ديني، سبب شد بسياري از نظريه پردازان تحولات اجتماعي به تبيين نقش مذهب در عرصه كنش هاي سياسي- اجتماعي توجه پيدا كنند. وقوع اين انقلاب سبب شد، در خاورميانه، توازن قدرت به نفع اتحاد شوروي دگرگون شود. دو ابرقدرت بازي خود را در قالب بازي با حاصل جمع صفر (همه يا هيچ) دنبال مي كردند. بنابراين سقوط نظام پادشاهي وابسته به ايالات متحده، در عمل مزيتي براي اتحاد شوروي ارزيابي مي شد. ولي شعار "نه شرقي، نه غربي " به زودي نشان داد اتحاد شوروي نيز به طور مستقيم از ايجاد فرصت هاي جديد در ايران بي بهره مي ماند.2 يكي از مهم ترين بحث ها، در خصوص علل شكل گيري انقلاب اسلامي، را مي توان در آثار تدا اسكاچپول يافت كه همراه با بررسي ريشه ها و علل داخلي شكل گيري بحران اجتماعي و پيامدهاي آن در ايران، فشارها و كشمكش هاي بين المللي را هم مورد توجه قرار مي دهد. در شرايطي كه دولت قابليت و توانايي تمهيد منابع كافي براي سرمايه گذاري يا مقابله با اين فشارها را از دست مي دهد، انقلاب رخ مي دهد. خانم اسكاچپول مسأله انقلاب و امكان تحقق آن را در جوامع كشاورزي مطرح مي سازد كه مشخص مي شود قابل انطباق با ايران نبوده است.3 در بحث هاي اسكاچپول، وقتي حكومت و عوامل آن به طور متمركز رفتار مي كنند، ابزارهاي سركوب ارتباط مستقيم با شرايط بين الملل دارد. به اين ترتيب، تحولات بيروني بر رفتارهاي اين رژيم ها اثرگذار است. وقتي اين سياست ها و ابزارها به طور غيرمتمركز عمل كنند، در پيشگيري يا كنترل بروز نشانه هاي بحران اجتماعي موفقيت آميزتر مي شود. در اين چهارچوب براي شكل گيري انقلاب گروهي از نخبگان مستقل به وجود مي آيند كه مجموعه اي از اهداف و برنامه ها را هدف قرار مي دهند و با توجه به نقش دولت در كشورهاي در حال توسعه كه در شكل گيري تحولات اجتماعي بسيار تعيين كننده است، در هر تحول اجتماعي بايد رفتار آن را مورد توجه قرار داد. پس در شكل گيري هر حركت انقلابي بايد نوع رفتار و مواجهه دولت را نيز به طور جدي مورد بررسي قرار داد. وابستگي دولت در جهان سوم سبب مي شود، تحولات جهاني و شرايط بين المللي به طور مستقيم سياست ها و رفتارهاي آن را تحت تأثير قرار دهد. مثلا وابستگي درآمد ارزي اين كشورها به تحولات بازار جهاني عامل بسيار مهمي در اين فرايند به شمار مي آيد. با توجه به شرايط ايران در دهه هاي 1340 و 1350 جامعه ايران در آستانه انقلاب اسلامي جامعه اي كشاورزي نبود. اصلاحات آغاز دهه 1340 كه براساس برنامه اتحاد براي پيشرفت كندي، در پاسخ به انقلاب كوبا و احتمال سرنگوني دولت هاي وابسته به آمريكا در جهان سرمايه داري و وابستگان آمريكا مطرح شده بود4، در عمل موجب تهي شدن روستاها و مهاجرت هاي گسترده روستاييان به شهرها شده بود. حاشيه نشيني به پديده گسترده اي در نيمه دهه 1350 تبديل شده بود. ايران، با اجراي اصلاحات شاه از كشوري كشاورزي به واردكننده توليدات اين بخش تبديل شده بود. در نتيجه اجراي سياست وارداتي اصلاحات، و تن ندادن شاه به الزامات دگرگوني هاي سياسي- اجتماعي همراه با تحولات اقتصادي- فرهنگي، عدم توازن و شكنندگي روزافزون نظام سياسي ايران را در پي آورده بود. افزايش بهاي نفت در آغاز دهه 1350، به دنبال شوك نفتي جهاني، و افزايش شديد بهاي نفت با پر شدن بازارهاي ايران از كالاهاي وارداتي همراه شد. اين وضعيت سبب استقلال عمل شاه، هم در برابر جامعه داخلي و هم در برابر جامعه جهاني شد.5 شاه مجال آن را يافت تا با بهره گيري از درآمد نفتي و بي توجهي به هشدارها و اظهارنظرهاي مشفقانه وابستگانش بر سياست هاي موردنظر خود اصرار ورزد. او دستگاه سركوب را تقويت كرد و با تاسيس حزب رستاخيز مخالفان خود را به گرفتن گذرنامه و خروج از كشور دعوت كرد. اصلاحات وارداتي شاه، ساختارهاي فرهنگي روستاها را نيز دگرگون ساخت. ايجاد خانه هاي فرهنگ، خانه هاي انصاف، شوراهاي روستايي و نهادهاي مشابه ابزارهاي اين تحول بود. شاه فرصت آن را يافت تا ديدگاه هاي شخصي خود را در اداره كشور مستقر سازد و خود را نسبت به به عوامل بيروني و دروني بي نياز تلقي كند. محمدرضا پهلوي به ارزيابي هاي مشاوران كندي نيز براي اجراي اين مدل اصلاحات توجه نكرد. او از اين مجال براي تحكيم ديدگاه هاي خود استفاده كرد و كنترل متمركز در نواحي و مناطق مختلف را دنبال كرد كه به نوبه خود آسيب پذيري هاي نظام سياسي را شدت بخشيد. به اين ترتيب انقلاب اسلامي سبب شد نقش موثر مذهب و مفاهيم فرهنگي در شكل گيري حركت هاي سياسي مورد توجه مجدد قرار گيرد.6 در نظريه اسكاچپول، عامل دولت، نظام سركوبگر، دولت وابسته و در همان حال كنش و واكنش در نظام بين الملل مورد بررسي قرار مي گيرد. هرچند در اين نوشتار بيشتر به ساختار نظام بين الملل مي پردازيم، در انقلاب اسلامي نيز ميان شيوه هاي توليدي ماقبل سرمايه داري و نيروهاي سياسي- اجتماعي فعال در سطح جامعه جهاني ارتباط برقرار شود. اين امر كليشه هاي وابستگي را روشن تر مي سازد. يكي از مهم ترين شعارهاي انقلاب اسلامي نفي اين وابستگي و اساسا هرگونه سلطه بوده است. اين وابستگي سبب مي شود دولت وابسته، توسعه وابسته و دولت سركوبگر نتواند كنترل و هدايت تحولات داخلي را به دست بگيرد. براي تحقق و پيروزي اين انقلاب به عوامل بيروني نيز بايد توجه كرد. در ساختار نظام دوقطبي كه در پايان جنگ جهاني دوم شكل گرفت، تعارض دو ابرقدرت سمت و سوي تحولات را مشخص مي كرد.7 براي دولت آمريكا در جهت جلوگيري از سقوط نظام هاي وابسته به آن در گرو تن دادن، به اصلاحات دموكراتيك برآورد شده بود. از دهه 1340، اين نگرش قوت يافته بود كه رشد كمونيسم ارتباط مستقيم با فقر و محروميت مردم دارد. بر اين اساس، سياست هاي استبدادي و تن ندادن به خواسته هاي عمومي ثبات و امنيت كشورهاي بلوك سرمايه داري را مورد تهديد قرار مي داد. از اين ديدگاه، ايران به عنوان كشوري پر اهميت در اين مجموعه بايد به اين دگرگوني هاي ضروري تن مي داد. به اين ترتيب، در متن روابط وابسته ميان رژيم پهلوي و ايالات متحده، دگرگوني ساختاري متناسب با نيازها و الزامات نظام جهاني شكل مي گرفت. براي اين كه ايران بتواند نيازهاي خود را در اين رابطه تأمين كند، ضرورت توسعه صنعتي و رشد صنعتي مورد توجه قرار گرفته بود. با توجه به ابعاد و پيامدهاي وابستگي رژيم پهلوي به آمريكا، در سقوط اين نظام نيز اين رابطه بايد مورد مداقه قرار داد. به اين ترتيب ساختارهاي وابستگي در حفظ يا سقوط اين گونه نظام ها مي تواند نقش آفرين باشد. بر پايه تجارب گوناگون ساختار نظام بين الملل بر تحولات داخل كشورها، به ويژه جوامع در حال توسعه بسيار موثر بوده است. ساختار نظام جهاني مي تواند هم نقش تسهيل كننده و هم محدود سازنده ايفا كند. اين شرايط بر عملكرد حاكمان سياسي، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه، بسيار اثرگذار است. اين عامل مي تواند براي مردم اين كشورها نيز فرصت هاي مناسبي براي كنش هاي اجتماعي فراهم آورد. به هر ترتيب نظام دوقطبي و تقابل آمريكا و اتحاد شوروي به ظرفيتي براي تسهيل در پيشرفت مراحل گوناگون انقلاب اسلامي تبديل شد.8 همان گونه كه مرگ كندي سبب كاهش فشار بر رژيم محمدرضا پهلوي در ايران شد، و ايران را به بازار سلاح هاي گوناگون آمريكايي تبديل كرد، روي كار آمدن جيمي كارتر از حزب دموكرات نيز سبب افزايش فشار براي كاهش فشار سياسي در ايران از سوي محمدرضا پهلوي شد. افزايش درآمد نفتي ايران طي دهه هاي 1350 و 1340 اين مجال را براي نظام جهاني فراهم كرد تا ايران را از جايگاه پيرامون به شبه پيرامون انتقال دهد. با افزايش نابرابري هاي اجتماعي- اقتصادي در ايران اقتصاد وابسته به ايالات متحده دشواري هاي خود را بيشتر آشكار ساخت. با انتقال درآمدهاي نفتي به داخل اقتصاد ايران پديده تورم روز به روز ابعاد جدي تري يافت. اگرچه درآمدهاي ايران بسيار افزايش يافت، ولي همراه با آن خريدهاي تسليحاتي شاه سبب رونق مجتمع هاي صنعتي- نظامي آمريكا شد. او خواستار پيشرفته ترين سيستم هاي سلاح ها و تجهيزات نظامي بود تا نقش منطقه اي خود را به خوبي ايفا كند. ايران در دهه 1350 به بزرگ ترين خريدار سلاح هاي آمريكا در جهان سوم تبديل شده بود. به هر حال هم دموكرات ها و هم جمهوري خواهان در ايفاي نقش منطقه اي ايران و تجهيز آن اختلاف جدي نداشتند. جايگاه استراتژيك ايران در مرزهاي جنوبي شوروي و در شمال خليج فارس و تنگه هرمز، به نحوي تداوم روابط ايران و آمريكا را موجه مي ساخت. بي ترديد مدل توسعه وابسته، آثار و پيامدهاي آن در سقوط شاه عنصري اساسي بوده است. در دهه 1350 روابط سياسي- اقتصادي ايران و آمريكا از چنان گسترشي برخوردار شد كه در روابط با كشورهاي جهان سوم وابسته به آمريكا كم سابقه بود. شاه نيز مجال آن را يافته بود تا سركوب شديد مخالفان خود را به نتيجه برساند. ارتباط نزديك و تنگاتنگ ساواك با سيا شرايط لازم را فراهم كرده بود. فشار كارتر به شاه براي باز كردن فضاي باز سياسي در ايران، موقعيت را براي انفجار آماده ساخت. ضديت شاه با نمادهاي ديني و فشارهاي اقتصادي- سياسي- اجتماعي سبب شد تا فشارهاي خارجي، با تقاضاهاي داخلي آميخته شده، روند دگرگوني عظيمي را مهيا سازد. رژيم شاه، با بهره گيري از جايگاه خاص جغرافياي ايران، روابط بسيار حسنه اي را در زمينه اقتصادي با اتحاد شوروي سامان داده بود.9 تنش زدايي در روابط آمريكا و شوروي فرصت را براي اجراي سياست خارجي جديد شاه تحت عنوان "سياست مستقل " فراهم آورده بود. اين سياست درواقع چارچوب وابستگي به آمريكا، براي ايران مجال توسعه روابط اقتصادي با اتحاديه شوروي را ارايه كرده بود.10 ذوب شدن يخ ها در روابط دو ابرقدرت و پس از آن اجراي استراتژي نيكسون در خليج فارس، و برجسته شدن نقش ايران و عربستان، امنيت اين منطقه را برعهده دوستان آمريكا قرار داده بود. اين استراتژي سبب شد تا شاه بتواند از فرصت ايجاد شده بهره برداري كند.11 شاه در برابر امواج انقلابي منطقه هرچند كاملا به سياست هاي آمريكا پشتگرم بود، ولي بهره گيري از تعارض دو ابرقدرت را نيز پس از استحكام موقعيت خود، سازنده يافته بود. او به شدت نگران خيزش هاي مردمي در منطقه و به ويژه در ايران بود. حجم عظيم تسليحات آمريكايي و وابستگي فزاينده به آمريكا به هر حال اطمينان كافي را براي او ايجاد نكرده بود. نزديكي به اتحاد شوروي مي توانست در همان حال كه براي شوروي بسيار پرثمر باشد، براي شاه نيز در كاهش وابستگي به آمريكا در يك ميزان محدود قابل توجه مي نمود. براي روس ها نيز هرچند وابستگي سياسي شاه كاملا آشكار بود، ولي توسعه روابط اقتصادي دو كشور، مسيري براي كاهش علايق و وابستگي هاي شاه به آمريكا برآورد مي شد. 12 به هر ترتيب، شاه بر اين باور بود كه قدرت نظامي بدون پايه اقتصادي محكم و استوار معني ندارد، او توسعه روابط با بلوك شرق را نيز در اين چارچوب دنبال مي كرد. با اجراي سياست هاي كارتر در اعمال فشار براي تقويت فرآيندهاي دموكراتيك در ايران، شاه خطر كمونيسم را مطرح ساخت. او همواره از پيامد خروج از ايران و تبديل ايران به ايرانستان كه منظور تحكيم سلطه شوروي و تبديل ايران به يكي از اقمار آن بود به عنوان يك برآورد بازدارنده سخن مي گفت. ولي درواقع هراس شاه از مردم ايران بود. او بيشتر نگران تنش ها و نارضايتي هاي داخلي بود. هرچند همواره به نقش عوامل خارجي در تقويت فرايندهاي نارضايتي داخلي استناد مي كرد، موقعيت ويژه ژئوپلتيكي ايران براي شاه اين مجال را فراهم آورد كه بتواند هم با ايالات متحده روابط حسنه برقرار كند، هم با اتحاد شوروي ارتباط اقتصادي گسترده اي را سازمان دهد. فروش اسلحه هاي روسي به رژيم وابسته به آمريكا از تجربه هاي نادر دوران جنگ سرد است. ميليون ها دلار سلاح از شوروي به ايران تحويل شد، رژيمي كه براساس تحليل هاي ماركسيستي- لنينستي سركوبگر و عامل امپرياليسم معرفي مي شد. شاه در همان حال كه نقش ژاندارم منطقه اي آمريكا را ايفا مي كرد، با بهره گيري از فرصت ژئوپلتيكي بي نظير ايران، با اتحاد شوروي نيز روابط بي نظير اقتصادي را گسترش داد. در دهه 1350 روابط ايران و اتحاديه شوروي به طرز بي سابقه گسترش يافت. ايران جايگاه بالايي را در روابط خارجي اتحاد شوروي يافت، در حالي كه عضو اردوگاه سوسياليسم نبود. اين دستاورد تنها ناشي از توجه به جايگاه ويژه ايران بود كه قدرت هاي جهاني را همواره تحت تأثير قرار داده است. زمامداري كارتر در چارچوب توسعه وابسته ايران در دوران پهلوي، تأثير عوامل بيروني را برجسته تر ساخت. كارتر در انتخابات آمريكا بر دو محور تاكيد داشت: حقوق بشر، قطع صدور سلاح به رژيم هاي ديكتاتوري وابسته به آمريكا. هرچند باز هم ايران مستثنا شد و فروش سلاح به ايران ادامه يافت ولي فشارها نيز شدت پيدا كرد. ايران همچنان بزرگ ترين خريدار سلاح هاي آمريكايي ماند. منافع توليدكنندگان سلاح ها و سيستم هاي نظامي از ديدگاه هاي خاص كارتر و دموكرات ها نافذتر بود. البته براي دستگاه هاي اطلاعاتي امنيتي آمريكا شرايط ايران در نيمه دهه 1350 بسيار مطلوب مي نمود. ريچارد هلمز سفير آمريكا در ايران اين تصور را براي كاخ سفيد ايجاد كرده بود كه تا 10 سال بعد هم در ايران زمينه بحران وجود ندارد. اين تحليل تا حد قابل توجهي براي كرملين نيز قابل اعتنا بود. نه در شوروي و نه در آمريكا خطر جدي براي رژيم شاه از جهت ثبات سياسي- اقتصادي برآورد نمي شد. از ديد آن ها گروه هاي سازمان يافته اي كه انقلاب را برپا كنند در ايران وجود خارجي نداشتند. لذا كارتر از شاه خواست تا فشارهاي داخلي را كاهش دهد و فضاي سياسي را باز كند. او اين سياست را براي حفظ رژيم شاه خطرناك نمي دانست. البته در ميان مشاوران كارتر در اين زمينه اختلاف نظر وجود داشت ولي به هر حال در كرملين نيز كم و بيش تحليل هاي مشابهي در مورد وضعيت رژيم پهلوي وجود داشت. ولي اجراي سياست هاي نسنجيده شاه در نيمه دهه 1350، همراه با افزايش بهاي نفت، افزايش انتظارات و خواسته هاي مردم، با كاهش بهاي نفت، بيكاري و تورم همراه شده بود كه پايه هاي رژيم شاه را رو به تزلزل مي برد. مدل توسعه وابسته شاه سبب تشديد فشارها، و تنش هاي داخلي و خارجي، شد كه به سقوط رژيم شاهنشاهي منتهي شد. آمريكايي ها هنگامي به شدت و عمق نارضايتي ها و بحران در ايران آگاهي يافتند، كه بسيار دير شده بود و انقلاب اسلامي به كابوسي براي حزب دموكرات آمريكا تبديل شد. تزلزل و شكاف در مديريت سياست خارجي كارتر روندهاي انقلابي را تسريع و تعميق ساخت. در سال 1357 تحليل هاي سازمان سيا فاقد نشانه هاي نگراني از بحران در حال تصاعد در ايران بود. رژيم وابسته به آمريكا و دولت حامي آن كه يكي از پايه هاي نظام دوقطبي جهان را تشكيل مي داد، در برابر فشارهاي جنبش عظيم انقلابي مردم ايران، به رهبري امام خميني(ره)، چاره اي جز تسليم نيافتند. و دولت آمريكا رويارويي را به فرصت ها و موقعيت هاي بعدي واگذار كرد... پي نوشت ها: 1) ريچارد هرمن، نقش ايران در ادراكات و سياست هاي اتحاد جماهير شوروي، ترجمه الهه كولايي، اطلاعات سياسي- اقتصادي، شماره هاي 102-101، نهم و اسفند 1374، ص 39 2) براي اطلاع بيشتر ر.ك نه شرقي، نه غربي، ترجمه: ابراهيم متقي و الهه كولايي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1378 3) ناصر هاديان، نظريه تدااسكاچپول و انقلاب اسلامي، مجله راهبرد، شماره 9، بهار 1375، صص 26-1 4) براي اطلاع بيشتر ر.ك ايرنه گن زير، كارگرداني دگرگوني سياسي در جهان سوم، تهران: سفير، 1369 5) براي اطلاع بيشتر ر.ك يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب، ترجمه: احمد گل محمدي و محمد ابراهيم فتاحي، تهران: نشر ني، 1378 6) ناصر هاديان، پيشين. 7) براي اطلاع بيشتر ر.ك مارك گازيوروفسكي، سياست خارجي آمريكا و شاه، ترجمه: فريدون فاطمي، تهران: مركز، 1371 8) براي اطلاع بيشتر ر.ك الهه كولايي، اتحاد شوروي و انقلاب اسلامي، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379 9) همان Ruhallah Ramazani, Irans Foreign Policy 1941-73, Charlottesvill, University of Virginia, 1975 11) ر.ك الهه كولايي، پيشين 12) همان * منبع : www.farsnews.com، یکشنبه ٢٧بهمن ١٣٨٧